بازگشت به فهرست كتاب

فصل سوم ـ

جغرافیای تاریخی كرمان و شهر بم ـ 

جغرافیای تاریخی كرمان (قرون وسطا)

 

یعقوبی به سال 278 هجری درباره كرمان اینگونه می‌نویسد: ” و كرمان در طرف راست سیستان برابر ”جوزجان” واقع است و شهر بزرگتر كرمان ”سیرجان” است و آن شهری است استوار و با شكوه كه دلیر آن قرمان است و شهرها و قلعه‌ها بر آن عبارت است از ”بیمند” و ”خناب” و ”كوهستان” و ”كردستان” و ”مخون” (و) ”طمسكان” و سرورستان” و ” قلعه بم” و ”منوجان” و ”نرماشیر”

سرزمین كرمان با وسعت و پر اهمیت و آبهای آن اندك است و در شهری كه آن را جیرفت گویند، خرما درخت بسیار دارد و از آنجا به ”سند” می‌ روند، از جیرفت به رتق و دهقان و سپس به بل و فهرج كه اهالی آن فهره‌اس نامند و این آخرین شهر تابع كرمان است و رئیس مكران مدعی است كه از مضافات مكران می‌باشد، سپس به ”خروج” و این اول شهری است از مضافات مكران، سپس به شهر ”فنزبور” و این شهر بزرگتر مكران است. كرمان را عبدالرحمان بن ممره بن حبیب بن عبد شمس فتح نمود و بر دو میلیون درهم و دو هزار غلام و كنیز با شاه آن صلح كرد و این امر در خلافت عثمان روی داد”

                                                                                                (البلدان یعقوبی)

(290 ه) ابن فقیه نیز در مورد كرمان توصیفی دارد كه لازم به ذكر است: ” و از فارس چهل هزار هزار درهم می‌ستادند و از كرمان شصت هزار هزار درهم. زیرا كرمان سرزمین پهناور بود، صدو هشتاد فرسنگ در صد و هشتاد فرسنگ بود، و همه آبادان، و چندان آبادانی و عمارت داشت كه آب كاریز از مسافت پنج شب راه به آنجا می‌آمد. و بدین گونه كرمان درختان و جوی‌ها و چشمه ساران فراوان داشت.

از شیراز تا سیرجان (سیرگان) شهر مركزی كرمان شصت و چهار فرسنگ است. كرمان را چهل و پنج منبر كوچك و بزرگ است. از شهرستان‌های كرمان است: تفص (كوچ ـ كوفج) و بارز، مراج و بلوص (بلوچ) و جیرفت و آن شهر سیستان است و سیرجان، ماهان، بم و هرموز و رباط (رباط سرمستان).”                         (مختصر البلدان)

”مقدسی در قرن چهارم كرمان را به پنج كوره، یعنی پنج ولایت” تقسیم كرد كه هر ولایتی باسم كرسی آن ولایت مرسوم بوده است. از این قرار اول بردسیر، ناحیه خبیص در شمال آن، دوم سیرجان در مرز فارس، سوم بم، چهارم نرماشیر واقع در سمت خاور و حاشیه كویر و پنجم جیرفت مجاور سواحل بحر هرمز در قرون وسطی ایالت كرمان دوكسی داشت: 

”سیرجان و بردسیر”                               (سرزمین‌های خلافت شرقی)

چنانكه از این گفته بر می‌آید بم در قرن چهارم هجری جزو یكی از ولایت‌های پنج گانه كرمان بوده، و شهر بم را كرسی نشین ولایت معرفی كرده است، ظاهرا این ولایت از جانب شمال تا ماهان و از جنوب تا حدود دهات كروك و نسا و از مشرق تا حدود نرماشیر را در بر می‌گرفته كه یكی از مناطق كشاورزی بزرگ كرمان در حال حاضر می‌باشد.

