|
|
||
نراقي، حسن. "حمام تاريخي باغ شاه فين دركاشان". دوره 9، ش 101 (اسفند49): ص 9-23 ، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:توصيف جهانگردان از حمامهاي ايراني، تاريخچة حمام،آثار باقيمانده از حمامهاي گذشته در شهرهاي اصفهان، مشهد و قزوين، كرمان و كاشان و شهرقم ـ شكل ساختمان حمام،مراسمي كه درآن محل انجام ميگرفت،ضربالمثلهاي عاميانه دربارة حمام ـ اقامتگاه چهل روزه اميركبير در باغشاه فين، تاريخچة حمام باغشاه،طرح و نقشههاي ساختماني حمام بزرگ ـ داستان كشته شدن اميركبير درحمام باغشاه. |
|
|
حمام تاريخي باغ شاه فين در كاشان
حسن نراقي يگانه
گرمابه داخلي يكي از كاخهاي پادشاهان
صفويه كه تاكنون باقيمانده است و سرگذشت
خونين آن
گرمابة
خونين
اتابك را بنگر
گويي كه هنوز از غم و اشك فشان است هررخنة
ديوارش گويي كه دهانيست
كاندرحق دژخيمش نفرين به زبان است «ملك
الشعرا بهار» يكي از فصول دلپذير دانش باستان شناس ايران كه ميتوان گفت تاكنون به اقتضاي شئون گوناگون و منزلت مهم تاريخي آن مورد بحث و نظر قرار نگرفته همانا موضوع كلي حمامهاي قديمي ايران است تا آنكه فهرست جامع و مستدلي از آنها در دسترس پژوهندگان بوده باشد. در حاليكه اين مبحث آموزنده گذشته از نتايج سودمندي كه از نظر علم الآثار در بر دارد بديهي است از نتيجه تحقيقات و بررسيهاي همه جانبه در اطراف و جوانب متتنوع آن اميدواري هست كه روشنايي تابناكي نيز بزواياي كم نام و نشان تاريخ اجتماعي گذشته اين ديار بيافكند. |
|
همچنانكه بر اثر تجزيه و تحليل خصوصيات و متفرعات و تحولات كمي و كيفي و بالاخره سير حوادث مختلفي كه در پيرامون هريك از رقبات سالخورده آن روي داده است، باشد كه بسياري از عقايد و انديشهها آداب و سنن فراموش شده نيز آشكار و هويدا گردد. از آنجمله آشنايي كامل با سبك معماريهاي مخصوص هر ناحيه و اسلوبهاي متناسب با آب و هواي مناطق مختلف كشور و تغييراتي كه در اعصار متوالي در آنها پديدار گشته است. به ويژه شناخت مزاياي خاص حمامها حتي در مأخذ و منابع تاريخي بيگانگان هم با اظهار شگفت و اعجاب منعكس شده است. مانند سفرنامه(كلاويخو سفير كاستيل اسپانيا) كه در سال 806 از طريق ايران به سمرقند دربار امير تيمور سفر كرده. او پس از ديدن حمامهاي تبريز با چنان تعجب و تحسيني آنها را ياد ميكند كه گويي در آن عصر حمام عمومي در اروپا وجود نداشته و يا لااقل فاقد خصوصيات جالب توجه و مزاياي حمامهاي بزرگ و پر تجمل [9] ايران بوده است 1 . |
|||
صحن رختكن حمام عمومي كاشان |
|
و
همچنين تعريف و توصيف شايانيکه كه جهانگردان
عهد صفويه از حمامهاي كاشان نمودهاند. از
آن جمله توماس هربرت انگليسي (معاصر شاه
عباس اول) در حاليكه كاشان را يك شهر
اشرافي بسيار آباد و آراسته معرفي كرده و
بخصوص حمامهاي آنجا را از مهمترين
بناهاي عمومي شهر ميشمارد و يا شاردن
جهانگرد فرانسوي كه گويد:
(بازارها و گرمابههاي كاشان فوق العاده عالي و خوب و تميز و خوش ساخت است)
2
. و
از طرفي نيز بطوريكه از كنجكاوي و پي جويي
در اوراق تاريخ پرحادثه قرون اسلامي ايران
به دست ميآيد برخي از حمامهاي قديمي
منشاء سوانح بزرگ و شاهد مناظر انقلابي و
پرهيجاني بوده كه گاهي براثر آنها مسير
تاريخ يكباره تغيير يافته و دگرگونيهاي
كلي در سرنوشت جامعه پديد آمده است. همچون
كشته شدن فضل بن سهل ايراني وزير با تدبير
مأمون خليفه عباسي در حمام شهر سرخس و يا
جان سپردن ميرزا تقي خان امير كبير بدست
دژخيمان ناصرالدين شاه قاجار در حمام باغ
شاه فين و امثال و نظاير اين گونه فجايع
ملي كه بايد از اوراق پراكنده تاريخ جمعآوري
و مدون گردد. |
|
و
يا مانند محمد آقابيك داروغه كاشان در
آغاز مشروطيت، جوانمرد دلير و بيباكي كه
تا او زنده بود نايب حسين كاشي و اتباعش
جرأت نزديك شدن به شهر را نداشتند تا آنكه
در سحرگاه شب دامادي محمد آقابيك هنگامي
كه او تنها در حمام دروازه پشت مشهد كاشان
حنا بسته و بخواب رفته بود پسران نايب حسين
از كمين گاههاي پنهاني خود به حمام ريخته
او را گلولهباران كردند
3
. و
از آن پس بود كه دستگاه شرارت و مطلق
العناني آنها گسترش يافته و سالها ادامه
پيدا كرد. بديهي
است كه اينگونه حوادث مهم محلي در بسياري
از حمامهاي سرتاسر ايران روي داده بايد
به دقت بررسي و گردآوري شود. و چون ناگفته
پيداست كه بحث و بررسيهاي لازم در اين
باره دامنهدار تر از آن است كه يك يا چند
مقاله حوصله گنجايش آن را داشته باشد، از
اين رو در مقاله حاضر پس از اشاره اجمالي
به گفتنيهايي چند از كليات اين موضوع فقط
به يادآوري تاريخچة حمام باغشاه فين كاشان
كه يگانه گرمابه اختصاصي يكي از كاخهاي
باقي مانده از زمان صفويه ميباشد اكتفاء
شده، بويژهآنكه اين گرمابه گذشته از
دارا بودن چنان موقعيت تاريخي بينظير در
اواسط قرن گذشته نيز شاهد مهمترين حادثة
دوران سلطنت قاجاريه يعني قتل ميرزا تقي
خان امير كبير صدراعظم ناصرالدين شاه بوده
است. اين
داستان خونين كه از خصوصيات آن حمام ميباشد
خود مبحث جداگانهاي است كه در پايان
