هنرفر، لطف‌الله. "هشت بهشت اصفهان". دوره10، ش117 (تير51): 2-16، تصوير.

 

خلاصه:سابقه نام هشت بهشت، توصيف كاخ هشت بهشت شهر تبريز از سود اگر گمنان ونيزي و تزئينات و نقاشي‌هاي آن، كاخ هشت بهشت اصفهان، تاريخ بناي كاخ هشت بهشت اصفهان اتمام 1080 هجري، اشعاري دروصف اين بنا، معماري و مصالح بكاررفته، تزئينات بنا، وصف زيبائي باغها و خيابانهاي مشجرآن، حوضهاو آب نماها، شرح پلان كاخ مزبور، تقسيم‌فضا دراين كاخ، توصيف اين بنا از "پاسكال كست ـ P.Coste " و از مولف رستمالتواريخ، سفرنامه "مادام ديولافوآ ـ Mme.Dieulafoy " ، وضع فعلي كاخ.

هشت بهشت اصفهان

لطف الله هنر فر دكتر در تاريخ   استاد دانشگاه اصفهان

بعدازشاه عباس دوم كه در اداره امور مملكت و علاقه به عمران وآبادي وايجاد بناهاي باشكوه تالي شاه عباس كبير بشمار ميرفت سلطنت به فرزندش صفاميرزا رسيدكه پس از جلوس به تخت سلطنت شاه سليمان ناميده شد واز 1077 تا 1106  پادشاه ايران بود، وي كه عمرخود را در حرمسرا با زنان وخواجه سرايان بسر برده و بدون  تربيت و تحصيل بار آمده بود از پادشاهان بسيار ضعيف النفس و عياش سلسله صفوي بشمار ميرود و بنا به عادتي كه در حرمسرا با او همراه شده بود پيوسته مصاحبت با زنان و خواجه سرايان و مشاوره با آنها را بر اداره امور مملكت و ملت از راه مشورت با رجال كارآگاه و بصير ترجيح ميداد و اگر في الجمله نظم و ترتيبي در اداره امور كشور در زمان او مشاهده شد از آنجهت بود كه وزارت او را مرداني خوشنام وبا تدبير وكياست مانند شيخعليخان زنگنه بعهده داشتند. در تمام اين دوره سلطنت تقريباً 29 ساله او واقعه خارجي مهمي براي ايران روي نداد و دوره پادشهي او به فراغت و امن وآسايش گذشت و بهمين جهت روابط تجارتي ايران با ممالك خارجه در عهد او رو به ازدياد گذاشت و بدست او شخصيت هاي دربار وي در شهرهاي مختلف ايران و از آنجمله اصفهان پايتخت او ابنيه و آثاري ساخته شد كه مهمترين آنها كاخ هشت بهشت اصفهان است و ما در اين مقاله به توصيف كامل اين عمارت افسانه اي آنعهد كه بقول شادرن فرانسوي مخصوص لذت وحظ و عشق ساخته شده است مي پردازيم.

سابقه نام هشت بهشت

اولين كاخ هشت بهشت را در ايران امير حسن بيك آق قويونلو معروف به اوزن حسن1 در تبريز بنا كرد. در عهد اين امير دلاور و قهرمان بايندري تبريز كه پايتخت شده بود مجدداً شكوه و رونق از دست رفته خود را بازيافت و بازار تجارت همه گونه كالا بويژه پارچه هاي حرير از نو گرم شد. تاجر گمنامي كه از ونيز به تبريز آمده و مدت هشت سال و هشت ماه بويژه در پايان دوران پادشاهي يعقوب فرزند امير حسن بيك و آغاز پادشاهي شاه اسماعيل در تبريز بوده است پايتخت سلسله بايندري را شهري بزرگ با محيطي در حدود بيست وچهار ميل2 بدون بارو مانند شهر ونيز داراي خانه ها و كاخهاي باشكوه ميداند3 .

كاخ هشت بهشت تبريز

ساختمان كاخ هشت بهشت تبريز را كه امروز  اثري از آن برجاي نيست سوداگر گمنام ونيزي در سفرنامه خود به امير حسين بيك نسبت ميدهد. در صحت اين گفته تاحدودي ترديد داريم اما مسلم است كه هشت بهشت در دوران پادشاهي فرزندش يعقوب بيك بايندري به پايان رسيده است4 اين كاخ كه يكي از شگفت انگيز ترين بناهاي عهد بود در ميان پارك بسيار بزرگي قرار داشت و صاحب مسجد و بيمارستان باشكوهي بود كه در آن همه روزه از هزار نفر بيمار و بينوا توجه ميشد، سوداگر گمنام ونيزي دربارة هشت بهشت مي نويسد:

«اگرچه در تبريز كاخهاي بزرگ زيبا ومتعددي در دوران پادشاهي سلاطين مختلف پي افكنده شده است اما اين كاخ هشت بهشت كه به دست سلطان حسن بيك احداث گرديد به مراتب از ساير كاخها بهتر است ، تا جائي كه ميتوان گفت نظير ندارد . حشمت وشكوه دربار حسن بيك آن سان بود كه تا آن تاريخ هيچ كس نظيرش را نديده است. اين كاخ در ميان باغ بزرگ و دلگشائي احداث شده است كه در نزديكي شهر تبريز قرار دارد و در سمت شمال، رودخانه اي كاخ را از شهر جدا ميكند، در درون باغ مسجد باشكوهي پي افكنده اند كه بيمارستاني مجهز ديوار به ديوار آن قرار دارد، اين كاخ را به زبان فارسي هشت بهشت ناميده اند زيرا به هشت بخش مختلف تقسيم ميشود، در هر بخشي چهار غرفة بيروني و چهار غرفة اندروني ساخته اند و بقيه قصر در زير گنبد با شكوهي قرار دارد، تمامي اين بنا يك آشكوبه است و فقط يك رديف پلكان تا سقف كشيده اند كه از آن طريق شخص بالا     مي رود و خودش را به غرفه هاي مختلف مي رساند.»

قديمي ترين تصوير عمارت هشت بهشت اصفهان (از آلبوم شاردن)

«اين كاخ را چهار در ورودي است سرتا به پا ميناكاري و زراندود و به اندازه اي زيبا كه بيان انسان از وصف آن عاجز مي ماند . از جلو هر يك از درهاي ورودي كاخ راهروي مرمر ساخته اند كه منتهي به مصطبه ميشود، و از ميان مصطبه نهري جاري است به شكل ماپيچ كه بستر آن را از سنگ مرمر تراشيده اند و تا سه ذرع بالاي مصطبه را در هر سمتي از نفيسترين سنگهاي مرمر پوشانيده اند. پايين آن به رنگهاي گوناگون مقرنس كاري شده و از دور مانند آيينه مي درخشند . درون كاخ، روي سقف تالار بزرگ با سيم وزر و لاجورد از تمامي جنگهائي كه در دوره هاي باستان در  ايران روي داده است و فرستادگاني كه از دربار عثماني به تبريز آمده و به حضور سلطان حسن بيك بار يافته اند نگاره هائي ساخته اند و نيز خواسته هاي ايشان و پاسخهاي پادشاه ايران همه به خط فارسي رقم زده شده . همچنين مجالسي از شكار شاه با گروهي از ملازمان سوار به همراهي سگان تازي و قوشهاي شكاري جلب نظر ميكند5

عمارت هشت بهشت اصفهان (نقاشي پاسكال كست)

تزيينات نقاشي كاخ هشت بهشت تبريز

آنچه هنرمندن چيره دست ب رديوارها و سقف تالارهاي كاخ هشت بهشت نقاشي كرده بودند درواقع نموداري از  اشتياق سر سلسله دودمان بايندري به شكار و بزم بود. به گفتة باربارو6 در دوران صلح هنگامي كه امير حسين بيك در پايتخت خويش شهر تبريز يا در اصفهان اقامت داشت7 براي سرگرمي او وملازمانش مرتباً بساط سور و سرگرمي گسترده ميشد. 

