شفقي، سيروس؛ روشن‌ضمير، مهدي. "سياحان آلماني كه درعصر صفويه ازايران ديدن نموده‌اند". دوره10، ش109 (آبان 50): ص16-20.

 

خلاصه:معرفي كتاب پنج جلدي "دردربار شاهنشاهان ايران "سفرنامه‌اي از انگلبرت كمپفرسياح قرن هفده ميلادي. شرح زندگي كمپفر ـ معرفي سفرنامه جهانگير ديگر بنام "اولئاريوس" كه درقرن هفده ميلادي به ايران سفركرده همراه با نقاشي‌هاي فراوان ـ سياحتنامه‌اي ديگر بنام "سفرنامه مشرق زمين" از "يوحان البرشت فون ماندلسلو" توقف كمپفر درايران 85 ـ 1683 ميلادي، ادامه سفر كمپفرازسال 1685 تا1694.

سياحّان آلماني كه در عصر صفويّه از ايران ديدن نموده اند

بقلم : دكتر سيروس شفقي و دكتر مهدي روشن ضمير

تعداد منابع و مآخذي كه دربارة ايران نوشته شده و بچاپ رسيده است به هزاران جلد مي رسد. ولي با وجود اين معدودي از آنها داراي ارزش فوق العاده علمي است كه از آنجمله ميتوان كتاب « در دربار شاهنشاه ايران » تأليف سياح آلماني انگلبرت كمپفر را نام برد. مؤلف در خلال سالهاي (1716-1651) ميزيسته، كتاب وي توصيف كامل وزنده و قابل اعتمادي از دربار و كاخ سلطنتي شاه ايران در نيمه دوم قرن هفدهم تشريح مي كند.

از شاه و وزيرش گرفته تا پائين ترين اعضاء كاخ سلطنتي مانند مشعلدار باشي بدون آنكه كسي را از قلم بيندازد همه را در كتاب خويش وصف كرده است. شرحي كه كمپفر از كاخها و تفرجگاهها و حرمسراها و باغهاي آن زمان به دست داده است چنان روشن و دقيق بيان گرديده كه نقاط از بين رفته را  ميتوان بر مبني (مبناي) نوشته هاي وي دوباره مجسم نمود. تشكيلات اداري دربار و ارتباط تشكيلات شرعي و عرفي با همديگر مورد توجه اين سياح دور نبوده و خواننده با مطالعة نوشتة كمپفر وضع آنروز را در مقابل چشمان خويش مجسم مينمايد.

اين اخبار زنده كه بر اصل مشاهده تدوين گرديده كتابي است كه بزبان لاتين نوشته شده. در سال (1936-1935) پروفسور والتر هينس (Walter Hinz) كه در دانشگاه برلن مشغول تدريس بوده كتاب انگلبرت كمپفر را بعنوان مواد درسي براي رشته ايرانشناسي انتخاب و در مدت چندين نيمسال به ترجمة آن مبادرت مي كند تا اينكه در سال 1937، بدانشگاه گتينگن Gottingen دعوت مي شود و بدين وسيله تا بهار سال 1938 بر روي ترجمه نارسا و خام كار مي كند تا بصورت آلماني ساده و روان در آيد و حتي در اين راه عده اي بي شمار با وي همكاري مي كنند كه از آن جمله پروفسور برتولد اشپولر Bertold Spuler را كه در آن زمان درجه دانشياري داشته بايد نام برد. بجز ايشان افراد ديگري نيز عهده دار ترجمة بخشي از كتاب مزبور بوده اند و چون ترجمه مورد نظر بمدت 5 نيمسال بعنوان مواد درسي در كلاس درس تدريس ميشده لهذا تمام نقاط ضعف آن برطرف ميگردد، در اين مقاله از كتاب ترجمه شدة نامبرده در بالا حداكثر استفاده بعمل آمده است.

در سياحتنامة كمپفر باصطلاحات اداري و قوانين كشور ايران در عهد صفويه بيش از همه بر ميخوريم كه اين اصطلاحات را بدو زبان فارسي و تركي بكار برده است. چنين تصور ميرود كه برگرداندن اين اصطلاحات بزبان آلماني كار آساني نبوده است.

