روح‌الاميني، محمود. "تحليل يك سندسنتي ـ قباله". دوره 10، ش 116 (خرداد 51): 16-19، تصوير.

 

خلاصه:قباله‌اي متعلق به سال 1323 قمري مربوط به فروش آب و زميني از مزرعه "ده‌نو" واقع در منطقه كوه بنان از توابع كرمان.

تحليل يك سند سنتي (قباله)

از : محمود روح الاميني

(دكتر در مردم شناسي)

هنوز در اغلب شهرستانها و تقريباً تمام روستاهاي كشور، قباله، عقدنامچه، مصالحه خط و ساير اسناد و مدارك منحصر بفرد را بنابه عرف و عادت با مواظبت و ممارست كامل حفظ و نگهداري مي كنند.

بعلت نبودن دفاتر ثبت اسناد رسمي، گم شدن واز بين رفتن يك سند، چه بسا ازدواجي را باطل، معامله اي را كان لم يكن ومالكي را از هستي ساقط مينمود.

اين اسناد در نزد معتمد و معمر خانواده به امانت سپرده شده وچون تابو از دسترس و نظر ديگران محفوظ و مخفي نگهداري ميشد.

مطالعه اين  اسناد هرچند بيش ازنيم قرن با زمان ما فاصله دارد روشنگر خصوصيات اجتماعي ، لغات و اصطلاحات و بالاخره سنتي است كه با پيدايش، رسميت يافتن و رواج دفاتر ثبت اسناد بكلي تغيير يافته و مسلماً تجزيه و تحليل يكي از آنها كه ممكن است حتي نسل جوان امروز با آن بيگانه باشد، ضروري بنظر ميرسد.

در اين جا قباله اي را كه متعلق به 67 سال پيش (1323 قمري) و موضوع آن فروش آب و زميني از مزرعه ده نو واقع در منطقه كوه بنان از توابع كرمان است مورد مطالعه قرار ميدهيم. ذكر اين نكته لازم است كه آشنايي قبلي و مطالعة محلي بروشن ساختن نكات بسيار در بررسي اين سند كمك كرد.

خط و سياق سند

نوشتن قباله ، عقد نامچه، فرمان داراي ويژگيهاي زير است:

الف بالا و حاشية طرف راست سند براي توضيحات وامضاي شهود (كه در جاي خود خواهد آمد) سفيد باقي ميماند.

ب معمولاً در طرف چپ سند حاشيه اي درنظر گرفته ميشود.

ج خطوط روي خط مستقيم نوشته نميشود و آخر خط معمولاً بطرف بالا متمايل است.

د از طول خطوط سند بتدريج كاسته شده و بحاشيه سفيد طرف راست اضافه ميشود بطوري كه غالباً متن نامه بصورت يك مثلث درميآيد و بالاخره تعداد كلمات در آخرين خط گاهي به يك يا دو كلمه ميرسد.

ه طرز نوشتن و آشنائي با خواندن مكتوب ، تا قبل از رواج چاپ و ماشين تحرير، فقط بعنوان دانستن يك تكنيك بشمار نميآيد، بلكه يك هنر ودر مواردي معيار سنجش فضل و دانش محسوب ميگرديد. و هنوز هم اين معيار اعتبار خود را كاملاً از دست نداده است.

