|
|
||
|
اعتمادمقدم، عليقلي. "تاريخ خط حرفي درجهان
وايران". دوره3-4، ش31 (ارديبهشت44): ص26
- 31 ،تصوير، جدول.
|
||
|
|
||
|
خلاصه: شرح الفبای اتروسکی و مشکلات مربوط به خواندن نوشته های اتروسکی، الفبای رونی و کاربرد الفبای مزبور،کليات مربوط به خط وترجمه سنگ نبشته سرخ کوتل توسط استاد عبدالحی حبيبی افغانی. |
تاريخ
خط حرفي درجهان و ايران
خط
هاي قديم ناخوانده و نيمه خوانده دراروپا
و ايران
عليقلي
اعتماد مقدم
فهرست
كليات مطالبي كه در سه مقاله گذشته با كمال
اختصار بيان شده، براي ياداوري و ربط آن
مقالات با اين مقاله به ترتيب قدمت روايات
تذكر مي دهيم:
1-
فرشتهاي
مي خواست به يكي از پيغمبران خواندن ياد
بدهد؛
2-
تذكري
راجع به علم تجويد يا صداشناسي در هند و
ايران، و مقاطع دهان و ترتيب فني حروف از
حلق تا بر آمدگي لب؛
3-
درقرن
شانزدهم ميلادي در هند گفته اند كه خط
سنسكريت را از زبان و دهان گرفته اند؛
4-
ازقرن
هفدهم در اروپا خواسته اند الفبايي از روي
دهان بسازند و نيز كتابي نوشته اند كه خط
عبري از روي زبان و دهان ساخته شده است؛
5-
در
اواسط قرن نوزدهم در انگلستان الفباي
ديگري ساخته اند؛
6-
از
اواخر قرن نوزدهم بررسي تاريخ الفبا سبك
ديگري بخود گرفته و اختلاف نظرهاي بسياري
پيدا شده است:
7-
آنچه
در نتيجه بررسي تاريخ الفباهاي مختلف جهان
درمدت يك قرن معلوم و مسلم شده اين است كه
همه الفباها از يك اصل مشترك پيدا شده اند
و حال بايد در پي آن اصل مشترك بود؛
8-
نظريه
اي كه بيشتر از همه اكنون شهرت دارد، موضوع
سامي بودن اصل الفباست؛
9-
اصطلاح
نسبتاً جديد آلفا بتا و نام حروف و تلفظ
آنها؛
10-
افسانه
اقتباس الفبا از فنيقيان. باري
از مطالعه كتب مفصل ومقالات راجع به تاريخ
الفبا و چگونگي پيدايش حروف و غيره ـ گذشته
از موضوع اصل مشترك همه الفباهاي جهان ـ
اختلاف نظر بسيار ميانه محققين مشاهده مي
شود و صاحب هر نظريه اي در نوشته هاي خود
سعي دارد كه صاحبان نظريات ديگر را به
اعمال اغراض نژادي وسياسي و مذهبي درمورد
تاريخ الفبا متهم نمايد. موضوع
اعمال اغراض سياسي و نژادي حقيقتي است كه
چه نوشته باشند و چه ننوشته باشند از سبك
نگارش هر يك ازاين صاحب نظران پديدار است.
ولي آنچه مسلم مي باشد از اين تحقيقات ممتد
و دامنه دار، چه در آنها اعمال غرض شده و يا
نشده باشد، نتيجه فطعي تاكنون حاصل نشده و
نتوانسته اند مشكلات خط حرفي را از نظر
تاريخ و انتشار و اقتباس و اختلاف اشكال
حروف و تعليم و تحرير و چاپ، چنانكه بايد و
شايد حل و فصل نمايند و راهي براي انتقاد
خرده گيران جز انس و عادت و تمسك به سنت هاي
قديمي باقي نگذارند. درينگر
دركتاب مفصل الفباي خود1 كه بيش از ششصد
صفحه و دويست و پنجاه و دو گراور دارد هنوز
موضوع تاريخ خط حرفي را در جهان حل نشده مي
داند و انتظار دارد كه دانشمندان امريكا
دنباله تحقيق خود را راجع به تاريخ خط
ادامه دهند، چنانكه مي نگارد: «خطوط
الفبايي و اصل آنها در خود ، تاريخي دارد.
