|
|
||
تجويدي، اكبر. "تداوم درمعماري ايران". دوره 10، ش 111 (دي50):2-17، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:ارزش
هنرمعماري براي هرقوم، شرحي برمعماري كهنترين
نمونه از بناهاي
باستاني درايران: چغازنبيل،مصالح و
تكنيك بكاررفته ـ چگونگي پديد آمدن ستون دربنا: دژحسنلو سدة نهم ق.م. دخمههاي
كنده شده دركوه ـ پيدايي قوس و طاق و سنت
طاقسازي
در روزگار اشكانيها و ساسانيها و بررسي
كاخ اشكاني آشور ـ تكنيك ساخت
گنبد،پوشش گهوارهاي، طاق دوتيزه و
بناهاي چهارطاق در عصرساسانيا، معماري اسلامي:مساجد قرون اوليه اسلام
درايران، مقابر و برجها و بناهاي يادبود دو
تداوم
معماري
كهن درآن، معماري قصرها و تزئينات در معماري
درقرون اوليه اسلامي.
|
|
|
تداوم
در معماري ايران
اكبر تجويدي معماري
ايران چون بسياري ديگر از مظاهر فرهنگي ما
در طول تاريخ حيات خود از تداوم كم نظيري
برخوردار بوده است. البته چنين نيست كه قوم
ايراني از آغاز تمدن شهر نشيني خود همواره
به ساختن بناهائي كاملاً مشابه هم و بي هيچ
تغييري در زمينه طرح و بنياد پرداخته
باشد، بلكه منظور آنست كه از هنگاميكه فن
ساختماني پس از طي يكدوره ابتدائي مراحل
تكامل خود را پيمود و شيوة خاص خود را پي
ريزي كرد ديگر آن خصوصياتي را كه معماري
سرزمين ما بدانها باز شناخته ميشود در طي
قرون متمادي هرگز از دست ننهاد. هنر هر قوم بازگو كنندة نحوةانديشه
و جهان بيني و معتقدات و سنت هاي آن قم است .
هر چه بنيادهاي فرهنگي ملتي استوارتر و
ريشه دارتر باشد تجليات هنري آن ملت هم در
طي تاريخ تكامل آن يكنواختتر و از نوسانات
و تحولات و گستگي ها بيشتر بركنار ميباشد.
هنر معماري بي شك يكي از بارزترين مظاهر
تمدن هر قوم و ملت است و بهترين بازگو
كنندة نحوة برخورد آن ملت با مسائل مربوط
به حيات و بينش وي از جهان خلقت است. همينكه
از حدود يك چهار ديواري كه سقفي را تحمل مي
كند و تنها براي پناه دادن انسان از گرما و
سرما و باد و باران و برف است فراتر رفتيم و
وارد مرحله اي گشتيم كه در ساختمانها جز
هدفهاي سادةاوليه به مسائل ديگري چون
تقسيم فضاها بر بنياد نيازمنديهاي
گوناگون فردي و اجتماعي و خلق اشكاليكه با
ذوق زيبا جوئي ما سروكار دارد پرداختيم و
در يك ساختمان بدنبال تحقق هدفهائي بالاتر
ازمصون بودن از سرما و گرما و ديگر عوامل
طبيعت رفتيم آنگاه به دنياي هنر قدم
گذاشته ايم و در اين گفتار ما از آغاز چنين
دوراني در معماري ايران سخن خواهيم داشت.
به اين ترتيب نه از شهريكه بوسيله
ايرانيان در هزاره دوم پيش از ميلاد بر روي
بناهاي كهن تر در سيلك ساخته شد گفتگو
خواهيم كرد نه از ساختمانها و مساكني كه
پيش از اين تاريخ درمراكزي چون شوش و كيان
و حصار و صدها حوزة باستاني ديگر ايران
بنياد گشته است بحث خواهيم نمود. زيرا با
آنكه آثار معماري اين مناطق از نظر شناخت و
مطالعه باستانشناسي ايران و نمايش قدمت
فوق العاده تمدن در كشور ما حائز كمال
اهميت است ولي از آنحا كه در اين روزگاران
معماري ايراني هنوز مراحل تكامل خود را
نپيموده بود و شكل هاي خاص خود را ابداع
نكرده بود نميتوان بدرستي پيوندهاي آنرا
با دورانهاي شكوفان فرهنگ و تمدن ايراني
كه در طي آن شاهكارهاي اصيل بوجود آمده است
بازيافت. از سوي ديگر آثار ساختماني
دورانهاي بسيار كهن ايران بعلت فرسايش
آنچنان باقي نمانده است كه بتوان بخوبي
شيوه هاي ساختماني آنها را تميز داد و
دربارة آن اظهار نظر نمود و اگر بخواهيم در
