|
|
||
بهنام، عيسي. "سيري در سرزمين ايران در شش هزارسال پيش". دوره 10،ش 118 ( مرداد 51): 2-6، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه:شروع نقاشي روي سفال، نقوش روي سفالها، تصويرها عبارتند از مجسمه اك زن از ويرانههاي رودبار و مجسمه اك مردي پيدا شده از ناحيه تورنگ تپه. |
|
|
|
شباهت
اين نقوش با نقوشي كه روي ظروف سفالين
مكشوف در بين النهرين و شبه قارة آناتولي
وجود دارد نشانة اين است كه بين مردم
سرزمين ايران و
جلگة بين النهرين و فلسطين و شبه قارة
آناتولي روابط نزديك وجود داشته است. فقدان
هرگونه خطي درميان اشياء مكشوف در نقاط
پيش از تاريخي ايران موجب شده است كه ما
راجع به زبان و نژاد و وقايع تاريخي اين
مردم بكلي بي اطلاع مانده ايم. با اين حال
بعضي شواهد ما را راجع به پاره اي مطالب
مربوط به اين مردم راهنمايي ميكند. |
|
مسائلي
كه در پيش است متعدد است
و حل بعضي از آنان احتمالاً هميشه غير ممكن
بنظر خواهد رسيد. مثلاً اين سوآل پيش ميآيد
كه آيا مردمي كه در حدود شش هزار سال پيش و
حتي بالاتر از آن در اين نواحي بسر ميردند
از مكان ديگري به اين سرزمين آمده اند يا
مردم بومي همين سرزمين اند. در اين صورت
بايد از خود پرسيد آيا يك آدم و يك حوا از
ابتدا وجود داشت وبقية انسان ها از آن دو
موجود بوجود آمدند يا در هر سرزمين آدم و
حواي بخصوصي موجب پديد آمدن انسان هاي
مختلف شدند. در اين صورت بايد جواب اين
مطلب را پيادا كنيم كه آدم و حوايي كه
انسان هاي مورد بحث ما را بوجود آوردند در
كدام نقطه از اين سرزمين و در كدام تاريخ،
شايد ميليونها
سال پيش زندگي ميكرده اند. كتاب هاي آسماني
معمولاً آدم و حوا را بين دو رود دجله و
فرات قرار داده
اند. من
در اينجا فقط اين سوآل را طرح كردم بدون
اينكه بتوانم به آن جوابي بدهم. آنچه كه
بنظر من بسيار جالب مينمايد اين است كه
كشفيات چند سال اخير در جنوب ايران، مثلاً
در نقاطي مانند تپه يحيي و شهداد و چغاميش
نشان داده است كه نواحي جنوبي ايران خيلي
جلوتر از نواحي بين دو رود دجله و فرات
مورد سكونت انسان ها قرار گرفته است. شايد
روزي راز مربوط به خلقت بشر در همين سرزمين
ها براي ما گشوده شود. |
|
|
|
|
|
|