آن خطوط براي تحقيق، ميدان جديدي عرضه مي
دارند كه دانشمندان امريكايي بر آن شده
اند كه آن را الفبا شناسي Atpdabelotogy
اصطلاح كنند. هيچ يك از شيوه هاي نگارش،
چنين دامنه وسيع و پيچيده و جالبي براي خود
ندارند و اين نويسنده در قسمت اخير همين
كتاب كوشش خواهد كرد كه اصل و تحولات اين
مرحله اخير و مهم خط را شرح دهد.» نقل
از كتاب الفباي درينگر، صفحه 37 علت
اينكه هيچ يك از دانشمندان متبحر و حتي
درينگر، در كتاب مفصل الفباي خود كه مدت يك
سال دوبار تجديد چاپ شده به قاطع بودن
نظريات خود اطمينان ندارند و اميدوار
تحقيقات آينده مي باشند اين است كه وقت
مدرك بي سابقه اي [26] در گوشهاي از اين جهان
پهناور پيدا مي شود نظريات سابق دانشمندان
را متزلزل مي كند و ما براي نمونه، سنگ
نبشته اي را كه اخيراً در افغانستان پيدا
شده و خطي شبيه به خط يوناني و اتروسكي و
روسي دارد در اينجا مي آوريم ؛ ولي پيش از
اينكه راجع به خط آن سنگ نبشته تذكري بدهيم
لازم است شرح مختصري راجع به خط اتروسكي و
خط رومي بيان نماييم.
الفباي
اتروسكي :
پيش از ظهور روميان در صفحه تاريخ تمدن
جهان و بناي شهر رم در 747 بيش از ميلاد،
قومي به نام اتروسك در شمال شبه جزيره
ايتاليا سكني داشتند كه تا كنون نژاد و
زبان و دين آنها و همچنين سرزميني كه از
آنجا به شمال ايتاليا مهاجرت كرده اند
معلوم نيست و نيز نمي دانيم كه كليات تاريخ
اين قوم از نظر زبان و نژاد و دين يا مهاجرت
چه ضرر و زياني براي سبك تاريخ آيندگان
داشته كه آن را بكلي از ميان برده اند. |
|
محال
است تصور كرد كه رومياني كه جانشينان
اتروسكها بودند در نوشته هاي خود يادي از
زبان و نژاد و خط و تمدن آنها نكرده باشد و
يا اينكه بگوييم اين قوم، نژاد و زباني غير
از روميان و يا اقوام ديگري كه از آنها
اطلاع داريم داشته اند كه اين روز ها نمي
توان به زبان و در نتيجه به نژاد آنان
دسترسي پيدا كرد. باري
در حفاريهاي يكي دو قرن اخير، باستان
شناسان آثاري از اين قوم بدست آوردهاند
كه از تمدن درخشان آنها قرنها پيش از تاريخ
بناي شهر رم حكايت مي كند و از مهمترين اين
آثار باستاني همانا آثار خطي بسياري است
كه با موضوع بحث ما در اين چند مقاله
ارتباط كامل دارد. تا
كنون بيش از نه هزار نوشته مفصل و مختصر با
خط اتروسكي در ايتاليا و حتي در مصر و
كارتاژ بدست آمده است كه مفصلترين آنها
نوشته ايست كه 1500 كلمه دارد و روي پارچه
كتاني نوشته شده كه يكي از مومياييهاي
مصري را در آن پيچيده بودند. |
|||
|
دو
نمونه از آثار خطي اتروسكي. |
|
راجع
اينكه خط اتروسكي از كدام كشور آمده و اصل
آن چه بوده، اختلاف نظر بسيارست كه شرحش از
گنجايش مقاله ما بيرون مي باشد و يكي از
حدسياتي كه در اين باب گفته شده، به طور
مبهم و كلي اين است كه خط اتروسكي از شرق
گرفته شده است با
وجودي كه مدتيست سپاهي از شرق شناسان
دانشمندان متبحر، خطوط غير الفبايي
نامانوس بي مفتاح ميخي و نقشي چند هزار سال
پيش از ميلاد را خوانده و متون آن را ترجمه
كرده اند، عجب اينست كه تاكنون موفق نشده
اند كه خط ساده حرفي اتروسكي را كه نظايري
زنده اي از آن در دست است بخوانند ؟! به
نظر ما اين عجز و اهمالي كه دانشمندان در
راه خواندن نوشته هاي اتروسكي از خود نشان
داده اند نمي تواند جز دو علت اصلي داشته
باشد: يا
اينكه خواندن آنها به صلاح و صرفه سبك
تاريخ نويسي يكي دو قرن گذشته نبوده است و