” مقدسی گوید سیرجان در زمان آل بویه از شیراز بزرگتر و با شكوه تر بود و دو بازار داشت: كهنه و نو، با سرمایه‌های هنگفت و پارچه‌های قماشی كه سیرجان از جهت آنها معروفیت خاص داشت، همچنین كوچه‌های وسیع و عمارت‌های خوب و باغستان و هشت دروازه . 

عضد الدوله، دیلمی نزدیك دروازه حكیم خانه‌ای عالی ساخت و مسجد جامع شهر بین بازار كهنه و نو قرار داشت.”                                                                               (سرزمین‌های خلافت شرقی)

”یاقوت گوید كرمان در دوره سلاجقه از بهترین و آبادترین بلاد محسوب می‌شد ولی در قرن هفتم كه وی جغرافیای خود را می‌نوشت شهرهای آن ایالت خراب بود و كشت زارها بی حاصل و اهل سرگردان و بیچاره بودند بالاخره در پایان قرن هشتم جنگ‌های امیر تیمور ویرانی و خرابی كرمان را تكمیل كرد و آن ناحیه را سراسر بورطه خرابی و بدختی فرو برد”

                                                                 (سرزمین‌های خلافت شرقی)

” حافظ ابرو با اینكه پس از حمله تیمور بآنجا سفر كرده گوید سیرجان دومین شهر كرمان است (بعد از بردسیر) و قلعه‌ای محكم دارد و از صخره‌ای بلند.”                             (سرزمین‌های خلافت شرقی)

در كتاب تقویم البلدان (721 ه) از كرمان اینگونه یاد می‌شود:

”در ”المشترك” آمده است كه: كرمان به فتح كاف و به قولی به كسر آن سرزمین بزرگی است میان فارس و سجستان و مكران، كرمان را حدی است متصل به حدود خراسان و قبصه آن سیرجان است.

مصنف چون از ذكر فارس فراغت یافت، به ذكر كرمان پرداخت. حد غربی كرمان، حدود فارس است و حد جنوبی آن دریای فارس و حد شرقی آن زمین مكران از آن سوی سرزمین بلوص تا دریا و حد شمالی آن بیابان سجستان است.”                                 (تقویم البلدان)

 

توصیف شهرهای كرمان

”رایین در جنوب ماهان و هفتاد میلی شمال باختری بم واقع است. مقدسی گوید جای كوچكی است، مسجد آن در وسط بازار است و باغستانی بزرگ دارد در یك سوم راه از رایین به بم، اوارك و مهرگرد یا (مهرجرد) واقع است كه به بم متصل‌اند. اوراك هنوز موجود است و امروز آنرا بارك می‌گویند میان ابارك و بم شهر و دهرزین است كه مقدسی آنرا بصورت دارزین و دیگران بعنوان دارچین و دیروزین ضبط كرده‌اند. مسجدی خوب و همچنین باغستان و كشتزار داشته و آب شهر از نهر بوده است. ولایت نرماسیر كه آنرا به فارسی نرماشیر گویند در جنوب خاوری بم و حاشیه كویر واقع است و شهر نرماشیر كرسی آن ولایت است در نیمه راه بم و فهرج واقع شده و فهرج هنوز باقی است. در قرن چهارم نرماشیر شهری مهم بشمار آمده و مقدسی از قصرهای زیبا و كثرت جمعیت آن سخن رانده است. بازرگانان از اهل خراسان در آن شهر مقیم بوده و با عمان داد و ستد داشته‌اند. نرماشیر در راه حاجیان سیستان قرار داشت و از اینرو بازاری برای كالاها و امتعه قیمتی هند بود. نرماشیر در قرن چهارم از سیرجان كوچكتر بود و چهار دروازه داشت: دروازه بم (دروازه‌ای كه بزرگترین شهر نزدیك آن بم بوده است)، دروازه صورقان دروازه مصلی و دروازه كوشك مسجد شهر در وسط بازار واقع بود جلو دروازه بم سه قلعه معروف به خواهران واقع بود و خود شهر در اغوش نخلستان و باغستان جای داشت. (وجود این سه قلعه در جلوی دروازه بم اهمیت این معبر را مشخص می‌نماید) امروز از شهر نرماشیر اثری در نقشه‌ها نیست ولی دور نیست خرابه‌هائی كه امروز باسم چغوك آباد، یعنی گنجشك آباد در ساحل راست رودخانه كندرویی كه در جلگه نرماشیر دور می‌زند واقع است بقایای همان شهر بزرگ قرون وسطی باشد. این محل كه امروز در میان بیابان واقع است بقول حمداله مستوفی در قرن هشتم شهری معمور بوده است.

