ـــــــ . "گزارشي از موزه مردم شناسي". دوره 10، ش 119و120 (شهريورومهر 51): 43-51، تصوير.

 

خلاصه:اهميت موزه و تاريخ تاسيس آن، معرفي طبقات مختلف موزه واشيائي كه به معرفي نمايش گذاشته شده، طبقه اول غرفه‌هاي: آرايش سفال، اشياء فلزي، ساخته‌هاي چوبي، شيشه‌اي و سنگي، نمد، منبت‌كاري و خاتم‌كاري، فرامين، قلمدانهاو عقدنامه‌ها، دراويش سازها، روشنائي، حمام، قهوه‌خانه، تدفين ـ طبقه دوم غرفه‌هاي: پوشاك، بافندگي، صنايع دست، سفر، زورخانه، كف‌پوشها.

گزارشي از :

موزه مردم شناسي

براي شناخت شكل ها، قيافه ها و معيارهاي مردم نقاط مختلف ايران، لباسي كه اين مردم مي پوشند يا مي پوشيدند، ابزار و آلاتي كه در زندگاني روزمره، آئين ها، مكان ها وجاهاي مخصوصي چون زورخانه و خانقاه بكار مي بردند، از آن زمان كه موزه در ايران جائي براي خود باز كرد، طرح و برنامه اي در ذهن ها بود.

منهاي جنبه هاي مستقيم تحقيقي و فرستادن گروههاي محقق به نقاط و خطه هاي مختلف ايران و بررسي در قيافه و لباس و ابزار و آلات زندگي و آئين ها و عادت هاي مردم كه زمينه هاي اصلي دانش تازه و شيريني بنام مر دم شناسي را تشكيل ميدهد، اين فكر وجود داشت كه در تهران وديگر مراكز استان، موزه هائي براي اين منظور تشكيل شود تا هم وسيله اي براي تحقيق و بررسي اهل پژوهش باشد و هم محلي براي  تدريس مردم شناسي به دانشجوياني كه در اين رشته درس مي خوانند و يا مي خواهند مردم خود را خوب بشناسند و از اين راه به ريشه ها و اصول همبستگي و پيوند ملي دست يابند.

بي ترديد، چه از راه گشت وگذار و راه يافتن به نقاط دور و نزديك اين سرزمين كه صاحب فرهنگ و آئيني وسيع است وچه از راه مطالعه در احوال و عادات و ابزار و آلات زندگي و نزديكي و دوري اين وسايل و قيافه ها، علم مردم شناسي كه به تازگي مورد توجه فراوان اهل تحقق و بررسي قرار گرفته است، امكان بيشتر و آسانتري براي گسترش خواهد يافت. اين، از آن دسته دانش هائي است كه اگر خوب شناخته آيد و به اشاعه اي مطلوب برسد، مورد استقبال فراوان بيشتر طبقات و قشرهاي اجتماعي و بويژه دانش آموز و دانشجو قرار خواهد گرفت. چرا دانستن هر نكته اش شيرين و سهل است و دريچه تازه اي را بروي يادگيرنده باز مي كند.

براي نمونه ، اگر دانش آموز دبيرستاني، از راه مطالعه ي مستقيم، يعني رفتن ميان ايل شاهسون آذربايجان يا از راه غير مستقيم، يعني ديدن قيافه شاهسون و لباس و آلات و ابزار و وسايل چادرنشيني و زندگي او، بخشي ازمردم خود را بشناسد، برايش شيرين تر از آن خواهد بود كه در كتاب بخواند.

غرفه فلزات – مجموعه اي از قفل و كليد ولوازم زندگي

«ديرك» چادر يعني چه، يا اينكه پيراهن زن هاي شاهسون بلند است يا كوتاه ومردهايش چه جور كلاهي بسر     مي گذارد.

اينست كه لزوم تشكيل موزه ي مردم شناسي و از همه مهمتر تكميل موزه ي موجود تهران كه رو بفراموشي ميرفت، از مدت ها پيش ذهن مسؤولان را بخود مشغول كرده بود.

اين موزه، با شكل ووضع وكيفيتي بهتر – از سال پيش در كاخ گلستان تشكيل شده است.

