|
|
||
ورجاوند، پرويز. "سيري در هنرايران و ديگر سرزمينهاي اسلامي، ازقرن سوم تا يازدهم هجري". دوره 10، ش 112 و 113-117 (بهمن واسفند50 - تير51). |
||
|
|
||
|
خلاصه: ش 112، 113 (بهمن واسفند50): 13-30، تصوير. سيري درهندر دربعدازاسلام: براساس نمايشگاه هنراسلامي در پاريس، سال 1971 مربوط به قرون سوم تا يازدهم هجري نقدي برآثار به نمايش گذاشته، معرفي اشياء و بخشهاي مختلفه اين نمايشگاه بويژه سفالها و چگونگي گروه بندي آن ازسفال دوران كهن تا قرن شانزده ميلادي. |
|
|
|
سيري
در هنر ايران و ديگر سرزمين هاي اسلامي (از
قرن سوم تا يازدهم هجري) براساس
: نمايشگاه هنر اسلامي پاريس (22 ژوئن تا 30
اوت 1971 31 تيرماه تا 8 شهريور 1350) بررسي ، ترجمه و نوشته: دكتر پرويز
ورجاوند
استاد
باستانشناسي دانشگاه تهران پيشگفتار
سال
1971 در فرانسه و بخصوص در پاريس از نظر
فعاليت هاي هنري، با گشايش نمايشگاه «هنر
اسلامي از آغاز تا سال 1700 ميلادي» سالي
مشخص و مشهور خواهد بود و بي گمان در
سالهاي آينده در ضمن يادآوري از اتفاقات
مهم هنري شهر پاريس در سال 1971، به موضوع
برگزري اين نمايشگاه اشاره خواهد رفت. نگارنده
در ماه مرداد سال جاري در سفر به پاريس
توفيق آنرا بدست آورد تا از نمايشگاه
مزبور بازديد نمايد و يادداشتهائي درباره
آن تهيه كند. آنچه كه در اين نوشته ها عرضه
ميگردد براساس يادداشتهاي مزبور و مطالبي
است كه در «كاتالوگ» نمايشگاه آمده است. در موقع نوشتن اين جزوه چندبار بر آن شدم تا باتوجه به نامي كه بر اين نمايشگاه گذارده اند به بحث كلي و اساسي درباره «هنر اسلامي» بپردازم و آنچه را كه در اين باره تا بحال استباط كرده ام بيان بدارم. قصد آن داشتم تا اين موضوع را طرح و به بحث بگذارم كه عنوان «هنر اسلامي» تا چه حد ميتواند عنواني صحيح وگويا و قابل قبول و بي چون و چرا باشد. آيا ميتوان در برابر عنوان «هنر مسيحيت» و «هنر بودائي» به عنوان «هنر اسلامي» نيز قائل بود؟ آيا بهتر نيست كه بطور مثال عنوان «هنر در سرزمينهاي اسلامي» را برگزينيم؟ براي طرح اين مسئله ايجاب ميكرد تا در آغاز روح و فلسفه مذهب اسلام و نقشي كه در خلق آثار هنري داشته است مورد گفتگو قرار گيرد و در پي آن اين امر مورد بررسي واقع شود كه «بيان هنري» اسلام بر چه پايه اي استوار است و چگونه تظاهر مينمايد و جلوه گر ميشود. |
|
نمايشگاه
در مورد عرضه داشت آثار مربوط به هنر
معماري نيز نهايت فقير و كم مقدار است
چنانكه فقط سه سر ستون و 6 قطعه حجاري و گچ
بري مربوط به معماري در آن به نمايش گذارده
شده است. اين آثار چنان برگزيده شده اند كه
بهيچوجه قادر نيستند حتي توجيهي سطحي و
كلي درباره مهمترين پديده هنري سرزمين هاي
اسلامي، يعني معماري ، براي بازديد
كنندگان بوجود آوردند. اين دست است كه حالت
خاص هنر معماري و عوامل تشكيل دهنده آن
چنانست كه امكان عرضه كردن آن در يك
نمايشگاه بصورت تهيه ماكت ها و قالب گيري
هاي پرخرج و پركار، (نظير موزه هنر معماري
فرانسه) كاري مشكل و شايد غير ممكن باشد،
با اينحال ايجاب ميكرد تا در چنين
نمايشگاهي يك تالار به عرضه داشت
اسلايدهاي رنگي بزرگ مربوط به آثار معتبر
معماري سرزمين هاي اسلامي كه معرف سبك هاي
عمده هستند اختصاص مييافت تا دست كم
