شفائيه، هادي. "عکاسي". دوره8و10 ، ش100 (بهمن49): ص47-52، تصوير.

 

خلاصه:  عكاسي مناظر: شرحي دربارة نحوة گرفتن عكس ازمناظر.

عكاسي

هادي شفائيه

عكاسي مناظر

نبايد تصور كرد كه تصاوير منظره‌اي كه در مسابقات عكاسي بعنوان «بهترين» انتخاب مي‌شود بي‌مطالعه و برحسب تصادف گرفته شده است. آنها نتيجة همكاري يك چشم با تجربه با يك انتخاب دقيق كادر و اجراي ماهرانه‌اي است كه بطور خلاصه مي‌توان آن را يك «اثر شخصي» ناميد.

در مقام مقايسه با موضوعات بي‌حدي كه جهان پر جنب و جوش عرضه مي‌كند ممكن است تصور شود كه ضبط و ثبت «منظره» ساده‌ترين موضوعات باشد: زيرا كه تكان نمي‌خورد و مي‌تواند ساعتها در انتظار گرفته شدن عكس باقي بماند. اما حقيقت اين نيست زيرا از «علت»ها و «دليل»هايي كه موجب مي‌شود بعضي از اين تصاوير «شادتر» و «خوش‌آيندتر» از ديگران باشد مي‌توان يك ليست طويل تهيه كرد.

بنابراين بهتر است اين «علت»ها را بررسي كنيم و راه رسيدن به آنها را كشف نماييم:

1-پيش از هرچيز، صرف وقت كافي از ضروريات است. كاري كه با شتاب و عجله و بدون احتياط‌هاي لازم انجام گرفته باشد در هيچ موردي، بخصوص عكاسي، نتيجة قابل پذيرشي نخواهد داشت.

در صورت نداشتن وقت كافي، بيشك روي جزئيات موجود نمي‌توان دقت لازم را مصروف داشت. در حاليكه يك هنرمند آرام و بي‌شتاب موفق به كشف آنها خواهد شد و اثري جالب بدست خواهد آورد.

اگر همراهان در ماشين منتظر شما هستند، بگذاريد انتظار بكشند...و يا اينكه آنها را روانه كنيد و خود تنها برگرديد. اساساً آماتورهاي امروز عادت به انتظار كشيدن، مانند گذشته‌ها را ندارند. سابق، پيش از فشار دادن به (كلانشر)، دقيقه‌ها و بعضاً ساعت‌ها منتظر مي‌ماندند تا ابري از جلوي آفتاب كنار رود و يا اسب و عرابه‌اي از راه برسد و در «نقطة قوي» تصوير قرار گيرد.

2-در جستجوي چيزي بايد بود كه «ديده نشده» باشد.

براي اينكار لازم نيست كه حتماً دوربين در دست و يا همراه انسان باشد، در اين مورد از تكنيك كاوش و اكتشاف بصري بايد استفاده كرد كه بطور مفيدي مي‌تواند مورد بهره‌برداري واقع شود. بدين منظور به قوة خيال و قدرت تصور بايد مراجعه كرد. مثلاً در پايين تپه‌اي، منظره‌اي را كه پس از بالا رفتن ديده خواهد شد بايستي در نظر مجسم ساخت. يا وجود برف،‌انعكاس‌هاي روي آبهاي بعد از باران، هواي مه آلود سحرگاهان و غروب را بايد به قدرت تصور در مناظر مختلف «ديد» حتي وضع ضد نور را.

سرپيچ هر كوچه‌اي مي‌تواند امكانات جديدي عرضه كند، اگر امروز امكان توقف نداريد، محل را در حافظه و يا دفترتان يادداشت كنيد و هروقت مجال و فرصت كافي داشتيد دوباره برگرديد.