پروفسور هينتس در ترجمه سياحتنامه كمپفر در مقدمة كتاب بدو موضوع اشاره مي كند: اول آنكه ترجمه كتاب مزبور را كار شرق شناسان جواني كه با وي همكاري داشته اند قلمداد نموده، دوم آنكه در ترجمة كتاب دخل و تصرفي جزئي شده و حتي الامكان بشرح كامل مطالب مبادرت گرديده است و اشتباهات مختصري را كه كمپفر در نوشتن كتاب خويش مرتكب شده بكلي رفع نموده است و در حقيقت ميتوان گفت كه ترجمة سفرنامه وي داراي مطالب اصلي و مهم متن لاتين مي باشد.

سفرنامه كمپفر ارزش فوق العادة تاريخي براي قرن شانزدهم  و هفدهم ايران دارد كه البته در ترجمة آلماني آن با گرفتن كمك از منابع فارسي تكميل آن مقدور گرديده است.

انگلبرت كمپفر در شانزده سپتامبر 1651 در لمگو Lemgo متولد شد، پدرش از كشيشان اين شهر بوده است. وي در شهرهاي لِمگو، هاملن Hamelen ، لونه بورگ Luneburg و   [16]   لوبك Lubeck ، تحصيل كرده است. 

در هفده سالگي اولين سفر خود را به هلند مي كند و در دانزيك بعد از پايان تحصيلات دبيرستاني در دانشگاه آنجا به تحصيل فلسفه، تاريخ و زبانهاي خارجي جديد و قديم مبادرت مي نمايد و در سال 1674 موفق بادامة تحصيل در تورن Thorn و كراكاو Krakau ميگردد. در سال 1676 در شهر ورشو با فرستادة‌دربار ايران (ايلچي) بنام محمد حسين باقر آشنا مي شود. كمپفر چهار سال از اواخر دوران تحصيل خويش را در كونيگس برگ K onigsberg به تحصيل طب و علوم طبيعي مي پردازد و در سال 1680 بزادگاه خود يعني شهر لمگو Lemgo برميگردد و در همان سال با برادر خويش بنام آندره آس Andreas به شهر ينا Jena مسافرت مي كند ولي بواسطة تنگدستي مي بايستي ترك تحصيل مي كرد، در اين موقع باتفاق برادر خويش از طريق هامبورگ به لوبك مي آيد و در آنجا از يكديگر جدا مي  شوند.

كمپفر در سال 1681 در كونيكس برگ موفق بادامة تحصيل مي شود و بعداً به تبعيت از برادر خويش به سوئد مهاجرت مي كند. از اوت سال 1682 در اپسالا Uppsala و استكهلم Stockholm اقامت داشته و در آن موقع طرح دوستي با استاد معروف حقوق بنام پفن دوزف S . Pufendorf مي ريزد. در آن زمان كارل يازدهم كه مردي جوان بود تداركي براي مسافرت هيأتي بدربار شاه ايران مي ديد زيرا هدف اصلي وي روابط تجاري و تشويق شاه ايران عليه تركان عثماني بود، در همين موقع بر اثر توصية پفن دورف، كمپفر بعنوان منشي و طبيب هيأت مزبور كه رياستش با لودويش فابريتيوس Ludwich Fabritius است پيشنهاد مي شود. كمپفر دانشمند جوان آلماني از فرصت استفاده نموده و پيشنهاد مزبور را با دل و جان مي پذيرد زيرا وي مدتها تحصيلات خود را در زمينه هائي نموده بود كه بدرد سير و سياحت مي خورد.

بايد گفت كه كمپفر اولين سياح نبوده كه در عصر صفويه بايران آمده بلكه در سال 1602 شخصي بنام گئورگ تكتاندر فان در يابل Georg Tectander van der Jabel بعنوان منشي محرمانة اولين سفر آلمان در زمان رودلف دوم قيصر آن كشور بدربار شاه عباس اول فرستاده مي شود ولي متأسفانه در گيلان بر اثر ابتلاء بمرض وبا در 25 اكتبر سال 1603 فوت مي  كند.

اولئاريوس نيز يكي ديگر از سياحاني است كه باتفاق هيأتي دو مسافرت مهم يكي در سال 1633 به مسكو و ديگري در سال 1636 از طريق مسكو بايران نموده، هدف اصلي اين هيأت كه از هولشتاين بروسيه و ايران اعزام ميگرديدند ايجاد روابط تجاري با آن دو كشور بوده است.

