بهنام. عيسي. "نخستين جامعه‌هاي انساني در سرزمين ايران". دوره 10، ش 116 (خرداد 51): 2-6، تصوير، طرح.

 

خلاصه:نظريان باستانشناسان درباره محل سكونت انسانهاي اوليه، اشاره‌اي به تمدن تپه سيلك، شكل انسان در هزاره چهارم پيش ازميلاد مسيح.

نخستين جامعه هاي انساني در سرزمين ايران                                                                         

تا چند سال پيش هنوز باستان شناسان تصور ميكردندكه نخستين نقطه اي كه تمدن قابل توجهي درآن بوجودآمد ناحية بين النهرين بود، زيرا درنيمة اول قرن بيستم در ناحية بين النهرين كاوش هاي متعدد از طرف هيأت هاي اروپايي و امريكايي انجام گرفته بود. نقاط مشخصي مانند «جارمو» و «تل حلف» به عنوان اولين اجتماعات متمدن جهان معرفي شد و تعدادي از باستان شناسان در نتيجة اين اكتشافات به اين نتيجه رسيده بودند كه دهانه هاي  رودخانه هاي عريض كه از ميان جلگه ها عبور ميكند براي سكونت انسان هاي اوليه مناسبترين مكانها بوده است. اين دانشمندان به عنوان شواهد ادعاي خود دهانة رود نيل در مصر و دجله و فرات در بين النهرين را معرفي نموده بودند. پروفسور گيرشمن نيز جزو دسته اي ازدانشمندان بشمارميرود كه طرفدار اين عقديه بوده اند و در مقالاتي كه پس از كاوش در ناحية كاشان منتشر نموده اظهار داشته است كه در حدود شش هزار سال پيش ازميلاد يا كمي پيش از آن ناحية مركزي ايران كه امروز بصورت كويري است مركب از درياچة وسيعي بوده كه از ‌آب شدن برف هايي كه در كوه هاي اطراف آن در سراسر فلات ايران قرار دارد مشروب ميشده است و در كنار رودخانه هاي كوچكي كه در كنار اين درياچه قرار داشته اجتماعات اولية متمدن ايراني بوجود آمده و چون اين درياچه تدريجاً خشك شده آثار آن اجتماعات از بين رفته و فقط در ناحية كاشان و بعضي نقاط ديگر نمونه هايي از اثر سكونت انسان‌ها در اين نواحي براي ما باقي مانده است. جغرافي دانان ايراني مانند آقاي دكتر احمد مستوفي با اين نظر زياد موافق نيستند . پروفسور «برايد وود» باستان شناس معروف امريكايي نيز درضمن مقالاتي كه منتشر نموده است اظهار داشته است كه برخلاف اين نظريه بسياري از اجتماعات اولية بشري در درّه هاي واقع در ميان كوهستان ها در ارتفاع معيني بوجود آمده است كه در آن امكان داشت كه انسان هاي اوليه هم بشكار حيوانات وپرندگان بپردازند، هم دانة حبوبات را كه در اطرافشان بصورت خودرو ميروييد جمع آوري كنند و هم بعضي دانه ها را بكارند و در موقع معين از محصول آن استفاده كنند و آنرا براي روزهاي زمستان انبار كنند.

آقاي «برايد وود» در اطراف كرمانشاه كاوش هاي بعمل آورده و شواهدي براي ادعاي خود بدست آورده است. اين كاوش ها نشان داده است كه در حدود 9000 سال پيش در اطراف كرمانشاه انسان هايي سكونت داشته اند كه از مرحلة غار نشيني و شكار حيوانات خارج شده و وارد مرحلة شهر نشيني و كشت غلات وگله داري شده بودند.

آقاي «كارلتون كون» در ضمن كاوشهايي در غارهاي «هوتو» و «كمربند» در مازندران ادعا ميكند كه نخستين اجتماعات انساني در كنار دهانة رودخانه ها و نه در ارتفاعات مشخصي بوجود آمده اند، زيرا به عقيده او در غارهاي واقع در كنار درياي خزر درحدود 10000 سال پيش و بالاتر از آن انسان هايي زندگي ميكرده اند كه معاش خود را با شكار حيوانات وماهي ها و كاشتن غلات واستفاده از حيوانات اهلي ميگذرانده اند.

آقاي «اسميت» باستان شناس جوان كانادايي كه در ايران كاوش هايي انجام داده است چنين نتيجه گرفته است كه نميتوان وجود نخستين اجتماعات را به دهانة رودخانه ها يا ارتفاعات با خصوصيات مشخص و يا غارهاي كنارهاي درياها انحصار داد.

