غروي، مهدي. "كتابهاي فارسي چاپ هندوتاريخچه آن". دوره9، ش102و103 (فروردين وارديبهشت50): ص 26-36، تصوير.

 

خلاصه:تاريخچه روابط فرهنگي و سياسي و اقتصادي ميان كشورهاي مسلمان وهند، اهميت زبان پارسي درقرن پانزده ميلادي درهند، شروع چاپ نخستين كتابهاي فارسي درهند (ازاواخر قرن هجدهم)، قديمي‌ترين مدارك دراين‌باره، فهرستي ازاولين كتابهايي كه ازهند درقرن نوزدهم چاپ شد، اسامي شهرها و چاپخانه‌هايي كه كتابهاي فارسي را طبع مي‌كردند.

كتابهاي فارسي چاپ هند و تاريخچة آن

دكتر مهدي غروي. معاون رايزن فرهنگي در هند.

(...مهمترين هدف من در بازديد از هند ملاقات با نايب السلطنه هند و منشي نول كيشور است...) ناصرالدين شاه قاجار سال 1886.

در صفحه 615 اول كتاب مآثر رحيمي، هنگام اشاره به شرح احوال شيرخان افغان، رقيب معروف همايون پادشاه امپراطور مغولي هند، در سده دهم هجري مي‌نويسد:

(...كافيه را با ديگر كتب خوانده و گلستان و بوستان و سكندرنامه كه در آن زمان در ميان اهل هند خواندن آن لازم بود خواند...) چهار قرن بعد، در آستانة قرن چهاردهم هجري، سراسر هند زير نفوذ زبان و ادبيات فارسي قرار داشت، بطوري كه حتي مبارزه سخت عمال انگلستان در هند نيز نتوانسته بود اين نفوذ را براندازد. در اين مقاله ما محتوي آخرين برگ طلايي تاريخ روابط فرهنگي ايران و هند را مطالعه مي‌كنيم زيرا بررسي تاريخ گسترش زبان فارسي در هند نياز به دقت فراوان و فرصت بيشتر دارد، آنچه ما در اين مختصر خواهيم گفت اشاره‌اي است به گوشه‌اي از اين تاريخ درخشان و دامنه‌دار، چاپ كتابهاي فارسي در هند.

****

ايران و هند از زمانهاي بسيار قديم داراي روابط فرهنگي و سياسي و اقتصادي بوده‌اند. اما روابط ميان كشورهاي مسلمان و هند از سالهاي 38-637 آغاز مي‌گردد، در اين سالها نخستين گروه دزدان دريايي عرب در مغرب هندوستان در محلي بنام تانا پياده شدند، سپس در سال 718 هنگام خلافت وليد بن عبدالملك، خليفه اموي براي نخستين بار اعراب به هند حمله بردند و مقارن همين زمان(سال 716) نخستين گروه زرتشتيان ايران وارد هند شدند و در نزديكي سنجان Sanjan در ايالت گجرات سكونت كردند.

پايه‌گذار اصلي امپراطوري اسلامي هند تركان بودند، پيروزيهاي محمود در سال‌هاي 1000 و 1001 و محمد غوري در قرن دوازدهم ميلادي راه نفوذ اسلام را در هند شمالي و غربي هموار ساخت، محمد غوري در سال 1175 قطب الدين ايبك را بعنوان نايب السلطنه هند به اين كشور فرستاد و وي نخستين پادشاه مسلمان هند است. بعدها دو اتفاق مهم سياسي باعث شد كه زبان فارسي در هند استحكام و توسعه بيشتر يابد، اگرچه در سراسر عصر پيش از مغولان نيز زبان فارسي داراي رونق و رواج بود و ظهور مردان بزرگ ادب فارسي چون اميرخسرو و اميرحسن دهلوي دليل برين مدعاست. اما اين دو اتفاق را نمي‌توان نديده گرفت و بازگو نكرد. در سال 1398 تيمور به هند يورش برد و قسمتي از هند را گرفت و در سال 1526 نوادة وي بابر ابراهيم لودي را شكست داد اتفاق نخست راه نفوذ بيشتر فرهنگ ايراني را به هند هموار ساخت و اتفاق دوم سبب شد كه امپراتوري مغولي بابر پايه‌گذاري شود. بررسي عواملي كه باعث رواج و توسعه بيشتر ادبيات فارسي و فرهنگ ايراني در هند شد از حوصله بحث امروز ما خارج است، همين قدر بايد گفته شود كه تركان آسياي مركزي در اين سالها ترجيح مي دادند كه به جاي تركي زبان فارسي را براي رفع نيازمنديهاي خود بكار برند، درهند سكندر لودي نخستين پادشاهي بود كه فرمان داد زبان فارسي رسمي دربار باشد(1489) از اين دوران به بعد، كساني كه فارسي مي‌دانستند و بخصوص    [26]   آنها كه با ادبيات فارسي آشنايي داشتند وارد دربار شدند و همانطور كه مي‌دانيم توقف همايون در ايران و بازگشت وي به هند يكي ديگر از عوامل گسترش زبان فارسي در هند بود، آثار آخرين تمايلات بابريان به زبان تركي كه نگارش توزوك بابري به تركي جغتائي توسط بابر بود، از دربار مغولان زدوده شد. اين كتاب را سردار معروف ايشان خان خانان به فارسي برگرداند و از اين به بعد ديگر كتاب مهمي به تركي نوشته نشد.

در دوران امپراطوري اكبر، بسال 1582 به فرمان راجه تادرمال Tadarmal در سراسر امپراتوري فارسي جانشين هندي شد و مقرر گرديد كه همه حسابها بجاي هندي به فارسي نگهداري شود.

