موسيقيدانان
ايراني در دوره اسلام
(4)
نفوذ
ايران در موسيقي عرب
دكتر
مهدي فروغ
رئيس
اداره هنرهاي دراماتيك
گويند
طويس (طاووس كوچك) نخستين كسي بوده كه كلمات
عربي را به همراه دف در آوازهاي خارجي
ميخوانده است و ظاهراً اين نخستين مردي بوده
است در عالم اسلام كه به اين شغل تن در داده .
از اين بيان چنين استنباط مي شود كه تا پيش از
طويس، خوانندگان، آواز خود را به زبان خارجي
ميخواندهاند. در تاريخ موسيقي ابتكارات
زيادي به طويس نسبت داده شده كه يكي از اختراع
«غناء الرقيق» در مقابل «غناءالمتقن» و ديگر
اختراع و بكار بردن ايقاع است .
نام
كامل طويس، ابوعبدالمنعم عيسي بن عبدالله
الذائب (88 – 10 هجري شمسي) و از مواليان و
بندگان آزاد شده طايفه «بنومخزوم» و ساكن
مدينه بوده است. طويس در خاندان مادر عثمان بن
عفان تربيت يافت و در ايام كودكي تحت تأثير
الحاني كه اسيران ايراني ميخواندند
قرارگرفت. اين اسيران در مدينه به كارهاي سخت
و سنگين اشتغال داشتند و طويس راه و رسم
آوازهاي ايراني را از ايشان فرا گرفت و در
سالهاي آخر خلافت عثمان شهرت طويس زياد شد و
مورخان عرب براي او و ابتكاراتش در پيريزي
اساس موسيقي عرب اهميت زياد قائل هستند .
شاگردي داشت بنام «ابن سريج» كه استاد خود را
خوش لحنترين و تواناترين خوانندگان عصر خود
معرفي كرده است.
طويس
دف خود را در كيسهاي هميشه همراه داشت و در
موقع حاجت از آن استفاده ميكرد. با وجود
اينكه بخاطر شغلش مردم به چشم پستي به او مينگريستهاند
ولي بزرگان دولت و اعيان مملكت براي او شأن و
احترامي قائل بودند وقتي معاويه به خلافت
رسيد مروان بن الحكم كه سخت مخالف موسيقي بود
حاكم مدينه شد و حكم كرد هر كس خواننده و
نوازندهاي را بدست مأموران او بدهد جايزه
بزرگ خواهد گرفت. به دستور مروان خوانندهاي
را به نام النقاشي به جرم اشتغال به كار
موسيقي اعدام كردند . طويس از ترس به شهر سويدا
واقع در جاده بين مدينه و دمشق رفت و در آنجا
پنهان شد و تا پايان عمر در اين شهر در گمنامي
به سر برد.
همان
طور كه قبلاً اشاره كرديم امراي عرب عموماً
اشتغال به شغل موسيقي را دون مقام خود ميدانستند
. از اين جهت اين طبقه عموماً از بين اسيران
جنگي و غلامان كه اغلب ايراني بودند برميخاستند
و موالي ناميده ميشدند. البته خلفا و
حكمرانان عرب عموماً از تشويق و تجليل موسيقي
دانها كوتاهي نداشتند ولي خود ايشان بندرت
بدين كار تن در ميدادند زيرا خود را قوم
برگزيده الهي بشمار ميآوردند.
يكي
ديگر از خوانندگان و نوازندگان معروف اين
زمان در عربستان «سائب خاثر» نام داشته كه پسر
يكي از اسيران ايراني بوده و در آوازهايي كه
تصنيف مي كرده گوشه هاي موسيقي ايراني را به
كار مي برده است. سائب آواز خود را با قضيب (كه
چوب بلند و نسبتاً قطوري بوده و براي حفظ وزن
در آواز به زمين مي كوبيدند) همراهي ميكرده
ولي بعداً كه نواختن عود را آموخته براي اين
منظور از ساز مزبور استفاده مي كرده است و
گويند در اسلام وي نخستين كسي بوده كه براي
همراهي با آواز خود عود بكار برده است.
عود
قبل از اين تاريخ سازي بوده كه فقط به تنهايي
آن را مينواختهاند و شايد هم بتوان گفت كه
در اوايل ظهور اسلام از رواج افتاده و سائب آن
را با اين كيفيت دوباره رواج داده است.
تاريخ
تولد سائب به يقين معلوم نيست ولي ميدانيم كه [7]
در سال 61 هجري شمسي از جهان رفته است. نام كامل
او ابوجعفر سائب يسار بوده و در خاندان ليث در
مدينه زندگي ميكرده است. پس از اينكه آزاد ميشود
به كار تجارت ميپردازد ولي ساعات بيكاري خود
را در مجالس نوحه خواني زنان صرف ميكرده است و
بتدريج به موسيقي و خواندن آواز عشق و علاقه
پيدا ميكند. بقدري در موسيقي پيشرفت مي كند كه
روزي عبدالله بن جعفر كه يكي از بزرگان قبيله
قريش بوده آواز او را مي شنود و او را به خدمت
خويش ميخواند.
موقعي
كه نشيط خواننده معروف ايراني با آوازهاي ملي
خود به شهرت فراوان ميرسد و مورد توجه و عنايت
عامه مردم واقع ميشود سائب نيز براي رقابت با
او اشعار عربي را در آن الحان ميخوانده است.
گويند
از وزنهاي معروف موسيقي وزني كه به «ثقيل»
معروف است از ابتكارات اوست و نقل كردهاند
كه نخستين تصنيف او آوازي بوده كه به اعتبار
ظرافت و ابتكارات دقيقي كه در آن بكار برده
بوده اولين لحن هنري عرب محسوب گرديده است.