متن قباله

فروخت بمبايعه صحيحه شرعيه قطعيه اسلاميه كماهو شرعاً (عا) ليشان شرافت اكتساب آقا ميرزا حسن خلف مرحمتشان خواجه محمد نصير بعاليحضرت شرافت مرتبت آقا ميرزا قاسم خلف مرحمتشان آقا ميرزا احمد همگي و تمامي موازي ده طشته از مجري المياه و اراضي ده نو امام زاده واجب التعظيم بنجه بخش بحسب لم يخرج منها شيئاً مع كل ما يتعلق بها از ممر و مدخل و حيز و حريم سمي ام لم يسم ذكرام لم يذكر بثمن مبلغ چهل و پنج تومان فضي ريال سلطاني عددي يكهزار دينار رايج خزانه و خريد مشتري مزبور برنهج مذكور بحسب شرح البيع و سقط جميع الاخبار لاسيما خيار الغبن و چنانچه احياناً غبني در مبيع مزبور متصور مي بود ولو بضعف الثمن عالماً و عامداً مصالحه نمود بايع بمقدار نيم من بوزن تبريز قند و صد دينار نقد وضيعه المبايعه و المصالحه علي نهج الشرعيه بينهما بسمت جريان پذيرفت و بايع تخليه يد نمود و بتصرف مشتري داد و اليوم و بعدها مشرير است در آن تصرف مالكانه كه تصرف الملاك في الماكهم و ذوي الحقوق في حقوقهم تحرير في دهم شهر جمادي الثاني 1323.

حاشيه بالا از چپ براست

1 اعترف البايع بجميع ما سطر فيه بمحضري. في 5 شوال المكرم 1323 . مهر             محمد رضا بن موسي الحسيني .

2 اقراالبايع بالبيع و الصلح و اخذ مالهما يدي في 5 شهر شوار المكرم 1323. مهر محمد صالح الحسيني.

3 وقع البيع والصلح و اخذ مالها و امضيت زوجته بذالك . مهر محمد رضا.

حاشيه ا زبالا به پائين

امين الحسيني.

1 مهر

عبد فتح الله.

2 مهر

يا ابوالقاسم.

3 مهر

لغات واصطلاحات

- تحرير اسناد و مدارك بوسيلة روحانيون و علماي ديني و يا در حضور آنان صورت ميگرفت و در نتيجه اصطلاحات ديني و عربي مقام خاصي را داشت. در قبالة مورد بحث جز حروف ربط و افعال و اصطلاعات مربوط به اوزان ومقادير، بندرت به لغت و اصطلاح فارسي برمي خوريم و تقريباً تمام مطلب و اصطلاحات و عبارات بزبان عربي بيان شده. شايد بتوان عوامل زير را مؤثر در اين امر بشمار آورد.

- روحانيون و محررين ميكوشيدند كه معاملات و عقد قرار دادها را با فرائض ديني و اجراي صيغه شرعي توأم سازند ودر نتيجه زبان و بيان خاصي براي نوشتن اسناد داشته باشند تا مشخص گردد كه قباله نويسي كار همگان نيست و آنرا تبحر و صلاحيتي خاص لازم است.

- عامة مردم كه معمولاً خواندن و نوشتن نميدانستند (چون طرفين معامله در سند مورد مطالعه) احترام اجتماعي و ديني خاصي براي عبادات و اصطلاحات عربي قائل بودند.

خريدار و فروشنده با تلفظ اصطلاحات «بعتك هكذا» و «اشتريت» احترام و اعتبار اخلاقي، ديني و اجتماعي بيشتري براي معامله قايل بودند تا گفتن همين مفاهيم به زبان فارسي (كه اين خود موضوع مطالعه جداگانه اي است).

القاب و اسما،

مراتب احترام ومقام اجتماعي هر كس در نوع القاب و عناوين مقدم و مؤخر نام رعايت شده و ملحوظ است.

در معامله مورد بحث، باتوجه به تحقيق محلي، خريدار داراي موقعيت واحترام اجتماعي بيشتري است و اين اختلاف با ظرافت در استعمال عناوين به چشم مي خورد. مثلاً:

- صفت عاليشأن كه براي فروشنده بكار رفته نسبت به عاليحضرت كه براي خريدار آمده داراي اعتبار كمتري است. همچنين در استعمال «شرافت اكتساب» و «شرافت مرتبت» اين تفاوت مرتبه و موقعيت اجتماعي رعايت شده است.