با اين شروع درخشان، دوران طلايي زبان فارسي را در هند بايد از عصر جهانگير(جلوس 1605) تا نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي دانست، در آستانه قرن نوزدهم زبان فارسي در سراسر هند گسترش يافته بود و هيچ دستگاهي از آن بي‌نياز نبود، بطوري كه حتي استعمارگران اروپايي نيز چاره‌اي جز پذيرفتن برتري زبان فارسي در هند نداشتند، اما از سال 1835 كه به فرمان زمامداران انگليسي هند، زبان رسمي و درباري هند انگليسي شد، عصر طلايي زبان فارسي هند نيز پايان يافت و اين تقريباً مصادف بود با شروع عصر چاپ در مشرق زمين، با اين حال بطوري كه خواهيم ديد قرن 19 يكي از درخشان‌ترين اعصار چاپ كتاب‌هاي فارسي در سراسر جهان است.

با آغاز عصر چاپ در هند، چون زبان فارسي داراي نفوذي همه جا گير در هند بود، اين نياز احساس شد كه بايد براي چاپ كتابهاي فارسي نيز اقدام اساسي صورت گيرد. نيازمنديهاي ديني، ادبي و آموزشي مردم هند به كتابهاي فارسي حتي بر زمامداران انگليسي اين سرزمين نيز پوشيده نبود و ايشان را وادار ساخت كه در نخستين مراحل با اين جنبش فرهنگي هند هم آهنگ و همكار باشند.

*****

شروع چاپ نخستين كتابهاي فارسي در هند را بايد اواخر قرن هيجدهم و اوايل قرن نوزدهم دانست، در طي قرن نوزدهم بتدريج بخش بزرگ اين سرمايه اصلي و مهم ميراث فرهنگي ايران در هند، يعني كتابهاي خطي از كتابخانه‌ها بيرون كشيده شد و به دو روش سربي و سنگي طبع شد.

چاپ سنگي كه به ظاهر قديمي‌تر از چاپ سربي به نظر مي‌‹سد، پيش از چاپ سربي اختراع شده است، زيرا چاپ سنگي با پيشرفت و تكامل علم شيمي اختراع و تكميل شد، در حالي كه چاپ سربي(چاپ با حروف مجزا) قرنهاست كه اختراع شده، نخستين كتاب با روش حروف مجزا (سربي) در سال 868 ميلادي در چين به چاپ رسيد، در حاليكه نخستين كتاب با تكنيك شيميايي(چاپ سنگي) در سال 1771 به چاپ رسيد.

در هند، نخستين كتاب به سال 1556 چاپ شد، در اين سال يك كشيش ژزويت براي پيشرفت كار خود و تبليغ بيشتر و بهتر از اين وسيله استفاده كرد، اين كتاب با حروف لاتين به چاپ رسيد.

قديمي‌ترين مدرك كه درباره چاپ كتاب فارسي در هند وجود دارد عبارت زير است كه در مقدمه كتاب  Grammar of the Bengal Language  تصنيف Nathaniel Brassey نوشته شده است: ترجمه متن انگليسي:   [27]  

(با توصيه و دستورحكمرانان كل Sir warren Hestings    مردي به نام Wilkins  مأمور شد كه دستگاهي براي چاپ بنگالي با حروف مجزا بسازد. ويلكينز ناچار بود كه همه كارهاي فني را نيز خود عهده‌دار شود، زيرا در آن عهد در هنر فلزكار و گراورساز و چاپچي و ريخته‌گر وجود نداشت.

نماي خارجي ساختماني كه خانه فرهنگ ايران در آن مستقر شده است.

ويلكينز اين مأموريت رابخوبي انجام داد و مدتي بعد دستگاهي هم براي چاپ فارسي ساخت اين آغاز كار بود زيرا ويلكينز خود يك دانشمند زبان شناس بود و در مطالعات نمي‌توانست دنباله كار را بگيرد....) اين كتاب در سال 1778 در كلكته به چاپ رسيده است.

نخستين كتاب فارسي كه در هند چاپ شد انشاي هركرن Harkaran نام داشت، مولف آن فرانسيس بالفور بود كه در مقدمه كتاب مي‌نويسد:

(من بايد از همكاريها و راهنماييهاي ويلكينز سپاسگذاري كنم زيرا بدون ياري وي انجام اين كار ميسر نبود. اگرچه قبلاً نيز بعضي كتابها مانند لغت و دستور، بطور ناقص و پراكنده چاپ شد اما اطلاق چاپ بدانها درست نيست، زيرا هيچ يك از روي اصول فني و تجارتي فراهم نشده بودند. و در حقيقت آقاي ويلكينز نخستين ماشين چاپ فارسي را در هند بكار انداختند. ماشين آقاي ويلكينز با خط نستعليق كار مي‌كند و خط نستعليق همان خطي است كه تمام كتابهاي فارسي با آن نوشته مي‌شود. با اين ماشين نه تنها همه كارهاي رسمي دولتي را مي‌توان انجام داد، بلكه ماشين قادر است كه همه نوع سفارش تجارتي بزرگ را نيز بپذيرد و انجام دهد، با اختراع اين ماشين(كه همه قسمتهاي آنرا خود وي ساخت) اكنون فارسي وارد مرحلة خدمات علمي مطبوعاتي به معناي وسيع تجارتي شده است، اين آغازي است براي چاپ كتابهاي مهم فارسي....)

اين كتاب در سال 1781 چاپ شد، در صفحة اول كه بايد آن را نخستين صفحه عنوان يا پشت جلد كتابهاي فارسي چاپ هند دانست نام كتاب به فارسي و اين عبارات به انگليسي نوشته شده است:

(انشاي هركرن)

The From of Herkern Corrected From a variety of Manuscripts, Supplied with the distinguishing Marks of constraction and translated into english: with an indeu of Arabic words enplained and arranged under their proper roots.

By: Francis Balfour . M.D.

Printed at Calcutta MDCCL XXXI.

(بديهي است مقصود از كلمات Arabic كلمات فارسي است، چون خط و الفباء به عربي معروف بوده مؤلف بجاي عربي Persian  را بكار برده است).

