|
|
||
سعداوي، نظيرحسان. "كبوتران نامهبر، پس از پيامبران نخستين كساني بودند كه كبوتران نامهبر را بخدمت گرفتند". ترجمه شبگير دوره 10، ش112 و113 (بهمن و اسفند50): 44-46. |
||
|
|
||
|
خلاصه:شرحي بر وضع كبوتران نامهبر پيش از اسلام و دردورة اسلامي در ايران و ساير نقاط جهان. |
|
|
|
كبوتران
نامه بر منت از بال كبوتر نكشم اي قاصد
خود به خود نامة من شوق پريدن دارد
پس
از پيامبران ايرانيان نخستين كساني بودند
كه كبوتران نامه بر را بخدمت گرفتند. سخن
از كبوتران پيامبري است كه بنام «كبوتران
نامه بر» شهرت دارند و گاه گاه نيز به نام «هدي»1
ناميده ميشوند. درمواردي، چنانكه بعضي
نامگذاري كرده اند، «كبوتر بطاقه» هم
خوانده ميشوند كه از بتاكيون يوناني گرفته
شده است وبمعني نوشته اي است برروي قطعه
بسيار نازك كاغذ. اين نام را بر كبوتر از آن
نظر نهاده اند كه نامه هاي كوچك را حمل مي
كند. بعضي عقيده دارند كه نام «ورقاء» در
عربي نخستين بار بر اين نوع كبوتران ، كه
حمل ورق نامه مي كرده اند، اطلاق شده است. و
اين دسته از كبوتران به تيز پريدن شهرت
بسيار دارند2 . وضع
كبوتران نامه بر پيش از اسلام جاي
شگفتي است كه استخدام كبوتران براي
رسانيدن نامه ها، در تاريخ كاري بسار
ديرينه است چنانكه در تورات آمده است نوح
بود كه براي نخستين بار از كبوتر در اين
راه سود جست و داستان ن بدينگونه است كه وي
كبوتري را ، هنگام توفان از كشتي خود به
بيرون فرستاد وآن كبوتر شاخه اي از درخت
زيتون بهمراه خود آورد. مورخان اين كار را
نخستين استفاده انسان از كبوتر مي دانند و
مي گويند: نخستين كبوتري است كه براي
پيغمگزاري، از ميان كشتي بخشكي فرستاده
شده است3 پس از او سليمان است كه
دستگاه بسيار عظيمي داشت وخداوند بر وي
بخششهاي فراواني كرده بود. در قرآن دربارة
وي آمده است: و براي سليمان لشكريان او، از
پريان و آدميان و پرندگان، گرد كرده شدند
پس از ايشان بازداشته ميشوند4 و شانه
سر يكي از اين مرغان بود كه در فرمان او بود
و از نظر سياسي نقش بسيار پراهميتي در
ماجراي بلقيس –
ملكه صبا –
دارد. قرآن كريم –
كه كهن ترين كتاب عربي و اسلامي است و
همانگونه كه از نظر حقوقي و قانونگذاري
داراي ارج و عظمت است، از نظر تاريخي نيز
داراي ارزش و اهميت مي باشد سختي دربارة هد
هد دارد كه نشان مي دهد اين پرنده چه نقش
پراهميتي از نظر جاسوسي و كسب خبر در آن
روزگار داشته تا آنجا كه در هيچ دوره اي،
هيچكدام از نمايندگان سياسي و حتي سفيران
روزگار ما، از عهده آن برنمي آيند. سليمان
در جستجوي يك يك پرندگان بود5 و شانه
سر را نيافت. مي خواست تا او را به ميان
صحرائي كه فرود آمده بودند بفرستد تا از
وجود آب در آنجا آگاه شود زيرا شانه سر از
جايگاه آب آگاه بود. سليمان از غيبت او
خشمگين شد و شانه سر را به باد افرهي سخت
بيم داد. از پرندگان جويا شد وگفت چه پيش
آمده است كه شانه سر را نمي بينم يا غايب
شده است. او را شكنجه خواهم داد شكنجه اي
سخت يا او را خواخ كشت، مگر اينكه دليلي
روشن ارائه دهد. آنگاه اندكي درنگ كرد و ]
هدهد [
گفت آگاه شدم از آنچه تو از آن آگاه نيستي و
خبري مسلم و يقيني از سبا براي تو آوردم6
و اين چيز كه شانه سر آورد، عذري بود كه
سليمان از سر تقصير وي در گذشت. با اينكه او
را به شكنجه اي سخت بيم داده بود. سليمان به
او گفت: خواهيم ديد كه راست گفته اي از دروغ
گوياني، نامة مرا ببر و پيش او بيفكن وباز
گرد ببين چه پاسخي مي دهند7 ؟ سليمان