تصويري كلي و اجمالي از اين هنر ارزنده در
اختيار بازديد كنندگان قرار مي گرفت. معرفي تالارهاي نمايشگاه
در
اين قسمت كوشش شده است تا به اختصار يكايك
تالارهاي نمايشگاه و آثار عمده ايكه در بر
دارند معرفي شود. در پايان نيز آنچه درباره
نحوه موزه آرائي اين نمايشگاه بنظر ميرسد،
مورد بحث قرار گرفته است. سرسراي
ورودي –
نمايشگاه قالي تالارهاي نمايشگاه همگي در طبقه دوم بناي نارنجستان قرار دارد. در سرسراي طبقه دوم بنا است كه با نخستني واحد نمايشگاه مواجه ميشويم. |
تالار دوم
در
تالار دوم نيز آثار گوناگوني به شرح زير
وجود دارد: در
يك قفسه آثار جالبي از عاج مربوط به نواحي
چون : سيسيل –
اسپانيا و مصر قرار دارد كه از شاهكارهاي
هنري بشمار ميروند. آثار
سفالي ايران و مصر. از جمله اشياء سفالي
اين تالار جا دارد از قطعه سفالي با لعاب
كم رنگ كه بعنوان يك لوحه يادبود با نقشي
از نعل اسب تهيه شده، ياد كرد. بر روي اين
اثر كه در نوع خود اثري كم نظير بشمار
ميرود كتيبه اي در 26 سطر به فارسي نوشته
شده كه در آن شرح چگونگي بنا وحادثه مربوط
بآن ذكر شده است. قطعه مزبور مربوط است به
شهر كاشان. در
اين تالار تعدادي نيز آثار برنزي وجود
دارد كه مربوط به ايران است. دو
قطعه اثر چوبي مربوط به هنر مصر در اين
تالار ديده ميشود. دو
سرستون از سنگ مرمر مربوط به كاشان يا
دامغان. چشم
گيرترين آثاري كه در اين تالار عرضه شده
عبارتست از 5 قطعه پارچه مربوط به مصر،
اسپانيا و ايران. قطعه
پارچه اسپانيا مربوط به قرن ششم هجري و
خزانه كليساي (سن سرنن8 ) تولوز است.
پارچه مزبور از شش باند زرد و نارنجي بصورت
يك رشته دايره تشكيل شده است. |
تالار سوم
در
تالار سوم آثار سفالي، برنز و مس –
سنگ و گچ بري، عرضه شده و بيشتر آنها مربوط
به ايران است. برخي از آثار اين تالار
عبارتست از: در
يك قفسه ، سه ظرف سفالي زيباي تصوير دار از
ري كه تمامي آنها مربوط به قرن ششم يا هفتم
هجري است. برروي يكي از آنها تصوير اساطيري
مركب از سر يك
زن، بدن اسب و بال عقاب ديده مي شود. |
تالار چهارم
در
اين تالار آثار مختلفي از قبيل جواهر –
شيشه –
اسلحه و آثار سنگي عرضه شده است كه عبارتند
از : قفسه
جواهرات كه در آن آثاري از : هند –
تونس –
مراكش و ايران قرار دارد. در بين آثار
جواهر ايران دستبندي از ناحيه ماوراء
النهر وجود دارد كه به آثار هزاره اول
ايران شباهت بسيار دارد. دو طرف دستبند به
دو سر شير ختم شده است. اثر مزبور مربوط است
به قرن هشتم هجري . قفسه
شيشه هاي لعابدار مربوط به مصر و سوريه. قفسه
خاص اسلحه. در بين آثار آن، اسلحه اي از
ايران ديده نمي شود. (يكي از جالبترين
مجموعه هاي اسلحه ايراني دوران اسلامي در
موزه ارميتاژ لنينگراد قرار دارد) . در
اين تالار همچنين چهار اثر مربوط به هنر
معماري قرار دارد كه عبارتند از : قطعه اي
گچ بري مقرنس مربوط به مصر . چند قطعه كاشي
از ايران . دو قطعه سنگ حجاري شده مربوط به
قسمت ديت انداز پله از ايران. يكي
از اين دو قطعه از جنس كالكر سخت و مربوط به
قرن ششم هجري است. بنظر ميرسد كه قطعه
مزبور جزئي از مجموعه اي باشد كه قسمتي از
آن در موزه لوور، قطعه اي در موزه
متروپوليتن امريكا و بالاخره قطعه ديگر ي
از آن در موزه حيفا در اسرائيل قرار دارد.
