زماني، عباس. “مقرنس تزئيني در آثار تاريخي اسلامي ايران“. دوره 9، ش 102 و 103 (فروردين و ارديبهشت 50): ص 8-25، تصوير، طرح.

 

 خلاصه : وجه تسميه و تعريف مقرنس،‌ سابقة مقرنس درقبل ازاسلام، مقرنس در بناهاي اسلامي: درچهارقرن اول هجري،‌ دردوقرن پنجم و ششم هجري،‌ درعهد مغول و علاوه براين چهاردسته‌بندي تاريخي معرفي نمونه‌هاي جالبي از مقرنس تزئيني.

مقرنس تزئيني در آثار تاريخي اسلامي ايران (1)

دكتر عباس زماني استاديار دانشكده ادبيات علوم انساني دانشگاه تهران

راجع به هنرهاي تزييني در شماره 93 دورة جديد مجلة هنر و مردم زير عنوان «پيچ تزييني در آثار تاريخي اسلامي ايران» صحبت كرده و گفتيم كه ملت ايران همواره هنر را با زندگي آميخته است، يعني ذوق خود را در ساختن لوازم زندگي و وسائل مورد احتياج بكار برده است. اينك يكي ديگر از عناصر تزييني يعني مقرنس را كه مقام مهمي در زيبا كردن بناهاي ايراني بخصوص مساجد و مدارس عهده‌دار است در سه قسمت معرفي مي‌كنيم:

1-وجه تسميه و تعريف مقرنس.

2-سابقه مقرنس در قبل از اسلام.

3-مقرنس در بناهاي اسلامي.

الف-وجه تسميه و تعريف مقرنس

كلمه مقرنس با قُر و قُرناس و قَرنِس(قرنيس) و قَرنيز خويشاوند است و مي‌توانيم بگوييم قرنيس‌دار يا قرشده و اين معني با شكل عنصر تزييني مورد نظر ما از تعدادي كم و بيش سطوح برآمده و فرورفته صورت مي‌گيرد موافق است و براي اينكه بيشتر با اين كلمات آشنا شويم مناسب است به فرهنگها مراجعه كنيم:

قُر-چيز فرو رفته...هرگاه ظرفي فلزي و مانند آن بر اثر برخورد به جايي فرورفتگي پيدا كند گويند«قر» شده است.(1)

قُرناس و قِرناس-بيني كوه-ماده شتر بلند برآمده اطراف-جاي بلند حلاجي زدن(2).

قرنيز-مأخوذ از قرناس يا قِرنس «عربي» پيش آمدگي باريک بالاي در و پنجره، شبيه حاشيه يا سايبان كه از آجر يا سيمان درست مي‌كنند(4).

مقرنس-بسين مهمله كمسر هد. ع . شمشير برهيئت نردبان ساخته و باز در كريز نشانده. و عمارتي كه آن را به صورت قرناس ساخته باشند و قرناس بضم بيني كوه و مراد از مقرنس عمارت بلند بناي عالي مدرو و به معني منقش و به معني پارط كه معماران رنگ به رنگ نيز آمده (1 فرغ ك ر)(5).

مقرنس عر-ام 3 ق مدرن بدس، مل-(1) چيزي كه به شكل نردبان و پلكان ساخته شده باشد(عل) (2) مجازاً عمارت بلند خوب كه در آن پلكان باشد(عل)(6).

مقرنس به فتح قاف و نون(صم) گچ بري در ساختمان گچ بري و نردبان سازي در سقف اطاقها. مقرنس كاري(ام) عمل گچ بري و هنرنمايي با گچ در داخل ساختمان(7).

مقرنس طبيعي=چكنده=گلفهشنگ(آويزهايي كه از مواد معدني يا از يخ درون غارها از سقف بزير آويزان مي‌باشند)(8).

مقرنس(Moqarnas) ا. پ. مأخوذ از تاري-بناي بلند مدور و ايوان آراسته و مزين شده با صورتها يا نقوش كه برآن با نردبان پايه و راه زينه روند. و قسمي از عمامه. و هر چيز رنگارنگ . و قسمي از زينت كه در اطاقها و در ايوانها به شكلهاي گوناگون با گچ  گچ‌بري مي‌كنند(9).

مقرنس-(ع.مُ. قَ. نَ) سقف يا گنبدي گچ‌بري شده، بناي بلند و عمارتي عالي كه در سقف آن نقش و نگار برجسته يا پله پله از گچ درست كرده باشند. كنگره‌دار، قرناس‌دار، قرنيز‌دار)(10).

مقرنس(Moqarnas) (ع) (اِمف). 1-آنچه به شكل نردبان و پله‌پله ساخته شده 2-بناي بلند مدور و ايوان آراسته و مزين با صورتها و نقوش كه بر آن با نردبان روند .   [8]

3- قسمتي زينت كه در اطاق‌ها و ايوان‌ها به شكلهاي گوناگون گچ‌بري كنند؛ كنگره‌دار، قرنيزدار....(11).

از مجموع تعريفات مندرج در فرهنگ‌هاي مختلف متوجه شديم كه:

اولاً همانطور كه در آغاز گفتيم مأخذ كلمه مقرنس قُر(احتمالاً مخفف كلمه قرناس) و قرناس و قرنِس(قرنيس) و قرنيز مي‌باشد.

ثانياً مقرنس تزييني است كه در بالاي ديوارها و بخصوص در سقف گوشه‌هاي سقف بناها بكار مي‌رود.

ثالثاً مقرنس با مواد مختلف و با نقوش متفاوت و با اشكال گوناگون صورت مي‌گيرد.

ولي تعريفات فوق اغلب از نظر لغوي و جاي مقرنس بعمل آمده و تقريباً تكنيك آن را ساكت گذارده است و مي‌بايد بسراغ نظرات ديگر برويم.

در جلد نهم(Grand Larousse enecyclopedique صفحة 980 بعد از كلمة Stalactite) يكي از معاني معادل مقرنس به اين ترتيب مرقوم گرديده است: «استالاكتيت......معماري-موتيف تزييني كه فرم آن استالاكتيت‌ها را به ياد مي‌آورد(V. Part encycl). معماري اسلامي. نام فرانسه استالاكتيت، كه در تركيبات آهكي آويزان در سقف غارها متشابه اين تزيين است، آنچه را در شرق مقرنس، و در غرب [9]  عالم اسلام موكَربَس ( در Esp مُکِربس) ناميده مي شود ، مشخص مي کند.

2-مقبره كوروش بزرگ در پازارگاد. در بالاي آن مقرنس جلوه آمده ديده مي‌شود.

1-هفت عنصر منشوري كه موجب سهولت عدة زيادي تركيبات و ايجاد مقرنس است.

تركيب يافته با جفت وجود رويهم قرار گرفتن فرمهاي منشوري برجسته و گود بطرز متضاد، بنظر مي‌رسد كه استالاكتيت‌ها از گوشوار ناشي شده است(قطعه‌اي از طاق‌نمايي كه گوشه يك اطاق مربع پوشيده با گنبد را اشغال مي‌كند). يك گروه بندي از گوشه‌هاي كوچك مي‌تواند آلِوُال‌ها-(گوديهاي لانه زنبوري) را بوجود مي‌آورد، كه، با تخالف خود، ايجاد استالاكتيت را موجب شود.

بنظر مي‌رسد ايران و معماري آجري اين نوع تزيين را، كه به سرعت بطرف غرب انتشار يافت، خلق كرد، و متعاقباً در جريان قرون يازدهم و دوازدهم توسط مصر و سوريه، بربرستان شرقي و سيسيل نرماني، مراكش و اسپانيا پذيرفته شد. در آنجا استالاكتيت‌ها در همه نوع جلوه آمدگي‌ها مقام خود را به دست مي‌آورد: گوشواره‌ها، گيلوئي‌ها، محرابها، بالكن‌ها، و حتي گنبدهاي كامل را، بخصوص در الحمراء و قرناطه تشكيل مي‌دهد». دونالد ن. ويلبر (Donald N. Wilber) در كتاب معماري اسلامي ايران در دورة ايلخان ، ترجمه دكتر عبدالله فريار، ص 78 مي‌گويد: «در بعضي ساختمانها اين نواحي را-(اشاره به نواحي منطقه مياني بين گنبد و مربع) كاملاً باز كرده و پنجره‌هاي قوسي نوك تيز از آنها مي‌ساختند، ولي اين وسيله به زودي جاي خود را به طرح تزييني داد و اين تزيين به صورتي درآمد كه سطح صاف و سايه دار پاطاق را جالب توجه و زيبا كرد. تمايل به اضافه و چند لاكردن در دورة سلجوقيان آغاز گرديد كه ناحيه پاطاق را به سه قسمت آويزان تقسيم   [10]   مي‌كرد و آن عبارت بود از يك پاطاق باريك در وسط و دو گنبد يك چهارمي در دوطرفين آن.

