اعظمي (سنگسري)، چراغعلي. "درمان بيمارهاو زخميها درسنگسر". دوره10، ش119و120 (شهريور ومهر51): 55-60.

 

خلاصه:فهرستي ازگياهان دارويي كه سنگسري هابويژه "كوهخونها" آنها را براي معالجه غده‌ها، زخم‌ها وبراي تهيه انواع ضمادها مي‌شناسند، پاره‌اي از بيماريها و معالجه‌اشان با گياهان دارويي و بعضي واژه‌هاي سنگسري مربوط به بيماريها.

درمان بيمارها و زخمها در سنگسر

گردآورنده – چراغعلي اعظمي (سنگسري)

سنگسري ها از ديرباز با آبله كوبي انسان و تلقيح دام عليه پاره اي بيماريهاي دامي آشنا بوده اند.

از روزگاران گذشته سنگسريها بيشتر بيماريها را شناخته و آن را با روشهاي خاص معالجه ميكرده اند.

آبله كوبي انسان و تلقيح عليه بيماري «شش» بزها و نيز استفاده از شته واش S hattah Vawsh كه گياهي سمي است در اوستا آمده است. آنچه در اينجا مذكور ميافتد نحوه بكار بردن گياهان اهلي و وحشي و بذر آنها و برگ و پوست و ريشه و ميوه درختان و برخي مواد ديگر براي درمان در سنگسر است.

گرچه اغلب گياهان و بذرهائيكه در اينجا ذكر ميشود براي شهرنشينان ناشناخته است اما سنگسريها بويژه «كوهخونها» يعني آنانيكه نيمي از سال را در چادرهاي خود در پيچ و خم كوههاي بلند البرز بسر ميبرند بخوبي آنها را ميشناسند و با خواص آن آشنا هستند.

گره گونده GAREH GUNDA غده ها

1 – پاب Pawb – گياهي است وحشي شبيه كلم. برگ پهن. اين گياه را جوشانيده براي پاشيدن غده هاي تازه بموضع آن مي بندند.

 2 – كلكوت Kalkut – بمعني آرد گندم سرخ شده كه بعداً با افزودن آب بصورت خمير درآمده باشد همراه با ماست بموضع غده ها بسته ميشود تا آن را از هم بپاشد يا سر‌آن باز شود.

3 – چرانگوم Charangum = باريجه Bawrijah = انگومِ باره Bawrah – كه يك بوته سالانه كوهستاني است براي رفع درد مصدوم و مضروب و يا پاشيدن غده هاي غير دائمي بزرگ بدن (يامون Yawmun) بموضع آن ماليده ميشود.

4 – گل سرشور را بتنهائي يا با گل رختشوئي با هم ميپزند ويراي پاشيدن غده هاي زير جلدي بموضع آن ميبندند اين روش مداوا بسيار مؤثر بوده است.

5 – خوزه Khowzah و سُ تول So Tul – يعني «خزه ولجن» ته استخر را براي علاج عقده هاي بدن بموضع آن مي بندند.

6 – پنديرگ Pandirak – بمعني پنيرك پختة آن را براي رفع درد  ودرمان ور گلو (بمعني درد لوزه) و چارشاخي كه نوعي زخم گلو است ودرد ناي و عقدة شكم يا درد شانه بموضع زخم يا درد مي بندند.

7 – شولك انگوم Shullak Angum – انگوم درخت زردآلو را آسيا ميكنندو با اندكي آب يا زرده تخم مرغ درهم آميخته و بمحل لوزه ها ومواضع درد مي بندند تا درد زايل شود. اين درمان وقتي است كه زخم باز نباشد.

8 – داغي واش Dawghi Vawsh – گياهي است كه كوبيده برگ تازه آن مثل تيزآب پوست بدن را ميسوزاند. از اين گياه براي باز كردن و كشيدن چرك زخمهاي بدن استفاده ميكنند.

9 – غدومه Ghadduma – بذر نوعي گياه صحرائي است. آن را در آب ميخيسانند واندكي گرم ميكنند و براي رفع لوزتين و درد گلو بموضع درد مي بندند.

10 – شيلا توم Shillaw Tum – يعني بذر «شيلا» كه يك گياه صحرائي است با تخم بزرگ در شير جوشانده ميشود و اين معجون را براي باز كرد غده هاي بزرگ بموضع آن مي بندند.

11 – اسپه ميز Aspa Miz – نوعي بوته وحشي شبيه «جاج» است كه خشك آن رود ميسوزد وخاكستر ميشود. خاكستر آن را با اندكي آب مخلوط كرده خميري درست ميكنند و خمير را در پوست گردو و يا بادام يا پسته يا فندق ميگذارند و روي دمل قرار ميدهند و مي بندند. اين خمير موضع دمل را ميسوزاند وآن را باز ميكند. پوست گردو و يا غير ان از اين رو بكار ميرود كه خمير به قسمت سالم بدن آسيب نرساند.