ناگفته نبايد گذاشت كه ويلكينز در چاپ بنگالي موفقيت بيشتر يافت. زيرا زيبايي رسم الخط فارسي در چاپ ويلكينز از بين رفت. از دستگاه چاپ ويلكينز گذشته از چاپ كتابهاي فارسي. كمپاني هندشرقي نيز براي چاپ و نشر برخي آگهي‌ها كه بايد به فارسي نوشته شود استفاده كرد.

در مجله گازت كلكته، آيين‌نامه‌ها و مقررات آگهي‌هاي متعددي چاپ و منتشر شد. در سال 1782 نخستين مجموعه مقررات و قوانين به زبان فارسي چاپ و منتشر شد كه عنوان آن چنين بود:

A Persian Translation of the regulation for the administration of justice in the courts of Suddur and Mojoussil Dewanne. adowluts Calcutta.

By order of the Honorable Covernor general and the council translated by William Chamber. Printed by Charles Wilkines MDCCL XXXII.

اين كتاب داراي عنوان فاسي نبود.

در همان سال جزوه‌اي به قلم W. Kirpatrik درباره جنگ به چاپ رسيد.

در سال 1785 اين كتابها توسط دانيل استوارت Daniel Stwart به چاپ رسيد:

1-تاريخ ده سال اول سلطنت عالمگير(امپراتور اورنگ زيب) به قلم محمد ساكي با ترجمه آن به انگليسي(1).

2-كتاب سازمان نظامي و سياسي تيمور(2)، با ترجمه انگليس آن، متن‌هاي انگليسي و فارسي به تناوب و روبروي هم در صفحات كتاب به چاپ رسيد.

از ميان كتابهاي كلاسيك ادبيات فارسي نخستين كتاب ليلي و مجنون هاتفي بود كه به سال 1788 به همت و پشتكار و تصحيح سر ويليام جونز رجال  سياسي و مستشرق معروف انگليسي چاپ شد، ناشر اين كتاب كانتوفر Manuel Cantopher بود.

در همان سال 1788 پندنامه شيخ سعدي به دو زبان فارسي و انگليسي در صفحات روبروي هم توسط فرانسيس گلادوين Francis Gladwin در چاپخانه Stwart and Cooper به طبع رسيد.

ديوان خواجه حافظ شيرازي براي نخستين بار همراه با شرح حال وي، ديباچه و قصايد توسط ابوطالب اصفهاني بنابر درخواست ريچارد جانسن Richard Johnson با همكاري يك كارشناس فرنگي بنام اپجان A. Upjohn در سال 1791 در كلكته به چاپ رسيد.

نخستين كار بزرگ چاپ در تاريخ ادبيات فارسي،   [28]    چاپ كردن مجموعه كارهاي عربي و فارسي سعدي در دو جلد بود كه طبع آن چهار سال طول كشيد(1795-1791) عنوان كتاب به انگليسي The Persian and Arabic works of sadee بود كه توسط شركت چاپ Honorable در كلكته صورت گرفت ناشر اين كتاب هربرت هارينگتن J. Haerbert Harington بود و تصحيح و بررسي كتاب توسط مولوي محمد رشيد به انجام رسيد. همه اين كارها با همان روش چاپ ويلكينز يا روشهاي مشابه آن(چاپ سربي يا چاپ با حروف مجزا) صورت پذير شد. 

گوشه‌اي از نمايشگاه كتابهاي فارسي چاپ هند در خانه فرهنگ ايران-بمبئي-آبان 1349

نخستين كتاب آموزشي فارسي نيز در كلكته به سال 1792 به چاپ رسيد، عنوان اين كتاب ازينقرار است:

Persian and English works(درسهاي فارسي و انگليسي) مؤلف كتاب رابرت جونز Robert Jones بود و كتاب توسط ارچيباد تامسن Archibald Thomson در كلكته به چاپ رسيد.

شروع كتاب چنين است: چند الفاظ مع اصطلاحات ضروريه روز (Rose) a day, the Space between sun-rise and sun-set اين كتاب داراي صد صفحه به قطع كوچك است.

در قرن 19 چاپ كتاب فارسي سرعت بيشتر يافت و بخصوص در نيمه اول اين قرن بخش بزرگي از متن‌هاي مهم فارسي به چاپ رسيد، از آغاز قرن نوزدهم، عوامل ديگري نيز به چاپ كتابهاي فارسي كمك كرد، در اين عصر چون سياست كمپاني هند شرقي متوجه تقويت كار ميسيونهاي مذهبي بود، يكي از افراد ميسيون باپتيست بنام ويليام كاري William Carey(1834-1761) با همكاري دو نفر ديگر كه ايشان نيز ميسيونر باپتيست بودند(Baptist)، در سال 1799 يك چاپخانه با حروف مجزا(چاپ سربي) در يك مهاجرنشين كوچك دورافتاده نزديك سرامپور Serampore در بنگال ترتيب داد، كاري سه همكار هندي بنام‌هاي پنچانان و كارمکار و منوهر داشت كه نفر اخير داماد وي نيز بود. در كارگاه ريخته‌گري اين گروه همه نوع حروف از شرقي و غربي و از جمله فارسي، ريخته مي‌شد، چاپخانه سرامپور توانست طي سي سال از 1801 تا 1832 212000 مجلد كتاب به 40 زبان گوناگون چاپ و منتشر سازد. اين كارگاه تا سال 1860 مهمترين كارگاه حروف ريزي عربي و فارسي در سراسر شرق بود و در چاپخانه آن همه نوع كارگر و كارشناس فني و علمي و ادبي از جمله متخصص ادبيات فارسي كار مي‌كرد. كتابهاي مهمي كه در آستانه قرن نوزدهم در هند به چاپ رسيد عبارت بود از:

انوار سهيلي كه در 1805-1804 با فهرست و غلطنامه توسط يك انگليسي بنام هنري گل برگ Henry Golbarg در بمبئي به چاپ رسيد(3).

