|
|
||
زماني، عباس. "گوشوار و گوشوار تزييني در آثار تاريخي اسلامي ايران". دوره 9، ش 106 (مرداد 50): ص2-16. |
||
خلاصه: |
|
|
گوشوار و گوشوار تزييني در آثار
تاريخي اسلامي ايران
دكتر عباس زماني
استاديار
دانشكده ادبيات و علوم انساني
دانشگاه
تهران
گوشوار يكي از عناصر معماري است كه
در جريان تحوًّل خود جنبه تزييني گرفته و
به عبارت ديگر در جملة هنرهاي تزييني به
شمار آمده است. گوشوار يا طاق روي گوشه در
قبل از اسلام اساساً براي تسهيل تعبيه يك
گنبد مدوّر در روي يك پلان مربع بكار
ميرفته ولي تحول چشمگير خود را در دورة
اسلامي بدست آورده است. ما اين عناصر مهم
را در چهار قسمت بشرح ذيل مورد بررسي قرار
ميدهيم: 1- تعريف و تكنيك گوشوار. 2- اشاعه گوشوار در قبل از اسلام. 3- تحول گوشوار در دوران اسلامي. 4- گوشوار تزييني. الف-
تعريف و تكنيك گوشوار:
گوشوار از نظر لغوي بمعني شبه گوش و
نظير گوش است1. و
احتمالاً چون اين طاق روي گوشه شباهت به
گوش داشته گوشوار و گوش فيلي يا فيلگوش
ناميده شده است2. از نظر معماري باين ترتيب از گوشوار
تعريف شده است: «گوشوار: طاق مورّب چپانده شده در
هر يك از گوشههاي يك بناي مربع،كه چهار
پهلوي بريده شده تعبيه ميكند و تحول پلان
مربع را به پلان هشت ضلعي،پاية گنبد،اجازه
ميدهد»3. «گوشوار: قسمت سقف بريده
شده،گنجانيده شده به شكل در نما،در گوشه
يك ساختمان (V. Part. encycl.)
. . . archit.
مشخص ميشود: گوشوار كروي،يا گوشوار طاقچه
اي،به شكل مقعر؛گوشوار واقع در
گوشه؛گوشوار با دور گرد،كه ترتيب آن يك
بادبزن را بخاطر ميآورد؛گوشوار مخطط،كه
نيمرخ آن راست است؛گوشوار روي گوشه،كه
پهلوي بريده شده را در زاويه يك ساختمان
ميسازد . . . . گنبد روي گوشوار با استعمال
گوشوارها بمنظور تحول پلان مربع به پلان
مدور صورت ميگيرد»4.
«در مورد مسئله اساسي قراردادن گنبد روي
سطح مربع ساختمانهاي ايلخاني از طرحي كه
در دورة سلجوقيان به كار ميرفت،استفاده
كردند. نيم طاقها،كه در اطراف اطاق ساخته
ميشد،پاية هشت گوشي گنبد را تشكيل ميدادند.
وقتي قوس دروني سطح گنبد مماس با نقطه
ميانه اضلاع هشت گوش بود،هر يك از زاويههاي
هشت گوش در فضاي خالي آويزان ميماند. در
بعضي از ساختمانها براي احتراز از اين امر
يك محل انتقالي در بالاي هشت گوش ايجاد
ميگرديد. اين محل يك شكل شانزده گوش بود كه
به وسيلة همان تعداد طاق بوجود ميآمد و
پايه اي براي گنبد تشكيل ميداد و پيش آمدگي
گوشهها و زوايا را به حداقل تقليل ميداد»5. تعريفهاي مذكور تا اندازه يي شكل و
انواع مختلف گوشوار و روش و مورد ايجاد آن
را بيان كرد و ما اضافه ميكنيم كه براي
تبديل كثيرالاضلاع،از جمله چهاربر،به
دايره يا نزديك كردن محيط آن به محيط دايره
ميتوانيم اضلاع آنرا تكثير كنيم و هر چند
عمل تكثير
را ادامه دهيم كثيرالاضلاع به
دايره
[3] احتمالاً معماران دوره ساساني (651 – 224 م) با توجه به اين قاعده محيط پلان مربع آتشكدهها و كاخهاي سلطنتي را به دايره يي كه بايد پاية گنبد مدور قرار گيرد تبديل ميكردند و در اين عمل گوشوار عامل اصلي تكثير الاضلاع بوده و در اولين وهله عملاً مربع را بيك كثيرالاضلاع هشت ضلعي تبديل ميكرده است. تالارهاي مربع دورة ساساني چه در آتشكدهها و چه در كاخهاي سلطنتي داراي چهارستون تقريباً چهارگوش يا گرد در چهارگوشه و چهار مدخل در چهار ضلع بوده است (شكل1). يكي از مدخلها در ورودي را تشكيل ميداده و سه تاي ديگر به اطاقهاي مجاور يا فضاي آزاد راه ميداده است. اين مدخلها غالباً عبارت از يك درگاه فراخ و گاهي نيز بيش از يك درگاه بوده است كه هم اكنون نمونه يك درگاهي آن در آتشكدههاي نيزار كاشان6،فيروزآباد7،قصرشيرين8 ونمونههاي سه در گاهي آن در كاخهاي سروستان9 و دامغان10و قصرشيرين11 كه همه [3] از دورة ساساني ميباشند ديده ميشود (شكل2). |
|
|