مقاله از نظر خوانندگان گرامي ميگذارد. **** 1-در
قرنهاي گذشته احداث و بنيان گذاري حمام
جنبههاي سودجوئي و بهرهبرداري مادي
مانند عصر حاصر مطلقاً نداشته بلكه اين
كار خير از جمله مباني بسيار مهم خيرات و
ميرات عمومي بشمار ميرفته كه افراد
متمكن و خير خواه با عقيده و ايمان به اجر و
ثواب آن و كسب شرف و افتخار و بقاي نام نيك
خويش در اين باره اقدام مينمودند. و اين
عمل نيز كه از مهمترين نيازمنديهاي جامعه
بود مانند ساختن مسجد و آب انبار در افكار
و انظار عموم بخوبي تلقي ميگرديد. و به
جهت سلب هرگونه شاييه انتفاع شخصي ملكيت
آن را هم وقف عام مينمودند. و براين
اعتقاد بودند كه چون استحكام و غسل و طهارت
مقدمه ضروري هرگونه عبادت و فرائض ديني هر
فرد مسلمانان است بنابراين مؤسس چنين
اساسي و بنا نيز از كليه اجر و
ثوابيكه و
برآن اعمال مترتب است بهرهمند و شريك
خواهد بود. بر
اثر اينگونه عقايد مذهبي و رسوم ملي كه
حمام را در درجه اول نيازمنديهاي جامعه و
از جمله بزرگترين مظاهر شئون اجتماعي قرار
داده بود ساختن و آراستن آن را بزرگان قوم
تعهد مينمودند، و از شخص اول مملكت يعني
پادشاه وقت كه در اين كار پيشقدم بوده تا
وزيران و اميران و دولتمندان نيز هريك
بقدر همت خود اقدام مينمودند چنانكه
آثار برخي از آنها تا كنون هم باقي و بر اين
حقيقت گواه است. از آنجمله: در
شهر اصفهان: حمامهاي شاه عباس، شيخ
بهايي، ساروتقي، شيخ عليخان زنگنه، شاه
علي و شاهزادهها و حاج عليآقا. در
مشهد و قزوين: حمامهاي معروف و مشهور
بنام شاه عباس. در
كرمان: حمام گنجعلي خان. در
كاشان: حمام خواجه عماد جنب مسجد عمادي
ميدان فيض.(از بناهاي اواخر سده نهم هجري). و
حمام ملاقطب(بناي سال 966 ق) و
حمام عبدالرزاق خان در بازار(بناي سال 1187 ق). 2-حمامهاي
قديم اغلب داراي خزينه و حوضهاي متعدد از
آب بسيار گرم و داغ تا ملايم و سرد و خنك
بود همچنانكه در فاصله مابين سربينه رخت
كن تا صحن داغ و بسيار گرم آن نيز چندين صحن
صفههاي بزرگ و كوچك هم با درجات مختلف
حرارت مهيا شده و آمادگي داشت تا اشخاص
سالم و معلول و بيمار، هريك بفراخور حال
خود بتوانند براحتي استفاده نمايند. 3-حمامها
چون محل ملاقاتهاي قهري و برخوردهاي
اتفاقي و يا ميعادگاه طبقات هر ناحيه بود
گاه و ناگاه با صحنههاي زشت و زيبا وضع
غير عادي بخود ميگرفت. بسيار
از مراسم گوناگون و تشريفات خانوادگي نيز
در آنجا برگذار ميگرديد. مانند حمام بردن
عروس همراه مشاطه و همچنين داماد را با ساز
و نواز. يا
حمام زايمان بانوان كه با دعوت به سور و
سرور توأم ميگرديد. يا دعوت به حمام جهت
پايان دادن به مراسم سوگواري و عزاداري با
حنابستن و اصطلاح موهاي سر و صورت
بازماندگان شخص متوفي كه بوسيله يكي از
بزرگان محلي توأم با پذيرايي و مهماني
بعمل ميآمد. يا
حمام ختنه سوران پسربچهها و بسياري از
موارد ديگر.....كه هريك با رسوم و آيين خاصي
انجام ميگرفت. و
نيز در مورد ازدواج و زناشوييها آخرين
مرحلهاي كه معاينه كامل سراياي دوشيزه
يا بانوي مورد نظر از طرف كسان داماد در
آنجا به عمل ميآمد داخل حمام بود كه بايد
برسبيل اتفاق و ناگهاني وانمود گردد. و
گاه نيز چنان پيش ميآمد كه اين محافل
پرنشاط و شادماني خانوادهها بر اثر مرگ
يكي از منتفذين محلي خواهي نخواهي مبدل به
مرده شوي خانه گشته متوفي را در حمام غسل
ميت داده كفن ميپوشاندند. از اين رو
متصديان و كاركنان زن و مرد حمامها در
همه مراسم اجتماعي مشتريان خود و هرگونه
سوك و سرور خانواده آنها شركت داشته و حتي
در خانههاي شخصي آنان دست اندر كار
پذيرايي از واردين
و غيره بودند. 4-در
شهرهاي بزرگ حمامهاي عمومي سحرگاهان كه
باز ميشد آمادگي گرمابه را با صداي رسا و
نخراشيده بوقهاي مخصوص به حمام گوشزد
عموم ميساخت و تا پاسي از روز گذشته حمام
مردانه بود. و از آن پس تا شامگان زنانه ميشد.
از اين رو در مجاورت حمامهاي بزرگ گرمابه
كوچك جداگانهاي نيز ساخته شده و آماده
بود تا جهت نيازمنديهاي فوري و ضروري زن
يا مرد هنگاميكه به گرمابه بزرگ عمومي
دسترس نداشتند و مورد استفاده قرار گيرد.
وليكن حمامهاي راسته بازار شهرها يا
مجاور دروازههاي پر رفت و آمد در تمام
اوقات شبانه روز مردانه بود و گاه گاه
نيز وسائل گوناگون جهت سرگرمي واردين و
مخصوصاً مسافرين در آنجا فراهم مينمودند.
و برخي از آنها مانند ساير آثار و عادات
ناپسندي كه از دوران استيلاي مغولها
باقي مانده بود بعدها بتدريج مرتفع گرديد. چنانچه
در فرماني از شاه طهماسب اول صفوي مورخ به
سال 941 ق مبني برالغاء پارهاي از آنگونه
مفاسد كه در سنگنبشته جلوخان مسجد ميدان
عمادي كاشان نصب شده چنين خوانده ميشود: (حكم
مطاع واجب الاتباع صادر گشته كه از كليه
ممالك محروسه شرابخانه و بنگخانه و
معجونخانه و بوزهخانه و قوالخانه و بيت
اللطف و قمارخانه و كبوتربازي و.....مستوفيان
گرامي ماهانه و مقرري آن را از دفاتر اخراج
دارند و ابوابجمع دفتار نسازند و امور
مذكور را از جميع ممالك خصوصاً در الايمان
كاشان برطرف ساخته نگذارند من بعد كسي
مرتكب اين مناهي شود و ساير نامشروعات را....)