در بیست میلی جنوب فهرج شهر ریكان (كه بصورت ریقان و ریغان هم نوشته شده) واقع است. مقدسی گوید دارای قلعه‌ای است و مسجد جامع در جلو دروازه می‌باشد و نخلستان و باغستان دارد. حمداله مستوفی گوید ” هوایش گرم است حاصلش غله و خرما باشد”. بین ریقان و بم شهر كرك واقع است كه مقدسی آنرا با شهر ”باهر” همسایه كرك تواما ذكر نموده است این دو شهر در قرن چهارم شهرهائی آباد و دارای باغستان و نخلستان بوده‌اند  شهر نشا (نساء فعلی) نیز جزء ولایت نرماشیر بود اما محل آن معلوم نیست، اگر چه گفته‌اند در جلگه‌ای واقع و دارای باغ‌ها بوده و مسجدی در بازار داشته است و آبش از رود خانه بوده است.

تمام نصف جنوبی ایالت كرمان تا ساحل دریا داخل در ولایت جیرفت بوده است. جیرفت در قرون وسطی شهری بسیار مهم بوده و رودخانه‌ای از میان آن می‌گذشت اكنون خرابه‌های جیرفت به شهر دقیانوس . معروف است. ” (سرزمین‌های خلافت شرقی)

” در قرن چهارم ابن حوقل جیرفت را شهری بزرگ به طول دو میل وصفكرده و بنا بر تعریف او آن شهر تجارت‌خانه خراسان و سیستان بود و در سرزمین آن محصولات گرمسیری و سرد سیری هر دو به عمل می‌آید.  و مهمترین صاراتش نیل وهل وشكر و دوشاب بوده است.  در حوالی جیرفت ولایتی بود موسوم به میزان (كه مقدسی آنرا مسیحان ضیط كرده است). این ولایت باعستان‌ها و دهكده‌ها داشته با رظب و بادام و اترج فراوان000 شهردارای باروئی محكم بود با چهار دروازه: دروازه شاهپور، دروازه بم ( دروازه‌ای بوده كه اولین وبزرگترین شهر نزدیك به آن بم بوده است) دروازه سیرجان و دروازه بم و حوالی بازار قرا داشت000 ابن ابراهیم در تاریخ سلجوقیان در قرن ششم از موضعی به نام قمادین مكرر اسم برده گوید مكانی است نزدیك دروازه جیرفت كه بازرگانان رومی ( یونانی) هندی در آنجا انبار‌ها داشتند و مسافرین، چه آنها كه از دریا می‌آمدند و چه آنها كه از خشكی، می‌توانستند امتعه خود را در آنجا بگذارند هم او در جای دیگر گوید كالاهای پر قیمت از چیر و ماورا النهر و ختا و هندوستان و خراسان و زنگبار و حبشه و مصر و یونان و ارمنیه و عراق و آذربایجان همه برای فروش در انبارهای قمادین موجود بود ـ”

( سر زمینهای خلافت شرقی)

”در پنجاه میلی جنوب ولاشگر شهر مهم منوقان است كه امروز به آن منوجان گویند. مقدسی در باره منوقان گوید بصره كرمان است مو مقصود او از این وصف بیان اهمیت تجارتی آن شهر است. ”

                                             (سرزمین‌های خلافت شرقی)