هنگامي كه هر يك از دو صفحه تا يك چهارم ضلع ديوار پيش ميرفت نيم هرم يا نيم مخروطي بوجود ميآمد كه قاعدة مقطع عمومي آن ضلع يك هشت بر تقريباً منتظم را تشكيل ميداد و رل اين نيم هرم يا نيم مخروط كه فرانسويها آن را «ترمپ دانگل – (Trompe d’angle)» يا ترمپ آنگولر (Angulaire) ناميده اند12 به انجام ميرسد. پس از اتمام چهار گوشوار پلان مربع تالار عملاً به هشت بر تبديل ميشد و معمار شروع به بالا بردن چهار ديوار بين گوشوارها ميكرد. [4]
هر يك از چهار ديوار بتدريج بالا ميآمد
و به تبعيت از چهار گوشوار با تمايل ملايمي
در فضاي خالي به داخل تالار جلو ميرفت و
وقتي ارتفاع آنها به رأس گوشوارها ميرسيد
هر يك شكل ذوزنقه يي بخود ميگرفت كه
فرانسويها آن را نوعي پاندانتيف (Pendentif)
مينامند (شكل 4). اين چهار گوشوار و چهار
پاندانتيف در بالا شكل دايره يي را مجسم
ميكرد كه پاية گنبد مدور بود13. |
106_4_3 | ||
شكل 7- گوشواري از تالار مربع جنوبي مسجد جامع اصفهان مربوط به دورة سلجوقي |
شكل 6- داخل مقبره شاه اسماعيل ساماني در بخارا مربوط به آخر قرن سوم هجري كه گوشوار و قسمتي از منطقه تغيير حالت از مربع به مدور را نشان ميدهد |
ب-
اشاعه گوشوار در قبل از اسلام:
ميدانيم كه ساليان دراز بين كشور ايران و همسايگان غربي آن روابط هميشگي وجود داشته است. اين روابط گاهي دوستانه و تجاري و غالباً خصمانه و جنگي بوده است كه ميتوان تماسهاي آن را در زمان اشكانيان با سلوكيان و روميها و در زمان سلسله ساساني با روميان سلف كشور بيزانس ياد آور شد14. چه روابط جنگي وچه تماسهاي تجاري نتايج مؤثري در نفوذ متقابل هنرهاي ايران و همسايگانش داشته است و استفادة شاپور اول از هنرمندان و مهندسين رومي كه به اسارت ايران درآمده بودند از آن جمله است15. در زمان روميان هنر روم و يونان اساس هنر آسياي غربي را تشكيل ميداد ولي پس از تشكيل دولت روم شرقي يا بيزانس هنر اين سرزمين رومي برسه پاية اصلي،سنتهاي آسيائي و مسيحي و يوناني،قرار گرفت به نحوي كه هنر يوناني در تحت سلطه سنتهاي آسيائي واقع شد و هنر جديدي بنام هنر بيزانسي بوجود آمد. |
|
|
وارث مستقيم سنتهاي آسيائي سلسله
ساساني بود كه از مجموع اين سنتها هنر نو و
فعالي بوجود آورد كه با سرعت دنياي آن روز
را در شرق و غرب فرا گرفت16.
طبق نظر ديولافواي (Dieulafoy)
فرانسوي17و بعضي
دانشمندان ديگر معماري ايران در اين
عصر،مانند ساير رشتههاي هنري،معماري
آسياي غربي را تحت نفوذ شديد قرار داد
[5] |
|
||
شكل 9- گوشوار سمت راست سر در شمال شرقي مسجد امام حسين تهران مورخ 1385 هجري قمري. در طرفين قوس آن دو پاندانتيف كوچك ديده ميشود. |
شكل 8- يكي از ايوانچههاي غرب حياط مسجد سپهسالار تهران كه در آن گوشوار معمولي و پاندانتيف در كنار هم ديده ميشود |
|
|
آنگاه معمار شروع به بالا آوردن چهار گوشه ميكرد و اين گوشهها و يا به عبارت ديگر مثلثات خالي گوشهها،با تمايل ملايمي بالا ميآمد و وقتي ارتفاع آنها به قلّه چهار نيم دايره ميرسيد محيط دايره پاية گنبد بوجود ميآمد18. اين مثلثها نيز به
فرانسه پاندانتيف [6]
ناميده
ميشود (شكل 5) و ميتوان تفاوتهاي محسوس دو
روش را اين طور خلاصه كرد: 1- معمار ايراني اول ترمپ دانگل را
ميساخت و بعد ديوارها را به تبعيت از آن با
تمايل ملايمي بالا ميآورد در حالي كه
معمار بيزانسي اول ديوارها را بشكل نيم
دايره بالا ميآورد. 2- شكل كلي پاندانتيف بيزانسي و ترمپ دانگل ايراني را ميتوان از داخل به مثلث متساوي الساقين تشبيه كرد كه در مثلث ايراني از قاعده و در آن بيزانسي از رأس شروع بساختن ميشد بعلاوه قاعدة مثلث ايراني در پائين يك ضلع هشت بري را نشان ميداد در حالي كه قاعدة مثلث بيزانسي در بالا يك چهارم پاية گنبد را مجسم ميكرد19. |
|
||
شكل11- بناي دوازده امام يزد مورخ 429 هجري كه يك گوشوار مزين به گچ را نشان ميدهد |