4
. 5-حمام
و متعلقات و آداب و رسوم مخصوص به آن موضوع
ضرب المثلهاي عاميانه متعددي است كه
برحسب اقتضاي مقام و موارد خاصي استعمال
ميشود، از آن جمله است: مثل
حمام زنانه: كنايه از محفل پرجنجالي كه همه
حضار آن بلند بلند و بدون توجه به اظهارات
يكديگر سر و صدا راه بيندازند. رستم
در حمام: چون اغلب سر در حمامهاي قديم با
نقش و نگار رستم و نمايش ريش بلند و دوشقه
او تزيين يافته بود بدان مناسبت هر آدم
هيولا و قوي هيكل ولي مهمل و بيهنري را به
رستم در حمام تشبيه مينمودند يعني فقط
نقش و نگار صورت است و بس چنانكه شاعر گفته
است: اگر
تو آدمي اعتقاد من آنست
كه ديگران همه نقشند بر در حمام با
آب خزينه دوست گرفتن: از جمله رسوم تعارف و
آداب مخصوص بداخل حمام آن بود كسانيكه در
خزينه گرمابه به يكديگر برخورد مينمودند
به جاي سلام و احوالپرسي كف دو دست خود را
با آب خزينه پر كرده با اشاره به طرف مقابل
خالي ميكردند و اين عمل نشانه احترام
گذاردن به يكديگر بود. همچنين
زنها نيز هنگام ورود به صحن حمام جهت اداي
احترام نسبت به بانوي بزرگتر كه در حمام
بود طاس يا جام خود را با آب خزينه پر كرده
و به سر و دوش بانوي مورد نظر خود ميريختند. 6-تا
اواسط قرن حاضر بواسطه اشكالات فراوانيكه
در كار ساختمان حمام وجود داشت خانهها و
منازل شخصي واجد حمامهاي خصوصي نبود
وسكنه هركوي و برزن ناگزير از گرمابههاي
عمومي استفاده ميكردند. مگر كاخهاي
پادشاهان و منازل شخصيتهاي مهم كه داشتن
حمام خصوصي سرخانه از لوازم زندگاني وسيع
و بلكه از تجملات دستگاههاي اشرافيت به
شمار ميرفت. به ويژه در قصرهاي سلطنتي
اينگونه حمامها علاوه بررفع نيازمنديهاي
لازمه طهارت و پاكيزگي همچون آرايشگاه
مخصوص و مجهزي مورد استفاده بانوي حرمسرا
قرار ميگرفت. چنانكه دكتر فووريه
فرانسوي پزشك مخصوص ناصرالدين شاه و
حرمسراي او دركتاب خاطرات خود بنام(سه سال
در دربار ايران) ذيل احوالات يكي از همسران
سوگلي شاه مينويسد: «روزي
ديگر امينه اقدس مرا به تماشاي حمام خود
فرستاد. اين حمام دو قسمت دارد و تمام
ديوارهاي آن از مرمر است. قسمت اول محل رخت
كن و آرايش و قسمت دوم براي استحمام است.
حوضي در ميان سريينه است كه فوارهاي از
آن ميجهد وبا آب خود كه به صورت گرد به
اطراف پاراكنده ميشود فضا را خنك ميكند
و طاقچههايي در آنجا است كه در آنها
هرقسم اسباب آرايش گذاشته و در دو طاقنماي
قرينه عدهالي قالي نهاده و از آنها بستر
راحتي درست كردهاند. و
در اين قسمت خانملباسهاي خود را پيش از
آنكه به گرمابه داخل شود ميكند. گرمخانه
دو خزينه دارد پر از آب كه درجه حرارت آنها
با يكديگر متفاوت است و ترتيب استحمام به
اين شكل است كه استحمام كننده ابتدا ده
دقيقه در خزينه آب سرد و ده دقيقه درخزينه
آب گرم و ده دقيقه هم بيرون از هر دو داخل
حمام كه به بخار گرم شده ميماند. سپس براي
او حوله پشمي ميآورند و او بسريينه ميآيد
و تا مدتي در آنجا دراز ميكشد و گاهي قريب
به يك ساعت در آنجا ميماند تا خوب بحال
بيايد. بعد
از استراحت نوبت آرايش ميرسد و اين كار
بسيار دقيق و طولاني است كه با حنا ناخنهاي
دست و پا را رنگ و با سرمه مژگان را سياه و
بزرگتر ميكنند و آنها را مصنوعاً
تابالاي بيني ميكشند، گيسوان را مثل
حصير رشته رشته ميبافند. مدت دوام اين
آرايش نصف روز تمام است. تهران
حمامهايي متعدد به همين وضع دارد ليكن
مردم غير مسلمان نميتوانند به آنها قدم
بگذارند. **** بنابر آنچه گفته شد شك و شبهاي نيست كه كليه كاخهاي تاريخي قديم ايران مانند چهل ستون و هشت بهشت اصفهان و نظاير آنها هريك حمام داخلي مخصوصي هم داشته است كه بر اثر مرور زمان از بين رفته بطوريكه امروزه اثري ديگر از آنها ديده نميشود. از اين رو درباره حمام تاريخي باغشاه فين كه با سبك و اسلوب بناي اوليه خود از عهد صوفي تا بحال باقي و برجا مانده ميتوان گفت در حال حاضر اين بنا در نوع خود يكتا و بيهمتا واقع شده است. |
|
اين
بيان گرچه حقيقتي است بس روشن كه اثبات آن
نيازي به دليل و برهان ندارد ولي محض كوتاه
كردن سخن در اين باره كافي است اهميت و
ارزش يكي از آثار مشهور او كه تأسيس
دارالفنون در ايران موفق به ايجاد اين
پايگاه دانش جهاني گشته كه امروزه مبدأ و
سرچشمه همه ترقيات شگفتانگيز آن ملك و
ملت بشمار ميرود. اقامتگاه چهل روزه امير كبير در باغشاه
و
اينك نظر به آنكه امبير كبير درمدت چهل
روزبه اتفاق همسر و مادر و ساير نزديكانش
با تحمل نهايت رنج و شكنجههاي روحي در آن
تبعيدگاه بسر ميبردند مقتضي است نظري
هم به محل سكونت اين كاروان واژگون بخت و
سوابق تاريخي بناي آن افكنده شود. در
سال 1242 ق. فتحعلي شاه دختر محبوب خود بنام
خورشيد كلاه خانم ملقبه به شمس الدوله(ازبطن
طاوس خانم تاج الدوله اصفهاني) را نامزد
علي محمد خان نواده صدراعظم اصفهاني نمود
و عليرغم مخالفت و بي ميلي تاج الدوله حرم
سوگلي خود با مقدماتي رندانه
[15] و نيرنگهاي
قجري وسائل ازدواج و رضايت تاج الدوله را
فراهم ساخت
6 . سپس نيز علي محمدخان ملقب به
نظام الدوله به حكومت كاشان سر فراز گرديد.