اين گفتار وارد مسائلي كه خاص
باستانشناسان است شويم از هدف اصلي دور
خواهيم ماند. كهن ترين نمونه قابل ذكر از ميان بناهاي باستاني كه در كشور ما شناخته شده است معبد عيلامي چغازنبيل واقع در خوزستان است. اين پرستشگاه باشكوه كه در سيزده قرن پيش از ميلاد بنياد گشته است نمونه بسيار باشكوهي از يك معماري تكامل يافته بشمار ميرود. |
|
همانطوريكه ميدانيم آنچه از نظر
فني اساس ساختمانهاي سنتي بشمار ميآيد و
شيوةآنرا مشخص ميسازد موضوع برپا كردن
طاق برروي ديوارها يا عوامل ديگر تحمل
كنندة بار آنست كه در اين ميان ديوار و جرز
و ستون و غيره اگر فقط براي تحمل وزن سقف
ساختمان بوجود نيامده باشد لااقل يكي از
مهمترين هدف در بكار بردن آنها همان تأمين
پايه هاي طاق ميباشد. از ديرباز انسان براي
ايجاد سقف به دو طريقه مبادرت كرده است:
طاق قوسي كه در آن نيازي به بكار بردن چوب
نيست و طاق مسطح كه در آن از چوب و يا
سنگهاي تراشيده طويل به شكل الوار استفاده
ميشود كه در اين زمينه طاقهائي كه خاص
ممالك و سرزمينهاي پر باران است و داراي دو
شيب شيرواني شكل ميباشد در زمرة طاقهاي
مسطح محسوب ميگردد و در اصول ساختماني با
طاق صاف تفاوت زياد ندارد2 . هر يك از
اين دو طريقه يعني طاق ضربي و پوشش چوبي در
هر منطقه به اقتضاي وضع اقليمي خاص آن
ناحيه بوضعي بسيار طبيعي رواج يافته است.
بدين معني كه در نواحي نسبتاً سبز و خرم كه
درختان جنگلي بحد كافي چوب لازم را براي
پوشش سقف ساختمانها تأمين ميكند معماري
باطاق مسطح اشاعه يافته و گاهي در
ديوارهاي اين بناها هم از چوب استفاده شده
است و يا بطور كلي مجموعة ساختمان با تير و
الوار بنياد گرديده است. در مقابل در
مناطقي كه باران به انازه كافي نمي بارد و
رويهمرفته در نواحي خشكتر و كم درختتر كه
چوب به آساني بدست نمي آيد وضع اقليمي
مردمان را به ابداع طاقهائي كه با مصالحي
چون خشت و آجر و غيره ساخته ميشود سوق داده
است و آنان را متوجه ساختن طاقهاي ضربي
نموده است. در سرزمين پهناور ايران كه
مناطق مختلفش داراي تنوع فوق العاده است و
داراي سرسبزترين مناطق جهان و در عين حال
داراي صحراهاي خشك ميباشد بنابر مقتضيات
اقليمي از كهن ترين روزگاران هر دو نوع
معماري به موازات هم رواج داشته است3
. |
|
ديولافوا در كتاب مشهور خود (هنر
باستان ايران)4 طريقة تكامل معماري با
طاق مسطح و پيدايش ستون را در چنين بناها با
بياني روشن شرح داده است. بعقيدة وي از قديم
الايام در مناطقي كه چوب فراوان بوده است
سقف ساختمانها را با تيرهاي تهيه شده از تنة
درختان مي پوشانده اند و در ديوارها هم
خصوصاً در گوشه هاي آن از همين تيرك ها بكار
ميبرده اند. روي چنين سقفي را با تركه هاي
نازكتر و حتي شاخ و برگ درختان مي پوشانه
اند و سپس با قشر ضخيمي ازگل آنرا اندود
ميكرده اند. هنگاميكه خانه ها وسعت يافت و
به ايجاد تالارهاي بزرگ نيازمندي پيدا شد
متوجه شدندكه طاق چوبي ساختمانها در زير
سنگيني بار مصالح بام خميدگي پيدا ميكند و
وسط تيرهاي سقف بسمت پائين قوس برميدارد.
براي جبران اين تقيصه در صدد بر آمدند در
فاصلة بين ديوارها زير تيرهاي سقف ابتدا
تيرهاي حمالي در جهت عمود بر چوبهاي سقف
بكار برند و براي نگاهداري اين تيرهاي حمال
تيرك هاي چوبي برپا نمايند تا بدين ترتيب از
خميدگي طاق در بخش هاي مياني آن جلوگيري شود
و اين اولين گام در راه يافتن ستون و بكار
بردن آن تالارهاي بزرگ بود (شكل هاي 1 و 2) .