شكل 10- داخل مقبره ارسلان جاذب در سنگ بست مشهد مورخ 419- 387 هجري كه در آن گوشوار ديده ميشود |
|
وقتي در عمل دقت كنيم متوجه ميشويم
كه در روش ايراني گوشوار و ديوارها هر دو
بتدريج با تمايل ملايمي در فضاي خالي به
داخل اطاق پيش ميرود (شكل 4) در حالي كه در
روش بيزانسي اين عمل فقط بعهدة پاندانتيف
است (شكل 5). اين روش براي تالارهاي مربع
بيزانسي كه چهار ستون آن با چهار قوس نيم
دايره متصل ميشد نيز مناسب بود و از آن در
تالارهاي مدور هم استفاده ميكردند بهر حال
روش بيزانسي در سراسر كشور بيزانس اشاعه
يافت و مثالهائي از آن در اروپاي قرون وسطي
نيز مشاهده مي كنيم. |
|
|
استعمال
پاندانتيف كه منشاء آن را همان گوشوار
ايراني ميدانند در ممالك تابعه امپراتوري
بيزانس كه پس از هجرت زير سلطه حكومت اسلام
درآمد ادامه يافت و نمونه روشن آنرا در
تالار كاخ مشاتا كه آنرا از بناهاي وليد
دوم (125- 126 هجري) خليفه اموي ميدانند وجود
دارد. بهمين جهت باستان شناسان نفوذ
معماري ساساني را در اين كاخ محرز ميدانند
و حتي برخي آنرا از ساختههاي خسروپرويز
پادشاه ساساني (628- 590 ميلادي) ميشناسند.
بديهي است بيان تفاوت دو روش به آن معني
نيست كه در ايران پاندانتيف و در بيزانس
گوشوار ابداً بكار نرفته است بلكه ميبايد
گفت بنا بشرط موجود در ايران اكثر گوشوار و
در بيزانس اغلب پاندانتيف بكار برده شده
است20. ج
– تحول گوشوار در دوران اسلامي:
قبلاً گفتيم كه گوشوار براي تغيير
حالت پلان مربع يك تالار به دايره يي كه
پاية سقف مدور آن قرار ميگرفت يا به عبارت
[7] |
|
||
شكل 13- داخل تالار مربع مسجد جامع قزوين مورخ اوايل قرن ششم هجري كه يك گوشوار مزين به لوزيهاي آجري را نشان ميدهد |
شكل 12- گوشواري از تالار مربع مسجد جامع اردستان مربوط به دورة سلجوقي |
|
علاوه بر تالارهاي مربع براي پوشش ايوانچههاي دو طرف گالريهاي بعضي كاخهاي سلطنتي نيز از آن استفاده ميكردند. از جمله در كاخ سروستان مربوط بزمان بهرام گور (435- 421 م) دو گالري وجود داشت كه براي كم كردن عرض تسهيل ساختن سقف گهواره اي آنها در طرفين هر يك ايوانچههائي تعبيه كرده بودند و سقف آنها عبارت از نيم گنبدهائي بود كه بكمك [8] دو گوشوار درست شده بود21. بيش از چهار قرن گوشوار رل مهمي در معماري ساساني بعهده داشت و تغيير عمده اي در شكل آن بعمل نيامد تا اينكه با فتح اعراب و تشكيل امپراتوري اسلام مانند يك سرمشق مهم بدست معماران اسلامي در ايران و خارج ايران افتاد و چه در تالارهاي مربع و چه در ايوانچههاي طرفين گالريها بكار رفت. در گالريهاي رباط عمان در ماوراء اردن كه هم اكنون موجود است و از بناهاي خلفاي اموي شمرده ميشود ايوانچههائي وجود دارد كه سقفهاي نيم گنبدي آنرا با كمك گوشوارهاي كاملاً مشابه با آنها كاخ سروستان بنا كرده اند و اين مطلب مورد تأييد بعضي باستان شناسان قرار گرفته است22. در طرفين مدخل بزرگ كاخ المعتصم خليفه عباسي در شمال سامره دو اطاق وجود دارد. جلو خانهاي اين دو اطاق بشكل ايوانهاي كم طول است كه سقفهاي نيم گنبدي آنها نيز با كمك گوشوار ساخته شده است23. در مساجد ايران غالباً تالار بزرگي (كه بطرف صحن كاملاً باز است) ساخته شده و ميشود. براي تهيه سقف بعضي از اين ايوانها نيز از گوشوار استفاده كرده اند به اين معني كه بدواً با كمك دو گوشوار يك نيم گنبد در انتهاي آن ميساختند و بعداً سقف را بوسيلة قوسهاي عرضي ميپوشاندند. |
|
در
اين قصر هم اكنون اطاق چهار گوشي وجود دارد
كه بالاي گنبد آن فروريخته است ولي چهار
گوشوار آن باقي است كه بين آنها و دايرة
پاية گنبد يك منشور كوتاه هشت ضلعي قرار
گرفته است و معلوم ميشود معماران عهد
خلفاي عباسي بهتر دانسته اند براي رسيدن
به پاية گنبد اضافه برچهار گوشوار يك
منشور كوتاه هشت ضلعي بكار برند24.