چنين حدسي بعيد به نظر مي آيد؛ و يا اينكه
راهي را كه براي بررسي تاريخ خط پيش گرفته
اند راهي غلط و در جهت مخالف مقصد بوده است. معلوم
است كه اگر با در نظر گرفتن تلفظ حدسي حروف
سنگ نبشته مشكوك موابي و يا تطبيق تلفظ
كنوني حروف خط يوناني و لاتين با حروف
اتروسكي نتوانيم به نتيجه اي برسيم در اين
صورت بايد از راه علم صدا شناسي قديم و
مقاطع دهان، در حل اين مسئله مهم تاريخي و
فرهنگي وارد شويم. |
|
براي توضيح پيشنهاد فوق لازمست در اينجا اضافه كنيم كه مثلاً اگر رسم مقاطع مخارج حروف درنظر گرفته شود اشكال حروف Ch, M, E (ش) و S (س) و W شباهت به هم پيدا خواهد كرد 2 و لهذا اگر در خواندن كتيبهاي [27] از كتيبه هاي اتروسكي فقط و فقط تلفظ كنوني M را براي حرفي كه شباهت به M يوناني دارد در نظر بگيريم به نتيجهاي نخواهيم رسيد. زيرا ممكن است اين حرف، تلفظ يكي از چهار صداي ديگر را در خط اتروسكي داشته باشد. تغييري
كه در تلفظ برخي از حروف لاتين و يوناني در
زبانهاي ديگر پيدا شده است امروز براي ما
واضح مي باشد و از اين رو نمي توان يقين
داشت كه در نقل و اقتباس الفبا از خارج
براي زبان يوناني و يا بعدها از نظر اغراض
سياسي و مذهبي، تلفظ اصلي برخي از حروف را
تغيير نداده باشند. در اين صورت تنها راهي
كه براي چنين روشي به جهت بررسي وجود دارد
همانا علم تجويد قديم خواهد بود كه كتب
مفصلي به زبان سنسكريت و عربي و فارسي از
آن در دست مي باشد. براي اينكه تصور نشود كه پيشينيان در رسم اشكال حروف از روي حركات زبان و دهان عجزي داشتهاند، دراينجا لازم مي دانيم كه نمونه اي از نقاشيهاي چند هزار سال پيش را كه تا امروز هم مورد توجه استادان هنر است از كتاب درينگر 3 نقل كنيم. كتب
صدا شناسي قديم و مقاطعي كه از جهاز
سخنگوئي براي ما به يادگار گذاشته اند
اطلاعات عميق پيشنيان را در اين علم كه
اخيراً در اروپا رواج پيدا كرده ميرساند. |
@r
|
||
|
آثار
هنري جنوب غربي ايران كه اخيراً آن را
عيلامي اصطلاح كرده اند. |
|
الفباي
روني:
در شبه جزيره اسكانديناوي و دانمارك و
سرزمينهاي اقوام ژرمني، خطي تقريباً شبيه
به خط اتروسكي به نام روني ( رمزي) معمول
بوده است. از قراري كه نوشته اند اين خط از قرن ششم پيش از ميلاد تا قرن اخير، در اين كشورها رواج داشته؛ ولي برخي گفته اند كه قدمت اين خط از قررن دوم ميلادي تجاوز نمي كند. همچنين گفته اند كه اين خط از خط يوناني و لاتين تركيب و اقتباس شده ولي برخي اين نظريه را نپذيرفته اند و گفته اند كه اصل اين خط اتروسكي است. معلومست
كه اگر ثابت شود كه خط روني قدمتش در
حدود خط اتروسكي است آن وقت به نظرياتي كه
راجع به خط فينيقي و يوناني اظهار شده لطمه
وارد مي آورد. آثار
ادبي كه با خط روني نوشته شده باشد تا كنون
به دست نيامده و نسخه هاي خطي با خط روني –
جز كتاب دعا ـ كميابست. ولي تقويم روني كه
تا قرن نوزدهم ميلادي به كار رفته خالي از
اهميت نمي باشد. |
|||
|
نام
و تلفظ و اشكال حروف روني. |
|
خلاصه،
خط رمزي روني براي نوشتن نام هنرمندان و
نام صاحبان اسلحه و زيور آلات هم چنين
پيشگوئي از حوادث و پيام ها و غيره معمول
بوده و روي هم رفته مي توان پذيرفت كه
اين خط اصلاً براي مقاصد مذهبي بكار مي
رفته است. با
وجودي كه خط روني تا اوايل قرن گذشته در
شمال غربي اروپا معمول بوده راجع به تلفظ
برخي حروف آن اختلاف نظرهائي وجود دارد كه