چنين مي پنداشت كه در روي زمين، جز ملك او
ملك ديگري و هنگامي كه شانه سر او را از
كشوري آگاه كرد كه جز خداوند چيزهاي ديگري
را مي پرستيدند سليمان پيكار با ايشان را
ثواب ديد درنتيجه شانه سر روسپيد و سرفراز
شد وعذر غيبتش پذيرفته آمد. هد هد سليمان
در آن روزگار نقش يكي از سفراي پادشاهان
امروز را داشت و نقش سياسي او ازين عبارت
كه بر زبان بلقيس جاري شد بروشني آشكار است
كه گفت: پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم و
(اينك) به سليمان در پيشگاه پروردگار
جهانيان اسلام آوردم8 در تاريخ بني
اسرائيل نيز اشاراتي9 درباره
كوششهائي كه كبوتران درين رهگذر داشته
اند، آمده است. آنجا كه دشمن گرداگرد «يهوشع»
را گرفته بود و او از هر نيرنگي براي رهائي
خويش درمانده بود، و مي گريست. از خداي
خويش خواست تاگره از كار وي و بني اسرائيل
بگشايد. آرزو داشت كه كبوتري فرود آيد.
ناگاه كبوتري از آسمان در دامن او نشست و
او نامه اي به عموزاده اش «بينج» كه
فرمانرواي سبطين بود نوشت و از وي درخواست
كمك كرد. كبوتر آن نامه را به منقار خويش
گرفت و بال گشود و پرواز كرد و نامه را برد
و در دامن «بينج» كه بر تخت پادشاهي خويش
نشسته بود، افكند و او در پاسخ آن نامه به
ياري و انتقام وي برخاست. پس
از پيامبران، نخستين مردمي كه از كبوتر
براي فرستادن نامه ها
سود جستند ايرانيان بودند. مردم يونان
نيز راه و رسم پرورش كبوتران را آموختند و
در گزارش اخبار بازيهاي المپيك از آن بهره
ور مي شدند10 پس از ايشان روميان نيز
در مسابقات از كبوتران استفاده كردند و
نخستين كسي كه ازيشان بدين كار دست يازيد
يكي از قهرمانان جزيرة «ايجني» بود كه
كبوتري با خود به مركز بازيهاي المپيك برد
وهنگامي كه بر حريفان خويش پيروز شد
قطعه اي «ارجوان» بگردن وي آويخت و او
را رها كرد تا در آن روز، پيروزي وي را به
خانواده اش اطلاع دهد. گاه مي شد كه بال
كبوتران را سرخ مي كردند چنانكه توسينيوس Tu rsinius
كرد و بدينوسيله پدرش را از پيروزي خويش در
بازيهاي المپيك آگاه ساخت11 . در رم،
اشخاصي كه نمي توانستند براي شركت در
مسابقات به مركز المپيك بروند دوستان و
غلامان خود را مي فرستادند و كبوتران را
نيز بهمراه ايشان مي كردند و در پايان
مسابقه، آن كبوتران را برنگي معين كه
نمايشگر پيروزي هر حزبي بود در مي آوردند و
رها مي كردند هنگامي كه كبوتران به آشيانه
خود باز مي گشتند صاحبانشان از رنگ آنها
تشخيص مي دادند كه پيروز شده اند يا شكست
خورده اند. جهان
متمدن نيز به نقش پراهميت كبوتران در
روابط كتبي آگاه شد و اينكه در روزگار جنگ
از كبوتران نامه بر استفاده مي كردند كار
تازه اي نبود12 زيرا در روزگار بسيار
كهن بلينيوس مورخ –
كه نقش كبوتران را در رسانيدن اخبار جنگ
احساس كرده بود –
مي گويد : «چرا ديوارها وحصارها بر مي
افرازند و در كمينگاههاي دشتها و دره ها
كارآگاهاني به كار مي گيرند ودر ميان
رودخانه ها و جويبارها تورهاي صيد را به
كار مي گيرند با اينكه براي رسانيدن خبرها
پيغامگزاراني راستگوي و درست كردار و
راههايي امن در آسمان وجود دارد» و ارزش
گفتار وي آنجا دانسته ميشود كه همكاران او
، مورخان فرنگي، نوشته اند كه نخستين كسان
كه در جنگ ، كبوتران را استخدامكردند
روميان بودند آنجا كا آنتونيوس –
هنگام محاصره مورينا در سال 43 ق.م. –
برئيس حكومت خويش نامه اي فرستاد كه بر
گردن كبوتري آويخته شده بود و او پاسخ نامه
وي را بر پاي همان كبوتر آويخت و روانه كرد13