قطعه مزبور مربوط است به شهر همدان.
خصوصيات هنر تزئيني دوران سلجوقي با معرفي
تصاوير حيوانات در اين اثر بخوبي مشهود
است. |
تالار ششم
بيشتر
آثار اين تالار را اشياء فلزي مربوط به
سوريه، مصر و ايران تشكيل ميدهد. از جمله
آثار جالب فلزي ايران در اين تالار بايد از
شمعدان زيبائي مربوط به فارس از قرن هشتم،
يك جعبه مسي طلا و نقره نشان از فارس و
شمعدان زيباي ديگري از غرب ايران ياد كرد
كه مجموعه مزبور معرف هنر ارزنده و چشم گير
فلز كاري ايران است. در
اين تالار در داخل يك قفسه مجموعه جالبي از
آلات و ابزار علمي قرار داده شده است كه
باوجود ناچيز بودن تعداد آنها تا حدي
بازگو كننده وجود جنبه هاي علمي در برخي از
سرزمين هاي اسلامي است. آثار مزبور در
زمينه هاي : نجوم –
مكانيك –
رياضيات –
فيزيك –
تهيه نقشه و شيمي ميباشد. جالبترين آثار اين قفسه كره ايست بر روي يك پايه از مس مربوط به سال 684 هجري از ناحيه طبرستان ايران. كره مزبور بر روي چهارپايه قرار گرفته است و بر روي آن نقش ها و نوشته هاي مختلف ديده مي شود. |
|
از
آنجا كه اين اثر در نوع خود اثر كم نشيري
بشمار ميرود جا دارد تا باختصار درباره
شكل و متن نوشته آن مطالبي را بيان داريم: صفحه
مزبور از گل سرخ رنگي ساخته شده و برروي آن
لعاب سفيد رنگي داده شده است، خط كتيبه روي
آن برنگ سبز است. دور تا دور صفحه را يك
هلال كم برجسته شبيه به نعل اسب قرار گرفته
است وروي آن سه خط كتيبه بر روي متن گل و
بوته جلب نظر ميكند. وسط صفحه كتيبه بزرگي
بخط و زبان فارسي در 26 سطر وجود دارد كه متن
آن عبارتست از توضيح مربوط به بناي يك
ساختمان مقدس در يكي از باغهاي كاشان.
درباره ايجاد بناي مزبور اشاره شده است كه
چگونه در شب جمعه اول شوال سال 761 هجري،
حضرت علي عليه السلام و دوازده امام، مسلح
و ايستاده در كنار مركب بر سيد فخرالدين
حسن طبري ظاهر ميشوند. سيد فخرالدين حكايت
ميكند حضرت علي (ع) كه آماده باز گرداندن
كفار هند بمذهب اسلام بوده اند باو توصيه
ميكنند كه در محل ظهور خود اين بناي مقدس
را بسازد تا كساني كه نميتوانند در التزام
ركاب او باشند در آن محل گرد آيند، برخي
معتقدند كه اين صفحه از روي جاي پاي اسب
حضرت علي در موقع ترك باغ قالب گيري شده
است. نظري به چگونگي تنظيم نمايشگاه
درباره
وضع تالارهاي هشت گانه و تنظيم نمايشگاه
بايد گفت كه از نظر نحوه عرضه داشت اشياء و
تنظيم نور، محيط نمايشگاه بسيار مناسب
ترتيب داده شده است. از جمله در انتخاب
پارچه متن قفسه ها بمنظور جلوه گر ساختن
بهتر آثار هنري درون آنها، دقت لازم بكار
رفته است. نكته
قابل توجهي كه ضرورت دارد بآن
اشاره شود عبارتست از وضع كلي
نمايشگاه و ترتيب قرار دادن اشياء در
تالارهاي مختلف آن. چنانكه بجز سرسراي
ورودي و آخرين تالار نمايشگاه ، هفت تالار
ديگر نمايشگاه هر يك مخلوطي از مجموعه هاي
مختلف و گوناگون را عرضه ميدارد. چنانكه در
توضيح نمايشگاه گفته شد، سرسراي ورودي
بطور كامل براي معرفي هنر قالي و تالار
هشتم براي به نمايش گذاردن تابلوهاي مختلف
مربوط به هنر مينياتور اختصاص داده شده
