زماني،‌عباس. "هنرسفالسازي درمندگناباد". دوره10، ش119و120 (شهريورومهر51): 10-24، تصوير.

 

خلاصه:سابقة سفالسازي درايران و درمنطقه گناباد،‌قدمت "مند" وسابقة‌سفالسازي آن، مواداوليه وتكنيك سفالسازي در "مند" ، انواع ظروف ساخته شده، رنگسازي و لعابكاري در سفالگري مند، نقوش روي سفالها، بازارهاي فروش سفالهاي مند، كوره‌ها و محصولات سفالي ديگر (تصاوير ظروف سفالي قابل ملاحظه‌اند).

هنر سفالسازي در مند گناباد

دكتر عباس زماني   استاديار دانشكدة ادبيات وعلوم انساني

دانشگاه تهران

سابقة سفالسازي در ايران – سفالگري هنري است قديمي و جهاني كه مي گويند ابداع ملتهاي كشاورز است. كشاورزان وقتي بر طبيعت غلبه كردند دانه كشتند و حيوانات را رام كردند، براي نگاهداري دانه ها و پختن گوشت حيوانات به گِل شكل بخشيدند و حرارت دادند و بدين وسيله ظروف سفالي ساختند.

در ايران نيز سفال براي نگاهداري و طبخ آدوقه و مصارف ديگر بتدريج از حدود نه هزار سال پيش در دشت قزوين2 ، شوش، چشمه علي ري و غيره ساخته شد. سفالها ابتدا ساده بود ولي بتدريج كه در انسان ذوق تجمل و زيبائي قوت گرفت، داراي اشكال مختلف شد و نقوش ساده و رنگين در روي آنها ايجاد گرديد. ظروف سفالي منقوش متعددي كه در تمام نقاط ايران پراكنده است نشان ميدهد كه اين هنر در دورة پيش از تاريخ ايران طرف توجه فوق العادة مردم ايران بوده و مقداري از آنها در قبور مردگان مدفون گرديده است3 .

بعدها فن لعاب دادن ظروف مورد توجه قرار گرفت و اولين قطعات گل لعابداده شده در ايران به بيش از سه هزار سال قبل از ميلاد منسوب شده است. لعاب سفال از آن تاريخ در حال تحول بوده ولي چون در دوره هاي هخامنشي و ساساني اعيان و اشراف بيشتر از ظروف زرين و سيمين استفاده مي كردند توجه زيادي به تكميل فن لعابكاري نميشد گو اينكه ظروف سفالي لعابدار در ميان مردم معمول بود و آثار آن در محل سكونت آنها ديده شده است.

در دوران اسلامي ساختن ظروف سفالي در ايران بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت4 زيرا در اين دوران بخصوص اوايل آن غذا خوردن در ظروف طلا و نقره مكروه و احتمالاً ممنوع شده بود. بهمين جهت سفالسازان سعي كردند هنر خود را تكميل كنند و حتي تصميم گرفتند ظروف سفاليني كه درخشش طلا را داشته باشد بسازند. در اين مورد مي توان به ظروف سفالي گرگان، كه مانند ظروف زرين مي درخشد و زرين فام ناميده ميشود، اشاره نمود5 .

سفالسازي مرتباً در ايران ادامه داشته و دارد و دوره هاي سجوقي، مغول و تيموري وصفوي از سفالهاي زيبا و خوش نقش و خوشرنگ برخوردار است. در دورة قاجار سفالهائي كه در مند گناباد ساخته ميشود و مؤيد اين مطلب است.

1- سنگها و يكي از ماشينهاي سنگ كوبي در سفالسازي مند گناباد

سابقة سفالسازي در گناباد – مدارك مكتوبي كه بتواند سابقة سفالسازي اين شهر و تحول آن را روشن كند در دست نيست ولي وجود قطعات زياد سفالهائي كه در دشت پشن، چهل كيلومتري شمال شرقي گناباد، پراكنده و منسوب به هزارة سوم قبل از ميلاد مي باشد و هم چنين سفالهائي كه در سطح قلعة فرود، 30 كيلومتري جنوب غربي وسطح قلعة دختر، 15 كيلومتري شمال شرقي آن، وجود دارد6 نشان ميدهد كه در قبل از اسلام سفال در آن حوزه مصرف نسبتاً فراوان داشته و احتمالاً در محل ساخته ميشده است.

آنچه فعلاً مي توان گفت سفاسازي در مِنْدْ است. اين ده در سه كيلومتري شمال مركز گناباد واقع و داراي حدد هزار نفر جمعيت است. اكثر مردم آن به كشاورزي اشتغال دارند ولي عده اي به كارهاي ديگر از جمله ساختن ظروف سفالي مي پردازند.

نگارنده براي اطلاع از چگونگي سفالسسازي مردم مند، ساعت شش صبح روز سه شنبه نهم تير ماه 1349 در ده مذكور حاضر شد و با جمعي از صاحبان كارگاههاي سفالسازي و ريش سفيدان آن محل مذاكره نمود و براساس آن مذاكرات و همچنين مشاهدة كارگاههاي سفالسازي مطالبي را در شش قسمت به اطلاع ميرساند.

1 – قدمت مند و سابقة سفالسازي آن.