پاره اي از اين سرگرميها و ورزشها جنبه همه گاني داشت وبي شباهت به T ourney 8 يا دلير بهادران سده هاي ميانة اروپا نبود. يكي از جالبترين اين زورآزماييها جنگ گرگ با انسان بود . معمولاً در اين گونه موارد، در ميدان مركزي شهر تبريز، با حضور گروه زيادي تماشاگر ، گرگ گرسنه اي را كه به زنجيري بسته بودند با دلير ناموري روبرو مي ساختند. گرگبازي آن روزي شباهت به گاوبازي امروزي مردم اسپانيا داشته است، در ميان غريو تماشاگران، دليري كه به جنگ گرگ مي رفت چندان در برابر جانور بيچاره خالي مي كرد تا سرانجام آن دد را از رمق مي انداخت و آنگاه به طعن نيزه اي قلبش را مي دريد، پس از چند صحنه از اين بازيها همگي ملازمان و اميران كشور به فراخور مقام در برابر پادشاه مي نشستند، خدمتكاران در برابر هر يك، سفرة كوچكي مي گستردند و روي هر سفره تنگي شراب و آفتابه لگني با سيني سيميني مي نهادند و آنگاه با اجازه پادشاه باده گساري و خوردن خوراك آغاز مي شد. معمولاً در اين گونه مجالس سور در عقب سريري كه براي پادشاه نهاده بودند گروهي رامشگر حضور داشتند، در دست برخي چنگهائي نوك تيز قرار داشت كه درازاي هر كدام از يك گز تجاوز مي كرد. پاره اي ديگر عود و بربط و سنج و ني انبان به دست داشتند و نغمه هائي كه از تمامي اين سازهاي گوناگون با هم بر مي خاست حتي به گوش فرستادگان جمهوري ونيز خوشايند و دلپذير مي آمد9 .

منظره ايوان غربي كاخ هشت بهشت با گچ هاي قاجاري كه برروي تزئينات صفوي آن كشيده شده است (اين عكس چند سال پيش از شروع تعميرات هشت بهشت بوسيله نگارنده مقاله برداشته شده است) 

كاخ هشت بهشت تبريز در زمان شاه اسماعيل اول نيز قصر شاهانه بوده است

در دوران شاه اسماعيل اول صفوي كه پايتخت شهر تبريز بوده است در ذكر احوال آن شهريار بدفعات بنام عمارت و باغ هشت بهشت برميخوريم كه مراسم شاهاه در آنجا برگزار ميشده است، نگارنده سطوري چند از كتاب حبيب السير را تحت عنوان : «ذكر اهتزاز صرصر خزاني از مهب تقدير سبحاني در ايام بهار چمن زندگاني ميرزا شاه حسين  اصفهاني» كه از مراسمي در قصر هشت بهشت تبريز سخن ميرود و ميرزا شاه حسين اصفهاني وزير شاه اسماعيل بهنگام مراجعت به خانه اش پس از انجام آن مراسم بقتل رسيده است در اين مقاله ذكر مينمايد10 .

.. فصلي چنين ميرزا شاه حسين پيوسته از فروغ جامهاي ارغواني رنگ زنگ كدورت از لوح دل ميشست و از مكر زمانة غدار غافل بوده همواره از جوانان گلعذار ساغر بادة خوشگوار ميجست و آواز چنگ و عود صفير مرغ اجل بگوش هوشش ميرسانيد و او بيخبر آهنگ قانون و رباب و آيت انتقالش ميخواند و او بيشعور جام روح پرور در آن ولا بتاريخ چهارشنبه بيت وهشتم جمادي الاولي پادشاه هفت كشور در هشت بهشت تبريز مجلسي در غايت زينت و زيب ترتيب داد و ساغرهاي مالامال در كشيده ابواب نشاط و انبساط برگشاد، ميرزا شاه حسن در آن صحبت تا وقتي كه ساغر زرين مهر در انجمن سپهر داير بود از دست ساقيان سيمين ساق شرابي چون لعل مذاب تجرع نمود و چون آفتاب حياتش بمغرب زوال رسيد واز سرخي شفق اطراف چون چرخ مطبق غرقه بخون گرديد، شاه خورشيد جاه ا زمجلس برخواسته بجانب خوابگاه توجه فرمود وميرزا شاه حسين نيز متوجه بالشخانه خود شده از خمار آن بادة خوشگوار غافل بود، در آن حين شاه قلي از عقب حضرت اعلي بازگشت وآن جناب را تنها ديده بدست ستيزه خنجر خونريز از ميان بركشيد و آن تيغ بيدريغ را بر شانه آن يگانة زمانه فرو برده قورچياني را كه در آستاه عليه بودند گفت كه حكم همايون بر اين موجب صدور يافته كه اين شخص را پاره پاره كنند لاجرم ايشان نيز شمشير تيز بركشيدند و نقش وجود آن جهان فضل و هنر را در يك نفس از صحيفة زندگاني محو گردانيدند11 .

كاخ هشت بهشت اصفهان

شهر اصفهان از حدود سال 1000 هجري عنوان پايتخت ايران را يافت ونام آورترين پادشاهان اين سلسله يعني شاه عباس اول آنرا به پايتختي برگزيد و تا سال 1038 كه بدرود زندگي گفت طراحان و معماران و استادكاران چيره دست به ساختن و پرداختن آن مشغول بودند و بالنتيجه آثار نفيس و شگفت انگيزي مانند ميدان نقش جهان و بناهاي اطراف آن از دروازه دولت فعلي (مقابل عمارت شهرداري فعلي) تا باغ هزار جريب (محل فعلي دانشگاه اصفهان) و پل اللهورديخان و بازار شاهي با كاروانسراهاي عالي بوجود آمد.

از سلطنت شاه عباس اول تا پايان سلطنت شاه طهماسب دوم مدت يك قرن و نيم اصفهان پايتخت شاه عباس و جانشينان او بود. در اين دوره طولاني نكته اي كه جلب توجه ميكند علاقه عموم پادشاهان اين سلسله اعم از قوي و ضعيف و لايق يا بي كفايت به امر عمران و آبادي و ايجاد بناهاي جديد و افزودن آن بر ساختمانهاي پيشين است و در اين كار نوعي رقابت و اهتمام و كوشش بيشتر در بوجود آوردن آثاري دلپذيرتر و دل انگيزتر مشاهده ميشود. 