حسب الامر باغشاه فين را جهت سكونت آنها
منظور و آماده نمودند. ولي از آنجاييكه تا
آن ايام دراين باغ عمارت مخصوص و محفوظي
براي سكونت حرمسراها وجود نداشت نظام
الدوله با اجازه شاه در محوطه خارج از حد و
حصار شمالي باغ عمارت جديدي احداث كرد
مشتمل برحياطي وسيع و باغچهكه چهار
جانب
آن داراي اطاق و تالارهاي متعدد بزرگ
و كوچك بود. اين
ساختمان بنام خلوت نظام الدوله معروف
گرديد و پس از عزيمت او از كاشان هريك از
شاهزادگان بلافصل و درجه اول قاجاريه كه
به حكومت كاشان منصوب ميشدند و اجازه
اقامت در باغشاه به آنها داده ميشد، خلوت
نظام الدوله را محل حرمسراي خود قرار داده
و ساختمانهاي ديگر محوطه باغشاه اختصاص به
ديوانخانه و آمد و رفتهاي تشريفاتي آنها
داشت مانند: شاهزاده
طهماسب ميرزا مؤيد الدوله در سال 1251 ق. شاهزاده
بهمن ميرزا بهاءالدوله در سال 1252 ق. شاهزاده
فتح الله ميرزا شعاع السلطنه(جد مادري
مظفرالدين شاه) در سال 1255 ق. شاهزاده
شاهرخ ميرزا در سال 1264 ق. پس
از سال 1268 ق كه امير كبير مدت چهل روز
بعنوان تبعيد دراطاقهاي خلوت نظام الدوله
زنداني گرديد اين عمارت شهرت و اعتبار خود
را بكلي از دست داد و يكباره متروك و منفور
خاص و عام گرديد و بدين جهت روزبروز رو به
ويراني نهاد بطوريكه اشياء دندانگير و
قابل حمل آن هم تاراج شد. تاريخچة حمام باغشاه
در
محوطه خارج از حصار سمت جنوب شرقي باغ دو
دستگاه حمام بزرگ و كوچك موجود است كه هريك
از آنها با در جداگانهاي به فضاي
داخلي باغ مربوط ميگردد. |
|
|
حمام
بزرگ معروف آن كه در اين مقاله مورد بحث و
نظر ميباشد همزمان با احداث بناي اوليه و
اصلي باغشاه در عهد شاه عباس اول ساخته شده
و به گفته گويند عاليقدر ملك الشعراء بهار
درقصيده مخصوص به باغشاه و سرچشمه فين: از
خلد نشاني بود اين باغ كه طرحش
فرموده عباس شه خلد مقام است
7 در
اين اواخر هم مدرك معتبري به دست آمده كه
قدمت اين حمام و ارتباط تاريخي آن را تا
عهد صفويه تأييد ميكند و آن عبارت از
پيدا شدن چند قطعه مسكوكات عهد صفوي كه
هنگام تخليه مجاري و پاك كردن آبروهاي زير
صحن گرمابه از ميان گل و لاي بدست آمده
است
8 . وليكن حمام كوچك جنب آن كه داراي بنا
و ساختماني سادهتر و تاحدي روستايي
ميباشد از ابنيه دوره قاجاريه است
چنانكه سهيل ضرابي ضمن شرح دادن بناهاي
احداثي فتحعلي شاه بدينگونه تصريح نموده
است: (كذالك
حمام كوچك و كرياس و بالاخانه سر در آن باغ
كه از عمارت رفيعه منيعه است)
9
. |
|
||
سردر موزة آثار تاريخي كاشان در باغ شاه فين |
قسمت جنوبي قديم نظام الدوله كه اكنون بجاي آن موزة جديد ساخته شده است. |
طرح و نقشه ساختمان حمام بزرگ
كف
اين حمام به جهت آبرساني به آبگيرها و
خزينه گرم آن قريب به يك متر از سطح
خيابانهاي باغشاه گودتر واقع گشته. از
درگاه ورودي به وسيله چهار عدد پلكان به
اولين صفه رخت كن ميرسد. در اين صفه سكويي
به ارتفاع نيم متر ديده ميشود كه وسط آن
يك بخاري ديواري با گچ و آجر ساخته شده. از
آنجا با راهرو و دالان كوتاهي به صحن بزرگ
و گرم حمام وارد ميشود. در طرف ديگر اين
راهرو و صفهاي است قرينه صفه رختكن
اوليه كه پس از استحمام و هنگام خروج از
صحن گرمابه ابتدا بايد به اين صفه آمد كه
وسط آن حوض كوچكي براي شستن پاها ساخته شده
تا در هواي ملايم آنجا بدن را خشك و آماده
رفتن به صفه رختكن اوليه براي لباس
پوشيدن نمود. صحن
اصلي گرمابه: طول و عرض 14 در هفت متر. سقف
گنبدي شكل آجري آن روي چهارستون مرمر هشت
گوشه زيبا و خوشتراش بنا نهاده شده.