2 – مواد اوليه و تكنيك سفالسازي مند.

3 – رنگ سازي و لعابكاري در سفالگري مند.

4 – نقوش روي سفالهاي مند.

5 – بازارهاي فروش سفالهاي مند.

6 – كوره ها و محصولات سفالي ديگر مند.

2- سنگهاي خرد شده، به اصطلاح محلي (كشمش نخود) در سفالسازي مند گناباد

الف – قدمت مند و سابقه سفالسازي آن.

از وجه تسميه و قدمت مند و همچنين و هم چنين از تاريخ آغاز هنر سفالسازي در آن ده فعلاً اطلاعي در دسترس نيست، برطبق اظهار ريش سفيدان محل، مند سابقاً بسيار بزرگتر بوده و از بين رفته است و در حدود 280 سال قبل آبادي فعلي بوجود آمده و از همان موقع هم سفالسازي وجود داشته است. قرينة كوچكي كه در مورد شهرستان گناباد يعني «جُمويمنْدْ – جُويِ مِنْدْ » و شايعه اي است كه دربارة وجه تسمية آن وجود دارد به اين معني كه تصور مي كنند «جويمند» نام خود را از «مجراي آب ده مند»، كه از آن عبور مي كرده، گرفته است7 چنانچه اين شايعه را باور كنيم ده مند در اوايل قرن يازهم وجود داشته است زيرا بر طبق اظهار اهل محل جوئي كه آب را به مند ميرسانيده در جلو مسجد جامع جديد گناباد واقع بوده و در سنگ سردر آن مسجد اشعار و تاريخ روشني ثبت مي باشد:

آنكه شد كاينات را مرشد

« در زمان جلوس شاه صفي

مسجدي طرح كرد از سر جد

شاه حسين منجم حضرت

كعبة خلق آمد اين مسجد

گفت معمار دهر تاريخش

بسعي خواجه محمد قاسم محولاتي اتمام يافت سنة 1040 هجري» .

به هر حال ريش سفيدان محل اظهار داشتند مقارن تشكيل آبادي فعلي مند شخصي بنام ابوعلي كلاه لتَّة پاچوبه8 از هرات، و به احتمال ضعيف از فردوس، وارد شده و كارگاه سفالسازي داير كرده است و رفته رفته ساير ساكنين مند اين هنر را از او فرا گرفته و تاكنون ادامه داده اند.

بنا به گفتة ريش سفيدان و صاحبان كارگاهها در فرم و رنگ و مرغوبيت سفالها تغييراتي حاصل شده ولي در اساس و اصول كار تفاوت قابل توجهي روي نداده است. آنان افزودند هرموقع كه صاحبان كارگاه از لحاظ مالي تقويت شده اند ظروف مرغوب تري ساخته اند.

از جمله در زمان آقاي اسد الملك اردلان، حكمرات وقت گناباد (حدود چهل سال قبل)، ظروف مرغوبي با شركت ومساعدت ايشان ساخته شده و بعضي از نمونه هاي آن در موزة آستان قدس رضوي مشهد موجود و به ظروف اسدالملكي مشهور است.

پس از اسدالملك مردم دنبال كارهاي ديگر، كه با صرفه تر بود رفتند و سفالسازي نزول كرد و در واقع كساني به سفالسازي ادامه دادند كه كار ديگري از آنها ساخته نبود.

ريش سيدان و صاحبان كارگاهها افزودند: از دو سال و نيم قبل (قريب 5 سال پيش از تحرير اين مقاله) نمايندگان مركز صنايع دستي از تهران به گناباد آمدند و به تشويق آنان يك شركت سهامي از دوازده نفر صاحبان كارگاههاي جسمي9 تشكيل گردد. مجموع سهام سي و هر سهم يكصد تومان بوده و مركز صنايع دستي نيز به صورت وام كمك كرده است.

4- كاسه هاي مختلف سفالي مند گناباد

3-تعدادي خمره سفالي و يك تنور در مند گناباد

ب – مواد اوليه و تكنيك سفالسازي مند.

در مند دو نوع سفال ساخته ميشود: رسي و جسمي. مادة‌اولية سفالهاي رسي مند خاك رسي است كه با سيل ملايم در سطح اراضي رسوب مي كند. اين خاك رس با شنهاي نرمي كه در نتيجة جراين آب در ته جوي باقي مي ماند، به نسبت يك دهم، مخلوط ميشود . اين مخلوط را با آب به صورت گل در مي آورند وبا لگد ورز ميدهند و به اشكال مورد نظر در مي آورند و آنگاه در هواي آزاد و سايه خشك مي كنند تا لعاب پذير گردد.

مادة اولية ظروف جسمي سنگ است كه از كوههاي گيسور (72 كيلومتري شمال شرقي گناباد) ويا كوههاي كلات (30 كيلومتري جنوب غربي گناباد) مي آورند. اين سنگهاي سفيد را با پتك و يا ماشين سنگ كوبي (شكل 1) به قسعات كوچكي ، چون نخود10 ، در مي آورند (شكل 2) و آنگاه با آسياي دستي و يا دستاس برقي به صورت پودر در مي آورند و چون در جريان تهية آن ، براي جلوگيري از گرد و غبار ، قدري آب پاشيده ميشود پودر حاصل شده در هواي آزاد خشك و بالاخره الك ميكنند.

