هنرفر، لطف‌الله. "ميدان نقش جهان اصفهان". دوره 9، ش 105 (تير50): ص2-28، تصوير.

 

خلاصه:ذكري از دومعمار معروف قرن يازده هجري اصفهاني، سابقه تاريخي ميدان نقش جهان، باغ نقش جهان، مراسم چراغاني و آتش‌بازي، چوگان بازي و قپق اندازي و ساير مراسم تاريخي در ميدان مزبور دردوران صفويه، توصيف اين ميدان و ساختمانهاي اطراف آن از سفرنامه‌هاي: "پيترودلاواله ـ "Pietro della Valle ، "شارده ـ "Chardin ، "هرپرت ـ "Herbert ، "دوليه دلاند ـ "D.Deslandes ، "ژان تونو ـ "J.Thevenot ، "سانسون ـ "Sanson ، "انگلبرت كمپفر ـ "Kampher ، "ديولافوآ ـ "Dieulafoy ، "هنري رنه دآلماني ـ "H.d'Allemagne ، "موريه ـ Morier" ، "پيرلوتي ـ P.Loti " ، "فردريك چالز ريچاردز ـ F.Richards" ازدوران صفويه تا عصر معاصر.

ميدان نقش جهان اصفهان

 

لطف الله هنرفر دكتر در تاريخ استاد دانشگاه اصفهان

ميدان نقش جهان اصفهان يك مجموعه عالي معماري و هنري اصفهان است كه بدون شك تا اواخر قرن شانزدهم ميلادي و اوايل قرن يازدهم هجري نه در ايران و نه در هيچ يك از كشورهاي دنيا نظير آن بوجود نيامده بوده است. اين پديده عالي معماري و هنري اثرات فكر خلاقه معماران مجرب ايران است كه نام‌آنها در سر در مسجدشاه و محراب مسجد شيخ لطف الله هم ذكر شده است. اين دو معمار عالي قدر كه تاريخ دوران صفويه بوجود آنها مفتخر است يكي استاد علي اكبر اصفهاني و ديگري استاد محمد رضاي اصفهاني است كه ميدان نقش جهان و آثار نفيس تاريخي اطراف آن مانند مسجد شاه و عمارت عالي‌قاپو و مسجد شيخ لطف الله و بازار شاهي را پي افكنده‌اند و در تمام آنها كوشيده‌اند. نام استاد علي اكبر اصفهاني در كتيبه سر در مسجد شاه اصفهان استاد محمدرضا در داخل محراب مسجد شيخ لطف الله ذكر شده است.

ميدان نقش جهان هم از لحاظ وسعت و هم از لحاظ تركيب چهارضلع شمالي و جنوبي و شرقي و غربي و آثار تاريخي اطراف آن يك پديده بي‌نظير معماري در جهان هنر است و هم اكنون با وجود آن كه در دنيا ميدانهاي بزرگ بوجود آمده باز هم نظير و مانند ندارد. اين ميدان كه حدود 510 متر طول و 160 متر عرض دارد در قلب شهر اصفهان بنا شده و در چهار طرف آن چهار بازار وجود داشته كه در حال حاضر بازارهاي ضلع شمالي و ضلع شرقي و جنوب شرقي ميدان مانند گذشته داير و مركز داد و ستد است ولي بازارهاي ضلع غربي و جنوب غربي آن تغيير شكل داده و قسمت‌هايي از آن ضميمه ساختمانهاي الحاقي دوره‌هاي بعد شده است. محمد مهدي ارباب مؤلف كتاب نصف جهان في تعريف الاصفهان كه كتاب خود را در سال 1308 هجري قمري به رشته تحرير كشيده است طول ميدان را پانصد ذرع شاه و عرض آن را يكصد و شصت ذرع تعيين كرده است.

ميرسيد علي جناب مؤلف كتاب «الاصفهان» كه دفتر اول آن در سال 1342 هجري قمري در مطبعه فرهنگ اصفهان بطبع رسيده است در رساله «راهبر براي مسافرين اصفهان» طول ميدان را قريب پانصد متر و عرض آن را 140 متر و مساحت آن را هفتاد هزار ذرع مربع ذكر كرده و دربارة وجه تسميه اين ميدان به نقش جهان نوشته است كه قبل از صفويه در مجاورت اين ميدان باغي بنام نقش جهان وجود داشته با كوشكي كه با صورتها و انواع نقش‌ها آراسته شده بود و به اين مناسبت آن را باغ نقش جهان مي‌گفته‌اند. يكي از دروازه‌هاي اين باغ متصل به كوشك بوده است كه آن را درب كوشك مي‌گفته‌اند و اكنون نام محله‌اي است مشهور به دركوشك(1). مؤلف تاريخ «الاصفهان» خرابي باغ و كوشك نقش جهان را به شاه عباس دوم نسبت مي‌دهد و اضافه مي‌نمايد كه اين پادشاه باغ آن را ميدان گاه ساخت.

سابقه نام نقش جهان

نگارنده در مطالعه جغرافياي تاريخي ايران به اين نتيجه  [2]  رسيد كه يكي از شهرهاي آذربايجان(نقش جهان) نام داشته است و آن شهر نخجوان يا نخچوان در شمال رود ارس است كه معمولاً از جمله شهرهاي آذربايجان به شمار مي‌آيد و همان «نشوي» در نزد جغرافي نويسان عرب است كه در كتب آنان ذكر آن مكرر آمده ولي تفصيلي درباره آن داده نشده است.

تصوير ميدان نقش جهان از دوليه دلند كه در دوران سلطنت شاه عباس دوم در اصفهان بوده است(از كتاب استاد مصور اروپاييان از ايران).

شهر نخجوان در دوره مغول اهميت پيدا كرد و حمدالله مستوفي در مورد آن نوشته است:

شهر خوشي است آن را نقش جهان خوانند و اكثر عمارات آن از آجر است(2).

ميدان نقش جهان در زمان سلاجقه

چنين به نظر مي‌رسد كه در دوران سلاجقه ميدان نقش جهان "كوشك ميدان" نام داشته. مؤلف تاريخ راحۃ الصدور و آيۃ السرور ملكشاه در تاريخ آل سلجوقي در ذكر سلطنت سلطان بركيارق فرزند ملكشاه سلجوقي نوشته است كه در رمضان سال 487 چون اين پادشاه در جدال با عمش تتش شكست خورد تن به اطاعت برادرش محمود داد كه در اين تاريخ وارد اصفهان شد و پس از آنكه از اسب پياده شد، يكديگر را در آغوش گرفتند و دو سردار سلجوقي بنام اُنَر و بَلكابَك كه از هواداران محمود بودند بلافاصله بركيارق را در "كوشك ميدان" بازداشت نمودند(3).

ميدان نقش جهان قبل از ظهور شاه عباس

اسكندربيك تركمان مؤلف تاريخ عالم آراي عباسي در ذكر احوال شاه اسماعيل اول تحت عنوان «ذكر تنبيه متمردان عراق و فتح قلاع و فيروزي يافتن آن خسرو آفاق» يكي از متمردان را بنام محمد كسره كه حكومت ابرقو را بعهده داشت نام مي‌برد كه نسبت به شاه اسماعيل عاصي شده و به يزد حمله برده است و شاه اسماعيل پس از دو ماه محاصره شهر يزد و قلعه آن بر محمد كسره دست يافته او را در قفس آهنين محبوس گردانيده و به فرمان او در ميدان نقش جهان به قتل رسيده و جسد او را سوزانده‌اند(4). [3]

تاريخ بناي ميدان شاه و چهاربازار

براي تعيين تاريخ قطعي بناي ميدان نقش جهان كه امروز به ميدان شاه شهرت دارد دو سند صحيح و مدون به شرح زير در دست داريم:

1-ولي قلي شاملو صاحب كتاب قصص الخاقاني كه در دوران شاه عباس دوم مي‌زيسته است تاريخ بناي ميدان شاه و چهاربازار اصفهان را سال 1011 هجري نوشته است(5).

2-سيد عبدالحسين خاتون آبادي(1039-1105) مؤلف تاريخ «وقايع السنين و الاعوام» كه با جانشينان شاه عباس كبير معاصر بوده است بناي ميدان نقش جهان را در سال 1011 هجري ضبط كرده است(6).

عايدات چهاربازار اطراف ميدان نقش جهان در سال 1017 هجري بوسيله شاه عباس كبير بر چهارده معصوم عليهم السلام وقف شده است(7).

منظره عمارت عالي‌قاپو و ميله قپق كه در سمت راست عكس بوضوح تمام نمايش داده شده(نقاشي سانسون Sanson در دوران شاه سليمان صفوي)

باغ نقش جهان

اسكندربيك تركمان در تاريخ عالم آراي عباسي ضمن بيان وقايع دوران سلطنت شاه عباس اول در چند جا از باغ نقش جهان نام مي‌برد، از آن جمله در برگزاري جشن نوروز سال هفدهم جلوس همايون شاهي چنين مي‌نويسد:

«نسيم عنبر شميم بهار مشك تتار عطرييزي آغاز نهاده، نگهت رسان مشام خوشدلي و دلگشايي گرديد گوش نوروزي صداي بهجت فزاي جهان افروزي در نه رواق سپهر انداخته، صلاي عشرت و شاد كامي به عالميان در داد، اعني خورشيد عالم آرا كه تخت نشين‌دار الملك فلك چهارم است در روز جمعه هفتم شهر شوال احدي عشر و الف از آرامگاه حوت بشرف خانه حمل خراميده، لواي شوكت و اقتدارش ارتفاع آسماني يافت، جهانيان را خرمي تازه پديد آيد، ابواب نشاط و شادماني برروي خلايق گشوده گشت، شهريار رزمجوي بزمخو برسبيل معهود و رسم معتاد در دارالسلطنه صفاهان بزم آراي محفل نشاط گشته برحسب فرمان در باغ جهان آراي نقش جهان مجالس بهشت نشان مرتب گرديد و اسباب چراغان مهيا و آماده گشته چراغهاي شكفتگي افروختگي پذيرفت(8).

منظره تالار عمارت عالي قاپو و تزيينات آن دوره شاه عباس دوم(از آلبوم مصور شاردن)

مؤلف عالم آراي عباسي در برگزاري جشن نوروز سال بيست و سوم جلوس اقدس همايون شاهي ظل اللهي كه در باغ نقش جهان برگزار شده است چنين مي‌نويسد:

«مشاطكان نگارستان سخنوري و حجله آرايان شبستان نكته پروري عرايس ابكار سير و شواهد اخبار را بدين گونه زيب و آرايش داده‌اند كه نوروز فيروز اين سال همايون فال در روز شنبه چهاردهم شهرذي الحجه الحرام سنه سبع عشرو الف اتفاق   [4]   افتاد، مهوشان رياحين كه از دستبرد سياه دي پاي در دامن خمول پيچيده بودند جلوه‌گري آغاز نهاده، دماغ روزگار از نكهت بهار و شميم شكوفه ازهار عنبر آگين گرديد و باغ جهان آراي نقش جهان اصفهان از نكهت گل و سرور بلبل رشگ جنان وطراوت بخش روضه رضوان گشت.

پادشاه مؤيد منصور در كمال بهجت و سرور بطريق معهود در باغ مزبور جشن عالي طرح نموده، اطراف نهر آبي كه از ميدان باغ جاري است و حوض بزرگي برمثال درياچه در ميان آن ترتيب يافته سلاطين ماضيه خصوصاً حضرت خاقان جنت آشيان ابوالبقاء شاه اسماعيل عليه الرحمه و الرضوان عمارت دلگشا در كنار حوض و بالاي نهر ساخته و پرداخته و في الواقع آن مكان نزهت بخش نشاني از روضه دارالقرار و مصداق جنات تجري من تحت الانهار است با كابرو اعيان دارالسطنه مذكور و بلوكات و اهالي خراسان و صواحب تبريز و تجار و اصناف خلايق كه در پاي تخت همايون بودند علي قدر مراتبهم قسمت فرموده هرطبقه مجلسي طرح انداختند و اطراف اربعه آن درياچه را به امراد و وزراء و اركان دولت و مقربان بارگاه سلطنت اختصاص دادند و محافل فيض بخش بهجت افزا انعقاد يافته در برابر هر مجلس چهار طاقها افراشته استادان نجار و مهندسان نادره كار بفنون غريبه انواه هياكل پرداخته چراغدانها بر آن تعبيه نمودند و همه شب تا به صبح روشنان سپهر مينايي كه مجلس آرايان عالم علوي و بزم افروزان عشر تسراي    [5]   ملكوتي‌اند بهزاران چشم حسرت بر آن چراغات و مجالس بهشت نشان مي‌نگريستند و شهريار عشرت آئين محفل آرا همه شب در آن مجالس روح افزا سير فرموده در هر مقامي كه دل نشين خاطر انور مي‌شد آرام گرفته صحبت پيرا بودند و نغمه سرايان خوش آهنگ و مغنيان تيز چنگ به نغمات دلاويز و ترنمات شكرريز غمزداي خواطر بوده، گلرخان لاله عذار از باده‌هاي خوشگوار دماغ مجلسيان را تازه و تر مي‌داشتند(9).

چراغاني و آتش بازي ميدان نقش جهان دردوران صفويه

علاقه شاه عباس به چراغاني و آتش بازي چندان بود كه هرگاه بيكي از شهرهاي بزرگ ايران مي‌رفت يا از سفري به پايتخت باز مي‌گشت فرمان مي‌داد شهررا چراغان كنند و وسائل آتش بازي فراهم آورند. اينگونه تشريفات غالباً چندين شب دوام مي‌يافت و شاه هر شب به بهانه‌اي به تماشاي چراغاني مي‌رفت. يك شب سفيران بيگانه را به تماشا دعوت مي‌كرد و شب ديگر با زنان حرم به گردش مي‌پرداخت و شب سوم گروهي از سرداران و سران دولت را با خود به تماشا مي‌برد. دو سال پس از جلوس شاه عباس به تخت سلطنت يعني در سال 998 كه از سفر شيراز به اصفهان مراجعت مي‌كرده است در ميدان نقش جهان ترتيب چراغاني و آتش بازي داده شده، يكي از معاصران وي دربارة اين جشن و پذيرايي چنين نوشته است:

-«درسال 998 كه از شيراز به اصفهان بازگشت مردم اصفهان از آمدن او اظهار سرور و شادي بسيار كردند و شهر را بدين شادي آئين بستند، مساحت ميدانها و بازارها را مسطح كردند و ديوارها و سقف‌ها را به نقش و نگار و تصاوير چين و فرنگ آراستند.

سردر بازار قبصر و عمارت نقاره‌خانه در طرفين آن و دروازه شمالي ميدان چوگان (عكس از آلبوم مصور شاردن)   [6]

دراطراف ميدان با چوب درختان سرو و چنار گلبنها و افلاك متحرك و چراغهاي بسيار بر آن درختان و فلكه‌هاي چوبين نصب كردند هنگام شب از افروختن آن همه شمع و چراغ و مشعل ساحت ميدان چون سپهر برين پرستاره مي‌شد. موشك بازان نادره كار نيز فضاي ميدان را با انواع صنعت از هياكل جانوران و موشكهاي گوناگون آراستند. وقتي كه شمع‌ها و چراغها روشن مي‌شد آن موشك‌ها را آتش مي‌زدند و جهان را چون كوره آهنگران پر از شرارهاي رنگارنگ مي‌ساختند، اين چراغان و آتش بازي نزديك يك ماه دوام يافت و شاه عباس شب و روز در آن مجلس بهشت افروز به ميگساري و عيش و كامراني مشغول بود و در آن روزها به سواري و گوي بازي وقپق اندازي مي‌گذرانيد»(10).