ميتوان بدون ترديد زياداستدلال اين
هنرشناس را پذيرفت و بجاي آنكه بدنبال
مدارك باستاني براي اثبات نظريات گوناگوني
كه دربارة اولين سرزمينهائي كه دربكار بردن
اين عامل درمعاري پيشقدم بوده اند برويم
ميتوانيم بطور كلي ستون را يك عامل طبيعي در
معماري تمام مناطقي كه براي برپا كردن
ساختمانهاي خود چوب كافي در اختيار داشته
اند بدانيم. بكار بردن ستون در معماري ايراني
سابقه اي بس كهن دارد و پاره اي از
باستانشناسان با توسل به پايه هاي چندي كه
در موسيان پيدا شده است عقيده دارند كه اين
عامل از ششهزار سال پيش در ايران شناخته
بوده است ولي مهمترين بنائي كه تاكنون در
ايران شناخته شده است و در آن تالارهاي بزرگ
ستوندار ايجاد نموده اند دژ حسنلو واقع در
جنوب درياچه رضائيه است كه در زمرة مهمترين
آثار ساختماني ايران باستان بشمار ميرود.
اين بناي عظيم در سدة نهم پيش از ميلاد برپا
گرديده و از نظر اصول معماري و بكار رفتن
مصالح ساختماني متنوع و منطقي در عداد
پيشرفته ترين معماري هاي آنروزگار محسوب
ميگردد5 . پس از دژ حسنلو براي مطالعه
ساختمانهاي ستوندار در ايران بايد سراغ
دخمه هاي كنده شده دركوه كه تعدادي از آنها
به دوران مادها تعلق دارد برويم. مهمترين
اين آثار در آذربايجان و فارس قرار دارد و
نماي خارجي و طرح داخلي آنها سند معتبري
براي شناخت معماري ايراني در آنروزگار است6
. آنچه از نظر تاريخ معماري ايران در اين دخمه ها اهميت دارد آنست كه اين آثار با آنكه در سنگ كوه تراشيده شده است بارزترين مدرك براي شناخت معماري چوبي آن زمان تا روزگار ما بجاي نمانده است ولي تمام ريزه كاريهاي ساختمانهائي كه در آنها الوارهاي تراشيده در چوب و قفل و بست آنها بيكديگر استفاده ميشده بدقت در اين دخمه ها بوسيله تراش در سنگ نمايش داده شده است. از آن مهمتر موضوع سر ستونهائي است كه بويژه بر نماي خارجي دخمه داود دختر واقع در ممسني بر روي ستونهاي تراشيده در صخره با روشني تمام نمودار گرديده است. پروفسور هرتسفلد باتوجه به سر ستونهائي كه بر نماي دخمه بالا و همچنين برروي مقبرة مادي قيز قاپان نموده شده است نتيجه گيري مينمايد كه در اين قسمت شيوة معماري ايوني كه يكي از سه مكتب مهم معماري يوناني است از معماري ايراني الهام گرفته است7 . اين مطلب يكي از مهمترين نكات مورد بحث در معماري ايراني است و بايد مورد توجه آنانكه بدون ژرف نگري نمايشهاي گوناگون همين نوع سر ستون را در دوره هاي مختلف تاريخ هنر ايران يكنوع ميراث يوناني ميدانند قرار گيرد. به موازات معماري بر بنياد طاقهاي
صاف كه در آغاز فقط با چوب ساخته ميشد و در
دوره هاي بعد در مورد ستونها و درگاهها
بخشهاي سنگي جاي چوب را گرفت ساختن طاقهاي
ضربي نيز در معماري ايراني ادامه پيدا كرد و
بنابر مقتضيات اقليمي و سياسي هر چند مدت
يكبار يكي از دو شيوة بالا رسميت مييافت بي
آنكه شيوة ديگر بكلي رها شود. اگر از نظر شكل
ظاهري دو شيوة بالا با هم شباهت زيادندارند
در مقابل آنچه آنها را بيكديگر پيوستگي
ميدهد حجم ها و فضاهاي ويژة معماري ايراني
است كه خواه در معماري با طاق مسطح جلوه كند
و يا در ساختمانهاي گنبد دار و بناهاي
دارندة طاق ضربي متجلي گردد در هر حال فكر
خلاقه واحدي در آنها مشاهده ميشود. |
6 – كاخ كوروش در پاسارگاد |
5 – تالارها و نقاط مختلف تخت جمشيد در زمان آباداني |
3 و 4 – تالارها و نقاط مختلف تخت جمشيد در زمان آباداني |
|
ادامة ساختن طاقهاي هلالي به
موازات برپا كردن طاقهاي صاف و بر بنياد
الوارهاي عظيم از همه جا بهتر در تخت جمشيد
به چشم ميخورد. چنانكه ميدانيم كاخهاي
شاهنشاهان هخامنشي در اين مكان باستاني
همانند ديگر بناهاي اين عنصر كه در