پور الك شده با قدري گل سرشور كه از معدنهاي بيمرغ، 30 كيلومتري شمال گناباد، ويا خضري، از قراء قاين، مي آورند به نسبت يك دهم مخلوط مي كنند. اين مخلوط با آب به صورت گِل درمي آيد و در محلهائي بنام حوضچه لگد مي شود تا ورزيده و براي شكل دادن آماده گردد.

ظروف وسيلة چرخ پايه دار، كه با حركت دادن پا مي چرخد، شكل مي گيرد به اين معني كه چانه اي متناسب با ظرف مورد نظر برداشته و روي صفحة مخصوص چرخ گذارده و با دست لبه اي در آن ايجاد مي كنند و آنگاه فرم مورد نظر را با دودست، كه يكي در خارج و ديگر در داخل قرار دارد، مي سازند. صفحه اي كه گل در روي آن گذارده مي شود خود در انتهاي ميله اي قرار دارد و در واقع پايه اي براي آن محسوب مي گردد. اضافه بر دست، خارج ظرف با آلتي به نام «رنده» تراش داده مي شود و براي حرارت دادن و لعاب كاري آماده مي گردد.

5- قدح هاي مدور سفالي مند گناباد

در مند انواع ظروف براي مصارف مختلف ساخته مي شود:

1 – ظروف استواني يا بيضوي قائم و شلغمي چون خمره هاي آب و حبوبات (شكل 3) ، سبوها، تنگ ها، كوزه هاي مربا و شيره انگور و كوزه هاي مخصوص زدن ماست.

2 – ظروف گود چون فنجان چايخوري ، انواع كاسه (شكل 4) ، سوپ خوري، خورش خوري، كشك سائي و طغار خميرگيري.

3 – ظروف كم گود چون نعلبكي، زير سيگاري، ميوه خوري و قابهاي مدور (شكل 5) و بيضي.

4 – ظروف تزييني چون گلدانهاي پايه دار (شكل 6) و گلابي شكل ، مجسمه هاي قوچ و كبوتر و گنجشك.

از مجموعه ظروف مذكور كوزة مربا، سوپ خوري، گلدان، قابها، فنجان نعلبكي. زير سيگاري (شكل 6 الف)، خورش خوري ، شكل كبوتر و گنجشك و كاسه ها اغلب درزمرة ظروف جسمي (شكل 7) و خمره هاي مختلف ، طغارها، كوزه هاي ماست زني و سبوها در زمرة ظروف رسي است.

7- ظروف سفالي جسمي مختلف مند گناباد، در نمايشگاه مركز صنايع دستي وزارت اقتصاد

 6 الف – دو ظرف سفالي از مند گناباد، نام ظرف سمت چپ زير سيگاري است

 6 – گلدانهاي سفالي پايه دار مند گناباد

ج – رنگ سازي و لعابكاري در سفالگري مند

رنگ در ساختن لعاب و نقوش مورد استفاد است . لعاب معمولاً ساده و سفيد رنگ است و براي تهية آن پودر سنگي كه از معدن گيسور گناباد مي آورند با يك دهم گِل سرشور مخلوط و آب به آن اضافه ميكنند . اسم اين لعاب لايه است و در واقعي جنس آن با جنس سنگ ظروف جسمي يكسان است ولي با دقت بيشتر تهيه ميشود. گاهي بجاي سنگ معدن گيسور11 ، به نسبت 6/1 خاك بوته12 كه از سنگ سفيدتر و براق تر است و از معدن خاك بوتة چاهك ، واقع در 10 كيلومتري مغرب گناباد، آورده ميشود بكار مي برند.

معمولاً هر دو دسته ظروف، رسي و جسمي، قبل از لعاب دادن در حرارتي متوسط و مناسب با مادة قابل سوخت (چوب يا نفت) بين 12 تا 15 ساعت حرارت داده ميشود تا براي اجراي نقوش آماده گردد.

اضافه بر اين لعاب، لعاب ديگري بنام «لعاب شيشه اي» تهيه ميشود. اين لعاب با افزودن شغار (شخار، قليا) به سنگ لعابدار اول بدست مي آيد13 .

ظروف لعاب داده شده مجداداً به كوره ميرود تالعاب ثابت و براي نقاشي آماده گردد. لعاب در ظروف بزرگي بنام طغار تهيه ميشود و در موقع لزوم با ظرف كوچكي آن را برميدارند و در داخل ظرف مورد نظر ميريزند (شكل 8) و آن را با سرعت تكان ميدهند و ميچرخانند تا لعاب تمام سطح داخل آن را فرا گيرد و آن گاه بر سطح خارج لعاب ميريزند و گاهي نيز تمام ظرف را در لعاب فرو مي برند.

سابقاً در بعضي ظروف بنام لايه و رويه معمول بوده و لعاب دوم براي پرشدن منافذي كه پس از لعاب اول باقي مانده بكار ميرفته وپس از حرارت دادن در كوره براي انتقال نقش آماده ميشده است. فعلاً نقش در روي لعاب اول و زير لعاب دوم قرار داده ميشود و يك باره ظرف به كوره ميرود.