به نظر ما بايد در آينده از راه مراجعه به
علم تجويد و رسم مقاطع مختلف دهان حل شود. قابل
توجه است كه خط روني شيوه هاي مختلفي دارد
كه براي بررسي آن بايد به كتابهاي مخصوصي
مربوط به اين خط رجوع كرد و ما در اين فقط به
نقل يكي از جدولهاي دينگر
4 مي پرداززيم و
بحث در اختلاف اشكال حروف و اختلاف تلفظ آن
ها را به جويندگان اين موضوع مهم واگذار مي
كنيم تا خود، اشكلاتي را كه در خواندن
نوشته هاي اتروسكي و روني پيش خواهد آمد
دريابند. |
|
پس
از شرح مختصري راجع به خط اتروسكي و روني
مي توانيم كه داخل بحث درباره كتيبه سرخ
كوتل كه در 1957 در افغانستان پيدا شده بشويم. اگر
چه در اروپا در چند سال اخير ، چندين مقاله
و رساله راجع به اين سنگ نبشته نوشته شده
است كه مهمترين آنها به نظر ما رساله اي
است كه هومباخ
7 در 1960 منتشر كرده است ولي
در اين جا ترجيح داده ايم كه كليات مربوط
به خط و ترجمه اين [28] سنگ نبشته را از رساله
استاد محترم عبدالحي حبيبي افغاني
5 كه در
تاليف آن رنج فراوان برده اند نقل كنيم. به
طوريكه آن استاد محترم شرح داده اند در 1951
ميلادي در هنگامي كه افغانستان راه سازي
مي كردند تكه سنگهاي كه روي آنها خطوطي
شبيه به خط يوناني كنده شده بود به دست آمد
پيدا شدن اين پاره سنگها باعث شد كه در آن
منطقه كاوش منظم تري بكنند و در نتيجه در
1957 سنگ نبشته اي چهار ضلعي با همان رسمالخط
كشف شد كه مساحت سطح آن بيش از يك متر مربع
مي باشد. |
@p
|
||
|
سنگ
نبشته سرخ كوتل ـ نقل از رساله مادر زبان. |
|
در
صورتيكه معلوم نيست كه تمام حروف الفباي
مخصوص به آن لهجه ايراني قديمي در اين سنگ
نبشته به كار رفته باشد، با اين همه حروف
آن از الفباي قديم يوناني بيشترست وهم
چنين ملاحظه مي شود كه در خواندن برخي از
كلمات، تلفظي را كه با اتكاء به تلفظ حروف
يوناني براي شكل حرفي تصور كرده اند،
مفهوم كلمه را در جمله بي معني مي سازد. اين
اشكلات تقريباً همان اشكلاتي است كه در
خواندن خطوط اتروسكي و روني پيش آمده است و
در خطوط الفبائي جهان هم تا امروز مشاهده
مي كنيم. مثلاً اگر الفباي معمولي لاتين را
در نظر بگيريم مي بينيم كه شكل حرف C
در زبانهاي مختلف اروپايي داراي چهار صداي
مختلف س و ش وك و چ مي باشد و گاهي هم خوانده
نمي شود و هيچ ميزان فني و عملي هم در دسترس
نيست كه از روي آن بتوانيم تشخيص دهيم كه
اين شكل در اصل چه صدايي را داشته است. راجع
به تاريخ و اصل خط روسي نيز اختلاف نظر
بسيار است و چندين نفر از دانشمندان روسي
سابقاً اين نظريه را كه خط روسي مستقيماً
از يوناني گرفته شده است نپذيرفته اند و
شايد كشف اين سنگ نبشته كه يقين است نظاير
بسياري دارد ، كمك شاياني به روشن شدن
تاريخ الفبا و مخصوصاً تاريخ خط روسي و چند
خط ديگر بنمايد. چون
در اين چند مقاله اي كه در مجله هنر و مردم
راجع به تاريخ خط نوشته ايم و نيز خواهيم
نوشت مقصود ما فقط بحث راجع به تاريخ الفبا
و اشكالات آنست لازم نمي دانيم كه داخل در
موضوع زبان و تاريخ كتبيه بشويم و
جويندگاني كه خواستار اطلاع بيشتري
راجع به اين كتيبه هستند لازمست به رساله
فارسي استاد عبدالحي و رساله هومباخ
مراجعه فرمايند؛ زيرا كه در اين رساله از
مقالات و رساله هاي ديگري كه راجع به اين
سنگ نبشته نگاشته شده است نام برده و نقل
كرده اند. اينك
ترجمه سنگ نبشته را كه به نظر استاد
عبدالحي حبيبي، مادر زبان دري و فارسي است