بنياد اين موزه به سال 1314 بدوران سلطنت رضاشاه كبير نهاده شد و پس از چند سال كوشش در راه تشكيل آن، سال 1316 گشايش يافت. محل موزه مردم شناسي از مهرماه 1316 تا آبان ماه 1347 در خيابان بوعلي (ارامنه سابق) بود و از آن ببعد به محل فعلي «كاخ ابيض» منتقل شد.

كاخ ابيض در اواخر سلطنت ناصرالدينشاه در گوشة جنوب غربي محوطه گلستان ساخته شد وبعلت سفيدي رنگ نماي ساختمان و پله ها و ازاره هاي سراسري كاخ كه همه از مرمر سسفيد رگدار است به كاخ ابيض معروف شد. اين كاخ از ابتداي بناي خود همواره محل اشتغال صدراعظم ها و رئيس الوزاءها و نخست وزيران وقت بود و جلسات هيئت دولت هميشه در تالار اين كاخ تشكيل ميشد.

حدود هفده سال پيش كه نخست وزيري به كاخ والاحضرت شاهپور عليرضا پهلوي در خيابان كاخ انتقال يافت، بفرمان شاهنشاه كاخ ابيض در اختيار هنرهاي زيباي كشور (وزارت فرهنگ و هنر امروز) قرار گرفت وپس از انجام تعميراتي در آن به محل تشكيل نمايشگاههاي موقت ومركز فعاليت هاي ادارة كل موزه ها و فرهنگ عامه اختصاص داده شد پس از تشكيل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه به محل جديد، در وضع نماي غربي و اطاقهاي طبقات كاخ ابيض منطبق با شيوه اصلي تغييرات و تعميرات مهمي انجام گرفت تا از انهدام وويراني آن كه بعلت رطوبت و كهنگي ساختمان پيش آمده بود جلوگيري شود.

اين كاخ از آبان ماه سال 47 بوضعي درآمد كه ميشد موزه مردم شناسي را به آن جا منتقل كرد و از سال 1350 نخست بعنوان نمايشگاه مردم شناسي اعلام شد وسپس با اسم اصلي خود كه موزه مردم شناسي باشد با همكاري اداره فرهنگ عامه زندگي     تازه اي را آغاز كرد.

بي شك همچنانكه در مقدمه آمد، موزه مردم شناسي براي كشور كهنسال ايران كه در اوج وحدت فرهنگي و استمرار تاريخي از تنوع كامل برخوردار است و هر گوشه كشور بسته به شرايط اقليمي و جغرافيايي داراي نوع بخصوصي از زندگي وسرشار از لطف و ذوق هنر بومي است بناي وسيعي نياز دارد. با اين همه در ساختمان فعلي نوع و تنوع انتخاب چنان است كه همين محل بخوبي ميتواند غناي زندگي و فرهنگ عامه مردم ايران را كه يادگار گذشت هزاران سال تمدن است بيان دارد.

غرفه روشنائي – سيري از پيه سوز تا فانوس و لنتري

غرفه قهوه خانه – قهوه چي و شاگرد قهوه چي ودستگاه

طبقات موزه

براي دادن نمايي از موزه و بعد تعريفي از يك يا چند غرفه نخست طبقات موزه را باختصار مي شناسيم.

طبقه اول (هم كف)

نخستين غرفه كه بنام «غرفه زندگي» خوانده شده نمايشگر اشيايي است كه تا حدي گوياي زندگي روستاهاي ايران است. دراين غرفه از هر نقطه ايران شيئي كه بنحوي در زندگي روستايي بسته به شرايط اقليمي آن منطقه ايفاگر نقشي در روند زندگي است به نمايش گذاشته شده است و بدين گونه اين غرفه نشان دهنده زندگي اي خاص از منطقه اي خاص نيست بلكه نما وسيمايي است از شكل هاي زندگي و همه جا. البته تا جايي كه جمع آوري اشيا، مقدور بوده است. گهواره مازندراني در كنار زن تركمني، كوزه بندري در كنار مسي كرمان و زنجان، چوقاي بختياري در كنار چرخ نخ ريسي اصفهاني، ظروف چوبي شمال در كنار گليم كُرد و چراغ پيه سوز ابتدائي با چراغ نفت سوز شيشه اي همه در يك مجموعه گردآمده اند تا وسيله اي باشند براي بدست دادن نماي كلي و در عين حال احتمالي از زندگي عاميانه روستايي در پهنه گسترده ايران زمين اين غرفه در واقع مدخلي است براي موزه كه شما با اشيا، گوناگون مربوط به زندگي ايراني به آن برخورد مي كنيد.