رنگهائي كه در فراهم كردن لعاب رنگين و نقوش بكار ميرود عبارت است از :

1 – رنگ سياه كه براي خط كشي و تعيين حدود مناطق بكار ميرود. سنگ اين رنگ را از قاينات مي آورند و با پتك مي كوبند و آنگاه آن را در ظرفي كه خامه ناميده ميشود ميسايند. اين خامه مانند هاون دسته دار و به ابعاد    25 * 40 * 30 سانتي متر است.

2 – رنگ سبز كه از سرب و لعاب سفيد بدست مي آيد.

3 – رنگ زرد كه از سرب و لعاب سفيد بدست مي آيد.

4 – رنگ لاجوردي كه از تركيب رنگ مصنوعي و سنگ شيشه بدست مي آيد.

5 – رنگ فيروزه اي كه از خاك مس و لعاب شيشه بدست مي آيد.

6 – رنگ قرمز طلائي . براي تهية اين رنگ جوهر شغار (قليا) را بازمه (زاج سفيد) و شورة باروت و تنوكار14 ، تقريباً بيك نسبت از هم، مخلوط مي كنند و در ظرفي سفالي به شكل قمقمه يا گلابگير تقطير مي كنند و مايع مقطر را با پودر طلا مخلوط مي كنند تا آب طلا بوجود مي آيد و بالاخره اين آب طلا را با مواد مذكور مخلوط مي كنند تا رنگ قرمز طلائي بوجود آيد.

7 – رنگ نارنجي كه از تفالة مواد مذكور (پس از تقطير) بدست مي آيد.

8 – رنگ آبي آسماني كه از مخلوط كردن لعاب معمولي با خاك مس حاصل مي شود.

9 – رنگهاي فيروزه اي، آبي كم رنگ ، آبي پررنگ، نيلي، يشمي كه با بكار بردن كم يا بيش رنگهاي لاجوردي بدست مي آيد.

8- بعضي از سفالسازان مند گناباد در حال لعابدادن سفالها

د – نقوش روي سفالهاي مند

در سفالهاي مند انواع نقوشي كه اغلب در ساير مراكز سفالسازي ايران متداول است بشرح ذيل بكار ميرود:

1 – نقوش هندسي چون دواير مجزا و مماس و متداخل ، بيضي ها، مربعات ومثلثات، دندانه ها، زيگزاگها، نقطه ها و غيره (شكل 5 و 7) .

2 – نقوش حيواني چون مرغ و خروس و گنجشك15 و كبوتر و ماهي و مار و غيره و هم چنين گاهي انسان.

3 – نقوش گياهي چون اسليمي ها، بته جقه ها و گلهاي مختلف : لاله، نيلوفر ، گل انار، گل پنبه، گل شاه عباسي و غيره (شكل 5 و 7) .

4 – نقوش طبيعي چون دريا، كوه وغيره كه اخيراً فرزندان صاحبان كارگاهها ضمن تحصيل در دبيرستان فرا   گرفته اند. قبلاً نيز نقوش طبيعي چون دريا، كه جاي ذوحياتين از جمله ماهي است، معمول بوده ولي فعلاً توجه بيشتري به عمل مي آيد.

براي انتقال نقوش نقشه و يا طرح قبلي وجود ندارد و اكثر موضوع آنها سينه به سينه و ذهناً از گذشتگان به آيندگان

منتقل گرديده و مي گردد. اين نقوش غالباً با قلمي از موي يال الاغ به روي ظروف منتقل مي وشد. نحوة القاء نقوش اكثر با نقاشي بعمل مي آيد و چنانچه از ضخامت مختصر نقوش وخطوطي كه در گردن و بدنة بعضي    كوزه ها و خمره ها صورت مي گيرد به صرف نظر شود، نقوش برجسته ويا حكاكي شده و منقور به ندرت صورت گرفته است.

نقوش با سرعت ايجاد مي گردد و با اينكه نقشه و طرحي در دسترس نقاش سفال نيست يك عده نقش با وضع مشابهي در ظروف متعدد صورت مي گيرد و در نظر اول يكسان جلوه مي كند. اميد است فعلاً كه مركز صنايع دستي در اين هنر محلي وملي نظارت و مساعدت مي كند طرز ساخت ظروف و نقاشي آن تحت قاعدة منظم ومطلوبي قرار گيرد16 .

معمولاً نقش خارج و بخصوص داخل ظروف در سه قسمت صورت مي گيرد:

اول ته ظرف كه اكثر نقوش گياهي و شعاعي دارد (شكل 9 و 10) .

دوم لبه كه با يك نوار نسبتاً باريك گياهي يا هندسي تزيين مي شود (شكل 11 و 12 و 13 ) .

سوم منطقة بين اين دو قسمت كه گاهي با نقوش كوچك و ساده و گاهي با گلهاي نيلوفر و دواير محيط برگل و برگ و ماكوئي شكل ها و غيره مزين ميشود (شكل 10 و 14) .