آثاري كه در دوران شاه عباس دوم بوجود آمد مانند بناي كاخ چهلستون و آثار باشكوه ساحل زايند رود مانند عمارت آينه خانه و هفت دست و نمكدان و كاخهاي سعادت آباد و پل شاهي اصفهان و مانند اينها نمودار اين علاقه مندي و توجه خاص جانشينان شاه عباس اول به امر بسط و توسعه پايتخت از راه ايجاد ساختمانهاي باشكوه است حتي ضعيف ترين ونالايق ترين پاشداهان اين سلسله يعني شاه سلطان حسين نيز مجموعه نفيسي مانند مدرسه سلطاني چهار باغ و بازار سلطاني چهار باغ و بازار سلطاني و كاخ فرح آباد را بر آثار پيشين افزود و از اين راه نام نيكي از خود بجاي گذاشت.

قصرها و كاخهائي كه در دوران صفويه در اصفهان ساخته شد ونمونه هائي از آنها امروز موجود است بردوگونه است : كاخهاي پذيرائي و قصرهاي نشيمن.

از كاخهاي پذيرائي كه كم و بيش آثاري از آنها در اصفهان برجاي مانده و امروز جلب توجه ميكند كاخ عالي قاپو و چهلستون را بايد نام برد و از قصرهاي نشيمن كه با كمال تأسف در اواخر دوران قاجاريه بسياري از آنها راه زوال و نيستي سپرده است بجز عمارت مشهور به تالار اشرف و كاخ هشت بهشت اثري برجاي نمانده ولي خوشبختانه اين دو عمارت برجاي نمانده ولي خوشبختانه اين دو عمارت برجاي مانده از نظر معماري وتزيينات آنقدر جالب توجه است كه ميتواند مصداق «مشت نمونه خروار» قرار گيرد و انظار تماشاچيان را به كيفيت ساختمانهاي مشابه آنها كه امروز وجود ندارد متوجه كند.

ايوان غربي كاخ هشت بهشت در حال تعمير (ارديبهشت 1351) 

تاريخ بناي كاخ هشت بهشت اصفهان

كاخ هشت بهشت اصفهان در سال 1080 هجري قمري و مقارن با سومين سال سلطنت شاه سليمان صفوي به اتمام رسيده و نمونه  عالي ترين كاخهاي نشيمن دوران صفويه است12 .

ميرزا محمد طاهر نصر آبادي صاحب تذكره نصرآبادي و اهل نصر آباد اصفهان كه قريه اي بسيار نزديك به شهر اصفهان است13 و از رجال معروف دوران شاه سليمان صفوي ميباشد و در تذكره خود نام بيش از هزار شاعر دوران صفويه را احياء كرده و خود نيز شعر ميسروده است ومنزل مسكوني و آرامگاه او نيز در قريه مولد و موطن او هم اكنون وجود دارد دربارة بناي كاخ سلطنتي هشت بهشت اصفهان اشعاري سروده است كه بيشتر آنها ماده تاريخ بناي اين قصر سلطنتي است كه در سال 1080 هجري به اتمام رسيده و ما در اين مقاله به نقل اشعار او از ديوان وي مي پردازيم.

كمترين محمد نصر آبادي در تاريخ بناء عمارت مباركه هشت بهشت گفته:

بود در سايه اش مه تا بماهي

زهي دولتسراي پادشاهي

كه از جامش بود آيينه در دست

بود زيبا عروسي شوخ و سرمست

دل خود ميخورد زين آرزو ماه

شود تا حلقه اش برروي درگاه

ز چشم حر آوردند دوده

پي نقش و نگار آن ستوده

شده شبنم بروي گل نمودار

ز آب دست نقاشان گل كار

بود مد نظر تير هوائي

گه نظاره اش از نارسائي

بشكر شاه دائم تر زبانست

نه فواره است كانرا درميان است

شده فواره شمع خلوت او

رسيده تا بعيسي رفعت او

گِل او شد خمير از آب حيوان

بود طالارش از طوبي بسامان

دوام گردش افلاك از آنست

ستونش تكيه گاه آسمانست

خيالم (مشرق دولت) رقم كرد (1080)

بتاريخش قم قدرا علم كرد

(مكان عشرت بيروي اغيار) (1080)

بتاريخ دگر دل كرد تكرار

(مكان شاه دين پرور سليمان) (1080)

بتجديدش شد اين مصرع بسامان

بديهه (قطعه خلد برين) گفت (1080)

ز فيض شاه ديگر گوهري سفت

بساط مصلحت با خويشتن چيد

باينها همتم راضي نگرديد

كه از هر مصرعش تاريخ پيداست

ز خاطر اين رباعيها مهياست

 

رباعي

شد باني اين مسكن بهجت پيوند (1080)

چون شاه سيلم شه اقبال بلند (1080)

دروي جاي پادشه دولتمند (1080)

از جشن و نشاط كامكاري دايم (1080)

نقاشيهاي زيبا كاخ هشت بهشت كه در يكي از اطاقها از زير گچ خارج شده است

نماهاي تزييناتي كه از زير گچ خارج شده است (ارديبهشت 1351)

تزيينات اصلي سرسراي كاخ هشت بهشت از دوره صفويه .

ايضاَ

گرديد زمين اصفهان تاج جنان (1080)

از قصر بلند قدر زيبا اركان (1080)

پاينده عمارت از سليمان زمان (1080)

درگاه عبادت اين بود ورد ملك (1080)

 

ايضاً هر مصرعي تاريخ

كه زدل گشته سلمان زمان (1080)

چون بدوران شه اعلاشان (1080)

مرشد و داده ده ايامست (1080)

جان پناهي كه مديحش عامست (1080)

ز دل و صدق همه خلق جهان (1080)

تاج داري كه زوي شد نازان (1080)

كو باخلاق و صفا ساعي بود (1080)

صوفي صافي تابع مقصود (1080)

بندگي ره شه با طاعات (1080)

آنكه مقصود وي از عمر و حيوه (1080)

كه چووي نيست مقدر من بعد (1080)

كرد سركار اين مسكن سعد (1080)

شد فرح لازم و شادي افزا (1080)

دلگشائيست كه از لطف صبا (1080)

چون لب قند سرا پا نمكست (1080)

چه مكان شبه بناي فلكست (1080)

ركن او قائمه جشن وفرح (1080)

طاق از آن سرشكن قوس و قزح (1080)

طلبد سرمه گرد راهش (1080)

آفتاب آينه درگاهش (1080)

ميل شادي بارم داده زكات (1080)

بنم آورده گلشن آب حيات (1080)

شد از آيينه جان به كاشيش (1080)

از لب شكر ليلي لعليش (1080)

ز گچش شد قصب صبح سفيد (1080)

دوده اش سرمه بيننده كشيد (1080)

بدرش حاتم بيحد سايل (1080)

آيه نور ز شنگش شامل (1080)

يابد از بوي هوا جان تمثال (1080)

زندگي بخش ز جو آب زلال (1080)

جوش گل دلشده ايوانيش (1080)

چشم دل از همه سو حيرانش (1080)

عرش از سر ببرد پايه وي (1080)

نه فلك شيفته از سايه وي (1080)

شدازو تاج فلك اصفاهان (1080)

شوكت او ببرد زنگ از جان (1080)

تا بود دايره سان سير سپهر (1080)

تاكند دور نجوم مه و مهر (1080)

دشمنش باد بهر ويل نگون (1080)

دولت شاه سليمن افزون (1080)

زير فرمان بادش جمله زمين (1080)

