نفوذ تأثير زبان و فرهنگ فارسي در جهان

(بيشتر نوابغي كه در اروپا بايشان لقب اسلامي داده ميشود در اصل ايراني بوده اند.)

پروفسور بوساتي خاورشناس ايتاليائي

دكتر بديع الله دبيري نژاد    استاديار دانشگاه اصفهان

در هزاره ي سوم پيش از ميلاد نژاد آريا از براي يافتن سرزمينهاي آباد و آزاد و درخور كشت و كار از جايگاه اصلي خود كه شايد دشتهاي گسترده آسياي مركزي باشد پراكنده شدند. گروههائي راه سرزمينهاي آباد سند و پنجاب را در پيش گرفتند و گروههايي ديگر بسرزميني آمدند كه به نام آنها ايران خوانده شد.

گروههايي كه در اين مرزو بوم جاي گرفتند با بهره وري از تمدن و روش زندگي بوميان پيش از آنها و در سايه ي كار و كوشش و هوشياري و آزادگي خود تمدني بسيار شگرف بجهان آوردند كه هنوز هم پايدار مانده است. هوش و دريافت آنان باندازه يي بود كه پس از چندي در ميان آنها يكي از بزرگترين آموزگاران بشر، زرتشت پورسپيتمان براي گسترش نيكي و راستي كمر همت بربست وتنها راه پيشرفت و رستگاري را در نهاد نيك و گفتار و كردار نيك دانست. او در آن زمان هاي بيرون از مرز تاريخ، پرستش خداوندگار يگانه را به مردم آموخت. ايرانيان با پيروي از آموزشهاي او توانستند بيش از دوازده قرن پيشرفته ترين و بزرگترين فرمانروايي روي زمين را پديد آورند، كه بازتاب تمدن و ارزشهاي انساني آن از آنسوي دره هاي آباد سندو دشتهاي گسترده ي آسياي مركزي گرفته تا شهرهاي آتن و اسپارت را زير تأثير آورد كه گرچه چندين بار دچار گزند و آسيب هجومهاي دد منشانه ي تيره هاي ويرانگر و دور از فرهنگ شد، اما هيچگاه از اينكه تمدني ايراني باشد باز نايستاد و پيوند تمدن و زبان و ادبيات آن بهيچ روي گسيخته نشد.

در دوره اسلامي، فرهنگ و ادب و هنر ايران، رنگ و چهره تازه يي بخود گرفت و امكانات بيشتري براي توسعه و گسترش پيدا كرد و در نتيجه در اندك زماني فرهنگ و هنر ايراني در سراسر قلمرو اسلامي از اقصاي آسيا تا غرب افريقا و جنوب غربي اروپا گسترش يافت و بعبارت ديگر زبان شيرين فارسي و فرهنگ گرانقدر ايران، براي قرنها سرافرازي و سروري يافت و از كرانه هاي اقيانوس اطلس تا اقيانوس كبير، و از دهلي تا قسطنطنيه و از فراغنه تا بغداد و بالاخره از سنگاپور تا اسپانيا، زبان اهل ادب و دانش گرديد. بغداد مركز خلافت اسلامي رسماً بصورت يك مركز نفوذ فرهنگ و مدنيت ايراني درآمد. حكما و فقها و عرفاي ايراني در همه جاي اين امپراتوري وسيع ارزش و تشخص خاصي بدست آوردند.

ابن بطوطه، سياح عرب كه در سده ي هشتم هجري از مراكش تا كانتون و پكن سفر كرده در سفرنامه ي ارزنده خ ود از ايرانياني ياد ميكند كه در لبنان، مصر، عراق، سوريه، هند، سيلان، سوماترا و چين و نقاط ديگر همه جا، صاحب منصب و مقامات اداري و روحاني و قضايي و حتي علمي و فرهنگي بوده اند.