اولئاريوس از معلومات و هوش سرشاري برخوردار بوده بطوريكه گوته شاعر معروف آلماني در ديوان شرقي بكرّات به ستايش و تمجيد نامبرده پرداخته و از وي به نيكي ياد كرده است. اولئاريوس از خود سفرنامة پرارزشي بيادگار گذاشته كه هم از نظر كيفي و هم از نظر كمّي درخور تحسين مي باشد. تا امروز ترجمه هاي بي شماري از سفرنامه وي بزبانهاي مختلف فراهم شده و چاپهاي متعددي از آن بعمل آمده است. وي تجزيه و تحليل عاقلانه و واقع بينانه اي در سياحتنامه خود نموده و آن را به زبان آلماني قديم نوشته ولي با وجود اين در سراسر كشورهاي اروپائي مخصوصاً آلماني زبان بوفور گسترش يافته و كمتر كساني پيدا مي شوند كه سياحتنامة مزبور را نشناسند.

علاوه بر دقتي كه در سفرنامة وي مشاهده مي گردد چون نامبرده نقاش چيره دستي بوده توانسته با مهارت خاصي وضع اجتماعي و جغرافيائي ايران را تاحدودي بر خوانندگان روشن مي نمايد. ناگفته نماند نقاشي هائي كه از وي بيادگار مانده ارزش جغرافياي تاريخي فوق العاده اي دارد. در سفرنامة اولئاريوس اشعار و حكايات و ضرب المثلهاي فارسي مخصوصاً از سعدي بخط فارسي بسيار آمده است. هنگامي كه اولئاريوس عازم ايران بود جواني نجيب زاده از شلسويگ بنام يوحان البرشت فون ماندلسلو Johann Albercht von Mandelslo همراه وي بوده است و اين همان شخصي است كه شاه صفي (1642-1629) ميخواسته او را با حقوق ساليانه 7500 تالر Taler در دربار خويش بكار گمارد ولي او تمايلي براي اين كار نشان نميدهد و بالاخره در 31 سپتامبر سال 1637 موقعي كه هيأت هولشتاين اصفهان را بمقصد وطن خويش ترك مي گفتند وي به سياحت خويش بطرف جنوب تا سواحل خليج فارس ادامه ميدهد و بدينوسيله از اولئاريوس جدا مي شود و در اين موقع بود كه دوست و همراه وي يوهان واينبرگ Johann Weinberg براثر ابتلاء به مالاريا نتوانست با او همگام باشد و ماندلسلو Mandelslo از اول مارس 1638 به تنهائي عازم هندوستان گرديد.

سياحتنامة او كتابي است بنام سفرنامة مشرق زمين Morgen Landische Reyse – Beschreibung كه مطالب چنداني دربارة‌ايران ندارد و انتشارش بتوسط اولئاريوس در شلسويگ بسال 1658 صورت گرفته است.

هيأت ديگري از طرف تاجر هامبورگي بنام اوتوبوگمان Otto Bruggman كه رياست آن بعهدة شخصي بي تدبير بود بايران اعزام مي گردد. هيأت مزبور مركب بودند از چهارده كارمند و هشت نجيب زادة جوان (  pagen) و چهارده مستخدم (Kammandiener) و هشت سرباز محافظ مسلح به نيزه Hellebardier و 50 خدمتگزار كه شامل يك اكيپ دريانورد  [17]   براي گذشتن از درياي خزر.

اين سفر در 22 اكتبر سال 1635 از هامبورك آغاز مي گردد و پس از تحمل رنج فراوان در سال 1640 به هولشتاين پايان مي يابد. اينها چند نفر از سياحاني بودند كه قبل از انگلبرت كمپفر در مطالعات و تحقيقات ايران در زمان صفويه سهمي بسزا داشته و هر يك آثاري از خود بيادگار گذاشته اند.

توقف كمپفر در ايران (85 – 1683 ميلادي)

سفير سوئد با همراهانش از جمله كمپفر در 20 مارس 1683 استكهلم را ترك گفت. در سوم آوريل به آبو A bo رسيد و پس از عبور از هلسينكفورس (هلسينكي امروز) Helseingfors و نروا Norwa بروسيه وارد شد.