” هرمز كهنه در قرن چهارم هم بندر كرمان وهم بندر سیستان بود و بعد‌ها كه هرموز نو در جزیره احداث گردید هرمز كهنه جای قیس را گرفت، همانگونه كه قیس جای سیرف را گرفته بود مهمترین بنادر تجارتی خلیج فارس شد. اصطخری در باره هرموز (كهنه) گوید مسجد جامعی دارد، منازل بازرگانان در روستاهائی است كه دو فرسخ تاشهر مسافت دارند، شهر تخیلات بسیاردارد و كشت كاری آنها غالبا ذرت ونیل وزیره ونیشكر است. مقدسی بازار هرموز را ستوده گوید بازاری نیكو دارد و شهر از فتوات مشروب می‌شود و خانه‌های آن از خشت ساخته شده است.”

                                           ( سرزمین‌های خلافت شرقی)

وضع تجارت كرمان

” تجارت كرمان از فارس به مراتب كمتر است و جغرافی نویسان عرب اطلاعات كافی از اوضاع تجاری این ایالت در كتب خود ذكر نكرده‌اند مقدسی گوید در كرمان خوراك عمده اهالی خرما و ذرت است واز آنجا خرما به خراسان و نیك به فارس صادر می‌كنند. از منطقه ولاشگرد به هرموز غلات صادر می‌شود و از انجا به وسیله كشتی به ممالك مختلف ارسال می‌گردد.”

                                              ( سرزمین‌های خلافت شرقی)

 ” راه بزرگ كاروانی از سیرجان به سمت خاور مكران از شهر‌هائی می‌گذشت كه امروز از آنها اثری باقی نیست. این راه از رائین می‌گذشت و از راه سدرزین و بم و نرماشیر به فهرج، در حاشیه كویر ، می‌رفت000 احتمالا همان راه تاریخی ادویه راه سیرجان به سمت خاور تا جیرفت.”

                                        ( سرزمین‌های خلافت شرقی)

جغرافیای تاریخی شهر بم

بطوری كه در صفحات قبل نیز متذكر شدیم در كتاب البلدان یعقوبی (278 ه) به شهر به اشاره‌‌‌ای شده است. مولف پس از درج مطالبی در مورد ایالت كرمان از شهر‌ها و قلاع آن زمان كرمان بدینگونه صحبت می‌كنند: ”و شهرها و قلعه‌های آن عبارت است از” بیمند و خناب و كوهستان و كردستان و مغون(و) طمسكان و سروستان و قلعه بم ومنوجان ونرماشیر به طوری كه ملاحظه می‌شود یعقوبی متذكر گردیده كه قصد او توضیح شهرها وقالع كرمان است و مشاهده می‌گردد كه او بغیر ازبم بقیه نواحی را فقط به اسم نامیده ولی در مورد بم” قلعه به” را درج نموده است. بطور قطع سایر شهرها نیز از حصار واستحكاماتی برخوردار بوده‌اند، ولی این مطلب می‌تواند تاكیدی به منظور آشكار ساختن وضع خاص این شهر در سنه278 هجری باشد.

این فقیه بر خلاف یعقوبی از قلعه بم در كتاب خود مختصرالبلدان (290ه) صحبتی نكرده و فقط به درج نام بم به عنوان شهرستانی از شهرستانهای كرمان اكتفا نموده است. ولی باید متوجه بود كه شهرستان بم را هم ردیف سیرجان، ماهان و هرموز كه از مراكز بزرگ شهر نشینی آن عهد بوده‌آند قرار داده است.

توصیف اصطخری از شهر بم می‌تواند روشنگر وضع خاص این شهر در تاریخ 346 ه. باشد. ” شهربم نخیل و روستای فراوان دارد وروز آدینه در سه مسجد نماز آدینه كنند: در بازار” مسجد خوارج” ودربزازان” مسجد سنت ” ودر قلعه شهر مسجدی دیگر بود. و بیت المال صدقات مسجد آدینه درند”     (مسالك و ممالك)

زاین گفتار می‌توان نتایج زیر را حاصل نمود:

1 ـ شهر بم در قرن چهارم هجری یك منطقه بزرگ كشاورزی محسوب می‌گردیده و دهات اطراف آن همگی آباد بوده است.