اغلب نقوش مورد استفاده در سفالسازي مندگناباد از قرون  اولية اسلامي و حتي قبل از آن درتزيين سفال و ساير اشياء هنري ايران معمول بوده ونمونه هائي بشرح ذيل ارائه مي گردد:

9 الف – يك قدح سفالي منسوب به قرن هفم هجري از ري كه داراي نقوش شعاعي است

9- يك ظرف سفالي مند گناباد كه در مركز داراي نقوش شعاعي است

گياه و پرنده – در دايرة مركزي و حاشية پهن ظرف شمارة 15 شاخه هاي گياه نسبتاً كم برگ، كه منتهي به گلهاي چهارلبي ميشود، وجود دارد. در بين اين شاخه ها پرندگاني كه شباهت به گنجشك دارند ، ديده ميشوند. داخل اين ظرف با داخل قدحي منسوب به قرن يازدهم هجري و از دهكدة كوباچي است (شكل 15 الف) شباهت دارد با اين تفاوت كه بجاي پرندگان شبيه گنجشك مربوط به ظرف مند گناباد، در قدح كوباچي يك خروس بچشم ميخورد17 .

پرندگان دم بلند – خارج ظرف شماره 13 داراي شاخه هاي نازك گياه است كه در بين آنها پرندگان دم بلندي نقاشي شده است. در يك قدح (شكل 13 الف) منسوب به قرن هشتم هجري، از سلطان آباد، نظير همين برگهاي نازك و مرغان دم بلند كه سر آنها به عقب برگشته است، بچشم ميخورد18 .

نقوش مثلثي – لبة داخلي ظرف شمارة 11 با نقوش مثلثي نقاشي شده است و در داخل آن پرندگان و چند شاخه گياه القاء شده است. در ليه اين مثلثات، كه در ظرف شماره 13 نيز ديده ميشود، در لبه يك ظرف منسوب به قرن پنجم هجري، از آق كند مازندران (شكل 11 الف) ، نيز ديده ميشود19 . در لبة داخلي يك قدح منسوب به قرن چهارم هجري، از ماوراءالنهر نيز، نظير اين نقوش بكار رفته است20 .

 11 لف – يك ظرف سفالي منسوب به قرن پنجم هجري، از آق كند، كه لبة آن با نقوش مثلثي مزين شده است.

11 0 يك ظرف سفالي مند گناباد كه در داخل داراي نقوش گياهي و پرندگان و در لبه، داراي نقوش مثلثي است

10  - يك قدح سفالي مند گناباد كه در مركز داراي نقوش دايره اي و گياهي شعاعي است

نقوش شعاعي – در ته ظرف شماره 9 يك دايرة محاط در مثلث و گياهان شعاعي است، بنحوي كه مجموعاً شكل خورشيد را القاء مي كند. اين نقوش شعاعي در سراسر دوران اسلامي بكار ميرفته كه به دو نمونة آن ذيلاً اشاره ميشود:

اول يك قدح (شكل 9 الف) منسوب به قرن چهارم هجري21 .

دوم يك قدح منسوب به قرن هفتم هجري، از ري22 .

نقوش شعاعي در ايران قبل از اسلام نيز مورد توجه بوده و مي توان در يك مورد بيك سيني نقره مربوط به دورة هخامنشي23 و يك پلاك گچي منسوب به دورة ساساني، كه از كاخ پيشاور بدست آمده است، اشاره نمود24 .

13- يك ظرف سفالي از مند گناباد كه خارج آن داراي نقوش شاخه هاي نازك گياعي و پرندگان دم بلند است.

12- يك ظرف سفالي از مند گناباد

دواير و كاجي ها – درظرف شمارة 16 دواير و كاجي شكلها متناوباً القاء گرديد و بين آنها با نقوش گياهان مزين شده است . نظير اين نقوش، با هم يا جداگانه، در سفالهاي ساير نقاط ايران بكار رفته است و نمونه هاي ذيل از آن جمله است:

يك تنگ منسوب به قرن هشتم هجري، از ري، كه در گردن آن نقوش كاجي بكار رفته است25 .

يك قدح منسوب به قرن پنجم هجري، از آق كند (شكل 16 الف)، كه در داخل آن نقوش كاجي بكار رفته است26 .

يك تنگ احتمالاً مربوط به قرن هفتم هجري ومنسوب به ري كه در بدنة آن نقوش كاجي و دواير بكار رفته است27.

اين نقوش در قبل از اسلام نيز سابقه داشته است. راجع به كاجي شكلها مي توان بيك جام مربوط بدورة هخامنشي28 ويك پارچه ساساني، مربوط به موزة ويكتوريا وآلبرت، اشاره كرد29 .

شكل ماهي – در ظروف مند گناباد نقش ماهي، در كنار مرغان و يا روي مرغان (كه البته طبيعي بنظر نمي رسد)، ديده ميشود (شكل 17) . اين نقش نيز در سفالسازي ساير نقاط ايران سابقه دارد كه چند نمونه بشرح ذيل ارائه مي شود:

ظرف سفالي مورخ جمادي الثاني 607 هجري ساخت كاشان30 .

 ظرف سفالي منسبو به قرن هشتم هجري از كاشان31 .

ظرف سفالي منسوب به قرن هشتم هجري از سلطان آباد32 .

ظرف سفالي منسوب به قرن نهم هجري از كوباچي33 (شكل 17) .