4-كاخ الحمراء اسپانيا مورخ 735-754 هجري كه مقرنس و استالاكتيت را نشان مي‌دهد.

3-سردر نماي اصلي مدرسه عبدالعزيز خان بخارا مورخ 1062 هجري كه مقرنس رويهم قرار گرفته را نشان مي‌دهد.

اين تقسيم بندي ركن مركزي را نقش عمده مي‌داد؛ قدم بعدي براي ايجاد اتحاد به شكل سطح به كاربردن چند رديف مقرنس بود. در حالي كه تزيين ناحية پاطاق موجب به كار بردن روز افزون مقرنس گرديد، اين طرز تزيين در نتيجة پيدايش پاطاق بوجود نيامده بود و مقرنسكاري در ساختمان‌هاي ايران و ساير ممالك اسلامي قبلاً‌معمول و مرسوم بود.».

دونالد ن. ويلبر در تعقيب گفته‌هاي قبل مي‌گويد: «مقرنس كاري را به طريق زير مي‌توان شرح داد: پر كردن يك ناحيه يا سطح مقعر با دو يا چند طبقه ربع گنبدي كوچك كه در آن رأس ربع گنبدها در هرطبقه از طبقه زير پيش آمده‌تر است. بين هر ربع گنبد مقعر يك سگدست يا هلال محدب وجود دارد. معمولاً دوپاية هرربع گنبد روي پايه‌هاي هلال خود آنها دورتر از رأس گندبهاي طبقه زير قرار دارند. در شكل مربع گنبدها تنوع قابل ملاحظه‌مشاهده مي‌شود كه عبارتند از: ربع گنبد ساده؛ حجراتي كه در ميدانشان سوراخهاي ريز دارند و اين وسيله‌اي بود كه اجازه مي‌داد اشكال فرم نازكتري به خود-بگيرند؛ و حجراتي كه اطاقهاي كوچك تونلي در رأس دارند.»

6-كعبه زردشت در نقش رستم مربوط به دوره هخامنشي كه بالاي آن با مقرنس مزين شده است.

5-قسمت فوقاني مناره شمال شرقي مدرسه الغ بيك-سمرقند مورخ 822 هجري كه مقرنس لانه زنبوري را نشان مي‌دهد.

در كتاب هنر اسلامي(L’art Musulman) جزء‌مجموعة مخصوص تاريخ هنر منتشر شده با راهنمايي هانري مارتن(Henry Martin) ، پاريس كوچه راسين نمره 26، به اين ترتيب از مقرنس (استالاكتيت) تعريف شده است:

«استالاكتيت‌ها، عنصر تزييني بسيار مشخص تزيين  [11]   اسلامي استالاكتيت است، زيرا شكل تركيبات سنگي را كه، در غارها با رسوب و تراكم املاح آهكي تشكيل شده، بخاطر مي‌آورد. استالاكتيت بسيار ساده با هفت عنصر منشوري، كه مي‌تواند بهم وصل شود، شكل 2، به صورت يك جلوآمدگي، تشكيل شده است. اين هفت عنصر در سطح مستوي يك مستطيل (B) و دو مثلث (C A)، يكي قائم الزاويه ديگري متساوي‌الساقين، بدست مي‌دهد. اين شكل‌ها مي‌تواند با هريك از پهلوهاي خود جفت و جور شود: چيزي كه موجب سهولت عده زيادي تركيبات است(شكل 1).

استالاكتيت‌ها عناصري ساختماني نيست بلكه تزييني است كه غالباً از قرار گرفتن روي يك عضو معماري، سرستون(شكل 3)، قوس پاندانتيف، حاشيه، كتيبه‌ها، و غيره حاصل مي‌شود؛ گاهي مانند سوريه، استالاكتيت‌ها در سنگ-تراشيده شده است؛ گاهي مانند ايران و تركستان، از گل پخته قالبي ساخته شده است؛ گاهي بالاخره در مورد بسيار فراوان، با گچ ساخته مي‌شود. فرم استالاكتيت‌ها بموجب سبكهاي معماري تغيير مي‌كند.

8-جرز يكي از مدخل‌هاي تالار سدستون تخت جمشيد كه با مقرنس مزين شده است.

7-يكي از مدخلهاي تالار سدستون تخت جمشيد. در بالاي آن مقرنس زيبايي ديده مي‌شود.

اين در پاندانتيف(12) است كه استالاكتيت‌ها ابتدا تهيه شده است. پاندانتيف‌ها(12)، بطوريكه مي‌دانيم، سه گوشهاي مقعر تعبيه شده در هريك از گوشه‌هاي مربع پوشيده شده با گنبد يا هشت ضلعي مي‌‌باشد».

سه نظر اخير ذهن ما را در چگونگي فرم و تكنيك مقرنس تا اندازه‌اي روشن و ما را متوجه مي‌كند كه:

1-مقرنس معمولاً در سطوح مقعر گوشه‌هاي زير سقف ايجاد مي‌شود و احتمالاً فكر اينكه گوشوار به اين المان تزييني منشاء داده است تقويت شده است.   [12]

2-واحد مقرنس ربع گنبد يا در واقع يك هشتم كره و در اينصورت خود يك قسمت از ديوارة حجم كره و به عبارت ديگر سطح كوچك مقعري است كه با ساير سطوح مشابه خود يك سطح مقعر بزرگتر را زينت مي‌دهد.

3-مقرنس تزييني از قرار گرفتن سطوح مقعر در كنار هم و يا روي هم بطور مرتب و يا متضاد تشكيل مي‌شود و در اين صورت عبارت از رديفها و يا قطارهاي افقي و عمودي خواهد بود كه ديواره‌هاي آنها و يا بطور بهتر فصول مشترك آنها چون استالاكتيت آويزان بنظر خواهد رسيد و گاهي خانه‌هاي لانه زنبوري را القاء خواهد كرد.

بهرحال با توجه به مطالب مذكور و در نظر گرفتن قرنيز (قرنيس) معمولي مي توانيم مقرنس را به چهار دسته تقسيم نمائيم: دسته اول مقرنسهاي جلو آمده كه مواد آن غالباً از مايه مصالح اصل بنا و اكثر ساده و در انتهاي سطوح خارج صورت مي‌گيرد و استحكام آن زياد است(شكل 2).

10-پايين: مقرنس يكي از مدخل‌هاي تالار فيروز‌آباد، دروره ساساني.

9-يكي از مدخل‌هاي هتر، مربوظ به دوره اشكاني كه با مقرنس مزين شده است.

دسته دوم مقرنسهاي رويهم قرار گرفته كه احياناً از مايه مصالح اصل بنا و يا قطعات سنگ و آجر و گچ در سطوح داخل و خارج صورت مي‌گيرد و داراي ثبات متوسطي است(شكل3).

دسته سوم مقرنسهاي معلق، معادل استالاكتيت‌فرنگي، كه غالباً از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال، كاشي و غيره بسطوح مقعر داخل بناها صورت مي‌گيرد و آويزان بنظر مي‌رسد و داراي ثبات كمي است(شكل 4).

دسته چهارم مقرنسهاي لانه زنبوري كه چون خانه‌هاي  [13]   زنبور به چشم مي‌خورد. اين دسته نزديك دسته سوم و معادل آلواله (Alveolee) فرنگي است كه بندرت در ايران استعمال شده است(شكل 5).

ب-سابقه مقرنس در قبل از اسلام

تقريباً انواع مقرنس بخصوص نمونه‌هاي ساده آن قبل از ظهور اسلام در ايران استعمال شده و غالباً اضافه برجنبه ساختماني و حفاظي جنبه تزييني نيز داشته است كه به ذكر چند مثال مي‌پردازيم.

