آزمورده، ابوالفضل. "نظري بردوشهر تاريخي سمرقندوبخارا". دوره 10، ش110 : ص59-63، تصوير.

 

خلاصه:مختصري درباره سابقه تاريخي شهرسمرقند از تيمور، بناهاي تاريخي و آثار بجاي مانده از زمان تيموريان و مغولها:‌رصدخانه الغ بيك، مسجد بي‌بي‌خانم، گورامير،‌مقبره "شاه زند"، ... ـ سابقه تاريخي شهربخارا، آثار باستاني شهر: ارگ دولتي، مدرسه الغ‌بيك، ... وبافت شهر.

نظري بدو شهر تاريخي سمرقند و بخارا

اگر آن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

ابوالفضل آزموده

جغرافيدان ، تاريخ نگاران، شاعران و نويسندگان در قديم شهر سمرقند را با عباراتي چون : «نقطه تابان كره زمين»، «گوهر گرانبهاي دنياي اسلام» ، « رم مشرق زمين» ميناميدند و در نوشته ها و آثار خود از اين شهر يادميكردند.

در سال 1404 ميلادي (807 هجري) تيمور لنگ كه نيمي از جهان را بتصرف در آورده بود، بردگان و غلامان، نقاشان، حجاران ، معماران، كنده كاران و سنگ تراشان را به پايتخت جديد خود فراخوانده تا زيباترين ابنيه را براي او بنا نهند. حكومت تيمور سرزمينهاي وسيعي را در برگرفته بود و غرور و تكبر او همانند نداشت. بنا بدستور تيمور آباديهاي اطراف سمرقند را با نامهاي : قاهره، بغداد، دمشق و . نامگذاري كردند تا بزرگترين شهرهاي آن عصر جهان در مقابل پايتخت تيمور دهي بحساب آيند.

در سمرقند كار ساختماني و عمراني به حد اعلا رسيده بود، شهر درميان كاشيكاريهاي مسجدها و استخرها غرق بود و گويي تكه يي از آسمان را جدا كرده و در ميان زميني زرد رنگ انداخته بودند. در اطراف اين شهر سيزده باغ بزرگ وجود داشت كه بزرگترين آنها «باغ جهان» بود.

برطبق دستخطهايي كه بدست آمده است اين باغ به اندازه اي بزرگ بود كه اسب معمار آن در اين باغ گم شد و پس از يكماه جستجو آن را يافتند.

تيمور مرد. چند سالي گذشت و اختلاف او پايتخت را به بخارا بردند. در اين شهر بزرگ يعني سمرقند آثار و ابنيه بسياري بيادگار مانده كه بدست غلامان، نقاشان ، سنگ تراشان و كاشيكاراني كه هيچكس نام آنان را نميداند، ساخته و پرداخته شده است كه مهمترين آنها مجموعة سه بناي عظيم ميدان «ريگستان» است كه در سمرقند كنوني آن ميدان را «گلستان» مينامند. اين سه بناي عظيم عبارتست از «مدرسه شيردر»، «مدرسه الغ بيك» ، «مدرسه طلاكاري» . در گذشته در تمام اين مدارس علوم ديني تدريس مي شد و ميدان «ريگستان» مركز علم و دانش بود. جالب اينجاست كه در مدرسه الغ بيك كه در سالهاي 1417 _1420 (820_823 هجري) ساخته شد نه تنها علوم ديني بلكه علوم غير ديني نيز تدريس ميشد.

سمرقند معاصر كه داراي دانشگاه، آموزشگاهها، تاترها و ساير تأسيسات روزگار ماست، در مقابل ما قرار دارد، ولي بايد گفت كه سمرقند تيمور نيز كه زماني پايتخت جهان بود در وسط سمرقند كنوني مانند نگيني بر انگشتري محفوظ مانده و با مناظر شاعرانه، معماريهاي شرقي و مسجدهاي افسانه اي خود زنده مانده است.