پاسارگاد و شوش و اكباتان و ديگر جايها8
برپا گشته است بهترين و با شكوه ترين نمونه
ساختمانهاي ستوندار و با پوشش چوبي است. در
مورد كاخهاي ستوندار تخت جمشيد و پاسارگاد
نكته اي كه قابل توجه است آنكه تناسب
ستونهاي بكار رفته در اين بناها مخصوص
معماري ايراني است. اين ستونها كه كشيده
ترين نوع ستون در معماري دنياي باستان است
در حاليكه در ديگر نقاط جهان باستان بلندي
ستونها هرگز به بيش از هشت برابر قطر آنها
نميرسد. همين تناسب پس از گذشت بيش از دو
هزار سال در ساختن كاخهاي صفويان در اصفهان
رعايت شده است (شكل هاي 3 و 4 و 5 و 6) . تاكنون باتوجه به وجود اين كاخهاي
عظيم بيشتر تصور ميكردند كه معماري ايراني
دراين عصر منحصر به ساختن آثاري بدين طريقه
بوده است و بعلت در دست نبودن مدرك قاطعي
حتي گروهي از اهل فن اساساً منكر شناخته
بودن طاقهاي ضربي و گنبدي در ايران پيش از
دوران اشكانيان بزعم گروهي و ساسانيان بر
طبق نظريه گروهي ديگر بودند و در نتيجه با
توسل به تقدم تاريخي طاقهاي ضربي در هنر رم
باستاني اينگونه طاقسازي را در معماري
ايراني تقليدي از معماري رم ميدانستند9
. كاوشهائيكه از چند سال پيش به اينطرف در
تخت جمشيد بعمل ميآيد بطلان اين نظريه را
ثابت نموده است. بر اثر اين كاوشها بر بالاي
كوه رحمت كه از جانب مشرق صفه تخت جمشيد را
محدود مينمايد يك سلسله ديوارها و برجهاي
دفاعي بدست آمده كه برروي آنها طاق هاي ضربي
بكار برده اند و تعدادي از اين طاقها كاملاً
سالم از دل خاك بدر آمده است. (شكل هاي 7 و 8)
پيدا شدن اين طاقها از نظر تاريخ معماري
ايران داراي ارزش فوق العاده است زيرا از
اين پس ميتوان بدون كوچكترين ترديد اظهار
نظر كرد كه سنت طاقسازي ايراني كه در دوره
هاي اشكاني و ساساني و اعصار اسلامي در
ايران متداول بوده است دنبالة مستقيم اين
هنر در معماري كهن تر ايران بشمار ميرود.
طاقهاي يافت شده درتخت جمشيد بشيوة چپيله و
يا رگ چين كه ويژة طاقهاي مشرق زمين است و با
طريقة رومي كاملاً متفاوت است بنيادگرديده
و سند غير قابل انكاري براي اصالت اين نوع
طاقهاي ضربي در ايران بشمار ميرود10 .
بايد دانست كه اين نوع پوشش بصورت ساده تري
در دوران مادها هم متداول بوده است و در
كاوشهاي نوشي جان يكنوع از اين نمونه
طاقهاي هلالي يافت شده است كه در آنها دايرة
هرقوس از طاق را بوسيله دو قطعه خشت كه
بصورت نيمدايره قالب گيري شده است بوجود
آورده اند11 . آنچه قابل توجه است آنكه
نيمرخ اين طاقها با آنچه دركاوشهاي تخت
جمشيد شناخته شده است كاملاً با هم شباهت
دارند و در هر دو مورد داراي طرحي شبيه دور
كليل ميباشند. ميتوان از آنچه تاكنون گفته شد
نتيجه گرفت كه در ساختن بناهاي ايراني عصر
ماد و هخامنشي هر دو نوع پوشش يعني هم
طاقهاي هلالي و هم طاقهاي مسطح متداول بوده
است ولي از شيوة نخستين در بناهاي كم اهميت
تر و از طريقه دوم در بناهاي معظم تر
استفاده ميشده است. زياد بعيدنيست كه تصور
شود اساساً جز در مورد كاخهاي شاهنشاهان و
پرستشگاهها و شايد هم ساختمانهاي مخصوص
شخصيت هاي ممتاز كشور ديگر بناها در اين
اعصار بويژه در نواحي مركزي و جنوبي كشور
داراي طاقهاي ضربي و گنبدي بوده است و با
مصالح ارزان قيمت ساخته ميشده است. |
|