اولين نمونه‌هايي كه فعلاً مي‌توانيم معرفي كنيم مربوط به دورة‌ماد(550-708 ق.م) است. يكي از آنها در نماي مقبرة صخره‌اي دكان داود واقع در سر پل ذهاب است به اين معني كه آن نما داراي سه جلو آمدگي در روي هم و محيط يكي بر ديگري است و مانند يك قرنيس مركب خود را نشان مي‌دهد. اين مقرنس از مايه اصلي بنا است و مي‌تواند در دسته اول بشمار آيد(13).

نمونه دوم در مقبرة صخره‌اي سكاوند واقع در جنوب بيستون است. در نماي اين بنا سه جلو آمدگي در بالا و طرفين چون قاب بسه نبشي بنظر مي‌‹سد. اين مقرنس از مايه اصلي بنا است و مي‌تواند در دسته اول بشمار آيد(14).

نمونه سوم در مقبرة صخره‌اي داودختر واقع در فارس است. اين مقرنس مشابه آن سكاوند است و اضافه بر آن در زير قرنيز بالا يك برجستگي ظريف چون زه به چشم مي‌خورد(15).

در دوره هخامنشي(330-550 ه.ق) مقرنس تحول و تنوع بيشتري پيدا مي‌كند و اشكال زيبايي در معرض ديد قرار مي‌دهد. در آتشگاه پازارگاد مربوط به قرن ششم قبل از ميلاد صرفنظر از برجستگي‌هاي عمودي چهار گوشه بنا، در انتهاي ديوار مقرنسي مركب از اين عناصر به چشم مي‌خورد:

اول يك قرنيز ظريف بلافاصله پس از سطح ديوار.

دوم يك رديف جرزهاي مكعب مستطيل كه در بالاي قرنيز اول قرار گرفته و از پايين بريده شده و آويزان بنظر مي‌رسد.

سوم يك رديف طاقچه‌هاي واقع در بين جرزها كه در واقع واحدهاي مقعر مقرنس است.

چهارم يك قرنيز ديگر كه در بالاي مقرنس قرار دارد و در واقع باران گير سه قسمت اول است.

اين مقرنس ظاهراً ساده مي‌تواند در جزء دسته‌هاي اول  [14]   و دوم حتي سوم بشمار آيد و اولين نوع مقرنس استالاكتيتي در ايران محسوب گردد(16).

14-برج طغرل-ري مورخ 534 هجري. اضافه بر شيارهاي ساقه داراي مقرنس زيبايي است.

13-گنبد علي در ابرقو . مورخ 448 هجري بين انتهاي ساقه و پايه گنبد مقرنس زيبايي به چشم مي‌خورد.

12-برج زركت سواد كوه منسوب به قرن پنجم هجري. بين ساقه و پايه گنبد دو رديف مقرنس ظريف ديده مي‌شود.

11-مقرنس سقفي از مسجد نايين منسوب به اوايل قرن چهارم هجري.

بناي ديگر كه مقرنس آن مشابه مقرنس آتشگاه پازارگاد مي‌باشد كعبه زردشت در نقش رستم و مقابل مقبرة داريوش كبير است(شكل6). اين مقرنس نيز داراي همان تركيب مقرنس آتشگاه پازارگاد است و مي‌تواند جزء دسته اول و دوم و حتي سوم محسوب شود(17).

بناي سوم كه داراي مقرنس تزييني مي‌باشد مقبرة‌داريوش كبير در نقش رستم است. اين بنا داراي دو گروه مقرنس است: جلوآمدگي كه ادامه آنها در طرفين رو به پايين ادامه دارد و مانند سه قاب تو در تو به چشم مي‌خورد و سه رديف قرنيز رويهم قرار گرفته كه در پايين خود به يك نوار و در بالا به يك باند متصل مي‌شود. سه رديف رويهم قرار گرفته چون پوست خيارهاي خالي شده و يا قاشق ديده مي‌شود و مي‌تواند در جزء دسته دوم محسوب مي‌شود.

دوم مقرنس مربوط به بالاي مدخل و واقع در زير نقش نمايندگان ملل تابعه كه عبارت از سه قرنيز ساده رويهم قرار گرفته در پايين و يك رديف گوديها و برجستگي‌هاي متناوب مكعبي در وسط و سه قرنيز ساده نامساوي در بالا مي‌باشد.

قرنيزهاي ساده بالا و پايين در جزء دسته اول است و آنهاي وسط مي‌تواند در جزء دسته سوم محسوب شود(18)، در ساير بناهاي دورة هخامنش چون خارج مقبرة كوروش (19) مدخلهاي تالار صدستون(20) در تخت جمشيد(شكل7) مقرنسهاي ساده و رويهم قرار گرفته به كثرت استعمال شده و تقريباً همه از مايه اصلي بنا است.   [15]

در روي يك جرز از مدخلهاي تالار صدستون در ضمن نقوش مختلف يك مقرنس زيبا القاء شده است. در سطح اين جرز پادشاه در روي صندلي و خدمتگزاري در پشت صندلي ايستاده نقش گرديده‌اند. در بالاي سرآنها يك طاق نما و در بالاي آن شش نوار تزييني و در بالاي نوارها نقش فروهر بچشم مي خورد. از شش نوار سه تاي آن مزين به گل ودوتاي ديگر مي‌خورد. از شش نوار سه‌تاي آن مزين به گل و دوتاي ديگر داراي نقوش گاوان و شيران است. نوار ششم كه در پايين است در لبة قرنيز كه سقف را القاء مي‌كند قرار دارد. اين نوار به شكل قيطان‌هاي متقاطع به منگوله‌هاي آويزان ختم مي‌شود و رويهم رفته يك تزيين ريشه‌دار يافرنج را القاء مي‌كند. سطوحي كه در نتيجة تقاطع قيطان‌ها بوجود آمده لوزي و شبيه مقرنسهاي لانه زنبوري است(شكل8). و مي‌توان آن را در جزء دستة چهارم به شمار آورد(21).

در دورة اشكاني(250 ق.م 224 ه.ق) قرنيز و مقرنس هر دو بكار رفته و با وجودي كه همه آثار هنري آن دوره به خوبي آشكار نگرديده است با توجه به بناهاي موجود مي‌توان اين عنصر تزييني را مشاهده نمود.

در نماي كاخ آشور كه فعلاً در كشور عراق است اضافه بر سرستونهاي تزييني كه با چند دفعه جلوآمدگي صورت گرفته و جلوآمدگي هاي ديگر كه در بالا و طرفين طاق‌نماهاي بالاي ديوار قرار دارد سه رديف گيلويي مشاهده مي‌شود. هركدام از آنها با جلو آمدگي‌هاي ظريف و زينتهاي دقيق عمودي و افقي و اريب يك مقرنس بسيار زيبا را القاء مي‌كند(22).

قرنيز و مقرنس در كاخ هتره كه آن هم فعلاً در كشور عراق است بطور روشن‌تري جلوه مي‌كند. قرنيز در هلال‌ها و جرزها بطور مستقيم يا خميده بكار رفته ولي مقرنس مورد نظر ما در يكي از مدخلهاي اين كاخ قرار دارد. طرفين اين مدخل با شش نوار پهن و باريك سنگي كه، از داخل به خارج، هريك نسبت به ديگري گودتر است مزين شده و در بالاي آن يك مقرنس به شرح ذيل وجود دارد(شكل9):

1-يك باند پهن داراي نقوش برجسته بته و گل.

2-يك رديف جرزهاي مكعب مستطيل كه پايين آنها بريده شده و آويزان به نظر مي‌رسد بين دوزه باريك.

3-يك اسليمي مشتمل بربرگهاي استيليزه در روي يك نوار باريك.

4-يك قرنيز ساده كه در واقع باران گير سه قسمت اول مي‌باشد(23).

اين مقرنس از طرفي تقريباً شباهت به مقرنس‌مدخل‌هاي مقبره داريوش كبير در نقش رستم و مدخلهاي تالار صدستون تخت جمشيد دارد و از طرف ديگر، با جرزهاي بريده خود، مقرنس بالاي آتشگاه پازارگاد و كعبه زردشت را بخاطر مي‌آورد.

در دورة ساساني قرنيز و مقرنس نسبتاً فراوان است.

نمونه‌هاي ساده آن را ما در نماي طاق كسري(24) و طاق‌نماهاي داخل تالار بزرگ كاخ بيشاپور(25) مي‌بينيم.

