|
|
||
زماني،عباس. "هنرسفالسازي درمندگناباد". دوره10، ش119و120 (شهريورومهر51): 10-24، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:سابقة سفالسازي درايران و درمنطقه گناباد،قدمت "مند" وسابقةسفالسازي آن، مواداوليه وتكنيك سفالسازي در "مند" ، انواع ظروف ساخته شده، رنگسازي و لعابكاري در سفالگري مند، نقوش روي سفالها، بازارهاي فروش سفالهاي مند، كورهها و محصولات سفالي ديگر (تصاوير ظروف سفالي قابل ملاحظهاند). |
|
|
|
هنر
سفالسازي در مند گناباد دكتر عباس
زماني
استاديار
دانشكدة ادبيات وعلوم انساني دانشگاه
تهران سابقة سفالسازي
در ايران – سفالگري هنري است قديمي و
جهاني كه مي گويند ابداع ملتهاي كشاورز
است. كشاورزان وقتي بر طبيعت غلبه كردند
دانه كشتند و حيوانات را رام كردند، براي
نگاهداري دانه ها و پختن گوشت حيوانات به
گِل شكل بخشيدند و حرارت دادند و بدين
وسيله ظروف سفالي ساختند. در ايران نيز سفال
براي نگاهداري و طبخ آدوقه و مصارف ديگر
بتدريج از حدود نه هزار سال پيش در دشت
قزوين2 ، شوش، چشمه علي ري و غيره ساخته شد.
سفالها ابتدا ساده بود ولي بتدريج كه در
انسان ذوق تجمل و زيبائي قوت گرفت، داراي
اشكال مختلف شد و نقوش ساده و رنگين در روي
آنها ايجاد گرديد. ظروف سفالي منقوش
متعددي كه در تمام نقاط ايران پراكنده است
نشان ميدهد كه اين هنر در دورة پيش از
تاريخ ايران طرف توجه فوق العادة مردم
ايران بوده و مقداري از آنها در قبور
مردگان مدفون گرديده است3 . |
|
|
|
الف – قدمت مند و
سابقه سفالسازي آن. از وجه تسميه و
قدمت مند و همچنين و هم چنين از تاريخ آغاز
هنر سفالسازي در آن ده فعلاً اطلاعي در
دسترس نيست، برطبق اظهار ريش سفيدان محل،
مند سابقاً بسيار بزرگتر بوده و از بين
رفته است و در حدود 280 سال قبل آبادي فعلي
بوجود آمده و از همان موقع هم سفالسازي
وجود داشته است. قرينة كوچكي كه در مورد
شهرستان گناباد يعني «جُمويمنْدْ – جُويِ
مِنْدْ » و شايعه اي است كه دربارة وجه
تسمية آن وجود دارد به اين معني كه تصور مي
كنند «جويمند» نام خود را از «مجراي آب ده
مند»، كه از آن عبور مي كرده، گرفته است7
چنانچه اين شايعه را باور كنيم ده مند در
اوايل قرن يازهم وجود داشته است زيرا بر
طبق اظهار اهل محل جوئي كه آب را به مند
ميرسانيده در جلو مسجد جامع جديد گناباد
واقع بوده و در سنگ سردر آن مسجد اشعار و
تاريخ روشني ثبت مي باشد:
بسعي خواجه محمد
قاسم محولاتي اتمام يافت سنة 1040 هجري» . به هر حال ريش سفيدان محل اظهار داشتند مقارن تشكيل آبادي فعلي مند شخصي بنام ابوعلي كلاه لتَّة پاچوبه8 از هرات، و به احتمال ضعيف از فردوس، وارد شده و كارگاه سفالسازي داير كرده است و رفته رفته ساير ساكنين مند اين هنر را از او فرا گرفته و تاكنون ادامه داده اند. |
|
ب – مواد اوليه و
تكنيك سفالسازي مند. در مند دو نوع
سفال ساخته ميشود: رسي و جسمي. مادةاولية
سفالهاي رسي مند خاك رسي است كه با سيل
ملايم در سطح اراضي رسوب مي كند. اين خاك رس
با شنهاي نرمي كه در نتيجة جراين آب در ته
جوي باقي مي ماند، به نسبت يك دهم، مخلوط
ميشود . اين مخلوط را با آب به صورت گل در مي
آورند وبا لگد ورز ميدهند و به اشكال مورد
نظر در مي آورند و آنگاه در هواي آزاد و