يكي از نويسندگان معاصر او دربا‹ة ورود شاه به اصفهان در سال 1004 چنين مي‌نويسد:

«شاه عباس در سال 1004 از قزوين به اصفهان رفت و باز برحسب دستور او پانزده هزار پياده از اصفهان و توابع مانند نطنز و اردستان و نائين و غيره گرفتند و از دولت آباد تا دروازه طوقچي صف بستند، امرا و اشراف هم پيشكشهاي فراوان تقديم كردند، در ميدان نقش جهان آتشبازي مفصل شد كه مخارج آن بدو هزار و سيصد تومان رسيد و مخارج پانزده هزار پياده نيز که هر نفر را گذشته از يراق و لباس يك تومان نقد داده بودند در حدود بيست هزار تومان شد(11).

در سال 1020 هجري ولي محمدخان فرامانوراي تركستان وارد اصفهان مي‌شود و از طرف شاه عباس كبير به افتخار ورود او جشنها و چراغانيها ترتيب داده مي‌شود. اسكندربيك تركمان مؤلف تاريخ عالم آراي عباسي نوشته است كه از طرف پادشاه بدفعات مراسم آتشبازي و چراغاني در ميدان نقش جهان ترتيب داده شد و از جمله آتشبازيهاي عجيب از فيل بزرگي صحبت مي‌دارد كه در حين آتش دادن و توپ انداختن از آن كوه پيكر آتشخوي زمين نورد بادپا حركت عجيب و حمله هاي مهيب مشاهده مي‌شد و موجب انبساط خاطرخان تركستان و حاضران بساط اقدس مي‌گرديد.

در ماه رجب سال 1028 هجري كه شاه عباس از مازندران و قزوين به اصفهان باز مي‌گشت دستور داد به مناسبت ورودش ميدان بزرگ نقش جهان و بازارها و كوي‌هاي اطراف آن را چراغاني كنند. پي يترو دلاواله (12)دربارة اين چراغاني‌مي‌نويسد:

«شاه روز يكشنبه سوم رجب 1028 كه شانزدهم ماه ژوئن 1619 ميلادي بود پس از سه روز توقف در يكي از باغهاي چهار باغ نهاني وارد شهر شد بطوري كه مردم از ورودش آگاه نشدند و اين نخستين دفعه‌اي بود كه او بدين صورت از سفر به پايتخت وارد مي‌شد. روز ديگر چون چراغها و مشعلها و ساير لوازم كار چراغان مهيا شده بود شاه دستور داد كه آنها را روشن كنند و تمام مردان با اسلحه از كوچه‌هايي كه بسته نبودند نزد وي روند ولي زنان در دكانها و بازارها بمانند زيرا كه او مي‌خواهد بانوان حرم خود را به تماشاي چراغان ببرد محوطه چراغان كه راههاي ورود به آنجا را از هر سو با ديوارهايي بسته بودند مشتمل بود بر ميدان نقش جهان يا ميدان بزرگ شهر با تمام خانه‌ها و سردر ها و كويها و بازارهاي اطراف اين ميدان و همچنين بازار تجار ابريشم و بازارهاي كفاشان و عطاران و بازار قيصريه كه بازاري است  بزرگ مخصوص فروش ماهوت و پارچه‌هاي ديگر و سكه خانه كه در آنجا پول و سكه مي‌زدند و كاروانسراي لله بيك خزانه‌دار شاه كه محل كارهاي مربوط به اوست و كاروانسراي كوچك ديگري كه به محله گيلك معروف است زيرا كه مركز معاملات سوداگران و مردم گيلان است(13)».

در سال 1056 هجري ندر محمد خان فرمانرواي تركستان به شهر اصفهان وارد مي‌شود و از طرف شاه عباس دوم مورد پذيرايي قرار مي‌گيرد. به افتخار ورود او هم جشنها و چراغانيها ترتيب داده مي‌شود. قبل از ورود به ميدان نقش جهان و عمارت عالي‌قاپو ابتدا در باغ سلطنتي قوش خانه در نزديك دروازه طوقچي‌پذيرايي شايسته‌اي از خان ازبك به عمل مي‌آورند و سپس شاه عباس دوم مهمان خود را تا مدخل عمارت عالي قاپو همراهي نموده و براي استراحت ندرمحمدخان را به منزلي كه براي سكونت وي آماده شده بود هدايت مي‌نمايد و در شب هفدهم ماه رمضان براي تماشاي چراغاني و آتش بازي ميدان نقش جهان به اتفاق شاه عباس دوم در تالار عمارت عالي قاپو حضور بهم مي‌رسانند.

دراين عكس حدود سال 1307 شمسي گرفته شده آثار باقيماندة اطاقهاي كه در پشت ايوانهاي فوقاني اطراف ميدان نقش جهان وجود داشته وشاردن سياح فرانسوي به آنها اشاره مي‌كند بخوبي ديده مي‌شود. محلي كه سربازان تمرين نظامي مي‌كنند جاي عمارت تالار طويله است كه از توابع قصر عالي قاپو به شمار ميرفته و در دوران قاجاريه خراب شده است.   [7]

ميدان نقش جهان با پنجاه هزار چراغ روشن مي‌شده است

از سياحان و نويسندگان خارجي شواليه شاردن Jean Chardin سياح مشهور فرانسوي كه در دوران سلطنت شاه عباس دوم و شاه سليمان در اصفهان بوده است، نحوة چراغاني ميدان نقش جهان را به شرح زير توصيف كرده است:

«سر در مسجد شاه و سر در بازار شاه كه هركدام در دو طرف ميدان واقع هستند به شكل نيم هلالي است و جلوي هريك حوضي است به محيط هفتاد پا و عمق ده پا كه اطراف آن را سنگ ساخته شده است و همواره در آنها آب زلال جريان دارد چه يكي از لذات ساكنان ممالك گرمسيري داشتن آب خنك و سرد است. در اطراف اين بناهاي عالي پايه و منجنيق‌هايي از چوب قرار داده‌اند كه روي آنها از پايين تا بالا جاي چراغ ساخته شده كه در جشنها و اعياد روي آنها چراغ گذارده روشن مي‌كنند و در هيچ كجاي دنيا چنين چراغاني ديده نمي‌شود زيرا تعداد اين چراغها در حدود 50 هزار عدد است».

چوگان بازي و قپق اندازي در ميدان نقش جهان

شاه عباس به چوگان بازي كه از ورزشهاي بسيار قديم ايران و ظاهراً از ابتكارات ايرانيان است عشق و علاقه فراوان داشت و هرگاه كه از كار جنگ و لشگركشي و سفر فراغت مي‌يافت يا مي‌خواست مهمانان بيگانه خود را سرگرم كند به چوگان بازي مشغول مي‌شد. ايرانيان برخلاف برخي از ملل ديگر هميشه سواره چوگان بازي مي‌كرده‌اند. در زمان شاه عباس عده سواران هر طرف از پنج يا شش بيشتر نبود و هرگز چنانكه در بعضي از بازيهاي امروز مرسوم است بهم تنه يا مشت نمي‌زدند و مانع پيشرفت و حمله يكديگر نمي‌شدند. هرسواري مي‌كوشيد كه خود را زودتر به گويي كه از چوب سيار سبك ساخته شده بود برساند و آنرا با چوگان كه چوب بلند سر كجي بود از دسترس حريف دور كند. چوگان را بدست راست مي‌گرفتند و هنر چوگان باز در آن بود كه گوي را از نزديك دنبال كند و هميشه از حريفان پيش باشد و اگر وقتي نتوانست خود را به گوي برساند حتي الامكان راه حريفان را نيز ببندد و نگذارد كه گوي را به چوگان بزنند.

چون كار چوگان بازي مستلزم خوب اداره كردن اسب و تمرين حركات گوناگون بود از اين ورزش براي تربيت كردن سواران چابك و بي باك استفاده مي‌شد و شايد به همين سبب نيز شاه عباس چوگان بازي را تشويق مي‌كرد چنانكه غالباً بي‌آنكه خود در بازي شركت كند در ميدان بزرگ شهر به تماشا مي‌نشست و اجازه مي‌داد كه مردم نيز از زن و مرد براي تماشا حاضر شوند.

پس از آنكه ولي محمدخان ازبك بعنوان معمان شاه به اصفهان آمد همه روزه در ميدان نقش جهان شاه او را به تماشاي چوگان بازي و قيق اندازي يا آتشبازي و امثال آن دعوت مي‌كرد و چون بازي به پايان مي‌رسيد براي گردش و تفريح به باغهاي سلطنتي كه بروي مردم باز بود، مي‌رفتند.

شاه عباس علاوه بر ميدان نقش جهان اصفهان كه براي چوگان بازي و بازيهاي ديگر آماده شده بود در شهرهاي ديگر هم محل مناسبي براي اين بازي موجود نبود دستور مي‌داد ميدانهايي بنا كنند چنانكه در سال 1001 هجري پس از گرفتن گيلان از خان احمد گيلاني دستور داد باغ پيش قلعه لاهيجان را كه پر از درختان ميوه‌دار و انواع گلهاي زيبا بود و در حدود دوازده هزار ذرع مربع وسعت داشت هموار و به ميدان بزرگي تبديل كردند و در آنجا ميله قپق برپاساختند تا براي چوگان بازي و قپق اندازي آماده باشد.

قپق اندازي: قپق چوب بلندي بود كه در ميان ميدان بزرگ شهر برپا مي‌كردند و بر آن گويي يا جامي زرين يا خربوزه و سيب و گاه ظرفي پر از سكه طلا قرار مي‌دادند سپس تيزاندازان سوار چابك دست آن را هدف مي‌ساختند و هركس كه آن نشانه را به تير مي‌زد و از فراز قپق بزير مي‌انداخت جايزه‌اي گرانبها مي‌گرفت، اين بازي كه از جمله تفريحات گوناگون پادشاهان صفوي بوده است قپق اندازي نام داشت.

شاه عباس به اين بازي نيز علاقه وافر داشت و از تماشاي آن لذت مي‌برد، هروقت كه به دستور او در ميدان شهر قپق اندازي مي‌كردند، خود براي تماشا در اطاق كوچك چوبيني كه شاه نشين ناميده مي‌شد مي‌نشست، اين اطاق را روي چهار چرخ تعبيه كرده بودند بطوري كه به آساني دور خود مي‌گشت و به ميل شاه از جايي به جاي ديگر منتقل مي‌شد، در قپق اندازي سواران تيرانداز مجبور بودند كه در حال تاخت هدف را از فراز قپق به زير اندازند و پيداست كه اين كار بي‌مهارت و چالاكي بسيار ميسر نمي‌شد، اگر آنچه بالاي قپق گذاشته بودند ظرفي پر از سكه‌هاي طلا بود چون بر زمين مي‌افتاد سكه‌ها را ميان شاطران شاه قسمت مي‌كردند، سواري هم كه جايزه بزرگ بازي را مي‌برد ناگزير بود همه سرداران و بزرگان كه در آن شرط بندي  [8]    شركت كرده بودند حتي شخص شاه را بخانه خود ميهمان كند(14).

مذاكرات تاريخي در ميدان نقش جهان

شعبان سال 1028 هجري يعني مقارن آن زمان كه بناي مسجد شيخ لطف‌الله به اتمام رسيده و سر در مسجد شاه ساخته و پرداخته شده و به سرعت مشغول پي‌ريزي ساير قسمتهاي مسجد بوده‌اند شاه عباس كبير پيش از آنكه به عزم گردش از اصفهان به جانب كوهستان اطراف حركت كند سفراي ممالك خارجي را هنگام غروب در ميدان نقش جهان احضار كرد و سفراي اسپانيا و روسيه و سفير پاپ را اجازه داد كه به ممالك خود بازگردند. سپس دن گارسيا دوسيلوا فيگروا(15) سفير اسپانيا را به گوشه تاريكي از ميدان برد و از اسب به زير آمد و برروي زمين نشست، سفير را نيز در مقابل خود اجازه جلوس داد، پرژان تاده(16) رئيس كشيشان كرمليت و دو تن از نجيب زادگان اسپانيا را هم كه از همراهان دن گارسيا بودند پيش خود خواند تا شاهد مذاكرات او با سفير باشند، از ايرانيان جز ساروتقي وزير و قرجغاي خان سپهسالار و حسين بيك مهماندار و چندتن ديگر از نزديكان شاه كسي آنجا نبود. پس شاه از پرژان تاده خواست كه مترجم مذاكرات او با سفير بشود و به سفير گفت كه اگر درخواستي دارد اظهار كند، دن گارسيا گفت خواهشي ندارد مگر اينكه مايل است اعليحضرت عموم عيسويان مقيم ايران را از پرتقالي و اسپانيولي و ايتاليايي شخصاً حمايت كنند و به ايشان اجازه دهند كه به سبك معمول خويش در اصفهان كليسايي بسازند.

شاه جواب داد كه اين مطلب محتاج به خواهش نيست زيرا او خود عيسويان را حمايت مي‌كند و با ساختن كليسا نيز مخالفتي ندارد. خواهش ديگر سفيران بود كه شاه بر همسايگان خود يعني پرتقاليهاي هرمز به ديده دوستي بنگرد و از انگليسي‌ها كه دشمن پرتقاليها هستند طرفداري نكند. شاه عباس كلام او را قطع كرده گفت كه اگر امروز دوستي من با پرتقاليهاي هرمز سست شده است ايشان خود مقصرند زيرا با مسلمانان بدرفتاري مي‌كنند و بي‌سبب ايشان را اسير و محبوس مي‌سازند، علاوه بر اين مانع آمد و شد مسلمين به ايران مي‌شوند و آنان را مجبور مي‌كنند كه بدين عيسي درآيند و البته دست از اين گونه اعمال زشت بكشند و در كار انگليسها نيز مداخله نكنند.

سپس سفير اسپانيا موضوع بندر گمبرون يعني بندرعباس امروز و جزيره بحرين را پيش كشيد. شاه جواب داد كه ما جزيره بحرين را از امير هرمز گرفته‌ايم و مربوط به پرتقاليها نبوده است و اگر پرتقاليها پيش از اين در جزيره بحرين با امير هرمز كه مسلمان بوده است سر و كار داشته‌اند امروز هم با ما كه مسلمان هستيم سر و كار خواهند داشت و از اين جهت براي ايشان تفاوتي حاصل نشده است و گمان ندارم كه فايده پادشاه ايران در همسايگي براي پادشاه اسپانيا از امير هرمز كمتر باشد. اما راجع به بندر گمبرون بايد صريحاً بگويم كه اين بندر در خاك ايران و كاملاً از قلمرو حكومت پرتقالي هرمز خارج است و من با تصرف اين بندر به حقوق كسي تجاوز نكرده‌ام.

بالجمله شاه با جوابهاي صريح خود، سفير را آگاه كرد كه از آنچه گرفته است چيزي باز نخواهد داد و ضمناً شكايت كرد كه سلاطين فرنگ غالباً به او وعده‌هايي داده و وفا نكرده‌اند و گفت كه من تاكنون بيش از عده روزهاي سال يعني متجاوز از 366 قلعه از تركان عثماني گرفته‌ام در صورتي كه پادشاهان عيسوي فرنگ نه يك خانه بلكه انبار و حتي يك آغل بز هم نتوانسته‌اند از آنها بگيرند و سفير را تهديد كرد كه اگر با من چنين رفتار كنند ناچار راه بيت المقدس را پيش خواهم گرفت و آنچه نبايد بكنم مي‌كنم.

