پرتوي آملي، مهدي. "ريشه تاريخي امثال و حكم". دوره 7-16،  ش 104 (خرداد 50): ص61-62.

 

خلاصه: "خركريم را نعل كردن".

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكم

مهدي پرتوي

«خر كريم را نعل كردن»

هركس كه براي انجام مقصودش رشوه يا باج و يا به اصطلاح ديگر «حق و حساب» بدهد مي‌گويند: فلاني خر كريم را نعل كرده است. ريشة تاريخي ضرب المثل بالا في الجمله به شرح زير است:

بطوري كه مي‌دانيم برخي از سلاطين ايران و جهان در دربار خود افراد دلقك و مسخره پيشه‌اي داشتند كه با حاضر جوابيها و شيرينكاريها مخصوصاً متلكهاي نيشداري كه به حاضران جلسه مي‌گفتند شاه را مي‌خنداندند و موجب مسرت و انبساط خاطرش مي‌شدند. دلقكها مجاز بودند هرچه دلشان خواست بگويند منتها شرطش اين بود كه در بذله گويي‌ها و مسخره‌گيها نمكي داخل کنندتا لطف سخن از دست نرود و طرف تعرض واقع نشوند. دلقكهاي معروفي كه نامشان در صحايف تاريخ ثبت است عبارتند از: طلحك دلقك سلطان محمود غزنوي-كل عنايت «كچل عنايت» دلقك دستگاه شاه عباس كبير-تريبوله(1) و دمي نيك(2) دلقكهاي دربار فرانسوي اول و لوئي چهاردهم-كالامبرك(3) لوده و مسخرة معروف ايتاليايي.

يكي از اين افراد دلقك و خوشمزه كريم شيره‌اي بود كه در دربار ناصرالدين شاه قاجار مي‌زيست. كريم اهل اصفهان بود و در آنجا شايد بخاطر نيش متلكهايش «به كريم پشه» معروف بوده است. در تهران ابتدا معاون نقارخانه شد و از ادارة بيوتات كه نقارخانه را در اختيار داشت حقوق و مقرري مي‌گرفت. كريم به اقتضاي شغلش برچند دسته از مطربهاي شهر هم رياست مي‌كرد و از آنها مبلغي دريافت مي‌نمود. تحقيقاً معلوم نشد چرا به او«شيره‌اي» مي‌گويند قدر مسلم اين است كه يا شغل اوليه‌اش شيره فروشي بوده يا به مناسبت شيرينكاري در بذله گوييها اين لقب را به او داده‌اند. شق دوم بايد صحيح باشد زيرا پسرش از نظر وجه مشابهت لقب «كريم عسلي» را براي خود انتخاب كرده ولي نتوانست جاي پدر را بگيرد. كريم شيره‌اي چون در حاضر جوابي و بذله‌گويي يد طولاني داشت پس از چندي طرف توجه ناصرالدين شاه واقع شد و در دربار و خلوت شاه نفوذ پيدا مي‌كرد. ناصرالدين شاه زياد اهل شوخي نبود و كريم را از آن جهت دلقك دربار كرد كه به اقتضاي موقع و سياست روز بتواند بعض رجال و درباريان متنفذ را با نيش زبان و متلكهايش تحقير و تخفيف نمايد. كريم شيره‌اي را به مناسبت شغل اوليه‌اش كه نايب الرئيس بود نايب كريم هم مي‌گفتند.

نايب كريم خري داشت كه هميشه بر آن سوار مي‌شد و به دربار و يا ملاقات دوستان و آشنايان مي‌رفت. خر كريم بخلاف ساير خرها شكل و ريخت مسخره‌اي داشت يعني كريم طوري جل و پالان برپشتش مي‌گذاشت كه هر وقت سوار مي‌شد همه از آن شكل و هيئت مي‌خنديدند. كريم مي‌دانست بچه كس بايد متلك وليچار بگويد. پيدا است به كسانيكه مورد توجه شاه بودند بي‌ادبي نمي‌كرد و درباريان و ساير رجال هم براي اينكه از نيش زبانش در امان باشند هركدام باج و رشوه‌اي به او مي‌دادند. آنهايي هم كه از اين دلقك‌بازي خوششان نمي‌آمد و حاضر نبودند چيزي به كريم بدهند شكايت به ناصرالدين شاه مي‌بردند. ناصرالدين شاه قبلاً جريان قضيه و متلك كريم را از آنها مي‌پرسيد و با صداي بلند قهقه مي‌زد. آنگاه در جواب شاكي مي‌گفت:

«بجاي گله و شكايت برو خر كريم را نعل كن» يعني چيزي به او بده تا از شر زبانش محفوظ بماني. عبارت بالا به اين مناسبت و از آن تاريخ ضرب المثل شده است.

بي‌مناسبت نمي‌داند كه يك چشمه از شيرينكاريهاي كريم شيره‌اي را بعنوان حسن ختام نقل كند(4):

سليمان خان رئيس ايل افشار«كه جدش را به علت تندخويي  [61]    و ترش خويي زهرمارخان مي‌گفتند» از طرف ناصرالدين شاه لقب «صاحب اختيار» گرفت. كريم شيره‌اي هرچند تلاش كرد از او انعامي بگيرد و موفق نشد زيرا صاحب اختيار ذاتاً از دلقك بازي خوشش نمي‌آمد. كريم به انتظار فرصت نشست تا از او انتقام بگيرد. ديري نپاييد كه اين فرصت مناسب بدست آمد توضيح آنكه روزي كريم شيره‌اي براي مسافرت كوتاهي برخرش سوار شد و به سمت شميرانات عزيمت كرد، در بين راه به نهري رسيد و خر كريم به اصطلاح چهارپادارها بدچشمي كرده نمي‌خواست از نهر عبور كند. كريم هر تدبيري بكار زد كه خرش از نهر بگذرد توفيق نيافت. اتفاقاً در اين موقع ناصرالدين شاه با صاحب اختيار صحبت كنان به آنجا نزديك شدند. شاه از كريم پرسيد: اينجا چكار مي‌كني؟ كريم عرض كرد مي‌خواهم به محل موعودي بروم، اينجا كه رسيدم خرم ترسيد و به هيچ وجه حاضر نيست از نهر بگذرد. شاه دستور داد يكي از همراهان اسبش را در اختيار كريم بگذارد. كريم افسار اسب ار در دست گرفت و خطاب به خر وامانده‌اش گفت: دست بر سر ويالت كشيدم از نهر رد نشدي. كتكت زدم بازهم از نهر رد نشدي. خلاصه هركاري كردم حاضر نشدي از نهر عبور كني، حالا قبله عالم اين اسب را به من مرحمت فرمودند ديگر احتياجي بتو ندارم. از نهر رد بشوي صاحب اختياري، رد نشوي هم صاحب اختياري.!! شاه از اين لطيفة بجا و ايهام‌آميز كريم شيره‌اي بي‌نهايت خنديد و به مصاحب اختيار كه سخت عصباني شده بود گفت: معلوم مي‌شود خر كريم را نعل نكرده‌اي»؟ صاحب اختيار چون ديد حرف كريم شيره‌اي را نمي‌شود و لطف شاه نيز شامل حالش مي‌باشد لجاجت و يكدندگي را كنار گذاشت و انعام شايسته‌اي به كريم داد تا دست از سرش برداشت. [62]

 

پاورقي ها:

1-Galamberg

2-Dominique

3-Tribalet

4-در تنظيم اين مقاله بيشتر از دو كتاب «شرح زندگاني من» و «كريم شيره‌اي» استفاده شده است.