سايه خشك مي كنند تا لعاب پذير گردد. مادة اولية ظروف
جسمي سنگ است كه از كوههاي گيسور (72
كيلومتري شمال شرقي گناباد) ويا كوههاي
كلات (30 كيلومتري جنوب غربي گناباد) مي
آورند. اين سنگهاي سفيد را با پتك و يا
ماشين سنگ كوبي (شكل 1) به قسعات كوچكي ، چون
نخود10 ، در مي آورند (شكل 2) و آنگاه با
آسياي دستي و يا دستاس برقي به صورت پودر
در مي آورند و چون در جريان تهية آن ، براي
جلوگيري از گرد و غبار ، قدري آب پاشيده
ميشود پودر حاصل شده در هواي آزاد خشك و
بالاخره الك ميكنند. |
|
در مند انواع ظروف
براي مصارف مختلف ساخته مي شود: 1 – ظروف استواني
يا بيضوي قائم و شلغمي چون خمره هاي آب و
حبوبات (شكل 3) ، سبوها، تنگ ها، كوزه هاي
مربا و شيره انگور و كوزه هاي مخصوص زدن
ماست. 2 – ظروف گود چون
فنجان چايخوري ، انواع كاسه (شكل 4) ، سوپ
خوري، خورش خوري، كشك سائي و طغار
خميرگيري. 3 – ظروف كم گود
چون نعلبكي، زير سيگاري، ميوه خوري و
قابهاي مدور (شكل 5) و بيضي. 4 – ظروف تزييني
چون گلدانهاي پايه دار (شكل 6) و گلابي شكل ،
مجسمه هاي قوچ و كبوتر و گنجشك. از مجموعه ظروف
مذكور كوزة مربا، سوپ خوري، گلدان، قابها،
فنجان نعلبكي. زير سيگاري (شكل 6 الف)، خورش
خوري ، شكل كبوتر و گنجشك و كاسه ها اغلب
درزمرة ظروف جسمي (شكل 7) و خمره هاي مختلف ،
طغارها، كوزه هاي ماست زني و سبوها در زمرة
ظروف رسي است. |
7- ظروف سفالي جسمي مختلف مند گناباد، در نمايشگاه مركز صنايع دستي وزارت اقتصاد |
6 الف – دو ظرف سفالي از مند گناباد، نام ظرف سمت چپ زير سيگاري است |
6 – گلدانهاي سفالي پايه دار مند گناباد |
|
ج – رنگ سازي و
لعابكاري در سفالگري مند رنگ در ساختن لعاب
و نقوش مورد استفاد است . لعاب معمولاً
ساده و سفيد رنگ است و براي تهية آن پودر
سنگي كه از معدن گيسور گناباد مي آورند با
يك دهم گِل سرشور مخلوط و آب به آن اضافه
ميكنند . اسم اين لعاب لايه است و در واقعي
جنس آن با جنس سنگ ظروف جسمي يكسان است ولي
با دقت بيشتر تهيه ميشود. گاهي بجاي سنگ
معدن گيسور11 ، به نسبت 6/1 خاك بوته12 كه از
سنگ سفيدتر و براق تر است و از معدن خاك
بوتة چاهك ، واقع در 10 كيلومتري مغرب
گناباد، آورده ميشود بكار مي برند. معمولاً هر دو
دسته ظروف، رسي و جسمي، قبل از لعاب دادن
در حرارتي متوسط و مناسب با مادة قابل سوخت
(چوب يا نفت) بين 12 تا 15 ساعت حرارت داده
ميشود تا براي اجراي نقوش آماده گردد. اضافه بر اين
لعاب، لعاب ديگري بنام «لعاب شيشه اي»
تهيه ميشود. اين لعاب با افزودن شغار (شخار،
قليا) به سنگ لعابدار اول بدست مي آيد13 . ظروف لعاب داده
شده مجداداً به كوره ميرود تالعاب ثابت و
براي نقاشي آماده گردد. لعاب در ظروف بزرگي
بنام طغار تهيه ميشود و در موقع لزوم با
ظرف كوچكي آن را برميدارند و در داخل ظرف
مورد نظر ميريزند (شكل 8) و آن را با سرعت
تكان ميدهند و ميچرخانند تا لعاب تمام سطح
داخل آن را فرا گيرد و آن گاه بر سطح خارج
لعاب ميريزند و گاهي نيز تمام ظرف را در
لعاب فرو مي برند. سابقاً در بعضي
ظروف بنام لايه و رويه معمول بوده و لعاب
دوم براي پرشدن منافذي كه پس از لعاب اول
باقي مانده بكار ميرفته وپس از حرارت دادن
در كوره براي انتقال نقش آماده ميشده است.