توصيف ميدان نقش جهان از سفرنامه پي‌يترو دلاواله

پي‌يترو دلاواله Pietro Della Valle جهانگرد ايتاليايي است كه در سال 1617 ميلادي برابر با 1025 هجري اصفهان پايتخت شاه عباس اول را ديده و در سفرنامه‌خود ميدان نقش جهان را به شرح زير توصيف كرده است:

«مي‌توان از دو محل نام برد كه به نظر من نه تنها نظير آنها در قسطنطنيه نيست بلكه با بهترين آثار مسيحيت برابر و حتي بدون ترديد بر آنها مزيت دارند، يكي از اين دو محل ميدان شاه يا ميدان اصلي شهر واقع در جلوي قصر سلطنتي است كه طول آن 690 و عرض آن 230 قدم مي‌شود. دورتا دور اين ميدان را ساختمانهاي مساوي و موزون و زيبا فراگرفته كه سلسله آنها در هيچ نقطه قطع نشده است. درها همه بزرگ و دكانها هم سطح خيابان و پراتعمه هستند و بالاي آنها ايوانها و پنجره‌ها و هزاران تزيينات مختلف منظره زيبايي بوجود آورده است. اين حفظ تناسب در معماري و ظرافت كار باعث تجلي بيشتر زيبايي ميدان مي‌شود و با وجودي كه عمارتهاي ميدان ناوونا(17) در رم بلندتر    [9]    و غني‌تر هستند اگر جرئت اين را داشته باشم بايد بگويم ميدان شاه را بدلايل مختلفي برآن ترجيح مي‌دهم. اطراف ميدان در نزديكي دكانها نهر پر آبي جاري است كه در وسط آن نسگهايي براي رفت و آمد پياده‌ها قرار داده‌اند و بين اين نهر و دكانها به خط مستقيم درختهاي پرشاخ و برگ و يكسان كاشته‌اند كه چند وقت ديگر وقتي برگهاي آنها برويد بنظرم قشنگترين منظره عالم را تشكيل خواهند داد.

وسط تمام ميدان با سنگهاي ريز فرش شده و براي دويدن يا اسب سواري موقعيتي از آن بهتر وجود ندارد.

درب ورودي خانه شاه در يكي از اضلاع طولي ميدان شاه واقع شده ولي در وسط آن نيست بطوري كه اگر اين ضلع ميدان را به سه قسمت تقسيم كنيم از يك طرف يك سوم و از طرف ديگر دو سوم با ضلع غربي ميدان فاصله پيدا مي‌كند و براي بيان حقيقت بايد گفت زيبايي اين درب بيش از عظمت و شكوه آن است. قدري پايين‌تر مدخل ورودي زنان دربار است منتهي درب آن هنوز برجاي گذاشته نشده است. مقابل در اين عمارت در اطراف ديگر ميدان مسجدي است با گنبدي زيبا كه تمام ديوار آن از كاشي‌هاي ظريف و رنگارنگ پوشيده شده است(مسجد شيخ لطف الله). در ضلع فوقاني ميدان مسجدي است که فعلاً مشغول ساختمان آن هستند(18) و در پايين ميدان نزديك بازار(مقصود شمال ميدان است) به قرينه آن سر در بزرگي است كه در طبقه بالاي آن دو جاي گاه قرار دارد كه هر روز غروب آفتاب در آن نقاره مي‌زنند و دو آهنگ جنگي ايران و ترك را مي‌نوازد كه به گوش خوش مي‌آيد و با وجود بزرگي ميدان در همه جا طنين مي‌افكند».

ميدان نقش جهان در دوران شاه عباس دوم

شاردن Jean Chardin جهانگر مشهور فرانسوي ميدان نقش جهان را در سفرنامه خود به تفصيل توصيف كرده است چنانكه خود او مي‌گويد سفر اول به ايران از 1664 تا 1670 ميلادي (1074 تا 1080 هجري) طول كشيده و در اين سفر سه سال آخر سلطنت شاه عباس دوم و سه سال اول سلطنت شاه سليمان را درك كرده است. مسافرت دوم او از 1671 تا 1677 ميلادي (1081 تا 1087 هجري) طول كشيده و بعلت تمايل زيادي كه به شناختن ايران و نوشتن سفرنامه‌هاي دقيق و صحيح راجع به آن داشته است او را برانگيخته كه در اين مدت به اندازه امكان و با كمال جديت به تحصيل زبان فارسي و شناسايي دقيق آداب و رسوم اين كشور پرداخته و مرتباً به دربار و ديوانخانه مراجعه نموده و با بزرگان و دانشمندان به گفتگو پرداخته است و چنانكه خود گويد:

«در كشوري مانند ايران كه هم از لحاظ بعد مكاني و هم از نظر عادات و رسوم براي ما دنياي جديدي است آنچه را ممكن بود حس كنجكاوي ما اروپاييان را برانگيزد به دقت بررسي كردم و براي شناسايي آنچه مربوط به ايران است قدري نمود بقدري دقت کردم و به اندازه اي رنج بردم که بدون اغراق ميتوانم ادعا نمود كه مثلاً اصفهان را بيش از لندن مي‌شناسم در صورتي كه بيش از 26 سال در آن شهر بسر برده‌ام و همچنين زبان فارسي را درست مانند انگليسي و تقريباً مانند فرانسه صحبت مي‌كنم و آن را از درياي خزر تا اقيانوس و سرحدات آن مانند ارمنستان و قفقاز جنوبي و ماد و عربستان تا كرانه رود سند ديده‌ام».

شاردن درباره ميدان نقش جهان نوشته است كه اين ميدان يكي از زيباترين ميدانهاي جهان است كه شكل مربع مستطيل دارد بطول 440 قدم و عرض 160 قدم . اطراف ميدان نهري است كه با آجر و آهك سياه كه از سنگ سخت‌تر است ساخته شده است. اين نهر به عرض شش پا و ازاره‌هاي آن از سنگ سياه و پياده‌رو آن به اندازه يك پا بلندتر است ولي عرض اين سنگ‌ها به اندازه‌اي است كه چهارنفر به راحتي مي‌توانند روي آن پهلوي يكديگر حركت كنند. بين اين نهر و اطاقهاي اطراف ميدان فضايي به عرض 20 پا وجود دارد. در اطراف ميدان دويست اطاق است كه همه به يك اندازه و يك سبك و دو طبقه ساخته شده است. اطاقهاي طبقه زيرين هريك عبارت است از دو دكان كه يكي رو به ميدان و ديگري به طرف بازار است. طبقه بالا نيز عبارت است از چهار اتاق كه دوتاي آن بطرف ميدان و دوتا در عقب واقع است. هريك از اطاقهاي رو به ميدان ايواني دارد و جلوي آنها طارمي ‌هايي كشيده شده كه با آجر و گچ به رنگ سبز و قرمز ساخته شده و بي‌اندازه به چشم زيبا مي‌آيد. هريك از اطاقها به طرف بازار راههايي دارد كه در موقع تابستان بسيار خنك مي‌باشد.

عمارت ساعت در ميدان نقش جهان

شاردن نوشته است غير از اين اطاقها در اطراف ميدان بناهاي بزرگي وجود دارد مانند(در قصر سلطنتي) يعني عمارت عالي‌قاپو و(در حرمسرا) در سمت مغرب و (مسجد صدر) يعني مسجد شيخ لطف الله و يك عمارتي كه ماشينهاي متعددي در آن قرار داده‌اند و آن را (ساعت سازي) مي‌نامند در طرف مشرق. در جنوب ميدان شاه در شمال آن بازار واقع شده. ميدان داراي دوازده مدخل عمده و چند مدخل كوچك است.

شاردن در جاي ديگري از سفرنامه خود راجع به عمارت ساعت يا ساعت سازي ميدان نقش جهان توضيح بيشتري داده و چنين مي‌نويسد:

«عمارت ساعت كه فعلاً مورد توجه نيست بهنگام جلوس شاه عباس دوم براي تفريح و خوش آمد وي ساخته شده است. اين عمارت مانند بازيچة كودكان است مخصوصاً براي كسي كه   [10]    چيز مهمي در عمر خود نديده باشد چه شاهان ايران تا موقع تاجگذاري بحال كودكي بسر مي‌برند(19). اين عمارت عبارت است از تعدادي عروسكها و بازوها و سرها و دستهايي كه بصورت‌هاي نقاشي شده روي ديوار نصب و بجاي اعضاي آنها بكار مي‌رود و نيز تعدادي پرندگان و حيوانات چوبي است كه با حركت پاندول‌هاي ساعت به حركت آمده و در سر ساعت به صدا در مي‌آيند و آواي مخصوصي از آنها به گوش مي‌رسد. ايرانيان به اين دستگاه با چنان نظر تحسين و شگفت انگيز نگاه مي‌كنند كه ما به ساعت (استراسبورك) و (آنورس) نمي‌نگريم و آن را شاهكار قواي محركه مي‌دانند و در صورتي كه نقاشي‌هاي آن بي‌تناسب و صداي آن ناموزون و گوش خراش و بازيچه‌اي بيش نيست»(20).

در مركز ميدان دكل بزرگي است به بلندي صد و بيست پا كه در روزهاي رسمي براي نشانه‌زدن بكار مي‌رود. در شمال و جنوب ميدان به فاصله سي و پنج پا از نهر دو ستون سنگي واقع شده كه دروازه‌هاي بازي چوگان است.

تاورينه سياح ديگر فرانسوي كه از هزار و چهل و يك تا هزار و هفتاد و هشت هجري شش سفر به مشرق زمين كرده و بيش از نه بار ايران را ديده است، نوشته است كه وقتي شاه مي‌خواهد تيراندازي بكند جام زريني روي دكل نصب مي‌نمايند. بايد سوار در سرتاخت بيايد از زير آن بگريزد و بعد با قيقاج به تير و كمان آن جام را بزند. اين هم از رسومات قديمه ايران است كه در حال فرار با قيقاج دشمن خود را مي‌كشد هركس جام طلا را با تير بزند از آن او خواهد بود. و من خود ديدم كه شاه صفي در پنج تاخت سه جام را با تير فرود آورد.

توپهاي ميدان نقش جهان

در دو طرف در قصر سلطنتي(عمارت عالي قاپو) بفاصله 110 قدم طارمي چوبي منقشي است كه در داخل فضاي بين آن و ديوار قصر 110 توپ چدني سبز رنگ قرار داده‌اند. اغلب اين توپها، توپهاي كوچك صحرايي است به استثناي دو توپ بزرگ و از نوع خمپاره انداز كه ايرانيان بآنها شتر مي‌گويند. اين توپها ساخت اسپانيا و جزء غنايمي است كه ايرانيان هنگام فتح هرمز از قلاع پرتقاليها به چنگ آورده‌اند و اين غنائم در تمام شهرهاي ايران و از آن جمله اصفهان توزيع شد.

دو سرستون تاريخي كه در ميدان نقش جهان قرار داشته است

شاردن نوشته است در گوشه در حرمسرا دو پايه ستون مرمر بسيار زيبا و گرانبهايي وجود دارد كه از خرابه‌هاي تخت جمشيد آورده‌اند. ميرسيد علي جناب مؤلف تاريخ (الاصفهان) در رساله «راهبر براي مسافرين اصفهان» چنين نوشته است: «دو سرستون سنگي با نقش اورمزد(اهورامزدا) و غيره حاليه جلوي عمارت تيموري در چهار حوض مي‌باشد(عمارت تيموري يا چهار حوض كه اين مؤلف از آن نام برده است اكنون محل باشگاه افسران اصفهان است).

شاردن اين دو سرستون را در ميدان شاه جلو درب حرمسرا نشاني داده و تصور كرده است كه از عمارت تخت جمشيد به اينجا منتقل شده باشد. آقاي هرتسفلد(21) در كنفرانس خود در سالن معارف در ارديبهشت 1306 از اين دو سرستون اسم برده كه هشتاد سال قبل در اصفهان وجود داشته و حاليه اثري از آنها نيست.

مؤلف(الاصفهان) در دنباله بيان اين مطلب اضافه مي‌كند كه اين دو سرستون در مقابل درب خورشيد(درب حرمسرا) سال گذشته 1306 از زير خاك و آوار ميدان شاه بيرون آمد و بنظر مي‌رسد كه اصل آنها متعلق به عمارت سلطنتي شهر جي بوده است كه به اينجا منتقل شده و من مشروحاً در قسمت ابنيه و آثار قديمه كتاب الاصفهان نوشته‌ام(22).

يكي از اين دو سرستون در حال حاضر در عمارت چهل ستون اصفهان قرار دارد و سرستون ديگر در موزه ايران باستان در    [11]    تهران براي مشاهده سياحان به نمايش گذاشته شده و در ذيل آن چنين نوشته شده است:

منظره مسجد شيخ لطف الله و عمارت ساعت كه در طرف راست عكس مشاهده مي‌شود (از آلبوم مصور شاردن)

«يكي از دو سرستون سنگي اصفهان نظير سرستونهاي بيستون متعلق به اواخر ساساني كه در عمارت تيموري اصفهان بدست آمده است».

سر در قيصريه در شمال ميدان نقش جهان

در شمال ميدان نقش جهان سر در قيصريه و بازار شاهي واقع شده كه سقف آن با مقرنسهاي زيباي نقاشي شده آراسته شده و ديوارهاي جبهه شمالي و شرقي و غربي آن صحنه‌هايي از جنگ‌هاي شاه عباس با ازبكان و مجالس بزم اروپاييان و شكارگاه شاه عباس نقاشي شده و در صحنه شكارگاه شاه عباس كبير با تاج مخصوص در حاليكه بر اسب خاكستري رنگ سوار است مشاهده مي‌شود. اين نقاشي‌ها كه در رضاي عباسي و شاگردان او مي‌باشد چون در معرض تأثير عوامل جوي بوده است به مقدار زياد كم رنگ شده و در بعضي جاها تصاوير به كلي محو شده است.

شاردن از ساعت بزرگ و ناقوسي نام مي‌برد كه برفراز اين سردر قرار داشته. وي چنين مي‌نويسد:

«در بالاي سر در جاي ساعت بزرگي است كه مساحت پايه آن سه يا چهار پاي مربع است ولي اكنون در آن ساعتي نيست و اين يا به علت آن است كه فعلاً ساعت سازي براي بكار انداختن آن موجود نيست و يا به سبب آن است كه هرنوع صداي ناقوس  در مذهب ايرانيان ممنوع مي‌باشد ولي بالاي آن ناقوس بوزن 800 يا 900 ليور قرار دارد(23) كه در كنار آن كلمات ذيل به لاتين حك شده است:

Santa Maria Oro Pro Nobis mulieribus

و ترجمه آن:

«اي حضرت مريم براي ما بيچارگان دعا كن» از اين كلمات چنين به نظر مي‌رسد كه اين ناقوس متعلق به دير شهر هرمز بوده و پس از غلبه شاه عباس بر پرتقاليها و فتح هرمز از آنجا به اصفهان انتقال داده شده و در سر در قيصريه نصب شده است.