نمونه ديگري كه مي‌توانيم نام ببريم كاخ سروستان منسوب به قرن پنجم ميلادي است. در بالاي ديوار خارج اين بنا يك قرنيز پهن كنگره‌دار كه در سطح فرورفتگي‌هاي مكعبي وجود داشته است به چشم مي‌خورد.

نوعي قرنيز و يا در واقع مقرنس درروي سرستون منسوب به طاق بستان كرمانشاه نيز القاء گرديده است به اين معني كه در روي قسمت بالاي سرستون طاق‌نماهايي با نقر سنگ ايجاد شده است. قسمت نيم گرد بالاي اين طاق‌نماها با سطوح مقعر شعاعي مزين شده كه هريك از اين سطوح مي‌تواند يك واحد مقرنس و مجموع آنها يك مقرنس بشمار آيد(26).

قرنيز مركب يا بطور بهتر مقرنس زيبايي نيز در كاخ فيروزآباد وجود دارد به اين معني كه بالاي طاقچه‌هاي آن [16]  با گچ مزين گرديده است(شكل 10). اين تزيين عبارت است از يك باند عريض مركب از:

اول يك رديف شيارها و گوديهاي مدور متناوب.

دوم سه رديف فرورفتگي‌هاي خياري شكل رويهم قرار گرفته و بسيار شبيه آنچه در بالاي مدخل‌هاي تالار صدستون تخت جمشيد ديديم.

سوم يك قرنيز ساده كه مي‌تواند باران‌گير رديف‌هاي زير خود باشد.

اين مقرنس مي‌تواند در جزء دسته‌دوم محسوب گردد(27).

قرنيز و مقرنس در معماري ساير كشورها نيز در قبل از اسلام وجود داشته است و ما نمونه‌هايي زيبا و قديمي در مصر باستان مي‌بينيم:

1-كاخ كوچك(Pavillon) سزوستريس اول-(Sesostris I) در كرنك مربوط به عهد سلسله دوازدهم (2000-2212 ق.م)(28) و تالار ستوندار كرنك(29).

16-يكي از گوشواره‌هاي تالار مربع گنبد نظام الملك واقع در جنوب مسجد جمعه اصفهان مورخ حدود 480 هجري كه با مقرنس آجري مزين شده است.

15-منار ساربان اصفهان منسوب به قرن 6 هجري-داراي دو رشته مقرنس آجري است كه رشته اول در شكل ديده مي‌شود.

2-نقش آمن هوتب سوم(Amenhotep III) از سلسله هجدهم(1332-1580 ه.ق)(30).

3-تابوت توتنخامون(Totenkhamon) از سلسله هجدهم (1332-1580 ه.ق)(31).

قرنيز در اكثر بناهاي يونان قديم نيز چون پارتنون (Parthenon)، معبد پزيدون(Poseidon) و غيره وجود دارد(32).

قرنيز ساده و مركب در روم قديم و بيزانس هم رواج داشته است ومثالهاي ما در اين مورد كليزه(Colisee) رم، طاق كنستانتين رم، بازيليك سنت ماري ماژور Sainte Marie Majeure)) مي‌باشد(33).

ج-مقرنس‌ در بناهاي اسلامي

اين قسمت يعني مقرنس در بناهاي اسلامي مورد بحث اساسي ما است زيرا اين عنصر تزييني در دوران اسلامي چه از لحاظ كثرت استعمال و چه از نظر تعدد مواد و چه از جهت  [17]   وسعت عالم اسلام اهميت بخصوصي را حائز است و شايد به علت همين شرايط بوده است كه بعضي اصولاً اين تزيين را يك روش اسلامي دانسته‌اند. در اين دوران هر چهار دسته از مقرنس مورد استفاده قرار گرفته است و براي مطالعه آن مي‌توانيم دو راه در نظر گيريم:

اول مطالعه هر دسته در كليه بناها و دوره‌ها بطور جداگانه.

دوم مطالعه هر چهار دسته در هريك از دوره‌ها چون قرون اوليه، دوره سلجوقي، دوره مغول و غيره. ولي چون دسته اول تقريباً‌در همه بناها بكار رفته و گاهي در يك مقرنس دو جنبه القاء شده(واحدهاي مقرنس هم رويهم قرار گرفته و هم آويزان بنظر مي‌رسد) و از طرف ديگر دسته چهارم يعني مقرنسهاي لانه زنبوري مورد استعمال كمتري داشته است انتخاب راه دوم اولي بنظر مي‌رسد.

مقرنس‌ در چهار قرن اول هجري

در اين دوره بطور پراكنده در بناهاي موجود قرنيز و مقرنسهايي به چشم مي‌خورد كه مي‌توان آنها را پيشاهنگ اين عنصر تزييني در بناهاي اسلامي دانست.

مقبره شاه اسماعيل ساماني-اين مقبره كه در اواخر قرن سوم هجري در بخارا ساخته شده اضافه بر عناصر تزييني جالب توجه ديگر چون سطح آجري و پيچها(34) و غيره داراي قرنيزهاي ساده و مقرنس مي‌باشد. قرنيز ساده در انتهاي ديوارهاي بنا، در بالا و پايين يك رديف طاق‌نما، وجود دارد(35) و مقرنس در گوشوارهاي زير گنبد مقبره است.

اين مقرنس در نگاه اول آن طوريكه بايد جلوه نمي‌كند ولي با اندك دقت متوجه مي‌شويم كه هرگوشوار مركب است از:

1-قوس آجري كه حدود آن را مشخص مي‌كند.

2-سطح مزين به آجرهاي جفت و جور شده كه مشبك به نظر مي‌رسد و بين قوس مذكور و قسمت مركزي گوشوار قرار دارد.

3-قسمت مركزي گوشوار كه خود عبارت از يك باند عمودي واقع در روي گوشه تالار مقبره و دو سطح مقعر مثلثي طرفين آن است.

استنباط مقرنس هم از سطح آجري مشبك و هم از سطوح مقعر طرفين باند عمودي بروشني ميسر است وبعداً خواهيم ديد كه در دورة سلجوقي چگونه مقرنس‌، با تبديل باند عمودي بسطوح مقعر و تكرار اين سطوح ، در راه تحول خود مي‌باشد.

گنبد قابوس-اين مقبره متعلق به شمس المعالي قابوس بن وشمگير آل زيار(366-403 ه.ق) است و از استوارترين بناهاي اسلامي است. اين مقبره اضافه برشيارهاي زيباي ساقه و مخروط گنبد داراي قرنيز و مقرنس نيز مي‌باشد. قرنيز مدور-ساده بين ساقه و مخروط گنبد قرار دارد و مقرنس در داخل بنا واقع است.

اين مقرنس نسبتاً ساده و در عين حال زيبا در سر در داخلي گنبد و درون طاق هلالي به چشم مي‌خورد و از اولين نمونه‌هاي مقرنس سازي در بناهاي اسلامي محسوب مي‌گردد(36).

مسجد جامع نائين-اين مسجد كه به اوايل قرن چهارم هجري منسوب است درجه اول از لحاظ گچ‌بريهاي دقيق و ظريف و ترسيمات هندسي و گياهي خطوط كوفي گلدار مشهور است ولي در بعضي قسمتهاي سقف نوعي مقرنس با گچ القاء شده است.

در روي گوشه‌هاي گنبد بالاي محراب نوعي مقرنس رويهم قرار گرفته گچي به چشم مي‌خورد به اين معني كه درست در روي   [18]   گوشه جرز كوچكي تعبيه و در طرفين آن دو سطح گود بوجود آمده است و آنگاه درروي اين دو سطح دو سطح ديگر و در روي دو سطح دوم يك پنج ضلعي (بطوريكه اگر آن را به يك مثلث و يك مستطيل تقسيم كنيم رأس مثلث در فصل مشترك دو سطح دوم قرار مي‌گيرد) القاء شده است.(37).

18-داخل تالار مربع مدرسه حيدريه قزوين مربوط به دوره سلجوقي كه مقرنس زيباي شش واحدي را نشان مي‌دهد.

17-قسمتي از سقف تالار مربع مسجد جامع گلپايگان . مربوط به دوره سلجوقي. در پايين يك گوشواره كه با مقرنس مزين شده است ديده مي‌شود.

اين مقرنس كه با سطوح و نوارهاي منكسر گچي القاء شده مي‌بايد مربوط به تاريخ تزيينات گچي بالاي محراب باشد زيرا نوار مزين به نقوش مرواريد در روي ستونهاي نزديك محراب نيز ديده مي‌شود.