زبان ايراني كه از اوايل هزاره ي دوم پيش از ميلاد مسيح به بعد وسيله ي اقوام آريائي و سكائي ، بفلات پهناور ايران آورده شد و از آن پس، زبان همگاني سكنه ي اين فلات گرديد، بعدها بعنوان زبان ادبي و سياسي از كناره ي بغازهاي بسفور و داردانل و سواحل غربي درياي سياه تا اقيانوس هند در آسياي جنوبي و تاحدود چين و آسياي مركزي گسترش يافت چنانكه خوشبختانه هنوز هم لهجات زبان ايراني در آن اراضي پهناور باقي است.

بقول سر راجر استيونسن، سفير كبير انگلستان در ايران كه كتابي بنام «فرهنگ تمدن چند هزار ساله ي ايران» نوشته، ميگويد «فرهنگ ايران داراي جاذبه و كشش خاصي است كه محقق خارجي را بي اختيار بخود جذب ميكند، سبب آنست كه فرهنگ كهن ايران از آغاز جنبه هاي جهاني و بشري داشته و افكار و معتقدات مذهبي و هنر و ادب و فلسفه و علم آن همواره براي بيگانگان زبان آشنا بوده است و شايد فرق اساسي اين تمدن با تمدنهاي قديم مصري، كلداني، آشوري، بابلي ، هندوچيني در همين نكته باشد. در طول قرون متمادي، مهمترين و اساسي ترين نقش ايران در مدنيت جهان اين بوده كه با استفاده از موقعيت جغرافيائي و روحيه ي نژادي و ملي خويش، تمدنها و فرهنگها و هنرها و معتقدات مختلف شرق و غرب را با يكديگر آميزش داده و از امتزاج و تركيب آن اجزاي متفاوت، محصولي را كه براي همه ي آنها قابل درك و فهم باشد در سايه ي درايت و نبوغ و هوش ايرانيت خود بوجود آورد و همين خصوصياتست كه محقق و پژوهشگر غربي را بمطالعه در فرهنگ و ادب كهنسال و زبان اصيل ايراني بخود جلب مينمايد وكشش خاصي را برايش پديد ميآورد» .

با اينكه اسلام در جهان با سسرعت تمام د رحال پيشرفت بود و اعراب همچنان به تصرف و تسلط خود ادامه ميدادند ايرانيان مسلمان درصدد بر آمدند كه سياست عالم اسلامي را در دست گيرند. عربها چون مالك ممالك وسيعي شدند براي اداره ي امور كشور ناگزير از طلب مساعدت و معاضدت ايرانيان بودند. در صدر اسلام در موقعي كه خليفه ثاني در انديشه بودچگونه ماليه ي مسلمين را ثبت نمايمد مرزبان نام ايراني ديوان مالي را تأسيس كرده و تا زمان حجاج بن يوسف يعني تا نزديك قرن هشتم هجري همه ي دفاتر ديوان محاسبات كوفه بزبان فارسي بود. ميدانيم كليه ي اصطلاحات مهم ديواني از قبيل ديوان دفتر فرد، سياق قلم و غيره كه تا بامروز هم معمولست فارسي ميباشد و بعدها صالح نام يكي از اسراي سيستان ظاهراً آنرا از فارسي بعربي منتقل كرده باوجود تعصبات نژادي خلفاي بني اميه و با اينكه عبدالملك اموي نهايت كوشش نمود تا ايرانيان را از كارهاي دولتي اخراج نمايد پيشرفت ايرانيان در امور و اقدامات آنان براي تشكيل حكومتي كه خود در آن مهم ترين عامل باشند روز بروز محسوس تر ميشد. براي همين منظور بود كه ايرانيان داخل در سپاه مختار شده تحت لواي او بجان و دل مي جنگيدند. عربها بقدري بايرانيان محتاج بودند كه سليمان خليفه ي اموي درين خصوص چنين گفته «عجبا ايرانيان هزار سال حكمفرمائي كردند و ساعتي بما احتياج پيدا ننمودند و ما صد سال خلافت كرديم و يكساعت بي مساعدت آنها نتوانستيم زندگاني كنيم» .