2 ـ مؤلف از مسجد خوارج و مسجد اهل سنت نام برده و مسجدی راداخل ارگ ذكر كرده كه می‌باید همان مسجد موجود در ارگ باشد.

طبق این گقته حصار آن موقع شهر كه به نظر می‌رسد تا میزان قابل ملاحظه‌ای همین حصار وجود باشد وجود داشته و همچنین مولف بازاری در حال حاضر وجود ندارد.

ابن حوقل در سنه 367 هجری قمری از شهر بم اینگونه یاد می‌كند: شهر بم نخلستا‌ن‌ها و دیه‌های بسیار و هوایی سالم تر از جیرفت دارد. لعه‌ای استوار و معروف در اندرون این شهر هست و سه مسجد جامع دارد كه در آنها نماز جمعه بر پا می‌شود: یكی مسجد خوارج واقع در بازار نزدیك خانه منصور ابن خردین كه امیر كرمان بود. دیگری مسجد لعل سنت در ”بزازان” (ظاهرا: كوی بزازان) سوم مسجد جامعی در قلعه است. در مسجد بیت المال برای صدقات است و شماره این خوارج اندك است ولی توانگرند. بم بزرگتر از جیرفت است و در آنجا پارچه‌های پنبه‌ای عالی و زیبا و بادوام می‌بافند كه به سرزمین‌ها و شهرهای دور فرستاده می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد. طیلسان‌هایی كه در شهر تهیه می‌شود بسیار جالب توجه و قواره دار است و از دیبای نازك (رفرف) بافته می‌شود و جامه‌های عالی دیگر دارد كه هر یكی كمابیش سی دینار ارزش دارد و این لباس‌ها در خراسان و عراق و مصر به فروش می‌رسد عمامه‌های بلند معروفی نیز در آنجا تهیه می‌كنند كه مردم عراق و مصر و خراسان را به آنها رغبت فراوان است و پارچه‌های بم همچون پارچه عدنی و صنعانی با دوام و قابل نگهداری است و از پنج تا ده سال دوام دارد و پادشاهان آنها را در گنجینه‌های خود نگاه می‌دارند. سلطان را در قدیم طرازی بود كه مردم بم آن را تهیه می‌كردند و با مرگ وی آن نیز از میان رفت”                                             (صوره الارض)

از گفته‌های این حوقل نتایج زیر حاصل می‌گردد:

1 ـ طبق گفته او بم نخلستان‌ها و باغات بسیار بزرگ و آبادی داشته كه حاكی از رونق كشاورزی آن روزگار شهر بم است.

2 ـ شخصی كه از او بنام منصور ابن خردین یاد می‌شود، حاكم برگزیده عمرولیث صفاری در كرمان بوده است (290 ه.ق) و گویا منزلی هم در سیرجان و جیرفت داشته بهر صورت اگر چه چنین مكانی فعلا در شهر بم مشهور و معروف نیست ولی نشانی از اهمیت خاص این شهر در آن دوران می‌باشد.

3 ـ مساله دیگری كه حائز اهمیت است، آنكه بم را بزرگتر از جیرفت دانسته و از گفته او چنین بر می‌آید كه صنعت نساجی در بم توسعه بسیار یافته است بطوری كه پارچه‌‌های بافت بم به مصر و عراق صادر می‌گردیده. همانگونه كه دكتر مظاهری در كتاب خود متذكر گردیده پرورش كرم ابریشم و كارگاه‌های ابریشه بافی متعددی از قرن ششم میلادی در نواحی یزد، بم، شوشتر و خوزستان شروع بكار كرده‌اند و احتمال بسیار دارد كه صنعت نساجی قدمت بیشتری در ناحیه بم داشته است.

