ورجاوند، پرويز. "سيري در هنرايران و ديگر سرزمينهاي اسلامي،‌ ازقرن سوم تا يازدهم هجري". دوره 10، ش 112 و 113-117 (بهمن واسفند50 - تير51).

 

خلاصه: ش 112، 113 (بهمن واسفند50): 13-30، تصوير. سيري درهندر دربعدازاسلام: براساس نمايشگاه هنراسلامي در پاريس، سال 1971 مربوط به قرون سوم تا يازدهم هجري نقدي برآثار به نمايش گذاشته، معرفي اشياء و بخشهاي مختلفه اين نمايشگاه بويژه سفالها و چگونگي گروه بندي آن ازسفال دوران كهن تا قرن شانزده ميلادي.

سيري در هنر ايران و ديگر سرزمين هاي اسلامي

(از قرن سوم تا يازدهم هجري)

براساس : نمايشگاه هنر اسلامي پاريس (22 ژوئن تا 30 اوت 1971 31 تيرماه تا 8 شهريور 1350)

بررسي ، ترجمه و نوشته: دكتر پرويز ورجاوند    استاد باستانشناسي دانشگاه تهران

پيشگفتار

سال 1971 در فرانسه و بخصوص در پاريس از نظر فعاليت هاي هنري، با گشايش نمايشگاه «هنر اسلامي از آغاز تا سال 1700 ميلادي» سالي مشخص و مشهور خواهد بود و بي گمان در سالهاي آينده در ضمن يادآوري از اتفاقات مهم هنري شهر پاريس در سال 1971، به موضوع برگزري اين نمايشگاه اشاره خواهد رفت.

نگارنده در ماه مرداد سال جاري در سفر به پاريس توفيق آنرا بدست آورد تا از نمايشگاه مزبور بازديد نمايد و يادداشتهائي درباره آن تهيه كند. آنچه كه در اين نوشته ها عرضه ميگردد براساس يادداشتهاي مزبور و مطالبي است كه در «كاتالوگ» نمايشگاه آمده است.

در موقع نوشتن اين جزوه چندبار بر آن شدم تا باتوجه به نامي كه بر اين نمايشگاه گذارده اند به بحث كلي و اساسي درباره «هنر اسلامي» بپردازم و آنچه را كه در اين باره تا بحال استباط كرده ام بيان بدارم. قصد آن داشتم تا اين موضوع را طرح و به بحث بگذارم كه عنوان «هنر اسلامي» تا چه حد ميتواند عنواني صحيح وگويا و قابل قبول و بي چون و چرا باشد. آيا ميتوان در برابر عنوان «هنر مسيحيت» و «هنر بودائي» به عنوان «هنر اسلامي» نيز قائل بود؟ آيا بهتر نيست كه بطور مثال عنوان «هنر در سرزمينهاي اسلامي» را برگزينيم؟ براي طرح اين مسئله ايجاب ميكرد تا در آغاز روح و فلسفه مذهب اسلام و نقشي كه در خلق آثار هنري داشته است مورد گفتگو قرار گيرد و در پي آن اين امر مورد بررسي واقع شود كه «بيان هنري» اسلام بر چه پايه اي استوار است و چگونه تظاهر مينمايد و جلوه گر ميشود. 

ولي باتوجه به بخش عمده مطالب اين جزوه كه عبارتست از شرح و بيان كلي و اجمالي درباره برخي از آثار هنري و سبكهاي مربوط به آنها، وارد گشتن، بآن مسائل و گفتگو درباره نظريه ها وتئوريها در درآمد اين جزوه درست بنظر نرسيد و بهتر آن ديدم تا انجام اين كار را به فرصتي ديگر موكول سازم. و اينك قبل از معرفي و شرح آثار نمايشگاه و توضيحي كه در كاتالوگ درباره هر دسته از آثار آن آمده است، بطور خلاصه درباره چگونگي اين نمايشگاه مطالبي را در زير بيان ميدارد:

نمايشگاه هنر اسلامي كه در تاريخ 22 ژوئن 1971 (برابر 31 تيرماه 1350) براي مدت 70 روز در عمارت نارنجستان «تويلري1 » گشايش يافت، در واقع سومين و بزرگترين نمايشگاه هنر اسلامي است كه تاكنون در فرانسه تشكيل يافته است. اولين نمايشگاه در سال 1893 و نمايشگاه بعدي در سال 1903 گشايش يافت و بعد از آن ديگر باين نام مجموعه اي عرضه نگرديد. ولي برگزاري نمايشگاه «درخشش و شكوه هنر ترك» در سال 1953 در موزه هنرهاي تزئيني پاريس، و تشكيل نمايشگاه بزرگ و باشكوه هفت هزار سال هنر ايران در «قصر كوچك2 » در سال 62 1961 را بايد نمايشي موفق در زمينة آثار هنري دو سرزمين اسلامي تركيه و ايران بشمار آورد كه هر يك به سهم خويش نقش مؤثر و موفقي در شناساندن هنر دوران بعد از اسلام اين دو سرزمين كهنسال برعهده داشتند.  

قاب و كاسه سفالي بدون لعاب شوش، قرن دوم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور

 

نمايشگاه در مورد عرضه داشت آثار مربوط به هنر معماري نيز نهايت فقير و كم مقدار است چنانكه فقط سه سر ستون و 6 قطعه حجاري و گچ بري مربوط به معماري در آن به نمايش گذارده شده است. اين آثار چنان برگزيده شده اند كه بهيچوجه قادر نيستند حتي توجيهي سطحي و كلي درباره مهمترين پديده هنري سرزمين هاي اسلامي، يعني معماري ، براي بازديد كنندگان بوجود آوردند. اين دست است كه حالت خاص هنر معماري و عوامل تشكيل دهنده آن چنانست كه امكان عرضه كردن آن در يك نمايشگاه بصورت تهيه ماكت ها و قالب گيري هاي پرخرج و پركار، (نظير موزه هنر معماري فرانسه) كاري مشكل و شايد غير ممكن باشد، با اينحال ايجاب ميكرد تا در چنين نمايشگاهي يك تالار به عرضه داشت اسلايدهاي رنگي بزرگ مربوط به آثار معتبر معماري سرزمين هاي اسلامي كه معرف سبك هاي عمده هستند اختصاص مييافت تا دست كم تصويري كلي و اجمالي از اين هنر ارزنده در اختيار بازديد كنندگان قرار مي گرفت.

