نراقي، حسن. "چشمه سليمانيه فين در كاشان و يااثر جاوداني داريوش شاهنشاه بزرگ هخامنشي". دوره 10، ش 110 (آذر 50): ص23-29،‌تصوير، طرح.

 

خلاصه:سابقه تاريخي ديه "فين" ازتاريخ قم (تاليف سال 378 ه.)، تاريخ روضه الصفاي ناصري، سخني درباره شناسائي "بشتاسب" بناكننده آن، سابقه تاريخي و چگونگي تحولات گذشته چشمه فين از ديدگاه باستانشناسي.

چشمه سليمانيه فين در كاشان

و يا اثر جاوداني داريوش شاهنشاه بزرگ هخامنشي

حسن نراقي

(فين : آنرا بشتاسب بنا كرده و در آن وقت كه با ارجاسف ملك ترك كارزار كرد و كاريزهاي آن ديه را باشارات جم ملك بيرون آورده اند و بسيار آب اند و اين ديه از قاسان اصفهان است) .

از تاريخ قم تأليف سال 378 هجري1

***

نه آب روانست كه جانست و روانست

سرچشمه فين بين كه در آن آب روانست

يا آنكه بهر جدول سيماب روانست

گوئي بشمر موج زند گوهر سيال

گوئي كه مگر روح زمين در غليانست

آن آب قوي بين كه بجوشد ز تك حوض

ملك الشعراء بهار2

 

 

 

چشمه آب شفاف و جويبار شاداب قصبه سر سبز و زيباي فين واقع در شش كيلومتري مغرب كاشان در نوع خود كم نظير و از جمله شاهكارهاي دلفريب طبيعت بشمار ميرود. و بشرحي كه اينك بنظر خوانندگان گرامي ميرسد اين چشمه دل افروز اثر زنده و جاوداني است از داريوش كبير كه طي دو هزارو پانصد سال بطور دائم جريان داشته و بدون آنكه تنقيه و مرمت و لاروبي در آن بعمل آمده باشد، همواره مايه زيست و زندگاني توده هاي انبوهي از مردم آن ديار بوده چنانكه از فيض فناناپذيرش شهرستاني بزرگ با وجود تحمل گرفتاري و ناهنجاريهاي سترك تاكنون معمور و آبادان باقي مانده است.

از جمله مآخذ تاريخي كه بوضع و موقع ممتاز چشمه فين اشاره نموده كتاب تذكره هفت اقليم است كه در پايان هزاره اول هجري در بيان رسوم و عادات مردم كاشان و سير گل فين گفته است:

« هفته اي سه روز را صرف سير و صحبت نموده بساط نشاط را بقدم انبساط ميسپرند و در سالي دو سير مشخص دارند. اول در فصل ربيع كه از پير و جوان اعلي و ادني قريب يكماه بر كنار سبزه و صحرا خيمه اقامت برپا ميكنند و صحبت ميدارند و ديگر سير گل فين است. و در فين چشمه ايست عظيم كه از يك سنگ برمي آيد چنانكه سياحان جهان مثل آن چشمه كمتر نشان داده اند و اكثر زراعت و باغات كاشان بر اين است»3 .

و در كتاب تاريخ روضه الصفاي ناصري نيز چنين آمده  است: «در قريه فين كه در يك فرسنگي شهراست و در آن چشمه ايست عظيم كه از يك سنگ بيرون ميآيد و چهل آسيا بر آن داير است و سياحان ربع مسكون مثل آن چشمه كمتر ديده اند و مدار زراعت كاشان بر آن آب داير است»4 .

