|
|
||
صديق، مصطفي. "يادداشتي درباره حفاريهاي باستانشناسي در استان گيلان". دوره 9، ش 105 (تير50): ص53-55، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:ناطق مورد بررسي، هيات باستانشناسان ايراني، آثار بدست آمده: سلغر طلاي كلورز، مجسمه اك سفالي يك زن، مجسمه اكهاي مفرغي حيوانات ازمارليك. |
|
|
يادداشتي دربارة حفّاريهاي علمي
باستانشناسي در اُستان گيلان
گردآورنده: مصطفي صديق
اين يادداشتها كه دربارة كاوشهاي باستانشناسي نوشته شده كسب فيضي بود كه نگارنده در طي ساليان دراز از محضر استادان عاليقدر باستانشناس ايراني كه براي حفاري به مناطق گيلان سفر ميكردند برده است. بي هيچ ابائي شك نيست اين يادداشتها بي عيب و نقص نخواهد بود. اما من دل بر آن داشته ام كه استادان چيره دست و مسلم روزگار خرده بر صاحب اين قلم نخواهند گرفت چرا كه هر چند بررسي اجمالي و مختصري است ولي باز نكاتي در اين مقاله به زبان قلم آمده كه روشنگر پاره اي از تمدن باستاني اين سرزمين كهنسال است شايد كه اين يادداشتها انگيزه اي شود كه انديشمندان از اين سرزمين پهناور باستاني يادي نمايند تا مشتاقان را چراغي فرا راه تاريكيهاي تمدن آريائي باشد. استان گيلان از مناطق باستاني ايران است كه هزاران سال پيش مهد تمدن و فرهنگ و محل نشوونماي اقوام باستاني اين سرزمين بوده است. |
|
هيئت باستان شناسان ايراني تا سال 1347 زير نظر آقاي مهندس علي حاكمي و از سال 47 به بعد زير نظر آقاي شهيدزاده فعاليت علمي خود را ادامه ميدهند،اطلاع باستانشناسان و مورخين خارجي از منطقه گيلان بسيار محدود بوده و در چند مورد نيز كه در نوشتههاي آنان ذكري از اين مناطق ميشد ناقص و مورد قبول علمي نبود،خوشبختانه با آمدن اكيپهاي مجهز علمي ايراني باين منطقه و تلاشهاي پي گير آنان ثابت شد كه در اوايل هزارة اول ق – م. استان گيلان ناحيه نه تنها خود بنيان گذار اين تمدن عالي محسوب ميشوند بلكه رابطه هنري عميقي با همسايگاه و ممالك همجوار خود داشته اند. در كافر كُش كِلورَزْ رودبار گيلان آثار ارزنده و گرانبهائي بوسيله باستانشناسان از دل خاك بيرون آمد كه مربوط به اقوام «مرد» Mard تيره اي از قوم كاسپي بوده است. در 2700 سال پيش قوم متمدن «مُرد» كه شعبه اي از اقوام كاسپي يعني ساكنين ساحلي درياي مازندران محسوب ميشدند «كافر كُش» را براي سكونت خويش برگزيدند،در اين منطقه آثار ارزنده و منحصر بفرديكه اولين بار در كاوشهاي اين منطقه بدست آمده از قبيل مجسمههاي مفرغي،گوزن،گاو،اسب و سگ را ميتوان نام برد كه از نظر علمي و هنري واجد اهميت فراوانند. مجسمههاي سفالي انسان و بز بالدار و گاو و حيوانات مختلف ديگر چنان با مهارت و استادي ساخته شده كه سازندگان باستاني اين ناحيه مورد اعجاب و تحسين قرار ميگيرند. تزئينات زرين مكشوفه از گردن بندهاي طلا و گوشواره و انگشتري و پلاكهاي جالب و تزئينات لباس و گردن بندها كه با عمق و لاجورد آميخته شده تشكيل ميگردد و بسياري اشياء ديگر كه در گورستانها بدست آمده بصورت شاهكارهاي هنري شناخته شده است. نقوش كنده شده روي جامهاي طلاي مارليك و ليوان طلاي كِلُورَزْ حاكي از اين است كه مردم اين ناحيه در آن [54] زمان با اقوام همجوار خويش از قبيل مادها و مانها و اورارتورها و سكاها و نواحي مختلف قفقاز ارتباط مستقيم داشتند. |
|
|