                       

                                                (زندگی روزمره مسلمانان ـ صفحه 378)

مؤلف كتاب حدود العالم من المشرق و المغرب (372 ه.ق) در مورد بم چنین می‌نویسد: ” بم ـ شهریست با هوایی تن درست و اندر شهرستان وی حصاری است محكم و از جیرفت مهمتر است و اندر وی سه مزگت جامع ـ است، یكی خوارج را، یكی مسلمانانرا و یكی اندر حصار و از وی كرباس عمامه (ختاب) و دستار بمب و خرما خیزد.”

بطوری كه از گفته مؤلف كتاب بر می‌آید: در قرن چهارم هجری قمری اهمیت و مقام شهر بم از جیرفت بیشتر بوده و صنعت نساجی و كشت خرما رواج بسیار داشته است. در ضمن نباید اشاره مؤلف را در مورد حصار و استحكامات شهر نادیده گرفت.

مقدسی در كتاب خود احسن التقاسیم (375 ه.ق) اینگون می‌نویسد 

”با روی بم چهار دروازه دارد: دروازه نرماشیر، دروازه كوسكان، دروازه آسبیكان و دروازه كورجین. بیشتر بازارها در خارج شهر و چند تا هم در داخل شهر قرار دارد. در وسط شهر نهری جاریست كه از كنار شهر گذشته بقلعه داخل می‌شود. از جمله بازارهای آن بازار پل گرگان است و از جمله حمام‌ها حمام ”كوچه بید” در یك فرسخی بم كوهی است موسوم به كوه كور و در حوالی آن دهكده‌ای بزرگ واقع است كه قسمت عمده پارچه‌ها در آنجا بافته می‌شود.”

نتایج زیر از مطالعه دقیق آنچه كه مقدسی نوشته بدست می‌آید:

1 ـ چون مؤلف از چهار دروازه صحبت كرده و می‌دانیم حصار اصلی موجود دو دروازه بیشتر ندارد. و در ضمن از گفته این حوقل و حدود العالم چنین بر می‌آید كه حصار دیگری نیز وجود داشته بنابراین، این حصار بغیر از دیواری كه اكنون به شهر بست معروف است نمی‌تواند باشد. مطلب دیگری كه این مدعا را تایید می‌كند وجود چهار دروازه در همین حصار است كه البته بعدها بنام‌های دیگری معروف گشته است.

در حال حاضر در جانب شمال و شمال غربی ارگ محلی بنام ”اسپیكون” وجود دارد كه می‌باید همان آسپیكان یا آسفیكان باشد و دروازه آسبیكان كه نام برده شده در این جبهه واقع بوده است.

دروازه كوسكان احتمالا در جانب غربی (دروازه دارایی) واقع می‌گردیده زیرا در نواحی غربی بم محلی بهمین نام یعنی با تحریفی مختصر كیسكان نامیده می‌شود.

دروازه نرماشیر در جانب جنوبی (دروازه امامزاده) جای داشته كه مسلما به جانب نرماشیر قرار می‌گرفته است.

دروازه كورجین كه علت نام گذاری آن معلوم نشده فقط می‌تواند دروازه جانب شرقی (باغ دروازه) باشد

از سایر گفته‌های مقدسی چنین بر می‌آید كه محوطه خارج ارگ فعلی وسعت بسیار یافته بوده و دارای بازارهای پر اهمیتی بوده است. مؤلف همچنین به وجود بازارهایی در داخل ارگ نیز اشاره می‌كند. محل بازار پل گرگان در حال حاضر معلوم نیست و محتمل است كه پس از مدتی بكلی ویران شده باشد. بقایای حمامی كه مقدسی بنام كوچه بید معرفی می‌كند وجود ندارد ولی كوچه‌ای بنام ”بید آباد” موسوم است كه ارتباط آن با این حمام روشن نیست.