وقتي
عبدالله بن جعفر به ملاقات معاويه به دمشق
ميرود سائب را به همراه خود ميبرد و چون از
نواختن موسيقي به سختي جلوگيري ميشده
عبدالله، سائب را به عنوان شاعري كه تصنيفات
خود را به لحن خوش مي خواند معرفي ميكند در
صورتيكه سائب اصلاً شاعر نبوده است. ولي به
محض اينكه سائب قطعه اي مي خواند معاويه او را
مورد محبت قرار ميدهد و هدايايي به او اعطا
ميكند.
بعد
از معاويه در زمان خلافت يزيد اول مردم مدينه
شورش ميكنند و لشكري براي سركوبي ايشان اعزام
ميشود سائب از جمله كساني بوده كه در اين جنگ
كشته ميشود. از شاگردان معروف سائب چهار نفر
را مي توان نام برد كه عبارتند از: عز الميلاء
ـ ابن سريج ـ جميله و معبد.
مهمترين
خواننده ايراني مقيم عربستان نشيط الفارسي
نام داشته كه از جمله كساني است كه نزد سائب
رموز موسيقي عرب را آموخته تا از رقباي خود
عقب نماند و بتواند تقاضاهاي ارباب خود را بر
آورد. نشيط هم يكي ديگر از اسيران ايراني بوده
كه در خدمت عبدالله بن جعفر به سر ميبرده و پس
از مدتي آزاد شده است. نشيط با آوازهاي ايراني
كه مي خوانده شور و ولوله فوق العاده اي در
مدينه به پا ميكرده و بدين جهت آوازخوانهاي
عرب براي اينكه از او عقب نمانند آوازهاي او
را تقليد ميكردند.«عز الميلاء» و«معبد» كه هر
دو از معارف خوانندگان اين عصر هستند از
شاگردان نشيط بودهاند.
در
صد ساله اول حكومت اسلامي خوانندگان و
نوازندگان معروف همه يا اسيران آزاد شده
ايراني بوده اند مثل نشيط الفارسي و يا از
اولاد اسيران ايراني بوده و در عربستان به
دنيا آمدهاند و يا از كشورهايي بوده اند كه
تحت نفوذ تمدن و فرهنگ ايران قرار داشته اند
مثل منطقه الحيران كه سابقاً [8] بدان اشاره كردهايم.
در بين ايشان نه تنها از نژاد عرب بلكه از
نژادهاي ديگر يعني رومي و يوناني و ترك نيز
بندرت كسي را ميتوان يافت.
يكي
ديگر از جمله خوانندگان معروف كه از مردم كشور
تحت الحمايه الحيره بوده «حنين» نام داشته
است. نام كامل اين شخص ابوكعب حنين بلوع
الحيري است و وفات او را در حدود سالهاي 96 هجري
شمسي ذكر كردهاند. اين شخص ظاهراً مسيحي
باقيمانده و همين امر دليل بر اين است كه با
وجود اينكه از نژاد عرب بوده به كار موسيقي كه
نزد مسلمانان حرام بوده پرداخته است. دوران
جواني به گلفروشي اشتغال داشته و براي
فروختن گل مجبور بوده به خانه بزرگان و اعيان
رفت و آمد كند و در نتيجه اين رفت و آمدها
شيفتگي خاصي به دختران خواننده كه در خانه اعيان
بودهاند پيدا ميكند و بالاخره يك روز مصمم
ميشود خود در اين زمره داخل شود. فوري به تعليم
و تحصيل موسيقي ميپردازد و در خواندن آواز و
در نواختن بربط مهارت تام مييابد و در تصنيف
موسيقي نيز بسيار توانا ميشود.
در
اين ايام سه نوع آواز در بين اعراب معمول بوده
است يكي «نصب» و دوم «هزج» (كه احتمالاً از
ابتكارات طويس بوده) و يكي هم «سناد» كه از
ابتكارات همين «حنين الحيري» در منطقه عراق
بودهاست.
محتمل
است كه حنين شغل خوانندگي را از زمان عثمان
شروع كرده باشد. به هر حال در زمان خلافت
عبدالملك وقتي خالد بن عبدالله حاكم عراق
ميشود از موسيقي جلوگيري بعمل ميآورد ولي
حنين به سبب شهرتي كه داشته مجاز ميشود كار
خوانندگي و نوازندگي خود را ادامه دهد به شرط
اينكه عمل خلاف قاعده اي در محضر او واقع نشود
و اشخاص ناباب حضور نداشته باشند.
ولي
پس از اينكه بشر بن مروان برادر خليفه حاكم
عراق ميشود اين ممانعت تخفيف مييابد و حنين
به دربار كوفه دعوت ميشود و در آنجا بقيه عمر
را در حمايت بشر بسر ميبرد.
در
سال 96 هجري شمسي همكاران معروفش در حجاز به
ملاقات او شايق ميشوند و او را به مكه دعوت
ميكنند و عده اي از موسيقيدانها و شاعران و
هنر دوستان معروف آن شهر او را با تشريفات و
احترامات خاصي پذيرا ميشوند.
حنين
از نظر اهميت مقام هنري يكي از چهار موسيقي
دان معروف دوران اول اسلام شناخته شده است.
يكي
ديگر از موسيقي دانهاي منطقه عراق احمد
النصيبي است كه وي نيز كار خود را از زمان
خلفاي راشدين شروع كرده و در سال 80 هجري شمسي
وفات يافته است. احمد در خواندن آواز «نصب» و
نواختن تنبور تسلط و مهارت تام داشته و ظاهراً
نخستين كسي است كه در نواختن تنبور شهرت يافته
است و از ندما و مصاحبان عبدالله بن زياد حاكم
كوفه بودهاست. [9]
|