يك قرن بعد يعني در حدود سال 300 هجري
معماران ايراني براي پوشش تالار چهار گوش
مقبرة شاه اسماعيل ساماني در بخارا از
همين روش استفاده كرده اند نهايت براي
رسيدن به پاية دايره يي آن تفصيلات بيشتري
معمول داشته اند به اين معني كه بدواً چهار
گوشوار در چهار گوشه و چهار طاق نما در روي
ديوار چهار ضلع تالار كه هر يك داراي يك
قوس شكسته است ايجاد و بعد يك منشور كوتاه
هشت ضلعي و سپس يك منشور كوتاه شانزده ضلعي
ساخته و پاية دايره يي گنبد را روي آن قرار
داده اند25. در اينجا در گوشوارها تحول محسوسي
نسبت به سابق ديده ميشود (شكل 6) زيرا
گوشوارهاي ساساني عبارت از يك نيم هرم يا
نيم مخروط بوده و گوشوارهاي عهد عباسي هم
فقط در داخل گچ كاري مختصري شبيه مقرنس
داشت در حالي كه گوشوارهاي مقبرة شاه
اسماعيل ساماني شباهت زيادي به نماي يك
ايوان دارد25. اين روش باز هم تحول يافت و در زمان
سلجوقيان،عهدي كه ايران در وزارت خواجه
نظام الملك ثروتمند گرديده بود،به اوج
اعتلاي خود رسيد. در آن عهد مساجد معتبر
ايران داراي تالار رفيع چهار گوش بود كه
سقف آنها را گنبدهاي عظيم تشكيل ميداد. اين
گنبدها كه در بيش از ده مسجد آن عهد وجود
دارد با كمك همان عنصر قديمي ايراني يعني
گوشوار ساخته شده كه بهترين نمونه آن در
مسجد جامع اصفهان وجود دارد. اين مسجد يكي
از بناهاي بسيار مهم اسلامي است كه در قرون
اولية اسلام بوجود آمده و چند دفعه تعمير و
يا ترميم گرديده است و مورخين ايراني و عرب
در طي قرون و اعصار دربارة آن قلمفرسائي
كرده اند26. اين
مسجد داراي يك حياط مستطيل است كه در هر يك
از اضلاع آن يك ايوان و قسمتهاي ساختماني
ديگري وجود دارد. در عقب هر يك از ايوانهاي
جنوبي و شمالي يك تالار مربع واقع است و
طبق كتيبههاي موجود در زمان ملك شاه
سلجوقي (485 – 465 هجري) بنا گرديده27
و گنبد آن با كمك چهار گوشوار ساخته شده
است. تالار جنوبي شامل محراب است و در واقع
قلب مسجد را تشكيل ميدهد. اين تالار مربع
كه ضلع آن در حدود 15 متر است از طرف قبله،كه
محراب را در بر دارد،بسته است و در سه |
|
|
|
در بالاي اين هشت بر براي تسهيل
رسيدن بپايه گنبد يك شانزده بر منتظم و روي
اين شانزده بر يك استوانه كوتاه كه شامل
كتيبه و تاريخ ساخت تالار است تعبيه شده
است. ظاهراً تفاوتهائي بين اين تالار مربع
و تالارهاي چهار گوش دوره ساساني بخصوص در
منطقه تغيير حالت ديده ميشود كه تفصيل آن
از بناي زمان سامانيان نيز بيشتر است و
بجاي گوشوار ساده زمان ساساني،كه شبيه يك
نيم هرم ويا نيم مخروط بود،گوشوارهاي مسجد
اصفهان خود را مانند يك ايوان رفيع نشان
ميدهد كه هر يك شامل يك قوس شكسته بلند و در
داخل داراي چند طاق نما است (شكل 7). در دورة
سلجوقي رفيع ترين گنبدهاي يك پوشي تاريخ
معماري ايران بوجود آمده و در اين مورد
مانند هميشه عنصر اساسي را گوشوار تشكيل
ميداده است. پس از دورة سلجوقي نيز گوشوار
در اين نوع تالارها بكار رفته ولي بتدريج
كه براي نماي خارجي و عظمت بنا گنبدهاي
رفيع تر دوپوشي ساخته شد منطقه تغيير حالت
از تفصيل خود كاست. گنبدهاي دوپوشي بيشتر
در بناهاي قديمي مانند مقبرهها و
تالارهاي اصلي مساجد ايران معمول بوده
وهست. اين گونه گنبدها در دورة سلجوقي در
شمال ايران شروع شد (برجهاي لاجيم و رزگت)28
و بعداً رو به تحول رفت (گنبد مقبرة سلطان
سنجر در مرو29 و
گنبد ايوان جنوبي مسجد گوهرشاد مشهد30).