از جملة نقوش مورد توجه سفالسازان مند گناباد گل نيلوفر است كه اكثر به صورت استيليزه ، بكار ميرود. اين نقش در سراسر دوران اسلامي و قبل از آن در تزيين آثار هنري بكار رفته است دراين مورد مي توان به نمونه هاي ذيل اشاره نمود:

ظرف سفالي منسوب به قرن پنجم هجري، از آق كند34 .

گچ بري هاي محراب مسجد نائين منسوب به قرن چهارم هجري35 .

سيني فلزي منسوب به دورة ساساني36 .

حجاريهاي تخت جمشيد مربوط بدورة هخامنشي37 .

14-تعدادي از ظروف سفالي مندگناباد كه با نقوش مختلف مزين شده است

13الف – يك ظرف سفالي منسوب به قرن هشتم هجري از سلطان آباد كه داراي نقوش گياهي و پرندگان دم بلند است

ه – بازارهاي فروش سفالهاي مند.

وسعت حوزة فروش ظروف سفالي مند گناباد از حوزة خريد مواد اولية آن بيشتر است به اين معني كه سفالسازان آن جا عدة معدودي از مواد اصلي چون گِل سرشور و رنگها را از خارج شهرستان وارد ولي تعداد زيادي اشياء ساخته شده را صادر مي كنند.

ظروف سفالي مند وسيلة خود ساكنين آن ده و ساكنين قرية بيلُنْدْ با اتومبيل به شهرستانهاي تربت حيدريه، كاشمر، فردوس، طبس، نيشابور، سبزوار، مشهد، قاين، بيرجند، زاهدان و غيره حمل ميشود و به فروش ميرسد. بعلاوه برطبق قرارداديكه صاحبان كارگاهها، بنا به اظهار خودشان، با مركز صنايع دستي كشور منعقد كرده اند، تعدادي از ظروف مند به تهران حمل و در معرض نمايش و فروش گذارده ميشود و با اين ترتيب دامنة بازار وسعت قابل توجهي حاصل كرده و مردم سراسر ايران و مسافرين كشورهاي ديگر مي تواند از آن خريداري نمايند38 .

گويا در سه سالة اخير كاخ مركزي جوانان نيز نمونه هائي از انواع ظروف خواسته وبنا بوده اولين عده از ظروف در 14 تيرماه 1349 ، توسط آقاي حسن توسلي يكي از معتمدين محل، به كاخ مذكور تسليم شود.

اضافه بر ظروف صادراتي كه فوقاً بيان شد ظروف مند مصرف داخلي شهرستان را تأمين مي كند و تعدادي از ظروف در مهمانسراي گناباد در معرض ديد و فروش گذارده شده است. سابقاً هر شخصي در داخل ده و حتي مجاور منزل خود كارگاه و كورة كوچكي داشته ودر حقيقت كارفرما و كارگر يك نفر يا يك خانواده بوده است ولي بطوريكه گذشت گاهي از متمكنين در جريان كار شركت مي كرده و اشياء مرغوب تري  ايجاد ميشده و بالاخره، با راهنمائي و تشويق مركز صنايع دستي، در ساختن ظروف جسمي شركت سهامي بوجود آمده و كار سفالسازي رونق يافته است39 . گويا در تشكيل شركت سهامي رسي سازها شركت نكرده اند. اينان، برطبق اظهار ريش سفيدان و صاحبان كارگاهها، از لحاظ عده برابر با جسمي سازها مي باشند ولي در تابستان كار خود را، براي اشتغال بكار پرسودتري، ترك مي كنند.

شايد يكي از علل اين امر اين باشد كه محصول كار آنان اكثر در داخل شهرستان مصرف مي شود و به عبارت ديگر دامنة فروش محدودي، نسبت به جسمي سازها، دارند.

16 الف – يك قدح منسوب به قرن پنجم هجري، از آق كند، كه با دواير و كاجي شكلها مزين شده است

16 – يك ظرف سفالي از مندگناباد كه با دواير وكاجي شكل ها و نقش گنجشك مزين شده است.

15 الف – يك قدح سفالي منسوب به قرن يازدهم هجري، از كوباچي ، كه با  شكل پرنده و گياهان نازك و كم برگ مزين شده است

15 – يك ظرف سفالي مند گناباد كه با شاخه هاي گياهي كم برگ و پرندگان مزين شده است

و – كوره ها و محصولات سفالي ديگر مند.

كوره هاي جسمي و رسي از لحاظ شكل و سوخت باهم تفاوتي ندارد و هر دو نوع سابقاً با آتش بتَّه و هيزم گرم ميشده و فعلاً در آنها نفت مصرف ميشود. شكل كوره ها استواني است و ارتفاع قطر هر يك حدود دو متر است و تنوري در مركز آن ، به قطر 50 و دهنة 25 سانتي متر، قرار دارد. سابقاً از دهنة تنور چوب يا بته بدرون آن مي انداختند و فعلاً لولة هدايت كنندة نفت از آن وارد مي شود.