مقرنس ديگر در سقفي ديگر به چشم مي‌خورد(شكل 11) در اين جا سه رديف مقرنس وجود دارد:

1-جرزهاي كم برجسته كه قسمت بالاي آن شبيه قيف است و در بين آنها طاق‌نماهايي با قوس جناغي القاء شده است.

2-جرزهاي نازك و كم برجسته كه قسمت بالاي آن شبيه قيف است و در بين آنها طاق‌نماهاي كوتاهي با قوس جناغي القاء شده است.

3-لوزيهايي كه رأس پايين آنها در وسط قيفها قرار گرفته است(38).

مقرنس در دو قرن پنجم و ششم

اين دو قرن مقارن دورة سلجوقي و از ادوار درخشان هنر معماري است. در دورة سلجوقي اين هنر در مرحلة تحول شديد است و از صورت كلي كه در ممالك مختلف و نواحي اشغالي عرب بروز كرده بود بسوي عوامل و عناصر ساساني از جمله تالارهاي مربع بزرگ رفت(39) و چون سقف اين نوع تالارها به كمك گوشوار ساخته مي‌شد زمينه مناسبي براي توسعه مقرنس فراهم شد. اضافه بر مقرنسهائي كه در گوشوار بنا تعبيه مي‌گرديد خارج آنها نيز با اين عنصر تزييني مزين گرديد. ما سعي مي‌كنيم با ذكر مثالهاي ذيل اين موضوع را بيان كنيم.

برج لاجيم-اين برج در سواد كوه واقع و در عداد بناهاي دورة آل زيار(316-470 ه) بشمار است. اين برج كه بنام مقبره امامزاده عبدالله شهرت دارد در داخل از يك سقف مدور و در خارج از يك گنبد مخروطي ساده و ظريف پوشيده شده است. اين برج مدور از آجر ساخته شده و مقرنس مورد نظر ما از جمله تزييناتي است كه در پاية گنبد مخروطي آن چون يك كمربند قرار دارد. اين تزيينات عبارت است از:

1-يك كتيبه كوفي در بالاي ساقة برج و بين دو قرنيز ظريف.

2-يك كتيبه پهلوي در بالاي كتيبه اول و بين دو قرنيز ظريف.

3-يك رديف مقرنس كه از جرزهاي ظريف آجري و قوسهاي زيباي سه قسمتي به صورت طاق نما القاء گرديده و خود   [19]   در بين دو قرنيز نيز ظريف قرار گرفته است(40).

19-منطقه تعبير حالت(مياني) داخل گنبد مقبره سلطان محمد اولجايتو در سلطانيه مورخ 713-705 هجري كه سه رديف مقرنس رويهم قرار گرفته را نشان مي‌دهد.

اضافه بر مقرنس پاية گنبد در بالاي مدخل برج سه قوس رويهم و محيط يكي بر ديگري به چشم مي‌خورد و در بين دو جناح قوس داخلي يك مقرنس ظريف و زيبا ديده مي‌شود. واحدهاي مقرنس شبيه مثلثهاي مقعري است كه در كنار هم و رويهم قرار گرفته است به نحوي كه رأس مثلثها در بالا است و ساقهاي آنهاي بالا بر رأس آنهاي پايين واقع گرديده است(41). شكل مجموع واحدهاي مقرنس كه عبارت از سه رديف عمودي و در رديف پايين شامل پنج عدد است چون يك مثلث به چشم مي‌خورد.

برج رزكت-اين برج كه فاصله زيادي با برج لاجيم ندارد از بناهاي قرن پنجم هجري به شمار است و ساقه آن استوانه و گنبدش تقريباً مخروطي است. اين برج نيز از آجر ساخته شده و مقرنس مورد نظر ما از جمله تزييناتي است كه در پاية گنبد چون يك كمربند به اين ترتيب قرار دارد:

1-يك كتيبه كوفي گچي در انتهاي ساقه.

2-يك نوار كم عرض ظريف شامل نقوش بسيار ظريف در بالاي كتيبه مذكور

3-يك رديف مقرنس آجري كه از قطعات آجر جلو آمده و فرورفته تشکيل گرديده و مجموعاً چون رديف مثلثهاي متناوب برجسته و گود به چشم مي‌خورد. آجرهاي مثلثهاي برجسته از پايين و ببالا يعني از رأسش در جهت قاعده جلو مي‌آيد و عريض مي‌شود و چون كنگره‌هاي آويزان به نظر مي‌رسد.

4-يك رديف مقرنس آجري ديگر واقع در بالاي مقرنس اول و بين دو قرنيز ظريف(شكل 12). اين مقرنس رويهم رفته شبيه مقرنس اول است با اين تفاوت كه داخل مثلثهاي برجسته خالي مانده است(42).

گنبد علي در ابرقو-اين يك مقبره برجي هشت ضلعي و داراي گنبد است كه كلاً با سنگ ساخته شده و تاريخ (ثمان و اربعين و اربع مائه) در كتيبه بالاي ساقه به چشم مي‌خورد.

اين بنا داراي مقرنس زيبا و نسبتاً بديعي است كه بين انتهاي ساقه و پاية گنبد در دو رديف قرار دارد و مانند كمربند بدور بنا مي‌پيچد(شكل 13).

اول يك رديف سطوح گود بلافاصله در زير پاية گنبد.

دوم يك رديف فرورفتگي‌هاي مستطيل در بالاي كتيبه.

سوم يك رديف مقرنس سه قسمتي دربين دو رديف مذكور(43).

برج طغرل در ري-اين بنا كه در534 هجري ساخته شده يك از مقابر برجي شياردار است كه اضافه بر شيارهاي زيباي ساقه خود داراي يك قرنيز مركب و يك مقرنس بسيار زيبا مي‌باشد. قرنيز در انتهاي ساقه برج چون يك كمربند پهن بدور آن مي‌پيچد و مركب از يك نوار ظريف و يك جفت فرورفتگي‌هاي كوچك است كه در طرفين يك رديف طاق‌نماهاي ظريف قرار دارد.

مقرنس عبارت از چهار رديف است:

1-يك رديف ربع گنبدهاي داراي قوس شكسته درست در انتهاي هر شيار.

2-يك رديف ربع گنبدهاي داراي قوس شكسته درست در انتهاي هريك از دو سطح طرفين شيارها.

3-يك رديف ربع گنبدهاي داراي قوس شكسته در فاصله بين قوسهاي رديف دوم و در محاذات شيارها(شكل14).

ربع گنبدهاي سه رديف طوري قرار گرفته است كه دربالاي هر شيار چون يك صليب جلوه مي‌كند و اضافه بر آن در فاصله بين قوسهاي رديف دوم و پايه رديف بالا لچك‌ها يا شبه مثلثها به چشم مي‌خورد(44).

گنبد كبود در مراغه‌اين بنا مورخ 593 هجري و ساقه آن منشوري است. در بالاي وجوه منشور دو دسته مقرنس زيبا وجود دارد:   [20]

رشته اول عبارت از يك عده طاقنما با قوس شكسته است كه هركدام در بالاي يك وجه منشور قرار دارد و شامل سه رديف است:

اول دو ربع گنبد در جنب دو پايه قوس و يك طاق‌نماي كوچك در بين آن دو.

دوم دو ربع گنبد در بالاي رديف اول.

سوم يك ربع گنبد در بالاي رديف دوم.

رشته دوم كه درست در پاية گنبد قرار دارد عبارت از يك عده طاق‌نماهاي كوچك و عده‌اي سطوح مدور بالاي آنها است كه مجموعاً چون مقرنسهاي آويزان يا استالاكتيت به چشم مي‌خورد(45).

منارساربان-اين منار در اصفهان ساخته شده و منسوب به قرن ششم هجري است. اين بنا اضافه بر نقوش آجري و كتيبه‌هاي زيباي خود داراي دو رشته مقرنس آجري دقيق و جالب توجه است(شكل 15).

رشته اول در بالاي كتيبه بزرگ منار قرار دارد مركب است از:

1-يك رديف جرز كه از پايين بريده و آويزان بنظر مي‌رسد و در طرفين طاق‌نماهايي كه بعضاً داراي قوس شكسته مي‌باشد قرار دارد.

