ورجاوند، پرويز. "سيري در هنرايران و ديگر سرزمينهاي اسلامي،‌ازقرن سوم تا يازدهم هجري". دوره 10، ش 112 و 113-117 (بهمن واسفند50 - تير51).

 

خلاصه: ش 114 (فروردين 51): 8-28، تصوير. بررسي نقوش و تكنيك ساخت درآثار تزئيني شامل آثار سنگي و گچ‌بري، چوبي و فلزي، هنر اسلحه سازي و قالي‌بافي.

سيري در هنر ايران و ديگر سرزمين هاي اسلامي (2)

دكتر ورجاوند

 

آثار سنگي و گچ بري (استوك )

موضوع تزئين بنا و قسمت بيروني آن بكمك كاشي و مواد رنگارنگ اين تصوير را پيش ميآورد كه هيچگاه در اسلام هنر حجاري به شكوفائي كامل نرسيده است. نحوه كاربرد مواد، بخصوص در سر ستونها اين تصور را تأيي ميكند. با اينحال اين اشتباه بزرگي است كه ما بخواهيم براي حجاري جا و مقامي در حد خودش در هنر اسلامي قائل نشويم.

- از زمان بني اميه ، هنر حجاري روي سنگ نقش عمده اي را برروي نماي قصرها ايفاء نموده است. از جمله در آثار اردن و سوريه، در اين زمان سبكي راكه مخلوطي از نفوذ هنري هلنيستي و ساساني ميباشد در حال شكل گرفتن مشاهده ميكنيم. در اين شيوه طرحهاي گياهي و حيواني بگونه اي هم آهنگ با هم در آميخته اند.

- در همين زمان هنرمندان بسياري با استفاده از گچ بري (استوك)، دست به خلق مجسمه هاي متعددي از حيوانات و انسان زدند كه از آنجمله ميتوان مجسمه اي از خليفه و خدمتكاران برهنه او را ياد كرد.

- تحول شيوه تزئيني در زمان سلسله عباسيان دنبال گرديد و در يك سري از سرستونهاي قصرهاي شاهي در حوضه ميانه فرات و در همين عصر در روي سرستونها و پايه ستونهاي مرمري قصر مدينه الزهرا در نزديك «كردوآ»   جلوه گر گرديد.

- در اين آثار نوعي استليزاسيون شديد و خشكي مربوط به نگاره ها وكنده كاري كم عمق نزديك به شيوه هندسي مطلق را شاهد هستيم.

شكل 1 – سنگ قبر از مرمر سفيد بخط كوفي، مصر، اواخر قرن پنجم هجري قمري، از آثار بخش اسلامي موزه لوور.

اين هنر كه بمرحله پيشرفت و ترقي رسيد، همانقدر براي تزئين عوامل ساختماني ونگهداري بكار گرفته ميشد كه براي تزئين خالص و عرضه داشت منظري بيش از پيش پيچيده.

- بنظر ميرسد كه هجوم سلجوقيان يك حركت و جنبش جديدي را براي هنر حجاري سبب گردد، و در عين حال آثار تصويري را مد روز ساخت. در آناتولي بخصوص و همچنين در ساير نواحي كه تركها تسلط داشتند حجاري تزئيني و تصويري (تصوير انسان و حيوان) بزودي موفقيت درخشاني را بدست آورد.

- اگر چه نقش هاي هندسي و گل و گياه هميشه نقش مسلط ميباشد، با اينحال نقش برجسته هاي مزبور زيبائي جديدي را خلق و عرضه ميكند.

      -          نقش انسان (بخصوص در ايران) و نقش حيوان بدون شك خيلي فراوان بكار رفته است، چنانكه وجود صدها حجاري با نقش انسان و حيوان دليل زنده اين امر است، بدون شك تعداد آنها بسيار فراواتر از آن بوده كه امروز در دست است. بنظر ميرسد كه تعداد و انواع طرحها نهايت وسيع و گوناگون بوده است ولي نقوشي چون اژدهاي بهم پيچيده با بدن منحني، شير و پلنگ و انواع پرندگان، نقش هائي هستند كه بيش از ديگر طرحها  انتخاب و بكار برده شده است

شكل 4 – سر ستون كوچك تركيبي از سنگ ساخته شده در اسپانيا، مربوط به قرن چهارم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 3 – سر ستون كوچك تركيبي از سنگ، ساخته شده در سوريه ، مربوط به قرن سوم يا چهارم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 2 – سنگ قبر از مرمر سرخ با تزئيني بگونه محراب، ايران ميانه قرن ششم هجري . از آثار مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

- از جمله در افغانستان از دوره غزنويان نمونه هاي بسياري از آثار مرمري در دست است و در ايران بخصوص از دوره سلجوقيان نيز مجسمه هاي كوچك گچي (استوك) در اختيار داريم.