و از گويندگان فراوانيكه درباره حسن منظر و زيبائي  [23]   هاي بي مانند اين چشمه داد سخن داده اند به ابياتي چند از گفته هاي اديب شيباني كه در يكي از چكامه هاي متعدد او به برخي از خصوصيات اين آب اشاره نموده اكتفا ميشود:

بود چون سيم اندر وي عيان هر دانه حصبا

بود در چشمه فينت زلال زندگي جاري

نهالش را به نيكوئي طراز قامت طوبي

زلالش را بخاصيت صفاي چشمه كوثر

چو سباحان انجم در سواد گنبد مينا

شناور اندر آن چشمه همه خوبان مه پيكر

بود هرماهي اندر وي بسان كوكبي پيدا

نمود آن چشمه روشن چو چرخ اندر زمين مسكن

يكي چون ديده وامق يكي چون عارض عذرا

ببارد ابر آزاري برويد لاله گلگون

ز خاكت مقتبس دارد طراوت عرصه بطحا 5

ز آبت عاريت برده حلاوت چشمه زمزم

و اما آنچه اصالت كم نظير و واقعيت تاريخي داستان چشمه فين را مدلل ساخته و بلكه ميتوان گفت برتري منحصر بفردي را بدان بخشيده است همان متن اطلاعيه سودمند و صريح كتاب تاريخ قم ميباشد كه در آغاز مقاله نگاشته وآن يكي از كهنترين مآخذ معتبر ايراني بشمار ميرود كه از گزند حوادث مصون مانده تا بدست ما رسيده است. و نيز سهيل ضرابي در كتاب مرآت قاسان پس از نقل روايت مذكور را از آن كتاب او از خود مي افزايد:

«و در السنه عوام در اين زمان معروف به چشمه سليماني است الله اعلم كه از شاه سليمان صفوي باشد و يا از جمشيد كه او را سليمان خوانند مثل تخت جمشيد فارس كه تخت سليمان مي باشند» 6.

و اينك سخني چند درباره شناسائي و تطبيق اشخاص   [24]   تاريخي نامبرده در كتاب مورد بحث.

بشتاسب. نام اين شخصيت داستاني در كتبيه بيستون و تاريخ هردوت يوناني (ويشتاسب) ولي در شاهنامه فردوسي (گشتاسب) آمده است. بنابر عقيده نويسندگان و مورخين قديم ايران اين همان پادشاه داستاني ايران زمين از سلسله كياني است كه فردوسي شرح كارزارهاي دامنه دار او را با ارجاسب پادشاه داستاني توران بر سر آئين زردشت در كتاب شاهنامه به تفصيل آورده و از آثار مهم او آتشكده هاي بسياري گفته شده كه در ايران بنياد نهاده و بهترين آنها هم آتشكده پارس و آذربايگان بوده است7 .

سرچشمه آب فين، حفرة وسيع زير وسط اين بنا نخستين مظهر آب چشمه سليمانيه است.

وليكن طبق مدارك معتبر تاريخي و تحقيقات دقيق باستان شناسي اكنون محقق گشته كه (بشتاسب) همان ويشتاسب پدر داريوش اول بوده است و محض كوتاه كردن سخن در اين باره بذكر نخستين لوحه سنگنبشته بيستون اكتفا مي شود كه در آنجا داريوش نسب  خود را بدينگونه معرفي ميكند:

«داريوش شاه گويد: پدر من ويشتاسب بود.»8

و اما (جم ملك) كه در متن تاريخ قم گفته شده كاريزهاي فين را باشارت او بيرون آورده اند و همچنين سليمان آيا با كدام شخصيت هاي واقعي تاريخ تطبيق مي كنند؟

بعقيده محققين علم تاريخ (جم يا جمشيد) نامبرده در مآخذ تاريخي قديم ايران كه بزرگتر و نام آورترين پادشاه سلسله پيشدادي شناخته شده و تازان او را حضرت سليمان نبي دانسته اند همانا داريوش كبير شاهنشاه عظيم الشان سلسله هخامنشي بوده است و برهان قاطع اين بيان آنستكه كليه آثار مربوط بداريوش اول در ايران از دوران گذشته تا بحال همگي بنام جمشيد يا سليمان يا به هر دو نام خوانده و شناخته ميشود.