12 – سيمنج Simannj – نوعي گياه برگ پهن است كه در نواحي مرطوب مثلاً در كنار جويبارها ميرويد آنرا براي رفع التهاب و كشيدن چرك روي زخم مي بندند.

13 – كارده Kawarda – نوعي گياه شبيه «سيمنج» با برگ نازك است كه در مزارع ميرويد آن را نيز گاهي بطوريكه هست وگاهي كوبيده بر زخم ميگذارند تا رفع التهاب نمايد و چرك كشيده شود. برگ آن را براي تقويت لثه و دندان ميجوند.

14 – تولا Towalaw – يعني تبخال را با گذاشتن مس بسيار سرد روي آن علاج ميكنند.

15 – سائيده ذغال چندين ساله لاي جرز را با آب دهن آميخته روي «زرد زخم» ميمالند كه فوراً آن را درمان مينمايد.

16 – از آب انار ترش و خاكستر مرحمي ميسازند و بموضع – س گره Sogareh – يعني سياه زخم مي بندند.

17 – براي معالجه سياه زخم آن را داغ ميكنند و براي اينكه پوست سالم بدن نسوزد اطراف زخم خمير ميگذارند.

18 – جوشانده ريشه «چيني» كه يك علف كوهستاني است براي معالجه سياه زخم به بيمار خورانده ميشود.

19 – ريشه زرشك را ميجوشانند مايع زردرنگي بدست مي آيد كه زرد سرب Zardasarb ناميده ميشود آن را براي معالجه تراخم و جوشها به پشت چشم ميمالند كه بسيار مفيد و مؤثر است.

20 – خكيجه Khokijah يا هوچو How Chu يا هوچويه How Chuiyeh – نوعي علق صحرائي است مرهم آن كه بشرح ذيل تهيه ميشود براي علاج هر زخم وهمچنين چشم درد بكار ميرود وتأثير قطعي دارد – مقدري پيه بز را در ماهيتابه ريخته سرخ ميكنندتفاله آن را برميدارند بعد درحاليكه همچنان روي آتش ملايم است اندكي موم وپس از آن مقداري كره بي نمك بآن اضافه ميكنند. سپس ريشه خكيجه را كه سرخ رنگ است بداخل آن ميريزند وپس از آنكه چربي گداخته را رنگين كرد تفاله آن را برميدارند و آن را در گوشه اي ميگذارند تا از حالت گداختگي خارج شود. اكنون ديگر اين مرهم آماده براي درمان انوع زخمهاست.

زخم ZAKHM  جراحات

21 – وقتي گوش دختران را براي گوشواره سوراخ ميكنند از داخل سوراخ نخ آبي رنگي ميگذرانند كه مدتي روي گوش ميماند تا زخم التيام يابد.

22 – هرگاه كسي بعلت اصابت تير يا جراحات ديگر خونريزي شديد نمايدكره خام را آب نموده بمقدار بسيار زياد بخورد او ميدهند تا جايگزين قواي از دست رفته شود.

23 – سائيه زردچوبه با خاكه قند و روغن پنير (مامايي ووو Mawmawyi Vove ) مرهمي قاطع براي التيام زخمهاست. واين امر بتجربه ثابت شده است.

24 – از آرد وكره بي نمك مرهم ميسازند و آن را براي كشيدن چرك بموضع زخم مي بندند.

25 – براي زايل كردن اثر نيش گرگ سنگ را داغ نموده بموضع زخم ميگذارند و اين عمل را «سنگ داغ» ميگويند.

26 – شكستگي سر را با «لمه داغ» Lama Dawgh – درمان ميكنند بدين طريق كه قطعه اي نمد را آتش ميزنند وبموضع شكستگي ميگذارند.

27 – هرگاه كسي در معرض هجوم سايرين واقع و بدنش مورد ضرب شديد قرار گيرد بدن خود را با پوست تازه گوسفند ميپوشاند تا آثار ضرب زايل شود.

28 – هرگاه مگسي در داخل چشم تخم گذراري نمايد روي چشم گوشت خام مي بندند تا تخمها بسوي گوشت بيآيند و از داخل چشم خارج شوند. اين تخمها كه در زخم گوسفندان متدرجاً بصورت كرم در ميآيند – مرش Marash ناميده ميشوند.

ضمادها

29 – نيم سوخته مغز گردو را جهت رفع خستگي و تورم پاها بصورت ضماد بكار ميبرند.

30 – روغن سفيده تخم مرغ براي رفع التهاب پلك چشم بكار ميرود.

31 – روغن زردي تخم مرغ كه بوسيله تخم مرغ را كه بدست ميآيد بكمر كودكان شيرخوار ماليده ميشود تا بتوانند روي پا بايستند و راه رفتن بياموزند.