2-يك رديف شبه مثلثهاي مقعر كه در بالاي طاق‌نماهاي مذكور قرار دارد و چون قوسهاي جناغي نوك تيز به نظر مي‌رسد. در بين جناحهاي اين قوسها مثلثهاي قائم الزاويه تشكيل شده كه هرجفت آن چون يك لچك به چشم مي‌خورد.

3-يك رديف شبه مثلثهاي مقعر ديگر كه قاعده آنها در روي لچكهاي فوق الذكر واقع است. در بين ساقهاي اين مثلثها نيز مثلثهاي قائم الزاويه ديگري تشكيل مي‌گردد كه هر جفت آن يك سه گوش القاء مي‌كند(46).

مسجد جامع اصفهان-اين مسجد يكي از بناهاي مفصل و مهم است كه تاريخ درازي دارد و مجموعه‌يي از عناصر و موضوعات مختلف معماري و تزييني مي‌‌باشد. مسجد جامع اصفهان در دورة سلجوقي داراي دوتالار مربع جنوبي و شمالي گرديد و عنصر مورد بحث ما يعني مقرنس در داخل همين دو تالار و عنصر مورد بحث ما يعني مقرنس درد اخل همين دو تالار قرار دارد. تالار جنوبي مشهور به گنبد نظام الملك مورخ حدود 480 و تالار شمالي مشهور به گنبد تاج الملك و مورخ 481 هجري است.

مقرنسهاي هر دو تالار در واقع همان منطقه تغيير حالت مربع به دايره پايه گنبد است و بنابراين ما براي تعقيب تحول اين عنصر تزييني از خارج بناها به داخل توجه مي‌كنيم.

گنبد نظام الملك-پلان اين تالار مربع و به ضلع پلان اين تالار مربع و به ضلع 15 متر است و در طرف قبله به ديواري كه محراب را در بر مي‌گيرد محدود مي‌گردد و از بناهاي سه طرف ديگر خود بوسيلة ستونهاي- قوي كه خود از ستونهاي گرد و به هم چسبيده تشكيل مي‌شود مشخص است.

20-مقرنس داخل نيم گنبد سر در مسجد جامع اشترجاناصفهان مورخ 715 هجري.

سطح ستونها و ديواري كه روي آنها قرار دارد تا ارتفاع ده متر از يك اندود ساده گچي ولي ضخيم پوشيده شده و سرستونهاي نازك ستونها با گچ‌بري تزيين گرديده است. در بالاي قسمت اندود شده آجرهاي بنا هويدا است و هشت طاق‌نما   [21]   با قوس شكسته که كار چهار عدد آن در روي گوشوارها و چهار عدد درروي ديوارها قرار دارد يك منشور كوتاه هشت ضلعي را تشكيل مي‌دهد. در بالاي اين هشت ضلعي يك منشور كوتاه شانزده ضلعي كه در نتيجه ايجاد شانزده طاق‌نماي كوچك با قوس شكسته صورت گرفته است قرار دارد و كتيبه‌حلقوي زير پايه گنبد مدور را تحمل مي‌كند. مجموع طاق‌نماهاي بزرگ و كوچك و لچكهايي كه بين جناحهاي قوسها را پر مي‌كند و در ضمن گرفتن ارتفاع در فضاي خالي داخل تالار جلو مي‌آيد خود يك مقرنس بزرگ مدور است ولي ما به معرفي قسمت مشخص‌تر يعني گوشوار آن مي‌پردازيم. من حيث المجموع گوشوارهاي اين تالار شبيه گوشوارهاي مقبره شاه اسماعيل ساماني است كه قبلاً بيان كرديم(47) ولي از آنها مفصل‌تر و مقرنس آن روشن‌تر است. هرگوشوار كه شامل يك مقرنس مي‌باشد(شكل 16) عبارت است از:

1-قوس آجري كه هريك از پايه‌هاي آن در روي يك جرز قرار دارد و حدود گوشوار را مشخص مي‌كند.

2-قوس سه قسمتي ديگر در داخل قوس اول كه حدود مقرنس را مشخص مي‌كند.

3-دو طاق‌نما با قوسهاي سه قسمتي در طرفين گوشه بالاي دو ديوار.

4-دو طاق‌نما باقوسهاي سه قسمتي در طرفين دو طاق نماي مذكور.

5-دو ربع گنبد رويهم قرار گرفته در روي طاق نماهاي با قوس شكسته.

6-دوثمن گنبد در طرفين دو ربع گنبد مذكور و هريك در روي يك طاق‌نماي داراي قوس سه قسمتي.

با اين ترتيب مقرنس گوشوار داراي هشت واحد، در سه رديف عمودي، مي‌باشد(48).

گنبد تاج الملك-مقرنس گوشوارهاي اين تالار مربع عيناً مانند مقرنس گنبد نظام الملك است ولي هر چهار طاق‌نماي جنب گوشه داراي قوس شكسته است(49).

مقرنس در ساير تالارهاي زمان سلجوقي چون تالار مربع مسجد جامع اردستان، مسجد جامع گلپايگان، مدرسه حيدريه قزوين و غيره به كار رفته كه گاهي بسيار شبيه مقرنس گنبد نظام الملك است و گاهي داراي كم و بيش تفاوت مي‌باشد.

مقرنس گوشوارهاي تالار مسجد جامع اردستان عيناً مانند مقرنس گنبد تاج الملك است و تفاوت آن با مقرنس گنبد نظام الملك در قوس طاق‌نماهاي جنب گوشه است به اين معني كه هرچهار طاق نماي مربوط به مسجد جامع اردستان داراي قوس شكسته است(50).

مقرنس گوشوارهاي تالار مربع مسجد جامع گلپايگان داراي واحدهاي بيشتر و رويهم رفته كاملتر از مقرنس گنبد-نظام الملك است. اين مقرنس داراي پنج رديف افقي و چهار رديف عمودي،‌من حيث المجموع به شكل مثلث، است(شكل 17):

21-سر در مقبره سلطان حيدر-خياو مورخ حدود 730 هجري كه يك مقرنس كاشي مثلثي را نشان مي‌دهد.

رديف اول عمودي داراي يك ربع گنبد در روي گوشه، دو طاق‌نما در طرفين ربع گنبد، دو ثمن گنبد در طرفين طاق‌نماها.

رديف دوم عمودي داراي دو ربع گنبد و دو ثمن گنبد.

رديف سوم عمودي داراي يك ربع گنبد و دو ثمن گنبد

رديف چهارم عمودي عبارت از يك ربع گنبد(51).

مقرنسهاي تالار مربع مدرسه حيدريه قزوين در طرفين گوشه‌هاي آن قرار دارد به اين معني كه در بالاي طاق‌نماهاي احداث شده با شش واحد، افقي و عمودي، يك مقرنس زيبا، كه رديفي از آجر به شكل قوس پنج قمستي آن را محدود كرده، تعبيه گرديده است(شكل 18). داخل هر واحد را كه خود بصورت يك قوس شكسته است زينتي به شكل برگ سه قسمتي تزيين مي‌كند(52).   [22]

مقرنس در دورة مغول

مغولها گرمترين و سردترين ايام سال را بروش زندگي چادرنشيني به سر مي‌آوردند و پس از آنكه با تمركز قدرت مغول در آذربايجان ثروت و فرهنگ و تمدن كشور از خراسان به تبريز منتقل گرديد و مسافرين و جهانگردان و تجار از مغرب به سرزمين‌هاي تحت تسلط آنها روي آوردند. اين قوم خونخوار ديگر نمي‌توانست به عنوان چادرنشيني از اين سوي به آن سوي برود و طبعاً تحت تأثير محيط قرار گرفت و به تدريج در تماس با فرهنگ ايران اسلامي به طور عميق از آن متأثر شد و در نتيجه حيات معماري تجديد گرديد و سبك معماري سلجوقي تعقيب شد(53). معماري دوره مغول بطرف تحول رفت، به خطوط عمودي و ظرافت اشكال توجه شد ايوانها باريك‌تر و رفيع‌تر گرديد، ديوارها نازكتر و فشار سقف‌ها بروي جرزها هدايت شد(54). مقرنس نيز رونق بيشتري پيدا كرد و با رديفهاي مفصل‌تر و مواد متنوع‌تر در محلهاي بيشتري بكار رفت و از چهار دسته آن (مقرنس جلو آمده، رويهم قرار گرفته، آويزان، لانه زنبوري) در خارج و داخل بناها استفاده گرديد.