توضيح اين بيان آن كه بگفته لغت نامه دهخدا:

« پس از حمله عرب و استقرار اسلام در ايران داستانهاي ملي ما با قصه هاي ساميان آميخته شد. پادشاهان و ناموران ايران با پيمبران و شاهان بني اسرائيل رابطه يافتند. از آنجمله زردشت را با ابراهيم و جمشيد را با سليمان مشتبه ساختند و ايرانيان مركز جمشيد داستاني را كشور فارس ميدانستند و آثار باقي مانده داريوش و خشايارشا و ديگر پادشاهان هخامنشي را به جم (جمشيد) انتساب داده اند و نام تخت جمشيد خود حاكي از آنست. و در اساطير سامي نيز سليمان ديوان را در خدمت داشت و در بناي بيت المقدس آنان را بكار گماشت. از اين رو در قرنهاي اسلامي اين دو تن يكي بشمار آمدند.

فارس را تخت گاه سليمان و پادشاهان فارس را قائم مقام سليمان و وارث ملك سليمان خواندند و حتي آرامگاه كورش بزرگ مؤسس سلسله هخامنشي را مشهد سليمان ناميدند»9 .

بگفته مورخين يوناني از خصوصيات بارز داريوش اول عشق و علاقه كامل او به آباداني و اهتمام براي احداث كشت زارها و بستانها بوده اعم از آنكه مستقيماً بامر و اقدام وي ايجاد گردد و يا از راه تشويق و راهنمايي بوسيله بخشيدن امتيازات خاصه اي بدانها انجام پذيرد. بدينسان بود كه در بسياري از مراكز اجتماع و نقاط ديگر كشور از نظر آبياري و كشاورزي و مخصوصاً جهت احداث باغهاي بزرگ و دلگشائي كه (پرديس) ناميده ميشد اقدام بحفر قنات مي نمود10 .

چنانكه براي آب مصرفي كاخهاي تخت جمشيد و ديگر ابنيه نوبنياد كه نيازمند آب فراواني بوده بدون شك منابع آب كافي هم تأمين و فراهم ساخته بودند. هر چند كه كيفيت واقعي آن بجز پيدا شدن چاه سنگي در دامنه كوه رحمت و استخر بزرگ محوطه جنوبي بيرون صفه تخت جمشيد آگاهي گويائي از چگونگي منابع و مجاري اختصاصي آبرساني به بناهاي تخت جمشيد بطور وضوح آشكار نشده است11 . ولي بهرحال بديهي است كه آنهمه ابنيه با عظمت و مجلل و با وجود آمد و شد زياد براي مصارف جاري خود نيازمند آب سرشار و پاكيزه اي ميباشد كه همه جا و هر لحظه در دسترس باشد تا آنكه مورد استفاده ساكنين قرار بگيرد.

110_27-2

 

داريوش بزرگ حتي در سفرهاي جنگي و كشورهاي مفتوحه نيز با اين روش پسنديده خويش آباديها نموده و آثار جاويدي از خود باقي نهاده است. چنانكه در سفر كشورگشائي او بمصر مينويسند:

« داريوش در مصر ترتيب آبياري ايران را بوسيله كاريزها به مصريها آموخت. »12

و اما توضيح لازم درباره جمله اخير اطلاعيه تاريخ قم راجع به فين كه مينويسد :

« فين از آن قاسان اصفهان است» آنكه :

پس از استيلاي تازيان بر ايران تا اواسط سده دوم هجري شهرستانهاي قم و كاشان تابع امير نشين اصفهان بشمار ميرفت تا زمان خلافت هارون الرشيد عباسي از حوزه فم از اصفهان جدا گشته باصطلاح آن زمان داراي منبر شد يعني حاكم نشين مستقلي گرديد. نواحي شمالي و گرمسيرات كاشان تا قريه راوند را نيز تابع و جزء قم آوردند ولكن شهر   [25]   كاشان و حدود جنوبي و بخشي از كوهستانهاي غربي آن همچنان تابع اصفهان باقي ماند و از جمله قصبه فين بود. از اين رو در كتاب محاسن اصفهان مافروخي نيز اطلاعات پراكنده اي درباره قراء و دهات كاشان كه تابع اصفهان بوده مذكور گرديده است.

