آذري دميرچي، علاءالدين. "گالش‌ها". دوره 9، ش 100 (بهمن 49): ص 28-30،‌تصوير.

 

خلاصه:محل سكوني "گالش‌ها" و موقعيت طبيعي و جغرافيائي آن، نحوه معيشت و شيوه ساخت خانه‌هاي محلي‌اشان، لباس و پوشاك، غذاي اصلي آنها، آداب و رسوم و اعتقادات.

گالش‌ها

نوشتة دكتر علاء الدين آذري دميرچي

گالش‌ها 1  در كوهپايه‌ها نواحي كوهستاني گيلان و مازندران سكونت دارند. اينان مردماني آزادمنش و بي‌پيرايه‌اند. كار عمده آنها دامپروري است ولي در سالهاي اخير به كشاورزي هم روي آورده‌اند.

در ميان جنگلها و دامنه‌هاي سرسبز و خرم و با طراوت كوه البرز مساكن گلي و چوبي آنها كما بيش به چشم مي‌خورد، در پاي كوه جلگه‌وسيع و دل اگيزي آغوش گسترده است دختران و زنان گالش هيچگاه خود را در ظلمت حجاب و نقاب مستور نداشته و با سر و روي گشاده در كليه امور دوش به دوش مردان خود به فعاليت مشغولند، آنها فراورده‌هاي دامي خود را به بازار فروش مي‌رسانند، هنگام خروس خوان از خواب برخاسته و شير و ماست و ساير مواد غذائي را كه مشتريان زيادي دارد، به شرهاي ساحلي درياي مازندران مي‌آورند، فرياد آنها «موست هنر نين» 2   بگوش شهريان آشناست.

در سالهاي پيش كه هنوز كوره‌هاي تهيه زغال چوب داير بود مردان گالش همانند ساير روستائيان شمال گوني‌هاي پر از زغال را بار يابوهاي كوچك اندام خود كرده عازم شهر مي‌شدند. وقتي تاچه‌هاي  3  زغال را بفروش مي‌رساندند با خريد قند و شكر و قماش بخانه‌هاي خود باز مي‌گشتند.

گالش‌ها دو دسته‌اند: نخست آنهايي كه اقتصاد چوپاني (شباني) دارند و بخاطر دامها در فصول معين ييلاق و قشلاق مي‌روند  4  انگيزه آنها از اينكار كاوش و جستجو براي يافتن مراتع و چمنزارهاي تازه است.

دسته دوم گالش‌هايي كه متكي به اقتصاد كشاورزي مي‌باشند و كمتر مساكن خود را ترك مي‌گويند، اينان غير كشاورزي تعدادي گاو وگوسفند دارند كه چون قادر نيستند براي تعليف آنها به مراتع دور دست ببرند طبق قرار دادي دامها را به نيميكاها   5   واگذار مي‌كنند.

خانه‌هاي گالش‌ها بيشتر كاهگلي و چوبي است، سقف آنرا لت  6  و يا پوشال 7   مي‌پوشانند. خانه‌هاي آنها دارورچين  8   نام دارد. براي درست كردن آن چوبها را يكي بعد از ديگري بر رويهم قرار داده و لابلاي آن را با كاهگل و كمي خرده شن پر مي‌كنند.

ساختن خانه‌هاي زگالي  9   هم نزد آنها معمول است، تفاوت خانه‌هاي داروچيني با زگالي در اين است كه در خانه‌هاي زگالي از چوبهاي نازكتر استفاده مي‌شود و براي محكم كاري از ميخ نيز استفاده مي‌كنند و با پوشاندن كاهگل برروي چوب به هيچ وجه نمي‌توان بوجود تكه‌هاي چوب در بنا پي برد در صورتيكه در بناي دارورچيني تمام چوبها قابل رؤيت است. امروزه هم بيشتر خانه‌هاي مردم شمال كه در نواحي جنگل زندگي مي‌كنند زگالي است البته اگر بنايي دو طبقه باشد طبقه اول(هم‌كف) را از سنگ يا بلوك‌هايي سيماني درست مي‌كنند وطبقه دوم را   [28]  زگالي .