- در تركيه، سوريه و عراق نيز نقش برجسته هاي مختلفي روي سنگ وجود دارد كه در موزه هائي چون : موزه قونيه، استانبول و يا هنوز در روي خود بناها در داغستان بچشم ميخورد. اين آثار نشانه يك هنر قوي براي منطبق ساختن تصاوير و شكلهاي زنده با حالت هاي  خاص معماري است.

- در غرب حجاري تصويري خيلي زودتر از مشرق زمين از بين ميرود، چنانكه در مشرق زمين اغلب با يك نوزايش شديد نظير آنچه در هند دوره مغول مشاهده ميشود برخورد مي گردد.

در طي قرنهاي ششم و هفتم هجري يك مكتب مهم و عمده تصويري در حجاري منظقه داغستان ظهور ميكند كه آثار آن در جريان حفاري سال 1924 در «كوباچا» بدست آمده است. در سال 1921 نخستني نمايشگاه آثار حجاري داغستان در لندن تشكيل يافت. در سال 1935 نيز «باكيروف» در مسكو كتابي درباره هنر حجاري داغستان منتشر ساخت.

شكل 7 – قطعه اي از يك پنجره سنگي، ساخته شده در داغستان، مربوط به قرن ششم يا هفتم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 6 – حجاري جالب با نقش يك شاهزاده بر روي سنگ خاكستري، ساخته شده در داغستان (شمال قفقاز)، مربوط به قرن ششم يا هفتم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 5 – قطعه سنگ حجاري شده مربوط به يك پنجره، از آثار ايران يا آناطوطي مربوط به قرن ششم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

- چشم و هم چشمي و رقابت بسيار شديد بين هنر رنگين (كاشي) و حجاري، سرانجام شكست و عقب نشيني بي چون و چرائي را براي حجاري روي سنگ و گچ بري، از حدود قرن هشتم سبب ميگردد. از آن ببعد وجود يك اثر معماري با تزئينات حجاري بسيار ناياب است.

- در تالارهاي نمايشگاه چهارده اثر سنگي و يك اثر گچ بري عرضه شده است. آثار سنگي عبارتند از: سنگ قبر، سر ستون ، حاشيه دور پنجره و دست انداز پله. مجموعه مزبور از نواحي چون: مصر، سوريه، اسپانيا، ايران، تونس و داغستان بدست آمده است.

بنظر ميرسد كه اين قطعه جزئي از مجموعه اي باشد كه قسمتي از آن در موزه لوور، قطعه اي در موزه متروپوليتن و بالاخره قطعه اي از آن در موزه «حيفا» در اسرائيل قرار دارد. باحتمال اين قطعه ها مربوط به شهر همدان است و در حدود اواخر قرن ششم هجري كنده كاري شده است. خصوصيات هنر تزئيني سلجوقي با معرفي تصاوير مربوط به حيوانات در اين اثر بخوبي مشهود است.

در تصوير حاضر در دو طرف سنگ حجاري شده است. موضوع حجاري يك روي آن عبارتست از نقش دو اسفنكس كه پيشاني به پيشاني هم گذارده اند. بدن آنها به گونه نيمرخ و صورتشان تمام رخ حجاري شده است. روي ديگر سنگ نقش يك شير و يك گاو، با بدن نيمرخ و چهره تمام رخ ديده ميشود.

قسمتي از قاب يك در چوبي بانقش پرنده اي به شيوه استيليزه ، ساخته شده در مصر، مربوط به قرن سوم هجري، از مجموعخ بخش اسلامي موزه لورر.

شكل 9 – لنگه در چوبي ، ساخته شده در ناحيه «تكريت» عراق، مربوط به قرن سوم هجري . از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 8 – دست انداز پلكان از سنگ سفيد، ساخته شده در ايران، مربوط به قرن هفتم هجري. از آثار مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

آثار چوبي

بجز هند و آناطولي بقيه سرزمين هاي اسلامي فاقد جنگل هاي عمده هستند و جنگلهاي آنها ناچيز ميباشد. در  اين نواحي چوب هميشه جنبه لوكس داشته واغلب از سرزمينهاي دور آورده ميشده است.

كاربرد چوب بصورت ستونهاي بلند تنها در كشورهائي با سنّت ايراني و آسياي مركزي سابقه دارد.

در قصرها و يا مساجد چوبهاي بكار برده شده هميشه داراي كنده كاري هستند.