فعلاً نقش در روي لعاب اول و زير لعاب دوم
قرار داده ميشود و يك باره ظرف به كوره
ميرود. رنگهائي كه در
فراهم كردن لعاب رنگين و نقوش بكار ميرود
عبارت است از : 1 – رنگ سياه كه
براي خط كشي و تعيين حدود مناطق بكار ميرود.
سنگ اين رنگ را از قاينات مي آورند و با پتك
مي كوبند و آنگاه آن را در ظرفي كه خامه
ناميده ميشود ميسايند. اين خامه مانند
هاون دسته دار و به ابعاد
25 * 40 * 30 سانتي متر است. 2 – رنگ سبز كه از
سرب و لعاب سفيد بدست مي آيد. 3 – رنگ زرد كه از
سرب و لعاب سفيد بدست مي آيد. |
|
د – نقوش روي
سفالهاي مند در سفالهاي مند
انواع نقوشي كه اغلب در ساير مراكز
سفالسازي ايران متداول است بشرح ذيل بكار
ميرود: 1 – نقوش هندسي
چون دواير مجزا و مماس و متداخل ، بيضي ها،
مربعات ومثلثات، دندانه ها، زيگزاگها،
نقطه ها و غيره (شكل 5 و 7) . 2 – نقوش حيواني
چون مرغ و خروس و گنجشك15 و كبوتر و ماهي و
مار و غيره و هم چنين گاهي انسان. 3 – نقوش گياهي
چون اسليمي ها، بته جقه ها و گلهاي مختلف :
لاله، نيلوفر ، گل انار، گل پنبه، گل شاه
عباسي و غيره (شكل 5 و 7) . 4 – نقوش طبيعي
چون دريا، كوه وغيره كه اخيراً فرزندان
صاحبان كارگاهها ضمن تحصيل در دبيرستان
فرا گرفته اند. قبلاً نيز نقوش
طبيعي چون دريا، كه جاي ذوحياتين از جمله
ماهي است، معمول بوده ولي فعلاً توجه
بيشتري به عمل مي آيد. براي انتقال نقوش
نقشه و يا طرح قبلي وجود ندارد و اكثر
موضوع آنها سينه به سينه و ذهناً از
گذشتگان به آيندگان منتقل گرديده و مي
گردد. اين نقوش غالباً با قلمي از موي يال
الاغ به روي ظروف منتقل مي وشد. نحوة القاء
نقوش اكثر با نقاشي بعمل مي آيد و چنانچه
از ضخامت مختصر نقوش وخطوطي كه در گردن و
بدنة بعضي كوزه
ها و خمره ها صورت مي گيرد به صرف نظر شود،
نقوش برجسته ويا حكاكي شده و منقور به ندرت
صورت گرفته است. نقوش با سرعت
ايجاد مي گردد و با اينكه نقشه و طرحي در
دسترس نقاش سفال نيست يك عده نقش با وضع
مشابهي در ظروف متعدد صورت مي گيرد و در
نظر اول يكسان جلوه مي كند. اميد است فعلاً
كه مركز صنايع دستي در اين هنر محلي وملي
نظارت و مساعدت مي كند طرز ساخت ظروف و
نقاشي آن تحت قاعدة منظم ومطلوبي قرار
گيرد16 . |
|
گياه و پرنده – در
دايرة مركزي و حاشية پهن ظرف شمارة 15 شاخه
هاي گياه نسبتاً كم برگ، كه منتهي به گلهاي
چهارلبي ميشود، وجود دارد. در بين اين شاخه
ها پرندگاني كه شباهت به گنجشك دارند ،
ديده ميشوند. داخل اين ظرف با داخل قدحي
منسوب به قرن يازدهم هجري و از دهكدة
كوباچي است (شكل 15 الف) شباهت دارد با اين
تفاوت كه بجاي پرندگان شبيه گنجشك مربوط
به ظرف مند گناباد، در قدح كوباچي يك خروس
بچشم ميخورد17 . پرندگان دم بلند
– خارج ظرف شماره 13 داراي شاخه هاي نازك
گياه است كه در بين آنها پرندگان دم بلندي
نقاشي شده است. در يك قدح (شكل 13 الف) منسوب
به قرن هشتم هجري، از سلطان آباد، نظير
همين برگهاي نازك و مرغان دم بلند كه سر
آنها به عقب برگشته است، بچشم ميخورد18 . نقوش مثلثي – لبة
