|
آرامگاه شيخ صفي الدين علي اكبر علائي
مقدمهـ
بناهايي كه بنام بقعه شيخ صفي الدين
ناميده ميشود متعلق به نيمه اول سده هفتم ميباشد
كه بتدريج بناهاي ديگري در آن افزوده گشته و
در پانزدهم دي ماه 1310 در تحت شماره 64 جزء آثار
ملي به چاپ رسيدهاست. محل
كنوني بقعه در ابتداء خانقاه و مسكن شيخ صفي
الدين و محل اجتماع مريدان او بوده و پس از مرگ
نيز شيخ در همانجا دفن گرديدهاست. بعدها چون
اولاد شيخ صفي جملگي داراي شوكت و اقتدار
بودند در تكميل و تزئين مدفن جدشان كوشش نموده
و زياد از همه شاه طهماسب اول در توسعه بقعه
كوشيده و همچنين شاه عباس اول و شاه عباس دوم
نيز در تزئين آن سعي كافي مبذول داشته اند. در
زمان ناصر الدين شاه قاجار در سال 1307 هـجري،
تعميرات مفصلي در بناهاي متعلق به بقعه بعمل
آمده و تغيير وضع اصلي چهار طاق اولي جلو مسجد
جنت سرا و كاشيكاريهاي آن، از آثار دوره
قاجاريه بوده چنانكه در قسمت بالاي ديوارهاي
داخلي رواق بقعه، متصل به اتاق سقف، با خط نسخ
سوره «انا فتحنا» گچبري و در وسط عرض شمالي،
بين دو سطر نوشته شده ـ «عمل استاد ابراهيم….
تبريزي سنه 1307 » كه در اثر شكستگي حاصله و پيشآمدگي
نماي طاق مزبور، كاشي آن فرسوده شده و فعلاً
به همان حال باقيست. از سال 1314 شمسي كه بناي تاريخي بقعه شيخ صفي الدين زير نظر مستقيم اداره فرهنگ اردبيل قرارگرفت از طرف اداره كل باستانشناسي وزارت فرهنگ نسبت به ترميم خرابيهاي حاصله و تعمير كاشيكاريهاي قبلي بتدريج اقدام لازم بعمل آمد، و از آن سال تا آخر سال 1327در حدود ششصد هزار ريال از اعتبارات اوقافي و عطاياي ملوكانه كه صرف تعمير و اصلاح بقعه شيخ صفي الدين شدهاست.
آرامگاه
شيخ صفي الدين عمارات
و ابنيه مزار شيخ صفي الدين را در مجموعه «صريح
الملك» كه به دستور شاه طهماسب اول در سال 975
هجري قمري تأليف شده چنين نگاشته اند: 1ـ
حرم و دارالحفاظ. 2ـ
مقبره شاهزادگان كه در طرف شرقي دارالحفاظ
قرارداشته و بر سر در آن اشعاري نوشتهاند. 3ـ
ايوان بزرگ رو به قبله، مايل به مغرب معروف«به
دارالحديث» كه به نام شاه اسمعيل اول بوده و
از آثار اوست. و در دو طرف آن مقابر مسقفي از
اولاد مشايخ صفويه قرارداشته است. 4ـ
چله خانههاي قديمي كه محل جلوس شيخ صفي
الدين اسحق بوده است. 5ـ
مقبره مادر شاه طهماسب اول، متصل به حرم شيخ
صفي، در محلي كه به پنجه حضرت علي منسوب است. 6ـ
مقصورهاي در برابر ايوان دارالحديث از آثار
شاه طهماسب اول، كه در پيش طاق ايوان ، اشعاري
در ستايش شاه طهماسب اول نوشته بوده اند به
شرح زير: رقم كرده بتابيد الهي عطارد بر سر ايوان شاهي كه
سلطان بن سلطان بن سلطان سرير افراز دارالملك
احسان مدار
امن و ايمان شاه طهماسب مكان عدل و احسان شاه
طهماسب الهي
تا كه اين فرخند ايران بود آرايش از برجيس و
كيوان سعادت
ياور شاه جهان باد وجودش از حوادث در امان باد 7
ـ محوطه شهيد گاه در شمال گنبد دارالحديث. 8
ـ محل جلوس شيخ صدر الدين موسي كه در زمان شاه
طهماسب كاشيكاري شده بود. 9