اشياء موزه مورد استعمال در مساجد مانند منبر، جاي قرآن، رحل قرآن و غيره از جمله اشيائي هستند كه با چوب ساخته شده و طي قرنها بخوبي حفظ شده است.

تكنيك كارهاي چوبي باينصورت بوده كه يا بطور مستقيم روي خود اثر كار ميشده است يا اينكه روي لايه هاي جداگانه كار ميكرده اند و بعد بكمك كام و زبانه آنرا روي اثر اصلي سوار ميكرده اند.

- ذوق تهيه اشياء چوبي بصورت منبت و مرصع كاري بكمك عاج و آبنوس از آغاز وجود داشته و از قرن پانزدهم ميلادي پيشرفت بيشتري پيدا كرده است.

- در قرنهاي اوليه اسلام، هنر كارهاي چوبي بيشتر به هنر «هلنيستيك» و قبطي (كوپت) نزديك است.

قطعات چوبي از دوره بني اميه بدست ما رسيده است بطور معمول معرف تزئيناتي هستند كه در آنها نقش برگ كنگره و مو با حجم چشمگيري انجام گرفته است.

از آغاز دوره عباسيان هنرمندان مسلمان تكنيك و شيوه خاصي را برگزيده و رونق دادند. اين شيوه از نظر كار و تقسيم بندي و خانه بنديها همانست كه در تزئينات كارهاي گچ بري و حجاري هاي قصرهاي اين عصر نيز ديده ميشود.  

شكل 13 – قطعه چوب كنده كاري شده ، در «تولد» اسپانيا، مربوط به قرن ششم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 12 – قطعه چوب كنده كاري شده، معرف يك صحنه شكار با زمينه گل و گياه، ساخته شده در مصر، مربوط به قرن پنجم يا ششم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 11 – محراب كوچك چوبي، ساخته شده در مصر، مربوط به قرن چهارم يا پنجم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

- با بنيان گذاري شهر سامره يك سبك قوي و نيرومند با طرحهاي استيليزه كه معرف هنر استپ است بوجوه آمد.

- اگر آثار چوبي قبل از قرن نهم هجري ايران خوب شناخته شده نيستند، (بنظر ميرسد كه به آثار چوبي موزه ايران باستان توجهي نشده است) آثار چوبي تركمنستان در دوره تيموري بخوبي شناخته شده است.

در اين نوع آثار كار بسيار ظريف است، در آنها تزئينات گياهي با ساقه هاي نرم و بلند و تك گلها ميراث مربوط به شرق دور را يادآور ميشود.

- بدون شك با توجه به شرايط مناسب آب و هوا، در مصر است كه اشياء چوبي بخوبي حفظ و باقي مانده است.

- در  اينجا نيز نظير ساير نواحي فاتحان اسلامي از هنرمندان محلي استفاده كرده اند تاحدي كه اختلاف قائل شدن بين اشياء چوبي دوران قبطي (كوپت) و دوران اسلامي مصر كار مشكلي بنظر ميرسد.

- آثار چوبي دوره فاطميان (4-6) فريبنده ترين آثار چوبي سرزمين مصر بشمار ميرود. ارزندگي اين آثار از نظر كيفيتي است كه در نحوه اجراء آنها مشاهده ميگردد.

موضوع صحنه هاي اين دسته از آثار مربوط است به: شكار، موسيقي و زندگي درباري.

- سليقه ايجاد آثاري با طرحهاي شبكه ستاره اي شكل داخل هم و نشاندن عاج برروي آن، در دوران بعد تحول يافت و ساختن اشياء و لوازم چوبي ظريف و دقيق بصورت پولك كاري با چوب و فلز بيش از پيش مرسوم گرديد.

شكل 15 و 16 – نگهدارنده تير حمال سقف از چوب سدر، ساخته شده در «فز» واقع در مراكش مربوط به قرن هشتم هجري. از مجموعه موزه ملي هنر افريقا و اقيانوسيه.

 شكل 14 – قطعه اي از در چوبي با نوشته اي به لاتين، ساخته شده در سوريه، مربوط به قرن هفتم هجري . از مجموعخ موزه هنرهاي تزئيني پاريس.

- در مجموعه طرحهاي تزئيني كنده كاري روي چوب در اسپانيا و مراكش، عشق به ايجاد تزئيناتي بصورت برگ و كنگره را مشاهده مي كنيم.

- از آغاز قرن دوازدهم المحاديها در هنر Hispano – Mataresque نفوذ نمودند و اين نفوذ عبارت بود از غيبت هر نوع جنبه تصويري و بكار بردن شيوه اي خاص تا سرحد به تجريد (آبستره) كشانيدن طرحهاي طبيعي و داخل ساختن شبكه اي از قوس و دالبر.

