زماني، عباس. "قدمت و تمدن نه هزارساله دشت قزوين". دوره 10، ش 118 (مرداد 51): 12-18، تصوير، نقشه.

 

خلاصه: جغرافياي تاريخي سرزمين قزوين، وضع تاريخي حوزه‌حفاري، دهستان، دشتبي، دهستان رامنه، دهستان زهرا،‌موقعيت تپه‌هاي سگزآباد.

قدمت وتمدن نه هزار ساله دشت قزوين

دكتر عباس زماني

استاديار دانشكدة ادبيات و علوم انساني

و عضو هيأت بررسي و حفاري دانشگاه تهران

در دشت قزوين

در ارديبهشت 1349 خورشيدي دانشگاه تهران به پيشنهاد گروه باستانشناسي و تاريخ و هنر دانشكدة ادبيات و علوم انساني امتياز بررسي و حفاري سرزمين قزوين را از وزارت فرهنگ و هنر تحصيل نموده و با بررسي هاي مقدماتي در سال 1349 ، از بيستم تير لغايت آذرماه، و در سال 1350، از هجدهم تير لغايت پانزدهم مهر ماه، در قسمتي از آن به حفاري پرداخت و درنتيجة  اين حفاريها آثار تمدني مداوم و درخشان، از هزارة هفتم تا هزارة اول قبل از ميلاد، به نحو قابل ملاحظه اي آشكار گرديد وبا وجود تپه هائي مربوط به دوران تاريخي واسلامي و توجه به تصميمي كه در ادامة كاوشها وعمليات حفاري مي باشد اميد است دوران تمدي ممتد و نه هزار ساله در دشت قزوين روشن گردد و در طبقه بندي ساير تمدنهاي داخل فلات ايران مؤثر باشد1 .

اضافه بر هدفهاي تحقيقي و اكتشافي، بر طبق برنامه اي كه گروه باستان شناسي و تاريخ هنر تنظيم كرده دانشجويان دورة ليسانس يك ترم نيمساله و دانشجويان دورة فوق ليسانس معادل شش واحد مي بايد در عمليات حفاري شركت كنند تا در وظائفي كه پس از فراغ از تحصيل به عهده مي گيرند بخوبي از عهده برآيند2 .

بنابراين دشت قزوين، كه اولين حوزة عمليات تحقيقي و آموزشي دانشگاه مي باشد، داراي اهميت خاص و درخور آن است كه به اختصار و جداگانه تمدن و قدمت تاريخي آن مورد تذكر قرار گيرد و حوزة عمليات حفاري تا  اندازه اي معرف گردد.

سرزمين قزوين از شمال به گيلان، از مشرق به تهران، از مغرب به زنجان، از جنوب به ساوه و همدان محدود است3 . اين سرزمين از شمال و مغرب و جنوب محاط در رشته هاي جبال البرز، جبال چهارگر و جبال رامند مي باشد و فقط از مشرق به جلگة تهران و ري باز است (شكل 1) . اين موقعيت طبيعي سرزمين قزوين را به دو بخش متمايز تقسيم مي كند:

دشت قزوين كه به شكل گلابي و فقط از سمت مشرق باز است و شهر قزوين در شمال آن واقع است.

اول نواحي كوهستاني كه چون نعل اسب در سه سمت واقع و ارتفاع متوسط آن 1500 متر است. هواي اين بخش بطوركلي خوش و مطبوع است.

دوم دشت قزوين كه در داخل حاشية نعل اسبي واقع و چون يك گلابي است (شكل 1) كه سر آن در غرب و دمش در شرق و متصل به جلگة ري مي باشد4 . هواي اين بخش در زمستان سرد و در تابستان گرم است.

رشته هاي جبال محيط بر قزوين آن سرزمين را از نقاط مجاور جدا مي كند و به استثناي شرق ورود به آن جز از گردنه هاي مرتفع و مجاري رودخانه ها به آساني مسير نيست. گردنه ها و گذرگاههاي مهم عبارت است از:

گردنه هاي آلو چشمه و سلمبار بين قزوين و نتكابن .

گردنه هاي كوهين وملا علي بين قزوين و منجيل.