غرفه آرايش – اين غرفه ويژه نمونه هاي ابزار و وسائلي است كه زن ايراني براي آرايش خود بكار ميگرفته است. وقتي چشم به اين اشياء ميدوزيد ومنهاي استفاد هايي كه داشته اند در خودشان دقيق مي شويد در مي يابيد كه علاوه بر اينكه وسيله اي بوده اند براي زيباتر ساختن زنان، خود نيز از زيبايي وظرافت بي نظيري برخوردارند، كه حاصل كار صنعتگران و هنرمندان باذوق ايراني است. اين وسايل آرايش به سرمه دانها، وسمه جوشها، آئينه ها،  شانه ها و ميزهاي كوچك كشودار كه مخفي گاه سرخاب و ديگر لوازم آرايش بوده است خلاصه مي شود.

غرفه سفال – اين غرفه كه سفالهاي لعاب دار را شامل است به زماني مربوط ميشود كه هنرمندان اين سرزمين از خاك بي ارزش ظروفي مي ساختند كه در زندگي روزمره شان بكار مي آمد. اين هنرمندان باآميختن انواع مواد شيميايي لعابهاي براي رنگ آميزي اين ظروف فراهم مي آورده اند و با لعاب دادن، نقاشي كردن، و پختن آن در مراحل متفاوت چنين چشمگير كاسه ها و ظرفهايي را بدست مي داده اند كه در اين غرفه مي بينيم، از فوت وفن اينكار فقط عدة معدودي آگاه بوده اند كه از اسرار ساختن برخي از اين رنگهاي لعابي را با خود بگور برده اند. نقشها در عين سادگي سرشار از زيبايي است و هر كدام از اين نقشها شايد گويايي برخي اعتقادات نسبت به مظاهر طبيعت باشد. شايد ماهي نشانة طهارت و پاكيزگي ، مرغ نشانة آزادي و خورشيد علامت نور و روشنايي جاوداني است.

غرفه فلزات – در اين غرفه، بامجموعه متنوعي از قفل ها، كليدها روبرو مي شويد. اشيائي كه نقش استحفاظي داشته و دارند. اما، صنعتگر هنرمند، بسته به ذوق خلاقش، هركدام را در نقشي از حيوان درآورده است وبيشتر به نقش سگ كه هميشه پاسدار و نگهبان بوده و اسب كه به نجابت معروف است توجه داشته اند.

درهمين غرفه، مجموعه اي از دعاها و طلسم ها نيز جا داده شد كه اورادي خاص با قلمي هنرمندانه به روي آنها حكاكي شده و يا چند نمونه از رمل و اسطرلاب كه نمونه هايي است از پيشرفت دانش عوام و نيز نمونه هائي از ساير اشياء كه بشر در زندگي روزمره با آن روبروست.

غرفه ساخته هاي چوبي بيننده را متعجب از اينهمه ذوق و سليقه هنرمند ايراني مي كند كه چنين اشياء ظريفي ساخته است. انواع قاشق ها وچمچه هاي چوبي براي خوردن مايعات مثل دوغ و عصاها وچوبدستي.

غرفه شيشه نشان دهنده برخي از اشيايي است كه از شيشه ساخته شده است. اگر ببننده از فوت وفن ساختن اين اشياء اطلاع داشته باشد متوجه خواهد شد كه صنعتگر هنرمند با مرارت غير قابل توصيفي در مقابل حرارت فوق العاده كوره با دميدن در درون خميرهاي شيشه و چرخاندن و پيچاندن ظريف و بموقع آنها چه زحماتي رامتحمل شده تا چنين اشيائي بوجود آمده است. برخي از اين اشياء داراي نقش هايي است كه خيره كننده است.