دستة چاقو (؟) از جنس استخوان كه انساني را در حال پرستش نشان ميدهد. اين مجسمة كوچك  انسان،        كهن ترين شيئي است كه در تپه سيلك نزديك كاشان پيدا شده و به حدد 7000 سال پيش است. اين مجسمه اكنون در موزة ايران باستان حفظ ميشود.

بعقيدة او اين موضوع بسيار جالبي است كه بايد بيش از اين توجه دانشمندان باستان شناسان را جلب كند و بهرحال او اعتقاد دارد كه فلات ايران را بايد در شمار قديم ترين مكان هايي قرار داد كه انسان در آن اولين قدم هاي خود را برميداشته است.

بهرحال امروز ديگر نقاطي مانند «جارمو» و «تل العبيد» و «اور» و «ورقا» و «جمدت نصر» ستاره هاي درخشاني نيستند كه در روزي نقشة خاور نزديك ميدرخشند، بلكه نقاط درخشان تري روي اين نقشه بچشم ميخورد كه نام آنها «تپه سرآب» ، «آسياب» ، «تپه يحيي» ، «شهداد» و «چغاميش» است و روز بر تعداد آنها افزوده ميگردد.

امروز ديگر موقع آن رسيده كه باستان شناسان و تاريخ نويسان در نوشته هاي خود تجديد نظر كنند و خاك كشور ما بيش از آن كه تاكنون شده زيرورو گردد و اسرار كهن پرده از روي خود بردارند.

قطعاً تپه سيلك نزديك شهركاشان يكي از قديم ترين نقاطي است كه آثار تمدن هاي قديم در آن پيدا شده، ولي قديم ترين آثار مكشوف در تپه سيلك نظر هنري بقدري پيشرفته اند كه نميتوانند به عنوان كهن ترين آثار انساني معرفي شوند. يكي از نمونه هاي آن، و قديمي ترين آن، دستة استخواني چاقويي است كه بوسيلة پروفسيور «گيرشمن» در تپه سيلك كشف شده و انساني را نشان ميدهد كه در برابر احتمالاً پروردگارش دست به سينه و با حالت خضوع ايستاده است.

ما در اينجا كلمة چاقو را بكار برديم، ولي مقصودمان آن چاقوهاي فلزي نبود كه امروز درميان ما معمول است. احتمالاً قسمت پايين اين مجسمة كوچك استخواني يا «آدمك» داخل در يك نوع چاقوي سنگي يا چوبي ميشده است. كلمة چاقو را آقاي «گيرشمن» بكار برده است، ولي واقعاً نميتوان قسم  خورده كه قطعاً اين مجسمة كوچك استخواني دستة چاقويي بوده است. شايد هم چيز ديگري بوده است. شش هزار سال زمان بسيار دوري است كه بما اجازه نميدهد بطور قطع راجع به جزييات اشيايي كه مربوط به آن است اظهار نظر كنيم. بهرحال نظاير چنين مجسمة كوچكي مربوط به همين زمان ها، يعني مربوط به دوراني كه در آن هنوز از فلزات براي ساختن افزار استفاده نميشده است و بهمين دليل آنرا دوران «سنگ» يا عصر «نئوليتيك» مينامند در شبه جزيرة آناتولي، در اسپانيا و در فرانسه بدست آمده است. تمدن «سيلك» را سابقاً درحدود 4200 سال پيش از ميلاد قرار ميدادند ولي امروز در نتيجة كشفيات جديدتر آنرا به 5600 سال پيش از ميلاد بالا برده اند.

در حال حاضر آثاري كه مربوط به دوران «نوسنگي» يا «نئوليتيك» و هزارة چهارم پيش از ميلاد است بيشتر از آثار ديگر ما را بزندگي مردم پيش از تاريخي فلات ايران آشنا ميسازد.

انسان ها، احتمالاً مردها، در كنار خرمن پايكوبي ميكنند. آنها قدي بلند و كمري باريك دارند و برهنه اند. اين نقش از روي يكي از ظروف سفالين مكشوف در تپه سيلك نزديك كاشان كپي شده و ازهزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح است.