نخستين گلستان توسط گلادوين Gladwin در كلكته به سال 1806 چاپ شد و ترجمه فارس هدايه در 8-1708 نخستين فرهنگ كه در هند به چاپ رسيد منتخب اللغات بود كه در 1808 در كلكته چاپ شد.    [29]

تاريخ چاپ اول دبستان المذاهب و اخلاق جلالي 1809 و 1810 مي‌باشد.

براي نخستين بار شاهنامه به سال 1811 در كلكته چاپ شد اين شاهنامه كه به شاهنامه لومسدن معروف است توسط

P. M.Lamdsen در فورت ويليامز كلكته در 547 صفحه متن، 131 صفحه فهرست و 12 مقدمه به زبان انگليسي به طبع رسيد، متأسفانه بيش از يك جلد آن از چاپ خارج نشد ناشر در 40 صفحه آخر كتاب كه عنوانش خاتمه الطبع است درباره كيفيت كار خود و از جمله شاهنامه‌هاي خطي كه در اختيار داشت مطالب جالبي ذكر كرده است، فهرست اين شاهنامه‌ها را متأسفانه بيشتر آنها امروز مفقوداند به شرح زير مي‌آورد:

نام نسخه           تاريخ كتابت               محل كتابت           تعداد ابيات             كيفيت نسخه

1-كالج سر كمپاني       -                              ايران                 51243                -

2-      -                  882 هجري                   ايران                 50500                -

3-      -                     -                             ايران                  47520              -

4-شاهزاده خرم                  1053                          هند                49272      خوش خط و زيبا

5-سعادت خان                     -                                ايران               57614     قديمي و قابل اعتماد

6-كاپيتان تيلر                     1015                           ايران                55386      پرتكلف و قابل اعتماد

7-مولوي عبدالقادرخان            -                              هند                  49701     قديمي

8-شيخ غلامحسين خان           1017                        ايران                  48656      قابل اعتماد

9-منشي امين الدين احمد           -                             هند                 55004     -

10-منشي شكرالله                     -                           ايران                  39851     قديمي و قابل اعتماد

11-منشي محمد پناه                 1003                      ايران و هند           44879     قابل اعتماد

12-نواب ببرجنگ                   821                        ايران(؟)               56588     قابل اعتماد

13-سرجان ملكم                     1037                     شيرازي الاصل        61266     بسيار خوب

14-سرجان ملكم                       -                           -                     48971     خوشخط و پرتكلف

15-الفونستين                            -                        ايران                   52208         -

16-اومنستين                             -                       ايران                    44886      پرتكلف

17-سرهاري وارل                       -                    ايران                       56685    بهترين و قابل اعتمادترين نسخه‌هاي مورد استفاده

18-هارنكتن                              -                      ايران                      46912   پرتكلف

19-سوشي صاحب                      -                     ايران                      59260      قديمي    

20-كنزي صاحب                        -                     هند                        55013         -

مطالب جالب اين است كه از اين 20 نسخه فقط چهار نسخه هندي است و از اين چهار نسخه فقط يك نسخه قديمي و يك نسخه زيبا و خوشخط است بنابراين مي‌توان گفت كه شاهنامه لامسدن برمبناي شاهنامه‌هاي قديمي و قابل اعتماد ايران چاپ شده است.

در سال 1811، سبحه الابرار و ليلي و مجنون خسرو و رقعات جامي در كلكته به چاپ رسيد.

برهان قاطع كه در سال 1822 براي نخستين بار در عصر حكومت هستينگس در بمبئي به چاپ رسيد يكي از مهمترين كارهاي كلاسيك در ادبيات فارسي است، اين كتاب در دو جلد است(1640 صفحه) و در پايان كتاب نام پنجاه نفر كاتبان آن ذكر شده است، اين چاپ برهان قاطع به خواهش كاپيتان   [30]    روپك تهيه شده و مصححان آن سه نفر به نامهاي محمد حبان صواتي، غلام شاه توربيلي و محمد حسين از اهالي هوگلي بوده‌اند.

 

 انگليسي-فارسي 3 صفحه اول متن

انگليسي-فارسي 2 آخر مقدمه كتاب نظم مؤلف-رابرت جونز

انگليسي-فارسي 1 مجموعه كوچك حاوي دستور زبان و متن‌هاي كوچك براي خواندن (نخستين كتاب درسي) چاپ كلكته 1793.

ناگفته نبايد گذاشت كه چاپ كتابهاي فارسي در هند تا حدود زيادي مرهون انجمن آسيايي بنگال است. اين انجمن در سال 1784 توسط سرويليام جونز شرقشناش بزرگ انگليسي تأسيس شد و وسيله دكتر چارلز ويلكنس Charles Wilkins توسعه يافت، سر ويليام جونز سالها بعد در 1832 درباره انجمن چنين گفت(انجمن آسيايي خواهد درخشيد و در تمام آسيا معروف خواهد شد در صورتيكه علماء دانشمندان، باستان‌شناسان و نويسندگان با آن همكاري كنند و نظرات و آراء خود را براي آن بفرستند...)