است. ولي در هفت تالار ديگر در هر يك مجموعه
درهمي چون آثار سفالي –
برنز –
مسي –
شيشه –
عاج –
پارچه –
چوب –
گچ بري –
سنگ –
كاشي –
كتاب و ديگر اشياء بمعرض نمايش گذارده شده
است. در برخي موارد حتي در داخل يك قفسه نيز
رعايت هم جنس بودن اشياء نشده است و در آن
واحد آثار سفالي –
فلزي ، شيشه اي و غيره در يك قفسه عرضه شده
است. وجود
چنين شيوه تنظيم در نمايشگاه سبب شده است
تا بيننده قادر به درك و شناخت چگونگي پايه
گرفتن، تحول و دگرگوني آثار هنري مختلف در
دورانها و در سرزمين هاي گوناگون نشود و از
سوي ديگر از نحوه و چگونگي ارتباط و نفوذ
فرهنگي بين سرزمين هاي اسلامي آگاهي لازم
بدست نياورد. پراكنده بودن آثار پارچه اي،
چوبي و پوشش هاي معماري چون كاشي و سنگ در
تالارهاي هفتگانه چنان است كه بخوبي احساس
مي شود مسئله اصلي براي ترتيب دهندگان
نمايشگاه در مرحله اول زيبائي محيط
نمايشگاه و در مرحله دوم امكانات فضائي
محل بوده است. شك نيست كه در تنظيم هر
نمايشگاهي هميشه دو امر فوق مطرح ميباشد
ولي بايد توجه داشت در نمايشگاهي چون
نمايشگاه هنر اسلامي كه به اعتباري نخستني
نمونه در نوع خود ميباشد و هدف آن نمودن
چگونگي هزار سال هنر در بخش عظيمي از جهان
است، جا داشت تا به جنبه فني امر توجه
بيشتري معطوف ميگشت، باشد كه بيننده گذشته
از درك زيبائي، اطلاعات لازم را نيز
درباره چگونگي شكل گيري و تحول و دگرگوني
فرهنگ و هنر سرزمينهاي مزبور بدست ميآورد.
دست كم جا داشت تا در آخرين تالار اقدام به
ايجاد يك واحد مقايسه اي و توضيحي در زمينه
هاي مختلف ميگرديد. تا بازديد كننده با يك
دريافت كلي و شناختي عمومي نمايشگاه را
ترك گويد. از
ياد نبايد برد كه نمايشگاه مزبور، يك
نمايشگاه فصلي است و هدف آن معرفي فرهنگي
غني مربوط به بخش وسيعي از دنيا در طول
هزار سال بوده است. از اينرو ميبايست بكمك
وسايل مختلف در حد امكان در جهت معرفي هرچه
بهتر و روشنتر و گوياتر فرهنگ سرزمينهاي
مورد نظر اقدام ميگرديد. پوشش
مزبور مجموعه ايست از پانزده كاشي كه هشت
تاي آن بشكل ستاره هشت پر ميباشد. نقش كاشي
ها بسيار متنوع و در نهايت زيبائي اجراء
شده است. در بين طرحهاي مجموعه ، گذشته از
نقش گل و گياه و پرندگان ، تصاويري از
حيوانات و انسان نيز ديده ميشود. از جمله
نقش هاي جالب در اين مجموعه نقش زيبا و كم
نظيري است از شير و خورشيد. تصوير شير و
خورشيد در اين نقش باينصورت انجام گرفته
كه هلالي از نيم چهره يك انسان بر قسمت
فرورفتگي پشت شير طرح شده و دراطراف آن
شعاعهائي ديده ميشود. در اين نقش از نظر
بررسي سابقه و دگرگوني نقش شير و خورشيد در
ايران داراي ارزش و اهميت خاصي است. سفالهاي
نمايشگاه و چگونگي گروه بندي آنها
يكي
از مسائلي كه جا دارد در اين جزوه عرضه
شود، موضوع نحوه گروه بندي و تقسيم بندي
اشياء مختلف در نمايشگاه است. ما در اينجا
با توجه به اهميت
و تنوع آثار سفالي نمايشگاه، چگونگي تقسيم
بندي را كه در مورد آن صورت گفته است با
توضيح مختصري درباره مشخصات هر سبك بيان
ميداريم. در
تقسيم بندي و گروه بندي سفالهاي نمايشگاه