گردنه و مجراي ابهررود بين قزوين وزنجان .

گردنه هاي آوه و سلطان بلاغ بين قزوين و همدان5 .

طرز قرار گرفتن كوههاي مذكور و حاشية نعل اسبي سبب شده است كه اكثر رودخانه هاي اين سرزمين از اطراف به داخل متوجه شود واز طريق رود شور به اراضي شوره زار و درياچة قم منتهي گردد. اين رودخانه ها عبارت است از:

1 ابهر رود كه از حوالي سلطانيه سرچشمه مي گيرد و از شمال غربي به جنوب شرقي روان ميشود وپس از مشروب كردن آباديهاي زياد بالاخره در حدود فارسجين و ضياء آباد به رودخانة خررود مي ريزد.

2 خرقان رود كه از كوهستان غربي سرزمين قزوين سرچشمه ميگيرد و در تابستان آب زيادي ندارد و سيلابهاي بهاري آن به خررود مي ريزد.

3 آوه رود كه از كوههاي بين آوه و آب گرم در مغرب سرچشمه مي گيرد و با تغيير جهت بالاخره در شرق قرية بستانك به خررود مي ريزد.

4 خررود كه از كوههاي قزل داغ خمسه سرچشمه مي گيرد وبه سمت خاور روان است. اين رودخانه بتدريج آب سه رودخانة مذكور وساير سيلابهاي طرفين خود را دريافت مي كند وپس از گذشتن از دهستانهاي افشاريه، رامند، و زهرا بخش ساوجبلاغ ميرسد و آب رودخانه هاي شور و كردان را نيز دريافت مي كند و از آنجا رود شور ناميده مي شود. جريان اين رود بالاخره با رودخانة كرج ضميمه ميشود و به نام رود شور به درياچة قم ميرود6 .

در سرزمين قزوين فعلاً يك معبر اصلي و دو معبر فرعي به صورت دو ساق وقاعده و ارتفاع مثلث وجود دارد7 . معبر اصلي از شهر قزوين چون دو ساق مثلث از شرق به تهران و ري و از غرب به زنجان و همدان راه ميدهد (شكل 2) . يكي از دو معبر فرعي چون وتر مثلث از جلگه ري به راه همدان ميرسد . اين معبر به احتمال قوي همان جادة شرقي غربي ايران باستان است كه بعداً جادة ابريشم ناميده شد8 و پس از ايجاد شهر قزوين احتمالاً در دورة ساساني، به شمال يعني از قاعده به روي دو ساق منتقل شده است.

در شمال غربي اين نقشه سرزمين قزوين واقع است. در اين سرزمين يك معبر اصلي به صورت دو ساق و دو معبر فرعي به صورت قاعده و ارتفاع مثلث وجود دارد.

معبر فرعي ديگر چون ارتفاع مثلث از شمال به جنوب يعني از قزوين به بوئين ميرسد و از آنجا به ساوه و اصفهان ميرود. اين معبر نيز در ادوار مختلف به خصوص دوره هاي مغول و صفوي داراي اهميت بوده و سلطانيه و قزوين، پايتخت هاي آن دو دوره، را به قسمتهاي مركزي و جنوب كشور مربوط مي كرده است9 .

ظاهراً دشت قزوين ازنواحي نعل اسبي قديمي تر است و احتمالاً نقاط مختلف اطراف خررود، كه از قلب دشت   مي گذرد، مساكن اولية مردمي بوده است كه در آغاز تمدن كشاورزي از كوهستان پا به دشت گذارده اند. وجود غارهاي شمس كلايه در دهستان الموت و غار حاجت خانه در دهستان رودبار10 اين احتمال را تقويت مي كند و دلالت بر آن دارد كه قبل از شروع تمدن كشاورزي در مرتفعات مجاور حاشية نعل اسبي ساكناني وجود داشته اند.