كاخ اشكاني آشور نمونه خوبي براي شناخت معماري رسمي در دوران اشكانيان بدست ميدهد. در اين بناي باشكوه مهمترين قسمت عبارت از ايوان بزرگي است كه رو به حياط باز شده است12 . (شكل 9) . در حقيقت اين كاخ باطاق كشيده و بلند ايوان و طاق نماها و ستونهاي پيوسته بديوار آن كه جنبة تزئيني صرف دارد اساس معماري اشكاني را كه در دوران ساسانيان نيز بهمان شيوه ادامه مي يابد تشكيل ميدهد. موضوع پيوستگي ميان شيوة پارتي و ساساني در بنياد ساختمانها چنانست كه هنوز پاره اي از صاحبنظران در انتساب كاخ مداين در تيسفون به يكي از دو دوره اشكاني و يا ساساني اظهار نظر قطعي را جائز نميدانند (شكل 10) . علت اين امر صرفنظر از جهات تاريخي و اينكه در دوران اشكانيان شهر تيسفون مكاني آباد و داراي ابنية معظم بوده آنست كه معماري ساساني چنان عوامل معماري اشكاني را بي كم و كاست ادامه داد كه گوئي با تغيير سلسله شاهان هيچ دگرگوني در طريقه ساختن بناها پيش نيامده است از سوي ديگر نمونة بسيار قابل توجه معماري ساساني يعني كاخ فيروز آباد كه بوسيله اردشير بنيانگذار سلسله بنا گرديد در زماني ساخته شد كه وي هنوز بعنوان يك حكمران محلي كه از طرف پادشاه اشكاني برگزيده شده بود در بخشي از فارس فرمانروائي ميكرد. در همان زمان بود كه وي به ساختن كاخ فيروز آباد پرداخت و استحكامات اطراف آنرا براي مقابله با حكومت مركزي بنياد نهاد. بدين ترتيب اين كاخ باشكوه با آنكه بدست يك پادشاه ساساني بنا گشته است از نظر تاريخي در دوران حكومت اشكانيان بوجود آمده است. در اينجا نكته گفتني آنست كه تا آغاز قرن كنوني كاخ فيروز آباد يك اثر متعلق به دوران هخامنشيان محسوب ميشد. |
|
گنبد و ايوان و طاق نما و طاقهاي
گهواره اي اساس ساختماني معماري عصر
ساسانيان را تشكيل ميدهد. طاق هاي ساساني
عموماً به شيوة رگ چين و بدون توسل به ايجاد
طاق چوبي موقتي كه در شيوه رومي از بكار
بردن آن ناگزيرند ساخته شده است. در طاق
عظيم و بي همتاي تيسفون بر روي طبقات زيرين
طاق كه بهمين طريقه بنياد گرديده قشرهاي
ديگري به شيوة پرتوي افزوده گشته است تا
بدين ايوان رفيع استحكام بيشتري داده شود. گنبدهاي ساساني نيز هميشه بدون
توسل به الگوي چوبين بيكبار در فضا پي
افكنده شده است (شكل 12). اين گنبدها بر روي
فيل پوشهائي كه در چهار گوشه تالار مربع شكل
بر بالاي ديوارها بكار رفته بنا گشته است.
بوسيله اين فيل پوشها طرح مربع تالار در
بالا به چند ضلعي هشت گوشه اي تبديل يافته و
كار بنياد گنبد را آسان ساخته است (شكل هاي 13
و 14). بايد دانست كه فرق عمدة گنبدهاي ساساني
با شيوة متداول در مغرب زمين درهمان دوران
آنست كه در اين سرزمينها بخلاف شيوة ساساني
معمولاً گنبد برروي بناهائي كه طرح مدور
دارند بنياد گرديده است و در مواردي كه اين
گنبدها برروي طرح چهار ضلعي ساخته ميشد در
آنصورت شكل داخلي بنا از بنياد بصورت مدور
در ميآمد و در درون آن چهار شكنج تعبيه
ميگرديد. از خارج اين شكنجها در پشت زواياي
راست گوشه پنهان ميشده است13 . كمي بعد
معماران رومي طريقه ساختمان گنبد بر روي
گوشوار را جايگزين اين شيوه نمودند و در
پاره اي موارد بطور مستقيم شيوة خاص ايراني
يعني طريقة ساختن گنبد بر روي فيل پوشهاي
كنج را اتخاذ كردند. |
|
يكي از انواع طاقسازيهاي جالب عصر
ساساني طاقهائي است كه بوسيله پوشش هاي
گهواره اي بوجود ميآيد. اين نوع پوشش مركب
است از يك سلسله طاس و تويزه كه در طول
يكديگر قرار ميگيرند. در اين طريقه رانش
طاق بجاي آنكه بر ديوارهاي جانبي فشار
وارد سازد بر روي نقاط معيني از قوسهاي
مستحكم تر تقسيم ميگردد. اين شيوة پوشش به
معمار اجازه ميدهد كه در فاصله ميان دو قوس
پنجره تعبيه نمايد و روشنائي طبيعي بنا را
تأمين كند (شكل 15) . چنانكه ميدانيم پيش از
آنكه در كليساهاي مغرب زمين از اين طريقه
استفاده شود بعلت آنكه نميتوانستند در
ديوارهاي جانبي پنجره باز كنند ناچار
بودند به نوري كه از پيشاني بنا تأمين ميشد
اكتفا نمايند و بدين جهت قسمت بزرگي از
بخشهاي فوقاني كليسا در تاريكي ميماند و
تنها پس از اتخاذ اين شيوه بود كه موفق
شدند در كليساهائي چون (St.