باشدش مركب اقبال بزين (1080)

بسته در بندگيش آزادي (1080)

برهش طاهر نصر آبادي (1080)

ز گلستان بها يافته بو (1080)

بيتها گفته نجيب و نيكو (1080)

آنكه باشد هنر اين دعواش (1080)

ديده از هر مرع سال بناش (1080)

 

عمارت هشت بهشت را شاردن سياح فرانسوي توصيف كرده است

شواليه شاردن فرانسوي14 در سفرنامه مشهور خود در بارة اين كاخ سلطنتي چنين نوشته است: «من قول داده ام كه در طي توصيف باغهاي اطراف خيابان زيباي اصفهان شرح يكي از تالارهاي يكي از باغها را موسوم به باغ بلبل بدهم. اين تالار را عمارت بهشت مينامند زيرا عمارت بمعني خانه تفريح وخوشي است و بهشت طبقه دهم آسمان را گويند كه از اينجهت ميتوان آن را تالار فردوس ناميد طول تالار شصت پا و غير منظم ساخته شده است، هفت زاويه يا ضلع دارد كه آخري از همه پهن تر و مياني بشكل گنبدي است كه سي يا سي و پنج متر ارتفاع آنست كه روي جرزها و طاق هاي قوسي شكل كه  عده آنها برابر عده زوايا و اضلاع است قرار دارد، تمام سقف ها موزائيك بسيار عالي است، ديوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهائي در اطراف آنهاست.

در اين دالان ها صدها مكان است كه دلكش ترين و فرح انگيز ترين نقاط دنيا محسو بميشود، اين روشنائي متناسب با تفريحاتي است كه اين امكنه ويژه آنها ساخته شده است.

هيچيك از اين نقاط از حيث شكل و ساختمان و تزيينات و آرايش بديگري شبيه نيست، در هر جائي چيز تازه و گوناگون است چنانكه در بعضي بخاريهاي متنوع و در برخي حوض ها و فواره هاست كه از لوله هائي كه در داخل ديوارها قرار دارد آب ميگيرند. اين تالار عجيب در حقيقت لابيرنتي است زيرا انسان در قسمت فوقاني آن هر جا گم ميشود و پله ها چنان مخفي است كه بآساني پيدا نمي شوند.

قسمت پائين تا ده پا از سطح زمين از سنگ يشم و نرده ها از چوب زرنگار و قابها و چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلت ها از شيشه هاي رنگارنگ ظريف ساخته شده است. اما راجع به تزيينات نميتوان اين اندازه شكوه وعظمت و دلربائي و فريبندگي را كه در هم آميخته است تصور كرد. ميان نقاشي هاي اين بنا تصاوير برهنه و فرح انگيز بسيار زيبا وجود دارد و در همه جا آئينه هاي بلورين در ديوارها بكار رفته است، در اين تالار اطاقهاي آئينه كاري كاملي است كه اثاثه هر اطاق از باشكوهترين و شهوت انگيز ترين نوع  خود در دنياست. اطاق هاي كوچكي نيز در آنجاست كه فقط گنجايش يك رختخواب دارد، در خاورزمين رختخواب پرده نداشته وروي زمين پهن ميشود، يك رختخواب جالب توجهي ديدم كه فقط لحاف آن دو هزار اكو ميارزيد كه براي گرمي و سبكي از پوست سمور تهيه شده بود، بمن گفتند شاه تشك هاي بسياري ازهمين جنس دارد، من يك كتاب از تزئينات و تصاوير واشكال و مينياتورها و ظروف و كتيبه هاي اين تالار تصنيف خواهم كرد، برخي از اين كتيبه ها شامل افكار لطيف عاشقانه و برخي قطعات اخلاقي است.

نمونه نقوش بي نظير كاشيكاري نماهاي خارجي عمارت هشت بهشت.

چند قطعه زير نمونه اي از آنهاست كه در دفتر خود ثبت كرده ام، بالاي گلداني چنين نوشته شده است.

من چهره آتشين و دلي سوخته دارم

گل لاله نماينده راز درون من است

(معني آن اين است كه چون برگهاي لاله سرخ ودل آن سياه است عاشق را نيز قلبي سوخته و صورتي فروزان ميباشد.‌)

هرچه زيبائي گردني افراشته داشته باشد همواره پاي در گل است.

(يعني سنگيني شهوات علو روح و شهامت را مي بلعد.)

دل در صدها بار بچپ و راست بدون اينكه بكسي تعلق يابد منحرف شد تا تو را ديد و بتو پيوست، من بيش از اين تاب درد هجر تو را ندارم و نميتوانم آنجا كه  تو نيستي مسكن گزينم. تو مردم چشم مني. تو را گم كرده ام. نميدانم بچه نظر افكنم. كاري جز مردن تنوانم.

گرچه نعمت بفر دولت اوست

پادشه پاسبان درويش است

بلكه چوپان براي خدمت اوست

گوسفند از براي چوپان نيست

همچو حال تواست زير پاي پيل

زير پايت گر بداني حال مور

روي يك پيش بخاري عبارت زير را نگاشته اند:

«از زمستان نترسيد زيرا فقط سردي و سلامت است.»

نميتوانم از بيان اين نكته خودداري كنم كه بهنگام گردش در اين محل كه مخصوص لذت و حظ و عشق ساخته شده است و در حال عبور از اطاقها و شاه نشين ها آدم چنان تحت تأثير قرار ميگيرد كه بگاه بيرون شدن از خود بيخود ميگردد.

بي شك هواي اين تالار اثر مهمي در اين حالت عاشقانه كه بانسان دست ميدهد دارد، اگرچه اين بنا چندان با دوام واستوار نيست ولي فرح انگيز تر از مجلل ترين كاخ هاي ممالك اروپائي است.

شاه سليمان اين تالار را ساخته و فقط هزينه بناي آن بجز اثاثه و لوازم ديگر بالغ بر پنجاه هزا اكو15 شده است.»16

منظره سرسراي كاخ هشت بهشت مقارن زماني كه پاسكال كست واوژن فلاندن از آن ديدن كرده اند.

تزيينات كاخ هشت بهشت از سفرنامة انگلبرت كمپفر

يكي از سياحان مشهور اروپائي كه در دوران صفويه از اصفهان ديدن كرده سياح آلماني بنام انگلبرت كمپفر Engelbert Kampfer است كه در هيئت تجارتي كه از  طرف شارل يازدهم پادشاه سوئد در سال 1683 ميلادي برابر با 1093 هجري به ايران اعزام داشته است. كمپفر در سال 1096 هجري به اصفهان رسيده ودو سال در پايتخت ايران توقف نموده و در اين مدت فرصت يافته است كه شهر اصفهان و بطور كلي مسائل مربوط به ايران را مطالعه نمايد وي در سفرنامه خود تصاويري از ميدان نقش جهان و تالار آينه خانه و مراسم شترقرباني در باغ هزار جريب نشان داده واز كاخ هاي درباري و مراكز دولتي اصفهان در دوران سلطنت شاه سليمان طرح جالبي تهيه كرده است.