معرفي تالارهاي نمايشگاه

در اين قسمت كوشش شده است تا به اختصار يكايك تالارهاي نمايشگاه و آثار عمده ايكه در بر دارند معرفي شود. در پايان نيز آنچه درباره نحوه موزه آرائي اين نمايشگاه بنظر ميرسد، مورد بحث قرار گرفته است.

سرسراي ورودي نمايشگاه قالي

تالارهاي نمايشگاه همگي در طبقه دوم بناي نارنجستان قرار دارد. در سرسراي طبقه دوم بنا است كه با نخستني واحد نمايشگاه مواجه ميشويم. 

اين قسمت به معرفي هنر قالي بافي تعدادي از كشورهاي اسلامي از جمله: مصر تركيه هند و ايران اختصاص يافته و در مجموع يازده قطعه اثر نفيس در آن به نمايش گذارده شده كه پنج اثر آن مربوط به ايران دو اثر از آن مصر دو قطعه مربوط به هند و دو قطعه ديگر از آن تركيه است.

قالي هاي ايراني عبارتند از:

1 فرش تبريز با نقش طرنج و تزئين نوشته با مخلوطي از ابريشم ونقره مربوط به قرن دهم هجري.

2 فرش ديگري مربوط به خراسان از نيمه قرن دهم هجري.

3 فرش بافت كاشان با تصوير حيوانات از ابريشم مربوط به قرن دهم هجري.

4 فرش بافت اصفهان با اندازه هاي 6 * 5/3 متر از ابريشم با زمينه قهوه اي روشن و رنگهاي حنائي ، مغز پسته اي، سفيد و كرم و حاشيه سفيد . اوايل قرن يازدهم.

5 فرش بافت كرمان مربوط به اواخر قرن يازدهم هجري از پشم ومروف به قالي «باغ».  

بشقاب سفالي لعابدار با نقش ابريق ، اثري از نيشابور يا سمرقند قرن پنجم هجري، بخش اسلامي موزه لوور.

بشقاب سفالي لعاب دار با تزئين كتيبه -  سمرقند قرن سوم و چهارم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

تالار نخست

در اين تالار در چهار قفسه آثار سفالي دوران بعد از اسلام ايران كه از نواحي چون : ري گروس آمل شوش- آق كند ساري سمرقند و نيشابور بدست آمده به نمايش گذارده شده است. آثار مربوط است به قرنهاي سوم تا هفتم هجري.

در بين مجموعه هاي مزبور دو تنگ جالب از آثار شوش بيش از آثار ديگر جلب توجه بيننده را ميكند. يكي از آنها با زمينه سفيد و با طرح برگ خرما برنگ آبي و ديگري برنگ آبي كم رنگ با طرح قهوه اي ودسته هاي برجسته سبز كه با نمونه نظير آن در كمتر موزه اي برخورد ميشود.

در يك قفسه ديگر نيز مجموعه اي از آثار شيشه اي ايران مصر و سوريه به نمايش گذارده شده است.

بر روي ديوارهاي اين تالار نيز چند قطعه پارچه ارزنده مربوط به هنر پارچه بافي ايران ومصر ديده ميشود. جالب‌ترين اثر پارچه اي در اين تالار اثر معروف به كفن ژوزه مقدس7 است كه در قرن چهارم هجري در خراسان بافته شده است. باحتمال اين قطعه پارچه در اولين نبرد صليبي به «دير سن ژوزه» در پادوكاله فرانسه برده شده و سپس به موزه لوور انتقال يافته است. همچنين در اين تالار چند قطعه از كارهاي چوبي مربوط به مصر و قطعه اي ديگر كه از ناحيه «تكريت» در عراق بدست آمده، عرضه شده است.

كوزه با سر حيوان گروس، قرن ششم هجري، بخش اسلامي موزه لوور.

گلدان سفالي لعابدار با نقش گل و بوته برجسته ري قرن پنجم هجري ، بخش اسلامي موزه لوور

تالار دوم

در تالار دوم نيز آثار گوناگوني به شرح زير وجود دارد:

در يك قفسه آثار جالبي از عاج مربوط به نواحي چون : سيسيل اسپانيا و مصر قرار دارد كه از شاهكارهاي هنري بشمار ميروند.

آثار سفالي ايران و مصر. از جمله اشياء سفالي اين تالار جا دارد از قطعه سفالي با لعاب كم رنگ كه بعنوان يك لوحه يادبود با نقشي از نعل اسب تهيه شده، ياد كرد. بر روي اين اثر كه در نوع خود اثري كم نظير بشمار ميرود كتيبه اي در 26 سطر به فارسي نوشته شده كه در آن شرح چگونگي بنا وحادثه مربوط بآن ذكر شده است. قطعه مزبور مربوط است به شهر كاشان.

در اين تالار تعدادي نيز آثار برنزي وجود دارد كه مربوط به ايران است.

دو قطعه اثر چوبي مربوط به هنر مصر در اين تالار ديده ميشود.

دو سرستون از سنگ مرمر مربوط به كاشان يا دامغان.

چشم گيرترين آثاري كه در اين تالار عرضه شده عبارتست از 5 قطعه پارچه مربوط به مصر، اسپانيا و ايران.