- اما بتدريج كه قرنها ميگذرد، ما در شرق و غرب در هنر چوبي كشورهاي اسلامي شاهد يك گرايش عمومي بسوي خشكي نگاره ها هستيم، كه عليرغم مهارت برخي از هنرمندان و غناي موادي كه بكار برده اند هنر مزبور بسوي نوعي فقر و انحطاط پيش ميرود.

- در تالارهاي متعدد نمايشگاه بررويهم هفده قطعه اثر چوبي عرضه شده است. آثار مزبور مربوط است به قرنهاي دوم تا دهم هجري. ده قطعه از آنها مربوط است به مصر، دو قطعه سوريه، دو قطعه اسپانيا، يك قطعه مراكش، يك قطعه الجزاير و يك قطعه عراق (منطقه تكريت).

يادآوري:

چنانكه مشاهده ميشود در اين نمايشگاه حتي يك قطعه از آثار چوبي ساخته شده در ايران به نمايش گذارده نشده است. ولي موضوع جالب اينكه در توضيح مربوط به هنر روي چوب در سرزمين هاي اسلامي نيز به ارزش و اهميت و سابقه اين هنر در ايران چنانكه بايد اشاره اي نشده است. در حاليكه نمونه  هاي موجود آثار چوبي ايران از حدود قرن چهارم ببعد، معرف وجود يك هنر موفق در اين زمينه در ايران است، هنري كه در برخي از نمونه هاي آن، بخصوص در بين آنچه كه مربوط به قرنهاي پنجم تا هفتم ميگردد، شاهد چيره دستي هنرمند در  ايجاد مجموعهاي از قاب بنديها با طرحهاي متناسب، مركب از نگاره هاي گياهي و كتيبه ها ميباشيم. نمونه اي از اين آثار را ميتوان در موزه ايران باستان مشاهده كرد.

 شكل 18 – پارچ مسي نقره نشان، ساخته شده در ناحيه خراسان، مربوط به قرن هفتم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 17 – عودسوز برنزي مينا نشان بشكل مجسمه شير، ساخته شده در ناحيه خراسان ، مربوط به قرن پنجم يا ششم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 21 – شمعدان مسي نقره نشان و طلا نشان، ساخته شده در ناحيه فارس ، مربوط به نيمه اول قرن هشتم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 20 – جعبه بشكل امامزاده گنبد دار از جنس مس، نقره و طلا نشان، ساخته شده در ناحيه فارس ، مربوط به قرن هشتم هجري، از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 19 – شمعدان مسي نقره نشان و مس قرمز، ساخته شده در ناحيه خراسان، مربوط به قرن ششم هجري. كتيبه بالائي بخط نسخ و كتبيه پائيني بخط كوفي ساده نوشته شده است. تزئينات برجسته برروي اين اثر خاص بدان بخشيده است. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

آثار برنزي و مسي

- بسياري از اشياء فلزي نمايشگاه هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته و درباره آنها چيزي نوشته نشده است. زيرا كه هنوز هنر فلز كاري كشورهاي اسلامي چنانكه لازمست مورد مطالعه قرار نگرفته و تنها (رايس1 ) بررسي هائي در اين زمينه  انجام داده است.

- يكي از ويژگيهاي آثار فلزي سرزمينهاي اسلامي وجود نوشته و كتبيه هائي است كه از قرن 6 هجري برروي اغلب آنها وجود دارد و در نتيجه امكان طبقه بندي و تعيين تاريخ آنها را ميسر ميسارد.

كتيبه هاي مزبور بيشتر به كوفي و بزبان فارسي و عربي نوشته شده است. آثار برنزي و فلزي موجود در نمايشگاه به پنج گروه زير تقسيم ميشود:

شكل 24 – پايه برنزي نقره و طلا نشان، باحتمال زياد ساخته شده توسط «عزالدين اصفهاني» براي مقبره خواجه احمد يساوي در تركستان . مربوط به اواخر قرن هشتم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 23 – جعبه پايه دار مسي، نقره و طلا نشان ، ساخته شده در ايران، مربوط به قرن هشتم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 22 – لگن مسي، نقره و طلا نشان، ساخته شده در ناحيه فارس. مربوط به سال 738 هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

1 – برنز خراسان:

در حال حاضر اين محقق است كه خراسان، اين استان وسيع شرقي ايران نه تنها نقش بسيار مهمي در هنر فلز كاري ايران داشته بلكه نقش مهمي نيز در امر هنر فلز كاري دنياي اسلامي ايفاء كرده  است.