3-بهترين وضع براي هرعكسبرداري به يكباره معين و مشخص نمي‌شود و بي‌شك در همه اوضاع و احوال يكسان نمي‌باشد. مشاهده اختلاف‌هايي كه «نقطة ديد»هاي بسيار كم تفاوت به وجود مي‌آورد انسان را دچار حيرت و تعجب مي‌كند. گاهي اين «نقطه» در صورت مرتفع بودن نتيجه خوب مي‌دهد(مثلاً اگر از بالاي زمين سراشيبي عكس گرفته شود پلان اول خيلي نزديك و بي‌مصرف براحتي حذف مي‌شود)و برعكس «نقطة» پايين و زاوية پست، خط افق را پايين‌تر آورده و به بلند‌ي‌هايي كه در پلان‌هاي نزديك و متوسط وجود دارد شدت و قدرت مي‌بخشد.

بدين ترتيب ملاحظه مي‌شود كه انتخاب وضعيت دوربين يكي از مهمترين عوامل تكنيك مؤثر است.

[48]

4-اگر مي‌خواهيد چيزي تازه و بديع و بي‌سابقه بدست آوريد همة امكانات را آزمايش كنيد، حتي با فيلم رنگي از   [47]   فيلتر رنگي استفاده نكنيد! اما اين كار را «عالماً» انجام دهيد و از بكار بستن متد كار دوربين جعبه‌اي بپرهيزيد: آفتاب در پشت، تنظيم روي بي‌نهايت» ديافراگم 16، سرعت 30/1 ثانيه.

البته با مشخصات مذكور يك سري تصاوير متوسط الحال مي‌توان بدست آورد اما بندرت چيزهاي خيلي خوب در آن ميان يافت مي‌شود.

دوربين خود را چون «دستگاه آفرينش» بكار ببريد نه مانند ماشين كپي.

5-اگر بنظر ضروري مي‌رسد، بايد منظره را «از نو چيد» بدين معني كه از ميدان ضبط و ثبت آنچه را كه ديده شدنش لزومي ندارد بايد بيرون كشيد. همچنين افزودن يك عنصر جالب توجه(انسان، حيوان و يا هرچيز ديگر) را بايستي آزمايش كرد.

فرق زيادي است بين عكسبرداري «مسلسل» و تهية عكسهايي پس از چندين بار دور زدن در اطراف موضوع انتخاب شده.

بسياري از مناظر، فقط با وارد كردن«چيزي» در پلان متوسط قابل اصلاح بوده و مي‌تواند تصوير بهتري ايجاد كند. كشف اين موضوع وظيفة عكاس است. مثلاً قرار گرفتن «انساني» مي‌تواند راه حلي باشد.

 البته اين موضوع به ذوق و سليقة هركس بستگي دارد و بعضي از عكاسان با وارد ساختن «عنصر انساني» در تصاوير خود موافق نيستند. در اينصورت با تغيير كادر عكس و يا محل عكسبرداري مي‌توان عنصر ديگري در كمپزيسيون وارد كرد.

6-نبايد تصور كرد كه تصاوير مناظر اجباراً در هواي خوب بهترين وضع را مي‌تواند داشته باشد. باران و برف گاهي ديد عالي را چنان به شكل كاملي تغيير مي‌دهد و احساس نور جالب مي‌آفريند، كه باز شناختن آن مشكل است.

يك عكاس ماهر و هنرمند و پرتجربه، مي‌تواند تغييرات فرم‌ها و محيط و افه‌هاي خاص نور را درك و احساس كند در حاليكه خيلي كمتر اشخاص عادي قدرت دريافت و تشخيص  [49]   آنها را دارند و عدة قليلي جرأت عكسبرداري را به خود مي‌دهند.

چتري همراه خود برداريد، آفتابگير بزرگي روي دوربين سوار كنيد و سعي نماييد زير باران و برف عكس بگيريد. به فرصت‌هاي از دست رفته بينيدشيد كه مي‌توانستيد صحنه‌هاي جالبي را نگهداري كنند.

7-از وسايل و لوازم مختلف خود استفاده كنيد.

با دوربين رفلكس تك اپژكتيف، با تغيير ديافراگم و همچنين قرار دادن فيلترهاي گوناگون حتي فيلتر پلاريزاسيون به مطالعة مناظر بپردازند.