منظره‌اي از جنگل و باغهاي قريه كوده شهسوار

اما در خصوص جامه زنان و دختران گالش بايد گفت كه از ايام قديم تا كنون شليته كوتاهي به تن مي‌كنند و بدور كمرچادري مي‌بندند. شلواري كه معمولاً مي‌پوشند به رنگ سياه است. پيرزنان و زنان مسن سر خود را با پارچه‌اي سياهرنگ مي‌پوشانند ولي زنان جوان و دختران از روسري‌هاي شيري رنگ يا گلدار استفاده مي‌كنند، پيراهن آستين‌دار و نيم تنه كوتاه و بقيه پوشاك آنها را تشكيل مي‌دهد. بعضي از زنان گالش براي زينت پيشاني خود را مهره‌هاي سفالين رنگارنگ يا سكه‌هائيكه با جوش دادن به يكديگر به شكل نوار زيبايي درآمده است استفاده مي‌كنند. لباس مردان دوگونه دارد: اول لباس گالش‌هاي  اصيل يعني آنهايي كه گله‌دار و كوه نشينند و عبارت است از چوقا يا چوخا  10   و كلاه نمدي و كلاه پوستي و كفشي بنام چموش 11  ، دوم لباس گالش‌هاي كشاورز كه از پارچه‌اي موسوم به چورنلي 12   تهيه مي‌شود.

كلاه پوستي گالش‌ها غير قابل نفوذ است و سر و گوش و گردن آنها را مي‌پوشاند. يك نوع كت بي‌آستين نمدي دارند كه به آن كولر نمد يا شولا مي‌گويند، با پوشيدن آن و گذاشتن كلاه پوستي برسر مي‌توانند هنگام ريزش باران شديد چمباتمه بزنند و خيس نشوند. كولر نمد از كت بلندتر و از پالتو كوتاهتر است....

غذاي اصلي گالش‌هاي گله‌دار را برنج و لبنيات و گوشت تشكيل مي‌دهد. معمولاً از لاوك چوبي گردي بنام لاك براي خوردن غذا استفاده مي‌كنند. افراد خانواده به گرد لاك جمع شده شير و ماست و كره و پلا  13 را كه در آن ريخته شده با قاشق‌هاي بزرگ چوبي كه كَچَه 14 نام دارد بدهان مي‌برند. گالش‌ها ناني دارند موسوم به بروبيني 15  .

بعضي از گالشها از ديك‌هاي گلي بنام گَمَج  16  براي طبخ غذا استفاده مي‌كنند و معتقدند كه خورش‌هايي كه در گمج درست مي‌شود خوشمزه‌تر مي‌گردد و چون زير گمج بر اثر دود اجاق براي پيشگيري از سياه شدن حصير نمدي كه در اطاق  [29]   خود فرش كرده‌اند از گرك 17   استفاده مي‌كنند.

يك دختر ماست فروش گالش

جوان گالشي با اسب كوچك اندام خود

همانطور كه قبلاً اشاره شد گالش‌ها مردماني ساده‌دل و زحمتكش و بردبارند. در محيط سرسبز خرم و آزادي متولد شده‌اند و بدين سبب پاي بند قيودي نيستند. بعضي از اعمال و كارهاي آنها براي شهرنشينان تعجب‌آور و غير عادي است.

در استان گيلان و مازندران دهات و قصباتي وجود دارد كه نام گالش را با خود دارند مانند: گالش‌بر-گالش بينه-گالش پل-گالش خاله- گالش خيل- گالش زمين- گالش كلا- گالش محله و غيره......

براي تحقيق بيشتر درباره زندگي گالش‌ها و مشكلات آنها از شهسوار به كوده  18   رفتم. پس از سه ربع ساعت و گذشتن از قصبات خوبان رزگاه-زنگشامحله-رضامحله-گليجان-سليمان آباد-چلاسر-خشكرود به كوده رسيدم. اين آبادي در ميان كوهپايه‌هاي پوشيده از جنگل و باغهاي چاي و مركبات قرار گرفته است، وضع آن نسبت به سالهاي گذشته بكلي عوض شده‌است، خانه‌هاي داروچين و زگالي كمتر به چشم مي‌خورد بامهاي منازل بجاي پوشال و لت، شيرواني شده است. بر اثر كشت چاي و مركبات و برنج درآمد سرانه اهالي افزايش يافته و بطوري كه از جامه و كسوت قديمي و باستاني خود خارج شده جاه شهريان در بر كرده بودند. با دو مرد گالش ملاقات كردم هر دو بيني عقابي داشتند. يكي مي‌گفت پدرم در دوره ناصرالدينشاه جوانمرد بود و حالا هم زنده است و بيش از صد سال دارد. راز طول عمر او را خوبي آب و هوا و استفاده از لبنيات ميد‌انست. ديگري كه جوانتر بود چشماني آبي داشت و به لهجه گالشي صحبت مي‌كرد كه برخي از كلمات آن نامفهوم بود.

دختران گالش عموماً خوب چهره‌اند، چشمان ميشي و ابروان باريك و پيوسته دارند ولي اندام آنها به فربهي مايل است. رفاه مادي بسلامت و بهداشت آنها كمك كرده است.