خزينه آب گرم برجبهه مقابل درگاه ورودي به
صحن است و بر هر دوطرف آن دوصفه كوچك براي
خلوت حمام ساختهاند.و در طرف ديگر صحن
بزرگ گرمابه حوض مربع مستطيلي بطول و عرض ده
در شش متر براي آب سرد و هم كف زمين ساخته
شده. و همچنين دو حوض كوچك ديگر براي آب سرد
و ملايمي درميان ستونها ميباشد. وليكن
بجاي حوض كوچك وسط صحن از قديم الايام سكوي
برجستهاي بنام شاه نشين بوده است كه روي
آن تخته سنگ مرمر شفافي بطول بيش از دو متر
افتاده بود و اين سكو يا شاهنشين براي
استراحت و نشيمن شخص شاه يا كسي كه از طرف
او مأمور و مجاز بود، اختصاص داشته
همچنانكه اميركبير نيز روز 18 ع 1268 در
حاليكه خضاب نموده و حنا بسته
[17] آنجا آرميده
بود ناگهان فرمان قتل او را به دستش ميدهند
و به وضعي كه بدان اشاره خواهد شد در همان
محل و مكان جان خويش را بجان آفرين تسليم
نمود. اين
سكو و سنگ مرمر گرانبهاي آن تا سالهاي 35-1334
ه.ق. بجاي خود باقي و محفوظ مانده بود ولي
در آن اوان مانند كليه سنگهاي مرمر حمام
و حوض و جدولها و ديگر مصالح و متعلقات
گرانبهاي باغ شاه مورد نهب و غارت اشرار
يغماگر كاشان قرار گرفته و از بين رفتند. داستان كشته شدن اميركبير در حمام باغ
شاه
شادروان
اديب بيضايي كاشاني در ضمن قصيده مفصلي كه
مبني بر اظهار تأسف از خرابي باغ شاه دارد
از جمله چنين گويد: گرمابه
همي بينم با غايت دمسردي
برملك عجم گشته است از مرگ تقي گريان با
آب مژه شايد اي ديده فرو شويي
خوني كه در اينجا يافت از نشتركين
جريان آن
سر كه توانستي سالاري ملك جم
چون غنچه بشكفته پژمرده در اين بستان بردست
امير اينجا حنانه كه خونست اين
وين استان از آن دارد حنانه صفت افغان اين
دود كه ميبيني درگلخن ويرانه
آه دل هرسنگ است بالا شده تا كيوان
10 هرچند
درباره چگونگي و شرح اين داستان خونين كه
از ضايعات بزرگ ملي ايران در عهد قاجاريه
شمرده ميشود گفتارها و مقالات بسياري كه
متضمن عقايد و آراء گوناگوني هم بوده
منتشر شده تا جاييكه در اطراف آن از
قضاوتهاي ضد و نقيض نيز فروگذار نشده است.
ولي با توجه به اينكه روزهاي واپسين
زندگاني پرهيجان
آن رادمرد تاريخي تا لحظه
مرگ تشنج آميزش در باغشاه فين سپري گشته،
بويژه آنكه خون پاكش نيز با آب و گل حمام
اين كاخ آميخته بدين سبب مقتضي است شمهاي
از جريان واقعي آن پيش آمد ناهنجار به
استناد معتبرترين منابع تاريخي كه در دست
ميباشد در ذيل تاريخچه حمام باغشاه فين
بازگو گردد. بدين
منظور پس از فحص و بررسيهاي لازم چون
تحقيقاتي را كه كنت گوبينو
11
سفير فرانسه
دردربار ايران در اين خصوص به عمل آورده
پيش از مأخذ ديگر مقرون به حقيقت يافته و
خالي از هرگونه شايبهاي به نظر رسيد به
ترجمه و اقتباس آن از كتاب (سه سال در آسيا)
كه تاكنون به فارسي برگردانده نشده اقدام
نمود. زيرا كه گذشته از نزديكي به مناسبات
سياسي كه او با مقامات درجه اول ايران و
نمايندگان خارجي داشته شخصاً نيز محققي
كنجكاو و علاقمند به كشف و درك كليه قضايا
و پيش آمدهاي اجتماعي ايران بوده و در
سياست و جريان امور داخلي ايران هم بيطرف
بوده و هيچ گونه حب و بغضي نداشته، بويژه
آنكه اندك زماني پس از آن حادثه شخصاً خود
به باغ شاه فين از باغبان و متصديان و
كسانيكه حاضر و ناظر بودهاند تحقيقات و
معاينه محلي نموده است. همچنانكه در ضمن
بيان اخلاق و صفات و سجاياي روحي امير
[18] نيز
احياناً از نشان دادن نقاط ضعف و اشتباهات
سياسي او خودداري نكرده بخصوص از غرور
زياده از حد ئ اتكاء به صحت عمل و پاكبازي
او و اينكه همگي از خشونت طبع انعطاف
ناپذيرش در بيم و هراس بسر ميبردند، ياد
كرده است. ناگفته
نماند كه كتاب (سه سال در آسيا)ي كنت گوبينو
با آنكه محتوي تحقيقات پر ارج و سودمندي در
جهت شناخت بسياري از حوادث و مباني تحولات
فكري و اوضاع اجتماعي ايران در نيمه دوم
قرن گذشته ميباشد چنانكه اشاره شد
تاكنون به فارسي منتشر نگشته مگر آنكه
برخي از نويسندگان تاريخ زندگاني امير
كبير و بخصوص محقق فقيد عباس اقبال در
مقالات تحقيقي كه به مناسبت يكصدمين سال
قتل اميركبير در ش 10 و 11و 12 سال اول مجله
اطلاعات ماهانه نگاشته به مكاتبات و
تحقيقات گوبينو در اين باره اشاره و
استناد نموده است. و پوشيده نماند كه كتاب (سه
سال در آسياي)ي مورد استفاده غير از كتاب
ديگر همين نويسنده بنام (سه سال در ايران)
او ميباشد كه سابقاً به فارسي ترجمه و
انتشار يافته است. كنت
گوبينو پس از بيان مقدماتي كه براي
تشريفات ورود او به كاشان فراهم كرده
بودند و اطلاعات مختصري از وضع اقتصادي و
هنري و صنايع محلي آن شهر، به شرح و وصف صفا
و مناظر دلپذير باغ شاه و چشمه آب فين محل
ورود و اقامت خود پرداخته و به مناسبت قتل
اميركبير در آنجا به سوابق زندگاني ميرزا
تقي خان و اصطلاحات مهم و شگفتانگيز او
در ايام صدارتش و مناسبات صميمانه و
يكرنگي كه با ناصرالدين شاه داشته اشاره
نموده. در ضمن نيز از رشك و حسد، بيم و هراس
و فتنه انگيزيهاي مخالفين وي كه شاه را به
اجراي نقشههاي خصمانه
اغوا و تحريك مينمودند
تا آنكه منتهي به عزل و تبعيد و مسافرت
امير به كاشان ميگردد گفتگويي نموده. ترجمه
و مفاد تحقيقات گوبينو در قسمت اخير كه
مربوط به باغ شاه فين و حمام تاريخي و مورد
استفاده ما ميباشد، عيناً از اين قرار
است: «امير
كبير با نهايت افسردگي و روحيه درهم شكسته
خود راه فين را در پيش گرفت. همسر او كه
خواهر شاه باشد در اين موقع بيش از همه
اراده خردمندانه خود را نشان داد. با آنكه
او در آنموقع شانزده سال بيشتر نداشت با
اطرافيانش گوشزد كرد كه حاضر نيست به هيچ
وجه از همراهي شوهرش دست بردارد و بهركجا
ميرود او هم بايد سايه به سايه همراه او
باشد زيرا كه فقط حضور او باعث حفظ جان
شوهرش ميگردد. و چون او برادر خود را خوب
ميشناسد اطمينان دارد تا وقتي كه در كنار
امير باشد گزندي به وي نخواهد رسيد. بنابراين
آن زن وفادار با دو كودك خردسال خود به
اتفاق امير رهسپار كاشان شده و در عمارت
اندروني كاخ باغشاه فين كه براي سكونت
آنها معين شده بود اقامت گزيدند. اميركبير
در حالي كه تبعيد شده و مورد بيمهري كامل
شاه قرار گرفته بود گويي در حقيقت نميتوانست
به عمق وخامت سقوط خود پي ببرد و با آنكه در
واقع ميتوانست از ترديد از تسامح
ناصرالدين شاه در جريان خلع و عزل خود به
خوبي استفاده نمايد و از چاه بلايي كه براي
او كنده بودند خود را خلاص كند، متأسفانه
عقل دورانديش و خونسردي خود را از دست داده
بود. اوقات خويش را با تأسف خوردن برگذشته
و طرح نقشههاي غير عملي بيهوده تلف ميكرد.