وي كه در دربار شاه سليمان بر برده است شرح جالبي از كاخ سلطنتي هشت بهشت اصفهان به شرح زير بدست داده است:

«در طرف مغرب متصل به باغ گلستان باغ بلبل و باغ خرگاه قرار دارد كه من مجملاً به توصيف آنها خواهم پرداخت زيرا هرگاه بخواهم تمام شكوه و جلال تأسيسات ، بناهاي موجود، فواره ها، حوضها، خيابان ها، باغچه ها، رديف هاي چنار و غيرة آنرا برشمارم خود فصل مستقلي در اين كتاب بايد تحرير كنم. اين هر دو باغ در ابتداي خيابان مجلل چهار باغ كه من در فصل قبل بدان پرداختم قرار دارد و در حدود بيش از ششصد قدم از طول آنرا اشغال كرده است، هرگاه شاه رغبت سواري كند از دروازة باغ خرگاه خارج ميشود، در آنجا لشكريان و ملازمان در انتظار او هستند و من در قسمت پانزدهم اين كتاب به تفصيل بيشتر در  اين باره سخن خواهم گفت.

نقش كاشيكاري برنماي بيروني عمارت هشت بهشت.

نقش كاشيكاري بر نماي بيروني عمارت هشت بهشت .

اين هر دو باغ بنظر ميرسد كه جزء لايتجزاي يكديگر باشند. رديف درختان، خيابانها، آب روها و سواره روها رد هر دو مشترك است. در حين عبور متوجه شدم كه در مدخل سواره رو سواي يك جفت ستون دو توپ متحرك چدني به اندازه متوسط قرار داده اند، اسم استاد سازنده و تاريخ ريخته شدن يكي از توپ ها بروي آن حك شده است Johanned Burgherus me fecit 862 كه معني آن چنين است : (يوهان بوگرمرا در سال 1458 ساخت) به هر حال باغ بلبل از طرف شاه صفي ، شاه عباس دوم و شاه سليمان فعلي چهن به وقور با خيابانهاي مشجر، كاخها، باغچه ها و فواره ها مجهز شده است كه ظاهراً از نظر زيبائي در سراسر ايران هيچ جاي ديگر به پاي آن نمي رسد و اين امر به خصوص پس از تجديد ساختماني كه از نظر هنري در كاخ شد صادق است. جلال وجبروت وزيبائي       بي نظيري كه اين باغ دارد باعث شده كه به آن نام «هشت بهشت» بدهند و بهمين علت تمام باغ نيز به همين نام شهرت يافته است.

دربارة اين كاخ ميگويئم آنهم براي اينكه فقط ذكر اهم مطالب دربارة آن اكتفا كرده باشيم كه در وسط يك ميدان عريض باز كه با تخت سنگ هاي چهار گوش فرش شده قرار دارد. در فواصل معين يك دريف نيمكت مرمري و همچنين يك جوي آب در دور آن تعبيه شده است، از همة اطراف حاشية باغ پياده روهائي كه دور آنها را نرده هاي زيبائي گذارده اند و در هر دو طرف آنها چنار كاشته اند به طرف كاخ كشيده شده است، در داخل، سلسله خيابانهائي كه از طرف شمال به جنوب كشيده شده است با باغچه هائي دلربا قطع ميشود، در حالي كه رديف هاي شرقي غربي آبي را كه در چهار باغ در زير زمين گرفته ميشود به باغ هدايت ميكند، اين آب به كار پر كردن استخر مي خورد كه يازده قدم عرض دارد و از سنگهاي چهارگوش ساخته شده است، مرغابي ها و قوها بر سطح اين استخر شناورند.

كاخ هشت بهشت چهار گوشي است كه زاويه هاي آن پخ و اريب شده است، از هر طرف كه شما وارد آن بشويد يك تالار مزين و دلربا را در برابر خود مي بينيد، سالن ها در اطراف به ميدان محدود ميشوند، در عوض درست در وسط  ساختمان يك اطاق بزرگ است كه براي استراحت ونفس تازه كردن كساني كه بديدن آن آمده اند كاملاً مجهز شده است ، در يك حوض بزرگ آب با صدائي دلكش در جراين است و بادگيري كه در سقف تعبيه     كرده اند دائم هواي اطاق را تازه ميكند.

در اينجا فقط به ذكر اين نكته اكتفا ميكنم كه تقسيم فضا بين بقية اطاقها در حد اعلاي خوبي و زبر دستي انجام گرفته است، دقت در جزئيات ناچيز نيز ما را به اين حقيقت معترف ميكند كه استاداني كه در اينجا دست اندر كار بوده اند هنرمنداني بي بديل بوده ند، انواع مرمرهاي رنگين و ساير سنگها، حوضهائي كه با دقت تمام ساخته اند، آئنه هاي بزرگ جام ونيزي كه در استخوان لاك پشت آنها را قاب كرده اند، تابلوهاي هنرمندن شهير كه آنها را در زير شيشه هاي ونيزي آويخته اند ، ترتيب طاقنماها وايوانها به نحوي كه به ما امكان داده ميشود از همه طرف از مناظر بديع لذت ببريم پوشش ديوارها با معرق و اكليل واقعاً نميتوان گفت كدام يك از اينها بيشتر ماية اعجاب است. از پرده هاي نقاشي بيش از همه از تصاوير يكي از شاهان قرن هفدهم و همچنين چند تن از ملكه هاي قرن شانزدهم لذت بردم. درست است كه ايرانيان اين پرده ها را كشيده اند ولي به هيچ رو نميتوان اين آثار هنري را پست و حقير شمرد.

آواي خوش دائمي ريزش آب از منفذ چليپاواري كه در مرمر سقف ايجاد كرده اند تماشاگر را آرامش و آسايش مي بخشد چنانكه او مشكل ميتواند ضمن تماشاي اين بازي باشكوه آب از به خواب رفتن خود جلوگيري كند.

درها را از چوبهائي كه داراي طرحي خاص است تهيه كرده اند والياف چوب را روكش طلا كرده اند، بدين ترتيب مي بينيم كه هنرمندي استاد ايراني وضع طبيعي چوب را صدمه اي نرسانده بلكه كاري كرده است كه خصوصيات آن بهتر و نمايان تر بشود. حوضي با محيط متوسط اما وزن زياد از نقرة خالص ريخته شده است، نسخ خطي و منياتورهاي نادر را در صندوق هاي مشبك نگاهداري ميكنند خلاصه بگوئيم آدم بايد صد چشم داشته باشد تا بتواند تنوع غير قابل وصف جلال و جبروت كاخ را دريابد . تازه بعد از همة اين حرفها بايد در نظر آورد كه اين تالار بيش از سي قدم در سي قدم وسعت ندارد17 .

تصويري از شاه سليمان

انگلبرت كمپفر سه تصوير از شخصيت هاي تاريخي ايران بيادگار گذاشته است. تصويري از امير تيمور و شمايلي از شيخ صفي الدين اردبيلي و تصويري از شاه سليمان صفوي .

كمپفر درباره شاه سليمان مينويسد:

نقش حيوان افسانه اي با كاشي بر نماي بيروني عمارت هشت بهشت .