علت دخالت فرمانروايان ايراني در اداره ي كارها اين بودكه هنوز حكمرانان تازي كه مأمور اداره ي ولايتهاي ايران بودند با اصول اداري و امور ديواني آشنا نداشتند.

آنچه مسلّم استاينست كه بموجب مدارك معدود موجود، كارهاي اداري و امور دفتر و ديوان تا يك قرن پس از استيلاي عرب به فارسي انجام ميگرفت. قديميترين سند تاريخي راجع به ترجمه ي دفاتر ديوان محاسبات كوفه از فارسي بعربي قول بلاذري در كتاب فتوح البلدان است چنانكه گويد «ديوان خراج سواد و ديگر بخش هاي عراق بفارسي بود، چون حجاج ولايت عراق جست امر كتابت را ره زادان فرخ پسر پيري سپرد صالح بن عبدالرحمن مولاي بنوتميم كه به تازي و فارسي نوشتن ميدانست باوي بود پدر صالح از اسيران سيستان بود زادان فرخ وي را به خدمت حجاج آورد . صالح گفت: «بخدا اگر بخواهم حساب را به تازي خواهم كرد» . بطور تحقيق تا زمانيكه فرخ رئيس ديوان زنده بود ترجمه ي دفاتر محاسباتي از فارسي بعربي صورت نگرفته زيرا كه او با چنين كاري مخالف بوده است ولي پس از كشته شدن زادان فرخ صالح سيستاني شروع به نقل و ترجمه ي دفاتر از فارسي بعربي كرده است.

مردان شاه فرزند زادان فرخ مبلغ صدهزار دينار بصالح وعده ميدهد كه از اين كار دست بردارد ولي صلاح از او پول را نمي پذيرد. مردانشاه از صالح ميپرسد كه در نقل و ترجمه، دهم و بيستم فارسي را چگونه خواهي نوشت؟ در جواب ميگويد : مينويسم، دهم و بيستم. خلاصه صالح براي پيشرفت كار قواعد عدد نويسي را بر هم زده است زيرا كه در عمل نه تنها ناچار بنوشتن دهم و بيستم شده بلكه مجبور شد كه ده و صدهزار را با حروف بنويسد1 زبان فارسي همچنان به پيشروي خود ادامه ميداد و حتي در خراسان تا اواخر خلافت هشام بن عبدالملك (105   125) همان دستگاه اداري ساساني دوام داشت. جهشياري مينويسد «تا اين زمان بيشتر منشيان خراسان مجوس بودند و حسابها به فارسي نوشته ميشد» با اينكه زبان عربي در سراسر ايران رفته رفته بعنوان زبان اداري و رسمي بكار ميرفت ولي ايرانيان هيچگاه زير سلطه ي زبان عربي نرفتند و جز در دستگاه اداري و عمّال خليفه يا جانشينان ايشان اين زبان رواج و نفوذي نداشت.

بسياري از ايرانيان آزادمنش پس از سال 641 ميلادي يعني حمله ي عرب باين سرزمين، براي حفظ زبان و فرهنگ كشور خود راه كشورهاي ديگر را در پيش گرفتند و موجب انشار و ترويج زبان و فرهنگ آباء و اجدادي خود در آن كشورها گرديدند و روز بروز بر نقوذ فرهنگ باستاني و زبان ايراني در فرهنگ آنان افزوده گرديد. در سده ي هشتم هجري يعني در همان سالهائي كه معماران چيره دست و ماهر ايراني در بناي كاخ معروف الحمرا در اسپانيا ميكوشيدند، رامشگران چيني براي ابن بطوطه جهانگرد مراكشي غزل سعدي را ميخواندند.