Philibert) واقع
در (Tournus)
به اندازه دلخواه از نور طبيعي استفاده
نمايند. اين طريقه طاقسازي در تمام
دورانهاي اسلامي ايران متداول بوده است و
امروزه نيز چنانكه شكل شماره 16 نشان ميدهد
اين رويه در معماري معمولي ايران رواج
دارد. |
111_12_1 | ||
|
15 – قسمتي از تويزه و پنجره هاي ايوان كرخه |
|
معماران عصر ساساني از تيرها و
قطعات ديگر چوبي خاصه بعنوان كلاف و كشنده و
همچنين براي نرمش بخشيدن بيشتر به اجزاي
ساختمان در نقاط تكيه طاق بر جرزها استفاده
مينمودند. همين روش نيز در ساختمان بناهاي
عصر اسلامي در ايران ادامه پيدا نمود و در
بناهائي چون تاريخانه دامغان و مسجد جامع
اصفهان بكار گرفتن اين تمهيد مشاهده ميگردد. از ويژگيهاي ديگر شيوة ساساني در
معماري ساختن قوسهاي دو تيزه و قوسهاي نعلي
شكل و همچنين اشكال چند بخشي است كه به
احتمال زياد الهام دهندة مقرنس كاريهائيست
كه در اعصار اسلامي در معماري ايران و ديگر
كشورهاي مسلمان رواج تام يافت. |
|
معماران عصر ساساني از تيرها و
قطعات ديگر چوبي خاصه بعنوان كلاف و كشنده و
همچنين براي نرمش بخشيدن بيشتر به اجزاي
ساختمان در نقاط تكيه طاق بر جرزها استفاده
مينمودند. همين روش نيز در ساختمان بناهاي
عصر اسلامي در ايران ادامه پيدا نمود و در
بناهائي چون تاريخانه دامغان و مسجد جامع
اصفهان بكار گرفتن اين تمهيد مشاهده ميگردد. |
|
طرح افقي معماري ساساني بر بنياد
حياطهاي ايوان دار عصر اشكاني قرار دارد. در
كاخ فيروز آباد ورودي ديوان
عام ايوان مسقف بلندي است كه پس از
گذشتن از زير آن وارد تالار تشريفات ميشده
اند ولي ديوان خاص كه در پشت گنبدهاي اصلي
قرار دارد عبارتست از حياط ايوان داري كه
تالارهاي ديگري گرداگرد آن ساخته شده است.
اين طرح با اختلاف كمي در سروستان هم بكار
گرفته شده است. در زمينه بناهاي مذهبي عصر ساساني تاكنون تحقيات مفصلي انجام گرفته است . آندره گدار كه بيش از ديگران در اينباره تفحص نموده اين بناها را به دو دسته مشخص تقسيم نموده است. طبق تقسيم بندي وي دسته اول از اين بناها مخصوص نگهداري آتش بوده است كه بايد آنها را آتشكده و يا آيادانا (Ayadana) ناميد. |
|
پس از پايان دوران ساسانيان و گرويدن مردم ايران به دين مبين اسلام با آنكه در نح.ة عقايد ايرانيان تغييرات نسبتاً مهمي حاصل شد با اينهمه فن معماري طريقه هاي خاص خود را از دست ننهاد. در اينجا بحث درباره اينكه مردمان كشور ما از اولين كساني بودند كه بجاي پرستش ارباب انواع خداي يگانه را مي پرستيدند و جهان بيني آنان براي پذيرش آئين جديد از ديگران مساعدتر بود ما را از هدف اصلي خود شايدكمي دور سازد ولي بي مناسبت نخواهد بود اگر يادآوري شود كه توجه به مبداء يگانه اي كه آفريدگار جهانست از همان آغاز به معماري سنتي و مذهبي ايران مهر وحدت زده بود و همين نحوة انديشه در ساختن بناهائي كه توجه را بسوي عالم بالا معطوف دارد اثر ميگذاشت. احتراز ايرانيان از ساختن پيكره هائي بعنوان مظهر رب النوع كه در اديان ديگر رواج فوق العاده دارد توجه معماران و آرايشگران نباهاي مذهبي را بطرف شكلهاي انتزاعي و مجرد و نقوش هندسي سوق داده بود بطوريكه اين شيوه از هنر در دوران شاهنشاهي ساسانيان مدارج كمال خود را پيموده بود و بصورت هنري پخته و جا افتاده در آمده بود. |
|
بموازات مساجد گنبددار در پاره اي
از نقاط كشور چون دامغان و ري و دمانوند و
شوشتر و اصفهان و نائين مساجد ديگري شامل
حياط و رواقهاي اطراف ساخته ميشد كه طرح
آنها از مسجد حضرت رسول اكرم (ص) در مدينه
اقتباس شده بود ولي از نظر ساختماني شيوه
هاي معماري زمان ساساني را ادامه ميداد كه
از اين ميان تاريخانه دامغان از ديگر نمونه
ها سالم تر مانده است. در اين مسجد ميتوان
بآساني شيوه طاقسازي معماري ساساني را در
طرح كشيدة قوسها و بكار بردن طريقه لايه چين
را در آجرها و خشتها تشخيص داد. اندكي بعد
مسجد چهار ايوان گنبددار كه طرح خود را از
كاخهاي ساساني الهام ميگرفت در همه جاي
ايران متداول گرديد. در همين روزگار بود كه
مسجدهاي شامل يك چهار طاقي تنها نيز به
مساجد بزرگ چهار ايواني تبديل شدند.