قطعه پارچه اسپانيا مربوط به قرن ششم هجري و خزانه كليساي (سن سرنن8 ) تولوز است. پارچه مزبور از شش باند زرد و نارنجي بصورت يك رشته دايره تشكيل شده است.

در داخل هر دايره نقش دو طاووي بصورت قرينه در دو سوي يك درخت خرما طرح شده است. اثر مزبور نمونه جالبي است از نفوذ نقش ها و طرحهاي دوره ساساني بر روي كارگاههاي پارچه بافي اسپانيا.

قطعه ديگر پارچه جالب سفيد رنگي است با نقش يك عقاب شاخدار با نوشته كوفي مربوط به قرن پنجم هجري. طرح عقاب داخل دو دايره بقطر حدود 30 سانتيمتر شباهت بسيار به نقش عقاب بشقاب نقره اي ساساني همراه با الهه آناهيتا دارد.

از آثار پارچه اي جالب اين تالار جا دارد تا از قطعه مكشوف در ري و آرامگاه دوره آل بويه واقع در كوهسار نقاره خانه ياد كرد. پارچه مزبور داراي زمينة كرم متمايل به صورتي است. در وسط دايره نقش فردي بصورت تمام رخ با موهاي مجعدي كه بر روي شانه هايش ريخته شده و جامه اي بلند تا مچ پا طرح شده است. تزيينات جامه بصورت هندسي و شبيه آثار دوره ساساني است. فردمزبور در دو طرف دو شير را زير بغل گرفته و به گلوي آنها فشار ميآورد. چهره شيرها بصورت نيمرخ طرح شده است . اثر مزبور از نظر موضوع تحت تأثير نقش هاي دوره هخامنشي و با رعايت امر قرينه سازي خلق شده است، در حاليكه تصوير شخصيت مياني و وضع لباس و آرايش او معرف شيوه خاص دوره ساساني است.

گلدان سفالي لعابدار با نقش عقاب دوسر، رقا (سوريه) قرن ششم يا هفتم هجري، بخش اسلامي موزه لوور.

جام با نقش خرگوش آق كند، قرن ششم يا هفتم، بخش اسلامي موزه لوور.

تالار سوم

در تالار سوم آثار سفالي، برنز و مس سنگ و گچ بري، عرضه شده و بيشتر آنها مربوط به ايران است. برخي از آثار اين تالار عبارتست از:

در يك قفسه ، سه ظرف سفالي زيباي تصوير دار از ري كه تمامي آنها مربوط به قرن ششم يا هفتم هجري است. برروي يكي از آنها تصوير اساطيري مركب از سر  يك زن، بدن اسب و بال عقاب ديده مي شود.

در بين اشياء برنزي و مسي اين تالار نيز شمعدان زيبا و باشكوهي قرار دارد كه مربوط است به خراسان و از آثار قرنهاي ششم يا هفتم هجري . اثر مزبور از مس ساخته شده  و بكمك نقره و مس قرمز تزيين گرديده است. اين شمعدان از نظر تزييناتي كه بر روي دورادور پايه آن صورت گرفته است، يكي از نمونه هاي ارزشمند و به اعتباري منحصر بفرد فلز كاري ايران بشمار ميرود.

قطعه گچ بري رنگي مكشوف در ري مربوط به قرن هفتم هجري. قطعه مزبور كه قسمت چپ آن از بين رفته معرف صحنه  ايست با شركت سه شخصيت اصلي كه باحتمال شاهزاده اي بايد باشد بر روي تخت نشسته و در دست راستش جامي قرار دارد. شاهزاده سر خود را بسوي زني كه در جانب راست او زانو زده ، گردانده است. صحنه ايكه در اين قطعه مشاهده ميشود نظير صحنه هائي است كه در مينياتورها و يا آثار سفالي اين عهد نقش شده است. هم اكنون در موزه ايران باستان تهران نيز قطعه اي شبيه گچبري مزبور، وجود دارد كه آن نيز از ري بدست آمده است.

يكي ديگر از آثار جالب اين تالار سنگ قبري است بصورت مكعب مستطيل با نوشته اي    بخط كوفي از آثار قرن ششم هجري كه در سال 1913 توسط «پزارد» از بندر سيراف در ساحل خليج فارس بدست آمده است.

ابريق با سر خروس از سفال لعابدار ري يا كاشان آغاز قرن هفتم، بخش اسلامي موزه لوور.

 سر گربه از سفال لعابدار (از گل سفيد و لعاب لاجوردي)، ايران قرن ششم يا هفتم هجري، بخش اسلامي موزه لوور.

تالار چهارم

در اين تالار آثار مختلفي از قبيل جواهر شيشه اسلحه و آثار سنگي عرضه شده است كه عبارتند از :

قفسه جواهرات كه در آن آثاري از : هند تونس مراكش و ايران قرار دارد. در بين آثار جواهر ايران دستبندي از ناحيه ماوراء النهر وجود دارد كه به آثار هزاره اول ايران شباهت بسيار دارد. دو طرف دستبند به دو سر شير ختم شده است. اثر مزبور مربوط است به قرن هشتم هجري .

قفسه شيشه هاي لعابدار مربوط به مصر و سوريه.

قفسه خاص اسلحه. در بين آثار آن، اسلحه اي از ايران ديده نمي شود. (يكي از جالبترين مجموعه هاي اسلحه ايراني دوران اسلامي در موزه ارميتاژ لنينگراد قرار دارد) .

در اين تالار همچنين چهار اثر مربوط به هنر معماري قرار دارد كه عبارتند از : قطعه اي گچ بري مقرنس مربوط به مصر . چند قطعه كاشي از ايران . دو قطعه سنگ حجاري شده مربوط به قسمت ديت انداز پله از ايران.