گنبدهاي دوپوشي در دورة صفوي شكل پيازي
بخود گرفت (مانند گنبد مسجد شاه در كنار
ميدان شاه اصفهان31)
|
|
||
آن شكل 21- مدخل بناي هارون ولايت اصفهان مورخ 918 هجري كه يك گوشوار موزائيكي را با قوس جناغي تيز نشان ميدهد |
شكل 20- سردر داخل مسجد كبود تبريز مورخ 870 هجري و گوشوار تزييني |
|
ولي در اينگونه گنبدهاي دوپوشي،كه
اولي از داخل با كاشي يا موزائيك و دومي از
خارج با آجر لعابدار تزيين ميگرديد،احتمالاً
احتياجي به رفعت سقف داخلي احساس نشد و
بهمين جهت از تفصيل منطقه تغيير حالت
كاسته گرديد و در عوض همكاري گوشوار و
پاندانتيف مورد توجه قرار گرفت. نمونه اين
نوع همكاري در گنبد مسجد علي اصفهان ديده
ميشود. در اين بنا معمار براي رسيدن
بپاية دايره يي سقف داخلي چهار گوشوار در
چهار گوشه و چهار طاق نما در روي چهار
ديوار تعبيه كرده است كه هر هشت تا داراي
قوسهاي شكسته ايراني ميباشد. پس از ايجاد
اين هشت طاق نما هشت گوشه خالي بين آنها
بوجود آمده كه معمار با استفاده از
پاندانتيف آنها را پر كرده و با ايجاد چهار
گوشوار،چهار طاق نما،هشت پاندانتيف دايرة
پاية گنبد را بوجود آورده است32
. اين همكاري را ما در ايوانچههاي
اطراف حياط مدرسه سپهسالار (شكل 8) و ناوهاي
جنبي ايوان جنوبي آن،مربوط به دوره
قاجار،نيز مشاهده ميكنيم و نمونة عصر
حاضر را در مدخل شمال شرقي مسجد امام حسين
تهران،بنياد شده در 1385 هجري قمري،ميتوانيم
ملاحظه كنيم (شكل 9). د-
گوشوار تزييني:
ميتوان براي تحول گوشوار دو دوره
قائل شد: يكي موقعي كه يك عنصر معماري بوده
و قسمتي از بار گنبد را بعهده داشته است.
ديگري هنگامي كه يك عنصر تزييني بوده و در
حقيقت بار پاية گنبد را سنگين ميكرده است.
گوشواريكه يك عنصر معماري است- اين نوع
گوشوار
[12] نيز،ولو بنحو خيلي ساده،جنبه
تزييني داشته است زيرا از همان اوايل با
تقعر خود يك نوع طاقچه را القا، ميكرده و
ميدانيم كه طاقچهها و طاق نماها در تاريخ
هنر معماري يك نوع تزيين بحساب ميآمده
است. مثالهاي اين نوع گوشوار بقرار ذيل است:
1-مقبره شاه اسمعيل ساماني مورخ
اواخر قرن سوم هجري- بدون شك گوشوارهاي
تالار مربع اين مقبره (شكل 6) براي تسهيل
تعبيه پاية گنبد مدور آن بوجود آمده است
ولي در عين حال هر يك داراي تزيينات در خور
توجه است33 : اول- قوس آجري كه حدود آن را معين ميكند. دوم- سطح مزين به آجرهاي جفت و جور
شدة مشبك. سوم- باند عمودي وسط و دو سطح مقعر
طرفين آن. |
|
|
2- مقبرة ارسلان جاذب در سنگ بست
مشهد مورخ 419-387 هجري- گوشوارهاي زير گنبد
اين مقبره (شكل 10) در تعبيه پاية مدور آن رل
حامل را بعهده داشته ولي در عين حال هر يك
داراي تزييناتي بوده است34 : اول دو جرز در طرفين و يك قر نيز در
بالا كه وضعي مشابه قاب ايوان به آن داده
است. دوم يك رديف
آجر افقي كه قوس گوشوار
را از لچكهاي طرفين آنها جدا ميكند. سوم يك حاشية آجري جناغي مشتمل بر
يك سطح مقعر. چهارم طاق آجري جناغي. پنجم آجرهاي ته گوشوار كه يك سطح
مشبك زيبا را نشان ميدهد. 3- دوازده امام يزد مورخ 429 هجري- گوشوارهاي اين بنا،با توجه به بعضي نقاط كه كچ آن ريخته است (شكل 11)،براي ايجاد پاية گنبد مدور آن با آجر صورت گرفته است ولي نماي آن با يك قوس جناغي،دوطاق نما،دو ربع گنبد و يك نصف گنبد با گچ مزين شده است35 . |
|
||
شكل 23- گوشواره اي از كاخ عالي قاپوي اصفهان مورخ 1006 هجري |
شكل 22- يكي از نيم گنبدهاي مسجد علي اصفهان مورخ 928 هجري كه دو گوشوار زيبا را نشان ميدهد. |
|
4-
تالار جنوبي مسجد جامع اصفهان مورخ حدود 480
هجري- گوشوارهاي اين بنا نيز براي تسهيل
تعبيه پاية گنبد تالار مربع بكار رفته ولي