كمپفر در دهم ژوئيه در مراسم رسمي كه جهت تسليم اعتبار نامه سفير سوئد به تزار روسيه تشكيل يافته بود شركت نموده و بدينوسيله به دربار آن كشور بار يافت . در اين زمان دو شاهزاده بسيار جوان يعني ايوان وپتر2 بعنوان تزار در روسيه حكومت داشتند . هيأت نمايندگي سوئد بزودي پايتخت روسيه را ترك كرده و بوسيله كشتي از راه آبي ولگا بطرف درياي خزر روانه شدند. در  هفتم ماه نوامبر 1683 به هشتر خان وارد شند. كمپفر از آغاز مسافرت خود مشغول نوشتن كتابي بزبان آلماني شده و كليه حوادث و اتفاقاتي را كه ضمن سفر با آنها روبرو شده در آن مشروحاً ثبت كرده است. كتاب مزبور كه بصورت سفرنامه است در موزه بريتانياي لندن محفوظ ميباشد.

سفير سوئد و همراهانش در 8 نوامبر همان سال براي رفتن بحضور شاه ايران هشترخان را ترك كرد. در اين سفر سفراي كشورهاي روسيه و لهستان نيز همراه اين هيأت بودند.

سفراي نامبرده در 17 دسامبر به شماخي، مركز شيروان كه در آنزمان حتي تا زمان قاجاريه جزو كشور ايران بود، رسيدند. در اينجا هيأت مزبور مدت يك ماه انتظار بار يافتن بدربار اصفهان را كشيده و پس از آنكه اين اجازه از دربار صادر شد بسوي پايتخت صفويه حركت كردند.

كمپفر از توقف يك ماهه خويش در شيروان استفاده پژوهشي كرده و در اطراف و نواحي آن محل گردشهاي تحقيقاتي كرده و گزارشاتي تهيه نمود. از جمله منطقه نفت خيز باكو را نيز از نزديك ديده و شرح جامعي درباره وضع جغرافيائي و اقتصادي آن ناحيه نوشت. بجرأت ميتوان گفت كه كمپفر اولين كسي است كه درباره اين منطقه نفت  خيز يادداشتهائي علمي از خود بيادگار گذاشته است.

هيأت نامبرده در 14 ژانويه 1684 شماخي را ترك كرده و يك ماه بعد به رشت و سپس به قزوين رسيدند. از نكات جالبي كه در اين سفر براي كمپفر اتفاق افتاده است اين بود كه در كاروانسرائي كه براي توقف آنان آماده كرده بودند نام آدام اولئاريوس Adam Olearius همشهري خود را كه برسم يادگاري بروي ديوار نوشته بود ملاحظه مينمايد.

سفراي نامبرده و همراهانش پس از توقفي كوتاه قزوين را ترك نموده و بعد از گذشتن از ساوه، قم، كاشان و نطنز بالاخره بمقصد خود اصفهان نزديك شده و در 29 مارس 1684 (يك هفته پس از نوروز سال 1096 هجري) بدان شهر وارد مي شوند.

كمپفر كه تشنه اطلاعات جديد درباره اوضاع اجتماعي و جغرافيائي ايران بود از توقف در اصفهان حداكثر استفاده را كرد و با بازديد از نقاط مختلف شهر و تماس با طبقات مختلف مردم يادداشتهاي بسيار دقيق و ذيقيمتي تهيه و حتي اسامي كوهها و ارتفاعات محلي را نيز ضبط نموده است. ضمن اين يادداشتها اسامي كليه بناهاي مهم از جمله مدارس، كاروانسراها و غيره را در كتاب خود آورده است.

مدت اقامت كمپفر در اصفهان 20 ماه بوده و در اين مدت موفق شد بخش اول كتابي را كه درباره گياهان ايران3 نوشته بود تكميل نمايد.

از جمله يادداشتهاي پرارزش كمپفر شرح كامل مشاغل و مناسب و سلسله مراتب اداري كارمندان و كاركنان درباري و كشوري ايران در قرن 17 ميلادي ميباشد.

كمپفر براي كسب اطلاعات دست  اول و تماس مستقيم با طبقات مختلف مردم از بدو ورود خود به اصفهان مشغول فراگرفتن دو زبان ملي و درباري آن زمان يعني فارسي و تركي شد و با كوششي كه در اين راه بكار برد موفق بفرا گرفتن آن دو زبان گرديد.