توضيح ديگر آنكه چون در متن كتاب تاريخ قم (كاريزهاي فين) با لفظ جمع آورده شده بدانجهت ميباشد كه علاوه بر چشمه سليمانيه در سمت جنوب آن چشمه ديگري نيز بنام چشمه آب سفيداب واقع گشته كه از نظر وضع كلي و شرايط عمومي و كيفيت و مجرا و مظهر آب همانند چشمه سليمانيه است مگر آنكه مقدار آب چشمه سفيداب كمتر است و از اين حيث قابل مقايسه با يكديگر نيستند وليكن آثار و علائم محوطه داخلي مجراي زير زمين و مظهر آن و قشرهاي رسوبي آب در سقف و جدارها كه با يك نوع پوشش سنگ مانند ي تمام اطراف محوطه را فرا گرفته بخوبي نشان ميدهد كه در قرون متمادي گذشته آب اين چشمه زيادتر بوده و معلوم نيست بر اثر چه نوع عواملي بمقدار كنوني كاهش يافته است.

نماي جدول خيابان و حوض بزرگ وسط باغشاه با فواره هاي افشان آب فين كه ملك الشعرا بهار وصف آنها را گويد:

 قسمتي از بدنه و باروي قديمي فين

چون موي پريشان برخ سيمبرانست

و آن آب روان از بر فواره پريشان

كتاب (ترجمه محاسن اصفهان تأليف اواسط سده پنجم هجري) در وصف چشمه سفيداب مينويسد :« و بديه ابروز كاشان، كاريزي هست (اسفذاب) نام مشرب اهل آن ديه و صحراها و ديه هاي چند كه در حوالي واقع است از آنست و بديه پين (فين) غايض ميشود، خاصيت او آنست كه شخص را امكان مسير و قدرت رفتن در آن تا بجائي ميرسد كه نزد اهل آن ناحيه معروفست كه اگر چنانكه ميخواهد كه از آنجا بگذرد از غلبه نفس زدن در رفتن عاجز مي آيد و اگر نه بپاي پس مراجعت ميكند بطريق قهري بي قرار ميگردد و مي افتد و هرگز در مدت استحداث آن يكدرم بعمارت آن كاريز خرج نكرده اند و كومش (مقني و كاريز كن) مباشر آن و مرمت نشده و اگر از جوانب آن چيزي رهيده شود اگر اندكست و اگر بسيار آب آن روي بزيادتي مي نهد. و عمروبن الليث بوقت آمده باصفهان آنرا بر سبيل امتحان بنيباشت = و روزها اهل روستاها را جمع كرد جهت طعم و طمس چندانكه انباشته زيادت ميشد آب افزون تر مي گشت و گل را بر بالاي مي انداخت، بعاقبت عاجز شد و بجاي گذاشت و از استاد ابونصر پنجابادي شنيده ام كه گفت در حكايت  [27]   آمده است كه هيچ عرب از آن كاريز شربتي آب نچشيده الا كه مبتلي شد ببلاي حادثه در نفس يا مال و من در قبول اين متردد بودم و در خاطر جاي قرار نميدادم تا پس از استقصاء تأمل در بيشتر ديه هائي كه بر دو جانب اين كاريز متبني بود تتبع كردم قطعاً در آن حدود آشيانه هيچ عرب نديدم و نشنيدم، و شنيده ام كه اگر عرب در سفر از تشنگي بر شرف هلاك نشيند جرعه اي از آن آب نچشد مگر جاهل بدين حكم يا غافل.»13

و اينك مقتضي است كه سابقه تاريخي و چگونگي تحولات گذشته چشمه فين از ديدگاه باستان شناسي نيز كه متكي به شواهد علمي و عيني ميباشد بطور اجمال بررسي و سنجيده شود.

نخستين محل سرچشمه و ظاهر شدن آب فين شامل استخر بزرگ و گشاده ايست كه در دوره هاي گذشته همواره مورد استفاده عمومي مردها بود و بنام (چشمه مردانه) گفته و شناخته ميشد. و بلافاصله در جنب آن نيز جويبار گشاده اي بود كه چون اختصاص به آب تني و آمد و رفت بانوان داشت (چشمه زنانه) ناميده ميشد و اطراف آن را نيز با ديواري محصور ساخته بودند ولي اكنون راه آمد و شد آن از خارج بسته شده و در محدوده باغ شاه واقع شده است.