در حاليكه دشمنان او با نهايت جسارت و
فعاليت و وقت شناسي نميگذاشتند آتش نفرت
شاه فرو نشسته تا بتواند با آزادي فكر كند
و به او وانمود ميكردند كه همه مردم
واقعاً از اين كار خوشحالند. و ملت شبيه
شاگرد بازيگوشي است كه از چنگ معلم سخت
گيري خلاص شده باشد و اگر شاه از تصميم خود
منصرف گردد آبرويش نزد ملت برباد خواهد
رفت و...... |
|
در
آن ايام در دربار و ملازمت او مردي بود كه
در عهد محمدشاه مشاغل مهمي داشته ولي
بعدها مورد خشم و بيمهري دربار قرار
گرفته و اموالش را مصادره نموده بودند كه
خانهنشين و با وضع فلاكت باري بسر ميبرد. در
آغاز سلطنت ناصرالدين اين مرد مفلوك
فراموش شده را امير كبير مورد توجه خويش
قرار داده و يكي از مقامات مهم درباري(فراشباشگري)
را به وي سپرد. همين
شخص بعد از تبعيد اميرنزد شاه رفته پس از
گفتگوي مفصل و پرسر و صدايي حكم قتل امير
را به امضاء رسانيد و بيدرنگ دو نفر مير
غضب همراه برداشته لباس خود را به عمامه و
قبا تغيير داده عازم حركت شد. ولي هنوز پا
در ركاب بود كه پيك دربار حامل پيام احضار
وي از طرف شاه سررسيد.
اما او چون ترديد و تزلزل تصميم شاه را حس كرده و ميدانست كه احضارش براي
پس گرفتن حكم قتل امير ميباشد از اطاعت فرمان احضار خودداري نموده و با دو
نفر ميرغضب ملازم خود رهسپار بسوي كاشان شدند
12
. از
سوي ديگر امير و همراهانش در اين روزها چون
اندك اميدواري و قوت قلبي يافته بودند
روحيه بهتري داشتند. زيرا كه حاكم كاشان در
روزهاي اول تبعيد ورود آنان به فين از
هرگونه بدرفتاري نسبت به آنها فروگذار نميكرد
حتي آنكه عدهاي سرباز در اطراف اندروني و
ايوانهاي عمارت حرمسرا گماشته بود به نحوي
كه امير مجبور شد مبلغي بپردازد تا تخفيفي
در سختگيريها داده شود. وليكن پس از چند
روز كه از مركز دستور تازهاي نرسيد حاكم
كاشان از بيم آنكه مبادا امير مورد عفو
قرار گيرد دوباره به قدرت برسد، برخلاف
روزهاي اول
[20] دورانديشي نموده با اظهار
ملايمت و خدمتگذاري با ادب و احترام با
امير نزديك شد. زندانيان از مشاهده وضع
خوشرفتاري حاكم تصور نمودند تغييراتي در
اوضاع پيدا شده و دستورهاي مساعدي بحال
آنها رسيده است و هرلحظه انتظار رسيدن
خبرهاي بهتري را داشتند... در
اين اوقات فرستاده تهران وارد كاشان شد.
اميركبير نظر به سوابق كمك و همراهي و
حقوقي كه بگردن او داشت اميدواري كامل به
پيش آمد و بهبود اوضاع آشفته خويش پيدا كرد
و او نيز هرچه ميتوانست با وعد و وعيد
زندانيان را دلخوش و اغفال نمود و گفت امير
مورد عفو شاهانه قرار گرفته است ولي
عجالتاً مقام و منصب سابق را نخواهد داشت و
بايد خود را آماده براي حكومت اردبيل
بنمايد تا در نتيجه اطاعت از اوامر شاه و
مرور زمان بتدريج گذشتهها فراموش شود تا
آنكه زمينه تجديد مقام صدارت عظمي دوباره
براي او فراهم گردد. در
چنان محيط اميدبخش و خوش بيني كه بيم و
هراس با غم و اندوه گذشته فراموش ميشد
امير به فكر اصلاح سر و وضع خود افتاد و چون
پانزده روزبود جرأت آنكه لحظهاي از كنار
همسر باوفايش كه تنها حافظ جان او بود
دورشود نكرده و حتي از رفتن به حمام هم كه
محروميت از
آن براي يك نفر ايراني متدين
بسيار دشوار و ناگوار است خودداري كرده
بود اكنون كه موانع را مرتفع شده ميپنداشت
مصمم شد بگرمابه برود. پيك زبانآور تهران
هم او را تشويق مينمود. اما شاهزاده خانم
همسرش كه ميديد حمام دور از نظر و دسترس
او واقع شده با بيرون رفتن امير از حرمسرا
جداً مخالفت ميكرد ولي گريه و زاري و
التماسهاي او هم در روح فريب خورده و خوشبين
امير شك و ترديدي ايجاد نكرد و به شاهزاده
خانم قول داد كه پيش از دو ساعت از او دور
نخواهد ماند. آنگاه روانه حمام شد و در بين
راه با همراهانش به شادماني ميگفت و ميخنديد
و بشاش بود. پس
از ورود برخت كن حمام و كندن لباس كه مشغول
استحمام شد ناگهان پيك مأمور تهران وارد
صحن گرمابه شده پس از تعظيم و اظهار ادب و
احترام فرمان قتل وي را ارائه و ابلاغ نمود
و اضافه كرد كه فقط در طرز و نحوه اجراي اين
فرمان من ميتوانم خودم را در اختيار شما
بگذارم كه هر نوع دستور ميدهيد انجام
بدهم. امير كه از اين پيش آمد غيره منتظره
يكباره برآشفته شد و پريشان حال گرديد به
شدت پرخاش نمود و روابط و سوابق محبت آميز خود را درباره او
يادآور شد و گفت با اين همه همراهي و كمكهاي
بيدريغ من كه ترا از خانهنشيني به مقام
و منصب رسانيدم چرا و چگونه بايد مأموريت
كشتن من را تو عهدهدار شوي. اما
آن قاصد مرگ و فرمانده دژخيمان پس از آنكه
سخنان خشم آلود امير را با نهايت خونسردي