هر يك با جرزهاي كوچك،قوسهاي آجري،طاق
نماها و ربع گنبدها (شكل 7) يك مقرنس زيبا را
نشان ميدهد36 . 5- تالار شمالي مسجد جامع اصفهان مورخ 481 هجري گوشوارهاي اين تالار (شكل 14) و تالار مسجد اردستان (شكل 12)،هر دو مربوط به دوره سلجوقي،نيز بهمين ترتيب مزين شده است37 . 6- طاقهاي شبستان مسجد جامع اصفهان
مربوط بدورة سلجوقي- گوشوارهاي اين طاقها
در عين اينكه بار سقف را تحمل ميكند،بطرز
جالب توجهي با چيدن آجرهاي افقي و پشت
بندهاي عمودي زيبا شده است38
. 7- تالار مربع مسجد جامع قزوين مورخ
509 – 507 هجري – گوشوارهائي كه مربع تالار
را به هشت ضلعي و هشت ضلعي را به شانزده
ضلعي تغيير ميدهد (شكل 13) با قوسهاي ظريف
جناغي آجري محدود و در داخل با لوزيهاي
آجري مزين شده است. بعلاوه لبه قوس
گوشوارهاي بزرگ با كتيبههاي كوفي زيبا
تزيين يافته است39.
نظير اين تزيينات در گوشوارهاي تالار مربع
مدرسه حيدرية قزوين مربوط به همين زمان (شكل
14) نيز ديده ميشود40. 8- مسجد جامع گلپايگان مورخ اوايل
قرن ششم هجري – گوشوارهاي تالار مربع مسجد
نيز از ماده اصلي بنا و به
[14] |
|
||
شكل 24- مدخل جنوبي مسجد امام حسين تهران كه در آن گوشوار تزييني و مقرنس بكار رفته است |
|
9-
مدخل تالار مربع مسجد ورامين مورخ 6-723 هجري
– گوشوارهاي طرفين اين مدخل هر يك بصورت
يك طاق نماي بلند با قوس جناغي ساخته شده و
داخل طاق بالوزيهاي زيباي رويهم قرار
گرفته مزين شده است42.
گوشواريكه يك عنصر تزييني است – اين نوع
گوشوار از دورة مغول ببعد بكثرت استعمال
شده است باين ترتيب كه ابتدا با آجر و يا
خشت و غيره سقفهاي مدور و نيم مدور ساخته
ميشده و پس از اتمام كار،با چسباندن گچ يا
قطعات آجر و كاشي و موزائيك بزير گوشهها،گوشوار
القاء ميگرديده است. ما ذيلاً عده يي از
اين نوع را معرفي ميكنيم: 1- امامزاده كراربوزان اصفهان مورخ
نيمه اول قرن ششم هجري – گوشوارهاي اين
بنا با گچ بري صورت گرفته است. يكي از
گوشوارها در روي يك حاشيه تزييني گچ بري
شده قرار دارد و تزيينات آن بدو قسمت تقسيم
ميشود (شكل 15): اول نماي جناغي كه عبارت از
يك اسليمي ظريف در بين دو زه داخلي و خارجي
است. اين اسليمي متقارناً در طرفين دوايري
تشكيل ميدهد كه در داخل هر يك يك برگچه پنج
قسمتي وجود دارد. دوم اسليمي داخل قوس كه
تمام سطح مقعر گوشوار را پوشانيده است. اين
اسليمي بصورت تاكي است كه درست در بالاي
گوشه روئيده و به كليد قوس منتهي ميشود و
در جريان صعود متناوباً در طرفين شاخههاي
باريكي ميدهد كه در پيچ و خم آنها برگهاي
مو و خوشههاي انگور واقع شده است43.
اين تزيين در داخل طاق بالاي محراب مسجد
نائين مورخ اوايل قرن چهارم44و
يك سيني نقره مربوط به دورة ساساني نيز
مشاهده ميشود45 ودليل توجه هنركاران به نمونههاي
ادوار قبلي است. يكي ديگر از گوشوارها در
روي يك حاشيه مشابه با حاشية مذكور قرار
دارد و از نظر فرم كلي با گوشوار اولي
مشابه است (شكل 16) ولي نماي قوس آن با زهها
و ماكوئيشكلها و غيره مزين شده و داخل
آن را يك شاخه تاك با پيچ وخم مطبوع و مشتمل
بر برگهاي استيليزه و خوشههاي انگور،پر
كرده است46 . 2- مقبره بايزيد بسطامي مورخ 713 هجري
–
[15] گوشوارهاي مدخل اين مقبره با مقرنس
القاء شده است و در واقع خود را مانند يك
طاق نما با قوس چند قسمتي نشان ميدهد (شكل
17) كه سطوح مقعر موزائيكي بالاي خود را
تحمل ميكند. آجرهاي لخت بالاي طاق نماي
مدخل نيز بخوبي ثابت ميكند كه تزيينات از
جمله گوشوارها بعداً در زير آن نصب شده است47. 3- مدخل مسجد جامع ورامين مورخ 6-723
هجري – گوشوارهاي اين مدخل صرفاً تزييني
است و با كاشي و موزائيك القاء گرديده است.