بر اثر بررسي ها و تحقيقات دانشمندان باستانشناسي كه از نتايج كاوشهاي علمي و فني در تپه هاي سيلك نزديك و زير دست چشمه فين بعمل آورده اند محقق و آشكار شده است كه قديم ترين محل سكونت بشري كه در دشت ساخته شده تپه هاي سيلك نزديك بكاشان بوده است14 .

و حتي آنكه ثابت شده سيلك تنها نقطه ايست در نجد كه بيش از عهد هخامنشي مدرك كتبي بدست داده است15 .

بدينسان كه پس از خشك شدن درياچه مركزي ايران زمين سكنه پيش از تاريخ كه ناگزير دست هاي خشك و باير را ترك كرده اند حوالي چشمه هاي آب خيز اين نواحي را جهت سكونت خويش برگزيده و ساختمانهاي تپه شمالي سيلك را بوجود آوردند اينستكه هزاران سال پيش از تشكيل اولين شهر در سرزمين ايران مردمي در كنار چشمه هاي پراكنده اين حدود زندگي مي كرده اند16 .

از مجموعه آثار و علائم مكشوفه در تپه هاي سيلك كه حاكي از حوادث طبيعي و اجتماعي چندي در طول زماني بالغ بر هفت هزار سال ميباشد معلوم ميگردد كه هر بار پس از ويراني هاي متوالي كه مدتي دراز غير مسكون افتاده بر اثر وجود اين چشمه هاي آب دوباره مسكون گرديده است ولي آخرين بار (مصادف با اوايل هزاه اول پيش از ميلاد) همگي بناها و سكنه آنها در زير توده هاي خاكستري كه از آتش سوزي بزرگي بدست مهاجمين بعمل آمده يكباره مدفون و نابود گشته بطوريكه ديگر اثري از آبادي در آنجا نمانده بود، تا آنكه اواسط هزاره اول پيش از ميلاد مصادف با دوره شاهنشاهي پادشاهان هخامنشي محل و مكان كنوني قصبه فين كه در دو كيلومتري شمال غربي تپه هاي سيلك واقع شده طبق مدلول و متن تاريخ قم بامر ويشتاسب پدر داريوش اول بنيان گذاري شده و سپس نيز داريوش فرزند نام آور وي امر به جمع آوري چشمه هاي آب خيز كوچك و پراكنده اطراف تپه هاي سيلك را داده است و همچنين منشاء اصلي آب را بهمان نسبت بالاتر در مجرا و استخري بزرگ و وسيع جاري ساختند. و از همان اوان نيز در حدود اين چشمه شفاف و تماشائي باغ و بستان و كاشانه هاي بلند پايه شاهانه برپا نمودند تا هنگام آمد و رفت هاي پادشاهان و بزرگان در آنحدود مورد استفاده قرار بگيرد. و بدين لحاظ برخي از نويسندگان بر ‌آ‌نند كه نام كاشان نيز ماخوذ از (كي آشيان) يعني همان آشيانه هاي شاهانه اوليه مي باشد كه در كنار چشمه فين برافراشته شده بود.

سپس در جريان حوادث و گيرودارهاي گوناگون قرنهاي بعد دستخوش دگرگوني ها شده تا آنكه بر اثر زلزله سهمگين سال 972 كه كانون اصلي آن قصبه فين بود جملگي ابنيه و عمارات دولتي آنجا هم مانند كليه مساكن عمومي و بناهاي آن آبادي بكلي منهدم و ويرا ن شده17 . پس از سالي چند در اوايل هزاره دوم هجري هنگاميكه شاه عباس اول شاهنشاه بزرگ صفوي با طرحهاي وسيعي جهت آباداني كاشان و بهبود صنايع و توسعه آبياري و ايجاد ابنيه دولتي آنجا دست بكار شد از جمله طرح نويني هم براي تجديد بناهاي باغشاه فين افكند و باغشاه كنوني و بناي شتر گلوي وسط آن را قريب پانصدمتر در سمت مغرب باغشاه مخروبه كهنه بنا نهاد و سرچشمه آب سليمانيه را هم بهمان نسبت بالاتر انداخته بوضع و صورتي در آوردند كه تاكنون باقي و برجاي مانده است و شرح و تفصيل آن در برخي از مأخذ تاريخي و سفرنامه ها و مجلات بكم و پيش مذكور شده است.

