|
|
||
زماني،روحانيه. "دهسلم". دوره10، ش 119 و 120 (شهريور و مهر 51): 30-38، تصوير، طرح، نقشه. |
||
|
|
||
|
خلاصه:موقعيت طبييع و جغرافيائي و جمعيت ده سلم، كشاورزي و كشت خرما، انواع خرما و اسامي قسمتهاي مختلف درخت خرما، وسائل كشاورزي، شيوه آبياري، گلهداري و شترداري، اسامي دامها به گويش محلي، مسكن و فضاهاي مربوط به آن، صنايع دستي، اعتقادات مردم، مثلها، ترانهها و لالائيها. |
|
|
|
رموز قصه از ديدگاه روانشناسي
(16) جلال
ستاري پس
صورت نوعي حيوانِ خرابكار
مظهر غريزه و تاريكي است.اگر اين حيوان
داراي خصئص دوگانه متضاد باشد يعني بعنوان
مثال هم چون مار بخزد و هم چون چارپايان
شاخدار باشد، بعنوان حيواني خزنده متعلق
به عنصر سردي و رطوبت و به سبب شاخدار بودن
وابسته به عنصر گرمي و شور و شهوت و
سوزندگي است. حيوان مار اندام و خزنده و
شاخدار از سوئي رمز زندگي و تأثير پذيري
زنانه و از سوي ديگر به دلالت شاخ داري
خصيصة نيرومند مردانگي است . چنين حيواني
غول اولين است كه از پيكرش كيهان پديد آمده
يا رمز هيولاي نخستين (Prima materia) است كه هميشه
دوجنسي پنداشته شده است. در
اساطير مصر نوم (Noum) يا مادة زايندة اولين كه داراي
دو طبيعت مردانه و زنانه است به نام آمون (Amon)
آب
هاي آغازين، آنچه در آغاز وجود داشته ، چون
«پدر پدران» و «مادر مادران» خوانده شده
است. غول ها و عفريتهاي بسيار، دوجنسي يعني
درعين حال داراي خصائص نرينگي و مادينگي
پنداشته شده اند. Tiamat
مادر اولين در
اسطير بابلي دوجنسي است، همچنين به موجب
رموز كيمياگري ذات تقسيم نشده يعني ذات
آغازين دوجنسي (Hermapherodite) بوده است. اين حيوان به سبب
دوگانگي طبيعيتش (خاصيت زمين و انفعالي از
سوئي و خاصيت سوزندگي و فاعلي از سوي ديگر)
مظهر رمزي نيمي از كل عالم يعني عالم سافل
و ناسوت و غرائز و شهوات است. باري
اين موجودات افسانه اي داراي طبيعتي
آميخته از نرينگي و مادينگي اند و اين
طبيعت بسيار ابتدائي است. از اينرو
جانوران دو جنسي به عميق ترين لايه هاي
ناخودآگاهي تعلق دارند، و ريشة آنها را در
دوره اي بايد جست كه آب اصل جهان يا
Anima mundi پنداشته مي شده
چنانكه در عهد عتيق آفرينش همينگونه آغاز
شده است. كيمياگران بر همين اساس معتقد
بودند كه Aqua est vas nostrum (من الماء كل شيئي حي) . جانوران
اين جهان اولين همه رمزهاي Matrix يعني مادينگي پذيرنده و Vas كيمياگري يا
مظاهر گوناگون مام بزرگ بودند كه هنوز با
اصل نرينگي درنياميخته بود. مام بزرگ رمز
ژرفترين لاية ناخودآگاهي است كه در آن زوج
متضاد نر و ماده هنوز از يكديگر جدا نشده
اند. بدينگونه
حيوان از لحاظ رواني دو قطب دارد. اما
دوگانگي خصيصة اساسي همة رمزها و صور نوعي
است. كلي كه هنوز تقسيم نشده و
دو قطب آن به هم پيوسته اند آبستن همه
گونه امكانات است، ازينرو صور نوعي يا
رمزها غالباً دوجنسي (هم نرينه و هم مادينه)
هستند. اين دوگانگي تنها بصورت زوج هاي
نرينه و مادينه جلوه گر نميشود بلكه بصورت
صفات مثبت و منفي نيز پديدار مي گردد.