ـ حجرهها كه از چهل بيش بود. 10
ـ بقعه مزارهاي برخي از اميران و نزديكان
خاندان صفوي و مقبره مسقف اولاد مشايخ آن
سلسله. 11
ـ آشپز خانه و ديگ خانه و حجره هاي متعلق به
آنها. 12
ـ اياغ خانه كه در شمال آشپز خانه بوده. 13
ـ حجره اي رو به مزار شيخ صفي كه آرامگاه اولاد
مشايخ صفويه بود. 14
ـ شربت خانه در كنار چشمه آبي مشتمل بر حوض، و
محل پختن حلواها و شيرينيهاي ايرانی در طرف
مغرب. 15
ـ دفتر خانه شامل دهليز و كتابخانه و محوطه
هاي ميان شربت خانه و حوضچه خانه. 16 ـ خوانچهخانه و انبار، با حجرههاي فوقاني و تحتاني. 17
ـ نقاره خانه كه زير سقا خانه بود و عقب آن
حمام و برخي خانه هاي متعلق به آستانه. 18
ـ هيمه خانه و زمين اطراف آن 19ـ
فضاي بيرون در آستانه كه در برابر آن و دكانها
بود. |
|
يكي از همراهان سفير بيگانه اي كه در زمان شاه صفي (نوه و جانشين شاه عباس اول) به ايران آمده بود، از اردبيل ديدن كرد و در سفر نامه خويش، درباره اهميت مزار شيخ صفي الدين مطالبي نوشت. از آن جمله دربار ه آشپزخانه شيخ صفي الدين چنين مي نويسد: بيش از سه هزار تن را روزي سه بار با آش و پلو و گوشت اطعام مي كردند خرج غذاي صبح و ظهر را از موقوفات آرامگاه ميدادند خرج غذای شب را شاه از موقوفات ديگري ميپرداخت در ساعات تقسيم غذا فقرا را به بانگ طبل خبر مي كردند. در اين مطبخ ديگي بود معروف به ديگ فوقاني كه آنرا مردي عرب در سال912 هـ . ق. از مكه آورده و وقف آشپزخانه شيخ صفي كرده بود. همين نويسنده درباره كتابخانه آرامگاه مينويسد: كتابخانه 1 آرامگاه شيخ صفي الدين در تالاري بود به نام جنت سرا، كه سقفي گنبدي شكل داشت در اين كتابخانه كتب خطي بسياري به زبانهاي فارسي و تركي و عربي بوده است كه در گنجههاي متعدد نگهداري مي شد و داراي تصاوير زيباي مينياتور بودند. شرحي
كه گذشت مربوط به وضع سابق آرامگاه بود. اينك
بر اثر تغييرات فراواني كه به مرور زمان در
ساختمان آن داده شده است ساختمان بقعه شامل
قسمتهاي زير است: 1
ـ سر در بيرون بقعه، مشرف به ميدان عالي قاپوي
اردبيل. 2
ـ حياط بزرگ. |
![]() |
||
|
گنبد
معروف به «
الله الله »
كه بالاي قبر
شيخ صفي قرار
دارد.گنبد
كوچك متعلق
به شاه
اسماعيل است |
|
3
ـ صحن بقعه و مسجد جنت سرا. 4 ـ قسمتهاي اصلي بقعه (رواق ـ مقبره شيخ صفي الدين ـ مقبره شاه اسماعيل ـ حرمخانه ـ چينيخانه ـ قبرستان) . |
|
2-حياط بزرگ بقعه ـ در ضلع شرقي ميدان عالي قاپو سر دري است كه سابقاً داراي كاشيهاي معرق بوده ولي در تعميرات چند سال قبل به كلي از بين رفته وفعلاً نمونههايي از آنها باقي مانده است. در طرفين اين سر در مدخل حياط بزرگ بقعه است و در قسمت بالاي آن اتاقهايي ساخته شده كه فعلاً محل اداره اوقاف اردبيل ميباشد. حياط بزرگ بقعه محوطه مستطيلي است به پهناي 26 متر و درازي 93 متر با ديوارهاي بلند و طاق نماهاي آجري، در ضلع شرقي اين حياط سر در ديگري است كه به واسطه داشتن راهروي غير مسقفي، به صحن بقعه متصل مي شود
3
ـ صحن بقعه ـ