32 – كوبيده مورد Murd – و زردي تخم مرغ را كه با هم مخلوط شده باشد بعنوان مرهم در شكسته بندي بكار ميبرند.

33 – گيژ گيژو Gizhgizhu – بمعني ضماد كره و زردچوبه است كه براي رفع درد به بدن مصدوم و مضروب ميمالند.

34 – انورچكل Anorchakol – بمعني پوست انار است. پوست خشك انار را سائيده براي رفع چرسوزه Chor Suza – بمعني سوزاك و خارش بموضع آن ماليده ميمالند.

35 – پيه مار براي تقويت موي سر با حنا بكار ميرود. بايد دقت نمود كه پيه داخل چشم نشود چه در آنصورت چشم دچار لرزش دائمي خواهد شد.

36 – مشما Mashmaw – پيه بز و موم را «گاهي با اندكي كره» ميگدازند و نواري از كرباس نوآب نديده را با آن آغشته ميكنند و ميگذارند تا سرد شود بعد آن را به موضعي از «پي» كه آسيب ديده مثلاً مچ دست مي بندند. چنين نواري «مشما» ناميده ميشود.

37 – خمير آرد جو را بصورت – كولو Kullu – يعني گرده كوچك درآورده براي رفع قولنج به شانه ها مي بندند.

38 – شاه خمير Shaw Khamir – خمير مخصوص كه از موي بز زرد رنگ ، تخم مرغ (زرده و سفيده و پوست تؤأماً ) ، زاج سفيد و آرد جو درست ميشود و براي رفع خستگي و قولننج به پشت بدن از شانه تا كمر بسته ميشود.

39 – كال فطير Cawl Fatir – يعني ناني كه براي تهيه آن خميرمايه بكار نرفته باشد – گرده كوچك آن را بآب گرم زده سپس سمت تر شده آن را براي رفع تورم و درد به چشم مي بندند.

40 – انگورك Angurak – بوته ايست داراي شاخه هاي رونده مثل تاك . شيره ميوه آن را كه همانند انگور سياه بسيار ريز است با شير زنان كه دختر شيرخواره دارند مخلوط ميكنند و براي رفع خستگي ضماد ميكنند. اين ضماد ضمناً باعث تعريق بدن ميشود.

توم تال TUM TAWL بذرها

41 – بارتنگ Baqrtang – بمعني بذر سيم هنج Simanj – يا بذر كارده Kawrda – همراه با گُل گاوزبان و عناب جوشانده شده براي رفع زكام درد گلو و سرماخوردگي به بيمار خورانده ميشود و بسيار مؤثر ميباشد.

42 – والنگ Vawlang – بذري است كه در آب لعاب ميدهد آن را در آب گرم ريخته و با نبات شيرين مي كنند و ميخورند . گرفتگي سينه را رفع ميكند.

43 – بذر سكنه Sokanah – را كه علفي صحرائي است براي رفع ناراحتي قلبي ميخورند.

44- بذر جيشلون Gishlun – يعني زنيان را براي معالجه اسهال شديد بكار ميبرند. تأثير اين مداوا در بسياري از بيماران قطعي و فوري بوده است.

45 – بذر سورتومو Surtumu – يعني خاكشير را با پوسته بادام و چوب گز و كهنه كبود رنگ دود مي كنند تا    دانه هاي سورجا Surjaw  - (يعني سرخك) روي بدن ظاهر شود. چون در غيراينصورت ممكن است دانه ها به داخل بدن كودكان راه يابد و باعث شدت بيماري و گاهي مرگ گردد. گاهي كاسه چيني را روي دود ميگذارند و پس از آنكه رنگ كاسه بزردي گرائيد اندكي آب در آن ريخته و كاسه را شسته و بدين ترتيب آب دوده را براي منظور مذكور بخورد بيمار ميدهند.

46 – بذر سبز يا خشك شاتره Shawtarah – راكه نوعي علف صحرائي است كوبيده با حنا مخلوط ميكنند و خمير آن را به موضع سودا ميمالند تا معالجه شود. در موقع استعمال آن بايد شادي كنند تا تأثير آن افزوده شود.

47 – هوله توم Hawla Tum – بمعني دانه هاي رفع وحشت، بذر نوعي گياه كوچك است كه براي رفع وحشت آن را در كمي آب ميريزند و ميخورند.

48 – اسپند Aspand – دود كردن دانه اسپند براي رفع زخم چشم و دفع شر بكار ميرود. خوردن آن دل درد و اسهال را علاج مينمايد.