در اطراف كوره رفها يا جلوآمدگي هائي وجود دارد كه ظروف در روي آنها گذارده ميشود و معمولاً ظروف كوچك تر را در داخل ظروف بزرگتر مي گذارند و براي اينكه پاية ظروف بالاتر به ته ظروف پائين نچسبد در بين آنها سه پايه هاي متناسبي مي گذارند. در عين حال جاي اين سه پايه ها به صورت سه نقطه در ته ظروف ديده ميشود.

سقف كوره ها بسته است ودر قله آن سوراخي وجود دارد كه يك نفر بتواند براي گذاردن ظروف قبل از پختن، و برداشتن آنها پس از پختن، وارد شود.

در مند گناباد آجرپزي نيز داير است و ، در صورت وجود سرمايه، ساختن كاشي نيز ميسر بوده و هست. از جمله موقعي كه آقاي اسدالملك اردلان سفالسازان گناباد را كمك مي كرد كاشي هم ساخته ميشد. و بر طبق اظهار ريش سفيدان و صاحبان كارگاهها، عده اي از كاشيهاي ساخت مند در كتيبه و هم چنين داخل بناي امامزداه سلطان محمد عابد كاخك موجود است، در همان موقع و در نتيجة كمك اسدالملك مقرة سيم تلگراف نيز در مند ساخته مي شد. كورة كاشي سازي با كورة سفالگري تقريباً مشابه است ولي كاشيها را مانند ظروف رويهم نمي چينند بكله رفها و قرنيزهاي متناسب با هدف كار تهيه مي كنند و آنها را رو به آتش قرار ميدهند. اين كوره ها نيز قبلاً در جوار منزل صاحبان كارگاهها بوده ولي مركز صنايع دستي توصيه نموده كه ، بطور كلي، كارگاهها بايد در خارج ده و برطبق نقشة مشخص ساخته شود.

17- دو ظرف سفالي از مند گناباد، نقش سمت راست با پرنده و ماهي و گياه مزين شده است

توضيح – چون در اظهارات ريش سفيدان مند گناباد، از مركز صنايع دستي ايران و كمك ها و توصيه هاي آن ياد شده بود نگارنده براي استحضار از نحوة خريد و فروش و هم چنين كمك ها ونظرات مركز صنايع دستي روز پنجشنبه 18 خرداد 1351 به نمايشگاه آن مركز، در خيابان ويلا، راهنمائي گرديد و در روزهاي 20 و 21 خرداد به ترتيب با آقاي دكتر نورما، آقاي تورج نگهبان وآقاي بهروزان ملاقات نمود. ايشان با مهرباني به سئوالاتم جواب دادند و اطلاعاتي در اختيارم گذاردند و مرا سپاسگزار فرموند.

آقاي دكتر نورما گفتند از 1349 تاكنون كمكها و راهنمائيهاي قابل ملاحظه اي به سفالسازان مند گناباد شده و محصول كار آنان افزايش يافته است. ايشان افزودندسفالسازي مند گناباد از جملة سه مركز سفالسازي مورد توجه: شهرضاي اصفهان، ميبد يزد و مند گناباد، است و محصول آن در خارج از كشور بخصوص كشورهاي فرانسه، آلمان و آمريكا  مشتري دارد به نحوي كه اندكي پس از وصول به خارج حمل مي گردد. ايشان اضافه فرمودند سفالهاي مند گناباد ارزان است ولي به علت نقوش و موتيفهاي سادة ابتدائي واصالت يا ويژگي طرحها مورد توجه خريداران خارجي است وحدود چهل درصد سفالهاي صادراتي را تشكيل ميدهد.

بنا باظهار آقاي تورج نگهبان سعي مي شود، نقوش اصيل و موتيف هاي ملي ايران در رشته هاي ختلف صنايع دستي كما في السابق ادامه يابد و رواج بيشتري پيدا كند. ايشان با اشاره به اهميت و توسعه صنايع دستي و قدمت آن و نقشي كه مركز صنايع در حفظ و تشويق آن دارد، اميدوار بودند كتابهاي مدون و جامعي در اين باره تهيه گردد. ايشان اجازه دادند تسهيلات لازم براي مشاهدة سفالهاي مند گناباد فراهم و عكسهاي مورد احتياج از آنها گرفته شود. اكثر عكسهاي اين مقاله از ظروف موجود در نمايشگاههاي مركز صنايع دستي تهيه شده و موجب تشكر مجدد است.

