بهنام، عيسي. "سيري در سرزمين ايران در شش هزارسال پيش". دوره 10،‌ش 118 ( مرداد 51): 2-6، تصوير، طرح.

 

خلاصه:شروع نقاشي روي سفال، نقوش روي سفالها، تصويرها عبارتند از مجسمه اك زن از ويرانه‌هاي رودبار و مجسمه اك مردي پيدا شده از ناحيه تورنگ تپه.

سيري در سرزمين ايران در شش هزار سال پيش

دكتر عيسي بهنام

ظروف سفالين مكشوف در نقاط مختلف ايران نقوش بسيار جالب ومتنوعي از موجوداتي كه در برابر چشم هنرمندان بوده براي ما بيادگار گذاشته اند. اين نقوش تقريباً منحصراً روي ظروف سفالين نشان داده شده است. چه كسي براي نخستين بار بفكر افتاد كه موجودات طبيعت را روي ظروف گلي نقش كند؟ بعضي از باستان شناسان تصور ميكنند كه اين نقوش مفاهيمي دارد و چيزي شبيه به خطوط «هيروگليفي» مصر است. بعضي نيز اظهار   داشته اند كه ممكن است اين پرندگان يا حيوان ها كه روي ظروف سفالين پيش از تاريخي نقش شده مفاهيم مذهبي داشته است . ممكن است هر دو نظر بالا صحيح باشد، ولي بهرحال تصور ميكنم هنرمندنقاش از نقش اين پرندگان و حيوان ها يا انسان ها روي ظروف سفالين لذتي مي برده است و احساس هنري خود را ارضاء ميكرده است.

در ابتدا نقاش كوشش ميكرد پرندگان و حيوانات را همانطور كه در طبيعت موجود است روي كوزة سفالين نشان دهد، ولي در طي قرون از اين كار خسته شد و موجودات طبيعت را بصورت مصنوعي روي ظروف نقش نمود. بعضي از باستان شناسان تصور ميكنند كه اين طريق مصنوعي نشان دادن موجودات طبيعت خود نشانة اين  است كه نقش اين موجودات براي مردم آن روز مفاهيم لغوي داشته و از چهارچوب هنري خارج ميشده است. با اينكه ممكن است اين نظر صحيح باشد ولي بايد متوجه بود كه حتي در زمان هاي بسيار جديدتر نيز نقاشان وقتي از تقليد موجودات در طبيعت خسته ميشدند سبك نقاشي خود را عوض ميكدند وبه مصنوعي سازي ميپرداختند و اين مطلب ممكن است در مورد نقاشان دوره هاي پيش از تاريخي نيز صادق باشد.

بهرحال هرچه هست اين نقوش امروز ما را بيش يا كم به زندگي ساكنان سرزمين ايران در آن روزهاي بسيار كهن نزديك مي كند . اين مرغ هاي آبي هنوز هم در اين سرزمين بزندگي خود ادامه ميدهند. ممكن است بعضي از آنها نسلشان از ميان رفته باشد.

در مورد نقش انسان ها نقاش احتياط مخصوصي بخرج ميداده است. شايد مانند بعضي از دهقانان امروزي اعتقاد داشته اند كه وقتي انسان روي ظروف نشان داده شود خود انسان ميميرد، درواقع نقش انسان جاي او را ميگيرد. شايد بهمين دليل باشد كه وقتي به دلايلي ناچار ميشدند انسان را روي ظروف گلينشان نقش كنند به او سر نميدادند تا قدرتي نداشته باشد كه جاي انسان ها را بگيرد. بدون شك اينها فرضياتي است، ولي بسياري از امور مربوط به انسان هاي پيش از تاريخي از چهارچوب فرضيات بيرون نميرود.

در اين مقاله تعدادي از نقوش پرندگان كه در روي ظرف هاي سفالين هزاره هاي ششم و پنجم پيش از ميلاد نشان داده شده و در نقاطي مانند «تل بكون» نزديك تخت جمشيد و «تپه ژيان» نزديك شهر نهاوند و تپه هاي پيش از تاريخي شوش و ويرانه هاي «تپه سيلك» نزديك كاشان پيدا شده ارائه ميشود. اين نوع نقوش روي تمام سفالهاي پيش از تاريخي كه تقريباً در تمام سطح سرزمين ايران پخش است ديده ميشود واين نشانة آن است كه در حدود هزاره هاي ششم و پنجم پيش از ميلاد مسيح در اين سرزمين زندگي انسان ها رونق بخصوصي داشته است.

(شكل 2) مجسمه كوچك گلي انساني كه درحدود هزاره چهارم پيش از ميلاد در ناحية «تورنگ تپه » نزديك گرگان زندگي ميكرده است. كمر باريك، شانه هاي پهن ، سبيل تراشيده و ريش طوقي ، اين مرد با مرداني در همين حدود در قسمت هايي از شبه جزيرة بالكان و جزيرة «كرت» زندگي ميكردند، شباهت زياد دارد. اين مجسمة گلي كوچك قرمز رنگ، امروز در موزة ايران باستان در تهران حفظ ميشود.