در مورد مناسب‌ترين موقع روز، كه منظرة دلخواهتان به بهترين شكلي ديده مي‌شود، و همچنين درباره اينكه مثلاً انساني را در كادر مزبور قرار دهيد تفحص كنيد.

منظرة كوههاي بلند،‌با استفاده از وجود انسان كه امكان مقايسه را به تماشاگران مي‌دهد، عظمت خود را باز مي‌يابد.

انتخاب يك ابژكتيف مناسب(از لحاظ فاصلة كانوني)و ايجاد ميدان وضوح عميق را نبايد فراموش كرد.

فيلتر آبي را براي افزايش اثر مه، فيلتر نارنجي يا قرمز را براي تيره ساختن آسمان و يا فيلتر سبز را براي روشن‌تر كردن رنگ برگهاي درختان آزمايش كنيد.

8-در صورت امكان اكثراً ابژ كتيف را عوض كنيد. با تغيير ابژ كتيف و زاويه‌اي كه در بر مي‌گيرد امكانات وسيعي حاصل مي‌شود كه با هيچ وسيلة ديگري قابل مقايسه نيست و بدين ترتيب تصاوير بهتري بدست مي‌آيد. في المثل بدون اينكه لزومي به تغيير محل دوربين باشد، مي‌توان آنچه را كه غير ضروري است از كادر «بريد» و يا از اختلاط و واضع نبودن موضوع كه نتيجه زيادي و فراواني جزئيات است جلوگيري كرد. در اين مورد يك تله ابژ كتيف متوسط(90-135 ميلي‌متري) براي دوربين‌هاي 350 ميلي‌متري مناسب‌ترين عدسي‌ها است با اين ابژ كتيف، بي‌آنكه در پلان‌هاي خيلي نزديك ايجاد بد شكلي و ناهنجاري شود،‌مي‌توان از دست «زيادي‌ها» رهايي يافت و انتخاب خوبي در كادر بعمل آورد. همچنين با اين وسيله، در عين عكسبرداري از فاصلة نسبتاً    [50]     دور، مي‌توان نقطة ديد پايين يا بالا بدست آورد.

تغيير ابژ كتيف دخل و تصرف در «كميت» پلان عقب را ممكن مي‌سازد. مثلاً اگر شخصي در روي چمن‌ها ايستاده باشد و ما با يك ابژكتيف نرمال(50 م.م) تصويري از او تهيه كنيم شخص مزبور فضاي معيني را در سطح عكس اشغال خواهد كرد كه اگر با ابژ كتيف(100 م.م) بخواهيم همان مقدار فضا را اشغال كند لازم است از چند قدم عقب‌تر عكس بگيريم. در اين عكس افق و فضايي كه سطح تصوير را اشغال خواهد كرد به نصف تقليل خواهد يافت(با ابژ كتيف 200 م.م  به يك چهارم). برعكس اگر با ابژ كتيف زوايه باز (25 م.م.) چند قدم جلوتر رفتن (براي اينكه آن شخص در روي تصوير باز به همان بزرگي باشد) عكسي گرفته شود فضايي به اندازة دو برابر وضع اول در كادر جاي خواهد گرفت.

9-براي رسيدن به بالاترين كيفيت ممكن‌، خود را مجبور سازيد. اين كار ممكن است شما را وادارد تا تعدادي فيلتر، چندين نوع فيلم و حتي سه پايه‌اي با خود حمل كنيد، چه مانعي دارد؟ يك تصوير خوب چيزي است كه مي‌توان به آن افتخار كرد، البته اگر از لحاظ تكنيك بي‌نقص باشد.

عناوين امپرسيونيست يا آرتيستيك را با اطلاق به تصاوير محو و دودي تضييع كرده‌اند. يك اثر دودي با هيچ بهانه و معذرتي نمي‌تواند قابل قبول باشد.