- در قرن ششم هجري است كه  خراسان موقعيت ممتاز و طراز اول را در امر توليد آثار فلزي كسب ميكند، زيرا درحاليكه ما هيچ نشاني از خلق آثار فلزي در اين عهد در سرزمينهاي عربي در دست نداريم، دهها اثر مربوط به خراسان را پيش رو داريم . ولي بدبختانه بايد گفت كه تمام آنها از حفاريهاي قاچاق بدست آمده است. ولي وجود تاريخ وامضاء سازنده يا صاحب آن ومقايسه بين اين آثار و ديگرآثار مكشوف، در مورد معين ساختن و مشخص ساختن محل اصلي آنها در خراسان، جاي شك باقي نميگذارد.

آثار برنزي خراسان داراي طرحهاي كنده كاري و نقره و مس قرمز نشان هستند . استعمال اينگونه شيوه تزئيني در اصل به قرن هشتم ميلادي ميرسد.

موضوعهاي تزئينات تصويري اين آثار از سنت هنري ايراني با سابقه چندين قرن اقتباس شده و عبارتست از   جشن هاي مربوط به شاهان وشاهزادگان در باغها و گردشگاهها و منظره هاي مربوط به شكار درباريان و شكار با باز و شاهين (شيوه اي از شكار كه بعد از جنگهاي صليبي در اروپا نيز رايج گرديد). در وسط نقش هاي مزبو طرح هاي آبستره نيز كار شده است.

وجود دو كتبيه برروي اين اثر و اختلافي كه در زمينه نوشتن برخي كلمات يكسان در آنها مشاهده ميشود، مسائل خاصي را درباره اين اثر و انتساب آن به فرد معيني بوجود آمده است و احتمال دارد كه نوشته هاي مزبور در دو مرحله انجام گرفته باشد.

شكل 26 – مجسمه برنزي طاوس، ساخته شده در  اسپانيا، مربوط به قرن ششم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 25 – ابريق برنزي نقره نشان، ساخته شده در ايران يا تركيه، مربوط به قرن هشتم هجري . از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

از مشخصات قابل توجه اين اثر وجود دو نوشته يكي به عربي و ديگري به لاتين است. نوشته عربي آن عبارتست از: «عمل عبدالملك النصراني» .

- در حدود اواخر قرن ششم آغاز و قرن هفتم هجري در نوشته هاي مربوط به دعا و نياز براي صاحب اثر،    نوشته هائي به خط كوفي و نسخ بكار برده شده است.

نوشته هاي روي اين آثار هرچند هم كه بدون تاريخ باشد، باتوجه به شكل و نوع نوشته و خط مي توان نسبت به تاريخ گذاري آنها اقدام كرد.

بايد گفت كه استفاده از كتبيه كوفي در روي آثار فلزي ايراني كمي بعد از حمله مغول قطع ميشود و ديگر مشاهده نمي گردد.

بطور كلي بايد گفت كه حمله مغول بدليل كشتارهاي وحشيانه در نواحي پرجمعيت و تغييراتي كه در دنبال آن در برخي زمينه ها رخ داد، ضربتي نگهدارنده بر هنر فلزكاري خراسان وارد ساخت.

شكل 28 – طشت مسي نقره نشان بنام «سلطان لملك العادل ابوبكر». ساخته شده در سوريه، مربوط به قرن هفتم هجري. از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

شكل 27 – عودسوز برنزي، ساخته شده در اسپانيا، مربوط به قرن ششم يا هفتم هجري . از مجموعه بخش اسلامي موزه لوور.

در بين موضوعات صحنه ها يك موضوع بيش از ديگران اهميت فراوان يافت، و آن عبارت بود از طرح انبوهي از درختان و گلها و حيوانات پراكنده اي  كه توسط دسته اي از سواركاران دنبال مي گشتند. در مقابل سيماي خشك و خشن خاص بيشتر نواحي ايران، تزئينات گياهي با فراواني بسيار در فرشهاي معروف به نقش «باغ» يا «گلداني» بكار گرفته شد.

قالي هاي بافت هند نيز نفوذ طرحهاي ايراني را در آن زمان پذيرفتند . و جايگاهي عمده به نگاره هاي گياهي كه اغلب با يك طرح تصويري همراه بودند داده شد. در عين حال طرح صحنه هاي زنده اي كه با رنگهاي گوناگون نقش ميشد ناديده گرفته نشد. در اين صحنه ها به زمينه عربسك توجه نميشد. در مجموع از قالي تابلوئي زيبا با پشم هاي رنگي خلق ميگشت.

پاورقي ها:

1-D.S.RICE.

2-Holbim.

3-Lotto