از روي آن رساله نقل مي كنيم: «اين
است مادژكانيشكاي بهره ور: بغلان. كه (آن را)
شاه بزرگ كانشيكاي نامور كرد (ساخت). زودي
شد، و فوراً (اين) مادژ تمام كرده شد. تا كه (بالاخره
از ين) معبد آب نيست شد. (و) چنين (اين) مادژ
بي آب (خشك) ايستاد (شد). و (چون) رب النوع
نيكوي مقدس آتش معطل ماند. پس
خدا پرستان نوشاد تباه شدند (رفتند). چون
جويي هاي آب ايستادند (خشك شدند پس) آب اندك
شد و مادژ پدرود گشت. |
|||
|
تلفظي
را كه براي خواندن حروف اين سنگ نبشته
پيشنهاد كرده اند به ترتيب اعدادي كه در
جدول آمده به شرح زير است. (1) الف، (2) ب، (3) پ، (4) ف، (5) ت، (6) ( th) ، (7)خ، (8) د، (9) ر،(10) ز، (11) س، (12) ش، (13) ش خ، (14)ك، (15)گ، (16) نگ، (17) ل، (18) م، (19) ن، (20) W (21) O، (22) ه، (23) ي، (24) E (25) فتحه، (26) ضمه، (27) كسره، (28) فاصله.@o |
|
تا
كه نوكو نزوك كنار نگ فرا خداي (مقرر از طرف
شاهنشاه) فريستار آب شاه فغفور (شاه خداوند
زاده) لويك بوسر (بن ) شيزوگرگ اروا شاد (شادروان)كه
هموار نامور باد، با اراده مهيا (قوي) به سي
و يكم سال سلطنت. هنگام نيسان ماه. به بغلان
آمد. و اين مادژ را پروريد تا يك چاه كند و
از آن آب بر آورد و آن را به تهداب سنگي
قايم كرد ، چنين آب مادژ پوره شد و آب
نكاهيده و چون رب النوع نيكوي مقدس آتش
وجود داشته باشد، پس خدا پرستان نوشاد
تباه نخواهند شد (نخواهند رفت) و مادژ
پدرود نخواهد شد (پس چون ) آن چاه خام كوب را
خشت ريز كرد. بنيادور ايستاد شد. بدين
چاه (و) بدين خشت ريز، همه مادژ نيك پرورده
شد. و يك چاه و صحن بزرگ كرد (ساخت). منم
بورزو مهر. منم كوز كاشكي پور. منم رييس
كانسيگييسم (؟): نوكوتريكي
كنار رنگ ماريگ، به فرمان خداي و (بفرمان)
ايمن نو بخت. منم مهره من. منم بورزومهر و
پور امهره من». در پايان اين مقاله لازم مي دانيم كه ذكري از رساله اي كه راجع به اصل الفبا و قدمت خط اوستا 6 ، سهراب جمشيد جي بولسارا به انگليسي درسي صفحه تاليف كرده است بنماييم . |
@n
|
||
|
جدول
خط اوستا ( كتاب بولسارا)
|
|
به
نظر اين دانشمند زردشتي كه در راه مطالعه
تاريخ الفباهاي جهان رنج بسيار برده، خط
اوستا هم مثل خطهاي ديگر از روي اشيا
معمولي كه نزد پيشينيان مانوس بوده ساخته
شده است. رويهم
رفته اين دانشمند نظير همان راهي كه در غرب
براي پيدا كردن اصل الفبا پيش گرفته اند
دنبال كرده و بنظر خود ثابت نموده است كه
الفباي اوستا مستقلاً حروفش رسم شده و
داراي قدمت بسيار مي باشد. براي
نمونه قسمتي از يك جدول از جدولهاي آن
رساله را براي تكميل مطالب اين مقاله
ميآوريم. دنباله
دارد
پي
نوشت:
1-
David
Dringer, D.Litt. (Flor.) M.A. (Cantab.) The Alphabet. London New
York, 1949 Hutchin son is Scientific and Technical Publications.
2-
Organic
Alphabet. Solution of the problem of Illiteracy and a Universal
Alphabet
. (M. Mo ghadam), The Iranian Society, Tehran, Iran , 1947.
3-
نقل از صفحه 54 كتاب الفباي درينگر.
4-
نقل از صفحه 514 كتاب الفباي درينگر. Die Kanska- Inschrift vor Surkh- Totar .(H. Humbach), Otto Harrassowitz. Wiesbaden, 1960-5
6-
مادر زبان دري، دولتي مطبعه، كابل، 1342 .
7-
The
Origin of the Alphabet. The Origin and gigh Antiquity of the Avesta
writing.(S.
Z. Bulsara, M.A.) |