محوطه
مستطيلي به درازي 04/30 متر 10 /16 متر با ديوارها و
طاق نماهاي آجري كه اغلب از كاشيهاي معرق
پوشيده شده است. در بالاي مدخل اصلي صحن بقعه
كه مشهور به سر در شاه عباس بوده و در وسط [37] ضلع
غربي قرار گرفته است قسمتي از كتيبه معرق كه
باقي مانده به شرح زير است: «…
السلطان بن سلطان خاقان شاه عباس موسوي
الصفوي … » روي
كتيبه فوق كه به خط رقاع سفيد رنگ نوشته شده
كتيبهاي به خط ريز هست كه قسمت اول آن تماماً
ريخته و فقط كلمات ريز باقي مانده: «…
كء رقاب العراب و العجم و مروج مذهب الاثني
عشر بتاييد الرحمت … لكفر الطغيان رفع بنيان
البلال .. » |
|
|
|
ظروف چيني و كتب و قرآن هاي خطي و قرآن هاي كوفي با جلد هاي سوخته ي طلا كوب و سر لوحه هاي قلمي گرانبها، سجادهها، زريها، و روپوشها كه از طرف سلاطين صفوي وقف بقعه جدشان شده و از هر حيث غير قابل توصيف بوده اند. بعد از انقراض خاندان صفوي و بروز انقلابها اين اشياء به تدريج از بين رفته و مخصوصاً در موقع جنگ ايران و روس در زمان فتحعلي شاه قاجار سنه 1240 ـ 1243 قسمت مهم اين اثاثه و اشياء و كتب نفيس به يغما رفته است. از اشياء بقعه كه از دستبرد مصون مانده قسمتهاي زير قابل ملاحظه بوده است: 1
ـ صندوق قبر شيخ صفي مخصوصاً صندوق قبر شاه
اسماعيل كه با عاج و فيروزج منبت كاري شده در
بقعه باقيست. 2
ـ مقداري ظروف چيني كه مجموعاً 806 پارچه بوده
كه تقريباً 300 پارچه آن سالم و بقيه شكسته و لب
پر و مويهدار مي باشد. 3
ـ دوازده تخته قاليچه كه از صنايع عصر صفويه
به شمار ميرفته با پارچه هاي زيادي از قبيل
پرده و روپوش صندوق از جنس مخمل و زري كه قسمت
عمده آنها در اثر رطوبت پوسيده شده است. 4 ـ چند جلد قرآن خطي كه بعضي از آنها با كاغذ پوست آهو و خط كوفي بوده با چند جلد كتاب خطي شاهنامه، خمسه نظامي، شاهنامه هاتفي، خسرو شيرين نظامي، فرهاد و شيرين كه مورد توجه و در خور اهميت بوده است. 5
ـ شش مجلد از هفت مجلد دوره ي تمام ترجمه فارسي
تفسير طبري كه تاريخ آن اواخر قرن سوم هجري و
تاريخ ترجمه آن 345 هجري است و در سال 1305 شمسي
توسط آقاي سيد الرحيم خلخالي مأمور بازديد
بقعه به طهران فرستاده شده. 6
ـ مقداري اشياء متفرقه از قبيل شمعدان و طشت و
پنجه ي علم (طشت از مصنوعات قرن هشتم مي باشد).
اشياء فوق پس از بازديد و صورت برداري در سال
1314 به موزه ايران باستان تهران انتقال داده شد
تا در معرض تماشاي عموم قرار گيرد. توضيح
ـ
قسمتهاي كه در صورت كتيبهها به صورت نقطه
چين (… …) نوشته شده به علت خرابي كتيبهها
خوانده نمي شود و به ناچار به جاي آن كلمات،
نقطه گذاشته شده.
پي نوشت: 1 – كتابخانه آرامگاه شيخ صفي الدين را سردار روسي به نام پاسكويچ در سال1243 هـ . ق. در اواخر جنگهاي دوم ايران و روس در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار به عنوان غنيمت تصرف كرده به سن پطرزبورگ فرستاد. بسياري از كتب نفيس و ناياب اكنون در كتابخانه عمومي لنينگراد (سن پطرزبورگ سابق) موجود است. |