يكي از اين دو قطعه از جنس كالكر سخت و مربوط به قرن ششم هجري است. بنظر ميرسد كه قطعه مزبور جزئي از مجموعه اي باشد كه قسمتي از آن در موزه لوور، قطعه اي در موزه متروپوليتن امريكا و بالاخره قطعه ديگر ي از آن در موزه حيفا در اسرائيل قرار دارد. قطعه مزبور مربوط است به شهر همدان. خصوصيات هنر تزئيني دوران سلجوقي با معرفي تصاوير حيوانات در اين اثر بخوبي مشهود است.

قطعه ديگر نيز مربوط است به ايران و حدود قرن ششم هجري . هر دو سوي سنگ كه قطعه اي از دست انداز پلكان است، حجاري شده است. در يك طرف نقش دو اسفنكس در حاليكه پيشاني به پيشاني هم دارند با چهره تمام رخ و بدن نيمرخ طرح شده است. در جانب ديگر تصوير يك شير و گاو ديده ميشود. آندو در برابر هم قرار دارند و آماده حمله بيكديگر هستند. در اين حجاري تحت تأثير آثار تخت جمشيد چهره شير  بصورت شماتيزه و تمام رخ و از آن گاو بگونه طبيعي و نيمرخ طرح شده است.

تالار پنجم

در تالار پنجم آثاري بشرح زير قرار دارد:

در يك ويترين چند اثر مسي بسيار جالب از مصر و سوريه قرار دارد. در ميان آثار فلزي اين تالار صندوقچه كوچك و بسيار زيبائي نيز از مس مربوط بايران ديده ميشود.

در قفسه ديگر چند اثر سفالي از تونس مراكش الجزاير قرار داده شده است.

در يك قفسه نيز چند اثر سفالي و عاج خاص اسپانيا ديده ميشود.

از جمله آثار جالب اين تالار چند اثر چوبي را بايد ياد كرد كه بصورت در و تزئينات معماري نظير فريز ساخته شده و مربوط است به نواي چون: سوريه مراكش و اسپانيا. در بين آثار چوبي اين تالار دري از آثار اسپانيا قرار دارد كه طرح روي آن به صورت شبكه بندي هندسني است و داخل شبكه هاي مزبور بكمك «استوك» ايجاد نقش و نگار شده است.

بشقاب توگود سفال لعابدار مينائي با نقش سواركار، ري يا ساوه قرن ششم يا هفتم هجري، بخش اسلامي موزه لوور.

تالار ششم

بيشتر آثار اين تالار را اشياء فلزي مربوط به سوريه، مصر و ايران تشكيل ميدهد. از جمله آثار جالب فلزي ايران در اين تالار بايد از شمعدان زيبائي مربوط به فارس از قرن هشتم، يك جعبه مسي طلا و نقره نشان از فارس و شمعدان زيباي ديگري از غرب ايران ياد كرد كه مجموعه مزبور معرف هنر ارزنده و چشم گير فلز كاري ايران است.

در اين تالار در داخل يك قفسه مجموعه جالبي از آلات و ابزار علمي قرار داده شده است كه باوجود ناچيز بودن تعداد آنها تا حدي بازگو كننده وجود جنبه هاي علمي در برخي از سرزمين هاي اسلامي است. آثار مزبور در   زمينه هاي : نجوم مكانيك رياضيات فيزيك تهيه نقشه و شيمي ميباشد.

جالبترين آثار اين قفسه كره ايست بر روي يك پايه از مس مربوط به سال 684 هجري از ناحيه طبرستان ايران. كره مزبور بر روي چهارپايه قرار گرفته است و بر روي آن نقش ها و نوشته هاي مختلف ديده مي شود.

تصوير حيوانات و ديگر موجودات برروي كره معرف منطقة بروج و صورتهاي فللكي است . ستاره هاي روي كره بكمك نقره نشانده شده و اسامي با نوعي كوفي بخوبي نوشته شده است. تصاوير روي كره براساس كتاب نجومي «ستارگان ثابت» نوشته دانشمند معروف ايراني «عبدالرحمن صوفي» طرح شده است.

تالار هفتم

تالار هفتم نمايشگاه به آثار سفالي پارچه و كتاب سرزمنيهائي چون  ايران تركيه و مصر در طي قرنهاي نهم تا پانزدهم اختصاص يافته است.

آنچه كه در اين  تالار بيش از هرچيز جلب نظر ميكند يكي از كتابهاي خطي و ديگري پشت جلدهاي زيباي آنست.

كتابهائي كه عرضه شده عبارتست از : قرآن كليله و دمنه خمسه نظامي داستان اسكندر گفتگوي پرندگان شاهنامه رساله درباره ستارگان ثابت و كتاب مربوط به فن جراحي.

در زمينه پشت جلد نيز آثار اين تالار معرف هنري موفق و ارزنده است. در بين پشت جلدها دو اثر مربوط به هنر پشت جلدسازي مصر، سه اثر مربوط بايران و يك قطعه مربوط به ونيز  است.

قسمتي از كف يك بشقاب سفالي لعابدار با تصوير انسان، كاشان، اوايل قرن هفتم هجري، موزه لوور.

 گلدان سفالي نوع مينائي، با نقش انسان و اسفنكس، ري قرن ششم يا هفتم، بخش اسلامي موزه لوور.

تالار هشتم

تالار هشتم يا آخرين تالار نمايشگاه در بين تالارهاي هشت گانه نمايشگاه وضع ويژه اي دارد كه عبارتست از حالت يك دست بودن آثار آن. در اين تالار دور تا دور مجموعه اي از چهل و يك تابلوي مينياتور قرار داده شده است كه از ميان آنها يك اثر مربوط به مصر يا سوريه و ديگري تركيه ده تابلو مربوط به هند و بيست و نه اثر ديگر مربوط به ايران است.

آثار مينياتور هند تمامي مربوط به قرن يازهم هجري و نمودار سبك معروف به سبك مغولي است.

29 تابلوي هنر مينياتور ايران مربوط به قرن هشتم تا يازهم هجري و مكاتبي چون : شيراز هرات و تبريز است.

