|
چهرهنگاران اصفهان : گوشه اي از تاريخ عكاسي
ايران/ به كوشش پريسا دمندان (نفيسي) . – تهران : دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1377.
ارنست هولتسر در 7 ژانويه 1835 م(1214 ش) در آلمان متولد شد. از زندگي او
قبل از آمدنش به ايران، اطلاع دقيقي در دست نيست. تنها روشن است كه او دريك مدرسة
فني، در رشتهاي تحصيل كرده بود كه در آن روزها، نخستين گامهاي خود را برميداشت :
«مخابرة پيام از طريق دستگاه تلگراف» و از آنجا كه كارشناس زبدة فن خود به شمار
ميرفت، از سوي دولت انگلستان استخدام شد و مأموريت يافت كه در ايران، نظارت بر
تلگرافخانة اصفهان را برعهده گيرد.
در چند و چون چنين مأموريتي ميتوان به وقايع سال 1858م(1237ش) در هند شرقي اشاره
كرد. در اين سال شورش عظيمي در هند عليه نفوذ انگليس آغاز شده بود. حفظ منافع لندن
در هند مستلزم آگاهي ساستمداران از اوضاع و تصميمگيري بموقع و ابلاغ سريع آن به
نمايندگان دولت بود. اما رساندن خبري از لندن به دهلي بين دو تا سه ماه طول
ميكشيد.
به همين دليل ايجاد خط ارتباط سريع از طريق تلگراف، كه به تازگي در اروپا رواج
مييافت براي انگليسيها يك امر حياتي به شمار ميرفت. در ضمن نبايد رؤياي استفادة
ديرپا از نفت و در نتيجه تسلط به مراكز تجاري ايران را هم در مسئله بيتأثير دانست.
خطوط تلگرافي كه بين مراكز عمدة بازرگاني و سياسي كشيده ميشد، آغاز دورة جديدي از
دستيابي آسان انگلستان، به سرچشمههاي موادخام و ايجاد يك بازار تجاري غير عادلانه
و مطلقاٌ به ضرر صاحبخانه بود. هولتسر ابتدا از برلن به لندن و سپس از راه پترزبورگ
و آستاراخان به تهران وارد شد(1863م/1242ش). وي پس از توقفي كوتاه در تهران، در
خطوط تلگراف بخشهاي كوهرود- مرغاب- و كاشان و سرانجام در اصفهان(1871م/1250ش) به
كار مشغول گرديد. مأموريت هولتسر در اصفهان بسيار طولاني شد. هفت سال پس از اقامت
در ايران در سال 1870م/1249ش با دختري از ارامنة جلفا ازدواج كردت و در همانجا
ساكن شد و تا آخر عمر آنجا ماند.
هولتسر طي اقامتش در جلفا در دو خانه زندگي گرد كه از اين خانهها، عكسهاي زيادي
بر جا مانده كه همة آنها را خودش گرفته است. يكي از اين خانهها، واقع در خيابان
خاقاني، كوچه هوان شيراز، نزديك محل سابق تلگرافخانهي جلفا، هنوز پا برجاست.
آثار برجاي مانده از هولتسر
يك قرن پس از سفر هولتسر به ايران، در 1963م(1342ش) بزرگترين دختر وي بسياري از
متعلقات او را به آلمان برد و در زيرزمين خانهاش انبار كرد. بعدها در اثر شكستگي
لولههاي آب، زيرزمين پر از آب شد و صاحبان خانه مجبور شدند وسايل را بيرون منتقل
كنند. البته هولتسر همة صندوقها را با روي نفوذناپذير و ضدآب كرده بود. دورانديشي
هولتسر سبب شد مجموعة با ارزشي شامل صدها شيشه، در اين حادثه سالم باقي بماند.
هولتسر مقارن سالهاي حكمراني ظلالسلطان پسر ناصرالدين شاه به اصفهان آمد. او علاوه
بر مهندسي تلگراف از ديگر علوم و فنون جديد نيز بهرهاي برده بود. عكاسي خوب و
مردمشناسي متوسط بود. پس جداي از وظيفة اداري به علايق شخصي خود نيز پرداخت. به
اصفهان علاقمند شد و ديگر از اين شهر نرفت و با پشتكار به جمعآوري يادداشتها و
اطلاعاتي از وضع زندگي مردم، مشاغل، آمار كسبه و آداب و رسومي پرداخت كه بسياري از
ويژگيهاي آنها اكنون ديگر معمول نيست.
او، چنانچه از يادداشتهايش برميآيد، بيشتر وقت خود را صرف آشنايي و شناخت محيط
اطرافش نمود. اين نوشتهها بيشتر شبيه به يك دايرهالمعارف تدوين نشدة مردمشناسي
است كه با ارقام و آمار بسيار دقيقي همراه شده است.
ماندگاري او در ايران باعث شدهبود كه خود را يك ايراني بپندارد. دوران پختگي او،
دوران زوال فرهنگ ملي و آغاز سلطة همه جانبه غرب، به طلايهداري انگليس بود. ضعف
حكومت مركزي، شورشهاي كوچك در گوشه و كنار و قتل و غارت و دزدي و زورگويي حكام محلي
اغتشاشهاي زيادي به وجود آورده بود، دور نميماند. او در نامهاي، از اين وطن دوم
با صفت «رؤيازدة مست» ياد ميكند و ميگويد:
« ايران چون آدمي مست، خوابزده و مدهوش است و من بايد د كناري بايستم و به اين
دهنكجيها، ادا و اصولها نگاه كنم».
و در جاي ديگر ميافزايد: « از چند سال پيش به اين طرف بسياري عوامل بيگانه، اغلب
به سبك اروپايي، دارند در اين كشور نفوذ ميكنند، عمارات كهنه، عادات و آداب، حتي
طرز لباس پوشيدن، تدريجاٌ از بين ميروند. به طوري كه تا چند سال ديگر بسياري از
آنچه را كه شاردن و تاورنيه به وصف آوردهاند، پيدا نتوان كرد و در اين صورت
گفتههاي آنها مورد ترديد قرار خواهند گرفت و مردود خواهند شد.» مجموعه عكسهايي كه
از او به جاي مانده، مكمل اطلاعاتي هستند كه در يادداشتهايش از آن سخن گفتهاست.
اين عكسها اسناد زنده و صادقي است از مشاغل ايراني، حكام و مردان درباري، ابني،
قديمي اصفهان( كه بسياري از آنها ديگر وجود ندارند.)، مراسم و آئينهاي رايج آن
زمان، مردان مذهبي جلفا و نيز مردم عادي و غيره.
وي از مردم در محيط واقعي زندگي و كارشان عكس ميگرفت. تنها در بعضي موارد پردهاي
ساده پشت سر آنها ميآويخت، تا اشياء و موضوعات زائد را از كادر عكس حذف كند. همين
امر باعث شده، جزئيات دقيقي از فضاي اجتماعي آن زمان ثبت شود.
|