آقاي بهروزان طراح با ذوق و راهنماي صاحبان كارگاههاي صنايع دستي، از جمل سفالسازان، دربارة مسافرت خود به شهرستان گناباد و چگونگي راهنمائي سفالسازان مند گناباد و تشويق آنان به تشكيل شركت سهامي صحبت واظهار داشتند از 1349 تاكنون راهنمائي وكمكهاي فراواني به سفالسازان آنجا شده و مي شود و از جمله اين كمكها ارساي چند تن رنگ براي تهية لعاب بوده است. ايشان اضافه كردند عده اي از رسي سازهاي مند گناباد نيز در شركت سهامي سهيم شده اندو محصول آنان، از جمله جاي گلدانهاي پايه دار و زير سيگاريهاي بزرگ، به تهران رسيده است. ايشان نيز سادگي و اصالت طرحهاي مورد استفاده در سفالهاي مند گناباد را علت پيشرفت و رونق و احراز مقام اول، از نظر مشتريان خارجي، دانستند و افزودند بعضي از صاحبان كارگاههاي سفال سازي مند گناباد حدود پانصد هزار ريال سفال به مركز صنايع دستي فروخته اند. ايشان، در ضن ارائه سفالها و ايجاد تسهيلات براي گرفتن عكس، يادآور شدند كه موتيف سمبلي سفالسازي مند گناباد گنجشك است كه نقش آن در اكثر ظروف سفالي، و هم چنين ساير صنايع دستي آن شهرستان، چون گلدوزي، ديده ميشود. اين مطلب نگارنده را به ياد پرندگان سردر و طرفين مدخل مسجد جامع گناباد، مورخ 609 هجري، آورد كه با گچ در بين گل وگياه مجسم شده و نگارنده از آنها بنام «پرندگان باريك اندام دم بلند شبيه داركوب» ذكر كرده است40 . شايد اين پرنده در آن شهرستان از قديم الايام مورد توجه بوده ويا سفالسازي گناباد در اوايل قرن هفتم هجري نيز داير بوده است.

18- يك شكلات خوري سفالي از مند گناباد

17 الف- يك ظرف سفالي منسوب به قرن نهم هجري، از كوباچي، كه در مركز آن نقش ماهي ديده مي شود

پاورقي ها:

* قسمتي از نتيجة بررسي هائي كه در تيرماه 1349 با اجازة دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران انجام گرفته است.

1 – براي اطلاع از وضعيت جغرافياي تاريخي گناباد به شمارة 92 مجله هنر و مردم، خرداد 1349، ص 6 و شمارة مخصوص دو هزارو پانصدمين سال بنيانگذاري شاهنشاهي ايران، مهر 1350 ، ص 389، نوشتة اين جانب مراجعه شود.

2 – سمينار بررسي و حفاري دشت قزوين ، شانزدهم خرداد 1350، مصاحبة تلويزيوني اعضاء هيأت حفاري دانشگاه تهران در دشت قزوين، ديماه 1350 در برنامة ايران زمين.

3 – روزنامة كيهان، يكشنبه دوم اسفند 1349، گفتار دكتر عزت الله نگهبان استاد دانشگاه تهران.

4 – جزوة شماره 2 درس شناخت هنرهاي تزييني كنوني ايران، نوشته وتنظيم خانم دكتر سيمين دانشور ، سال 1344، ص 29 .

5 – جلد دوم تاريخ عمومي هنرهاي مصور، تأليف علي نقي وزيري، تهران 1340، ص 248 .

6 – قلعة دختر شوراب گناباد، ص 389 – 404 مجلة بررسي هاي تاريخي ، شمارة مخصوص دو هزا و پانصدمين سال بنيانگذاري شاهنشاهي ايران، نوشتة اينجانب .

7 – تاريخ و جغرافي گناباد، نگارش حاج سلطان حسين تابنده، 1348، ص 83 .

8 – احتمالاً كلاه او پارچه اي و كفش چوبي بوده وشايد پاي چوبي داشته.

9 – مادة اوليه ظروف جسمي سنگ است.

10 – اصطلاح محلي كشمش نخود است.

11 – نوعي سنگ چيني (Quartz) .

12 – خاك نسوز ( نوعي Kaolin صحرائي ) .

13 – شغار از سوزاندن بعضي گياهان صحرائي، از جمله گياهي كه در محل (شُوةرة) ناميده ميشود و بيشتر در شوره زار ميرويد، بدست مي آيد.

14 – گرد سفيد رنگي است كه غالباً در جوش دادن آهن بكار مي رود.

15 – به آخر مقاله مراجعه شود.

16 – به آخر مقاله مرجعه شود.

17 – A.U.Pope, A Survery of Persian Art, London, 1938, p. 793 A., V . 5 .  .

18 – Idem. p. 779 A.

19 – Idem. P. 608.

20 – Idem. P. 559 B.

21 – A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5, London, 1938, p. 585 B.

22 – Idem. P. 662 B.

23 – A. Godard, L 'art de l'Iran, Paris, 1962, Pl. 77.

24 – Edith porada, Iran ancien, Pris, 1963, p. 211, No. 109.

25 – A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5., p. 771 A.

26 – Idem. P. 609 A.

27 – Idem. P. 763.

28 – شاهكارهاي هنر ايران، تأليف پوپ، ترجمة دكتر خانلري، تهران 1338، ص 51 لوحة 32.

29 – M. Herzfeld, Die  Ausgrabugen von Samarra, T . 1, Berlin, 1923.

30 - A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5. p. 708.

31 – Idem. P. 714 A

32 – Idem. P. 715

33 – Idem. P. 788

34 – Idem. P. 611 A

35 - A. U. Pope, Persian Architecture,  London, 1965, p. 82, p. 82, No. 260..

36 – A. Ghirshaman, Iran Parthes et Sassanides, Paris, 1962, p. 219 No. 260.

37 – A. Godard, l'art de l'Iran, Paris, 1962, Pl. 58.

38 – به آخر مقاله مراجعه شود.

39 – به آخر مقاله مراجعه شود.

40 – مجله هنر و مردم، شمارة 92 ، خرداد 1349، ص 7، نوشتة اين جانب.