در اوايل قرن نوزدهم چاپ كتاب فارسي در هند دوران طلايي خود را آغاز كرد، زيرا در اين عصر شرقشناساني كه در دستگاه كمپاني هند شرقي كار مي‌كردند به دولت توصيه كردند كه چون هندوها و مسلمانان علاقه‌اي به پذيرش تمدن جديد اروپايي ندارند بهتر است مظاهر تمدنهاي موجود اصلاح و تقويت گردد، اين توصيه را كمپاني مورد توجه قرار داد تا بجايي كه بودجه‌هاي كلان براي چاپ كتابهاي فارسي اختصاص داد از جمله 2000 پوند براي چاپ كامل دوره كارهاي ابن سينا در نظر گرفته شد، بيشتر كارهاي چاپ سربي كه در كلكته انجام شد ازاين قبيل بود و تحت نظارت و بنابر سفارش كمپاني صورت مي‌گرفت، گروه بيشماري از جوانان نيز براي ترقي بيشتر و نفوذ در دستگاههاي دولت به خواندن فارسي اشتغال داشتند. تعداد مدارسي كه فارسي تدريس مي‌كردند در سال 1831 به 21 و تعداد طلاب علاقمند به زبان فارسي و ادبيات آن به 1195 نفر رسيد. اين دوران طلايي در هفتم مارچ 1835 پايان يافت در اين سال حكمرانان جديد، سرچارلز تروليان Sir Charles Terevelyan اعلام داشت كه ديگر بودجه‌اي براي چاپ كتاب و ترويج زبان شرقي وجود نخواهد داشت و بهتر است كه هنديان به ادبيات و هنر اروپايي علاقمند و سرگرم شوند. دستگاه شرقشناسي بنگاله دچار ركود شد، مدرسه كلكته و كالج فورت ويليامز كلكته چهل سال پس از تأسيس از رونق افتادند، فعاليت انجمن آسيايي بنگال و چاپخانة سرامپور نيز دچار وقفه و سكون شد.

در مغرب هند، بخصوص شهر بمبئي نمي‌توان گفت كه نخستين كتاب چاپ شده چه بوده است در سال 1801 در نشريه بمبئي كورير Bombay Courier آگهي كوچكي درباره روش چاپ ويلكينز گنجانده شد، اولين اثر مهم فارسي كه در بمبئي چاپ شد و امروز در دست ما است، دساتير است(4) با ترجمه انگليسي آن در دو جلد كه از لحاظ خط و چاپ مرغوب نيست، اين كتاب در چاپخانه كويري Courier توسط دو جزوس J. F. De Jesus در سال 1818 چاپ     [31]       شد در دوره حكمراني الفينستن Mounstuart Elphistone چاپ سنگي در بمبئي آغاز به كار كرده و نخستين كتاب درسال 1827 به چاپ رسيد عنوان اين كتاب چنين بود:

كتاب في بيان اثبات الكبيسه

Selections from the Mohammedan History forming a perfect illustration of the presnt thological disscusion of the parsees. Compiled by hajee Mohammad Hashem Isfahani.  

اين كتاب توسط فريدون دارابجي دستور در اداره اخبار كبيسه بمبئي به چاپ رسيد.

سال بعد در جواب آن:

رساله موسومه بادلة قويه برعدم جواز كبيسه توسط ملافيروز پسر ملاكاوس در چاپخانه سامارچار بمبئي Bombay Sammachar Press به طبع رسيد 1828. در ژانويه 1828 يكي از شاهكارهاي چاپ سنگي در تاريخ چاپ كتابهاي فارسي، در بمبئي خلق شد، اين كتاب انوار سهيلي اثر حسن واعظي كاشفي بود كه توسط انجمن محلي آموزش و پرورش بمبئي The Bombay native education society چاپ شد. نام اين انجمن كه در سال 1822 تأسيس شد ابتدا انجمن محلي كتابهاي درسي و آموزشگاههاي بمبئي بود كه چند سال بعد بصورت بالا تغيير كرد. خط كتاب نستعليق بسيار خوب است كه توسط ميرزا حسن شيرازي تحرير شده و تعداد صفحات آن در حدود هزار است شماره صفحه- ندارد و بالاي تمام صفحه‌ها كلمه هو نوشته شده است اين كتاب پس از انتشار بقدري مورد توجه قرار گرفت كه سرجان ملكم در جلسه‌اي با حضور دانشمندان و ارباب ادب، در حالي كه كتاب انوار سهيلي را مورد بحث در دست داشته گفته است:

 

 انوار سهيلي خط نستعليق بمبئي 1828    [32]    

 شاهنامه(لاميدن) چاپ كلكته (1226)

 صفحه آخر كتاب انوار سهيلي چاپ بمبئي 1220 هجري-1805

به نظر من اين كتاب که بهاي آن فقط 25 روپيه است خيلي بيش از اين ارزش دارد و شايد در ايران به 200 روپيه خريداري گردد. ناشر و ناظر كتاب جرج جرجيس انگليسي Capt. George Georgis بود. طبق نوشته‌اي در صفحه عنوان، اين نهمين كتاب چاپ سنگي بمبئي است به معني وسيع آن. دهمين كار چاپ ديوان حافظ شيرازي بود كه در همان سال 1828 عملي شد و از آن نيز يكي از بهترين چاپهاي حافظ در سراسر تاريخ چاپ فارسي است.

در سال 1829 يوسف وزليخاي جامي به خط حاجي حمزه نگارستان احمد غفاري بخط محمدرضا حمزوي موسوي شيرازي و در سال 1831 مرآت اسكندري بخط ميرزا احمد شيرازي چاپ شد. كار بزرگ ديگر بمبئي چاپ تاريخ فرشته بود كه توسط ژنرال بريگز John Briggs و مير خيرات علي مشتاق در دو جلد با قطع بزرگ صورت گرفت، جلد اول بخط ميرزا حسن شيرازي و جلد دوم به خط ميرزا حمزه مازندراني است، اين كتاب در بمبئي و پونا به چاپ رسيده است، تاريخ خاتمه كتابت آخر دسامبر 1832 مطابق 21 رجب 1247 است در حالي كه    [32]   27 رجب 1247 مطابق مي‌شود با اول ژانويه 1832.

در بمبئي چاپخانه مهم ديگري نيز در همان سالها تأسيس شد بنام گنپترائو كرشناجي Ganpatrao Krishnaji، اين شخص فن چاپ را در امريكا ياد گرفت و كارگاه خود را در بمبئي احداث كرد وي در سال 1861 فوت كرد.