وقتيكه به تاريخ گذشته اين شهر نگاه ميكنيم با اسامي  [59]   نويسندگان و شاعران و هنرمندان و دانشمنداني چون نظامي، الغ بيك، لطفي، مولوي، غياث الدين، نوائي ، عبدالرزاق سمرقندي، سكاكي و غيره برخوردميكنيم كه در عصر خود از افراد برجسته در جهان بوده اند.

سمرقند را بدون اغراق ميتوان شهر موزه اي نام برد. تپه بزرگ و برهنه اي كه در خارج از شهر قرار دارد، شهر افراسياب يعني سلف سمرقند است كه تاكنون بدين شكل باقي مانده است. اين شهر را تاريخ نگاران هم عصر روم باستان دانسته اند كه بوسيله باستانشناسان از دل خاك بيرون آمده و با كاشيها، خشتها و خلاصه تمام بقاياي شهر افراسياب نه تنها گنجينه اي گرانبها براي باستانشناسان است، بلكه حاكي از داستانهاي صدها سال زندگي در آن شهر ميباشد.

در كنار ديوارهاي اين شهر يادگارهاي اسكندر مقدوني بچشم ميخورد و از علائمي كه بدست آمده معلوم ميشود كه اولين دسته هاي جانشينان اسكندر به اين شهر آمده بودند. ضمن حفاريهائي كه بعمل آمده معلوم شده است كه در آن زمان در شهر افراسياب لوله هاي سربي وجود داشته است كه بوسيله آنها آب را به دژ ميرسانيده اند.

شهر سمرقند در سال 1220 ميلادي (617 هجري) دچار ايلغار وحشتناك مغول شد. شهر در مقابل حمله مغول ايستادگي كرد و از اين رو كاملاً ويران گرديد . شهر مزبور در طي مدت صدوپنجاه سال قيافه زشتي بخود گرفت و آنجا كه روزي نسيم خوش در باغهاي سرسبزش زمزمه ميكرد، به بيابانها و شنزارهاي بي آب و علف مبدل شد.

روزي كه تيمور تصميم گرفت پايتخت جديدي بنام سمرقند بسازد، شهر مزبور دوباره جان گرفت و ميتوان گفت كه آن روز روز تولد دوم آن شهر بود. سمرقند در مدت بيست الي سي سال تبديل به مركز داد و ستد و پيشه هنر گرديد و در اطراف شهر دوباره باغهاي سرسبزي بوجود آمد. [60]

 سمرقند مسجد بي بي خانم

مرگ تيمور باعث مرگ سمرقند نشد. در زمان حكومت الغ بيك، نوه تيمور، در شهر سمرقند بناهاي بسياري ساخته شد كه دست كمي از بناهاي دوران تيمور نداشت. در زمان الغ بيك مدرسه هاي بيشماري در سمرقند ساخته شد كه اين شهر را مبدل به مركز علمي و فرهنگي آسيا ساخت. الغ بيك كه خود اهل فضل و دانش بود و به علم عشق ميورزيد در دوران حكومت خود سعي كرد كه تمام دانشمندان و شاعران و نويسندگان را در سمرقند جمع كند وبراي اين كار ابنيه بيشماري بوجود آورد.

چندي قبل باستانشناسان موفق به كشف رصد خانه الغ بيك شدند كه وي در زمان حيات خود ساخته بود و در اين رصدخانه بود كه خود باتفاق ساير دانشمندان علم نجوم به جستجو و رصد كردن اجرام فلكي و مطالعه در آسمانها ميپرداخت. پس از كشف اين رصدخانه همگان در شرق و غرب فهميدند كه متفكران آن عصر در اين رصدخانه آسمانها را مطالعه ميكرده اند. با آنكه رصدخانه مزبور فاقد دوربين نجومي بود، بنابدستور الغ بيك جدول ستارگان تدوين گرديد كه تاكنون نيز داراي اهميت بسياري است و هنوز هم ارزش خود را از دست نداده و از آن استفاده و بهره ميبرند. رصدخانه مزبور در سالهاي 1428 _1429 م . (832 هجري) ساخته شد.