غرفه اشياء سنگي علاوه بر اين كه نمايشگر نمونه هاي است از اشيائي كه از سنگ ساخته شده بلكه گوياي سخت كوشي بشر است كه با تلاشي فراوان و صرف وقت بسيار از سنگي سخت و شكننده چنين اشياء ظريفي ساخته. برخي از اين ساخته ها نقش تزئيني دارد مثل مجسمه هاي كوچك سنگي و برخي ديگر مثل ديگ سنگي و كاسه ها و كوزه قليان و آفتابه لگن ونمكدان و هاون مورد مصرف در زندگي روزمره است.

نظر باينكه يكي از صنايع ظريفه ايران پارچه هاي قلمكار است و شايد بسياري از مردم از نحوة بوجود آمدن اين نوع هنر اطلاعي نداشته باشند غرفه قلمكار به نمايش انواع قالبهاي قلمكار وطريقه بوجود آمدن پارچه هاي قلمكار اختصاص داده شده است، جنس اين قالبها از چوب گلابي است و نقشها روي اين چوبها حكاكي شده است.

غرفه نمد – نمد مالي يكي از صنايع دستي متداول در تمام نقاط روستانشين و ايل نشين ايران است.مواد اوليه مورد مصرف عبارتست از پشم بهاره بره ها و صابون. و ابزار كار در كارگاه فوق العاده ساده و عبارتست از كمان، مشته و قيچي و همچنين حصير براي ماليدن پشم ها. در غرفه نمد چند نمونه از ساخته هاي نمدي و دو نمونه از وسايل كار نشان داده شده است.

غرفه منبت كاري و خاتم سازي كه نشان دهنده يكي ديگر از صنايع دستي ظريف ايران است. هنرمند خاتم ساز روي جعبه ها و صفحه هاي چوبي را با قطعات بسيار ريزي از صدف و عاج و استخوان و برنج با نقشهاي گوناگون مي پوشاند و بعد از اره كردن و صاف كردن وسنباده زدن چنين محصول بديعي را بوجود مي آورد . در اين غرفه نمونه هايي از جعبه هاي خاتم، رحل خاتم ، كيف چوبي و منبَّت به نمايش گذاشته شده است. منبت كاري بمعني كنده كاري روي چوب است.

غرفه ساخته هاي چوبي – انواع قاشق هاي كار آبادة فارس، دسته چپق و عصا

غرفه سفالينه هاي نقيشه دار

تاج و لباس و كشكول و تبرزين درويشي

غرفه هاي فرامين، قلمدانها و عقدنامه ها به خوشنويسي و ابزار كار كه قلمداد باشد اختصاص داده شده است. هنر خوشنويسي از هنرهايي است كه اكثر مردم ايران از آن بهره مندند. در چند سال پيش كليه فرامين و عقدنامه ها با خطي خوش بروي كاغذهاي مخصوص يا پوست، برشته تحرير در مي آمده و دور اين خطوط را هنرمندان تذهيب كار با نقوش و رنگهائي طلايي تزيين و مذهب مي كردند و براي اينكه از گزند پوسيدگي وشسته شدن در امان باشد روي آن را شمع مي كشيدند.

119_48_2

همچنين قلمدان سازي از هنرهائي بوده است كه رواج داشته و عده اي به اين كار اشتغال داشته اند وقلمدان ابزار كار مستوفيان بوده و هميشه در ترك شال كمر خود آن را همراه داشته اند كه نمونه هايي از آن در غرفه مربوط به قلمدان به نمايش گذاشته شده است.

در غرفه دارويش همه اشيائي كه دراويش با آن سروكار دارند به نمايش گذاشته شده است. چند نمونه تاج دراويش، چند نمونه منتشا (چوبدستي)، لباس و كشكول و تسبيح هزار دانه و نفير و تخته پوست.

غرفه هاي ساز به نمونه هايي از انواع سازهاي ايراني اختصاص داده شده است. در اولين غرفه انواع سازهاي بلوچي ازنوع دهل وسرنا و دوزله و قيچك و در دومين غرفه دو نوع كمانچه و يك نوع تار از سازهاي ايلي و روستايي از نوع سرنا و كرنا ودهل و همچنين يك نقاره جفتي به نمايش گذاشته شده است.