در عكس سياه-سفيد و يا رنگي انتخاب فيلم اهميت زيادي دارد. براي صحنه‌اي مخصوص يك فيلم رنگي محيطي خلق مي‌كند كه با فيلم رنگي ديگري امكان پذير نيست. به همين دليل لازم است از خواص فيلمهاي مختلف رنگي آگاه بود و در هر موردي نوع مناسب آن را به كار برد. كسانيكه با ايمان و اعتقاد محکمي خود را پابند محصولات يکي از سازندگان مي‌كنند و حتي در ميان انواع مختلف فيلم‌هاي سازندة بخصوص يكي را براي هميشه انتخاب مي‌نمايند از اين موضوع بي‌اطلاعند.

در عكاسي سياه-سفيد فيلم‌هاي ضعيف و ريزدانه ترجيح دارد، زيرا بر ريزي دانه‌ها، كه كيفيت مربوط به آنها است، در موقع عمل نيز نرمش بيشتري از خود نشان مي‌دهند. با فيلم‌هاي متوسط، در هواي آفتابي امكان عكاسي با ديافراگم‌هاي بازتر از 6/5 نيست و از اينرو كنترل تنظيم و استفاده از ابژ كتيف‌هاي گوناگون دچار محدوديت‌هايي مي‌گردد.

[51]

اگر ترجيح داده مي‌شود كه در سياه-سفيد فقط از يك نوع فيلم استفاده شود در حساسيت نسبي آن مي‌توان دخل و تصرف كرد(با تغييرات لازم در شرائط ظهور و محاسبه نور و حساسيت نسبت به موضوعهاي مربوط). مثلاً يك فيلم 19 دين را استثنائاً حتي مي‌توان مانند فيلم 36 دين بكار برد.

معهذا لازم است فيلمي را انتخاب كرد كه بهترين نتيجه را حاصل كند، حتي در صورت لزوم استفاده از فيلتر و اجبار به كار كردن با سرعت‌هاي كم و به كمك سه‌پايه‌.

10 در مصرف فيلم صرفه جويي نبايد كرد.

صحنه‌اي كه در برابرتان قرار گرفته شايد تا ماهها و سالها دوباره بوجود نيايد. بنابراين شانس خود را چند برابر كنيد يا اگر از حساب نور مطمئن نيستيد با سرعت‌ها و ديافراگم‌هاي گوناگون بگيريد-فيلتريهاي مختلف را آزمايش كنيد-چند عكس با بازترين ديافراگم(كه عمق ميدان و وضوح را به حداقل مي‌رساند) بگيريد-با فيلترهاي خاكستري، «سرعت‌هاي كم» حتي چند دقيقه را بيازماييد-هنگاميكه شرائط نور سريعاً تغيير مي‌كند (در نزديكي‌هاي طلوع و غروب آفتاب و موقعيكه مه به وجود مي‌آيد يا از بين مي‌رود) از جاي خود تكان نخوريد و درمدت نيم ساعت يا بيشتر از صحنه‌اي كه در حال تكميل است يك سري عكس بگيريد: نتايج شما را دچار حيرت و تعجب خواهد كرد.

******

از كارهايي كه انجام مي‌دهيد حتماً يادداشت‌برداريد. البته اعتماد به حافظه خوبست اما شرائط جوي، مشخصات نورسنج‌ها فيلتر مورد استفاده، مدت نور و غيره را پس از چند ماه حتي چند هفته استثنائاً مي‌توان بطور دقيق به خاطر آورد.

به ياد داشتن و به كار بردن مطالب بالا شما را براي گرفتن تصاوير زيبا رهنمون خواهد بود. ممكن است اين كار بنظر مشكل برسد، سعي كنيد آنها را يكايك فرا گيريد و از هركدام كه به نظرتان آسانتر مي‌رسد و يا بيشتر جلب توجه شما را مي‌كند شروع كنيد و آن را در مسائل عكاسي‌تان به كار ببنديد. در مدت بسيار كوتاهي راه بكار بستن ديگران را خود به خود خواهيد يافت و بدين ترتيب با تصاويري روبرو خواهيد شد كه سابقاً آنها را در انحصار متخصصين مي‌پنداشتيد.   [52]