- نبودن نام خانوادگي، ضرورت ذكر پدر و گاهي نام جد را در اسناد و مدارك ايجاب مي كرد. عناوين وصفات براي پدر خريدار يا فروشنده درصورتي ذكر ميشود كه زنده باشند و اگر نامبردگان در قيد حيات نباشند معمولاً به ذكر كلمة مرحوم يا مرحمتشان اكتفا ميشود. ازاين قباله برميآيد كه پدر فروشنده (خلف مرحمتشان خواجه محمد نصير) و پدر خريدار (خلف مرحمتشان آقا ميرزا احمد) در زمان معامله زنده نبوده اند.

واحدهاي سنجش

بنابر مقتضيات محلي، واحدهاي سنجش در هر منطقه خاص همان ناحيه است.

قبل از آن كه واحدهاي سنجش بين المللي كه مورد قبول ايران نيز واقع شده رواج يابد اين يكسان نبودن واحدها مسلماً مشكلات فراواني را در داد و ستد وتفاهم بين شهرها و اقوام بوجود ميآورده. (واحدهاي محلي هنور اعتبار خود را در معملات سنتي از دست نداده و واحدهاي سنجش بين المللي مثل كيلوگرم متر بيشتر جنبة رسمي دارد) .

- در اين سند به چهار نوع واحد اندازه گيري برمي خوريم كه عبارتند از:

1 واحد اندازه گيري آب (براي كشت و زرع) .

2 واحد اندازه گيري زمين (براي كشت و زرع) .

3 واحد پول .

4 واحد وزن.

1 واحد اندازه گيري آب

مورد معامله در اين سند عبارتست از ده طشنه از مجراي المياء و اراضي ده نو.

طشنه واحد اندازه گيري زمان براي آبياري است و آن بدين نحو است كه :

كاسه اي مسين را كه در ته آن سوراخ كوچكي است (طشنه) روي ظرفي از آب ميگذارند مدت زماني را كه لازم است تا آب از اين سوراخ كوچك داخل كاسه شود و آن را پرسازد يك طشنه مي نامند.

سوراخ ته كاسه طوري تعبيه شده كه معمولاً روزانه 60 مرتبه از آب پر ميشود. (مجموعه 60 طشته را يك طاق مينامند در نتيجه شبانه روز دو طاق است). و باين ترتيب هر طشته معادل 12 دقيقه مي باشد.

لازم به يادآوري است كه خريد و فروش آب شرعاً جايز نيست و بنابر سنن و معتقدات ديني مالكيت آب جنبة عمومي دارد. در كتاب شرح لمعه تأليف شهيد ثاني آمده است كه مردم در سه چيز شريك اند. آب، آتش و علف بيابان و نيز كشاورزان را عقيده بر آن است كه آب مهريه حضرت فاطمه زهرا (ع) مي باشد و مشاراليها، استفاده از آب را به عموم حلال كرده است. بدين علت است كه معمولاً حق استفاده از مجراي آب فروخته ميشود نه خود آب و در اين قباله بدين نحو عبارت شده . «فروخت همگي و تمامي موازي ده طشته از مجري المياء و اراضي ده نو امامزاده »

2 - واحد اندازه گيري زمين

زمين هاي زراعتي را معمولاً با گنجايشي كه براي مقدار معيني بذر دارد اندازه ميگيرند و يكمن تخمكار تقريباً معادل است با 4 قصب زمين. (هر قصب 25 زرع مربع) در مواردي كه مقدار زمين دقيقاً تعيين نميشود (مانند قباله مورد بحث) اين حد تعيين شدة ضمني است. مثلاً در جمله: ده طشته از مجري المياء و اراضي بدين معني است كه مقدار متعارف هر طشته بستگي به شدت و ضعف جريان آب دارد كه هر مزرعه برحب سنت خاصي است.

3 واحد پول

واحد پول مورد معامله سند، تومان است ولي نكته قابل توجه اين است كه نوع فلز و اعتبار هر سكه ذكر شده .