در اين تالار بهتر از هر تالار ديگر نمايشگاه ميتوان روند و چگونگي دگرگوني و تغييرات مربوط به يك هنر يعني مينياتور را در ايران شاهد بود و آنرا با آنچه كه در هند وجود دارد مقايسه كرد.

در بين مينياتورهاي ايراني اين تالار دو اثر جالب بچشم ميخورد كه يكي از آنها نمودار صحنه حمله شير بر گاو است كه تحت تأثير آثار دوره هخامنشي طرح شده است.

 كتيبه سفالي بنياد گذاري بنا كاشان قرن هشتم هجري ، از آثار موزه سور.

از آنجا كه اين اثر در نوع خود اثر كم نشيري بشمار ميرود جا دارد تا باختصار درباره شكل و متن نوشته آن مطالبي را بيان داريم:

صفحه مزبور از گل سرخ رنگي ساخته شده و برروي آن لعاب سفيد رنگي داده شده است، خط كتيبه روي آن برنگ سبز است. دور تا دور صفحه را يك هلال كم برجسته شبيه به نعل اسب قرار گرفته است وروي آن سه خط كتيبه بر روي متن گل و بوته جلب نظر ميكند. وسط صفحه كتيبه بزرگي بخط و زبان فارسي در 26 سطر وجود دارد كه متن آن عبارتست از توضيح مربوط به بناي يك ساختمان مقدس در يكي از باغهاي كاشان. درباره ايجاد بناي مزبور اشاره شده است كه چگونه در شب جمعه اول شوال سال 761 هجري، حضرت علي عليه السلام و دوازده امام، مسلح و ايستاده در كنار مركب بر سيد فخرالدين حسن طبري ظاهر ميشوند. سيد فخرالدين حكايت ميكند حضرت علي (ع) كه آماده باز گرداندن كفار هند بمذهب اسلام بوده اند باو توصيه ميكنند كه در محل ظهور خود اين بناي مقدس را بسازد تا كساني كه نميتوانند در التزام ركاب او باشند در آن محل گرد آيند، برخي معتقدند كه اين صفحه از روي جاي پاي اسب حضرت علي در موقع ترك باغ قالب گيري شده است.

نظري به چگونگي تنظيم نمايشگاه

درباره وضع تالارهاي هشت گانه و تنظيم نمايشگاه بايد گفت كه از نظر نحوه عرضه داشت اشياء و تنظيم نور، محيط نمايشگاه بسيار مناسب ترتيب داده شده است. از جمله در انتخاب پارچه متن قفسه ها بمنظور جلوه گر ساختن بهتر آثار هنري درون آنها، دقت لازم بكار رفته است.

نكته قابل توجهي كه ضرورت دارد بآن  اشاره شود عبارتست از وضع كلي نمايشگاه و ترتيب قرار دادن اشياء در تالارهاي مختلف آن. چنانكه بجز سرسراي ورودي و آخرين تالار نمايشگاه ، هفت تالار ديگر نمايشگاه هر يك مخلوطي از مجموعه هاي مختلف و گوناگون را عرضه ميدارد. چنانكه در توضيح نمايشگاه گفته شد، سرسراي ورودي بطور كامل براي معرفي هنر قالي و تالار هشتم براي به نمايش گذاردن تابلوهاي مختلف مربوط به هنر مينياتور اختصاص داده شده است. ولي در هفت تالار ديگر در هر يك مجموعه درهمي چون آثار سفالي برنز مسي شيشه عاج پارچه چوب گچ بري سنگ كاشي كتاب و ديگر اشياء بمعرض نمايش گذارده شده است. در برخي موارد حتي در داخل يك قفسه نيز رعايت هم جنس بودن اشياء نشده است و در آن واحد آثار سفالي فلزي ، شيشه اي و غيره در يك قفسه عرضه شده است.

وجود چنين شيوه تنظيم در نمايشگاه سبب شده است تا بيننده قادر به درك و شناخت چگونگي پايه گرفتن، تحول و دگرگوني آثار هنري مختلف در دورانها و در سرزمين هاي گوناگون نشود و از سوي ديگر از نحوه و چگونگي ارتباط و نفوذ فرهنگي بين سرزمين هاي اسلامي آگاهي لازم بدست نياورد. پراكنده بودن آثار پارچه اي، چوبي و پوشش هاي معماري چون كاشي و سنگ در تالارهاي هفتگانه چنان است كه بخوبي احساس مي شود مسئله اصلي براي ترتيب دهندگان نمايشگاه در مرحله اول زيبائي محيط نمايشگاه و در مرحله دوم امكانات فضائي محل بوده است. شك نيست كه در تنظيم هر نمايشگاهي هميشه دو امر فوق مطرح ميباشد ولي بايد توجه داشت در نمايشگاهي چون نمايشگاه هنر اسلامي كه به اعتباري نخستني نمونه در نوع خود ميباشد و هدف آن نمودن چگونگي هزار سال هنر در بخش عظيمي از جهان  است، جا داشت تا به جنبه فني امر توجه بيشتري معطوف ميگشت، باشد كه بيننده گذشته از درك زيبائي، اطلاعات لازم را نيز درباره چگونگي شكل گيري و تحول و دگرگوني فرهنگ و هنر سرزمينهاي مزبور بدست ميآورد. دست كم جا داشت تا در آخرين تالار اقدام به ايجاد يك واحد مقايسه اي و توضيحي در زمينه هاي مختلف ميگرديد. تا بازديد كننده با يك دريافت كلي و شناختي عمومي نمايشگاه را ترك گويد.

از ياد نبايد برد كه نمايشگاه مزبور، يك نمايشگاه فصلي است و هدف آن معرفي فرهنگي غني مربوط به بخش وسيعي از دنيا در طول هزار سال بوده است. از اينرو ميبايست بكمك وسايل مختلف در حد امكان در جهت معرفي هرچه بهتر و روشنتر و گوياتر فرهنگ سرزمينهاي مورد نظر اقدام ميگرديد.