كسي كه بيش از همه در فراگرفتن اين زبانها به كمپفر كمك نمود يكي از كشيشان مسيحي بنام رافائل دومان Raphael du Mans بود كه در آن زمان 38 سال از توقفش در شهر اصفهان ميگذشت. رافائل كه نام اصلي او ژاك دوترتر Jacques Dutertre  بوده اصلاً فرانسوي بوده و در سال 1613 در شهر مان Le Mans فرانسه متولد شده بود.اين شخص در فوريه سال 1644 همراه جواهرفروش و سياح معروف يعني تاورنيه به حلب و بغداد مسافرت نموده و پس از آنكه وارد يكي از لژيونهاي مذهبي شد نام رافائل را پذيرفته و بزودي در لژيون ارمني هاي اصفهان مقام رياست را بدست آورد.

تونو Thevenot كه در سال 1664 در ايران بوده، پتي دو لاكروا Petis de La Crois كه توسط كلبر Colbert وزير لوئي چهاردهم بخاور زمين مأموريت يافته و در سال 1674 در اصفهان بسر ميبرده و بالاخره شواليه ژان شاردن Jean Chardin كه از سال 1665 تا 1680 در ايران زندگي ميكرده همه خود را مرهون راهنمائي هاي رافائل دانسته و بارها   [18]   از او بنيكي ياد كرده اند.

كمپفر نيز در نوشته هاي خود اغلب از رافائل و كمكهاي پرارزش او سپاسگزاري نموده و از شخصيت علمي وي مطالب زيادي برشته تحرير در آورده است.

رافائل براي كمك به كمپفر يك كتاب دستور زبان تركي نوشت و شش ماه بعد از اتمام آن يعني در سپتامبر سال 1648 كتابي را كه درباره ايران مينوشت به پايان درآورد.

كمپفر در كتاب خود بنام Descriptio Persiae cemmunicata Dne Engelberto Kaempfero, Ispanane, 1684. بزبان لاتين كه درباره ايران برشته تحرير درآورده است از كتاب رافائل استفاده شاياني كرده است.

 رافائل غير از علوم ديني در رشته هاي رياضيات نيز دست داشته بطوريكه بسياري از علماي دربار صفوي براي محاسبات خود آلات و ادواتي را كه بدست او ساخته شده بود بكار مي بردند.

كمپفر بواسطه آشنائي بزبان و آداب و فرهنگ ايرانيان اعتبار و محبوبيت خاصي در ميان مردم پيدا كرده بود.

شاه صفي با نامبرده آشنائي زيادي داشته و از وجود او در مذاكرات خود با سفرا و نمايندگان اروپائي بعنوان مترجم دربار استفاده مي كرد.

ادامه سفر كمپفر از سال 1685 تا 1694

پس از گذشت بيست ماه توقف در اصفهان ، كمپفر كه از وجود يك اسكادران كشتي هلندي در خليج فارس اطلاع داشت تصميم گرفت از انجام وظيفه در سفارت سوئد كناره گيري كرده بسفرهاي تحقيقي و ايده الي خود بپردازد. پس از تماس با ناخدايان هلندي توانست بعنوان پزشك كشتي هاي آنان استخدام گردد.

كمپفر با قبول اين شغل ميخواست وسيله  سفر به هندوستان كه آرزوي ديدنش را داشت، فراهم كرده باشد.

در دسامبر 1684 با فان هوي فل Van Heuvel رئيس شركت هلندي مقيم اصفهان قراردادي بسته و بعنوان پزشك باستخدام شركت هلندي در آمد. پس از امضاء قرار داد نزديك يك سال در اصفهان مانده و بالاخره پس از انتظار زياد و روز شماري در 21 نوامبر 1685 از راه تخت جمشيد و شيراز بطرف خليج فارس رهسپار گرديد. كمپفر در اين سفر از شهر باستاني دارابگرد ديدن كرده و يادداشتهاي جالبي درباره نقش برجسته داراب كه موضوع آن پيروزي شاپور اول بر امپراطوران روم ميباشد برداشت.

كمپفر در سال 1712 در شهر لمگو نتيجه تحقيقات و مشاهدات خود در دارابگرد را در كتابي بزبان لاتين تحت عنوان Amonitates extoticae (آسياي شگفت انگيز) چاپ كرده منتشر نمود4 .