داخلي ظرف شمارة 11 با نقوش مثلثي نقاشي شده
است و در داخل آن پرندگان و چند شاخه گياه
القاء شده است. در ليه اين مثلثات، كه در
ظرف شماره 13 نيز ديده ميشود، در لبه يك ظرف
منسوب به قرن پنجم هجري، از آق كند
مازندران (شكل 11 الف) ، نيز ديده ميشود19 . در
لبة داخلي يك قدح منسوب به قرن چهارم هجري،
از ماوراءالنهر نيز، نظير اين نقوش بكار
رفته است20 . |
|
|
|
دواير و
كاجي ها –
درظرف
شمارة 16 دواير و كاجي شكلها متناوباً
القاء گرديد و بين آنها با نقوش گياهان
مزين شده است . نظير اين نقوش، با هم يا
جداگانه، در سفالهاي ساير نقاط ايران بكار
رفته است و نمونه هاي ذيل از آن جمله است: يك تنگ منسوب به
قرن هشتم هجري، از ري، كه در گردن آن نقوش
كاجي بكار رفته است25 . يك قدح منسوب به
قرن پنجم هجري، از آق كند (شكل 16 الف)، كه در
داخل آن نقوش كاجي بكار رفته است26 . يك تنگ احتمالاً
مربوط به قرن هفتم هجري ومنسوب به ري كه در
بدنة آن نقوش كاجي و دواير بكار رفته است27. اين نقوش در قبل
از اسلام نيز سابقه داشته است. راجع به
كاجي شكلها مي توان بيك جام مربوط بدورة
هخامنشي28 ويك پارچه ساساني، مربوط به موزة
ويكتوريا وآلبرت، اشاره كرد29 . |
|
ه – بازارهاي
فروش سفالهاي مند. وسعت حوزة فروش
ظروف سفالي مند گناباد از حوزة خريد مواد
اولية آن بيشتر است به اين معني كه
سفالسازان آن جا عدة معدودي از مواد اصلي
چون گِل سرشور و رنگها را از خارج شهرستان
وارد ولي تعداد زيادي اشياء ساخته شده را
صادر مي كنند. ظروف سفالي مند
وسيلة خود ساكنين آن ده و ساكنين قرية
بيلُنْدْ با اتومبيل به شهرستانهاي تربت
حيدريه، كاشمر، فردوس، طبس، نيشابور،
سبزوار، مشهد، قاين، بيرجند، زاهدان و
غيره حمل ميشود و به فروش ميرسد. بعلاوه
برطبق قرارداديكه صاحبان كارگاهها، بنا
به اظهار خودشان، با مركز صنايع دستي كشور
منعقد كرده اند، تعدادي از ظروف مند به
تهران حمل و در معرض نمايش و فروش گذارده
ميشود و با اين ترتيب دامنة بازار وسعت
قابل توجهي حاصل كرده و مردم سراسر ايران و
مسافرين كشورهاي ديگر مي تواند از آن
خريداري نمايند38 . گويا در سه سالة
اخير كاخ مركزي جوانان نيز نمونه هائي از
انواع ظروف خواسته وبنا بوده اولين عده از
ظروف در 14 تيرماه 1349 ، توسط آقاي حسن توسلي
يكي از معتمدين محل، به كاخ مذكور تسليم
شود. اضافه بر ظروف
صادراتي كه فوقاً بيان شد ظروف مند مصرف
داخلي شهرستان را تأمين مي كند و تعدادي از
ظروف در مهمانسراي گناباد در معرض ديد و
فروش گذارده شده است. سابقاً هر شخصي در
داخل ده و حتي مجاور منزل خود كارگاه و
كورة كوچكي داشته ودر حقيقت كارفرما و
كارگر يك نفر يا يك خانواده بوده است ولي
بطوريكه گذشت گاهي از متمكنين در جريان
كار شركت مي كرده و اشياء مرغوب تري
ايجاد ميشده و بالاخره، با راهنمائي و
تشويق مركز صنايع دستي، در ساختن ظروف
جسمي شركت سهامي بوجود آمده و كار
سفالسازي رونق يافته است39 . گويا در تشكيل
شركت سهامي رسي سازها شركت نكرده اند.