مقرنسهاي جلو آمده و ساده تقريباً در كليه بناهاي دوره مغول اكثر در خارج و بعضاً در داخل مساجد، زيارتگاهها، برجها، مناره‌ها و غيره به كار رفته و مي‌توانيم در اين مورد مثالهاي ذيل را ذكر كنيم:

داخل مسجد عليشاه تبريز(55) و خارج مسجد اشتر خان اصفهان(56).

خارج مقبره اولجايتو در سلطانيه(57) و داخل مقبره زيارتي بجنورد(58).

خارج امامزاده ابراهيم(59) قم و داخل امازاده علي بن ابوالمعالي بن علي صافي(60) قم.

خارج ميل رادكان مشهد(61) و برج علاء الدين ورامين(62).

خارج مناره‌هاي مسجد اشترخان(64) و مناره‌هاي زيارتگاه تربت جام(64).

مقرنسهاي رويهم قرار گرفته به فراواني در داخل و بعضاً در خارج بناها بكار رفته مانند:

1-مقبره سلطان محمد اولجاتيو در سلطانيه مورخ 12-705 هجري-در گيلويي انتهاي ديوار خارجي اين بنا چند رديف مقرنس رويهم قرار گرفته وجود داشته (65) ولي در مقرنس داخل آن كه منطقة تغيير حالت(مياني)(66) واقع است سه رديف مقرنس، اكثر مشتمل بر واحدهاي پنج ضلعي، به وضوح ديده مي‌شود(شكل 19). اين پنج ضلعي‌ها يا با دقت زيادتر شش ضلعي‌ها شبيه مثلثهايي است كه ساق آنهاي بالا در رأس آنهاي پايين‌قرار گرفته و زمينه بين قاعدة هرمثلث بالا و ساق‌هاي دو مثلث پايين چون يك ستاره سه پر به چشم مي‌خورد(67).

2-مسجد جامع اشترجان اصفهان-مقرنس داخل نيم گنبد سر در ورودي اين مسجد عبارت از پنج رديف سطوح مقعر پنج ضلعي (با دقت زيادتر شش ضلعي) و يك رديف شبه لوزي است(شكل 20). رويهم رفته واحدهاي مقرنس شبيه واحدهاي مقرنس داخل مقبره سلطانيه است ولي منظرة لانه زنبوري را نيز القاء مي‌كند(67) .

3-مسجد جامع فريومد سبزوار مورخ اوايل قرن هفتم هجري-در بالاي محراب اين مسجد يعني دو گوشوار و پيشاني ايوان جنوبي آن مقرنس زيباي رويهم قرار گرفته‌اي با گچ در روي آجرها صورت گرفته است. سطوح مقعر پيشاني با وجودي كه نامساوي است مقرنس رويهم قرار گرفته را بخوبي القاء مي‌كند ولي سطوح واقع در گوشوار بيشتر آويزان و از نوع استالاكتيت است(68).

4-مقبره سيد ركن الدين يزد مورخ 725 هجري-در بالاي مشبك نماي شمالي اين مقبره مقرنسي با گچ مشتمل برچهار رديف پنج ضلعي و يك رديف شبه لوزي القاء گرديده كه طرز قرار گرفتن آنها شباهت زيادي به مقرنس داخل مقبره سلطانيه دارد(69).

5 و 6-گنبد غفاريه مراغه مورخ حدود 728 هجري و مقبره سلطان حيدرخياو (شكل 21) مورخ حدود 730 هجري-مقرنس اين دو بنا در سر در ورودي واقع و با كاشي صورت گرفته است مقرنس هر دو بنا يك مثلث متساوي الساقين را القاء مي‌كند و رديفهاي عمودي هريك پنج است و شباهت زيادي به مقرنس تالار مسجد جامع گلپايگان و مقرنسهاي طرفين  [23]   گوشه‌هاي تالار مربع مدرسه حيدريه قزوين دارد(70).

7-مسجد جامع پامنار كرمان مورخ 793 هجري-در سر در ورودي اين مسجد يك مقرنس زيباي كاشي شش رديفي وجود دارد كه از لحاظ قرار گرفتن سطوح مقعر شبيه مقرنس داخل مقبره سلطانيه است.(71).

مقرنسهاي آويزان در بناهاي دورة مغول كم نيست. البته اين نوع مقرنس را بطور قطع نمي‌توان از انواع ديگر تفكيك كرد زيرا هر چهار دسته مقرنس كم يا بيش در فضاي مجاور خود پيش رفته است ولي چند مثال كه بيشتر مفهوم با شكل استالاكتيت را تصديق مي‌كند ذيلاً معرفي مي‌شود:

اول مقرنس گچي سر در ورودي مقبره با يزيد در بسطام مورخ حدود 700 هجري(72).

دوم مقرنس گچي دهنه مقابل سر در ورودي هارونيه طوس مورخ اوايل قرن هشتم هجري(73).

سوم مقرنس كاشي سر در ورودي مسجد جامع ورامين مورخ 722 هجري كه وسيله تيرهايي كه از طاق‌آجري گوشوار بيرون آمده نگهداري مي‌شود(74).

چهارم مقرنس سر در ورودي مسجد جامع يزد مورخ 724 هجري(75).

پنجم مقرنس ايوان جنوبي مسجد جامع نطنز مورخ 704 هجري(76).

مقرنسهاي لانه زنبوري يا شبه آن در بعضي بناهاي دورة مغول بكار رفته ولي مثال روشن ما در اين مورد تقريباً منحصر به مقبره شيخ الصمد اصفهاني واقع در نطنز مورخ 707 هجري است. اين مقرنس در بالاي كتيبه گچ‌بري شده مقبره و در روي هشت نقطه اصلي نيم ستونهاي زواياي آن قرار گرفته و به استثناي هشت پنجره تقريباً تمام سطح داخلي گنبد را پر كرده است. طرز قرار گرفتن سطوح مقعر نامنظم است ولي رويهم رفته بالوزيها وشش ضلعي‌هاي خود يك طرح لانه زنبوري را به خوبي القاء مي‌كند(77). مقرنس نيم گنبد سر در ورودي مسجد جامع اشتر خان نيز بطوريكه قبلاً اشاره شد مي‌تواند يك طرح لانه زنبوري را القاء كند(78).

اضافه بر چهار دسته مقرنسهاي مذكورنمونه‌هاي جالب توجهي كه در خور مطالعه جداگانه است وجود دارد و دليل تنوع اين عنصر تزييني در دورة مغول مي‌باشد.

1-محراب مسجد جامع اردبيل مورخ قرن هشتم هجري-اين محراب عبارت از طاق‌نمايي است كه در بين سه نوار، يك پهن در بين و دوباريك، به شكل يك قاب قرار دارد و قوس آن در محل كليد اندكي شكسته بنظر مي‌رسد. در بالاي اين قوس يك باند مستطيل ودر بالاي آن يك تزيين مثلثي به چشم مي‌خورد كه مقرنس گچي مورد نظر ما در طرفين بالاي آن مثلث وجود دارد.

واحدهاي مقرنس عبارت از سطوح مقعر و شبيه بعضي واحدهايي است كه تاكنون از آنها صحبت كرده‌ايم ولي طرز قرار گرفتن اين واحدها متفاوت است به اين معني كه يك رديف عمودي در راست و رديف عمودي ديگر در سمت چپ شكل مثلثي واقع است و تا چهار دفعه يكي روي ديگري قرار مي‌گيرد و در رديف پنجم، يعني روي شكل مثلث سطح مقعر، نصف يك گنبد بيضوي را كه با سه رديف عمودي مقرنس مزين شده است نشان مي‌دهد(79). شبيه اين مقرنس را از لحاظ شكل كلي در سر در ورودي تالار مربع مسجد ورامين مورخ 723 هجري نيز مي‌بينيم(80).

2- مسجد جامع اشترخان اصفهان مورخ 715 هجري-در اين مسجد، اضافه بر مقرنس كه قبلاً معرفي كرديم ، دو نوع مقرنس به جالب توجه ديگر نيز وجود دارد:

اول مقرنس ايوان جلو تالار مربع مسجد. در ته اين ايوان سه درگاه ديده مي‌شود: يك عريض و رفيع در وسط و دو كم عرض و كم ارتفاع در طرفين. در بالاي اين سه درگاه،   [24]   هم سطح با كليد قوس شكسته رفيع، سه سطح با کليد قوس شکسته رفيع ، سه سطح مقعر مثلثي وجود دارد:  يك كم عمق درست در روي قوس درگاه رفيع و در دو عميق در روي دو گوشه. و بين ساقهاي خميده اين مثلثها با سطوح مقعر لوزي و بين اضلاع اين لوزيها با مثلثهاي مقعر كه قاعدة آنها در بالا است پر شده است. مجموع مثلثهاي پايين و بالا و لوزيهاي بين آنها يك مقرنس نسبتاً ساده در زير نيم گنبد ايوان بوجود آورده است(81).