چاپخانه قيميه نيز در سالهاي 40-1830 توسط شرف الدين و فرزندانش در بمبئي تأسيس شد، اين چاپخانه توانست كه آثار مهمي از نويسندگان و شعراي مهم ايران از جمله فردوسي، انوري ، مولوي، ناصرخسرو، جامي و قاآني را به چاپ برساند، كارهاي اين مؤسسه بسيار مرغوب و زيبا بود، حروف را اختصاصاً در هند تهيه مي‌كردند، مؤسسه شرف الدين هنوز هم پابرجاست و فعاليت دارد متأسفانه بيشتر فعاليتهاي اين مؤسسه از مدتها پيش متوجه انتشار اردو و عربي شده است.

در لكنهو كه بعدها مهمترين مركز چاپ كتاب فارسي شد، كار چاپ مقارن بمبئي آغاز گرديد، اسپرنگر Sprenger در مجموعه‌اي بنام:

Arabic-Persian and Hindustany manuscripts of the libraries of king of Audh.

(كتابهاي خطي عربي، فارسي و هندوستاني در كتابخانه پادشاه اوده «سلسله سلطنتي كه در لكنهو حكومت كرد») درباره اين مطلب چنين مي‌نويسد: «غازي الدين حيدر با كوشش و رنج فراوان و خرج بسيار در لكنهو چاپخانه‌اي بنيان نهاد كه نخستين كارش چاپ كتابهاي فرهنگ «هفت قلزم» بود كه در سال 1822 منتشر شد و در اروپا خيلي بيش از هند مورد استقبال و توجه قرار گرفت.»

اما پيش از هفت قلزم يك كتاب ديگر، در لكنهو به چاپ رسيد كه نامش المناقب الحيدريه بود حاوي اشعار عربي در مدح غازي الدين حيدر كه توسط احمد شرواني سروده شد، اين كتاب كه عربي بود نخستين كار چاپخانه بسال 20-1819 چاپ شد، كه البته نمي‌توان آن را نخستين كار فارسي لكهنو دانست اما نخستين كار چاپخانه‌اي است كه بعدها اكثريت كامل كارهايش چاپ كتابهاي فارسي بود.

دو سال بعد و مقارن چاپ هفت قلزم كتاب محامد حيدري كه حاوي اشعار فارسي در مدح غازي الدين حيدر بود، به چاپ رسيد. سراينده اشعار اخترنامي است و كتاب هب قطع كوچك 288 صفحه دارد و به سال 23-1822 چاپ شده است.

گل دسته محبت مجموعه‌اي از شعر و نثر فارسي تصنيف اختر درباره ملاقات غازي‌الدين حيدر با لرد هاستينگز Hastigs انگليسي كه در 24-1823 (1239 هجري) در 131 صفحه به چاپ رسيد.

نخستين كار بزرگ لكهنو چاپ تاج اللغات فرهنگ عربي به فارسي بود در هفت جلد بزرگ كه چهار جلد آن بطريق حروف مجزا(چاپ سربي) و سه جلد ديگر به طريق چاپ سنگي چاپ شد. در سال 1830 يك نفر انگليسي بنام مستر آرچر Archer كه در كان‌پور (Cawnpore در جلگه شمالي هند نزديك لكهنو) يك چاپخانه دائر كرده بود، چاپخانه خود را به لكهنو آورد و حاضر شد كه با غازي الدين حيدر همكاري كند، اين چاپخانه بطريق سنگي چاپ مي‌كرد.

در سال 32-1831 نخستين كار كامل به طريق چاپ سنگي در لكهنو به پايان رسيد، اين كتاب شرح الفيه سيوطي بود كه بهجته مرضيه نام داشت و در 247 صفحه انتشار يافت.

استوري كتابشناس معروف مي‌نويسد كه من شخصاً هنگام بازديد از لكهنو از چاپخانه‌هاي فارسي شهر كه تعدادشان فقط براي چاپ سنگي دوازده بود بازديد كردم كه مهمترين و بهترين آنها دو چاپخانه متعلق به حاجي محمد حسين و مصطفي خان بود، كه كتابهاي چاپ حاجي محمد حسين از لحاظ كم غلط بودن در سراسر هند ممتاز مي‌باشند. اين چاپخانه نيز داراي سرگذشتي جالب و شنيدني است. در سال 1849 منشي رصدخانه لكنهو بنام كمال الدين حيدر، به اميد آنكه بتواند وارد دربار شود و شغل و منصبي بيابد، تاريخ خاندان سلطنتي اُوِد را نوشت كه توسط چاپخانه حاجي محمد حسين به چاپ رسيد. اما وقتي آن را به نظر شاه اود رساندند از دو عبارت آن خوشش نيامد و بفرمان وي رصدخانه و چاپخانه هر دو خراب شد، به اين ترتيب اين چاپخانه تعطيل شد و چاپخانه‌هاي ديگر لكنهو نيز بحال نيمه تعطيل درآمدند. صاحب چاپخانه مسيحا در كان پور به صاحبان چاپخانه‌هاي فارسي در لكنهو پيشنهاد كرد كه با دستگاه خود به كان پور مهاجرت كنند . گروهي از صاحبان چاپخانه‌ها اين دعوت را پذيرفتند و به كان پور رفتند. بعضي از جمله مصطفي خان كه دعوت مزبور را پذيرفت، شعبه‌اي نيز در لكنهو داشت اما هيچ وقت و در هيچ جا از كتابهاي چاپ لكنهو ذكري از محل چاپ نوشته نمي‌شد.

گذشته از سه شهر مهم كلكته، بمبئي و لكنهو و مراكز اصلي و اوليه چاپ كتابهاي فارسي در هند بودند، در شهرهاي ديگر هند نيز كارچاپ فارسي داراي سابقه‌اي طولاني است.