مردم دشت قزوين را از ابتدا دو دسته خطر طبيعي و غير طبيعي تهديد و ناگزير به تغييرمكان مي كرده است. خطر طبيعي عمده مربوط به زمين لرزه‌هاي شديدي است كه در اين سرزمين حادث شده و ميشود و آباديها را در هم كوبيده و مي كوبد11 . گذشته از اين خطر عمده يك عامل مزاحم طبيعي ديگر نيز زندگي مردم را بهم ميزده است و آن نفوذ آبها از حاشيه نعل اسبي به مركز دشت است.

ظاهراً جريان آب از نواحي نعل اسبي به دو طريق امكان داشته است. يكي جريان سيلابهاي شديد در فصل بهار يا اواخر زمستان كه مسلماً در مواقع خيلي شديد موجب خرابي مساكن ومزارع مي شده است و ديگر نفوذهاي زير زميني كه در مركز دشت موجب باتلاقي شدن اراضي وتوليد حشران موذي، از جمله پشه بوده است.

عامل مزاحم سوم بادهائي است كه از يك جناح حاشية نعل اسبي در جهت جناح ديگر آن جريان دارد. اين دو باد مهم در زبان محلي راز و مه است كه اولي از جنوب شرقي در جهات شمال غربي و دومي از شمال غربي در جهت جنوب غربي مي وزد.

باد اولي در تابستان بسيار گرم وغالباً بيمار كننده است و باددومي رويهم رفته سرد است و بخصوص در اواخر شهريور واوايل پائيز مزاحم مي باشد. در كنار اين دو جريان، دو باد پس راز و پس مه نيز تقريباً از مشرق به مغرب و خلاف آن مي وزد وگرد و خاكهاي اذيت كننده ايجاد مي كند.

خطرات غير طبيعي بيشتر عبارت از مهاجمات طوايف و قدرتهاي مختلف و جنگ و جدالهائي است كه طي قرون و اعصار به علت اهميت زراعي و نظامي دشت قزوين بهعمل آمده است. اين خطرات طبيعي و غير طبيعي موجب شده كه احتمالاً ساكنين اين سرزمين در داخل نواحي نعل اسسبي جابجا شوند و يا راه خارج  آن را در مسير خررود، جهت شرق، پيش گيرند و در مسير حركت خود تمدنهاي تازه اي بوجود آورند و در تمدنهاي ساير نقاط ايران اثر بگذارند . شايد در نتيجة حفاريهاي دشت قزوين نظر باستان شناسان جوان ايراني، دربارة اينكه تمدن كشاورزي از دشت قزوين به شرق وقلب فلات ايران آغاز وروان شده تحقق يابد12 .

نقشة تقريبي بخش بوئين زهرا كه چهار ده مهم آن: بوئين، سگزآباد، ابراهيم آباد، و عصمت آباد در  چهار گوشة يك ذوزنقة فرضي ديده ميشود.

وضع تاريخي حوزة حفاري

در دوسال گذشته فعاليت هاي هيأت حفاري گروه باستان شناسي و تاريخ هنر در بخش بوئين زهرا، واقع در جنوب سرزمين قزوين، صورت گرفته است. اين بخش شامل سه دهستان قديمي و تاريخي است:

دهستان دشتبي اين دهستان از شمال به دهستان اقبال، از شرق به دهستان بشاريات، از جنوب به دهستان زهرا ورامند و از غرب به جادة شوسة همدان و دهستان قاقرزن محدود و مركز آن قصبة ارداق است13 .

دشتبي مخفف دشت آبي است كه بعضي مورخين آن را دستبي نوشته اند . دشتبي از سرزمينهاي نامي وكهن نام است كه نام آن در اكثر تواريخ قبل از اسلام وبعد از اسلام آمده واحتمالاً دشتبي همان دشت قزوين است كه دهستانهاي سردرود و درجزين همدان و خلجستان قم نيز جزء آن بشمار مي آمده است. دشتبي در اعصار قديمه آبادان و داراي اهميت آبادان و داراي اهميت بسزائي بوده و قبل از ورود آرياها با طوايف جنگجو و سلحشور مارد يا مرد مجاور بوده است. برطبق مندرجات بعضي از تواريخ، حاكم دشتبي از بين شخصيت هاي طراز اول دورة ساساني انتخاب ميشد وبراي نشان دادن درجة اهميت اين حكام مي گويند وقتي، بموجب وصيت يكي از ملوك

روم، يزدگرد ساساني خواست نيات وليعهد او را تعيين كند پرنيان حاكم دشتبي را در نظر گرفت14 .