كمپفر برخلاف آرزوي قلبي خود كه ميل داشت هرچه زودتر بهندوستان برسد ناچار شده بود بنا بميل و دستور رؤساي هلندي خود مدتها در نواحي بسيار گرم جزيره هرمز و بندرعباس بانجام وظيفه اشتغال ورزد. از اين امر بسيار ناراحت بوده و در نوشته هاي خود از اين توقف اجباري شكايت نموده است. توقف كمپفر در اين محل از تاريخ 28 دسامبر 1685 تا 30 ژوئن 1688 بطول انجاميد. از آن پس كمپفر بمسافرت ايده الي خود پرداخته و به هندوستان و جاوه و ژاپن رفته و در اواخر سال 1694 به ميهن خود آلمان بازگشت. كمپفر در هنگام توقف خود در ژاپن نيز تحقيقات جالبي نموده و گزارشات مهمي جمع آوري كرده است و بهمين سبب عده اي او را از جمله ژاپن شناسان پيشقدم نيز ميشناسند.

كمپفر اميدوار بود كه پس از بازگشت به ميهن  خود كتب و مقالاتي درباره  سفرهاي مشرق  زمين خود بچاپ برساند ولي بواسطه مشكلاتي از جمله ناراحتيهاي خانوادگي موفق بانجام آن نگرديد. علاوه بر آن مطب وي هميشه شلوغ بوده و امر طبابت تمام  وقت او را گرفته بود بهمين سبب بكارهاي پژوهشي خود نميرسيد. چند ساعتي هم كه پس از تعطيل مطب براي او باقي ميماند ناچار بود در خدمت دو نفر از اشراف محلي بنامهاي گراف فن دتمولد Graf von Detmold و فريدريش آدولف Friedrich Adolf انجام وظيفه نمايد.

كمپفر در هنگام اقامت در ايران و ژاپن نقاشيهاي دقيقي كشيده بود تا در انتشار كتب خود از آنها استفاده نمايد. اكنون ناچار بود براي چاپ نقاشيهاي مزبور ابتدا آنها را بر روي لوحه هاي مسي كليشه نمايد ولي تهيه آنها با مشكلاتي روبرو شد و مستلزم وقت زيادي بود.

در نامه اي كه كمپفر بتاريخ اول نوامبر 1701 براي يكي از دوستان هلندي  خود بنام پاروه Parve به ليدن مينويسد بدين امر اشاره مي كند كه مدتها است مشغول تدوين كتابي بنام « ديدنيهاي كشورهاي خارجه Curiositates exoticae » ميباشد. وي در اين نامه شكايت ميكند كه مدت دو سال است كه چاپ   [19]   كتابش به تأخير افتاده و هنوز نتيجه آن معلوم نيست. كمپفر در اين نامه علت عدم چاپ را در مشكلات تهيه كليشه ها ميداند. از طرفي مسافرت وي به هلند جهت تهيه كليشه ها بواسطه نداشتن وقت امري واهي بود لذا ناچار شد كه از استادان محلي براي تهيه كليشه ها و متون خطي فارسي و ژاپني استفاده كند. ولي متأسفانه اين آزمايش نتيجه بدي داد چون استادان محلي هنوز تجربه كافي در اين زمينه نداشتند. سالها سپري شد ولي باز هم كمپفر موفق به چاپ و انتشار گنجينه ره آورد خود يعني سفرنامه اش نشد. يادداشتهاي وي سالها درون چند صندوق روي هم انباشته شده و رو بنابودي ميرفت.

كمپفر در جائي مينويسد: « يادداشتهاي من تا اين اواخر درون اين صندوقها دفن شده بودند تا اينكه چندي پيش هنگام فراغت چند ساعتي وقت پيدا كرده توانستم نسخه هاي خطي را كه در  اثر گذشت زمان گرفتار كرم خوردگي شده بود از نابودي كامل نجات دهم».

بالاخره انتشار سفرنامه كمپفر كه بزبان آلماني نوشته شده بود بدين طريق صورت گرفته است:

مؤلف ابتدا آنرا بزبان ادبي لاتين برگردانيده ومطالبي هم از سفرنامه هاي مؤلفين قديم چون دلاواله D ella Valle تاورنيه Tavernier ، شاردن Chardin و غيره اقتباس كرده و سپس مقدمه اي بشرح زير بدان افزود:

« من تنها تخيلات رؤيائي خود را بروي كاغذ نياورده ام يعني نوشته هاي من كار يك نويسنده پشت ميز نشين و فانتزي نويس نيست بلكه من آنچه را مي نويسم يا تازگي دارد و يا آنكه پيشينيان آنها را بطور كامل ننوشته اند. بعنوان يك مسافر محقق راه ديگري براي من غير از دقت كامل در آنچه مي ديدم و براي ما تازگي داشت موجود نبود »

اين اثر بزرگ كه در حدود 900 صفحه بود بالاخره پس از گذشت 17 سال از مراجعت كمپفر به ميهنش يعني در سال 1712 در شهر لمگو بچاپ رسيد.