اين رصدخانه داراي هفت مناره و سه طبقه كه پس از مرگ الغ بيك بدست مردم خرافاتي كه ايجاد آن را از گناهان كبيره مي دانستند ويران گرديد، ولي با خاكبرداري باستانشناسان از محوطه و اطراف آن سيماي رصدخانه و بقاياي آن نمودار گشت كه حاكي از قدرت تفكر انساني در آن عصر ميباشد.

در شهر سمرقند همانطوريكه قبلاً گفته شد بغير از سه مدرسه معروف «الغ بيك» و «شيردر» و «طلاكاري» كه در ميدان ريگستان قبلي و ميدان گلستان كنوني قرار دارد ابنيه تاريخي بسياري وجود دارد كه بسيار حائز اهميت است.

در شرق ميدان ريگستان مسجد «بي بي خانم» قرار دارد كه در سالهاي 1304_1399 م . (802 _807 هجري) ساخته شده است. معماران ضمن بررسيها و پژوهشهائي كه بعمل آوردند چنين نظر دادند كه كليساي «گوتيك» ميلان از نظر نقشه شباهت بسياري به اين بنا دارد و حتي عده اي معتقدند كه نقشه كليساي ميلان از روي نقشه مسجد «بي بي  خانم» سمرقند گرفته و بر پا داشته اند. همانطور كه عده اي معتقدند نقشه ميدان «اتوآل» پاريس از روي نقشه ميدان شاه اصفهان گرفته شده است. اين ديگر وظيفه متخصصان فن است كه صحت و درستي اين موضوع را اعلام دارند.

از ديگر بناهاي سمرقند «گورامير» است كه در اوايل قرن 15 و بدستور تيمور براي نوه عزيزش محمد سلطان ساخته شده بود، ولي هنوز ساختمان آن بپايان نرسيده بود كه خود تيمور مرد. بدين ترتيب «گورامير» تبديل به آرامگاه تيموريان شد و پس از مرگ الغ بيك، نوه ديگر تيمور، او را نيز در «گوامير» بخاك سپردند.

«شاه زنده» گورستان عظيم و تاريخي شهر سمرقند است كه بناها و معماريها و كاشيكاريها و طلاكاريهاي آن نظير ندارد. در اين گورستان مقبره «شاه زنده» قرار دارد كه از نظر تكنيك معماري بسيار با اهميت و گرانبهاست و در قرون 15 _14 (9 و 8 هجري) ساخته شده است. در مورد «شاه زنده» روايات مذهبي بسياري بجاي مانده است. بايد گفت كه شخصيت مذهبي «شاه زنده» قبل از اسلام و در دوران شكوفان شهر افراسياب نيز وجود داشته است كه جاي تعمق و مورد بررسي است. پرستش مقبره «شاه زنده» در ميان مردم آن ديار چنان رواجي داشت كه با وجود دگرگونيها هنوز هم فراموش نشده است.

روايت است كه : «لشكريان ابن عباس پسر عموي پيغمبر (ص) در موقع نماز غافلگير شدند و همه شان بهلاكت رسيدند و اما خود ابن عباس سر بريده خود را از زمين برداشت، بدست گرفت، بميان چاه عميقي رفت و از آنجا وارد بهشت شد و تاكنون در آنجا زندگي ميكند وهنوز برنگشته است».

در زمان حكومت تيمور اقوام و خويشاوندان و سرداران او در كنار مقبره «شاه زنده» براي خود آرامگاههاي متعددي ساختند. اين آرامگاهها برديف و در دامنه تپه اي قرار گرفته اند كه هر يك از آنها نشان دهنده هنر معماري مشرق  زمين است. در اين گورستان آرامگاههاي اشخاص مختلفي وجود دارد كه خود شايان توجه است. در اينجا آرامگاه دختري گمنام در كنار مقبره شخصي روحاني بنام خواجه احمد قرار دارد. آرامگاه «تومان آغا» زن تيمور در كنار آرامگاه سردار نظامي تيمور واقع شده است.