از سر در قيصريه وارد مجلل‌ترين و بزرگترين بازارهاي اصفهان مي‌شويم كه در دوره صفويه مركز فروش پارچه‌هاي گرانبها بوده و نمايندگان كمپاني‌هاي خارجي در آنجا حجره‌هايي داشته‌اند، در وسط بازار چهارسويي است كه داراي گنبد منقش زيبايي از زمان شاه عباس است و در طرف راست آن (ضرابخانه) و در طرف چپ آن(كاروانسراي شاه) قرار داشته است و امروز نيز باقي است.

منظره عمارت عالي‌قاپو كه تالار آن با پرده‌هايي بسته مي‌شده و توپهايي كه در جلوي اين كاخ سلطنتي وجود داشته و همه سياحان دوران صفويه بوجود اين توپها اشاره كرده‌اند(عكس از آلبوم مصور شاردن)

-در جبهه فوقاني سر در قيصريه در دو پشت بغل، كاشيكاري معرق نفيسي شده كه موضوع آن نمايش ستاره قوس است. مورخين مشرق زمين احداث شهر اصفهان را در برج قوس دانسته‌اند و اين مجموعه‌را به شكل نيمه انسان و نيمه ببري كه دمش مار بزرگي است در سر در قيصريه نمايش داده‌اند. نيمه انسان در دو تصوير موجود در حال تيراندازي است».

نقاره خانه ميدان نقش جهان

در دوره صفويه در غرفه‌هاي فوقاني طرفين سر در قيصريه دستگاه (نقاره‌خانه) استقرار داشته است كه همه روزه هنگام طلوع و غروب آفتاب دسته‌اي از نوازندگان به تقليد از يك سنت باستاني با طبل و دهل و بوق و كرنا و آلات و ادوات و سازهاي جنگي ديگر قسمتهايي را مي‌نواختند. ميرزا حسين خان فرزند محمد ابراهيم خان تحويل‌دار اصفهان در كتاب خود بنام (جغرافياي اصفهان) كه در سال 1249 هجري قمري تدوين شده راجع به نقاره خانه ميدان نقش جهان مي‌نويسد كه طول دو تالار نقاره‌خانه در دوسمت راست و چپ سردر قيصريه به اندازه نصف عرض ميدان يعني در حدود 75 متر بوده است.

پيرلوتي Pierre Loti نويسنده معروف فرانسوي كه در سال 1904 ميلادي برابر با 1321 هجري قمري در اصفهان بوده در سفرنامه خود تحت عنوان «بسوي اصفهان» Vers Ispahan درباره نقاره‌خانه ميدان نقش جهان چنين مي‌نويسد:

«پيش از فرا رسيدن شب مدت كوتاهي براي من باقي است كه در ميدان شاه توقف كنم و شاهد منظره تشريفات ساعت مذهبي مغرب باشم. اين تشريفات مخصوص به هنگام غروب از پيش از اسلام و از زمان ديانت اولي موبدان است. به محض اينكه مسجد شاه كه در تمام روز آبي است در پرتو آخرين اشعه غروب در اين دقيقه مخصوص بنفش رنگ مي‌گردد صداي نقاره‌خانه بلند مي‌شود. طبل‌ها و بوقهاي بزرگ كه نظير آنها در هندوستان ديده مي‌شود به صدا در مي‌آيند. از هزاران سال قبل اين رسم بوده است كه هنوز هم پا برجاست كه هنگام غروب بدين وسيله به خورشيد درود مي‌فرستند. هنگامي كه اشعه آفتاب خاموش مي‌شود اين دستگاه موسيقي وحشيانه ناگهان به صدا در مي‌آيد. ضربه‌هاي بزرگ نواخته مي‌شود. صداي طوفان در اين جايگاه    [13]   خلوت كه تصادفاً كارواني هنوز در آن باقي مانده مي‌پيچد و صداي بوق‌ها و كرناها مانند نواي حيوانات وحشي در برابر شكست سپاه نور به گوش مي‌رسد. فردا صبح نقاره‌چي‌ها در همين محل امروزي جمع شده و موقع طلوع آفتاب نقاره مي‌زنند. در ساحل رود گنگ در هندوستان نيز صبح و شام هنگام طلوع و غروب آفتاب بر اين شاه كواكب درود مي‌فرستند و نظير همين صدا دو دفعه در روز در بالاي شهر بنارس بلند مي‌شود».

تصويرهايي از ميدان نقش جهان در سفرنامه‌هاي سياحان اروپايي

توماس هربرت Thomas Herbert سياح انگليسي است كه در سال 1627 ميلادي(1037 هجري) بهمراه هيئت نمايندگان انگليس به رياست سر دودمور كوتون Sir Dodmor Cotton و نقد علي بيك سفير ايران در لندن و رابرت شرلي كه در همان وقت در لندن بوده است عازم ايران شده و در اوايل سال 1627 ميلادي از طريق بندر عباس و لار و شيراز به اصفهان آمده است.

هربرت در سفرنامه خود دربارة مسائل اجتماعي و اقتصادي ايران، شهرها و باغها و تاريخ و جغرافي و باستان‌شناسي سخن ميراند. سفرنامه مصور او در لندن در سال 1634 ميلادي (1043 هجري) به چاپ رسيده است.

 قديمي‌ترين نمايش ميدان نقش جهان را نيز هربرت در سفرنامه خود آورده است. «ميدان يا بازار بزرگ در اصفهان» نام تصويري است كه ميدان شاه اصفهان را نشان مي‌دهد. اين تصوير در نوع خود بي‌نظير است و مانند يك عكس هوايي از ميدان شاه مي‌باشد. هربرت روي بام بازار در قسمت شمالي ميدان قرار گرفته و اين طرح را تهيه نموده است. او خود ميدان نقش جهان را ستوده است و مي‌نويسد:

«ميدان يا بازار بزرگ بدون شك مجلل‌ترين، مطبوع‌ترين بازار در تمام جهان است. طول آن در حدود 1000 و عرض آن 200 پا مي‌باشد. اين ميدان شبيه به مركز بورس ما يا شبيه ميدان سلطنتي در پاريس است اما شش بار از آن بزرگتر است»(24).

دوليه دلاند Daulier Deslandes سياح فرانسوي كه در دوران سلطنت شاه عباس دوم در اصفهان بوده است در كتاب خود بنام «زيبايي‌هاي ايران» Les Beautes la perse و ژان تونو Jean Thevenot سياح ديگر فرانسوي هم كه در سال 1074 هجري قمري و در دوران سلطنت همين پادشاه در اصفهان بسر برده است در سفرنامه خود تصاويري از ميدان نقش جهان بدست داده‌اند كه با حقيقت وفق نمي‌دهد و بيشتر جنبه تخيل دارد. سفرنامه پل لوكاس هم در سال 1112 هجري و در دوران سلطنت شاه سلطان حسين در اصفهان بوده است همين كيفيت را دارد و تصويري كه از ميدان نقش جهان ترسيم كرده است با حقيقت وفق نمي‌دهد(24).

ميدان نقش جهان در دوران سلطنت شاه سليمان

سانسون Sanson سياح فرانسوي است كه در سال 1683 ميلادي(1094 هجري) و مقارن يازدهمين سال سلطنت شاه سليمان به ايران مسافرت كرده و به عنوان مهمان شاه مدتي در اصفهان به سر برده است. وي در سفرنامه خود ميدان نقش جهان را چنين توصيف مي‌كند:

«قصر شاه در مغرب ميدان بزرگي قرار دارد كه در آنجا مردم به خريد و فروش مي‌پردازند. اين ميدان جالب‌ترين ميدان مشرق‌زمين است كه بسيار وسيع مي‌باشد. طول آن خيلي بيشتر از عرض آن است. شكل ميدان مربع مستطيل است و 700 قدم طول و 300 قدم عرض دارد(26). در چهار طرف آن حجره‌هايي رواق مانند ساخته شده است كه سبك معماري آنها همانطوري كه در عكسي كه از ميدان كشيده‌ام نمايان است شبيه به ساختمان در ورودي قصر شاه مي‌باشد.

در اين ميدان فرزندان امراء و بزرگان به نمايشات و تمرين‌هاي مختلف مي‌پردازند، از جمله اميرزادگان جوان در اين ميدان سواره چوگان بازي مي‌كنند و نيزه پراني مي‌نمايند و به تاخت اسب مي‌تازند و به انواع چابك سواري‌ها مي‌پردازند مثلاً همانطوريكه به سرعت اسب مي‌تازند بدون اينكه پاي خود را از ركاب در آورند خود را خم مي‌كنند و نيزه‌ها را از روي زمين جمع مي‌كنند و به آئين پارتهاي قديم در حالي كه چهار نعل اسب مي‌تازند و فرار مي‌كنند از عقب تير از كمان رها مي‌نمايند و باز به همين ترتيب در حالي كه به سرعت اسب مي‌تازند روي خود را بر مي‌گردانند و از پشت سر وسط بشقاب طلايي را كه برسر چوب بلندي دروسط ميدان برپا داشته‌اند هدف قرار مي‌دهند و تير از كمان رها مي‌كنند.

شاه که تمرين تيراندازي را از تالار بزرگ قصر تماشا   [14]    مي‌كند بهر كس كه جام طلا را به زير مي‌آورد جايزه‌اي مي‌دهد و بشقاب طلا را  نيز به او مي‌بخشد و همچنين براي او چهارصد (اكو) مي‌فرستند(27) تا وسايل پذيرايي شاه را در منزلش فراهم كند زيرا معمول چنين است كه كسي كه بشقاب طلا را نشانه مي‌كند شاه براي تشويق او به منزلش مي‌رود و در آنجا غذاي مختصري صرف مي‌كند. تمام امراء و بزرگان در دربار مهارت آن تيرانداز را مي‌ستايند و از اينكه افتخار پيدا كرده است كه شاه به منزل او تشريف فرما شود به او تبريك مي‌گويند»(28).

عمارت نقاره‌خانه ميدان نقش جهان و هيئت نوازندگان در يكي از تالارهاي آن و نمونه آلات و ادواتي كه براي نواختن بكار مي‌برده‌اند (عكس از ديلافوآ)

انگلبرت كمپفر Engelbert Kampher سياح آلماني است كه در هيئت تجارتي كه از طرف شارل يازدهم پادشاه سوئد در سال 1682 ميلادي برابر با 1093 هجري به ايران اعزام شده، سمت منشي‌گري و پزشك آن هيئت را به عهده داشته است. كمپفر در سال 1096 هجري به اصفهان رسيده و دو سال در پايتخت ايران توقف نموده و در اين مدت فرصت يافته كه شهر اصفهان و بطور كلي مسائل مربوط به ايران را مطالعه نمايد. وي در سفرنامه خود تصاويري از ميدان نقش جهان و تالار آينه خانه و مراسم شترقرباني در باغ هزار جريب نشان داده است و از كاخهاي دربار و مراكز دولتي طرح جالبي تهيه كرده است.

كمپفر ميدان نقش جهان را با غرفه‌هاي اطراف و نهرهاي سنگي و دروازه چوگان و تير بلندي كه مخصوص قپق اندازي بوده است توصيف كرده و تنها چيزي كه در سفرنامه خود به مطالب ديگران مي‌افزايد آن است كه مي‌گويد شاه سليمان به علت خسيس    [15]    بودن چندان علاقه‌اي به ورزش قپق اندازي نشان نمي‌دهد.

ميدان نقش جهان در دوران سلطنت شاه سلطان حسين

جملي كارري Gemelli Careri سياح ايتاليايي است كه درسال 1105 هجري مقارن با آخرين سال سلطنت شاه سليمان صفوي به ايران آمده و ورود او به اصفهان مقارن بوده با درگذشت شاه سليمان و جلوس شاه حسين. وي درسفرنامه خود مراسم سوگواري درگذشت شاه سليمان و جلوس شاه سلطان حسين كه خود شخصاً شاهد و ناظر بوده است به تفصيل شرح داده و آنچه را كه ديده و شنيده چون نقاشي چيره‌دست به روي كاغذ آورده است. كارري ميدان نقش جهان اصفهان را به شرح زير توصيف مي‌كند:

«اين ميدان و اغلب عماراتي كه در اطراف آن ديده مي‌شوند به حكم شاه عباس روي ويرانه‌هاي يك ميدان قديمي كه سابقاً مقر يكي از شاهزادگان ايراني و سپس دارالحكومه شهر بود بنا شده است گويا ميدان قديمي كوچكتر از ميدان كنوني بوده، دير پرتقاليها كه من نيز اكنون ساكن آن هستم در نزديكي اين ميدان قرار گرفته است.

طول اين ميدان از سمت شمال به جنوب درست يك چهارم ميل و عرض آن يك هشتم ميل است. زيبايي وضع ميدان تناسب ستونها، طاقها، مغازه‌ها و درها و پنجره‌هاي اين ميدان را با بزرگترين ميدانهاي اروپا قابل مقايسه مي‌سازد، با توجه به عظمت و ظرافت معماري مي‌توان گفت اين ميدان از ميدان (سن مارك) و نيز باشكوهتر است، طاقهاي ميدان سن مارك به وسيله ديوارهايي بسته شده در صورتي كه طاقهاي اين ميدان راههاي معابد مساجد و عمارات اطراف‌اند، اغلب ساختمانهاي اطراف ميدان را مغازه‌هايي تشكيل مي‌دهند كه صنعتگران زبردست در آنها مشغول كارند، بالاي مغازه‌ها به طرز جالبي بنا شده‌اند كه عموماً منزل و محل سكونت اين هنرمندان هستند.

در اطراف ميدان جويهاي باريكي از سنگ تعبيه شده ليكن به ندرت در آنها آب جريان دارد معمولاً آب قليلي در ته جويها مي‌ماند و مي‌گندد و بوي تعفن به اطراف پخش مي‌شود، از درختان چناري كه شاه عباس به دست خود در اين ميدان كاشته بود هنوز چندتايي باقي مانده است، آنهايي كه از بين رفته‌اند قطعاً در اثر بي مبالاتي مأمورين آبياري بوده كه از مراقبت و آب به موقع غفلت كرده‌اند و پس از خشك شدن آنها نيز چناري تازه نكاشته‌اند و با از بين رفتن آن چنارها زيبايي ميدان از بين رفته است.

دو در با شكوه كاخ شاهي در طرف غرب ميدان قرار گرفته، عالي‌قاپو به خياباني طولاني باز مي‌شود، جايگاههايي در آن بنا گرديده كه محل تحصن گناهكاران و جنايتكاران بوده و حتي درماندگان و ستمديدگاني كه از طرف حكام مورد ستم و تعدي قرار مي‌گرفته‌اند نيز جهت دادخواهي به اين محل مي‌آمدند و شاه در اين محل شخصاً به شكايات پناهندگان مي‌رسيد و حكمراناني را كه از قدرت و مقام خود سوء استفاده مي‌كردند مجازات مي‌نمود، در آخر اين خيابان در بزرگي به چشم مي‌خورد كه به در علي(ع) موسوم است و در آستانه آن سنگ مدوري است كه مورد احترام زياد ايرانيان مي‌باشد.

كمي دورتر از اين محوطه ساختمان مكعبي شكلي ديده مي‌شود كه سه طرف آن باز است، سقف اين ساختمان از چوبهايي ساخته شده كه در نهايت صنعت و ظرافت بريده و به طور مخصوصي رنگ آميزي گرديده‌اند، بيست ستون چوبي نقاشي و منبت كاري شده بسيار ظريف نيز در اين سقف قرار گرفته‌اند، در اطراف اين ساختمان صورتهايي به شيوه اروپا ترسيم شده است و در بعضي از آنها جوان زيبايي پياله‌اي در دست دارد و اين علاقه مخصوص شاهزاده را به شراب نشان مي‌دهد.