گوش داد در جواب او گفت: اكنون جز آنچه گفتم
از من كاري ساخته نيست و اين شما هستيد كه
فوراً و بدون درنگ بايد طريقه اعدام خود را
معين كنيد و بس. امير
همين كه دژخيمان را آماده اجراي فرمان و
خود را در چنگال آنان عاجز و درمانده ديد
ناچار بوسيله پاره كردن و گشودن شرايين هر
دو دست خود تن به مرگ داد و سپس دژخيمان
برپيكر نيمه جانش افتاده كار او را تمام
كردند. از
طرف ديگر در اندرون خانواده امير همسر با
هوش و مهربان او كه با دلهره و نگراني تمام
بسر ميبرد وقتي ديد مدت معهود گذشت و از
امير خبري نشد در حاليكه با وحشت و اضطراب
ميآمد و ميرفت و قرا نميگرفت خدمه و
نديمههاي خود را يكي پس از ديگري جهت كسب
خبر بيرون ميفرستاد ولي هيچ يك مراجعت
نميكردند و چون سه ساعت بدين منوال گذشت
يقين كرد بلايي نازل شده ناگزير خود او
شخصاً سراسيمه به راه افتاد وقتي خواست از
اندرون خارج شود چون ديد كه سربازان اطراف
خانه را محاصره و راه را بر او بستهاند
دليرانه شتافته سربازان را عقب راند و گفت
دستي كه برروي خواهر شاه بلند شود و راه او
را مسدود نمايد بسزاي خود خواهد رسيد و
بسرعت خود را به در حمام رسانيد و با ضربات
سخت مشت و لگدهاي خشم آلود خويش در حمام را
كه از پشت بسته و سنگچين شده بود در هم شكست
تا راه باز شد. افسران و پاسداران كه ديدند
كار از كار گذشته و به هيچ وجه نميتوانند
جلوي آن شير زن را بگيرند ناچار
[21] حقيقت
واقعه و پيش آمد را به او گفتند. كنت
گوبينو در پايان اين تحقيق تاريخي خود
اضافه ميكند كه: از
مشاهدات آن در شكستهكه از چوب بيد ساخته
شده بود قلب هربينندهاي فرو ميريزد و
گويي هنوز داستان اين قتل و جنايت تاريخي
به پايان نرسيده است و اطاقهاي خالي آن كاخ
قيافه شوم وحزن
آوري بخود گرفته است. چه بهتر كه انسان
هرچه زودتر آنجا را ترك نموده و دور شود)
13
. پايان
داستان
پس از فرونشستن شور و غوغايي كه از اين پيش آمد در حرمسراي امير و حتي ميان
زن و مرد اهالي فين و كاشان برخاسته بود،
عزﺓ
الدوله
دستور داد كه جنازه امير را در بقعه امامزاده حبيب بن موسي و در جوار
آرامگاه شاه عباس كبير به طور موقت امانت بگذارند و خود با دو فرزند و
همراهانش عازم مركز شد. آنگاه
مردم كاشان به مراسم سوگواري پرداخته و
جنازه وي را با احترام فراوان تشييع
نمودند و به گفتةسپهر در كتاب ناسخ
التواريخ: (بزرگان
و اعيان كاشان در آنجا حاضر شده جسد او را
با آيين بزرگان برداشته در پشت مشهد و مزار
حبيب بن موسي مدفون ساختند)
14
. پس
از چندي نيز جسد او را به كربلا حمل نمودند
و در آرامگاه اختصاصي جنب مرقد مطهر سيد
الشهدا بخاك سپرده شد. ****** سكوي
مرمر شاه نشين وسط حمام كه اين فاجعه روي
تخته سنگ مرمر شفاف آن رخ داده بود تا
ساليان دراز برجاي خود باقي و برقرار بود
چنانكه بيست سال بعد از آن واقعه هنگاميكه
ژنرال گلد اسميت انگليسي به كاشان و باغ
شاه رفته و پس از كنجكاوي و تحقيقاتي كه
درباره قتل امير كبير به عمل آورده است در
سفرنامه خود مينويسد: (سنگي
كه اين قتل فجيع روي آن بوقوع پيوسته بود
مشاهده كرديم. باغباني كه آن سنگ را نشان
داد يكي از كساني بود كه جسد ميرزا تقي خان
را بيرون كشيده بود)
15
. اين
سكو و تخته سنگ مرمر گرانبهاي روي آن تا
سالهاي 35-1334 ق. در جاي خود مانده و محفوظ
ولي در آن اوان مانند تخته سنگ روي سكو شاه
نشين وسط چهار خيابان باغ شاه و كليه
سنگهاي حمام و حوض و جدولهاي خيابانها و
ديگر مصالح و متعلقات گرانبهاي آن باغ
مورد نهب و غارت اشرار يغماگر كاشان قرار
گرفته و از بين بردند
16
. حمام
بزرگ و قديمي باغ شاه بعد از اين واقعه
بطوري از نظرها افتاد كه ديگر كسي پا در
آنجا نمينهاد مگر مسافر و جهانگرد
كنجكاوي كه ميخواست قتلگاه اميركبير را
از نزديك معاينه كند. در اوايل مشروطه و
دوره چهارده ساله تسلط و استيلاي اشرار
كاشان سنگهاي مرمر و كاشيهاي اين حمام
نيز مانند ساير متعلقات باغ شاه همچنان كه
پيش از اين اشاره شد به نهب و غارت رفت و در
سال 1313 شمسي كه به دستور آقاي حكمت وزير
فرهنگ وقت باغ شاه و حمام
[22] آن در فهرست آثار
باستاني به ثبت قانوني رسيد از تجاوز و دست
اندازيهاي ديگران محفوظ گرديد و با
سرپرستي اداره كل باستان شناسي وضع و
قيافه و ابنيه ازهم پاشيده و حمام آن سر و
صورتي به خود گرفت. با
اين حال بايد گفته شود كه سوابق تاريخي اين
باغ و كاخ با موقعيت طبيعي و محلي و وضع
كيفيت خاصي كه دارد مخصوصاً مقايسه آن با
ديگر كاخهاي تاريخي ايران شايسته و
نيازمند بيش از اين بذل توجه بوده و ميباشد
كه اميد است با اقدام به تعميرات ضروري و