اين دشت در معرض تاخت وتاز ماردها و آشوريها و بعداً مورد مهاجمات ديالمه بوده وبالاخره جايگاه سپاه اعراب بوده است.

وضع تقريبي تپه هاي سگز آباد، حوزة حفاري گروه باستان شناسي دانشگاه تهران، واقع در 65 كيلومتري جنوب غربي شهر قزوين.

دهستان رامند اين دهستان ازشمال به دهستان دشتبي وقاقرزن ، از مشرق به دشتبي وزهرا ، از مغرب به جادة همدان و دهستان دو دانگه و از جنوب به دهستان افشاريه محدود و مركز آن تاكستان است15 . دهات رامند، جز چند آبادي كه در حاشية نعل اسبي قرار دارد، در دشت واقع شده و هواي آن رويهم رفته پاكيزه وسالم است. اين دهستان نيز از نقاط قديمي سرزمين قزوين است و سابقاً جزء دشتبي، كه وضع تاريخي آن به اختصار گذشت، بوده است و آثار تپه ها و نقاط باستاني دليل آن مدعا است16 .

دهستان زهرا اين دهستان سومين دهستان بخش بوئين زهرا و محدود است از شمال به دهستان دشتبي و بشاريات و مسير خررود، از شرق به دهستان اشتهارد و ساوجلاغ ، از جنوب به كوههاي آراسنگ و آقچه مزار واز غرب به دهستان رامند17 . مركز اين دهستان قصبة بوئين است كه در عين حال مركز بخش نيز محسوب ميگردد . اين دهستان نيز جزء دشتبي وبهمان قدمت بوده است.

دهات زهرا اكثر در دشت و بعضاً در قسمت جنوب حاشية نعل اسبي واقع است وآب و هواي آنها در حاشيه سرد و مطبوع ودر دشت متمايل به گرمي است. چهارده مه اين دهستان : بوئين، سگز آباد، ابراهيم آباد وعصمت آباد است (شكل 3) كه در چهارگوشة يك ذوزنقة فرضي قرار دارد18 .

بخش زهرا شامل تپه هاي باستاني و تاريخي مهمي است كه بعضي از آنها به اين قرار مي باشد: تپه ليا، تپه زليخا و تپه آقابابا19 در دهستن دشتبي و احتمالاً مربوط به دورة ساساني و اوايل دوره اسلامي .

ياسين تپه ، تپة اسفرورين و تپة انسفهان19 در دهستان رامند و احتمالاً مربوط به دوران اسلامي و قبل از آن.

تپة دولت آباد در نزديك بوئين ، مشكين تپه در نزديك عصمت آباد19 ، تپة برموه در نزديك ابراهيم آباد و بالاخره تپه هاي سگز آباد كه محل حفاري هيأت بررسي و حفاري دانشگاه بوده است.

منظرة تپه  اصلي سگز آباد (قره تپه9 ، اين تپه توسط حفاران غير مجاز مضظرب شده وبه ندرت در آن نقطة سالمي ديده ميشود.

موقعيت تپه هاي سگز آباد

تپه هاي سگز آباد در شمال جادة كرج همدان وكنار راه بوئين ابراهيم آباد و در 65 كيلومتري جنوب غربي قزوين واقع است وبصورت سه برآمدگي، (شكل 4) در دشت صاف اطراف خود، بچشم ميخورد و عبارت است از:

1 تپة اصلي سگز آباد بنام قره تپه (شكل 5) .

2 تپة قبرستان در 30 متري غرب تپة اصلي.

3 تپة زاغه در 2 كيلومتري شرق تپة اصلي .

قديمي ترين آنها تپه زاغه است كه تقريباً مدور و دراي ارتفاع كمي از سطح اراضي اطراف خود مي باشد. اين تپه، بر طبق آثار معماري و قور و اسكلتها (شكل 6) و اشياء سفالي وسنگي بدست آمده و هم چنين باتوجه به آزمايش كه از نظر كاربن 14 در زعالهاي بدست آمده صورت گرفته، از هزارة هفتم تا هزارة پنجم قبل از ميلاد مسكون بوده است20 .