اينان، برطبق اظهار ريش سفيدان و صاحبان
كارگاهها، از لحاظ عده برابر با جسمي
سازها مي باشند ولي در تابستان كار خود را،
براي اشتغال بكار پرسودتري، ترك مي كنند. شايد يكي از علل
اين امر اين باشد كه محصول كار آنان اكثر
در داخل شهرستان مصرف مي شود و به عبارت
ديگر دامنة فروش محدودي، نسبت به جسمي
سازها، دارند. |
|
و – كوره ها و
محصولات سفالي ديگر مند. كوره هاي جسمي و
رسي از لحاظ شكل و سوخت باهم تفاوتي ندارد
و هر دو نوع سابقاً با آتش بتَّه و هيزم گرم
ميشده و فعلاً در آنها نفت مصرف ميشود. شكل
كوره ها استواني است و ارتفاع قطر هر يك
حدود دو متر است و تنوري در مركز آن ، به
قطر 50 و دهنة 25 سانتي متر، قرار دارد.
سابقاً از دهنة تنور چوب يا بته بدرون آن
مي انداختند و فعلاً لولة هدايت كنندة نفت
از آن وارد مي شود. در اطراف كوره
رفها يا جلوآمدگي هائي وجود دارد كه ظروف
در روي آنها گذارده ميشود و معمولاً ظروف
كوچك تر را در داخل ظروف بزرگتر مي گذارند
و براي اينكه پاية ظروف بالاتر به ته ظروف
پائين نچسبد در بين آنها سه پايه هاي
متناسبي مي گذارند. در عين حال جاي اين سه
پايه ها به صورت سه نقطه در ته ظروف ديده
ميشود. سقف كوره ها بسته
است ودر قله آن سوراخي وجود دارد كه يك نفر
بتواند براي گذاردن ظروف قبل از پختن، و
برداشتن آنها پس از پختن، وارد شود. |
|
توضيح – چون در
اظهارات ريش سفيدان مند گناباد، از مركز
صنايع دستي ايران و كمك ها و توصيه هاي آن
ياد شده بود نگارنده براي استحضار از نحوة
خريد و فروش و هم چنين كمك ها ونظرات مركز
صنايع دستي روز پنجشنبه 18 خرداد 1351 به
نمايشگاه آن مركز، در خيابان ويلا،
راهنمائي گرديد و در روزهاي 20 و 21 خرداد به
ترتيب با آقاي دكتر نورما، آقاي تورج
نگهبان وآقاي بهروزان ملاقات نمود. ايشان
با مهرباني به سئوالاتم جواب دادند و
اطلاعاتي در اختيارم گذاردند و مرا
سپاسگزار فرموند. آقاي دكتر نورما
گفتند از 1349 تاكنون كمكها و راهنمائيهاي
قابل ملاحظه اي به سفالسازان مند گناباد
شده و محصول كار آنان افزايش يافته است.
ايشان افزودندسفالسازي مند گناباد از
جملة سه مركز سفالسازي مورد توجه: شهرضاي
اصفهان، ميبد يزد و مند گناباد، است و
محصول آن در خارج از كشور بخصوص كشورهاي
فرانسه، آلمان و آمريكا
مشتري دارد به نحوي كه اندكي پس از
وصول به خارج حمل مي گردد. ايشان اضافه
فرمودند سفالهاي مند گناباد ارزان است ولي
به علت نقوش و موتيفهاي سادة ابتدائي
واصالت يا ويژگي طرحها مورد توجه خريداران
خارجي است وحدود چهل درصد سفالهاي صادراتي
را تشكيل ميدهد. بنا باظهار آقاي
تورج نگهبان سعي مي شود، نقوش اصيل و موتيف
هاي ملي ايران در رشته هاي ختلف صنايع دستي
كما في السابق ادامه يابد و رواج بيشتري
پيدا كند. ايشان با اشاره به اهميت و توسعه
صنايع دستي و قدمت آن و نقشي كه مركز صنايع
در حفظ و تشويق آن دارد، اميدوار بودند
كتابهاي مدون و جامعي در اين باره تهيه
گردد. ايشان اجازه دادند تسهيلات لازم
براي مشاهدة سفالهاي مند گناباد فراهم و
عكسهاي مورد احتياج از آنها گرفته شود.