از قراري كه در كاتالگ موزه بريتانيا قيد شده است (باتريد)، در بنارس براي نخستين بار دو كتاب كوچك ديني بنامهاي زير بچاپ رسيد:

مجمع الصفات كه درباره طبقات و مذهب هندوان و خلاصه گونه‌اي بود از كتاب رياض المذهب ماتورانات ملاوي كه در سال 1812 چاپ شد.   [33]

دوم کتاب عبرت ارباب بصر که بسال 1824 بچاپ رسيد و حاوي تاريخ بنگال بود از سال 1151 تا 1170 هجري. کتاب فرائض درباره قوانين ارث در اسلام ، بسال 1829 توسط مولوي علي خان بهادر در چاپخانه کالج College Press چاپ شد.

در آگرا Agra نخستين کتاب انوار سهيلي بود که توسط چاپخانه مطيع العلوم و مجمع الفنون حکيم واجد علي خان در سال 1826 بطريق سنگي بچاپ رسيد .

در کان پور نخستين کتاب ديوان حافظ(1831) و دومين کتاب انوار سهيلي بود که در 1834 چاپ شد.

در دهلي گلستان بسال 1837 بطريق سنگي بچاپ رسيد.

لاهور با چاپ تاريخ الحيات پاندر pander  يک اثر انتقادي را در آئين مسيحيت بسال 1873 بطريق سنگي ارائه داد. در اينجا لازم است که اشاره اي نيز به منشي نول کيشور يعني معروفترين و مهمترين شخصيت ، در تاريخ چاپ و کتاب هندوستان بکنيم هنوز هم در هند نام نول کيشور با صحت و دقت و نفسات در عالم چاپ و مطبعه همراه است. 

نول کيشور Nawalkishore  در سوم ژانويه 1836 در دهکده اي  کوچک در حوالي ماتهورا Mathura (نزديک آگرا در راه آگرا به دهلي) به دنيا آمد.

پدرش ملاك بزرگي بنام برگاواو پدربزرگش منشي بالموكند Balmukund خزانه‌دار آگرا بود و در عهد امپراتوري شاه عالم، نول كيشور فارسي و عربي و هندي و سانسكريت را در كالج آگرا خواند و پس از پايان تحصيل در سن 18 سالگي موفق به ملاقات با منشي هارسوخراي شد(Harsukhrai). شخص اخير ناشر و سردبير نشريه‌اي بنام كوه نور در لاهور بود اين ملاقات در زندگي منشي جوان يك نقطه عطف بود و مسير زندگي او را بكلي تغيير داد، وي با هارسوخراي به لاهور رفت و از نزديك با كارهاي فني و علمي و اداري يك چاپخانه و يك نشريه آشنا شد.

كتاب حمله حيدري

 

كتاب حمله حيدري نمونه خوب از لحاظ خط(محمدعلي الحسيني الشيرازي) چاپ بمبئي 1266.

 

 منشي نوول كيشور مؤسس چاپخانه معروف نوول كيشور در لكنهو كه تقريباً تمام آثار كلاسيك فارسي را در طي قرن 19 و نيمه اول قرن 20 به چاپ رسانده است.

منشي جوان پس از خاتمه كارآموزي در سال 1858 به لكنهو آمد و در آغاز همين سال با ساختن چند ماشين به چاپ دستي و تهيه مقداري سنگ، چاپخانه خود را دائر ساخت و روزنامه‌اي نيز بنام اود اخبار Awdh Akhbar به زبان اردو تأسيس كرد، نخستين شماره اين نشريه در 26 نوامبر 1858 منتشر شد تأسيسات نول كيشور بتدريج تاجايي گسترش يافت كه در اواخر قرن نوزدهم پس از چاپخانه آلپن Alpine Press در پاريس بزرگترين   [34]    چاپخانه جهان بود، هزار و دويست نفر كارگر و كارمند داشت كه در ميان ايشان شاعران معروف، نويسندگان مورخان و روزنامه‌نگاران بزرگ نيز بودند نول كيشور براي اينكه مسئله كمبود كاغذ را حل كند در نزديك لكنهو يك كارخانه كاغذسازي بنام كارخانه كاغذسازي هند عليا تأسيس كرد.

كتاب درسي فارسي كتاب دوم چاپ 1907

 كتاب فارسي چاپ 1906-كتاب اول

نول كيشور در حيات خويش در حدود 4000 اثر مهم را به چاپ رساند كه در ميان آنها كتابهاي بسيار به زبان عربي و فارس و هندي وجود داشت، كتابهاي مقدس هندوان، مسلمانان و پيروان دين يهود و مسيحي را بچاپ رساند و در لاهور و كان پور نيز شعبه‌هايي تأسيس كرد، اهميت كار نول كيشور در اين است كه وي در عصري كه كار مهم مطبوعاتي خود را آغاز كرد كه كتابهاي گران قيمت هند طبق نقشه‌اي درست و حساب شده از هند خارج و كتابخانه‌ها و موزه‌هاي انگلستان منتقل مي‌شد. در عصر چاپ سنگي وي در پي جويي نويسندگان و خطاطان خوب بود كه بتواند كتابهاي فارسي را با خط خوب بنويسند و نيز در صدد يافتن نسخ خطي ناياب و مهم برآمد و تا حدودي نيز در اين برنامه‌ها موفق شد، او در مورد چاپ كتاب به ارزاني و خوبي كتاب هدر دو عقيده داشت و كتابهاي چاپ نول كيشو از اين لحاظ در سراسر هند ممتاز بود، تاريخچة چاپ نول كيشور در حقيقت تاريخ ادبيات شرقي است.

نول كيشور تا بجايي بالا رفت و مورد احترام قرار گفت كه هنگامي كه اميرعبدالرحمن خان پادشاه افغانستان از طرف نايب السلطنه هند به اين كشور دعوت شد، منشي نول كيشور را نيز در صف امرا و راجه‌هاي هند نشاندند و هنگامي كه امرا زبان به اعتراض گشودند حكمران جواب داد:

(نول كيشور براي هند افتخار و آبرو آفريده است وي با كارهاي مطبوعاتي خود نور دانش را بر سرزمين‌هاي دور و نزديك گسترده است).