تپة قبرستان داراي قدمت متوسطي است و احتمالاً ساكنين تپة زاغه در نتيجة عواملي كه فوقاً اشاره شد به 5ر2 كيلومتري سمت غرب منتقل شده اند و يا اينكه به سمت شرق كوچ كرده و عملاً آن حدود را براي دستة ديگري خالي گذارده اند. اين تپه نيز داراي ارتفاع كم و شكل تقريباً مستطيل است. احتمالاً اين تپه در اواخر هزارة پنجم مسكون گرديده و ساكنين آن، مقاره اواخر هزارة چهارم ويا اوايل هزارة سوم بهتپه اصلي سگز آباد كوچ كرده اند وشايد هم پس از ايجاد زندگي در قره تپه مدتي هر دو جا مورد استفاده بوده است21 .

قره تپه يا تپه اصلي سگزآباد در ده كيلومتري شمال سگز آباد و 10 كيلومتري مشرق ابراهيم آباد واقع مي باشد. اين تپه بيضوي و كانونهاي آن در جهت شمال شرقي جنوي غربي است. طول قطر اطول تقريباً 400 و  طول قطر اقطرش تقريباً 300 متر ومساحت آن حدود ده هزار متر مربع است. شيب تپه اصولاً تنداست ولي چون در طي اعصار و قرون بنابر شرايط جغرافيائي سطح اراضي اطراف آن قريب چهار متر بلند شده و ضمناَ از ارتفاع قلة تپه كاسته شده است اين شيب قدري كند بنظر ميرسد.

قسمتي از يك ظرف سفالي، با نقوش هندسي، كه از منطقة D تپه اصلي سگز آباد بدست آمده است.

موقعيت تپه هاي سگز آباد

تپه هاي سگز آباد در شمال جادة كرج همدان وكنار راه بوئين ابراهيم آباد و در 65 كيلومتري جنوب غربي قزوين واقع است وبصورت سه برآمدگي، (شكل 4) در دشت صاف اطراف خود، بچشم ميخورد و عبارت است از:

1 تپة اصلي سگز آباد بنام قره تپه (شكل 5) .

2 تپة قبرستان در 30 متري غرب تپة اصلي.

3 تپة زاغه در 2 كيلومتري شرق تپة اصلي .

قديمي ترين آنها تپه زاغه است كه تقريباً مدور و دراي ارتفاع كمي از سطح اراضي اطراف خود مي باشد. اين تپه، بر طبق آثار معماري و قور و اسكلتها (شكل 6) و اشياء سفالي وسنگي بدست آمده و هم چنين باتوجه به آزمايش كه از نظر كاربن 14 در زعالهاي بدست آمده صورت گرفته، از هزارة هفتم تا هزارة پنجم قبل از ميلاد مسكون بوده است20 .

ارتفاع تپه تا روي خاك بكر بيش از 9 متر است22 و بنابر اين قسمتي كه از خاك اطراف بيرون است حدود پنج متر مي باشد و به هرصورت مجموعاً ارتفاع آن از دو تپة ديگر بيشتر ولي قدمت آن كمتر است. برطبق طبقات ساختماني، سفالهاي ساده و منقوش (شكل 7) ، اشياء فلزي و آزمايشي كه از زغالهاي بديت آمده انجام شدها ست اين تپه از اواخر هزارة چهارم تا اواسط هزارة اول يعني دورة هخامنشي متوالياً يا متناوباً مسكون بوده23 و احتمالاً پس از آن متروك شده و ساكنين آن به نقاط ديگر كوچ كرده كرده اند. مي بايد در اين جا اضافه كرد كه: اولاً هر سه تپه مضطرب ودست نخورده است ولي اضطراب تپه اصلي تپه سگزآباد شديدتر مي باشد.