پوشش مزبور مجموعه ايست از پانزده كاشي كه هشت تاي آن بشكل ستاره هشت پر ميباشد. نقش كاشي ها بسيار متنوع و در نهايت زيبائي اجراء شده است. در بين طرحهاي مجموعه ، گذشته از نقش گل و گياه و پرندگان ، تصاويري از حيوانات و انسان نيز ديده ميشود. از جمله نقش هاي جالب در اين مجموعه نقش زيبا و كم نظيري است از شير و خورشيد. تصوير شير و خورشيد در اين نقش باينصورت انجام گرفته كه هلالي از نيم چهره يك انسان بر قسمت فرورفتگي پشت شير طرح شده و دراطراف آن شعاعهائي ديده ميشود. در اين نقش از نظر بررسي سابقه و دگرگوني نقش شير و خورشيد در ايران داراي ارزش و اهميت خاصي است.

سفالهاي نمايشگاه و چگونگي گروه بندي آنها

يكي از مسائلي كه جا دارد در اين جزوه عرضه شود، موضوع نحوه گروه بندي و تقسيم بندي اشياء مختلف در نمايشگاه است. ما در اينجا با توجه به  اهميت و تنوع آثار سفالي نمايشگاه، چگونگي تقسيم بندي را كه در مورد آن صورت گفته است با توضيح مختصري درباره مشخصات هر سبك بيان ميداريم.

در تقسيم بندي و گروه بندي سفالهاي نمايشگاه هفت گروه در نظر گرفته شده است كه عبارتند از :

1 سفال دوران كهن يا «آركائيك» : در اين گروه آثار سفالي از قرن دوم تا هفتم هجري را منظور داشته اند. در اين مجموعه 23 ظرف عرضه شده كه 22 ظرف آن مربوط به نواحي چون : شوش نيشابور سمرقند ري ساري- گروس آق كند و آمل ميباشد و تنها يك اثر آن مربوط به سامره است.

شوش از جمله نوحي است كه بررسي سفال ايران دوران  اسلامي در آن حائز كمال اهميت  است زيرا كه در اين محل از ديرباز و دوران پيش از تاريخ يكي از مهم ترين و موفق ترين كارگاههاي سفالگري وجود داشته و آثار دوران اسلامي آن با تكيه بر سنت رايج و موفق سفالگري در اين محل خلق شده است. آثار مزبور از نظر شكل و تكنيك مجموعه هاي گوناگوني را معرفي ميسازد.

گذشته از شوش شهرهاي نيشابور و سمرقند نيز در طي قرنهاي سوم و چهارم هجري در امر توليد آثار سفالي موفقيت چشم گيري بدست آوردند. معروفترين طرح اين گروه از سفالها را بايد تزئينات نوشته و كتيبه دار دانست.

سفال گبري از جمله سفالهائي كه جزء گروه عمده سفال دوران كهن منظور شده است، بايد از سفال معروف به «گبري» ياد كرد. اين نوع سفال برروي لعابي برنگ قهوه اي يا سبز كه شيوه خاص دوران ساساني است و نزد زردشتيان جاويدان مانده، اجراء شده است.

نقش هائي كه در تزئين اين نوع سفال بكار گرفته شده عبارتست از نقش حيوانات افسانه اي برروي زمينه اي از درخت خرما . اغلب نيز تصويرهاي انساني با چهره اي بزرگ درحاليكه حامل علم و يانشانه و علامتي هستند (توجيه مفهوم اين نشانه ها اغلب كار مشكلي است) جاي نقش حيوانات را گرفته است.

سفال آمل : از جمله سفالهاي ديگري كه جزء گروه سفالهاي كهن طبقه بندي شده است سفالهاي منطقه آمل را بايد نام برد. اين نوع سفال به شيوه اي كاملاً متفاوت با شيوه هاي ديگر تزئين شده است. نقش اين سفالها عبارتست از تصوير حيوانات استيليزه و شبكه بندي هاي چهار خانه سبز رنگ .

 بشقاب تو گود با لعاب براق و با نقش خرگوش ساخته شده در مصر، قرن ششم مربوط به دوره فاطمي ها، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

 بشقاب تو گود با لعاب، براق و با نقش پرنده ساخته شد در قاهره، قرن پنجم هجري مربوط به دوره فاطمي ها در مصر، (از مجموعه موزه سور).

كاشي پوشش بنا با لعاب قهوه اي آبي و كرم، ساخته شده در كاشان يا دامغان مربوط به قرن هفتم هجري.

2 سفال عهد سلجوقي : گروه اصلي ديگر را سفالهائي تشكيل ميدهند كه در دوران حكومت سلجوقي ساخته شده است. اكثر سفالهاي اين گروه مربوط به قرن ششم هجري و برخي نيز قرن هفتم هجري هستند. سفالهاي اين گروه كه در نمايشگاه عرضه شده مربوط است به نواحي چون : گرگان كاشان ساوه و سوريه . در اين گروه 25

اثر سفالي وجود دارد كه تنها دواثر آن مربوط به سوريه ميباشد و 23 اثر سفالي ديگر آن در  ايران ساخته شده است.

درمورد آثار سفالي گروه دوم مربوط به دوران سلجوقيان، بايد گفت كه شهرهائي چون : كاشان ري و ساوه در آن عهد، از نظر هنري دوران شكوفائي را ميگذرانيدند. از جمله در زمينه سفال از نظر شكل و تكنيك شهرهاي مزبور به اوج پيشرفت و عظمت خود رسيده بودند. به بيان وسيع كلمه بايد گفت كه در اين دوران، ايران در امر عرضه داشت تزئينات و نقوش تصويري پيشرفت قابل ملاحظه اي بدست آورد. در آثار سفالي اين عصر، دنيائي از حيوانات و سواركاران برروي زمينه اي از شاخ و برگ كه اغلب بوسيله حاشيه اي از نوشته و كتيبه محدود شده اند بر روي بشقابها و كاسه هائي برنگ آبي فيروزه اي اجراء شده است.