در وسط ميدان حوضي قرار دارد كه فواره‌هاي آن با وسيله مخصوصي كه آن را به برجهايي مي‌رساند كار مي‌كنند در قسمت آخر اين بنا تخت سلطنتي قرار گرفته و شاه مي‌تواند در حال نشسته تمام ميدان را زير نظر داشته باشد و مخصوصاً در جشنها و روزهاي رسمي تمام تشريفاتي را كه در اين ميدان برگزار مي‌شود ببيند.

يكي از اين مراسم كه در ايران مورد علاقه و توجه عموم است بازي كمان است، شاه گلداني زرين بالاي درختي نصب مي‌كند و سواران به سرعت از بر ابر درخت مي‌گذرند و چند قدم بعد بر مي‌گردند و تيري به سوي گلدان رها مي‌كنند، گلدان زرين جايزه كسي است كه تيرش زودتر و بهتر به نشانه بخورد.

در معمولي ديگري هم به نام در دولت‌خانه يعني در عدالت به وسيله چند فوج سرباز محافظت مي‌شود، اين سربازها كه عده‌اي پياده و عده‌اي سواره هستند مانند نگاهبانان در عالي يكصد و ده عراده توپ دارند كه شاه عباس كبير هنگام راندن اسپانياييها از هرمز آنها را به غنيمت گرفته است البته به جز نه عراده بقيه زنبورك‌اند، در نزديكي اين درب در ديگري قرار دارد كه قرينه در ورودي است و به تقليد از آن ساخته شده و در مودباك يا (مطبخ) نام دارد، تمام مواد غذايي مورد نياز از اين در وارد كاخ مي‌شود. در نزديكي اين بنا ساختمان ديگري قرار گرفته كه متعلق به خزانه‌دار بزرگ مي‌باشد، موقعي كه من در اصفهان بودم صاحب اين عنوان عالي-خزانه‌دار بزرگ-خواجه سفيد پوستي بود كه كليد مخازن دولتي را در تحويل داشت، وي هرگز به جز موارد نياز دولت دست به آنها نمي‌زند، مخزن مخصوصي كه مواجب سربازان از آنجا پرداخت مي‌گردد در اين نزديكي و جدا از خزانه بزرگ است، عايدات شخص شاه از محصول و اجاره باغها، كاروانسراها و مستغلات خود به اين خزانه بزرگ تحول مي‌گردد، اين نكته بسيار جالب     [16]    توجه است كه شاهزادگان مسلمان وجوهي را كه از بابت ماليات و يا جريمه و غيره جمع آوري مي‌شود غير عادلانه مي‌دانند و كمترين ديناري از آن براي خود خرج نمي‌كنند، اين موضوع تقريباً عموميت دارد به طوري كه مغول بزرگ با وجود اينكه متجاوز از هشتاد سال دارد با دست خود عرق چين‌هايي مي‌بافد و آنها را به رسم هديه به امرا و بزرگان مي‌فرستند كه غالباً در مقابل اين افتخار به طوع يا كره مبلغ بيست تا سي هزار اكو سكه طلا به عنوان پيشكش برايش مي‌فرستند، درست در مقابل در مطبخ(29) ساختمان بزرگي بنا شده كه صنعتگران مختلف زيادي در آن مشغول كار هستند، در اين ميان عده‌اي صنعتگران فرانسوي نيز براي شاه كار مي‌كنند، درهاي ديگر متعددي هم در اطراف كاخ ديده مي‌شود كه يكي از آنها دور از انظار و براي اين تعبيه شده است كه پادشاه هروقت اراده نمود از آن به در مسجد شاه برود. در قسمت جنوبي اين ميدان زنگ ساعت بزرگ هرمز قرار دارد كه مسيحيان ميسيونر او گوستين آنرا به شاه عباس بزرگ تقديم نموده‌اند.

مسجد شيخ لطف الله در جانب مشرق قرار گرفته و گنبد بزرگ آن از كاشي‌هاي رنگارنگ پوشيده شده است، مسجد شاه در قسمت جنوبي ميدان واقع شده و جلوخان وسيع بسيار زيبايي دارد، در دو طرف اين جلوخان دو مناره تعبيه شده كه بالاي آنها به قسمت عمامه شكل ختم مي‌گردد.

ازاين در بزرگ به حياطي وارد مي‌شود كه تقارن كاملي ندارد.

طاق‌ها دورتادور اين حياط با كاشيهاي رنگارنگ تزيين يافته است. در دومي كه روي آن پارچه‌هاي كوچك و بزرگ نقره كوبيده شده و به داخل مسجد باز مي‌شود. درون مسجد نقش و نگار طلايي و تزيينات عربي زيبايي دارد و با گنبد آراسته اعجاب انگيزي پوشيده شده و كف آن با بهترين فرشهاي نفيس بافت ايران مفروش گرديده است.

در وسط ميدان روزهاي معمولي در فاصله بين مسجد و تير چوبي مسابقه جمعي چوب و زغال مي‌فروشند، در قسمت مشرف به زنگ ساعت آهن آلات و زين افزار و در قسمتي ديگر فرش كهنه خريد و فروش مي‌شود.

در اطراف مسجد شيخ لطف الله دكه‌هايي قرار دارد كه در آنها مرغ بريان و گوشت كوبيده پخته به فروش مي‌رسد، در بقيه قسمتهاي ميدان مخصوصاً نزديكي‌هاي كاخ شاهي ازدحام و اجتماع و خريد و فروش سرپايي كاملاً قدغن است. اين محوطه داراي محل مخصوصي براي گاوبازي و مقابله با حيوانات وحشي است. پادشاه اين گونه سرگرمي‌ها را دوست دارد. علاوه بر اينها عده‌اي ريسمان باز شياد و مسخره نيز با ادا و حركات خود مردم را سرگرم مي‌سازند.

روزهاي جمعه ميدان جلوه خاصي دارد، پر از اصناف-و كسبه و روستاييان است، مردم براي خريد ميوه، سبزي و مرغ، بوقلمون و ساير اجناس روي به ميدان مي‌آورند، در سرتاسر بازار مغازه‌هايي است كه در آنها كالاهاي مختلفي   [17]   به فروش مي‌رسد. قسمتي از آن اختصاص به چرمسازي و فروش انواع وسايل چرمي دارد، در يك قسمت مشكهاي كوچكي فروخته مي‌شود كه آنها را براي حمل آب زير شكم شترها مي‌بندند، در نزديك آن تير و كمان و شمشير و ادويه فروخته مي‌شود.

تصويري از ميدان نقش جهان و كاخهاي شاهي كه بين اين ميدان و خيابان چهارباغ قرار داشته است(از سفرنامه انگلبرت كمپفر)

تصوير ميدان نقش جهان در سفرنامه توماس هربرت

در كاروانسراها تجارتخانه‌هاي بزرگي وجود دارد، بازاري نيز مخصوص فروش وسايل سفر است، تمام قسمت غربي ميدان از در مسجد تا زاويه غربي مخصوص كتابفروشي‌ها و صحافي‌ها است، در چند دكان نزديك كاخ ظروف بلورين ساخت نورمبرگ و ونيز فروخته مي‌شود، بين دو كاخ ارامنه فقير مهرهاي ظريفي از سنگ مي‌تراشند، قسمتي نيز مخصوص كار قهوه‌چي‌هاست، مردم براي صرف قهوه و قليان بدانجا مي‌روند، اين محل علاوه بر استراحت گاه بودن چشم انداز خوبي هم دارد و مشرف بر حوضي است كه آب زلالي در وسط آن در فوران است.اغلب مردم تنگ قليان خود را با آب تميز و خنك اين حوض پر مي‌كنند، اين محل پاتوق عده‌اي از اهالي شهر به ويژه درويشهايي است كه با صداي منكر خود صبح تا شام براي گرفتن پول از مردم داد مي‌كشند.

تجارتخانه و دكاكين ارامنه در كاروانسراي كوچك خود آنها است كه در نزديكي ميدان واقع شده است، كمي دورتر   [18]   كاروانسراي بزرگي قرار گرفته كه به امر مادر شاه عباس دوم بنا گرديده، دو طبقه ساختمان و حوضي در وسط حياطش دارد سابقاً درچهار گوشه آن دري وجود داشته ولي اكنون فقط دو در باقيمانده است، گويا درهابا كاورانسراهاي ديگري باز مي‌شود، اين كاروانسراها كه اغلب از طرف شاه و افراد خانواده و بستگان وي تأسيس يافته‌اند مناسبترين محل براي اقامت مسافران و بازرگانان مي‌باشند و گرچه كرايه‌آنها از ساير كاروانسراها كمي گرانتر است اما ساكنان آنها از امن و راحت بيشتر برخوردارند و اگر چيزي از آنها گم شود كاروانسرادار مسئول جبران آن مي‌باشد، حراست و نگهباني ميدان شبها به عهده جمعي از محافظان است و حراست بازار نيز مثل حراست بازارهاي ساير شهرستانها صورت مي‌گيرد.

بازار بزرگ در گوشه‌جنوب غربي ميدان واقع شده، در اين بازار انواع لباسها و كفش‌هاي چرمي به فروش مي‌رسد، به بازار ديگري نيز متصل مي‌شود كه در دكانهاي دو طرف آن صنعتگران مختلف مشغول كارند. اغلب ظروف مسي مي‌سازند، رنگرزان هم در اين بازار مغازه دارند. كاروانسرايي در پايان آن قرار گرفته كه مركز فروش ادويه، و اقسام عطر و وسايل چرمي و وسايل ظريف آهني، برنزي و مسي قرار دارد. در مغازه‌هاي كوچك نزديك درب ورودي سنگهاي قيمتي معامله مي‌شود و دربالاي مغازه‌ها اطاق طولاني و بزرگي وجود دارد كه هر روز عصر جمعي در آن باكرناي و تنبور و دهل و ساير آلات موسيقي مثل ساير شهرها آهنگ ناخوشايندي مي‌زنند، كمي دورتر دو ستون به ارتفاع هفت پالم و به فاصله همان اندازه به نظر مي‌رسد كه چند تن سوار اسب مي‌كوشند به ضربت چوب توپي را از آن ميان به در برد برنده است، از دربي كه ذكر آن رفت وارد بازار كوچكي مي‌شويم كه در آن پارچه‌هاي زربفت و نقره بافت و ابريشمهاي اعلاي هندي به فروش مي‌رسد. از مسجد شاه تا زاويه جنوبي ميدان كارگاه خراطان ، نجاران و منبت كاران قرار گرفته، چند دكان متفرقه آهن آلات فروشي و حلاجي در اين ميدان ديده مي‌شود»(30).

سياح مشهور ديگري كه در دوره سلطنت شاه سلطان حسين به اصفهان آمده و از خود سفرنامه‌اي باقي گذاشته است كرنليوس لوبرون(Cornelius de Bruyn) يل (Cornellia le Brun) هلندي است كه ورود او به اصفهان در 14 رجب سال 1115 هجري مطابق با نهمين سال سلطنت شاه سلطان حسين اتفاق افتاده و چنانكه خود او نوشته است در كاروانسراي معروف(جده)متعلق به مادر شاه سلطان حسين منزل كرده است. وي تصاوير جالبي از آثار و ابنيه مهم ايران فراهم آورده و با اجازه پادشاه تصويري هم از خود وي نقاشي كرده است.

سفرنامه اين جهانگرد كه در سال 1718 ميلادي در شهر آمستردام به چاپ رسيده حاوي اطلاعاتي دربارة آثار تاريخي اصفهان از آن جمله ميدان نقش جهان است ولي توصيف وي از ميدان نقش جهان بطوري كه نگارنده در سفرنامه او مطالعه نمود تكرار مطالبي است كه ديگران از سياحان دوره صفويه هم نوشته‌اند، مضافاً به اينكه اين سياح دربارة تعيين ابعاد و جهات چهارگانة ميدان نقش جهان دچار اشتباهاتي هم شده است. مثلاً طول ميدان را از شرق به غرب و عرض آن را از شمال به جنوب ذكر مي‌كند در حاليكه طول ميدان شمالي جنوبي است و عرض آن از مشرق به مغرب است، همچنين قصرشاه را در جنوب ذكر مي‌كند درصورتي كه در مغرب ميدان بنا شده و مسجد شاه را در مغرب ميدان معرفي مي‌كند در حالي كه در جنوب ميدان قرار دارد. در تعيين محل عمارت ساعت هم اشتباه مي‌كند و آن را در شمال ميدان قرار مي‌دهد در صورتي كه عمارت ساعت جنب مسجد شيخ لطف الله بنا شده بوده است، و شاردن بخوبي اين عمارت را در طرح خود از ميدان نقش جهان نشان مي‌دهد.

ميدان نقش جهان در دوران قاجاريه

اوژن فلاندن Eugene Fladin سياح و نقاش فرانسوي است كه به اتفاق معمار و باستانشناس فرانسوي پاسكال كست (Cost) در سال 1840 ميلادي برابر با 1255 هجري اصفهان را ديده و توصيف كرده‌اند. فلاندن دربارة ميدان نقش جهان چنين مي‌نويسد:

در ناحيه جنوب شهر است كه جميع ابنيه عمده را برپا ساخته‌اند. در اين قسمت محلي بزرگ به اسم ميدان شاه يا محل سلطنتي وجود دارد كه در يك طرف آن گنبد و مناره‌هاي مسجد از اطراف برشكوه اين ميدان افزده، دروازه‌هاي بازارها از اطراف بدان گشوده شده و در سمت ديگر قصري بلند ديده مي‌شود، قسمتهاي ديگر از غرفه‌هاي مشابه تشكيل يافته كه منزلگاه تجار و ميرزاهاي وابسته به فرماندار و سربازان و غلامان است، اين مكان كه يكي از باشكوه‌ترين امكنه عالم است فضايش مستطيلي شكل و درونش مستطيل ديگري است كه دورش را، جوي آبي احاطه كرده است، مابين اين نهر و اطراف آن را درختان چنار كاشته‌اند وليكن هركدام را كه جهت ساختن پايه توپ قطع كرده‌اند بجايش درختي نكاشته‌اند و تنها بايد افسوس خورد چه در موقع گرمي هوا غير ممكن است بشود از اين ميدان گذر كرد.

قسمت اعظم ميدان را اكنون تجار خارجي كه تجارت مأكولات يا تجارت‌هاي موسمي مي‌نمايند اشغال نموده‌اند، اين   [19]  محل يك نوع بازار دائمي است كه بيچارگان و فقرا لباسهاي كهنه و كم قيمت خود را جهت فروش بدان محل مي‌آورند.