گالش‌ها بطوايفي چند منقسم مي‌شوند و آداب و رسوم آنها با اندك تفاوتي بهم نزديك است. در اطراف شهسوار گالش‌هاي داج ليري-پور آهنگريان-گولج-شِرِج-دادر-آرودي بسر مي‌برند. آنها گله‌هاي گاو و گوسفند خود را در ايستگاههايي موسوم به سرا نگهداري مي‌كنند. سرا يك مكان اشتراكي براي گالش‌ها است، صد الي صد و پنجاه دامدار در آنجا گرد مي‌آيند و در اطاقكهايي مسكن مي‌گزينند و مراقب دامهاي خود هستند، افراد بيگانه را به اين سراها اذن دخول نمي‌دهند مخصوصاً در هنگام دوشيدن گاوها به هيچ وجه مايل نيستند كسي ناظر كار آنها باشد و بقول خودشان از چشمهاي شور وحشت دارند كه مبادا آسيبي بدامهاي آنان وارد شود. روز اول نوروز موقعي كه مشغول دوشيدن گوسفندان هستند اگر احياناً اولين گوسفند سفيد رنگ باشد مي‌گويند آن سال خوب است و فراواني و نعمت بهمراه خواهد آورد. اگر گوسفند سياه باشد نكبت و بدبختي گريبانگير آنها خواهد شد! [30]

 

پاورقي ها:

1-گالش در لهجه مازندراني و گيلكي شبان گاو را گويند چنانكه كرد در همانجا شبان گوسفند است، گاودار گله‌دار-ر . ك. به لغت دهخدا ص 18.

2-ماست نمي‌خريد! Mowst Henernin

3-هرلنگه بار را تا چه مي‌گويند.

4-گالش‌هاي اصيل اينها هستند كه بيشتر آداب و سنن قديمي خود را حفظ كرده‌اند.

5-Nimika نيميكا به گالش‌هايي گويند كه با بردن دامهاي ديگران به علفزارهاي صعب العبور كوهستاني و گرفتن مزد از صاحبان آنها امرار معاش مي‌كنند. معني لغوي نيميكا در لهجة گالشي شريك و دوست مي‌باشد.

6-لت Lat، تخته كوچك مستطيل شكلي است كه با تبر درست مي‌كنند و سقف منازل را با آن مفروش مي‌سازند براي جلوگيري از جدا شدن و افتادن آنها در هنگام طوفان، روي لت‌ها را به فواصل معين تكه‌هاي كوچك و بزرگ سنگ قرار مي‌دهند.

7-بام خانه را با ساقه برنج كه به آن كولش Coloche مي‌گويند مي‌پوشانند و دامنه آن را از اطراف بطور سراشيب به زمين نزديك مي‌شود. براي اينكه پوشال يا كولش بر اثر وزش باد به زمين نريزد روي آن را با شاخه‌هاي درخت مي‌پوشانند. معمولاً در بالا و نوك خانه هاي پوشالي كوزه يا حلبي را وارونه قرار مي‌دهند تا قطعات باران از آنجا به سقف خانه نفوذ نكند.

8-دارورچين Darvartchine-دار به معني درخت-ور به معني پهلو-چين از چيدن-بنابراين چيدن شاخه‌هاي درخت را در جوارهم دارورچين مي‌گويند.

9-Zagali

10-چوخا لباسي است كه از نمد تهيه مي‌شود و بسيار زبر و خشن است با پوشيدن چوقا گالش‌ها از سوز و سرماي كوهستان در فصل زمستان در امان خواهد بود.

11-کفشي است كه از چرم خالص گاو تهيه مي‌شود و معمولاً نوك آن برگشته است و داراي بندي است كه به آن براز Boraz مي‌گويند.

12-لباسي است از پارچه نخي راه‌راه برنگ سبز كه خود گالش‌ها درست مي‌كنند.

13-پلا-پلو همان كته است زيرا آب برنج را نمي‌ريزد و با آن روغن نيز نمي‌زنند.

14-Kache

15-Bourbini

16-گَمَج Gamadje-ظرفي گلي است كه پس از قالب گيري با حرارت زياد در كوره مي‌سازند و جدار خارجي آن را لعابي آبي رنگ مي‌گيرند.

17-Garac-گرك بر دو نوع است نوع اول كه از بهم بافتن پوشال برنج يا شاخه‌هاي نازك بعضي از درختان درست مي‌كنند  بصورت مدور است و ديك را روي آن مي‌گذارند. نوع دوم كه فقط از پوشال است و به سقف مي‌آويزند و در آن خربزه يا هندوانه قرار مي‌دهند.

18-كوده، ده از دهستان گليجان شهرستان شهسوار 14 ك جنوب باختري شهسوار كوهستاني معتدل-سكنه 270 شيعه گيلكي فارسي آب از چشمه‌سار، محصول چاي لبنيات،شغل زراعت و گاوداري، راه مالرو-تابستان به ييلاق لمرا مي‌روند(فرهنگ جغرافيايي ارتش ص . 246).