تا دل بمهرت داده ام                                                          در بحر فكر افتاده ام

چون در نماز ايستاده ام                                                            گوئي به محراب اندي

در سالهائي كه كتيبه ي سنگهاي مزار را در جاوه و سنگاپور به فارسي مينوشتند سنگي بسال 823 كه تقريباً سي سال پيش در مالايا كشف گرديد اين غزل سعدي را برروي آن نوشته اند.

بسيار سالها بسر خاك ما رود                                                         كاين آب چشمه آيد و باد صبا رود

بدنبال ترويج و گستردگي زبان و فرهنگ ايراني در نقاط دور افتاده ي جهان انجمن هاي خاورشناسي و انستيتوهاي مطالعات شرقي در كشورهاي اروپائي و هندوستان بوجود آمد و باتوجه بفرهنگ اين سرزمين انجمنهاي مشابه جهت تحقيق و مطالعه فرهنگ ايراني يكي پس از ديگري در كشورهاي مترقي اروپا و آمريكا تأسيس گرديد و تقريباً در تمام مؤسسات خاور شناسي جهان رشته ي تجسسات و تتبعات مربوط بزبان و ادب و تأثير فرهنگ و زبان سرزمين ما و نفوذ آن در فرهنگ آنان بعمل آمد و شوق و ذوق آنان به يادگيري زبان ايراني كمال يافت. چنانكه ميدانيم هامرپور گشتال كه بزبانهاي فارسي، عربي و تركي آشنائي داشت و بايران مسافرت كرده، در ترجمة ديوان حافظ ، خسرو و شيرين نظامي، گلشن راز شيخ محمود شبستري و گلچيني از اشعار دويست شاعر ايراني ذوق سرشاري از خود نشان داد. وي در مقدمه ي ترجمه ي آلماني معروف گلشن راز شيخ محمود شبستري كه بسال 1838 در وين منتشر شده شرح مبسوطي بفارسي نگاشته است و همچنين آثار معروف ابوعلي سينا، فارابي، بيروني، محمد زكرياي رازي و المجسطي بدستور امپراتوران بزرگ و ادب شناس اسپانيا به ايتاليائي و اسپانيائي ترجمه گرديد. توجه بادب و زبان قديم ايراني از طرف پاپ كلمنتوس در آغاز سده ي چهاردهم چندين دارالعلم تدريس زبانهاي شرقي منجمله فارسي در ايتاليا، اسپانيا، فرانسه تأسيس شد و نخستين فرهنگ فارسي در سال 1303 در رم تأليف گرديد.

آقاي پروفسور بوساني در «تأثير اسلام و ايران در فرهنگ ايتاليائي» ميگويد همه ميدانند اكثر نوابغي كه در اروپا بايشان لقب «اسلامي» و حتي «عربي» داده ميشود در اصل ايراني بوده اند. از طرف ديگر فرهنگ اسلامي و فرهنگ اروپائي دو عنصر متضاد نيست همانطور كه بحقيقت شاعر فارسي زبان پاكستاني، محمد اقبالي لاهوري در ضمن كتابي بزبان انگليسي تحت عنوان (سخنرانيها درباه ي تجديد فكر ديني در اسلام) كه بسال 1965 منتشر شده نوشته است كه «فرهنگ اروپائي جز پيشرفت در راهي كه فرهنگ اسلامي باز كرده بود چيز ديگري نيست. بنابراين نزديك شدن عالم اسلامي فعلي بغرب كاري درست است و در آن هيچ بدي نمي بينيم». دو دنياي اسلامي و اروپائي و يا ايراني و ايتاليائي آخر الامر از يك فرهنگ قديمي واحد پديد آمده و نفوذ يكي بر ديگري را جز تبادل افكار برادرانه چيز ديگري نميتوان محسوب داشت تورات، انجيل، افلاطون، ارسطو، اسكندر و اقليدس نامهائيست كه هم براي فرهنگ ايراني و اسلامي و هم براي فرهنگ اروپائي و ايتاليائي ارزش دارند. براي نماياندن تأثير و نفوذ زبان فارسي در زبانهاي اروپائي لازمست برخي از واژه هاي مورد استعمال اين زبانها را در اينجا يادآور شويم.