در بالاتر از همه آنها آرامگاه رومي منجم معروف آن عصر قرار گرفته است. رومي دوست نزديك و همكار الغ بيك بود و از مال دنيا چيزي براي خود نگذاشته بود و خود از خانواده اي غير سرشناس و بي چيز بود. او دانشمند عصر خود بود و از همين روي الغ بيك دستور داد تا آرامگاهش را در رديف آرامگاههاي سرداران و سالاران و شاهزادگان تيموري بنا كنند.

بفاصله نيم ساعت پياده روي از ميدان «ريگستان» قبلي و «گلستان» كنوني و در نزديكي گورستان قديمي ساختمان مخروبه «عشرت خانه» قرار دارد كه استيل معماري اين بنا نيز درخور اهميت و مورد بررسي است.

از بناهاي ديگر تاريخي شهر سمرقند ميتوان «مقبره خواجه عبدي» (قرن پانزده) (قرن نهم هجري) ، «مقبره شادي ملك آقا» (1372) (774 هجري) ، «مسجد حضرت حضراء» (قرن 20 _ 19) (قرن سيزدهم و چهاردهم هجري) را نام برد.

بخارا آرامگاه شاه اسماعيل ساماني  [62]

بخارا مدرسه الغ بيك 1417 منظره از سمت حياط

سمرقند و بخارا هميشه و حتي در زمان وجود شهر قديمي  [61]   افراسياب نيز دو شهر رقيب هم بودند . ضمن بررسي تاريخچه شهر بخارا بيشتر نوشته هاي سياحان چيني جلب توجه ميكند كه اين شهر را «پوخو،نومي» نام برده اند و اين نوشته مربوط به قرن ششم ميلادي است. در مورد پيدايش شهر بخارا افسانه هاي بيشماري بدست ما رسيده كه در يكي از اين افسانه ها گفته ميشود كه سياوش پسر شاه ايران وارد بخارا ميوشد و با دختر پادشاه شهر افراسياب ازدواج ميكند و ساختمان «ارگ» معروف مربوط به اوست. يكي از شرقشناسان شوروي «بارتلد» نظر مي دهد كه كلمه بخارا از كلمه سانسكريت «بيخارا» گرفته شده است، ضمن بررسيها و حفاريهاي باستان شناسي كه در آن منطقه انجام گرفته باستانشناسان نظر ميدهند كه تشكيل اين شهر در حدود قرن اول ميلادي است و حفاريهائي كه انجام گرفته تا به عمق 20 متري بوده است.

در شهر بخارا ابنيه و آثار تاريخي فراواني بيادگار مانده كه نشان دهنده هنرهاي خلاقه مردم آن عصر ميباشد و اين آثار مربوط به دورانهاي مختلف است كه از قرون نهم شروع شده و به عصر حاضر ميرسد. از اينرو بخارا نيز شهرت «شهرموزه آثار معماري مشرق زمين» داده اند. طبق آماري كه داده اند بيش از سي بناي تاريخي در شهر بخارا وجود دارد كه همه ساله دولت مبالغ زيادي براي نگهداري آنها صرف مينمايد.

مشكل بتوان گفت كه كداميك از اين دو شهر يعني سمرقند و بخارا قديمي تر هستند ولي اين امر جاي بررسي دارد. در بعضي از نوشته ها آمده است كه حكمرانان ترك در قرن ششم ميلادي شهر بخارا را پايتخت خود كردند و ساختمان «ارگ» طوري است كه داراي زندان، خزانه، دواير دولتي و غيره بوده كه از اين ساختمان حكمرانان بر بخارا حكومت مي كردند.

بعد از مرگ تيمور بخارا كمي اهميت خود را از دست داد ولي باز هم بنوبه خود يكي از مراكز مهم آسياي ميانه شد. اگر از سمرقند بعنوان يكي از بزرگترين شهرهاي معاصر صحبت مي شود، در عوض بخارار بعنوان شهر بزرگ موزه بيادگار مانده است. گرچه در اين شهر آثار و ابنيه تاريخي بزرگي چون «مدرسه شيردر»، »مسجد بي بي خانم» و «گورستان شاه زنده» وجود ندارد، ولي شهر بخارار و تمام آن يادگار فرهنگ و هنر ملتهاي آسياي ميانه است و معماريهاي آن روزگار را جلوه گر مي سازد.