(شكل 1) اين مجسمة كوچك زرين در ويرانه هاي رودبار نزديك سفيد رود بدست آمده است. وي احتمالاً بانوئي از گيلان است، كه بصورت الهة مادر يعني ربه النوعي كه با فشار دادن پستان هايشان شير زياد، فراواني وآباداني را بوجود ميآورد مجسم گرديده است. مردمي كه در حدود سه هزار و پانصد سال پيش در ارتفاعات البرز در كنار درياي خزر زندگي ميكردند به وجود رب النوعي هاي متعدد اعتقاد داشتند، يكي از آنها همين الهة ناهيد يا «آناهيت» است كه در سرزمين هاي ديگر جهان بصورت «الهة مادر» مورد پرستش انسان ها بود.

شباهت اين نقوش با نقوشي كه روي ظروف سفالين مكشوف در بين النهرين و شبه قارة آناتولي وجود دارد نشانة اين است كه بين مردم سرزمين  ايران و جلگة بين النهرين و فلسطين و شبه قارة آناتولي روابط نزديك وجود داشته است.

فقدان هرگونه خطي درميان اشياء مكشوف در نقاط پيش از تاريخي ايران موجب شده است كه ما راجع به زبان و نژاد و وقايع تاريخي اين مردم بكلي بي اطلاع مانده ايم. با اين حال بعضي شواهد ما را راجع به پاره اي مطالب مربوط به اين مردم راهنمايي ميكند.

(شكل 5) اين شتر مرغ ها در حدود شش هزار سال پيش در مرودشت ميزيسته اند. نقش از يكي از ظروف سفالين مكشوف در «تل بكون» نزديك تخت جمشيد.

(شكل 4) در كاشان هم در حدود شش هزار سال پيش شتر مرغ وجود داشته است. نقش از يكي از ظروف سفالين مكشوف در تپه سيلك نزديك كاشان.

(شكل 3) اين كدام پرنده است كه در هزارة چهارم پيش از ميلاد مسيح در ناحية كاشان ميزيسته وكوزه گر نقش آنرا روي كوزه اش قرار داده است.

مسائلي كه در پيش است متعدد  است و حل بعضي از آنان احتمالاً هميشه غير ممكن بنظر خواهد رسيد. مثلاً اين سوآل پيش ميآيد كه آيا مردمي كه در حدود شش هزار سال پيش و حتي بالاتر از آن در اين نواحي بسر ميردند از مكان ديگري به اين سرزمين آمده اند يا مردم بومي همين سرزمين اند. در اين صورت بايد از خود پرسيد آيا يك آدم و يك حوا از ابتدا وجود داشت وبقية انسان ها از آن دو موجود بوجود آمدند يا در هر سرزمين آدم و حواي بخصوصي موجب پديد آمدن انسان هاي مختلف شدند. در اين صورت بايد جواب اين مطلب را پيادا كنيم كه آدم و حوايي كه انسان هاي مورد بحث ما را بوجود آوردند در كدام نقطه از اين سرزمين و در كدام تاريخ، شايد   ميليونها سال پيش زندگي ميكرده اند. كتاب هاي آسماني معمولاً آدم و حوا را بين دو رود دجله و فرات قرار  داده اند.

من در اينجا فقط اين سوآل را طرح كردم بدون اينكه بتوانم به آن جوابي بدهم. آنچه كه بنظر من بسيار جالب مينمايد اين است كه كشفيات چند سال اخير در جنوب ايران، مثلاً در نقاطي مانند تپه يحيي و شهداد و چغاميش نشان داده است كه نواحي جنوبي ايران خيلي جلوتر از نواحي بين دو رود دجله و فرات مورد سكونت انسان ها قرار گرفته است. شايد روزي راز مربوط به خلقت بشر در همين سرزمين ها براي ما گشوده شود.

 (شكل 10) اين مرغ هاي آبي غريب و عجيب كه پنج هزار سال پيش در مرودشت مرغاب ميزيستند، امروز كمياب شده اند، نقش از يكي از ظروف سفالين مكشوف در «تل بكون» نزديك تخت جمشيد.

 (شكل 9) مرغي از تپه نزديك نهاوند . اين نقش از روي يكي از ظروف هزارة پنجم پيش از ميلاد مكشوف در تپه ژيان كپي شده است.

 (شكل 8) شايد اين دسته هاي منظم غارها و مرغ هاي آبي باشند كه شش هزار سال پيش در آسمان شوش در پرواز بودندو امروز هم نظايرشان در نواحي پرآب ديده ميشود. كپي از يكي از نقوش روي ظروف سفالين مكشوف در شوش.

 (شكل 7) نقش اين پرنده، مرغ آبي؟ در روي يكي از ظروف سفالين منقش از شش هزار سال پيش كه در «تل بكون»، نزديك تخت جمشيد بدست آمده كپي شده است. در جلگة مرودشت ، در كنار تخت جمشيد ، تا چند سال پيش كه هنوز جمعيت اين نواحي چندان زياد نبود، در فصل بهار از اين نوع پرندگان آبي زياد ديده ميشد.

 (شكل 6) اين پرندگان نيز در هزارة چهارم پيش از ميلاد در شوش زندگي ميكرده اند . نقش ازيكي از ظروف سفالين مكشوف در شوش.