***

اكنون كه منشاء و منزلت تاريخي چشمه فين تا حدي دستگير خوانندگان گرامي گرديد و هم بوضوح پيوست كه  [27]   اين چشمه فياض بدون شك و شبهه اثر جاوداني داريوش كبير شاهنشاه بزرگ هخامنشي است كه در طول 2500 سال بدون زحمت و زيان و هزينه اي براي بهره مندانش همواره پايدار و منبع سودآوري بوده است لازم است به پاره اي از خصوصيات ديگرش اشاره اي بشود. آب فين كه در طي قرون و اعصار متمادي با كم و كيفي ثابت جريان داشته است بگفته كارشناسان قرن گذشته بهره روزانه اي را كه نصيب بهره مندانش ساخته با ارزيابي يكصد سال پيش برابر با يكهزار مثقال (يا پنج كيلوگرم) طلاي ناب بوده است18 .

و بدين مقياس ملاحظه ميشود كه بهره مستمر دو هزار و پانصد ساله چشمه فين بالغ بر 4562 تن و نيم طلاي ناب ميگردد.

و همچنين از جهات معنوي و جلب توجه پادشاهان و بزرگان و از نظر جهانگردي نيز ارج و ارزش زيادي را دربر داشته است.

در ايام گذشته كه وسائل آزمايش هاي علمي مانند امروز فراهم نبود در افواه عامه چنين جاري شده بود كه صافي و پاكي آينه مانند آب فين بواسطه مواد جيوه ايست كه با آن آلوده و مخلوط ميباشد. و چون درجه حرارت طبيعي آن حتي در زمستان هم براي استحمام كافي بود از اين رو در تمام اوقات سال و هر ساعت از شب و روز سكنه شهر و روستاها بدانجا مي شتافتند. اين شهرت درماني آن حتي سياحان بيگانه را متوجه خود ساخته بوده از آنجمله ا  وژن فلاندن فرانسوي دراين باره مينويسد :

« اهالي محل درباره اين آب (چشمه سليمانيه فين) عقايد موهوم دارند و ميگويند خاصيت طبي دارد ليكن من نتواستم حقيقتش را دريابم»19 .

شهرت درماني و خواص اين آب كه در طول هزاران سال ادامه يافته بود عاقبت بر اثر آزمايش هاي علمي كه از آن و همچنين  از آب چاه هاي مخازن لوله كشي شهر كاشان در آزمايشگاه آب شناسي دانشگاه تهران بعمل آمد بدينگونه اعلام گرديد :

«آب چشمه سليماني در رديف آبهاي معدني كلر و بيكربناته و سولفات كلسيك معتدل است كه در حدود يك گرم در ليتر باقيمانده خشك دارد. همانطور كه ملاحظه ميشود مقدار كلورها و سولفاتها و باقيمانده خشك آب لوله كاشان بيشتر است. بنظر ميرسد كه گاز كربنيك آب چشمه سليماني در جريان مسير شترگلو (در باغشاه) متصاعد شده باشد. اهميت آب چشمه سليماني از نظر جهانگردي بيشتر از استفاده درماني آن است»20 .

***

 بقاياي يكي از برجهاي قديمي قصبه فين

گوشه اي از تپه شمالي سيلك

از جمله آثار تاريخي ديگر داريوش بزرگ در حدود كاشان اكتشاف معدن لاجورد در كوهستانهاي قمصر و استخراج   [28]   و بكار بردن آن در صنايع محلي بوده است. چنانكه مؤلف كتاب عرايس الجواهر (تأليف سال 700 هجري) در وصف آن مينويسد :

«ششم . سنگ لاجورد است كه باصطلاح صناع (سليماني) گويند. معدن  او بر قريه قمصر است در كوههاي ظاهر كاشان و به زعم ايشان از مستخرجات سليمان نبي است عليه السلام و آن مانند نقره طلقم درخشنده بود در غلاف سنگي سياه كه از ولون لاجورد آيد مثل آبگينه و غيره».