22-محراب ايوان جنوبي مسجد جامع گناباد-مورخ 609 هجري كه دو رديف مقرنس ظريف را نشان مي‌دهد.

دوم مقرنس زير گنبد تالار مربع مسجد. در فاصله بين جناحهاي دو قوس و دايره زير گنبد مدور و به عبارت ديگر گوشوارهاي لچكي يك مقرنس مثلثي مستقل با لوزيهاي مقعر القاء گرديده است(82).

مقبره شيخ يوسف سروستاني در سروتان مورخ 714 هجري-ورودي اين مقبره با يك قاب تزييني مستطيل مشخص است و مقرنس مورد نظر ما در بالاي اين قاب به چشم مي‌خورد. اين مقرنس ساده عبارت از دو رديف سطوح مقعر است كه در طرفين رديف بالا جرزهايي كه ته آنها بريده به نظر مي‌‹سد قرار دارد. اين مقرنس از طرفي شباهت به مقرنس داخل محراب ايوان جنوبي مسجد جامع گناباد(شكل 22) مورخ 609 هجري(83) و از طرف ديگر شباهت زياد به مقرنس بالاي سطح خارجي كعبه زردشت مربوط به دوره هخامنشي، كه قبلاً دربارة آن صحبت كرديم(84) دارد.   [25]

پاورقي ها:

1-فرهنگ لغات عاميانه تأليف سيد محمد علي جمال‌زاده بكوشش محمد جعفر محجوب، تهران 1341 ص 298.

2-فرهنگ جامع عربي فارسي توسط غلامعلي محمد الاردبيلي، شعبان 1379 هجري ص 1258.

3-فرهنگ امير كبير تأليف محمد علي خليلي-علي اصغر شميم مؤسسه مطبوعاتي امير كبير، تهران ديماه 1334 ص 320.

4-فرهنگ عميد جلد اول، چاپ سوم، تأليف حسن عميد، تهران 1347 خورشيدي ص 790.

5-فرهنگ آنندراج تأليف محمد پادشاه متخلص به «شاد» جلد ششم م-م از انتشارات كتابخانه خيام تهران، چاپخانه حيدري ص 4092.

6-فرهنگ نظام جلد پنجم تأليف آقاسيد محمد علي (داعي السلام) دكن 1358 هجري قمري، ص 201.

7-فرهنگ آموزگار تأليف حبيب الله آموزگار، چاپ سوم تهران 1333 ص 758.

8-فرهنگ غفاري جلد ششم، تأليف امير جلاالدين غفاري تهران 1336، ص 839.

9-فرهنگ نفيسي جلد پنجم، م-ي، از انتشارات كتابفروشي خيام 1343 ص 3456.

10-فرهنگ عميد جلد اول، چاپ سوم ، تهران 1347 خورشيدي، تأليف حسن عميد، ص 999.

11-فرهنگ فارسي دكتر محمد معين، جلد چهارم تهران 1347، ص 4296.

12-در اينجا مقصود گوشوار يا طاق روي گوشه است.

13-هنر ايران در دوران ماد و هخامنشي تأليف رمان‌گير شمن، ترجمه دكتر عيسي بهنام، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص 86 ، شكل 111.

14-ايضاً هنر ايران، ص 89 شكل 117.

15-ايضاً هنر ايران ص 132 شكل 180 و ص 230.

16-A.U Pope, a survey of persian Art, V.IV London 1983 p.79C

17-Idem, a survey of persian Art, p.79, A.

18-Persian architecture, A.U. Pope London, 1965, p. 44 no 30.

19-Idem, p. 24, no. 11.

20-A.U. Pope , A survey of persian Art, V. IV, london 1938, pl 86 A, B.

21-Roman Ghirshman Persia From The Origins to Alexander The Great Hudson 1964,P. 198 and 200

22-A.U. Pope a survey of persian Art, V . IV, london 1938, p. 128, a, b, c, d.

23-Idem a survey of Persian Art, p. 131, A, B and p. 132, A , b.

24-A.U. Pope a survey of persian Art. V.IV London 1938, p. 149.

25-A.U. Pope a survey of persian Architecture , 1965, p. 61.

26-Idem a survey of persian Art, p. 153, A and B

27-Idem Pesian Architecture p. 55. No. 42 a, 42 b.

28-W. Stevenson Smith  , the Art and architec ture of ancient Egypt, 1958, p.95.

29-مشرق زمين گهواره تمدن، بخش اول، تأليف ويل دورانت ترجمه احمد آرام 1337، ص 215 و شكل 9.

30-W. Stevenson Smith the Art and architec ture of Ancient Egypt, 1958, pl. 128

31-Rene, Huyghe, I’art , et I'homme, Larousse 1  paris 1957, p. 149. No. 290

32-Histoire generale de lart, flamorion, 1950, pp. 123-186

33-Idem Histoire generale de l’art, pp. 233,234,261

34-مجله هنر و مردم شماره 93، پيچ تزييني در آثار تاريخي اسلامي ايران، نوشته اين جانب، ص 21، تيرماه 1349.

35-L’art de l'Islam, par D.T. Rice, paris, 1966, p. 49 fig 40.

36-فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران، اولين نشريه سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، 1345، ص 141و142.

37-A.U. Pope a survey of Parsian Art, London, 1938 p. 268, D.

38-Idem a survey of  Persian Art. P. 268, B.

39-معماري اسلامي ايران در دورة ايخانان، اثر دونالدن ويلبر، ترجمه دكتر عبدالله فريار، تهران، 1346، ص 34-36.

40 و 41-A. Godard, Athar-e Iran T. 1 fas. 1 ,1936, pp. 111 et 113.

42-Idem Athar-e Iran pp. 116-119, Fig. 79, 80, 81, 82.

43-Idem. Athar-e Iran p. 48, Fig, 32.

44-A.U. Pope a survey of Persian Art, London, 1938 pl. 364.

45-A. Godard Athar-e Iran T.l, Fas, l 936, pp. 139-141 , Fig, 96-98.

46-A.U. Pope a survey of Persian Art, London, 1983, pl. 362, B. and pl 366

47-به رفرانس شمارة 35 مراجعه شود.

48 و 49-A.U. Pope, a survey of Persian Art. V. IV. Pl. 288, 290.

و 51-Idem a survey of Persian Art. Pl 320 and pl 306, 309.

52-Idem a survey of Persian Art. Pl. 314, 315.

53 و 54-معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان اثر دونالد ن. ويلبر، ترجمه دكتر عبدالله فريار، تهران 1346، ص 9 و 10 و 11 و 33.

55 تا 64-ايضاً معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان شكل شمارة 109-112 و شمارة 89-90 و شمارة 69 و شمارة 48 و شمارة 128 و شمارة 200 و شمارة 13 و شمارة 18 و شماره 93 و شمارة 176.

65-ايضاً معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان، شكل 75 و 71.

66-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 75.

67-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 92.

68-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 125.

69-ايضاً معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان، اثر دونالد ن ويلبر ترجمه دكتر عبدالله فريار، تهران 1346 شكل 140.

70-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 165 و 178.

71-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 211.

72-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 35.

73-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 105.

74-A.U. Pope a survey of Persian Art, V. IV pl 406.

75-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 135.

76-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 56.

77-معماري اسلامي ايرن، اثر دونالد ن. ويلبر ترجمه دكتر عبدالله فريار، تهران 1346، شكل شماره 57.

78-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 92.

79-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 58.

80-A.U. Pope a survey of  Persian Art, pl. 407.

81-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 96.

82-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 98.

83-مجله هنر و مردم شماره 92 صفحه 14-6، خرداد 1349. نوشته اين جانب تحت عنوان «مسجد جامع گناباد».

84-ايضاً معماري اسلامي ايران. شكل 21. به رفرانس شماره 17 نيز مراجعه شود.