كمپفر 4 سال بعد در تاريخ 24 اكتبر 1716 در سن 65 سالگي جهان را بدرود گفت.

كتاب مزبور شامل پنج جلد و بيشتر آن درباره ايران است بدين ترتيب كه در جلد اول و چهارم آن تماماً و بخشهاي زيادي از جلد دوم و سوم مختص ايران ميباشد يا بهتر گفته شود از 61 بخش اين پنج جلد 43 بخش آن راجع به ايران و بقيه درباره ژاپن نوشته شده است.

كمپفر در جلد دوم كتاب مطالب جالب و ارزنده اي درباره نواحي درياي مازندران از جمله باكو آورده است كه در آنزمان براي مردم دنيا كاملاً تازگي داشت. در اين جلد مطالبي هم راجع به تخت جمشيد، مقابر شاهان هخامنشي و آرامگاه سعدي و حافظ و منار شاخ گوزن اصفهان بميان آورده است. وي در جلد سوم كتاب كوشش كرده است كه شمه اي درباره عقايد مردم ايران و تجربيات آنان در علم پزشكي بنظر خوانندگان برساند.

سون هدين Seven Hedin در كتاب « آثار نابود شده »5 كه بزبان آلماني نوشته شده نام تمام اروپائياني را كه در قرنهاي 16 و 17 به ايران سفر نموده و درباره اين كشور قلمفرسائي كرده اند ذكر كرده است ولي جاي تعجب است كه نام كمپفر جزو آنان ديده نميشود.

اولين بار شخصي بنام كارل ماير لمگو Karl Meier – Lemgo درباره كمپفر و سفرنامه اش داد سخن داده و باعث معرفي اين ايران شناس معروف آلماني گرديده و نام او را در كشور آلمان معروف خاص و عام نمود.

همانطور كه در بالا بدان اشاره شد درباره ايران قرن 16 و 17 ميلادي كتب زيادي توسط جهانگردان اروپائي منتشر گرديده است ولي با جرأت ميتوان سفرنامه كمپفر را يكي از بهترين آنها دانست.

بزرگترين و مهمترين سفرنامه هاي اروپائيان قرن هفدهم متعلق به شاردن ميباشد كه اهميت آن بدان پايه بوده كه گوته شاعر مشهور آلماني در آثار  خود از آن بنيكي ياد كرده است. با وجود اين لانگله La ngles انتشار دهنده كتاب ده جلدي شاردن هنگام چاپ آن از مطالب سفرنامه كمپفر استفاده كرده و مطالب زيادي از يادداشتهاي شاردن را از روي آن اصلاح كرده است.

متأسفانه كميابي و املاء سخت لاتيني سفرنامه كمپفر باعث شده بود كه اين اثر پرارزش در كتابخانه ها بدون استفاده مانده كم كم از ياد برود.

كارل ماير لمگو يكبار بخشهائي از اين سفرنامه را بزبان آلماني ترجمه كرده منتشر نمود. نامبرده فقط موفق شد هشتاد صفحه از جلد اول را ترجمه و منتشر كند علت آن هم بطور يقين اشكال در ترجمه آن بوده است. كمپفر در اين اثر خود اغلب اصطلاحات ايراني را بخط فارسي يادداشت نموده كه  خودبخود براي كسانيكه به خط و زبان فارسي آشنائي نداشته اند اشكال بزرگي بوده. مسلماً اگر ترجمه نامبرده با دقت مطالعه گردد اشتباهات زيادي در آن ديده خواهد شد. باوجود اين بايستي اذعان كرد كه مترجم نامبرده باعمل خود كار شايسته اي انجام داده و دست كم توانسته اين اثر گرانبها را بدنياي علم و دانش عرضه نمايد.   [20]

 

پاورقي ها:

1 – يك تومان برابر با 50/17 تالر بوده است.

2 – اين شاهزاده بعدها بنام پتر كبير معروف گرديد.

3 – Plantarum Persicarum rudis tam delineatio quam descriptio Tom I 1685, Mens. May.

4 – نقل از كتاب « آثار و پژوهش هاي ايران باستان » Altiranische Funde und Forschungen اثر پروفسور دكتر والتر هينتس، ص 145.

5 – Verwhte Spuren