. از
گفتار اين مورخان دانسته ميشود كه ايجاد
روابط كتبي به وسيله كبوتران –
در آن روزگار –
براي اداي مقصود كافي بوده است . بويژه
دريانوردان مصري و يوناني14 كه در
روزگار بطاله رسمشان بر اين بود كه هنگام
نزديك شدن به خاك ميهن خويش كبوتري را رها
كنند. و شايد كبوتر يكي از عوامل مهمي بوده
است كه ايشان را در كار دريانوردي كمك كرده
است و آنها كه پيش از ايشان بوده اند به علت
ترس از حوادث سهمگين و بيم گمراه شدن كمتر
از ساحل دور مي شده اند. چينيها15
در كتابهاي خود نوشته اند كه ايشان در قرن 7
ميلادي از كبوتر استفاده كردند و اين كار
را از بازرگانان عرب و هند –
كه كبوتراني با خود بدانجا برده بودند –
آموختند. در
دورة اسلامي
….
توجه رهبران حكومت اسلامي به استفاده از
كبوتران پيغامبر ، كمتر از توجه ايشان به «بريد»
زميني بوده است. در سراسر قلمرو اسلامي
اداراتي وجود داشت كه بازرسي كار اين
كبوتران به عهدة آنها بوده و كارمنداني كه
در برجها به مراقبت رفت وآمد كبوتران مي
پرداختند و استرهايي نيز آماده بخدمت بود
كه به وسيله آنها، دسته دسته كبوتران را از
فرودگاههاي اصلي به فرودگاههاي فرعي گسيل
مي كردند. مي
گويند نخستين بار، در موصل كبوتران را به
كار پيامبري و بردن نامه ها گماشتند. سپس
در مصر بروزگار فاطميان و عباسيان در
فاصلة ميان اسكندريه، در سوريا و شهر
بغداد مخابرات پيوسته به وسيله كبوتران16
انجام مي شد و اين كار به وسيله كبوتري بود
بنام كبوتر حلب17 . پروفسور هيوبرت
برد معتقد است كه مهدي –
سومين خليفه عباسي –
نخستين كسي است كه سازمان استخدام كبوتران
را در قرن 18 ميلادي به وجود آورد اگر چه
نخستين موردي كه مورخين درين باره ياد
كرده اند در روزگار معتصم عباسي است، در آن
هنگام كه وي در شهر سامراء بود اخبار
گرفتاري بابك را به وسيله كبوتران نزد او
فرستادند. پرفسور
هيوبرت، راز گرايش و علاقه فراوان خلفاي
اسلامي را به كار ايجاد سازمانهاي «پست
هوائي» در اين
مي داند18 كه مسافرت در صحرا، در
قرون وسطي، چندان امن نبوده است و براي از
ميان بردن وحشت و بيم در صحرا ، كاروانهاي
مسلحي –
كه معمولاً از دو هزار تا سه هزار19
شتر تشكيل مي شده است –
بوجود مي آوردند كه در هر سال يك يا دوبار
راهها را منظم مي كردند. و از بيم اين كه
كاروانها راه را گم نكنند و از ميان نروند،
در حلب و دمشق و بصره و شهرهاي ديگري كه در
فاصله ميان بغداد و مكه –
يعني دو شهري كه از همة شهرها در آن روز
بيشتر اهميت داشتند –
واقع بودند، براي كبوتران فرودگاههايي
ايجاد كردند. زيرا كبوتران پيامبر، در آن
روزگار تنها وسيلة حفظ روابط و ارسال نامه
ها ميان نقاط دور افتاده صحرا و شهرها به
شمار ميرفتند. بعضي ازين كبوترها به سوي
حلب يا بصره پرواز داده مي شدند تا
بازرگاني را كه بر سر راه چشم انتظار
كاروانهاي آينده بودند، آگاه سازند. رسم وآئين چنين بود كه كبوتراني دست آموز و زيبا ويژة لحظه هائي كه احساس خطر مي شد آماده داشتند و در آن هنگام، كاروان سالار، آن كبوترها را رها مي كرد تا بدينوسيله از آخرين نقطه اي كه كاروان آنجا را پشت سر گذاشته بود كمك هائي برسد. هنوز اندكي نگذشته بود كه كبوتر پيام خود را رسانيده بود و دسته كمك كاران در راه، بسوي كاروان در حركت بودند. هنگامي كه كاروان سالار قافله بزرگ، راهها را بي خطر و امن مي يافت با فرستادن نامه اي بر بال كبوتر كاروانهاي كوچك را – كه بدنبال وي راهپويي مي كردند آگاه مي كرد.