غرفه قهوه خانه – تدخين در قهوه خانه

سماور مجلسي «غرفه قهوه خانه»

غرفه روشنائي – در اينجا انواع وسايل روشنائي ديده مي شود از پيه سوزهاي ابتدائي گرفته تا انواع فانوس هاي كفن دار كه منبع روشنائي آنها شمع است و شمعداني ها و لامپاها.

غرفه عقد نشان دهنده سنتي ديرين از چگونگي عقد وعروسي ايران است. آينه و شمعدان به نشاه صفاي باطن و روشني، آب و سبزي نشانه طراوت و شادابي و طهارت، نقل و نبات نشانه شيرين كامي زندگي است. تور بالاي سر عروس و سائيدن كله قند بر بالاي آن و خنچه عقد و نمونه هايي از لباس هاي عروس ها در اين غرفه به نمايش گذاشته شده است.

غرفه حمام نشان دهنده وسائل حمام زن ايراني است. طاس و دولچه، سنگ هاي مرمرين مخصوص حنابندان كه جاي گذاشتن پاها در روي آن مشخص است وتخت و ميز مرمرين كشودار براي گذاشتن وسائل حمام و ساير لوازم ديگر مربوط به حمام در اين غرفه نشانداده شده است.

غرفه قهوه خانه نشان دهنده فضاي كلي از نمونه قهوه خانه هاي قديم ايران است. قهوه خانه در ايران سابقه اي طولاني دارد و در چندين سال پيش (در عهد صفويه) مركز تجمع طبقات مختلف ومحل تبادل افكار بوده است. در سالها بعد نوع مشتريان عوض شده و قهوه خانه هاي پاتوقي بوجود آمده است و هر كدام از قهوه خانه ها پاتوق قشر خاصي مثل نقاش، شيرواني كوب، توفال كوب و بنا گرديده در اين قهوه خانه ها به بازي هاي گوناگوني مثل نرد، شطرنج، ترنا بازي، مشغول مي شده اند و نقالي وسخوري هم از نمونه سرگرميهاي عمومي مردم قهوه خانه نشين بوده است. انواع وسائل تدخين نيز در قهوه خانه ها وجود داشته است.

غرفه هاي تدخين كه تقريباُ مكمل قهوه خانه است به انواع وسايل تدخين از نوع چپق ها وقليان ها و مشتوك و انواع توتون اختصاص داده شده است.

غرفه زورخانه – شلوار ورزشكاران زورخانه

غرفه مذهبي – علامت يك تيغه و كتيبه اشعار مخصوص ماه محرم

طبقه دوم

در اولين غرفه از طبقه دوم بيننده با انواع كلاه ها و سرپوشها روبرو مي شود. انواع كلاههاي مربوط به عشاير ايران كلاههاي مربوط به طبقات خاص مثل كلاه شاطرها، كلاه درويش ها وانواع كالاههاي زنانه كه هر كدام با زيورها و زنيت ها و به اشكال مختلف ساخته شده است.

غرفه جورابها و دستكشها و قلاابدوزي مختص اين نوع بافت در نقاط مختلف ايران است. اين جورابها و دستكش ها بتوسط پنج ميل كوتاه فلزي و بكمك دستان زنان از پشم هاي زنگين بافته مي شود. نقوش روي جورابها و دستكش ها و قلابدوزي ها مأخوذ از حيوانات واشيائي است كه در آن مناطق وجود دارد و بصورت استيليزه روي اين بافت ها نقش بسته است. قلابدوزي هنري است كه بيشتر در بين زنان كردستان معمول است و با يك قلاب آهني و نخهاي پنبه اي و ابريشمي بافته مي شود. برخي جاي ساعتند و بعضي كلاه وپاره اي از آنها روي قوري.

غرفه پاپيچ ها – گروههاي انساني كه در نقاط سردسير وكوهستاني و جنگل ايران زندگي مي كنند براي محافظت پا از سرما و نيش زهرآگين خزندگان گزنده، ناگزير از پيچيدن پاپيچ به ساق پاهاي خود هستند.

همين امر سبب بوجود آمدن اين نوع بافته ها شده و ذوق هنرگراي ايراني نيز در ساختن آنها ظرافت خاصي بكار برده است.