مثلاً اژدها و مار درعين حال كه رمزهاي
نيرومند تاريكي و شر و ويرانكاري اند
نگاهبان گنجينه هاي پنهان و چشمه هاي
معجزه آسا نيز هستند و بهمين علت چنين تصور
مي شده كه شستشوي تن با خون بعضي از
اژدهايان آدمي را آسيب پذير ميسازد. اژدها
و مار معرف حالت آغازيني است كه ارزش هاي
مختلف و امكانات خير و شر را در خود نهفته
دارد. درنتيجه مار تنها رمز غريزه نيست
بلكه علاوه بر آن داراي معنايي عرفاني يا
مذهبي (و بهرحال اسرار آميز) نيز هست. ازين
لحاظ مار مظهر لي بيدو، پويايي و زايندگي
روان و همان جيوة كيمياگران و بفرجام قوه
محركه و زوال ناپذير رواني است كه
آفريننده و تجديد كنندة تصاوير است يعني
پيوسته تصاوير را در دنياي زير زميني و
آشفته و تاريك خويش فرو مي برد تا دوباره
بصورتي تازه به دنياي اعلي باز گرداند. |
|
پوست انداختن مار رمز همين مفهوم است، زيرا مار از سوئي آشفتگي وظلمت ماده اوليه ايست (Prima materia, massa confusa) كه پيش از شروع عمليات كيمياگري وجود دارد واز سوي ديگر مظروفي است كه مسخ و استحاله در آن انجام مي پذيرد، يعني همان شكم ماهي – نهنگ است كه به سبب گرماي هواي دروني آن همه موهاي سر قهرمان مي ريزد يا نوعي زهدان عظيم مانند كشتي نوح است كه در آن آدم پير با تلاش و كوشش و تحمل درد و رنج جوان ميشود يا تجديد حيات مي كند و اين هستي نو همان گنجي است كه اژدها پاسدار آنست. بدينگونه زهدان مادر اعظم هم بلعنده است و هم زاينده، هم زيانكار است و هم زاينده. حيوان
زيانكار در حكم زهدان مهيب (uterus geant) يا پوزة گشاد
ناخودآگاهي است و حيوانات كوچكتري كه به
زخم شاخ حيوان زيانكار كشته ميشود مظهر
مادة خام روان اند (Materia Prima) كه نخست بايد فنا شود تا
زندگاني دوباره بيايد به اين اميد كه
زندگاني نوين بهتر از زندگاني پيشين باشد،
بسان خورشيد كه هر شب در بطن تاريك شب
پنهان مي گردد تا هر روز رستاخيز كند.
حيوانات كوچك به اعتباري نمودار قواي
رواني اي هستند كه هنوز سازمان نيافته اند
يا نمودار قواي رواني از هم پاشيده اند. در
اينصورت حيوانات كوچك عناصر متلاشي شده و
از هم جدا و دور افتاده اي هستند كه مستقل و
خودكامه شده اند اما با گذشتن از وادي
مرگبار ناخودآگاهي زندگاني دوباره خواهند
يافت و در زندگاني نوين وحدت و جامعيت از
دست شده را بدست خواهند آورد. حيوانات كوچك
به اعتباري ديگر رمز واحدهاي زمان اند كه
چون ماه اندك اندك شكسته و نزار شده در
پوزة تاريك شب فرو مي روند تا بهنگام از
آسمان تاريك بيرون آيند و زندگاني نوي از
سرگيرند. |
|
||
|
بكشتي نشستن امير ارسلان و رفتن بشهر فرنگ |