نقش انسان در روي يكي از ظروف سفالين منقوش، مكشوف در تپه سيلك متعلق به هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح. در دو طرف اين انسان ها كه دايره وار دست يكديگر را گرفته ودر كنار خرمن پايكوبي مينمايند نقش يك گُل شش پر (يا شايد آفتاب) و يك پرنده شبيه به بوقلمون ديده ميشود. انسان ها برهنه اند و قدي بلند و باريك دارند، و احتمال دارد كه روي سرشان ماسك حيواني را قرار داده اند كه نمايندة پروردگارشان است، زيرا هر پروردگاري در روي زمين نماينده اي بصورت يكي از حيوانات داشت .

شكل انسان در هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح

بطور متوسط انسان ها در آن زمان قدي بلند و كمري باريك داشته اند و هنگام برداشت محصول در اطراف   خرمن ها دايره وار دست يكديگر را ميگرفتند و در حالي كه كاملاً برهنه بودند پايكوبي ميكردند.

اين مطلب از نقوش متعددي كه روي ظروف سفالين اين دوره در شوش، در تپه سيلك و در تل بكون نزديك تخت جمشيد بدست آمده مشخص ميگردد. در محوطه اي كه پايكوبي ميكنند هنوز گُل هايي وجود دارد كه روي نقش ظرف نشان داده شده (شايد هم اين نقش خورشيد باشد) و در كنار مرغي شبيه به بوقلمون نيز ديده ميشود. اينطور بنظر ميرسد كه هنگام اين پايكوبي مردان ماسكي شبيه به سر بعضي حيوانات برسر ميگذاشتند.

برهنه بودن پايكوبان امراي بسيار طبيعي است، زيرا ما ميدانيم كه آدم و حوا نيز در بهشت برهنه بودند. در مراسم مذهبي يا نيمه مذهبي هميشه خدايان يا نيمه خدايان و كاهنان بصورت برهنه نمايش داده شده اند و فقط       انسان هاي معمولي يعني پرستندگان لباس برتن داشتند. حتي هرودوت كه در قرن چهارم پيش ازميلاد ميزيسته در ضمن كتاب تاريخش اظهار داشته است كه مردم شبه جزيرة آتاتولي مراسم و تشريفات مذهبي مربوط به تدفين مردگان را بحالت برهنه انجام ميداده اند و شايد هم بهمين دليل باشد كه ما در ميان گورهاي ناحية رودبار كه از 1200 سال پيش از ميلاد است مجسمة كاهنان را بصورت عريان پيدا ميكنيم.

انسان شوش در هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح. اين انسان در حال پايكوبي است ولي برهنه نيست و قباي كوتاهي برتن دارد. اين نقش از روي يكي از ظروف سفالين مكشوف در شوش متعلق به هزارة چهارم پيش از ميلاد رونوشت شده است. نقش ديگر، انساني را در ميان دَرِ خانه اي (؟) نشان ميدهد.

انسان «تل بكون» نزديك تخت جمشيد، از هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح. رونوشت از روي نقش يكي از ظروف سفالين منقوش، مكشوف در «تل بكون» .

در شوش انسان در ميان دو علامت شبيه به دو چوب افقي ديده ميشود. ممكن است اين نشانة انساني در ميان دَرِ خانه اي يا معبدي است كه در واقع قصد نقاش نشان دادن آن انسان در ميان خانه يا در ميان معبد بوده است. پروفسور «كنتنو» اين دو چوب را «بيل مردوك» ناميده است و در مكان هاي مختلف آنرا پيدا كرده است.

مردمي كه نقوش زيبايي نظير آنچه در صفحات اين مجله ارائه داده ميشود روي ظروف سفالين خود نقش    مينموده اند بدون شك تمدن پيشرفته اي داشته اند ونخستين ساكنان سرزمين ايران نبوده اند. اكنون وظيفة باستان شناسان جوان ماست كه در اين راه كوشش كنند كه تاريخ دوره هاي بسيار كهن ساكنان اين سرزمين را تحت مطالعة دقيق قرار دهند و مطالب جديدتري كشف نمايند.

انسان تپه سيلك نزديك كاشان در هزارة چهارم پيش ازميلاد مسيح، رونوشت از نقش يكي از ظروف سفالين مكشوف در تپه سيلك.

انسان تپه موسيان، نزديك شوش، هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح.

انسان «تل بكون» نزدكي تخت جمشيد درحال پايكوبي، از هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح، رونوشت از نقش يكي از ظروف مكشوف در «تل بكون» (به معناي تل بغ ها يعني خدايان) . به ماسك صورت اين انسانها توجه فرمائيد.