منظره ميدان نقش جهان در دوران سلطنت شاه سلطان حسين در روزي كه بازار عمومي در اين ميدان داير بوده است(از سفرنامه كرنليوس لوبرون)

در اين بازار كهنه چينان، دواتگران، ميوه فروشان و غيره چادرهاي بزرگ برپا كرده‌اند و به زير آن چادرها تكه‌هاي قالي يا حصير پهن است و بر رويش لباس مردگان، اسلحه كهنه زنگ خورده، زينها، خيار، انگور، ميوه‌هاي خشك و بسياري چيزهاي ديگر انباشته شده‌اند. كمي دورتر مالداران يا شترداران هستند كه سعي دارند اوصاف اسب‌ها و شتران را ازحيث قوت و جسوري و غيره پيوسته جهت مشتريان با آب و تاب نقل بنمايند. در طرفي ديگر صداي چكش نعلبندان شنيده مي‌شود، در ميان اين ميدان خروشان چندين دكان چادري هم وجود دارد كه محل اطباء و نويسندگان است. اكنون دارو فروشان هم دراين محل داروهايي را كه مهيا نموده‌اند به فروش مي‌رسانند. نزديك اين محل آشپزان مشغول طبخ هستند و پيوسته سيخ‌هاي كباب را برروي اجاق كوچكي قرار مي‌دهند. در اين مهمانخانه‌هايي كه در هواي آزادند از هر قبيل خوردني موجود است از جمله پلو، گوشت كباب شده، خيارها يا سالاد، خرما، انگور و غيره خلاصه با مخارج كمي مي‌توان غذاي لذيذي تهيه كرد.

در گوشه‌اي دراويش به مدح علي و نقالان قصائد و غزلياتي ازديوان حافظ و گلستان(شاهكار سعدي) و شاهكارهاي فردوسي رستم و سهراب (هركول يا رولاند ايرانيها) مي‌خوانند.

در وسط اين ميدان كه فروشندگان و خريداران پيوسته به اين طرف و آن طرف رفت و آمد مي‌كنند همهمه و غوغائي برپاست. در دكه‌اي كه ميز تحرير مميز يا پاسبان اين ميدان قرار دارد بدورش فراشان قرار دارند كه اشخاص دون همت و كساني را كه مزاحم مردم مي‌شوند مجازات مي‌كنند.

اين نوع بازار كه در هواي آزاد داير است متعلق به تاجرين بيچاره است كه وسايل و قدرت اجاره كردن دكان ندارند. معهذا امكنه اين بازار مجاني نيست و تماماً جهت بساطي كه مي‌گسترند اجاره مي‌پردازند، گرچه تايكشاهي هم كرايه مي‌دهند ولي رويهم رفته عايدات اين ميدان روزي چهل پنجاه فرانك است. اين ماليات به نفع مسجد شاه و يكي از بهترين عايدات مي‌باشد، چه تجارتي كه دراين محل كسب مي‌نمايند زياد متمول نيستند و بعلاوه بعلت كمي اعتمادي كه به آنها دارند گيرندگان ماليات بطور روزانه يا چند روزي كمتر از يك هفته كرايه‌ها را دريافت مي‌دارند. در شب كليه بساط اندازان اثاثيه خود را برچيده    [20]     بدورش چادر مي‌زنند و آنها را به محافظين و يا پاسبان مي‌سپارند. سابقاً دور تا دور ميدان شاه مغازه بوده ليكن امروزه به نصف رسيده و تعداد تجار دوره گرد روز به روز تنزل مي‌يابد. اكنون مقدار زيادي از اين ميدان باير است كه مالداران مالهاي خود را به جولان آورده نمايشاتي از قبيل يورش و غيره مي‌دهند تا چابكي و استقامت اسبهايشان را جلوه‌گر بسازند.

منظره ميدان نقش جهان در دوران سلطنت شاه سلطان حسين. دورنماي عمارت عالي قاپو و مسجد شيخ لطف الله و سردر قيصريه در اين تصوير ديده مي‌شود(عكس از سفرنامه كرنليوس لوبرون)

ديولا فوآ Mme. Dieulafoy سياح فرانسوي كه از سال 1881 ميلادي برابر با 1298 هجري به بعد ايران را سياحت كرده و مدتي در اصفهان بسر برده است در سفرنامه خود دربارة ميدان نقش جهان چنين مي‌نويسد:

«9 سپتامبر قبل از طلوع آفتاب قافله كوچك ما وارد ميدان شاه شد. اين ميدان وسيع كه به امر شاه عباس كبير در سال 1580 ترسيم يافته به شكل مربع مستطيل است و تقريباً مساحت آن ده هكتار مي‌شود و از بازارهاي مجلل و با شكوهي احاطه شده است.

مخصوصاً بازار خياطان آراسته‌ترين بازارهاي ايران است. يك درب هم كه موسوم است به در نقاره‌خانه اين بازار را با ميدان ارتباط داده است. در طرف چپ و راست نقاره‌خانه دو عمارت نيمه خراب ديده مي‌شود كه مي‌گويند در زمان شاه عباس رامشگران ترك و فارس در آنها به نغمه‌سرايي مي‌پرداخته‌اند، چون از بالاخانه‌ها يعني محل ارکستر سلطنتي نگاه مي‌كنيم ميدان ديده مي‌شود. در اطراف آن مجراي آبي با سنگ مرمر دور مي‌زند و مانند كمربندي آن را احاطه مي‌كند. اين ميدان از بالاي عمارت منظره بسيار باشكوهي دارد، وسعت زياد آن و قرينه بودن ساختمان‌ها بي‌اندازه جالب توجه و قابل ملاحظه است، اين امتيازات و خصائص كه نتيجه ذوق و سليقه معماران مي‌باشد نه تنها اين ميدان را برتمام عمارات شرقي برتري داده بلكه در موقعي كه ساخته شده در اروپا نظيري نداشته است، آثار و علامات برجسته آن سليقه عالي شاه عباس كبير را بخوبي نشان مي‌دهد و مي‌رساند كه اين مرد بزرگ داراي هوش فوق العاده و فكر بلند بي‌نظيري بوده است، بلندي فكر او از ترسيم خيابان زيباي چهارباغ و بيست كاخ رفيع كه در حاشيه آن خيابان واقع بوده است كاملاً مشهود مي‌گردد، آيا حيرت آور نيست كه در اواخر قرن شانزدهم در مملكتي كه در آن صنعت و هنر چندان رونقي نداشته است ابنيه‌اي بوجود آيد كه از حيث نظم و ترتيب داراي خصائص معماري قرن هفدهم فرانسه باشد و تا كنون   [21]    در مقابل پادشاه ستارگان كه پيوسته مايل به ويران كردن آثار تاريخي است مقاومت به خرج داده و از جلوه‌گري خود نكاسته باشد؟ در مقابل اين شكوه و جلال بالضروره انسان از خود مي‌پرسد كه آيا روح معماران امپراطوري رم قبل از دخول در وجود غريبان در وجود معماران چهارباغ و ابنيه ميدان شاه حلول نكرده است؟

من احتياجي ندارم كه مانند فيثاغورث يوناني در حل مسئله مهمي تلاش كنم بلكه كاملاً براي من مكشوف است و مي‌توانم با نهايت اطمينان بگويم كه در دنياي متمدن امروز هيچ گونه بنايي وجود ندارد كه بتواند از حيث وسعت و زيبايي و تقارن عمارات شايسته مقايسه با اين ميدان باشد. اين عقيده شخص من نيست، ساير اروپاييان هم در فن معماري و مهندسي تخصص دارند با عقيده من همراهند. سياحاني كه از قرن هجدهم به بعد به ايران آمده‌اند و اين ابنيه را ديده‌اند همه متفق‌القول هستند كه در هيچ يك از شهرهاي مهم اروپا مجموعه ساختماني نيست كه قابل مقايسه با ميدان شاه اصفهان باشد.

اولين دفعه كه از ميدان شاه عبور كردم چنين به خاطرم آمد كه از ميدان سنت مارك ونيز عبور مي‌كنم زيرا كه آن ميدان هم مانند اين ميدان داراي عماراتي است كه در جلوي آنها طاق‌نماهايي ساخته شده و در دو انتها متصل به معابدي مي‌شوند.

مسجد شيخ لطف الله در طرف چپ مسجد شاه واقع و وضع آن محل ساعت بزرگ ونيز را بخاطر مي‌آورد و در طرف راست آن بجاي مناره ناقوس كليسا كاخ رفيع عالي‌قاپو واقع شده است. به عقيده من نبايد به با اين مقايسه پرداخت زيرا كه به زيان ايتاليا تمام خواهد شد. كجا در ايتاليا مي‌توان به تماشاي آسمان صافي پرداخت كه اشعه زرين آفتاب برروي كاشيهاي قشنگ فيروزه‌اي با اشكال زنبق‌هاي مارپيچي سفيد و زرد مترعش باشد، آفتاب پرده زرين طلايي برروي تمام اين بناها انداخته است. شتران زيادي در اين ميدان هستند كه با آن قد بلند در اين محوطه گم شده‌اند. نقاره‌چيان با آن كرناهاي بلند قبل از طلوع آفتاب و بعد از غروب آن در بالاي عمارت نقاره‌خانه برسم نياكان باستاني خود به آفتاب كه بزرگترين نماينده قواي زنده طبيعت است سلام مي‌دهند».

هانري رنه دالماني Henry-Rene d'Allemagne سياح فرانسوي كه در سال 1907 ميلادي برابر با 1324 هجري به ايران آمده ومقارن اعلام مشروطيت ايران، اصفهان را ديده است در سفرنامه خود تحت عنوان از خراسان تا بختياري در مورد ميدان نقش جهان چنين نوشته است:

«خلاصه ما از باغهاي بزرگي كه كاخ سلطنتي در آن واقع شده عبور كرديم و به ميدان شاه رسيديم كه نظير آن در دنيا ديده نمي‌شود، اين ميدان به شكل مستطيل و بطرف شمال و جنوب ممتد است و در مركز شهر واقع شده، طول آن تقريباً 386 متر و عرض آن 140 متر است(31). در چهار سمت اين ميدان بزرگ چهار جلوخان مجلل ديده مي‌شود، درسمت جنوب جلوخان مسجد شاه و در سمت شمال جلوخان بازار است كه ارتفاع آن زيادتر از ديگران مي‌باشد. در سمت مشرق جلوخان مسجد شيخ لطف الله با گنبد بلند و با شكوهي خودنمايي مي‌كند و در سمت مغرب جلوخان عالي‌قاپو واقع است كه مدخل قصور سلطنتي بوده و ما درفوق به شرح آن پرداختيم، اين چهار جلوخان با سردرهاي مجلل زيبا و خوش‌نما تقريباً بطور قرينه در چهار طرف ميدان دو به دو در مقابل يكديگر واقع گرديده‌اند، در اطراف ميدان هم حجرات بزرگ دو طبقه‌اي ديده مي‌شود كه پاره‌اي از آنها مسدود و با گچ سفيد شده و طاقنماهايي را تشكيل مي‌دهد و پاره‌اي هم باز است كه براي انبار يا طويله يا قهوه‌خانه از آنها استفاده مي‌شود.

در دوران سلطنت صفويه درهاي تمام اين حجرات به طرف ميدان باز مي‌شده و تجار و كسبه در آنها مشغول كار بوده‌اند، در جلو اين حجرات جدولي از سنگ مرمر در ميدان دور مي‌زده كه اتصالاً آب در آن جريان داشته و درختان چنار آراسته صفوفي تشكيل داده و بر شكوه و ابهت اين ميدان مي‌افزوده است. اكنون اغلب اين حجرات خراب و متروك مانده و از درختان هم اثري برجاي نمانده است. ظل السلطان در زمان اقتدار خود تمام اين حجرات را سربازخانه كرده بود.

در آغاز قرن نوزدهم يعني در سال 1809 يكي از سياحان اروپايي به نام موريه (Morier) اين ميدان را ديده و مي‌نويسد كه تمام درختان آن را از ريشه درآورده و بجاي آنها درختان چنار تبريزي نشانده‌اند كه سايه مطبوعي ندارد و ميدان داراي آن نظم و ترتيب و منظره‌اي كه شاردن شرح مي‌دهد نيست»(32).

پيرلوتي Pierre Loti سياح و نويسنده فرانسوي كه در سال 1904 ميلادي برابر با سال 1321 هجري قمري به ايران مسافرت نموده و مدتي در اصفهان بسر برده و سفرنامه خود را تحت عنوان بسوي اصفهان(33) برشته تحرير درآورده است دربارة ميدان نقش جهان چنين مي‌نويسد:

«اين ميدان مربع مستطيل كاملي است كه در اطراف آن ساختمانهاي مرتب سرپا است و بقدري وسعت دارد كه كاروانها قطارهاي شتر و كالسكه‌ها و هرچه اكنون از آن عبور مي‌كند در زير آسمان زيباي بي‌نظير ناچيز به نظر مي‌رسد. ديوارهاي   [22]    بازارهاي مستقيم كه دو طبقه طاقنماهاي رومي در آنها روي يكديگر قرار گرفته و رنگشان خاكستري مايل به قرمزي است و تا چشم كار مي‌كند امتداد دارند تقريباً‌چهار ضلع اصلي ميدان را تشكيل مي‌دهند ولي استقامت خطوط اصلي اين مستطيل گاهي با بناهاي عالي و عجيب كه سرتا پا مينايي رنگ است و از اطراف مانند قطعات چيني گرانبهايي جلوه مي‌كند قطع مي‌گردد. آنجا در انتهاي ميدان در مركز يكي از اضلاع مستطيل، مسجد شاه كه با رنگ آبي لاجوردي و فيروزه‌اي جلوه‌گر است قرار دارد. گنبد‌ها، سردر ها و طاقهاي غير متناسب و چهار مناره كه مانند دوك‌هاي عظيمي در آسمان بالا رفته همه آبي رنگ‌اند، در طرف راست و در وسط، عصر شاهنشاه بزرگ شاه عباس قرار دارد ستون زيباي اصلي، آن به سبك قديم آشوري بوسيله يك نوع پايه كه سي پا ارتفاع دارد برپا شده و دنباله آن مانند چيز سبك هوايي در فضا قطع مي‌گردد.