و همچنين در مورد ديگر آن كتاب نيز لاجورد معدني كوههاي قمصر كاشان (سنگ سليماني)21 ناميده شده است.

از مفاد و مفهوم گفتار فوق هويداست كه (سليمان نبي عليه السلام) آن پيمبر بني اسرائيل در ميان قوم و قبيله جنجال طلب خود آنقدر كار و گرفتاري داشت كه مجالي براي او باقي نگذارد تا بخاطر توسعه و ترقي صنايع ظريفه ايرانيان زردشتي مذهب اقدام بكاوش و كشف و استخراج معدن لاجورد هزاران سال در دل كوههاي قمصر نهفته است بعمل آورد. بلكه كاشفان معدن لاجورد داريوش بزرگ شاهنشاه عاليقدر و بلندپايه هخامنشي بوده كه به نيروي خرد و بينش خداداد و راهنمائي نبوغ ذاتي و دادودهش خويش ملت و سرزمين ايران و كشورهاي مفتوحه را در كليه مباني و شئون زندگاني و نيازمنديهاي اجتماعي باوج ترقي و عظمت رسانيد و بگفته فردوسي طوسي در كتاب شاهنامه كه همه جا داريوش كبير را بنام جم و جمشيد مي ستايد :

جهان سربسر گشته او را رهي   [29]

كمر بست با فر شاهنشهي

طرحي از دوران آباداني سيلك كه كاوشگران بدست آورده اند

پاورقي ها:

1 ص 77 تارخ قم تأليف حسن بن عبدالكريم به تصحيح سيد جلال الدين تهراني.

2 ص 664 ج 1 ديوان ملك الشعرا بهار.

3 ص 44 ج 2 تذكره هفت اقليم ااحمد امين رازي به تصحيح جواد فاضل.

4 ص 147 ج 8 تاريخ روضه الصفاي ناصري.

5 ديوان اشعار ميرزا احمد اديب نسخه خطي نگارنده.

6 ص 72 كتاب مرآت قاسان كه بنام تاريخ كاشان تجديد چاپ شده است.

7 ص 39 42 فارسنامه ابن بلخي و ص 35 ج 1 كتاب نامه خسروان.

8 ص 334 كتاب اقليم پارس تأليف آقا سيد محمد تقي مصطفوي.

9 ص 87 ش 96 لغت نامه دهخدا در ذيل كلمه جم.

10 ص 1504 ج 2 كتاب ايران باستان.

11 ص 30 و 208 اقليم پارس.

12 ص 567 ج 1 ايران باستان.

13 ص 38 ترجمه محاسن اصفهاني تأليف مافروخي معاصر سلطان ملكشاه سلجوقي.

14 ص 29 تاريخ ايران از آغاز تا اسلام تأليف دكتر گيرشمان ترجمه دكتر معين.

15 ص 32 همان مأخذ.

16 ص 27 28 صنايع و تمدن مردم فلات ايران پيش از تاريخ.

17 ص 19 تاريخ اجتماعي كاشان تأليف نگارنده مقاله.

18 ص 79 80 مرآت قاسان كه بنام تاريخ كاشان تجديد چاپ شده.

19 ص 108 ترجمه فارسي سفرنامه اوژن فلاندن نقاش آثار باستاني و عضو هيأت سياسي فرانسه در سال 1839 ميلادي در ايران .

20 جدول تفصيلي از مواد تركيبي و رسوبي آبهاي نامبرده در اين مآخذ آمده ص 25 324 سال هفتم مجله طب عمومي و ص 57 58 كتاب آثار تاريخي كاشان و نطنز تأليف نگارنده.

21 ص 339 خاتمه كتاب عرايس الجواهر و نفايس الاطالب ابوالقاسم عبدالله كاشاني شماره 53 انتشارات انجمن آثار ملي.