در قرن دهم ميلادي در وسط شهر بخارا «مسجد مرگ» را ساختند كه داراي مناره بلند و بزرگي بنام «مناره كلان» است و تاكنون بيادگار مانده است. اين مناره مشرق بر شهر است و در طول صدها سال مؤذن از بالاي آن اذان ميگفت و فرارسيدن صبح را آگاهي ميداده. از بالاي اين مناره نواحي سرسبز و جديد، طاقها، قلعه ها، گنبدهاي زرد رنگ خانه هاي قديمي، گنبدهاي بازارهاي سر پوشيده، مناره هاي داراي كلاه خود نيلگون و مدرسه ها بخوبي ديده ميشوند.

از ابنيه مهم و تاريخي شهر بخارار بناي «ارگ» كه مقر دولتي و حكمرانان شهر بخارا بوده است، آرامگاه شاه اسمعيل ساماني كه در قرن 10 _ 9 (4 هجري) ساخته شده كه يكي از ابنيه گرانبهاست، مزار چشم ايوب، مسجد نمازگاه، مناره هاي مسجد قليان، آرامگاه سيف الدين، آرامگاه بويان قلي خان، مسجد قليان، مدرسه ميري عرب، مدرسه كوكلداش، گنبدهاي بازار، لب حوض، مدرسه عبدالعزيز خان، چهار منار، مسجد بالا حوض، زنان و ساير ابنيه و آثار تاريخي ميباشد كه بررسي تك تك آنها در اين مقاله ميسر نيست.

خيابانهاي بخاراي قديم باريك و بسيار پيچ در پيچند و به خانه هاي كوتاه منتهي ميشوند و سپس وارد ميدانچه هائي ميشوند كه در ميان آنها حوضهائي قرار دارند كه تصوير سردرهاي مختلف در ميان آبهاي آنها منعكس ميشوند. كوچه هاي تنگ و باريكي از زير طاقهاي خنك ميگذرد و به جاهاي بن بستي ميرسد كه ديوارهاي قلعه عظيم باشند. وقتيكه انسان وارد شهر قديمي بخارا ميشود ، گوئي به روزگار قديم رفته باشد. در بيابانها و صحراهاي اطراف شهر تپه هاي مختلفي وجود دارند كه هر يك تمدن شهري را پوشانده اند، ولي از بالاي «مناره كلان» اين تپه ها ديده نميشوند، زيرا آنها در ميان غبار بيابانها و در پشت باغهاي سرسبز و محله هاي جديد مسكوني و ساير ابنيه تازه ساز روزگار ما پنهان شده اند. اين شهر تاريخي كه شهر موزه لقب گرفته است، در ميان شهر بخاراي كنوني زنده مانده و مردم شهر از آن بعنوان قلب باستاني شهر خود حفاظت ميكنند و بايد گفت اين دو شهر تاريخي يعني سمرقند و بخاراي قديم مانع از زندگي جديد ساكنان شهر نيست. ديدن شهري كه از دو شهر قديم و جديد تركيب يافته خود دنيائي دارد. مثلاً ديدن اتومبيل درمقابل ديواره بلند قلعه، همانجا كه جلادان مخالفان دولت را سر ميزدند، ديدن دختراني كه با پيراهنهاي رنگارنگ و كتاب بدست از پاي ديوار قلعه عبور ميكنند و ديدن فيلمبرداران و عكاسان وغيره بسيار جالب است. اين همان سمرقند و بخاراي مشهور است كه اين بيت شعر شاعر معروف ايراني را بياد مي آورد :

بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

اگر آن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را

براي تهيه اين مقاله از منابع روسي استفاده شده است.