اطراف اين ميدان بزرگ در جويهايي كه از مرمر سفيد ساخته شده جويبارهاي زلالي كه از راههاي بسيار دور مي‌آيند جاري است و در طرفين آنها دو رشته درخت يا گل سرخ وجود دارد و آنجا در زير چادرها يك عده مردم تنبل مشغول تفكر و صرف قليان و چاي هستند، بعضي روي زمين و دسته‌اي روي نيمكت‌هايي كه از پهناي جوي گذارده‌اند تا بهتر خنكي آب محسوس شود نشسته‌اند، صدها مردم و انواع حيوانات در اين ميدان در حركت هستند ولي از بس بزرگ است پر نمي‌شود، وسط ميدان تقريباً هميشه خالي و كاملاً‌روشن است، اسب سواران زيبا در اين مكان اسبهاي خود را چهار نعل مي‌برند، چهارنعل رفتن ايراني‌ها طوري است كه بگردن اسب خميدگي مخصوص مي‌دهد شبيه بگردن قو مي‌گردد، عده‌اي از مردم كه عمامه بر سر دارند پس از اداي فريضه صبح از مسجد بيرون مي‌آيند، اين جمعيت در آغاز «در سايه سردرهاي بزرگ آبي رنگ ظاهر شده و سپس در پرتو نور خورشيد، متفرق مي‌شوند، شترها به ملايمت دسته‌جمعي حركت مي‌كنند، دسته‌هاي الاغ‌هاي كوچك بارهاي بزرگ در پشت آنها ديده مي‌شود عبور مي‌كنند، خانم‌هاي سياه پوش بر الاغهاي سفيد سوار و گردش مي‌كنند و تركه‌هاي قشنگي از پارچه‌هاي مخمل كه اطراف آن شرابه‌هايي با طلا درست كرده‌اند در دست دارند. با اين وجود اين جمعيت و لباسهايي كه امروز ديده مي‌شود نسبت به آنچه در زمان شاه عباس بزرگ ديده مي‌شده بسيار ناچيز است، در آن زمان تمام طلاهاي آسيا بسوي اصفهان مي‌آمد».    [23]

منظره ميدان نقش جهان در اواسط دوران قاجاريه(عكس از ديولافوآ)

كاروانسراي جده كه كرنليوس لوبرون سياح هلندي در دوران سلطنت شاه سلطان حسين در آن منزل كرده است(عكس از سفرنامه كرنليوس لوبرون)

توصيف ميدان نقش جهان از سفرنامه فردريك چارلز ريچاردز(34)

فردريك چارلز ريچاردز كه در سال 1930 ميلادي برابر با سال 1348 هجري قمري در اصفهان بوده در كتاب سفرنامه خود تحت عنوان(يك مسافرت ايراني) A Persian Journey درمورد ميدان نقش جهان چنين مي‌نويسد:

«طرح عالي ميدان شاه كه در ازاي آن تقريباً يك سوم ميل و پهناي آن يكدهم ميل است، در اوايل نظر نشان مي‌دهد كه شالوده‌اي كه نقشه شهر بر آن تنظيم گرديده تا چه حد وسيع بوده است. مسجد شاه عالي‌قاپو و مدخل بازار بزرگ و مسجد شيخ لطف الله با گنبد زيباي آن زينت بخش اين ميدان با شكوه مي‌باشد. تمام اين ساختمان‌ها كه در اطراف ميدان واقع شده است بوسيله طاقنماهايي كه نماي خارجي بازار را تشكيل مي‌دهند به يكديگر متصل شده و آن را بصورت يكي از با عظمت‌ترين ميدانهاي جهان درآورده است. گرچه از لحاظ توجه و مراقبتي كه نسبت به آن مبذول مي‌گردد نسبت به ساير ميدانها در مرتبه آخر قرار دارد.

در حضور شاه عباس زنده دل بود كه نخستين بار دراين ميدان چوگان بازي كردند و طرح اين ميدان به اندازه‌اي در طرز اجراي اين بازي مؤثر واقع گرديد كه زمينهاي ورزشي (هارلينگام) و ساير زمين‌هاي ورزشي كم و بيش از روي اين ميدان ساخته شدند. ستونهاي دروازه چوگان در زمين بازي ميدان شاه از سنگ ساخته شده و هنوز باقي است. درازاي اين زمين 560 يارد(حدود 511 متر) و پهناي آن 170 يارد    [24]     اين عكس معرف اولين گامي است كه در آغاز سلطنت اعلي حضرت رضا شاه كبيربه منظورتعميرگنبد زيباي مسجد شيخ لطف الله و ضلع شرقي ميدان نقش جهان برداشته شده.

منظره ميدان نقش جهان در دوران سلطنت شاه سلطان حسين در روزي كه بازار عمومي در اين ميدان داير بوده است(از سفرنامه كرنليوس لوبرون)

آثار خرابي و ويراني در غرفه‌هاي طرفين مسجد شيخ لطف الله و اطراف گنبد و ديوارهاي ميدان شاه مشاهده مي‌شود. اين يك نمودار بارزي است ازوضع اسفناك آثار نفيس تاريخي اصفهان در اواخر دوره قاجاريه

-(حدود 155 متر) و فاصله بين ستونها 24 يارد(حدود 8 متر) مي‌باشد. در حال حاضر ورزشي كه در اين ميدان معمول مي‌باشد دوچرخه سواري است. هنگام عصر ميدان شاه از صداي زنگ و بوق دوچرخه سواران كه اغلب آنها شاگردان دكانهاي بازار بزرگ اصفهان هستند پر ميشود. آنها نمي‌دانند دوچرخه‌هايي كه تازه به كشور آنها وارد شده مانند بازي گوي و چوگان قديمي شده است، آنها با روپوشهايي مانند جامة خواب كه انتهاي آن را به مچ پاي خود بسته‌اند و يا آن را لاي دندانهاي خود گذاشته‌اند در گوشه و كنار ميدان به دوچرخه سواري مشغول‌اند و از اين كار لذت مي‌برند. متأسفانه اين منظره به هيچ وجه با جامه‌هاي رنگارنگ و زيباي جواناني كه در بازي از آنها استفاده مي‌شد شباهتي ندارد از اين گذشته عده دوچرخه سواران نسبت به مساحت ميدان بسيار ناچيز است بطوري كه به زمين بازي دبستاني شبيه است كه در ساعات تعطيل كودكان آن را ترك گفته و فقط چند كودك نگون بخت كه از ديگران عقب مانده‌اند با يكديگر مشغول بازي هستند. هم اكنون يك اصفهاني متجدد از علاقة جوانان به اين تفريح جديد استفاده كرده و راه جديد براي تجارت يافته است، وي تعدادي دوچرخه كهنه را جمع آوري كرده و با كريه دادن هريك از آنها در مقابل مبلغي كمتر از نصف پني(35) براي خود ثروتي گرد آورده است»(36).

وضع اسفناك ميدان نقش جهان و ساير آثار تاريخي اصفهان در اواخر عهد قاجاريه

در تمامي دورة سلطنت قاجاريه غير از اقداماتي كه بوسيله حاج محمد حسين خان صدر اصفهاني در دوران سلطنت فتح عليشاه نسبت به تعمير و ترميم آثار دوره صفويه در اصفهان اقدام اساسي ديگري براي حفظ و نگاهداري اين آثار صورت نگرفت و به نتيجه مقارن مشروطيت ايران آثاري مانند هفت دست و آينه خانه و نمكدان و سر در باغهاي چهارباغ و عمارات داخل باغها ديگر وجود خارجي نداشت و آنها را منهدم كرده بودند و آثار موجود ديگر نيز راه زوال و نيستي مي‌سپرد.

وضع اسفناك آثار باستاني اصفهان در آن زمان از نوشته‌هاي سياحاني مانند پيرلوتي كه در اواخر دوره قاجاريه اصفهان را ديده‌اند كاملاً مشهود است. اين سياح و نويسنده صاحب دل ضمن توصيف ميدان شاه راجع به خرابيها مي‌نويسد:

«هر اندازه جلو مي‌رويم متوجه مي‌شويم كه مناره‌ها و گنبد عبادتگاه وسيع و چيزهاي دورتر در عقب صحن مسجد و ايوان خراب و در حال اضمحلال و نابود شدن هستند».

راجع به مدرسه سلطاني چهارباغ چنين نوشته است:

«اين مجموعه جواهر گرانبها را كه آفتاب ايران در زير امواج خود با جلال و شكوه مي‌آرايد مي‌بينيم اما هنگامي كه به دقت توجه كنيم كهنگي و خرابي نمايان است، قشنگي و زيبايي اين بنا آخرين سرابي است كه پس از چند سال نابود مي‌شود، گنبد شكاف خورده، قسمتهاي بالاي مناره‌ها ريخته و روپوش مينايي آنها كه رنگش مانند آغاز ساختمان تازه و خرم است در چند جا ريزش كرده و از اين رو آجرهاي خاكستري رنگ و سوراخها و شكافها نمايان شده‌اند و از درون شكافها و علفها و گياهان خودرو آويزان است».

مرحوم محمدعلي فروغي(ذكاء الملك) در تاريخ پنجشنبه 28 ارديبهشت 1306 شمسي تحت عنوان (مشاهدات و تفكرات دربارة آثار ملي در ضمن سفر اصفهان و فارس) به دعوت انجمن آثار ملي مطالبي اظهار داشته كه نقل آن كيفيت آثار تاريخي اصفهان را در آن تاريخ روشن مي‌كند و معلوم مي‌دارد كه تا چه حد وضع آثار باستاني اصفهان اسف انگيز بوده است. فقيد سعيد در سخنراني خود پس از ذكر مطالبي درباره نفاست و اهميت جهاني ابنيه تاريخي اصفهان و مدرسه چهارباغ و تالار اشرف و پلهاي سي و سه چشمه و خواجو نام برده چنين اظهار داشته است:

«....اما از تفكراتي كه از مشاهده اين آثار دست مي‌دهد گذشته از محبت و اعجابي كه شخص نسبت به صفويه و همت و غيرت و ذوق و سليقه آنها پيدا مي‌كند نسبت به حالت حاليه آنها نمي‌توانم به زبان بياورم كه چه حالي براي انسان دست مي‌دهد و شايسته هم نيست كه همه چيز در چنين محضري گفته شود، همين قدر عرض مي‌كنم بدواً من مردد ماندم كه عشق و شور و هنرمندي و علو همت مؤسسين و مباشرين و موجدين اين آثار را بيشتر مايه حيرت بدانم يا پستي و بي‌همتي و بي‌لياقتي و بي حسي و شقاوت كساني كه اين طور چنين نفايس را مورد بي‌اعتنايي و بي‌مبالاتي قرار داده يا راضي به تخريب آنها شده‌اند و حقيقۃ اين مسئله براي من معما است كه ايراني كه داراي آن ذوق و حس است و اين قسم آثار را ايجاد مي‌كند چگونه است كه اين اندازه در قدرداني نسبت به آنها كوتاهي دارد و در صورتي كه اين آثار يادگارهاي عزيز پدران ما و مفاخرملي ما و اسباب اعتبار و آبرومندي و شرافت ما در انظار مردم دنيا است چرا ما هيچ قدر و منزلتي براي آنها قائل نيستيم، اين مساجدي كه اسم بردم كاشيهاي آنها هركدام جواهري است گرانبها يك‌يك مي‌ريزد و جاي آن سفيد مي‌ماند بطوري كه شخص با حس چون آن را مي‌بيند گويي تير به چشمش مي‌خورد ولي كساني كه حفظ و سرپرستي اين ابنيه وظيفه ديني و ملي آنها است به هيچ وجه متأثر نيستند و در كمال سرفرازي هر روز در اين مساجد رفت و آمد مي‌كنند. روي آن كاشيها بقدري گرد و خاك نشسته كه آب و رنگ بسياري از آنها ديده نمي‌‌شود. طاق‌ها و ديوارهاي آن شكست مي‌خورد و كسي غم ندارد، عمارات چهل ستون و عالي‌قاپو تا چندي قبل زباله‌دان بود و فقط پس از تشكيل قشون جديد اصفهان كه يكي از مراكز قشوني گرديد صاحب منصبان اهتمامي كردند و آنها را از ابتذال و نكبت بيرون آوردند(37). اين عمارات چنانكه عرض كردم همه مزين به نقوش و تصاوير بوده ولي در دوره‌هاي سابق مثل اينكه آنها را ننگ و عار دانسته باشند روي آنها را گچ كشيده بودند كه اخيراً متصديان حكومت و قشون وقتي كه درصدد احياي آنها برآمده‌اند با زحمت زياد آن گچ‌ها را از روي تصاوير برداشته ولي البته از آب و رنگ و جلوه آنها بسيار كم شده و بعضي از آنها هم بكلي ضايع بوده كه اصلاح و استخلاص آنها ممكن نشده است، عمارات و قصور متعدد ديگر كه از صفويه يادگار بوده بايد شرح و تفصيل آنها را در سياحتنامه‌هاي اروپاييان كه سابقاً به اصفهان رفته و آن ابنيه را ديده‌اند خواند و تصاوير آنها را ديد زيرا كه آن ابنيه را چنان منهدم كرده و برانداخته‌اند كه جاي آنها مثل كف دست صاف است. مسجد جامع كه به آن اشاره كردم و جامع خصايص قدمت و كهنگي و مزاياي صنعتي مي‌باشد چنان خراب شده كه عن قريب به جاي اينكه محل عبادت و قيام به وظائف ديني باشد مسكن و مأواي جغد و بوم خواهد بود»(38).

دورنمايي كه مرحوم ذكاء الملك فروغي از وضع تاريخ اصفهان به دست داده در حقيقت تصويري از وضع اسفناك كليه آثار تاريخ اصفهان در اواخر عهد قاجاريه است. وقتي كه نسبت به تعمير بناهاي عظيم و درجه اول اصفهان مانند مسجد شاه و مسجد جمعه و عمارات عالي‌قاپو و چهلستون تا اين حد سستي و مساحمه و در بعضي مواقع ظلم روا مي‌داشته‌اند وضع ابنيه تاريخي گمنام شهر اصفهان روشن است كه با چه نابساماني و آشفتگي و فلاكت توأم بوده است، يك نظر به عكسهاي كتاب آثار ايران از انتشارات اداره كل باستان شناسي(جلد دوم-جزوه    [26]    اول)-و (جلد اول جزوه دوم) به زبان فرانسه كه اكثر آنها قبل از تعميرات اساسي آنها برداشته شده اين حقيقت را بخوبي آشكار مي‌نمايد. عكس گنبد مسجد شيخ لطف الله در اين مقاله كه وضع اين مسجد را قبل از شروع به تعمير آن نمايش مي‌دهد نمونه بارزي از وضع متأثر كننده آثار عظيم تاريخي اصفهان در اواخر عهد قاجاريه و مقارن تشكيل سلسله پهلوي است.

منظره ميدان نقش جهان در عصر پهلوي

احياء ميدان نقش جهان و ساير آثار تاريخي و هنري ايران در عصر پهلوي

تشكيل انجمن آثار ملي در سال 1301 خورشيدي با شركت شخصيتهايي مانند مرحوم مستوفي الممالك و حاج سيد نصرالله تقوي و مشيرالدوله و محتشم السلطنه اسفندياري و عبدالحسين   [27]    تيمورتاش(سردار معظم خراساني) و ذكاء الملك فروغي و ارباب كيخسرو و تدوين قانون عتيقات كه در 12 آبان ماه 1309 شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و آيين نامه آن در 28 آبان ماه 1311 از تصويب هيئت دولت گذشت و كليه آثار صنعتي و ابنيه و اماكني را كه تا اختتام دوره سلسله زنديه در مملكت ايران احداث شده اعم از منقول و غيرمنقول در تحت حفاظت و نظارت دولت قرار داد اولين قدم در راه احياء تاريخي اصفهان در عصر پهلوي بايد به شمار آورد.

بعضي از باستان شناسان و ايران شناسان خارجي نيز مانند پروفسور پوپ در توجه دادن ايرانيان به ارزش و اهميت و عظمت و خلاقيت هنر و نفاست آثار تايخي خود از طريق انتشارات رسالاتي مانند(صنايع ايران در گذشته و آينده) و ايراد سخنراني‌هايي در اين زمينه سهم بسزايي داشته‌اند.

شاهنشاه فقيد در بدو جلوس به تخت سلطنت با احياي صنايع و تشويق هنرمندان و حفظ آثار ملي و ابنيه تاريخي و تأسيس موزه و كارگاه‌هاي قالي‌بافي و زري بافي و كاشي‌سازي و خاتم كاري و ترويج خط خوش و تذهيب و ساير هنرهاي زيبا صميمانه همت گماشت و به دستور پادشاه دولت در نمايشگاههاي بين المللي صنايع ايران در امريكا در سال 1926 مسيحي(1344 هجري قمري) و لندن در(1931) و مسكو و لنين‌گراد(1935) شركت جست و به طبع كتاب بزرگ «بررسي هنر ايران»(39) در شش جلد قطور به همت و كوشش پروفسور پوپ و به قلم هفتاد تن از دانشمندان و متخصصيان عالم كمك كرد، اين كتاب نفيس كه در نوع خود بي‌نظير است در زمينه هنرهاي زيبا و صنايع عمان خدمت را به ايران نموده است كه تريخ ادبي پروفسور براون(40) در زمينه ادبيات انجام داده است(41).