خاك اكثر نقاط اطراف آن در سالهاي قبل احتمالاً براي كود اراضي نزديك مورد استفاده قرار گرفته وجاي خاكهاي برداشته شده به صورت گودالهاي وسيع باقي مانده است (شكل 5) ساير نقاط تپه نيز در طول زمان واحتمالاً پس از حدوث زلزلة اخير بوئين زهرا يعني در دهسالة اخير توسط حفاران غير مجاز حفاري شده بطوريكه در سطح آن به خصوص قلة تپه به ندرت نقطة سالمي ديده ميشود و شايد آن نقاط در زير خاك هاي مضطرب پوشيد ه شده است (شكل 8).

ثانياً وسعت برشهاي كاوش شده رد هر سه تپه نسبت به وسعت كل آنها مختصر است و احتمالاً كاوشهاي بعدي اطلاعات بيشتري بدست خواهد داد و چه بسا آن اطلاعات قدمت تپه ها ويا رابطة آنها را با هم و با نقاط باستاني ساير مناطق فلات ايران روشن تر نمايد و يا تغيير دهد.

گوشه اي از ترانشة OXX تپة اصلي سگز آباد كه ضخامت قشر خاكهاي مضطرب را نشان ميدهد.

يك اسكلت از تپة زاغه بدست آمده و منسوب به 6800 سال قبل شده است.

پاورقي ها:

1 سمينار بررسي و حفاري دشت قزوين مورخ 16 خرداد ماه 1350 و مصاحبة تلويزيوني ديمان 1350 هيأت حفاري در برنامة ايران زمين.

2 به مجموعة دروس گروه هاي آموزشي دانشگاه تهران در نيمسال دوم سال تحصيلي 51 1350 مراجعه شود.

3 فرهنگ آباديهاي كشود، جلد سيزدهم ، مراكز آمار ايران، مهر 1348 ، استان مركزي، نقشة شماره 1.

4 اطلس اقليمي ايران، دانشگاه تهران، 1344، نقشة شماره 10.

5 مينودر، نگارش سيد محمد گلريز، تهران 1337، ص 799 و 800 .

6 و 7 فرهنگ آباديهاي كشور، جلد سيزدهم، مركز آمار ايران، مهر 1348، استان مركزي، نقشة شماره 1.

8 Iran parthes et Sasanides, par S.Ghirshaman, Paris, 1962, p. 226.

9 جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي، تأليف لسترنج، ترجمة محمود عرفان، تهران 1337 ، ص 247 ونقشة شماره 5، وجود كاروانسراي محمد آباد و پل نزديك آن در 30 كيلومتري جنوب قزوين اهميت اين راه را تأييد مي كند.

10 سرزمين قزوين، بررسي و نوشتة دكتر پرويز ورجاوند، تهران 1349، ص 207 و 249 .

11 آخرين زلزلة بزرگ دشت قزوين در تاريخ 10ر6ر1341 در منطقه اي تقريباً بمساحت 65 كيلومتر حادث شده است.

12 سمينار 16 خرداد ماه 1350 هيأت حفاري دانشگاه تهران تشكيل شده در باشگاه داشگاه، اخبار دانشگاه، مورخ دوشنبه 24 خرداد ماه 1350 .

13 و 14 مينودر، تأليف سيد محمد علي گلريز، تهران 1337 ، ص 925 تا 933 .

15 فرهنگ آباديهاي كشور جلد سيزدهم، مركز آمار ايران، مهر 1348، استان مركزي ، نقشة شماره 2.

16 به رفرانس 19 مراجعه شود.

17 و 18 مينودر، تأليف سيد محمد علي گلريز، تهران 1337، ص 950 تا 958 و نقشة مقابل ص 958 .

19 سرزمين قزو

.ين، بررسي ونوشتة دكتر پرويز ورجاوند، تهران 1349، ص 273 و 379 و 265 .

20 سمينار بررسي و حفاري دشت قزوين مورخ 16 خرداد 1350 ومصاحبة تلويزيوني ديماه 1350 در برنامة ايران زمين.

21 تا 23 سمينار بررسي و حفاري دشت قزوين مورخ 16 خرداد 1350 و مصاحبة تلويزيوني ديماه 1350 هيأت حفاري در برنامه ايران زمين، روزنامة آيندگان مورخ 22 خرداد 1350، ص 4 .