از جمله سفالهاي معروف اين گروه بايد از سفال «مينائي» ايران ياد كرد كه از نظر اجراء و تزئين ، معرف يكي از زيباترين و دلفريب ترين انواع سفالهاي لعابدار دوران بعد از اسلام ايران بشمار ميرود.

 خمره سفالي ساخته شده در تونس، قرن يازدهم هجري، از مجموعه موزه ملي هنر افريقا و اقيانوسيه.

بشقاب لعابدار براق با علامت «ماري دو كاستي» ساخته شده در والانس اسپانيا، قرن نهم هجري ، از مجموعه موزه سور .

 

3 گروه سفالهاي مربوط به دوران فاطميان و مملوكها :در اين مجموعه يازده اثر مربوط به قرنهاي پنجم تا نهم هجري از سرزمين مصر و سوريه عرضه شده است.

4 گروه سفال اسلامي اسپانيا وافريقاي شمالي:در اين گروه 13 اثر عرضه شده كه تعدادي از آنها بصورت كاشي جهت پوشش آثار معماري مورد مصرف داشته است. اين آثار مربوط است به اسپانيا (والانس) مراكش تونس و الجزاير.

5 گروه سفالهاي ايران و سورهي عهد مغول در قرن هفتم هجري: در اين گروه يك اثر سفالي مربوط به سلطان آباد و سه ظرف از آثار سوريه و يك قطعه پوشش بنامربوط به گورامير در سمرقند عرضه شده است.

6 گروه سفال دوره عثماني : در اين مجموعه 21 اثر بصورت ظرفهاي سفالي لعابدار و كاشي خاص پوشش بنا مربوط به سرزمين تركيه به نمايش گذارده شده است.

قطعه اي از سفال لعابدار مربوط به پوشش بنا ساخته شده در سمرقند، مربوط به آرمگاه امير تيمور، اوايل قرن نهم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

قسمت كف بشقاب بانقش پلنگ، ساخته شده در دمش، مربوط به قرن هشتم هجري، از مجموعخ بخش اسلامي موزه لوور.

بشقاب تو گود از گروه ظروف سفالي معروف به سبك سلطان آباد با نقش سيمرغ، قرن هشتم هجري ، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

7 سفال دوره صفويه ايران : از جمله مجموعه هاي جالب سفالي نمايشگاه ، بايد از گروه ظروف سفالي و    كاشي هاي دوره صفويه ايران ياد كرد. در اين مجموعه 16 اثر عرضه شده كه مربوط است به نواحي چون : كاشان اصفهان شمال غربي ايران وكرمان.

بايد گفت كه هنر سفالگري دوره صفويه گوناگوني وسيعي را از نظر شكل تكنيك و تزئين عرضه ميدارد. در اين دوران به نوع بدل چيني كه تحت تأثير آثار دوره «مينگ» بوجود آمده، توجه زياد شده است. نقش ها بيشتر عبارتست از: منظره باغر- زندگي درباريان و نظاير آنه كه به شيوه مينياتور اجراء شده است.

كلياتي درباره سفال اسلامي

سفال سرزمين هاي اسلامي را از جهت نوع تكنيك و نقش و تزئين آن بايد هنري مشكل و جذب كننده دانست. سفال لعابدار اسلامي حلقه زنجيري است ميان چيني (Porcelaine) خاور دور و بارفتن (Faience) اروپا.

نفوذ هنر سفال سازي چين و خاور دور بر روي هنر سراميك اسلامي بدليل وجود عوامل اقتصادي و سياسي و بخصوص راه تجارتي جاده چين قابل توجيه است.

اين نفوذ يك جانبه نبود چنانكه در چين برخي كلكسيونها، سفالهاي لعابدار ساخته شده در كارگاههاي ايران را در خود محفوظ ميداشتند.

بشقاب سفالي لعابدار با نقش طاوس، ساخته شده در «ايزنيك» تركيه ، مربوط به اوائل قرن دهم هجري ، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

بشقاب تو گود سفال لعابدار با نقش گياهي، ساخته شده در «ايزنيك» تركيه، از آثار اوائل قرن دهم هجري، از مجموعه موزه هنرهاي تزئيني پاريس.

موضوع بررسي سفال اسلامي مسائل ومشكلات مختلفي را طرح ميسازد كه از آنجمله امر بررسي و شناسائي مراكز  توليد را ميتوان نام برد.

موضوع حفاري هاي غيرعلمي و حفاري هاي قاچاق تا اين سالهاي اخير مشكل تاريخ گذاري و تعيين محل را براي اكثر سفالهاي بدست آمده طرح ميسازد.

باين مشكل بايد مشكل استفاده حكام و شاهان از هنرمندان نواحي مختلف و احتمالا دوردست امپراطوري آنها را نيز اضافه كرد. چنانكه در يك محل چند نوع تكنيك و چند نوع طرح را ميتوان مشاهده نمود كه در اصل به نواحي ديگر تعلق دارند.

اگرچه اكثر كشورهاي اسلامي توليد كننده عمده اشياء سفالي بوده اند، ولي در  ايران است كه ميتوان با كهن ترين اشيا، سفالي و موفقيت هاي قابل توجه در تكنيك هاي مختلف ساخت سفال برخورد كرد.

از جمله محلي چون شوش كه دوران اسلامي آن در دنبال دورانهاي قبلي قرار دارد ، يك مجموعه گوناگون از فرمها و تكنيكها را عرضه ميدارد كه اغلب مشكل بتوان گفت كه كدام يك اشياء محلي هستند و كداميك از خارج بآنجا آورده شده اند.