هيكل و رفتار او نجيبانه است، سليمان داراي قد متوسط، باريك واستخوان بندي ظريفي است . در دوران كودكي صورت گردي داشته ولي اكنون چهره او باريك و لاغر شده است، پوست رنگ پريده او بسيار ظريف و روشن است، پيشاني بلند او باز به نظر ميرسد، سليمان از مادر چركسي خود چشم هاي بزرگي را به ارث برده كه با آنها با حرارت و دوستانه نگاه ميكند، اوداراي يك بيني برآمده ظريف، يك دهان پيچيده با لبان پر، ابروان كم پشت اما صاف ويك ريش رنگ كرده نوك تيز است، او آهسته صحبت ميكند اما باوجود آن داراي صداي مردانه اي است. او سر را هميشه بالا نگه داشته و با وقار راه ميرود، آهسته اسب ميراند، ضمن اسب سواري اغلب به اطراف نگاه كرده مردم را خوب ولي بدون مزاحمت از نظر ميگذراند18 .

توصيف عمارت هشت بهشت از پاسكال كست

پاسكال كست19 كه در سلطنت محمد شاه قاجار از هشت بهشت اصفهان ديدن كرده و تصويرهاي زيبائي از  قسمت هاي مختلف آن تهيه كرده در آلبوم مصور خود دربارة اين قصر مطلبي نوشته است كه قسمتهائي از آنرا در اين مقاله ميآوريم:

«عمارتي كه هشت بهشت يا هشت در بهشت نام دارد بوسيله فتحعلي شاه فعلي در محوطه كاخهاي دوره صفويه ساخته شده  است20  بمنزله قصر تابستاني محسوب ميشده كه هشت نفر از محبوبه هاي شاه در آن سكونت    داشته اند وهر يك از آنها  اقامتگاه جداگانه اي در اختيار داشته اند باين ترتيب كه چهار نفر از آنها در طبقه هم كف و چهار نفر ديگر در طبقه اول بنا مي زيسته اند.

اين عمارت 30 متر طول و 35/26 متر عرض دارد و از سطح مجاور باغ آن 2 متر بلندتر است و بوسيله دو پله كان ده پله اي كه متصل به نماهاي شرقي و غربي قصر هستند داخل آن ميشوند. پس از آن ايواني با دو ستون چوبي بلند وجود دارد كه با مدخل هائي به سرسراي مركزي ارتباط پيدا ميكند، طاق اين سرسرا به يك نورگير گنبدي شكل كه هشت پنجره چوبي دارد ختم ميشود، در وسط سرسرا حوضي هشت ضلعي موجود است كه قطر آن 30/3 متر است و فواره دارد، درهاي اطراف اين سرسرا به اطاقهاي هشت ضلعي راه مي يابد كه برا ي پذيرائي از زنها اختصاص دارد، ايوان اصلي به سوي شمال قصر است و هشت ضلعي است كه داراي دوستون بلند از چوب سرواست كه در وسط آن حوضي بطول 80/2 و عرض 30/2 ساخته شده كه فواره دارد21 سقف اين ايوان داراي تزيينات زياد است و ديوارهاي داخلي قصر هم با نقاشي و طلا كاري و اشكال پرندگان مختلف و گلهاي رنگارنگ و شيشه كاريها و آينه كاري ها تزيين شده، در اين سرسرا دو تابلو نقاشي بزرگ ديده ميشود كه فتحعليشاه را برروي تخت نشان ميدهد ودر اطراف او چند نفر از فرزندانش قرار گرفته اند، تمام اين عمارت بروي زيربنائي قرار گرفته كه پايه بنا محسوب ميشود و از مرمرهاي زيباي تبريز ساخته شده ، هيچ چيزي زيباتر از اين اثري كه نماي مجموعه اين عمارت در انسان ميگذارد وجود ندارد.

اطراف عمارت در قسمت خارجي آن با سنگهاي سخت پوشيده شده و در وسط اين قسمت سنگفرش آبروي كوچكي تعبيه شده كه اضافه آبهاي حوضهاي داخل و خارج عمارت در آن جريان پيدا ميكند. از اين مجراي آب آبها بداخل دو آب نماي بزرگ به عرض 8 متر و طول 50 متر كه در مقابل ايوانهاي غربي و شرقي عمارت قرار دارندفرو ميريزد، محوطه كاخ با چنارهاي بلند محصور شده و باغچه هاي گل آنرا آرايش ميدهند، اين گلها بيشتر از نوع گل رز وياسمن است، خيابان شمالي كاخ به قصر چهل ستون مربوط ميشود وخيابان غربي با سردر بزرگي به خيابان چهار باغ اتصال مي يابد. ساير خيابانهاي كاخ به باغهاي ميوه منتهي ميشوند.

مؤلف رستم التواريخ نيز دربارة هشت بهشت مطالبي نوشته است

محمد هاشم رستم الحكما در كتبا خود بنام رستم التواريخ ضمن توصيف قصرهاي دوره صفويه در اصفهان دربارة كاخ هشت بهشت بشرح زير ادامه مطلب ميدهد:

. چهل ستون از يك طرف محدود به انگورستان شاه عباس كه رشك بهشت برين است و از يك طرف محدود به باغ فردوس آساي مسمي به هشت بهشت شاه سليماني كه در طول و عرض تخميناً بقدر دو هزار ذرع در دو هزار ذرع عرصه آنست و در وسط آن رواق بلند طاقي، مانند گنبد سپهر مينا فام، پر نقش ونگار و دراري و اجرام، از چهار جانبش چهار تالار با ستون هاي محكم مستدام و در وسط آن حوض مثمن از سنگ رخام با حجرات و غرفه ها و قصرها و زاويه هاي فوقانيه و تحتانيه تو در توي دلگشا و همه منقش و مصور و مزين به طلاي ناب كاني و لاجورد بدخشاني و آئينه هي صافي روحاني جانفزا واز جانب شرقي و غربي آن دو درياچه پرآب مروق درخور زورق و پيرامون آن جدوال آب جاري22 .

تصوير شاه سليمان صفوي از سفرنامه انگلبرت كمپفر.

مدرسه همايوني هشت بهشت

ميرسيد علي جناب مؤلف تاريخ (الاصفهان) در صفحه 64 از اين كتاب كه دفتر اول آن در تاريخ 1342 هجري قمري در مطبعه فرهنگ اصفهان به چاپ رسيده ضمن اشاره به مدارس جديده اصفهان از مدرسه همايوني كه بدستور ظل السطان حكمران قاجار اصفهان در سال 1300 تأسيس شده بوده اشاره ميكند و اينست شرحي كه وي در اين باره نوشته است:

1300 ظل السطان مدرسه همايوني را در هشت بهشت تأسيس نمود تحت رياست علي خان ناظم العلوم، دو سال بيشتر دوام نكرد ليكن اثرات خوبي گذارد.

ديولافوآ ضمن شرحي كه در سفرنامه خود از باغ و عمارت هشت بهشت داده است به مدرسه هشت بهشت هم اشاره كرده است.

مادام ديولافوآ Mme Dieulafoy سياح فرانسوي كه در سال 1881 ميلادي (1298 هجري قمري) به ايران مسافرت كرده و مدتي در اصفهان بسر برده است در سفرنامة خود در بارة عمارت و باغ هشت بهشت و مدرسه ايكه در اين قصر داير بوده است چنين مي نويسد:

موقع رفتن از چهلستون به كاخ هشت بهشت بايد كنار حوضي عبور كرد كه در ميان دو باغ واقع است، اين باغها سليقه وذوقي ايراني را بخوبي نشان ميدهد، نه بپاركهاي انگليسي كه از باغچه هاي چمنزار و تپه هاي گل و درختان نشاط آور آراسته شده شباهتي دارند و نه به باغهاي فرانسه قرن هفدهم كه كاملاً بي نظم و تأثر آور بودند.