« . به ثمن مبلغ چهل و پنج تومان فضي ريال سلطاني عددي يك هزار دينار رايج خزانه » و بايستي تأكيدي باشد در مقابل پول هي مسي و نيكلي 1 2 5 و 10 ديناري كه معمولاً غروش ، پول سياه، تنبل و . ناميده ميشده .

4 واحد وزن

واحد وزني كه در اين قباله ذكر شده عبارت از من تبريز است:

» .. و چنانچه احياناً غبني در مبيع مزبور متصور مي بود ولو به ضعف الثمن، عالماً عامداً مصالحه نمود بايع بمقدار نيم من بوزن تبريز قند و » منظور از «بوزن تبريز» اشاره به واحد وزني متداول در تبريز نيست بلكه در منطقه كرمان در يزد هر دو واحد وزني رايج است بعلاوه «من» در بعضي از نقاط آذربايجان 9 كيلو، و در منطقة حيات داودي فارس 72 كيلو، در كازرون 5 كيلو و در دشتستان 30 كيلو است.

امضاء و تأييد طرفين معامله

خريد و فروش وقتي شرعاً صحيح است كه طرفين معامله در حضور يكي از روحانيون يا وعاظ حاضر شده و صيغه المبايعه جاري شود. بدين معني كه در مقابل پرسش هاي روحاني خريدار كلمة «اشتريت» و فروشنده «بعت» را بزبان جاري كند.

چون قباله نسخة منحصر بفرد است و در نزد خريدار كه ذي نفع است باقي ميماند بدين نظر معمولاً هرگز امضاء يا مهر خريدار را ندارد.

در قباله فقط امضاء و مهر فروشنده وجود دارد و آنهم درصورتي كه فروشنده با سواد و يا داراي مهر باشد و اصولاً اعتبار و ارزش سند به امضاء و گواهي شهود معامله است. شخصيت وموقعيت اجتماعي شهود ضامن اعتبار سند است و معمولاً هر سندي محتاج به سه شاهد عادل است.

شهود و مراتب شهادت

همانطور كه در آغاز اين مطلب در بحث «خط و سياق خطوط» بيان گرديد بالا و حاشية راست سند جاي امضاء شهود است.

شهود برحسب موقعيت اجتماعي كه براي خود قائل اند آن گوشه از سند را كه مناسب وضع اجتماعي خود بدانند امضاء مي كنند بدين معني كه بالاي سند طرف چپ مخصوص امضاء كسي است كه بالاترين مقام اجتماعي را دارد و پس از آن حاشيه طرف راست از بالا به پائين به ترتيب معرف موقعيت اجتماعي، علمي و سني شهود است.

كسي كه فروش در حضور اوصورت ميگيرد در بيان شهادت متذكر ميشود كه وقوع معامله در محضر او صورت گرفته (در سند حاضر شاهد سوم، بالاي سند از چپ براست.) شهود ديگر معمولاً به اقرار واعتراف فروشنده امضاء مي كنند . قباله اي كه تمام مشهود بر اقرار و اعتراف گواهي داده باشد شرعاً معتبر نيست و بايستي يكي از آنها حتماً بر وقوع معامله شهادت دهد تا دالّ بر اجراي صيغه عقد باشد.

- اعتبار شهادت به مهر اسم شهود است، سه نفر از شهود سند با اينكه با سواد واز روحانيون محل هستند نام خود را نمي نويسند و اثر مهم اسم است كه معرف هويت آنان مي باشد. گذاشتن اثر انگشت در اسناد اين دوره بهيچ وجه ديده نمي شود.

- كوچك و بزرگ بودن مهر اسم معرف موقعيت اجتماعي افراد است . و هرچه مهر اسم بزرگتر باشد صاحب آن داراي موقعيت اجتماعي بيشتري است.

- معمولاً مهر سادات كلمة الحسيني و مهر غير سادات كلمه عبده يا الراجي را شامل است.