بدينطريق كه در جلو گنبد مقصوره ايوان
بزرگي ساخته شد و حياطي در برابر آن شامل سه
ايوان ديگر بر محورهاي اصلي بوجود آمد.
بدينطريق معماري ديني ايران همة عوامل
معماري سنتي را بكار گرفت. يكي از انواع بناهائيكه در ايران
اسلامي بسيار مورد توجه قرار گرفته است
ساختن مقابر و برجها و بناهاي يادبود بنام
شخصيت هاي بزرگ ميباشد. گنبد قابوس –
برجهاي رگت –
ولاجيم –
برج طغرل و برجهاي مراغه و صدها
نمونه ديگر از اين قبيل را ميتوا در عداد
اين دسته ياد نمود. در اين باره باآنكه از
برجهاي يادمان پالمير سخن بميان آمده است و
خواسته اند اين آثار را با هم مقايسه نمايند
با اينهمه نميتوان از نمونه هاي كهن تر
ايراني در اين زمينه صرفنظر كرد. از دوران
هخامنشيان كعبه زرتشت در نقش رستم و از
دوران ساسانيان برج نرسي در پايكولي (كه
اشتباهاً بنام بتخانه معرفي شده است) نمونه
هاي كهن اين بناها بشمارميروند. از ميان
بناهائيكه بنام شخصيت هاي بزرگ در ايران
ساخته شده است مقبرة امير اسمعيل ساماني در
بخارا از نظر معماري واجد اهميت خاص است.
زيرا اين بنا از همه لحاظ بشيوة چهار طاقي
هاي كهن ايران زمان ساساني ساخته شده است و
نشان ميدهد چگونه شيوة معماري آتشكده ها در
بناهاي اسلامي دنبال شده است. |
|
نبايد از نظر دور داشت كه بموازات
بناهاي گنبد دار و بناهائي با ايوانهاي
هلالي شكل شيوة كاخهاي ستوندار بشكل
آپادانا با طاقهاي مسطح نيز در تمام
دورانهاي اسلامي در معماري ايران تداوم
داشته است چنانكه ميدانيم در قرون اوليه
هجري شهر قبزوين داراي مسجدي بوده است كه بر
بالاي ستونهاي تالار آن سر ستونهائي مشابه
آنچه در تخت جمشيد بكار رفته است و پيكره دو
گاو پشت بهم داده را نمايش ميداده بكار برده
بودند چنانكه در مسجد جامع استخر نزديك تخت
جمشيد نيز مسجدي با همين خصوصيات برپا شده
بود. همچنين مسجد جامع نيشابور در آغاز
بصورت تالار ستوندار بوده است و در
دورانهاي بعد مسجد ايواندار جاي آنرا گرفته
است. از سوي ديگر چنانكه ميدانيم كاخهاي
غزنويان از همين شيوه معماري بهره گيري
نمودند و پس از آنان سلجوقيان و مغولان و
سپس تيموريان در ايجاد ساختمانهاي مورد نظر
خود هر دو طريقه يعني شيوه تالارهاي
ستوندار شامل گنبد و طاقهاي گهواره اي
ايراني را بكار بستند. در يادداشتهائي كه
بوسيله تيمور به تركستان برده شده بودند بر
ميخوريم و در توصيفاتي كه از كاخ وي بعمل
آمده است همة خصوصيات معماري ايراني را باز
مي يابيم. |
|
در زمينة تزئينات ساختماني نيز همين تداوم در معماري ايراني مشهود است. ميدانيم كه كاخهاي شوش و تخت جمشيد به كاشيهاي الوان مزين بوده است. در دوران اشكانيان و ساسانيان گچ بري و گاه نقاشي ديواري جاي كاشيهاي رنگارنگ را گرفت. در اعصار اسلامي تمامي اين سنت ها به موازات هم در معماري ايران ادامه مي يابد. در قرون اوليه هجري فن گچ بري بهمان شيوه اي كه در ايران عصر ساساني رواج داشت در بيشتر بناهاي رسمي بكار ميرفت و سپس بر آن تزئينات ديگر افزوده شد واندكي بعد آرايش بناها بوسيله كاشيها و معرق هاي رنگارنگ سنت معماري عصر هخامنشيان را تجديد نمود بطوريكه از حدود هفتصد سال پيش باينطرف كمتر بناي مهمي را در ايران ميتوان يافت كه با كاشي مزين نشده باشد. اينچنين سنت هاي معماري ايراني پس از گذشت هزاران سال اصالت خود را حفظ نمود. پيش از آنكه به اين گفتار پايان دهيم لازمست درباره اصالت مسجد چهار ايواني كه در سطور پيشين چندبار بدان اشاره نموده ايم بحث كوتاهي بعمل آيد و به پاره اي ايرادات كه در اين زمينه شده است پاسخ گفته شود. موضوع آنست كه بعلت استفاده از مدارس چهار ايواني كه در هر يك از ايوانهاي آن يكي از فرقه هاي چهارگانة مذهب تسنن تدريس ميشده است براي عده اي اين توهم را پيش آورده است كه مسجد چهارايواي ايراني طرح خود را از چنين مدارسي كه در عراق و مصر و ديگر كشورهاي اسلامي بنياد شده اقتباس نموده است. |