ديوان                 Dovna                                      كاروان                            Carovana

زنجبيل               Zenzero                                               سماق                             Sommacco

صفر                   Cifro                                        الكل                              Alcool

مشك                 Muschio                                              كافور                             Canforo

نارنج                  Aranico                                               تنبور بمعني طبل                       Tanburo

التبه واژه هاي فراواني در مورد اغذيه، البسه و غيره بكار ميبرند كه از ذكر آن خودداري ميشود. در زبان فرانسه ي امروزي تقريباً صد واژه ي اصيل فارسي وارد شده است كه ميتوان واژه هاي بازار، كاروان، كاروان سرا، شكال، ميناره، ديوان، ببوش (بمعني پاپوش)، درويش، شاه، بيژاما، نارنج، خاكي و غيره را نام برد.

و همچنين بيش از 80 واژه فارسي بدون درنظر گرفتن تشابهات آن وارد زبان انگليسي شده كه نمونه هاي آن فراوان است.

بطور كلي زبان فارسي توانسته است تقريباً در بيشتر زبانهاي زنده جهان تأثير مستقيم و يا غير مستقيم بگذارد.

در آسياي صغير چندين قرن، زبان فارسي، زبان رسمي بشمار ميرفت و طبقات خاص بدان گفتگو ميكردند و شعر مي سرودند و كتاب بفارسي مينوشتند حتي وعظ ها و خطابه ها بزبان فارسي صورت ميگرفت. وجود كتاب فراوان در مراكز عملي ايران واروپا و امريكا و كتابخانه هاي تركيه همه مدارك واسناد بارزيست از نفوذ زبان فارسي در آن قلمرو پهناور. زبان فاري نه تنها در تركيه عثماني بلكه تمام ممالك جنوب شرقي اروپا كمال و قوّت گرفت و همچنين در يوگسلاوي، بلغارستان، آلمان و قبرس نفوذ چشمگيري داشت اينجانب با مطالعه و بررسي مشغول جمع آوري دقيق واژه هائي هستم كه در اين زبانها وارد شده است.

ملت ايران هميشه با داشتن فضائل پسنديده و خصائل شريفة اخلاقي خود ملتي سربلند يافت كه تا اين ميزان به نگهداري و حفظ مواريث گذشتگان علاقه مند و دلبستگي داشته باشد.

براي اينكه ما بتوانيم با ادلّه و استدلال قوي ثابت نمائيم كه زبان فارسي از ديرباز در اقصا نقاط جهان مورد توجه دانشمندان و بزرگان و پادشاهان وسلاطين غير ايراني بوده است لازمست بوسيله ي دانشمندان ايران دوست و ادب دوست اين مرز و بوم بطور كامل و دقيق مورد تأثير و نفوذ زبان فارسي در زبانهاي بيگانه و جمع آوري واژه هاي فارسي آن زبانها بعمل آيد تا باشد كه عظمت كهن و فرهنگ ايراني بر جهانيان مدلّل و مشخص گردد.

 

پاورقي ها:

1 آقاي ذبيح بهروز مينويسد: «چون همه ي دفاتر محاسباتي ديوان كوفه بفارسي بوده آنها را با خط ديواني آمار دبيره مينوشتند و صالح هم از همان خط كه در سراسر كشور مردم بآن آشنائي داشتند استفاده كرده است.

اگرچه از آمار دبيره نمونه هائي تاكنون بدست نيامده ولي از روي قرائن ميتوان گفت حروف آن بوضع طبيعي طولاني بوده است زيرا تاكنون در ايران محاسبين ديواني را دراز نويس ميگويند. ر. ك. دبيره جزوه ي شماره ي    2 ايران كوده ».