اين مطلب با توجه به قسمت بزرگي از سطح
آجري طاق كه كاشيهاي آن ريخته است و هم
چنين از سوراخهائي كه در آن سطح ديده ميشود
(شكل 18) بروشني استنباط ميگردد و معلوم
ميشود با چوبهائي كه در اين سوراخها قرار
داشته گوشوار تزييني و تزيينات بالاي آن
نگهداري ميشده است48. 4- مقبره سيد ركن الدين يزيد مورخ 725
هجري – هر يك از گوشوارهاي اين بنا بشكل
مثلثي است كه قاعده آن را يك خط منكسر
تشكيل ميدهد و يك منصّف زاويه آن را به دو
قسمت تقسيم ميكند (شكل 19). اضافه بر حاشيه
باريك تزييني،عبارت «فسيكفيكُهم الله» با
پيچ وخم دسته حروف خود،در هر قسمت از مثلث
مذكور،يك قوس سه قسمتي ايجاد مينمايد49
(اين كتيبه را آقاي دكتر منوچهر ستوده
استخراج فرموده اند). 5- مسجد كبود تبريز مورخ 870 هجري –
گوشوار سردر داخلي اين بنا با كاشي و
موزائيك از زير به آجرها چسبانده و گوشوار
نيم مخروطي القاء گرديده است50.
6- هارون ولايت اصفهان مورخ 918 هجري
– گوشوارهاي مدخل اين بنا بصورت يك طاق
نما با قوس جناغي تيز مجسم (شكل 21) و با
موزائيك مزين شده است51. 7- مسجد علي اصفهان مورخ 928 هجري – در
يكي از نيم گنبدهاي اين مسجد دو گوشوار
زيبا ايجاد گرديده است (شكل 22). هر يك از اين
گوشوارها بصورت نصف يك هرم مربع القاعده و
با فرجة روشن تعبيه و در كادر ظريفي محاط
گرديده است. با توجه به ظاهر گوشوارها،در
نگاه اول،تصور ميشود كه اينها قسمتي از
بار گنبد را تحمل ميكنند ولي با قت بيشتر
كه اينها قسمتي از بار گنبد را تحمل ميكنند
ولي با دقت بيشتر معلوم ميشود كه آجرها و
قطعات كادر گوشوار در سطحي كه قبلاً آماده
شده نصب گرديده است. در هر يك از دو سطح
فرجه نيم هرم يك صليب با چهار لوزي در
انتهاي بازوهاي آن القاء شده است52.
در چند قرن بعد گوشوارهاي ايوانچههاي
اطراف مسجد سپهسالار تهران مورخ آخر قرن
سيزدهم هجري نيز تقريباً بهمين ترتيب صورت
گرفته است (شكل8). 8- عالي قاپوي اصفهان مورخ 1006 هجري –
گوشوارهاي قسمت مركزي اين بنا (شكل 23) با زهها
و حاشيههاي باريك گچي مشخص و با نقوش
هندسي و گياهي ظريف نقاشي شده است53. 9- مسجد جامع جديد گناباد مورخ 1339
هجري قمري – اين بنا يكي از مساجد يك
ايواني است كه ايوان آن در جهت قبله به طول
11 و عرض 8 متر ساخته شده است و سه طرف ديگر
آن را شبستان و رواقها اشغال كرده است. سقف
ايوان عبارت از سه قوس جناغي عرضي و دو
گهواره جناغي عرضي و يك نيم گنبد مدور ميباشد،در
طرفين پاية اين نيم گنبد دو گوشوار آجري كه
با لوزيهاي رنگي مزين شده بچشم ميخورد. 10- مسجد امام حسين تهران مورخ 1385
هجري قمري – در داخل و خارج اين مسجد
گوشوار تزييني بكار رفته است: اول مدخل جنوبي – اين مدخل بشكل
ايواني است كه در پاية نيم گنبد آن دو
گوشوار تزييني ساخته شده است. هر يك از
گوشوارها خود بشكل نيم گنبدي است كه درست
در روي گوشه قرار دارد و داخل آن با دو طاق
نما و يك سه گوشه شكسته آجري مزين شده است (شكل
24). دوم ايوانهاي شمالي و جنوبي حياط
اصلي – در پاية سقف هر يك از اين ايوانها
يك گوشوار ساده القاء و در بالاي آن دو
رديف سطوح مقعر قرار داده شده است. سوم مدخل شمال شرقي – در پاية نيم
گنبد ايوان اين مدخل دو گوشوار آجري ظريف و
بلند با قوس نوك تيز،مشابه با آنچه در مسجد
علي اصفهان ديديم54،بچشم
ميخورد (شكل 9). “پاورقيها“
1-
برهان قاطع،باهتمام دكتر محمد معين،جلد
چهارم،تهران 1334-1335،ص 2245.