غرفه هاي پوشاك اختصاص به انواع پوشاكهاي ايراني دارد. پوشاكهائي كه در يكي دو دوره تاريخي گذشته مورد استفاده بوده و يا در عصر حاضر تن پوش مردم ايران است. در غرفه هائي كه پوشاكها با وسائل زندگي همراهند نشاندهنده پوشاك عصر حاضر است كه مردم از آن استفاده مي كنند.

غرفه پاپوشها نمايشگر انواع پاپوشها است كه بوميها بسته به نوع استفاده و شرايط اقليمي و فراواني مواد اولينه به انواع گوناگون ميسازند. مثلاً ايل نشينان كه كمتر با شهر و بازار سروكار دارند از پاپوشهائي استفاده مي كنند كه از چرم تهيه مي شود و نقشهائي نيز با نخهاي رنگين روي آن مي اندازند.

غرفه مربوط به بافندگي – در اين غرفه انواع وسائل مربوط به اين صنعت به نمايش گذشته شده است، از مرحله ريسيدن و تابيدن تا بافتن، انواع دوكها و چرخها ووسيله بافندگي و نمونه پارچه هائي كه توسط اين  ابزار از آن توليد مي شود.

غرفه مركز صنايع دستي كشور كه اشياء اين غرفه بوسيله مركز صنايع دستي وزارت اقتصاد تهيه شده است نمايشگر همة اشيائي است كه در اقصي نقاط كشور بوسيله صنعتگران بومي ساخته وبه بازار عرضه مي شود. بيشتر اين اشياء نقش تزئيني دارد و برخي ديگر همان اشيائي است كه در زندگي روزمره سازندگان بومي آن منطقه مورد استفاده قرار مي گيرد

غرفه تدخين – انواع برگ توتون و تنباكو و چندنوع چپق

غرفه آرايش – وسايل آرايش زنانه

غرفه سفر نشان دهنده نمونه هايي از وسائل سفر است كه قابل بستن به روي اسب و قاطر و حمل و نقل بوده است. كيف چندخانه ، زين و سيخ كبابها از اين نوعند.

بيننده در غرفه مربوط به رزم با آلات وافزاري روبرو مي شود كه در جنگها بكار مي گرفته شده است. يك نمونه زره، كلاه خود، شمشير و خنجر و تير و كمان وسپر وتفنگ سرپر در اين غرفه نشان داده شده است.

غرفه مربوط به زوخانه – در اينجا ورزش باستاني كه جنبه فتوت آن بر هر امر ديگري چيرگي داشته است، وسايل مربوط به اين ورزش از نوع تخته شنا، ميل ، كباده ، سنگ و هم چنين ابزار مربوط به مرشد مثل ضرب و زنگ به نمايش گذاشته شده است.

فضاي روحاني و مذهبي تالار بزرگ مذهبي بانخل عظيمي كه در آن نهاده شده (اين نخل بقولي نشان دهند تابوتي است كه بدن قطعه قطعه شده حضرت سيدالشهداء را در آن نهادند و صدها نفر آنرا حمل كردند. يا بقولي هودج است ونشانة ستون هاي نوري است كه در سه نقطه كه سر حضرت در آنجا  بود فرود آمده است) و علامتها و علمها و كتيبه هائي كه اشعار مذهبي روي آن نوشته شده، بيننده را با سنت هاي مذهبي واسلامي در امر عزاداري ماه محرم آشنا مي سازد و در گوشه اي از آن ابزار مربوط به تعزيه گذاشته شده است.

غرفه عقد – آئينه و شمعدان و خنچه عقد وتور و لباس عروس

قاب ترازو مخصوص عطاران وجواهر فروشان

غرفه گليمها و جاجيم ها بيانگر ذوق و خيال پروري بافندگان بومي است كه از پشم تابيده و رنگ شده بتوسط دستگاههاي كاملاً ابتدائي چنين بافته هائي توليد مي كنند.

غرفه زيور آلات بيننده را با انواع گوناگون زيورهاي زنانه كه در پهنه گسترده اين سرزمين زينت بخش البسه ورو و مو و دست و انگشت و مچ پاي زنان طوايف و گروه هاي مختلف است آشنا مي كند.