شریفه ادریسی در كتاب خود ” نزمه المشتاق فی اختراق آلافاق” در مورد اهمیت و آبادانی شهر بم در سنه 548 هجری قمری چنین می‌نویسد: ”بم شهر بزرگ و پر ثروتی است كه از مراكز مهم تجارتی محسوب می‌شود و قراء و قصاب زیادی دارد. تاك و نخل در این ناحیه فراوان و استحكامات ارك آن از كلیه قلاع دیگر ایالت كرمان زیادتر قابل توجه است. اهالی به تجارت و كارهای صنعتی اشتغال دارند و از اقلام بر جسته صادراتی بم منسوجات آنست.”

افضل كرمانی مورخ و مؤلف كتاب ”عقد العلی” در سنه 548 هجری قمری شهر بم را چنین توصیف می‌كند: ” و از بلاد كرمان شهر بم است. ولایتی معمور بسیار ارتفاع و بمثل گوید كه هیچ چشم زمین بم بی ارتفاع ندیده است و از آنجا ابریشم خیزد و جام‌ها (جامه‌ها) مرتفع و انجا شهریست حصین و سوری متین و در میان شهر كوهی منیع و سوری متین و بر روی قلعه‌ای رفیع.”                              (عقد العلی)

چنانكه از گفته افضل بر می‌آید تا سنه 584 هجریقمری بم جزو بلاد آباد ایالت كرمان بوده و از نقطه نظر استحكامات در این ناحیه از ایران بی نظیر بوده است، همچنین گفتار او حاكی از آنست كه صنعت نساجی توسعه و گسترش بسیار داشته و جامه‌های ابریشمی بم اهمیت و ارزش بسیار یافته است.

افضل از آبادانی نواحی اطراف بم و نرماشیر چنین گفتگو می‌كند ”و بر شرقی شهر بم نرماشیر است ولایتی منزه و بقعه فصیح رقعه در وی فواكه بردسیر و گرمسیر و ابریشم بسیار و دخل‌ها متواتر و من وقتی در خدمت مجد الدین بن ناصح الدین از بم می‌آمدم و در ناحیت دارزین بر بام سرای ملك نشسته بودیم و در آن دیهاء متصل و مزارع مستق و انهار مطرد نگاه می‌كردیم پنداشتیم بر زمین آن ناحیت بساطی زمردین گسترده‌اند و بدر و مرجان مرصع كرده زین الدین خلف بن المتوج رحمه اله با ما بود گفت اتفاقست كه فارس ولایتی بزرگست و معمور و آنرا نصف العالم می‌خوانند و من جمله آن ولایت دیده‌ام بفلان سوگند كه در همه فارس ناحیتی چون این ناحیت ندیدم با نزاهت ریاض و صفاء حیاض و لطافت هوا و كثرت منال و از خصایص بم باد شمال دایمست بر مثال شهر هری و در تابستان آنجا توان بود و حاجت به رحله الشتاء و الصیف نیاید.

(عقد العلی)

یاقوت در سنه 623 هجری قمری در كتاب خود معجم البلدان چنین می‌نویسد: ” بم، بفتح با و تشدید میم شهر بزرگی است معروف در ایالت كرمان مردمان آن با حذاقت و اكثر اهالی نساج می‌باشند. آب این شهر از قناتی است كه از زیر زمین بیرون می‌آید .”

حمداله مستوفی در كتاب خود نزهه القلوب شهر بم را چنین توصیف می‌كند: ”بم ـ از اقلیم سیم است طولش از جزایر خالدات گویند كه كرم هفتواد در آنجا بتركد بدان سبب آنرا بم خواندند. قلعه حصین دارد و هوایش از جیرفت خوشتر است و بگرمی مایلست.” (نزهه القلوب) بطوری كه ملاحظه می‌شود در سنه 740 هجری قمری كه تاریخ تالیف نزهه القلوب می‌باشد. ارگ بم استوار و یا برجا بوده و در زمره قلاع بزرگ این ناحیه از ایران بشمار می‌رفته است. ضمنا این اولین بار است كه یكی از جغرافی نویسان بعد از اسلام به داستان كرم هفتواد اشاره می‌كند و مقر آنرا در بم می‌پندارد.