|
بنابر آنچه گفته شد طرح مدرسه چهار
ايواني كه مسجدهاي چهارايواني ايراني
دنبالة مستقيم آنست بهيچوجه ارتباطي با
مسأله مدارس چهار دستگاه ندارد بلكه مدارس
اخير اين طرح حاضر و آماده را براي منظورهاي
مذهبي خويش مناسب يافته و از آن بهره جوئي
نموده اند. هنر هم طرحهاي معماري باستاني
ايراني در ساختن بسياري از بناهاي ملي و
مذهبي و همگاني چه در ايران و چه در خارج از
كشور ما مورد اقتباس و سرمشق است و اين هنر
پس از گذشت دو هزار و پانصد سال اصالت خود را
باوجود پيشرفت سريع معماري نوين كه براساس
فنون تازه بنياد شده حفظ كرده است و هنوز
قادر است معماري جديد را الهام بخش باشد17
. (شكل هاي 24 و 25) . پاورقي ها: 1
– سيد محمد تقي مصطفوي، نگاهي به هنر معماري
ايران –
تهران 1346 ص 14 – 17 . 2
– بعقيدة ديولافوا (كتاب نامبرده در
يادداشت شماره 2 مآخذ خارجي) يونانيها شيوة
ساختماني ملل آسياي غربي را از آنان اقتباس
كردند و در ساختمانهاي خود از آن پيروي
نمودند. تنها كاري كه ابتكار آنان بود آنكه
بجاي بكاربردن قشر ضخيم اندود بام كه در آن
ممالك بصورت افقي بكار ميرفت اينان همين
قشر را بصورت منشور مثلث القاعده بكار
بردندو بدينطريق بام شيرواني مانند با دو
شيب را بوجود آوردند. Dieulafoy
(M.) . __ L’art antique de la Perse V. II Paris 1884, PP. 54 – 56. 3
– در اين مقاله چون از دورانهاي پيش از
تاريخ گفتگو نميشود ناچار از اشاره به
ادوار بسيار كهن كه در آن ازمنه بنا بر
نظريه عده اي صحراهاي لم يزرع كنوني ايران
دريچه مركزي بزرگي باكرانه هاي سبز و خرم
بوده است خودداري شد. 4
– Ibid. P. 46. 5
– سيد محمد تقي مصطفوي، كتاب نامبرده ص 17 –
19 . 6
– همان كتاب ص 19 –
22 . 7
– پيش از پروفسور هرتسفلد (كتاب ياد شده در
يادداشت شمارة 7 مآخذ خارجي) محققان ديگري
هم از مجله فرگوسن (Fergusson)
به اين نكته توجه نموده بودند و نويسندة
اخير سر ستونهاي شيوه ايواني را مستقيماً
تقليدي از سر ستونهاي تخت جمشيد معرفي
مينمايد. Herzefeld
(E.). __ Iran in the Ancient East London 1941, P. 210. 8
– در ماههاي اخير هيأت اعزامي اداره كل
باستانشناسي به رياست آقاي سرفراز در
برازجان موفق به كشف ساختمانهاي ستونداري
از عصر هخامنشيان شده است كه با آثار
پاسارگاد قابل مقايسه است. 9
– البته اين گروه معماري عيلامي را در
تحقيقات خود بشمار نمي آورند. ضمناً بايد
دانست كه يكنوع طاقسازي خاص غرب نيز وجود
دارد كه حسابش از حساب طاقهاي ضربي شيوة
ايراني جداست و هنوز هم هرگاه اينگونه طاق
بوسيله معمار ايراني ساخته شود آن را رومي
مينامد و در اين زمينه نام رومي هم رم
باستان را شامل مي گردد هم امپراطوري
بيزانس را. 10
– اكبر تجويدي، مجله باستانشناسي و هنر
ايران شماره دوم تهران ، بهار 1348، ص 7 – 12 . 11
– Stronach (D.). __Iran V. VII London 1969, Excavations at Tepe Nush – i
–Jan 1967. 12
– Ghirshman (R.). __L’Iran des origines a l'Islan, Paris 1951, P.244. 13
– Reuther (O.). __dans A Survey of Persian Art, London and New Yourk 1938
V. I PP. 502 – 503. 14
– Gdard (A.). __Athar-e-Iran Tome III F . I 1938. 15
– Idem, L'Art de l'Iran Paris 1962, PP. 353 – 355. 16
– Ibid. 17
– سيد محمد تقي مصطفوي ، نگاهي به ، ص 94 –
103 . |