تزييني آن جبران و تكميل گردد. *****
از جمله دگرگونيهايي كه پس از قتل اميركبير در خاندان وي نيز پديد آمد
نخست واژگون شدن كاخ سعادت عزه الدوله همسر مهربان او بود. چه آنكه اين
شاهزاده خانم قاجار با نهايت زيبايي و هوش و درايت سرشاري كه او را از ديگر
سر و همسرانش ممتاز ساخته بود پس از آن واقعه دلخراش مانند گوي لغزندهاي
آلت دست مشتهيات مادرش مهد عليا و سياست نابخردانة برادرش ناصرالدين شاه
واقع شده كه او را علي رغم رضا و رغبت خود به خانه چهار شوهر يكي پس از
ديگري فرستادند در حاليكه شخصاً از هيچ كدام خوشنود نبود
17
. مسمَّط
هر
كه نديده است فين و باغ شهش را
فصل بهار آسمان و مهر و مهش را روز
درخشنده و شب ميهن سيهش را
غرفه و ايوان و كاخ و بارگهش را
چهر طبيعت نديده با فر و تزيين حيف
كه در اين بهشت وروضه رضوان
خون يكي رادمرد كشور ايران كو
بوطن بوده عاشق از دل و از جان
ريخته بر خاك غم بحسرت و حرمان
بادا بر قاتلش هزاران نفرين صدر
هنرور بزرگمهر خردمند
خواجة سلجوق را نظير و همانند صاحب
و ابن العميد و احمد ميمند
نزدش كوچك چو بنده پيش خداوند
رايش همواره بوده در خور تحسين ميرتقيخان
ميهن اتابك اعظم
صاحب سيف و قلم وزير مفخم باني
كاخ هنر امير مكرم
رأي
و زينش چو كوه ثابت و محكم
گشته در اين باغ كشته از غرض و كين مقتل
اين رادمرد و مير هنرور
هست بگرمابهاي بباغ شه اندر كاينك
ويران نموده چرخ ستمگر
ليك
هنوزش بجا بود در و پيكر
بايدش آراستن بهيئت پيشين بايد
گرمابهاي كه مقتل مير است
مشهد خونين آن يگانه وزير است قتلگه
پاك آن امير كبير است
آنكو چون آفتاب و بدر منير است
ساختن از نو چو روزگار نخستين پادشاهان
سلف چو شاه سليمان
همچو شه عباس و چون وكيل و چو خاقان هريك
در اين بهشت كاخ شبستان
ساخته
كاينك شده است يكسره ويران
بوم نشسته فراز آن زبر اين پاورقي
ها:
1-ص
59 كتاب ايران از نظر خاورشناسان.
2-ص
83 ج 3 سياحتنامه شاردن جهانگرد فرانسوي.
3-ص
1 ورق 4 تاريخ گلشن مراد ابولحسن مستوفي
غفاري نسخه خطي كتابخانه ملي ملك-ص 205-204
كتاب تاريخ ورزش باستاني ايران تأليف پرتو
بيضائي.
4-ص
213 كتاب آثار تاريخي كاشان و نطنز تأليف
نگارنده مقاله.
5-ص
137 كتاب(سه سال در دربار ايران) ترجمه عباس
اقبال. توضيح آنكه: امين اقدس يكي از زنهاي
مورد نهايت توجه و اعتماد و خزانهدار
جواهرات ناصرالدين شاه بوده است.
6-ص
33-34 تاريخ عضدي.
7-ص
67 ج 4 سفرنامه فرانسه كرنليوس برون هلندي و
ص 664 ج 1 ديوان ملك الشعراءبهار .
8-از
جمله 9 عدد سكه مسكوك كهنه كه از آبروهاي كف
حمام باغشاه بدست آمد: يك
عدد سكه نقره عهد شاه عباس و يك مسكوك طلاي
خارجي و به وزن 45ر3 گرم به تاريخ 1644 ميلادي
بود(برابر با سال 1052 هجري قمري يا آغاز
سلطنت شاه عباس دوم كه پس از درگذشت شاه
صفي در كاخ دولتخانه كاشان او بر اريكه
سلطنت جلوس نمود و جشنهاي تاجگذاري وي در
باغشاه فين دولتخانه برگذار شد).
9-ص
75 كتاب مرآت قاسان كه بنام تاريخ كاشان
تجديد چاپ شده است.
10-ص
199 ديوان اديب بيضايي كاشاني
11-كنت
گوبينو از سال 1271 تا 74 هجري نايب اول سفارت
فرانسه در ايران بوده و از سال 1278 تا 1280 نيز
سمت وزير مختاري فرانسه را در ايران عهدهدار
بوده است. گوبينو
علاوه بر كتاب (سه سال در آسيا) Trais ans Asie آثار سودمند ديگري
هم درباره اوضاع سياسي، مذهبي و اجتماعي
ايران دارد كه برخي از آنها به فارسي نيز
ترجمه شده است. گوبينو در عقايد فلسفي نيز
داراي مكتب خاصي بنام (گوبينيسم) ميباشد.
12-محقق
فقيد عباس اقبال در حاشيه ص 15 ش 11 س اول
اطلاعات ماهانه مينويسد: «مرحوم
غلامحسين خان صاحب اختيار غفاري از قول
ناصرالدين شاه ميگفتند: شاه مكرر ميگفت
كه من به قتل اميركبير راضي نبودم ميرزا
آقاخان و سايرين كردند و حاجي عليخان
مأمور ايشان بود من فرستادم كه حاجي علي
خان صبح بيايد و مرا ببيند گفتند او رفته
است).
13-ترجمه
و اقتباس از ص 263 كتاب فرانسه سه سال در
آسياي كنت گوبينو.
14-ص
539 قاجاريه كتاب ناسخ التواريخ چاپ تبريز.
15-ص
497 كتاب اميركبير و ايران تأليف دكتر
فريدون آدميت.
16-مقداري
از همان قطعات شكسته سنگهاي مرمر باغشاه
به مصرف ساختمان حمام ماشاء الله خان پسر
نايب حسين رسيد كه در ابتداي خيابان
چهارباغ كاشان احداث نموده بود. ولي پس از
اعدام اشرار و خراب شدن حمام سنگهاي مرمر
آن نيز براي ساختن و تزيين پلكانهاي عمارت
شهرداري كه برروي ويرانههاي همان حمام
بنا نمودند بكار برده شد.
17-ص
502 كتاب امير كبير و ص 26
ش 1 سال 22 مجله يغما
ذيل عنوان: مكتوبات ندامتآميز ناصرالدين
شاه. |