اكثر عكسهاي اين مقاله از ظروف موجود در
نمايشگاههاي مركز صنايع دستي تهيه شده و
موجب تشكر مجدد است. |
|
پاورقي ها: *
قسمتي از نتيجة بررسي هائي كه در تيرماه 1349
با اجازة دانشكدة ادبيات و علوم انساني
دانشگاه تهران انجام گرفته است. 1
– براي اطلاع از وضعيت جغرافياي تاريخي
گناباد به شمارة 92 مجله هنر و مردم، خرداد
1349، ص 6 و شمارة مخصوص دو هزارو پانصدمين
سال بنيانگذاري شاهنشاهي ايران، مهر 1350 ،
ص 389، نوشتة اين جانب مراجعه شود. 2
– سمينار بررسي و حفاري دشت قزوين ،
شانزدهم خرداد 1350، مصاحبة تلويزيوني
اعضاء هيأت حفاري دانشگاه تهران در دشت
قزوين، ديماه 1350 در برنامة ايران زمين. 3
– روزنامة كيهان، يكشنبه دوم اسفند 1349،
گفتار دكتر عزت الله نگهبان استاد دانشگاه
تهران. 4
– جزوة شماره 2 درس شناخت هنرهاي تزييني
كنوني ايران، نوشته وتنظيم خانم دكتر
سيمين دانشور ، سال 1344، ص 29 . 5
– جلد دوم تاريخ عمومي هنرهاي مصور، تأليف
علي نقي وزيري، تهران 1340، ص 248 . 6
– قلعة دختر شوراب گناباد، ص 389 – 404 مجلة
بررسي هاي تاريخي ، شمارة مخصوص دو هزا و
پانصدمين سال بنيانگذاري شاهنشاهي ايران،
نوشتة اينجانب . 7
– تاريخ و جغرافي گناباد، نگارش حاج سلطان
حسين تابنده، 1348، ص 83 . 8
– احتمالاً كلاه او پارچه اي و كفش چوبي
بوده وشايد پاي چوبي داشته. 9
– مادة اوليه ظروف جسمي سنگ است. 10
– اصطلاح محلي كشمش نخود است. 11
– نوعي سنگ چيني
(Quartz) . 12
– خاك
نسوز ( نوعي Kaolin
صحرائي
) . 13
– شغار از سوزاندن بعضي گياهان صحرائي، از
جمله گياهي كه در محل (شُوةرة) ناميده
ميشود و بيشتر در شوره زار ميرويد، بدست مي
آيد. 14
– گرد سفيد رنگي است كه غالباً در جوش دادن
آهن بكار مي رود. 15
– به آخر مقاله مراجعه شود. 16
– به آخر مقاله مرجعه شود. 17
– A.U.Pope, A Survery of Persian Art, London, 1938, p. 793 A., V . 5 .
. 18
– Idem. p. 779 A. 19
– Idem. P. 608. 20
– Idem. P. 559 B. 21
– A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5, London, 1938, p. 585 B. 22
– Idem. P. 662 B. 23
– A. Godard, L 'art de l'Iran, Paris, 1962, Pl. 77. 24
– Edith porada, Iran ancien, Pris, 1963, p. 211, No. 109. 25
– A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5., p. 771 A. 26
– Idem. P. 609 A. 27
– Idem. P.
763. 28
– شاهكارهاي هنر ايران، تأليف پوپ، ترجمة
دكتر خانلري، تهران 1338، ص 51 لوحة 32. 29
– M. Herzfeld, Die Ausgrabugen
von Samarra, T . 1, Berlin, 1923. 30
- A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5. p. 708. 31
– Idem. P. 714 A 32
– Idem. P. 715 33
– Idem. P. 788 34
– Idem. P. 611 A 35
- A. U. Pope, Persian Architecture, London,
1965, p. 82, p. 82, No. 260.. 36
– A. Ghirshaman, Iran Parthes et Sassanides, Paris, 1962, p. 219 No.
260. 37
– A. Godard, l'art de l'Iran, Paris, 1962, Pl. 58. 38
– به آخر مقاله مراجعه شود. 39
– به آخر مقاله مراجعه شود. 40
– مجله هنر و مردم، شمارة 92 ، خرداد 1349، ص 7،
نوشتة اين جانب. |