اين باغها داراي درختان چنار بسيار بلندي هستند كه شاخه هاي آنها را تا رأس تراشيده اند و زمين هم بمنزله مزرعه وسيعي است كه در آن گلهاي فشرده و درهم بطور بي نظمي كاشته اند و ابداً نظم و ترتيب و مرغوبي جنس و رنگ در آنها مراعات نشده است، اگرچه ازنزديك منظرة عجيب و بدنمائي دارند ولي بايد اعتراف كنم كه از دور مخصوصاً در آفتاب بسيار خوش نما و جالب توجه هستند و هر گلي بيشتر از پروانه هاي قشنگ كه آنرا با بالهاي ظريف خود نوازش ميدهند جلوه گري ميكنند.

در آنطرف حوض كاخ هشت ضلعي هشت بهشت واقع شده كه مركب از يك سالن بزرگ مركزي و چهار رواق و چهار دستگاه عمارت است و بوسيله پله ها و گالريهائي كه در روي رواقها ساخته شده با هم ارتباط دارند، در روي ديواري كه در نزديكي رواق است دو تبالوي بزرگ ديده ميشود كه در يكي از آنها صورت فتحعليشاه با پسرانش ترسيم شده ودر تابلو ديگر او را در حالي كه مشغول شكار حيوانات وحشي است نشان ميدهد شاه در روي اسب خم شده و نيزه اي در دهان حيوان درنده و مهيبي فرو برده است كه معلوم نيست شير است يا پلنگ ، گويا نقاش بيشتر در اين فكر بوده كه هيكل سلحشور شاه را خوب نمايش دهد و از ترسيم شكل دقيق حيوان صرفنظر كرده است، عمارت هشت بهشت هم مانند چهل ستون خالي از سكنه است وفرش و مبلي در آن ديده نميشود و از هشت نفر حوري يعني زنان سوگلي فتحعليشاه هم كه سابقاً زينت افزاي هشت بهشت بوده اند ابداً نام و نشان واثري نمانده است كه بتوان به توصيف آنها پرداخت، همين قدر معلوم است كه هشت ملكه زيبا شصت سال قبل در اين كندوي سلطنتي بسر مي برده اند، آيا آنها زيبا و ظريف بوده اند، گندم گون بوده اند يا بلوطي رنگ، بشاش بوده اند يا عبوس، البته معلوم نيست ونميتوان به كشف اين اسرار مرموز موفق گرديد فقط ميتوان فرض كرد كه پدر فرزنداني كه شماره آنها از رقم ششصد تجاوز ميكند (مقصود فتحعليشاه است) ناچار در ميان خيل زنان خود   نمونه هاي مختلفي از زيبائي و وجاهت داشته است23 .

چون سرتيپ دكتر24 بمن اطلاع داد كه اينجا مدرسه است من از او تشكر كردم زيرا كه بدون اطلاع هرگز خيال نميكردم كه در مدرسه اي هستم، نيمكت وميز وتخته سياه وتريبون معلم و كتابخانه در اينجا از جمله چيزهاي بيفايده محسوب شده است. ايرانيان بزرگ وكوچك، خوشنويس يا بدنويس، شاگرد يا معلم ، همه كاغذ را به كف دست قرار داده و يا روي زانو گذارده ومينوسند، هرگاه فرشي روي زمين افتاده باشد و چوب فلكي هم دركناري ديده شود ميتوان فهميد كه اينجا ديوانخانه يا مكتب است25 .

تصوير ديگري از شاه سليمان صفوي (از كتاب تاريخ كشيشان كرمليت در ايران)

وضع فعلي كاخ هشت بهشت

باغ و قصر هشت بهشت از طرف ناصر الدين شاه قاجار به بانو عظمي افتخار الدوله واگذار شده بود مشروط بر اينكه وضع و هيئت آنرا تغيير نداده و حريم آنرا در خيابان چهار باغ در كمال تنظيف و تنقيح نگاهداري كند. پس از فوت بانوي مزبور باغ و قصر هشت بهشت در تصرف وراث او باقي ماندولي در اين مدت تغييرات كلي در وضع باغ وقصر مزبور بوسيله متصرفين بنا داده شده و مانند عالي قاپو و چهلستون تزئينات نقاشي و طلا كاري و آينه كاري آن در زير قشري از گچ با تزئينات گچي مستور شده بود. از تاريخ پانزدهم شهريور ماه 1343 كه باقي مانده باغ هشت بهشت و برجاي مانده هاي قصر مزبوز رسماً به وزارت فرهنگ وهنر واگذار شد تعميرات اساسي آن بوسيله اداره باستانشناسي شروع گرديد واز آن تاريخ تا امروز اين تعميرات ادامه دارد. در حال حاضر هيئتي از متخصصين ايراني و ايتاليائي و استاد كاران مجرب ايراني مشغول خارج كردن تزئينات عصر صفوي از زير قشرهاي گچ قاجاري هستند وانتظار ميرود تا چند سال ديگر طبق اصول فني قصر هشت بهشت كاملاً احياء شود.

 

پاورقي ها:

1 ابوالنصر امير حسن بيك مؤسس و بنيانگذار سلسله بايندري است. بايندر در لغت بمعني متمكن ومالدار آمده است و از آنجا كه تركمانان سفيد گوسفند ثروت و مكنت فراوان داشتند از آغاز به بايندريان مشهور شدند. امير حسن بيك قامتي بسيار بلند داشت و بهمين سبب او را (اوزون حسن) يا حسن بلندقد ناميده اند، اين مطلب را همة سفيران بيگانه اي كه در اين دوره در ايران سفر كرده وبديدار آن پادشاه نايل آمده اند تأييد ميكنند. (رجوع شود به تاريخ سياسي و اجتماعي ايران تأليف ابوالقاسم طاهري) .

2 –Mile انگليسي برابر 1609 متر (تاريخ سياسي و اجتماعي ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس تأليف ابوالقاسم طاهري صفحه 84) .

3 رجوع شود به كتاب (تاريخ سياسي و اجتماعي ايران) صفحه 84 .

4 شرفنامه (ص 126) تاريخ تكميل اين عمارت را 888 هجري قمري ميداند و حال آنكه روزبهان خنجي مورخ يعقوب آنرا به سال 891 نسبت ميدهد. ن . ك به ترجمه مينورسكي ص 53 و اوليا چلبي : ج 2 ص 249 سياحت نامه چاپ استامبول 1314 (اقتباس از تاريخ سياسي و اجتماعي ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس تأليف ابوالقاسم طاهري صفحه 98) .

5 تاريخ سياسي واجتماعي ايران تأليف ابوالقاسم طاهري صفحه 86 .

6 Giuseppe Bararo نام سفير ونيزي است كه مدتي در دربار حسن بيك آق قويونلو در شهر تبريز بسر برده است.

7 امير حسن بيك به شهر اصفهان نيز دلبستگي هايي داشت. زماني كه كنتاريني ونيزي (Contarinri) در اصفهان بخدمت حسن بيك تركمان رسيده است در اطاق او تصويري ديده بود كه ابوسعيد تيموري را طناب در گردن ميكشيدند. از دوران پادشاهي حسن بيك در مسجد جامع اصفهان  آثاري بر جاي مانده است.