در طي قرنهاي دهم و يازدهم شهرهاي نيشابور و سمرقند كه بر روي راه كارواني خاور دور قرارداشتند، براي توليد سفال كه در برخي زمينه ها تحت نفوذ «تانگ9 » قرار داشت، موقعيت ممتازي بدست آوردند. تزئين اسن دسته از سفالها اغلب بصورت متمركز و برروي يك زمينه كرم با رنگهاي قهوه اي زرد و قرمز آجري با حذف رنگ آبي صورت گرفته است. طرحهاي اين دسته از سفالها را، تزئينات نوشته و كتيبه دار تشكيل ميدهد.

كاشي با نقش پرنده، ساخته شده در اصفهان، اواخر قرن دهم هجري ، از مجموعه موزه سور.

مجسمه كلبك سفالي، برنگ سفيد مايل به سبز، ساخته شده در كاشان، قرن نهم هجري، از مجموعه موزه سور.

سفال گبري : سفال معروف گبري كه با دسته قبلي اختلاف زيادي دارد در ناحيه كوهستاني زنجان ساخته شده است. ناحيه مزبور منطقه ايست كه به اعتباري بعد از حمله اعراب گروهي از زرتشتيان به آنجا مهاجرت ميكنند. تزئينات اين نوع سفال برروي يك لعاب يك رنگ قهوه اي يا سبز كه از سنت دوره ساساني استفاده شده و  نزد زرتشتيان جاويدان مانده انجام گرفته است.

سفال سلجوقي :درعهد سلجوقيان بسياري از شهرهاي بزرگ ايران كه امروز بصورت شهري درجه دوم درآمده اند، مانند : ري كاشان و ساوه ، دوران شكوفائي خود را ميگذرانيدند و قهرمان هنري بسيار ظريف بودند . از جمله هنر سفالگري در اين عهد از نظر فرم و تكنيك بدون شك به بالاترين حد پيشرفت خود رسيد.

نفوذ هنر «سونگ10» مربوط به چين در سري سفالهاي سفيد كه زيبائي آن در آن واحد مربوط به فرم و ظرافت خمير سفال بود خودنمائي كرد.

از جانب ديگر در چين نيز سفالگران تزئين مشبكي را از ايران تقليد كردند، دكور مزبور امكان اين را ميداد كه نور از پس يك توري نيم شفاف خودنمائي كند.

سفال مينائي ايران: تكنيك سفال مينائي تا قبل از قرن هيجدهم در اروپا شناخته نشده بود. اين سبك سفالگري انسان را به جهان مينياتور و شعر فارسي داخل ميسازد.

استفاده از سفال در تزئينات بنا و معماري : از عهد سلجوقيان بود كه بكار بردن سفال بصورت دكور معماري در بناهاي شخصي و مذهبي ورسمي تحول پيدا كرد . مساجد بكمك محرابهاي كاشي كاري تزئين شدند و سطح داخل و خارجي مساجد بكمك كاشي هاي تزئيني پوشيده گشت.

بشقاب سفالي لعابدار بانقش يك مرد جوان، ساخته شده در ناحيه شمال غربي ايران، مربوط به قرن يازدهم هجري از مجموعه موزه هنرهاي تزئيني پاريس.

بشقاب سفالي لعابدار با نقش شير سبز، ساخته شده در ناحية شمال غربي ايران، مربوط به اواخر قرن دهم هجري، از مجموعة موزه سور.

همين شيوه كار در آناتولي نيز رايج گشت . با اين فرق كه در كاشي هاي آناتولي رنگ آبي وسياه ، رنگ مسلط مي باشد. كاشي هاي آناتولي اگر چه از نظر نقش ودكور شبيه به آثار ايران است ولي از نظر تكنيك ورنگ با آن فرق دارد.

حمله مغول سبب وارد آمدن ضربه شديدي به امر توليد كاشي براي استفاده در معماري گشت. در ضمن مغولها موجبات نفوذ جديدي از هنر چين را برروي سفالگري سبب شدند.

سفال دوره عثماني: نوعي سفال معروف و قابل پسند در اروپا در اين دوره بوجود آمد كه خاك آن داراي سيليس فراوان بوده و حالت شديد شيشه مانندي بآن ميبخشد و در نتيجه با قرار گرفتن لعاب برروي آن تزئينات ظرف را بچشم دل انگيز تر ميساخت.

سفال دوره صفويه ايران : در دوره صفويه سفال گوناگوني وسيعي از نظر شكل تكنيك و تزئين را عرضه ميدارد . حكمرانان و شاهان صفوي به نوع بدل چيني Semi – Porcelaine كه بطور مستقيم تحت تأثير آثار «مينگ11 » ايجاد شده بود علاقه داشتند.

در همين زمان نيز با دسته هائي از سفال برخورد ميكنيم كه تكنيك جلا وبرق فلزي رو به انحطاط را برگزيده اند. موضوعات عبارتند از : باغ زندگي درباري و غيره كه تمامي از شيوه مينياتور الهام گرفته است.

نظير همين صحنه ها در كنار نقاشي هاي ديواري قصرها بر روي سطح كاشي هاي لعابدار نيز ديده ميشود. در حاليكه مساجد با كاشي هاي نقش گل و درخت مزين شده اند.

بطري سفالي لعابدار با نقش ساقي، ساخته شده در مشهد، مربوط به نيمه اول قرن يازدهم هجري، از مجموعه موزه  سور

قطعه كاشي پوشش بنا با نقش مجلس بزم در باغ، ساخته شده در اصفهان، مربوط به اوائل قرن يازهم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور

پاورقي ها:

1 – Orangerie des Tuileries.

2 – Petite Palais.

3 – Musee Guimet.

4 – Musee Jacquemart.

5 – Musee Cluny.

6 – Sevre.

7 – Saint Jose.

8 – Tresor de l’Eglise de Saint – Sernin.

9 – Tang.

10 – Song.

11 – Ming.