هفت گروه در نظر گرفته شده است كه عبارتند
از : 1
–
سفال دوران كهن يا «آركائيك» : در اين گروه
آثار سفالي از قرن دوم تا هفتم هجري را
منظور داشته اند. در اين مجموعه 23 ظرف عرضه
شده كه 22 ظرف آن مربوط به نواحي چون : شوش –
نيشابور –
سمرقند –
ري –
ساري- گروس –
آق كند و آمل ميباشد و تنها يك اثر آن مربوط
به سامره است. شوش
از جمله نوحي است كه بررسي سفال ايران
دوران اسلامي در
آن حائز كمال اهميت است
زيرا كه در اين محل از ديرباز و دوران پيش
از تاريخ يكي از مهم ترين و موفق ترين
كارگاههاي سفالگري وجود داشته و آثار
دوران اسلامي آن با تكيه بر سنت رايج و
موفق سفالگري در اين محل خلق شده است. آثار
مزبور از نظر شكل و تكنيك مجموعه هاي
گوناگوني را معرفي ميسازد. گذشته
از شوش شهرهاي نيشابور و سمرقند نيز در طي
قرنهاي سوم و چهارم هجري در امر توليد آثار
سفالي موفقيت چشم گيري بدست آوردند.
معروفترين طرح اين گروه از سفالها را بايد
تزئينات نوشته و كتيبه دار دانست. سفال
گبري –
از جمله سفالهائي كه جزء گروه عمده سفال
دوران كهن منظور شده است، بايد از سفال
معروف به «گبري» ياد كرد. اين نوع سفال
برروي لعابي برنگ قهوه اي يا سبز كه شيوه
خاص دوران ساساني است و نزد زردشتيان
جاويدان مانده، اجراء شده است. نقش
هائي كه در تزئين اين نوع سفال بكار گرفته
شده عبارتست از نقش حيوانات افسانه اي
برروي زمينه اي از درخت خرما . اغلب نيز
تصويرهاي انساني با چهره اي بزرگ درحاليكه
حامل علم و يانشانه و علامتي هستند (توجيه
مفهوم اين نشانه ها اغلب كار مشكلي است)
جاي نقش حيوانات را گرفته است. سفال
آمل : از جمله سفالهاي ديگري كه جزء گروه
سفالهاي كهن طبقه بندي شده است سفالهاي
منطقه آمل را بايد نام برد. اين نوع سفال به
شيوه اي كاملاً متفاوت با شيوه هاي ديگر
تزئين شده است. نقش اين سفالها عبارتست از
تصوير حيوانات استيليزه و شبكه بندي هاي
چهار خانه سبز رنگ . |
|
3
–
گروه سفالهاي مربوط به دوران فاطميان و
مملوكها :در اين مجموعه يازده اثر مربوط به
قرنهاي پنجم تا نهم هجري از سرزمين مصر و
سوريه عرضه شده است. |
|
موضوع
بررسي سفال اسلامي مسائل ومشكلات مختلفي
را طرح ميسازد كه از آنجمله امر بررسي و
شناسائي مراكز توليد
را ميتوان نام برد. موضوع
حفاري هاي غيرعلمي و حفاري هاي قاچاق تا
اين سالهاي اخير مشكل تاريخ گذاري و تعيين
محل را براي اكثر سفالهاي بدست آمده طرح
ميسازد. |
|
سفال
گبري : سفال معروف گبري كه با دسته قبلي
اختلاف زيادي دارد در ناحيه كوهستاني
زنجان ساخته شده است. ناحيه مزبور منطقه
ايست كه به اعتباري بعد از حمله اعراب
گروهي از زرتشتيان به آنجا مهاجرت ميكنند.
تزئينات اين نوع سفال برروي يك لعاب يك رنگ
قهوه اي يا سبز كه از سنت دوره ساساني
استفاده شده و نزد
زرتشتيان جاويدان مانده انجام گرفته است. |
|
پاورقي
ها: 1
– Orangerie des Tuileries. 2
– Petite Palais. 3
– Musee Guimet. 4
– Musee Jacquemart. 5
– Musee Cluny. 6
– Sevre. 7
– Saint Jose. 8
– Tresor de l’Eglise de Saint – Sernin. 9
– Tang. 10
– Song. 11
– Ming. |