تأسيس موزة ايران باستان و تشكيل اداره كل باستان شناسي و استخدام آقاي آندره گدار (42) مدير و متخصص فرانسوي براي راهنمايي و خدمت در سازمان باستان شناسي و تهيه فهرست آثار تاريخي ايران از اقدامات مفيد عصر پهلوي و در زمره اولين گامهايي به شمار مي‌رود كه در راه احياء آثار تاريخي و توجه به محافظت و مراقبت آثار نفيس تاريخي كشور و از آن جمله آثار اصفهان برداشته شده است.

تعمير آثار تاريخي اصفهان در سال 1311 شمسي با اقدام به تعمير شكست بزرگ ايوان مسجد شاه آغاز شد و سپس تعمير اطراف ميدان نقش جهان و گنبد مسجد شيخ لطف الله كه به ويراني گرائيده بود در برنامه اقدامات اساسي قرار گرفت، هم اكنون گنبدها و مناره‌هاي مسجد شاه و مسجد شيخ لطف الله و مدرسه چهارباغ مانند عصر ساختمان آنها در زير آسمان نيلگون اصفهان ديدگان تماشاچيان را به سوي خود خيره مي‌كند. ديگر يك قطعه كاشي افتاده در مسجد شيخ لطف الله و مدرسه چهارباغ و مسجد شاه و مسجد جمعه به چشم نمي‌خورد. مسجد جمعه كه مهمترين بناي تاريخي اصفهان به منزله موزه معماري اسلامي در كشور ايران است پس از تعميرات مفصل و دامنه‌داري كه طي سي سال اخير در آن به عمل آمده در حقيقت موجوديت ثانوي پيدا كرده است. بناهاي ديگر داخل شهر اصفهان مانند هارون ولايت و مسجد علي و مقبره و مدرسه باباقاسم و امامزاده اسماعيل و امامزاده جعفر و بابا ركن الدين و عالي‌قاپو و مناره‌هاي ساربان و مسجد علي و چهل دختران و باغ قوشخانه و مسجد حكيم و دهها بناي تاريخي ديگر به تدريج در برنامه تعمير آثار ملي قرار گرفت و استادان چيره دست بنا و كاشيكار در اجراي منويات شاهنشاه فقيد با كسب تعليمات فني از اداره كل باستان شناسي كه در كشور ايران مؤسسه‌اي نوبنياد بود دست به كار ساختن و پرداختن آنها شدند.

در دورة سي ساله سلطنت شاهنشاه آريامهر بدنبال اقدامات دورة اول اقدامات وسيع و دامنه‌داري در مورد تعمير و ترميم آثار تاريخي داخل و خارج شهر اصفهان به عمل آمد و تعمير بناهايي مانند مسجد شاه و مسجد شيخ لطف الله در ميدان نقش جهان به مرحله اتمام رسيد و در آثار ديگري مانند عالي‌قاپو و چهلستون و هشت بهشت كارهاي تعميراتي با جديت تمام دنبال شد. هم اكنون كه اين مقاله نوشته مي‌شود تعميرات آثار مزبور ادامه دارد و طرح عالي ميدان نقش جهان صورت عمل بخود مي‌گيرد، به موجب اين طرح ميدان نقش جهان شكل تاريخي خود را باز خواهد يافت و با روشن شدن تمام ميدان و آثار مشهور تاريخي اطراف آن بر اساس استفاده از نور غيرمستقيم، شب هنگام منظره‌اي بخود خواهد گرفت كه تا سالهاي اخير تصور آن هم شايد در عالم خيال امكان پذير نبوده است.    [28]

 

پاورقي ها:

1-با توجه به موقع فعلي محله در بكوشك در اصفهان نگارنده چنين استنباط مي‌كند كه باغ نقش جهان خيلي وسعت داشته و ميدان فعلي نقش جهان قسمتي از آن باغ محسوب مي‌شده است. در دوره جانشينان تيمور قصري در كنار آن بنا شده كه عمارت عالي‌قاپوي فعلي دردوران شاه عباس اول در محل همان قصر بنا شده و ميدان نقش جهان كه وسعت امروزي را نداشته است نيز به دستور اين پادشاه پس از انتخاب اصفهان به پايتختي تا حدود امروزي آن وسعت داده شده و آثار تاريخي مسجد شاه و عالي‌قاپو و مسجد شيخ لطف الله و سر در قيصريه و چهاربازار در اطراف آن بنا شده است. يكي از آثار تاريخي موجود اصفهان سردر زاويه يا خانقاه دربكوشك است كه آن را باب القصر نيز مي‌گفته‌اند و چون نگاهداري آن در محل اصلي با مخاطراتي مواجه بوده است به باغ چهلستون انتقال داده شده و بر يكي از ديوارهاي ضلع غربي باغ نصب شده است. كتيبه اين سردر بنام ابوالمظفر رستم بهادرخان از سلسله آق قويونلو تزيين شده و تاريخ بناي آنسال 902 هجري در كتيبه آمده است. شيرسنگي آن را در بازار قيصريه آويزان كرده بوده‌اند و بر اثر سقوط پاهاي آن شكسته است. شير آسيب ديده دربكوشك در حال حاضر در گوشه‌اي از محل اصلي سر در تاريخي دربكوشك قرار دارد.

2-جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي-ترجمه فارسي چاپ تهران صفحه 179.

3-تاريخ راحه الصدور و آيه السرور در تاريخ آل سلجوق چاپ تهران صفحه 142.

4-جلد اول تاريخ عالم آراي عباسي چاپ تهران صفحه 30 و 31.

5-نسخه خطي قصص الخاقاني متعلق به كتابخانه مركزي دانشگاه اصفهان صفحه 22.

6-رجوع شود به نسخه خطي كتاب وقايع السنين و الاعوام متعلق به كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران صفحه 535.

7-صفحه 760 جلد دوم تاريخ عالم آراي عباسي چاپ تهران.

8-جلد دوم تاريخ عالم آراي عباسي صفحه 634.

9-جلد دوم تاريخ عالم آراي عباسي چاپ تهران صفحه 780.

10-روضه الصفويه نسخه خطي. نقل از زندگاني شاه عباس اول جلد دوم صفحه 286.

11-زندگاني شاه عباس اول جلد دوم تأليف استاد نصرالله فلسفي صفحه 287.

12-Pietro Della Valle جهانگرد ايتاليايي است كه در دوران سلطنت شاه عباس اول اصفهان را ديده است.

13-زندگاني شاه عباس اول جلد دوم صفحه 289.

14-زندگاني شاه عباس اول جلد دوم تأليف نصرالله فلسفي صفحه 304-307.

15-Don Garcias De Silva Figueroa

16-P’ere Jean Thadee

17-Piazza Navona معروفترين و زيباترين ميدان شهر روم كه به نظر بسياري از مردم مغرب زمين در دنيا ميداني از آن زيباتر وجود ندارد و فقط كساني كه اين ميدان را ديده و با اين نظر آشنا هستند مي‌توانند بفهمند نويسنده حتي با ذكر عقيده خود داير بر تجيح ميدان شاه به ميدان ناوونا چه جسارتي از خود بروز داده وتا چه حد تحت تأثير زيبايي ميدان شاه اصفهان قرار گرفته است(رجوع شود به سفرنامه پي‌يترو دلاواله ترجمه دكتر شعاع الدين شفاء چاپ تهران).

18-پي‌يترو دلاواله در بيان جهت جغرافيايي ميدان نقش جهان اشتباه كرده است زيرا مقصود او مسجد شاه بوده كه مقارن اتمام مسجد شيخ لطف الله مشغول پي‌ريزي آن بوده‌اند و در ضلع جنوبي ميدان قرار دارد نه قسمت فوقاني آن.

19-مقصود شاردن از ذكر اين نكته‌كه شاهان ايران تا موقع تاجگذاري به حال كودكي بسر مي‌بردند جانشينان شاه عباس اول تا شاه طهماسب دوم است كه هميشه در چهار ديواري حرم تحت نظر بودند و معاشرين و ندماي آنها خواجگان و زنان تشكيل مي‌داده‌اند و هنگامي كه به سلطنت مي‌رسيده‌اند هيچ گونه اطلاعي از مملكت داري و وظايف خود در امر خطير سلطنت نداشته‌اند.

20-شواليه شاردن فرانسوي، قسمت شهر اصفهان ترجمه حسين عريضي صفحه 38.

21-Ernst Herzfeld پروفسور هرتسفلد از بزرگان مستشرقين و ايران شناسان نامي است كه اهميت دخالت ايران در دوره ساساني را در تاريخ معماري و صنعت عالم معرفي نموده و در نتيجه مطالعات و تحقيقات فراوان در خصوص معماري و ابنيه ايران قديم دايره اطلاعات ديگران را كه در اين باب بسيار محدود بوده است وسعت كامل بخشيده است. وي اول بار در تخت جمشيد با روش علمي به حفاري پرداخت و نتايج عالي بدست آورد. سلسله انتشاراتي كه به زبان آلماني تحت عنوان(اطلاعاتي راجع به آثار باستاني ايران) توسط او منتشر مي‌شده نماينده پشتكار و مهارت كامل او دربارة اين موضوع است. كتاب مهم او كه به زبان انگليسي در سال 1941 ميلادي در آكسفورد به طبع رسيده (ايران و شرق قديم) نام دارد و بزرگترين تأليف او در سال 1947 ميلادي در امريكا انتشار يافته است در باب (زردشت و دنياي عهد او) مي‌باشد.

22-بطوريكه مؤلف كتاب (الاصفهان) متذكر شده كتاب وي در ده دفتر تدوين شده ولي متأسفانه تا اين تاريخ بيش از يك جلد از كتاب وي به طبع نرسيده است و از ساير مؤلفات وي اطلاعاتي در دسترس ما نيست.

23-ليور Livre مقياس پول كه در ازمنه و نواحي مختلف يكسان نبوده است و نيز مقياس وزن بوده كه تقريباً برابر با چهار كيلو مي‌شده است.

24-براي اطلاع بيشتر از هربرت و ارزش سفرنامه او رجوع شود به جلد اول كتاب «اسناد مصور اروپاييان از ايران» صفحه 121-130 تأليف دكتر غلامعلي همايون.

25-رجوع شود به كتاب «اسناد مصور اروپائيان از ايران» جلد اول تأليف دكتر غلامعلي همايون و توصيف ميدان نقش جهان از سفرنامه دوليه دلند ترجمه دكتر محسن صبا در شماره صد و يكم مجله هنر و مردم.

26-بيشتر سياحان اروپايي در تعيين ابعاد اين ميدان دچار اشتباه شده‌اند . اندازه حقيقي ميدان نقش جهان به شرح زير است:

طول شرقي ميدان از شمال به جنوب 503 متر و طول غربي506 متر، عرض شمالي ميدان از شرق به غرب 158 متر و عرض جنوبي 159 متر.

27-اكو Ecu پول نقره كه معمولاً معادل سه ليور و گاهي هم شش ليور بوده است (ليور Liver نيز مقياس پول فرانسه بوده كه در ازمنه و نواحي مختلف يكسان نبوده است و همچنين مقياس وزن بوده كه تقريباً مطابق با چهاركيلو مي‌شده است).

28-رجوع شود به صفحه 65 و 66 سفرنامه سانسون ترجمه دكتر تقي تفضلي.

29-كوچه پشت مطبخ هنوز هم به همين نام وجود دارد و محل رفت و آمد عابرين و وسايط نقليه است.

30-سفرنامه كارري ترجمه دكتر عباس نخجواني و عبدالعلي كارنگ چاپ تبريز صفحه 77 تا 83.

31-اين سياح نيز مانند اكثر جهانگردان اروپايي نتوانسته ابعاد حقيقي ميدان نقش جهان را تعيين نمايد.

32-سفرنامه از خراسان تا بختياري هانري رنه دالماني ترجمه فارسي. صفحه 926.

33-Vers Isphahan

34-فردريك چارلز ريچاردز Ferederick Charles Richards عضو انجمن سلطنتي نقاشان و حكاكان انگلستان به سال 1878 در نيوپورت New Port در انگلستان متولد گرديد و در 27 مارس 1932 در سن 54 سالگي در گذشت. وي در كالج سلطنتي هنرهاي زيبا عضويت داشت و در آنجا تدريس مي‌كرد. آثار هنري او در موزة ويكتوريا و آلبرت و طالار هنرهاي زيباي نيوپورت و چندين موزه ديگر نگاهداري مي‌شود در شرح حال او نوشته‌اند چنانكه فقط به نقاشي نمي‌پرداخت در نويسندگي بسيار مشهور مي‌شد.

مجله New and Then در يكي از شماره‌هاي خود طي مقاله‌مبسوطي سفرنامه وي را چنين توصيف كرده است: فردريك ريچاردز با چنان مهارت و استادي زيبايي‌هاي ايران را به قلم آورده كه حقيقتاً شگفت‌انگيز است. در واقع با همان سهولتي كه مداد نقاشي را بكار مي‌برد از كلمات و عبارت نيز استفاده مي‌نمايد. نيرومندي و سختي و خشكي صحاري ايران،‌شكوه و عظمت سلسله كوههاي آن، آرامش و زيبايي باغها و جنبش بازراهاي آن را چنان توصيف مي‌كند كه خواننده خود را در مقابل آنها مي‌بيند.

35-پني Penny تقريباً‌معادل يك ريال است.

36-رجوع شود به سفرنامه فردريك چارلز ريچاردز-ترجمه فارسي. چاپ تهران. صفحه 6 تا 10.

37-احداث نرده باغ چهلستون و نظافت باغ مزبور و كاخهاي چهلستون و عالي‌قاپو در آغاز استقرار ارتش در عهد شاهنشاه فقيد در اصفهان مرهون علاقه و جديت مخصوص تيمسار سرلشگر محمدحسين فيروز كه در آن وقت رياست ستاد لشگر اصفهان را به عهده داشتند، مي‌باشند و با وجوهي كه از ممرهاي غيردولتي براي استفاده ارتش فراهم مي‌شد ابنيه مزبور را از صورت ناپسند گذشته خارج كردند و افسران و علاقمندان ديگر نيز با ايشان همكاري نموده‌اند، تيمسار سرلشگر محمد حسين فيروز از اعضاء هيئت مؤسسين انجمن آثار ملي ايران نيز مي‌باشند.

38-نقل از مجلد سوم گزارشهاي باستان شناسي صفحه 382 و 383 و 384.

39-A Survey Of Persian Art.

40-Professor Edward Granville Browne از دوستداران صميمي تاريخ و ادبيات ايران است و شاهكار تأليفات او «تاريخ ادبيات ايران» كه در چهار جلد از 1902 تا 1924 ميلادي به زبان انگليسي به چاپ رسيده به وسيله مرحوم رشيد ياسمي و جناب آقاي علي اصغر حكمت و جناب آقاي علي پاشا صالح به زبان فارسي ترجمه شده است.

41-رجوع شود به كتاب (يادگار عمر) تأليف سناتور دانشمند جناب آقاي دكتر عيسي صديق اعلم صفحه 296.

42-Andre Godard