8 Touranament شمشير زني سواره سلحشوران در سده هاي 12 تا 14 ميلادي.

9 تاريخ سياسي و اجتماعي ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس تأليف ابوالقاسم طاهري صفحه 88 86 .

10 ميرزا شاه حسين از رجال مشهور دربار شاه اسماعيل اول صفوي است و در كتيبه سردر مسجد علي در اصفهان نيز كه بنايي تاريخي از دوران سلاجقه است و اضافات والحاقاتي از دوره سلطنت شاه اسماعيل  اول دربردارد ودر سال 929 هجري قمري به اتمام رسيده نام او ذكر شده است. (رجود شود به كتاب گنجينة آثار تاريخي اصفهان تأليف نگارنده صفحه 372) .

11 تاريخ حبيب السير جلد چهارم چاپ تهران صفحه 596 .

12 باتوجه به اظهر نظر ژوزف گرلو Joseph Gerlot كه در سال 1665 يا 1666 ميلادي (1077 1076 هجري) از هشت بهشت ديدن كرده وطرحي تهيه نموده است (جلد دوم اسناد مصور اروپائيان از ايران تأليف دكتر غلامعلي همايون صفحه 59) ميتوان اين نظر را قابل قبول دانست كه ساختمان كاخ هشت بهشت اصفهان در اواخر سلطنت شاه عباس دوم شروع شده و در سلطنت شاه سليمان به اتمام رسيده است.

13 نصر آبد وگروتان وكارلادان در مغرب اصفهان و در مسير راه اصفهان به منارجنبان واقع است و تا شهر فاصله چنداني ندارد.

14 شاردن Jean Chrdin  كه نام او بكرات آمده است چنانكه خود گويد سفر اول او از 1664 تا 1670 ميلادي (1074 تا 1080 هجري) طول كشيده و اكثر اين مدت را در ايران گذرانده است، شاردن در اين سفر سه سال آخر سلطنت شاه عباس دوم و سه سال اول سلطنت شاه سليمان را درك كرده است. مسافرت دوم  او از 1671 تا 1677 ميلادي (1081 1087 هجري) طول كشيده و بعلت تمايل شديدي كه بشناختن ايران و نوشتن سفرنامه هاي دقيق و صحيح داشته در اين مدت باندازه امكان و با كمال جديت بتحصيل زبان فارسي و شناسايي دقيق آداب و رسوم مردم اين كشور پرداخته و مرتباً بدربار و ديوانخانه مراجعه كرده و با بزرگان و دانشمندان به گفتگو پرداخته است، شاردن ميگويد براي شناسائي آنچه مربوط به ايران است بقدري دقت كردم و باندازه اي رنج بردم كه بدون اغراق ميتوانم ادعا نمود كه مثلاً اصفهان را بيش از لندن ميشناسم درصورتيكه بيش از 26 سال در شهر اخير بسر برده ام و همچنين زبان فارسي را درست مانند انگليسي و تقريباً مانند فرانسه صحبت ميكنم. شاردن شهر اصفهان را محله بمحله شرح داده وآثار باشكوه اصفهان را بتفصيل توضيح كرده است، سفرنامه شاردن بزبان فارسي ترجمه شده و قسمت اصفهان آن بوسيله آقاي حسين عريضي جداگانه ترجمه شده و بطبع رسيده است.

15 اكو Ecu پول نقره در فرانسه كه معمولاً معادل سه ليور وگاهي هم شش ليور بوده است (ليور Liure مقياس پولي است كه در ازمنه و نواحي مختلق يكسان نبوده و نيز مقياس وزن بوده كه تقريباً مطابق با 4 كيلو ميشده است).

16 نقل از سفرنامه شواليه شاردن فرانسوي . قسمت شهر اصفهان. ترجمه حسين عريضي صفحه 123 125 .

17 نقل از كتاب (در دربار شاهنشاه ايران) تأليف انگلبرت كمپفر ترجمه كيكاوس جهانداري صفحه 212 تا 214 .

18 كتاب (در دربار شاهنشاه ايران) تأليف انگلبرت كمپفر ترجمه فارسي صفحه 104 .

19 در سال 1839 ميلادي دولت فرانسه مصمم شد يك هيئت سياسي به دربار محمد شاه قاجار بفرستد آكادمي هنرهاي زيباي فرانسه هم از اين فرصت استفاده كرده و از وزارت امور خارجه فرانسه تقاضا نمود كه به دو هنرمند فرانسوي بنام پاسكال كست Pascal Coste و اوژن فلاندن Eugene Flandin هم اجازه داده شود با اين هيئت عازم ايران شوند و از آثار تاريخي ايران از آغاز اسلام تا زمان فتحعليشاه مقالات وتصويري تهيه كنند، دو هنرمند مزبور درسلطنت محمد شاه قاجار از شهرهاي عمده ايران و از آنجمله اصفهان ديدن كردند و نتيجه اين مسافرت آنها دربازگشت به فرانسه طبع دو كتاب بود يكي سفرنامه فلاندن و ديگري كتابي بنام Monuments Modernes de la Perse كه آلبوم مصور جالبي است از پاسكال كست با شرح فشرده وجامعي از آثار مشهور تاريخي اصفهان و چند اثر تاريخي ايران كه در سال 1867 در پاريس به چاپ رسيده است.

20 پاسكال كست در دوره سلطنت محمد شاه قاجار در اصفهان بوده و علت آنكه بناي هشت بهشت را اشتباهاً به فتحعليشاه نسبت ميدهند از آنجهت است كه بر يكي از ديوارها بداخل اين قصر تصوير بزرگ فتحعليشاه وفرزندان وي را در دوره پادشاهي او نقاشي كرده بودند و در تصويري كه كست از داخل اين كاخ بدست داده است (تصوير شماره 38 آلبوم مصور پاسكال كست چاپ فرانسه) اين تابلو بخوبي و در كمال وضوح نمايش داده است.

21 اين حوض را مردم اصفهان حوض مرواريد ناميده اند وهنوز هم داستان اين حوض نقل مجالس اصفهان است.

22 كتاب رستم التواريخ چاپ تهران صفحه 73 .

23 يقيناً فتحعليشاه قاجار طي مسافرتهاي متعدد خود به اصفهان در دوران سلطنت خويش از قصرهاي سلطنتي صفويه در اصفهان براي اقامت خود و حرم خويش و از آنجمله از قصر هشت بهشت استفاده ميكرده است و شايد اين قصر بيشتر مورد توجه او قرار گرفته از آنجهت كه دستور داده است برروي ديوارهاي سرسراي اين كاخ دو تابلو از وي بشرحي كه مادام ديولافوآ توضيح داده است نقاشي كنند. مرگ فتحعليشاه هم در سال 1250 هجري قمري در يكي ديگر از اين كاخهاي دوران صفويه بنام هفت دست كه در ساحل زاينده رود قرار داشته اتفاق افتاده است.

24 مقصود دكتر سرتيپ تقي خان است كه از طرف حكمران وقت راهنماي مادام ديولافوآ بوده است.

25 سفرنامه ديولافوآ ترجمه فارسي . چاپ تهران صفحه 248 .