در
دوره هاي بعد اين كار دگرگوني يافت و
استفاده از كبوتر در كار «روابط پستي»
مرسوم شد و يك هدف بزرگ دولتي بشمار رفت. …..
اما چگونگي استفاده از كبوتران نامه بر
بدينگونه بود كه نامه را به زير بال يا به
دم آنها مي بستند. |
|
و
نيز مرسوم چنين بود كه براي اطمينان بيشتر
به رسيدن نامه ها، از دو كبوتر استفاده مي
شد كه در فاصله يكي دو ساعت پشت سر يكديگر
فرستاده مي شدند تا اگر يكي از آن دو كبوتر
، صيد پرندگان شكاري شد و از ميان رفت
اطمينان داشته باشند كه ديگري خواهد رسيد.
همچنين عادت بر اين بود كه در روزهاي
باراني، و يا قبل از اين كه كبوتران به حد
كافي تغذيه كنند20 آنها را نفرستند21
.
ترجمه شبگير (ترجمع فصلي است از كتاب «نظام البريد في الدولته الاسلاميه» تأليف دكتر نظير حسان سعداوي چاپ مصر 1953) |
|
پاورقي
ها: 1
–
النظم الاسلاميه –
دكتر حسن ابراهيم حسن ص 258 . 2
–
صبح الاعشي في كتابه الالشاء قلقشندي ، ج 14
ص 390 و الطائر الفريد في وصف البريد، نعمان
انطون، ص 8.. 3
–
تاريخ البريد في العالم، جمال العربي، ص 114
و الطائر الفريد ص 11 و رك –
حاشيه 282 سلوك مقريزي ج اول قسمت اول . 4
–
قرآن كريم سوره نمل آيه 17 . 5
–
تفسير طبري، محمدبن جرير طبري، ج 19 ص 90 و
تاريخ طبري ج 2 ص 676 . 6
–
سوره نمل آيه 23 . 7
–
سوره نمل آيه 29 . 8
–
سوره نمل آيه 46 . 9
–
تاريخ اليهور، ابوالفتح بن ابي الحسن
السامري، طبع آلمان 1865 ص 23 . 10
– Encyclopaedia Brit. V. 17 p. 921. 11
– A short History of saracens London 19311. By Sayed Amir Aly. P. 18. 16
–
در روزگار نصربن احمدبن اسماعيل (301 –
331) وقتي ماكان كاكي شوريده بود، اسكاني
دبير گزارش شكست او
را در ملطفه اي بر بال كبوتر فرستاد و در
جمله معروف خود –
اما ماكان فصار فصار كاسمه والسلام » تمام
حادثه را بيان كرد.
صاحب چهار مقاله اين داستان را بروزگار
امير نوح بن منصور نوشته اما بر طبق تحقيق
علامه قزويني (در تعليقات چهار مقاله) اين
داستان سالها پيشتر از آن و بروزگار نصربن
احمدبن اسماعيل اتفاق افتاده است (رك. چهار
مقاله ص 15 و تعليقات ص 104 چاپ ليدن 1909 به
تصحيح علامه قزويني) يادداشت مترجم. 17
–
زبدة كشف الممالك ، ابن شاهين الظاهري چاپ
پاريس ص 104 و الهلال ج 7 سال 10 والعريف
بالمصطلح الشريف چاپ مصر تأليف شهاب الدين
ابوالعباس بن فضل الله ص 58. 18
–
مجله المستمع العربي 7/4 ص 8. 19
–
استرابو، اين كاروانهاي بازرگاني را در
قرون قديم ديده و الظاهر بيبريس و حضارة
مصر في عهده، دكتر جمال الدين السرور
كاروانها به 15000 شتر مي رسيد رك. مخبر
الاسلام احمدامين ج 1 ص 16. 20 و 21 – خط مقريزي ج سوم ص 37 انظم الااسلاميه ص 258 والظاهر بيبريس و حضاره مصر في عهده، دكتر جمال الدين السرور ص 137. |