2-
اصطلاح بنَّاها در بعضي از شهرهاي
خراسان،به ص 561 فرهنگ آموزگار،تأليف حبيب
الله آموزگار،تهران 1333 نيز مراجعه شود.
3-
Dictionnaire encyclopédique,
quillet, Scott Z, Paris, 1965. P. 5866.
4-
Grand Larousse encyclopédique,
T. Xe, p. 516.
5-
معماري اسلامي ايران در دورة
ايلخانان،اثر دونالد ن. ويلبر،ترجمه دكتر
عبدالله فريار،تهران 1346،ص 68.
6
تا8- A. Godard, Athar-é
Iran, T. III, Fas. 1, 1938, p. 9.
9و10-
معماري ايراني،تأليف پوپ،ترجمه
غلامحسين صدري افشار و احمد ايراني،تهران
1346،ص 64 و63،نمره 55 و53.
11-
معماري ايراني،ص 63 نمره 56.
12-
L’art musulman, par G.
Marçais,
Paris, 1962, p. 46., A. Godard, L’art de l’Iran, Paris, 1962, p. 220.
13-
ايضاً معماري ايراني،ص 73،نمره 70 ب.
14-
ايران از آغاز تا اسلام،تأليف ر.
گيرشمن،ترجمه دكتر محمد معين،تهران 1336،ص
248 تا 259 و ص 294 تا 310.
15-
ايضاً ايران از آغاز تا اسلام،ص 294.
16و17-
M. Dieulafoy, Paris, conférence
de 24 Mars 1887.
18-
براي ملاحظه اين نوع گوشوار به “Dictionnaire
ency- استيل
بيزانس،clopédique,
quillet Paris, 1965 p. 5494”. مراجعه
شود.
19-
براي مشاهدة هر دو نوع گوشوار به همين
فرهنگ (Dictionnaire
encyclopédique)
و همان صفحه مراجعه شود.
20-
مقاله جداگانه اي راجع به استعمال اين نوع
گوشوار در ايران تهيه خواهد شد.
21-
Oscar Reuther-A survey of
Persian art, 1938, v. 1, p. 537.
22-
M. Dieulafoy, L’art
antique de la perse, Paris, 1884, T. 5, p. 101, 102, 104.
23-
M. Viollet, Description du
plais de Al-Mutasim 1909, p. 15-24.
24-
H. Viollet, Description du
palais de Al-Mutasim, Paris, 1909, p. 2-4.
25-
D.T. Rica, L’art de
l’Islam, Paris 1966, p. 49 No. 40.
26و27-
A. Godard, Athar-é
Iran, T. 1, Fas. II, pp. 211-282, 1963.
28-
A. Godard, Athar-é
Iran, T. 1, Fas. 1, pp. 109-121.
29-
A.U. Pope, Parsian
Architecture, London, 1965, p. 130, No. 149.
30و31-
Idem, Persian
Architecture, pp. 200-201, 215.
32-
A.U. Pope, A survey of
Persian art, V.IV, p. 413, B.
33-
به رفرانس 25 مراجعه شود.
34-
A.U.Pope, Asurvey of
Persian art, V.IV, p. 260, B.
35-
A.U.Pope, A survey of
Persian art, V.IV, p. 274, A.
36-
Idem, A Survery of Persian
art, p. 288.
37-
Idem, A survey of persian
art, p. 290, 320.
38-
A.U.Pope, Persian
architectur, London, 1965, p. 115, No. 121 120, No. 130.
39و40-
A.U.Pope, A survey of
Persian art, V.IV, p. 305, 314.
41-
دورة جديد مجله هنر و مردم،شمارة 102 و 103،مقرنس
تزييني در آثار تاريخي اسلامي
ايران،نوشته اين جانب،ص 18 نمره 17.
42-
Islamic architecture and
its decoration, by Derek Hill and Oleg Grabar
N. 556.
43-
A.U.Pope, A survey of
Persian art, V.IV, p. 407.
44و45-
Idem. A survey of Persian
art, V.IV. p. 265, B.and p. 221.
46-
Idem. A survey of Persian
art, p. 312, A.
47و48و50-
Idem. A survey of Persian
art, p. 416, 306, 454.
49-
Islamic architecture and
its decoration, by Derek Hill and Oleg Grabar, No. 551.
51-
A.Goldard, Athar-é
Iran, T.II, 1937, p. 66, Fig. 22.
52-
A.U. Pope, Persian
architecture, London, 1956, pl. X.
53-
A.U.Pope, A survey of
Persian art, V.IV, p. 478, A.B.
54-
به رفرانس 52 مراجعه شود. |
||