نشريات نول كيشور در سراسر هند و كشورهاي خارج از جمله ايران، افغانستان، عربستان، مصر و تركيه آن روز پخش مي‌شد و به فروش مي‌رسيد.

در ميان دوستان و همكاران نول كيشور نام ميرزا اسدالله خان غالب بيش از همه مي‌درخشد، غالب در اشعار و    [35]   قطعات منثور خود بارها از وي تجليل كرده است، در سال 1886 كه ناصرالدين شاه از هند بازديد كرد به نزديكان خود گفته بود مهمترين هدف من از اين بازديد ملاقات با نايب‌السلطنه هند و منشي نول كيشور است. در ميان انتشارات نول كيشور شاهكارهاي مهم ادبيات فارسي ديده مي‌شود، مانند نخستين چاپ تاريخ طبري(ترجمه فارسي آن توسط بلعمي) كه صد سال پيش صورت گرفت و ترجمه فارسي مهابهارات ورامايانا آثار مهم كلاسيك هند كه در عصر امپراتور اكبر به فارسي ترجمه شد و شايد اين چاپ اولين و آخرين چاپ آنها باشد و تقريباً كليه آثار كلاسيك ايران و ديوانهاي شعراي بزرگ و كتابهاي مقدس همه اديان مهم جهان.

******

با آغاز نيمه دوم قرن بيستم تاريخ طلايي چاپ و انتشار كتاب فارسي در هند بسته شد، استقلال پاكستان سبب شد كه مسلمانان مهاجر بقاياي كتابهاي خطي و چاپي فارسي را كه از دستبرد كتاب دوستان اروپايي بركنار مانده بود با خود به پاكستان ببرند، سياست فرهنگي دولت مستقل هند، اگر چه بردوستي با كشورهاي مسلمان و بخصوص فارسي زبانان استوار شده، اما با تقويت زبان‌هاي محلي و رسمي شدن زبان هندي، كار پيشرفت زبان فارسي را در هند كند و كندتر ساخت اما درين راه پيشرفت جديد نصيب زبان و ادبيات فارسي شد و آن  تقويت زبان فارسي در سطح دانشگاهي بود كه از موضوع بحث ما خارج است.

اكنون تعداد چاپخانه‌هايي كه در هند كتاب فارسي بچاپ مي‌رسانند بسيار محدود است و در شهر بمبئي به صفر رسيده است، دانشگاهها كتابهاي درسي خود را چاپ مي‌كنند و كتابهاي مهم ادبي بايد از ايران وارد شود و از طرف ديگر كتابهاي چاپ هند در اثر رطوبت هوا ، وفور حشره و گذشت زمان در حال از بين رفتن و معدوم شدن است وپيش بيني آينده زبان فارسي در هند كاري است پيچيده و مشكل.

در خاتمه، براي بزرگداشت مؤسساتي كه در روزگاران گذشته در راه گسترش زبان و ادبيات فارسي با اشاعه كتاب گامهاي بزرگ برداشته‌اند، فهرست چاپخانه‌هاي معروف هند را كه به چاپ كتابهاي فارسي پرداخته‌اند در اينجا مي‌آوريم:

آگرا: مطبعة كاشانه ادب.

الله آباد: مطبعه‌هاي انوار احمدي، رام ناراين لعل و علي بخش‌خان

بنارس: مطبعة بنارس اخبار.

بارلي(در جلگه‌شمالي هند): مطبعة عمده الاخبار.

بمبئي: مطبعه‌هاي: حيدري، خورشيد، كريمي يا فتح الكريمي، محمدي، مظفري، نادري، نظامي، شرفعلي، شيرازي و سلطانيه.

پنتا: مطبعة صادق‌پور-حيدرآباد: مطبعة سعيدي.

دهلي: مطبعه‌هاي: دارالسلام، علوم، مجتبايي، مصطفايي، اخبار اردو و نامي.

كان‌پور: مطبعه‌هاي: مصطفايي، محمدي، مجيدي، نول كيشور، رزاقي.

كلكته: مطبعه‌هاي: محمد سعيد، آسيا، راهنماي اردو، ميسيون باپتيست.

لكهنو: مطبعه نول كيشور.

و ده‌ها چاپخانه در درجه دوم ديگر در اين شهرها و شهرهاي ديگر هند كه از آوردن نام آنها خودداري مي‌كنيم.

توضيح دربارة اين مقاله:

در تاريخ آبان ماه 1349 در تالار تدريس خانه فرهنگ ايران در بمبئي نمايشگاهي از كتابهاي فارسي چاپ هند ترتيب داده شد و آقاي دكتر ب. م. گاي استاد زبان و ادبيات فارسي در كالج اسمعيل يوسف، دانشگاه بمبئي سخنراني جالبي درباره چاپ سربي و چاپ سنگي كتابهاي فارسي در هند ايراد كردند.

اين مقاله تركيبي از ترجمه اين مقاله و مقاله‌اي از استوري C.A. Storey كتابدار كتابخانه اداره هند لندن كه درياد نامه C.A. Pavry دانشمند پارسي بسال 1933 چاپ شده. منابع دكتر گاي در تهيه مقاله فوق اين كتابها بوده است:

Commissariat, J.S: History of Guyrat Priyolkar, A.K: printing press in india.

Carey: Exhibition of early printing and fine printing.

Bombay Branch of Royal Asiatic Soceity Centenary Celebration     م [36]

پاورقي ها:

1-ترجمه توسط داني Major. Dany فقط مقاله اول به چاپ رسيد.

2-The Institute of the impror Timour

3-كتاب شناس معروف استوري قسمتي از مطالب اين مقاله از مقاله وي اقتباس شده نخستين كتاب چاپ بمبئي را دساتير(سال 1818) مي‌داند كه البته درست نيست.

4-اين نظر استوري است اما همانطور كه ذكر شد در سالهاي 1805-1804 انوار سهيلي براي نسختين بار در بندر بمبئي به چاپ رسيد.