49 – س توم So Tum – سياه دانه، گاهي همانگونه كه هست وگاهي آسيا شدة آن را با مقداري سياهي ته ديگ كه از سوزانيدن هيزم بدست ميآيد و فضله مرغ خانگي مخلوط كرده در آب حل ميكنند واين محلول را براي نكبت بمريض ميخورانند. بعلاوه اين محلول براي انواع – وازنش Vawzanash – بمعني قي و تهوع بكار ميرود.

دراچو DAWR CHU واش VAWSH درختان نباتات و غيره

50- كلاچ پوو Kalawch Pevu – بمعني «پاي كلاغ» كه علفي وحشي است براي رفع باد و بلنگ بمعني باد ولنگي بكار ميرود.

51–  مرجا پوو Marjaw Pevu – بمعني پاي گنجشك علفي است معطر با گل زرد كه معمولاً در كشتزارها ميرويد طبع آن گرم و بادكش است و براي رفع سردي و دردهاي مختلف مثلاً درد مفاصل بكار ميرود.

52–  ريشه سُ مهو So Maho – بمعني «مهوي» سياه كه نوعي علف وحشي است در اندكي آب جوشيده شده براي رفع دل درد بكار ميرود.

53–  قشر داخلي پوست جوانه درخت بيد را كه سفيد رنگ است با ريشه كاسني Kawsani – در مقداري آب ميجوشانند و اين جوشانده را كه تلخ مزه است براي رفع تب به بيمار ميخورانند.

54–  كودكان در فصل بهار ساقه هاي نورسته اسپند را با دندان ميكنند تا دچار چشم درد نشوند و اين امر بتجربه ثابت شده است.

55–  ولها Valhaw – نوعي گياه سبزرنگ پرخار است كه در شوره زارها ميرويد وهرجا كه زياد روئيده شود آن را دليل وجود آب زيرزميني فراوان در آن نواحي ميدانند. در بهاران وقتي كه اين گياه تازه است آن را براي تقويت لثه و دندان ميجوند و گاهي ميخورند.

56–  سائيده ذغال – اورس Owras – يا سرو كوهي براي تقويت به لثه ماليده ميشود.

57–  بزموو Boz Mavu – كه بمعني ميوه سرو كوهي است «بادكش» است. براي اين منظور سائيده يا دانه آن را ميخورند – براي كمر درد – دل درد – درد زانو – و غيره مفيد مي باشد. طبع آن گرم است.

58–  دود پوست «اورس» واسپند كه توأماً بكار رود براي رفع عوارض ناشي از رطوبت و سرماخوردگي بسيار مؤثر است.

59–  انگوم «اورس» را نيز براي رفع سردي مزاج ميخورند يا دود ميكنند.

60–  دازنگوم Dawz Angum – بمعني كتيرا را در آب ميخيسانند و موي سر را براي تقويت با آن ميشويند.

61–  ملكي ارزق Malki Azrigh – انگوم گياهي است بنام – دول Dawl – داراي طبعي گرم و بادكش است. اين انگوم را بيمار ميخورد – براي رفع دل درد و سردرد و ساير دردها آن را همراه با اسپند در آتش ميريزند و دود ميكنند.

62–  انگوم انغوزه كه بوته اي كويري است براي رفع كرم بدن بكار ميرود – چون تأثير آن زياد است برزگران آن را در كيسه اي ريخته در موضع دخول آب به كرت ها ميگذارند تا آب بوي انگوم گرفته كرمهاي زمين را بكشد.

63–  انگوم درخت گز داراي طبعي گرم است و آن را براي رفع اسهال به بيماران ميخورانند.

64–  بوراني برگ توپا Tuppaw – با ماست وهمچنين دم كردة بذر آن براي رفع اسهال مفيد است.

65–  سلمه Salmah – كه نوعي سبزي صحرائي است و در كشتزارها نيز بحد وفور يافت ميشود زهره چين وبراي رفع اسهال مفيد است و معمولاً با ماست بصورت بوراني خورده ميشود.

66–  باره Bawrah – كه علفي شبيه انغوزه است وفقط در كوههاي بلند ميرويد بادكش و داراي طبع گرم است. تازه آن را مثل سبزي ميپزند و ميخورند تا سردي بدن زايل شود.

67–  تره را براي رفع درد پهلو ميخورند وآن رابسيار مفيد ميدانند.

68–  مرزنگوش Marzangush – كه همچنين (پَ پَ واشو Papa Vawshu ) خوانده ميشود علفي است كوهستاني كه مانند چائي آن را دم كرده ميخورند. بسيار خوش طعم بادكش و داراي طبيعت گرم است.

69–  هوشه موشه Hushe Mushe – علفي است كوهستاني و معطر – مانند چائي آن را دم كرده ميخورند. بادكش،70 رطوبت كش و داراي طبيعت گرم است.

71–  متكه Motkeh – يعني «مشكك» كه يك علف كوهستاني است در آب يا آتش پخته براي لينت خورده ميشود.

72–  ريشه پوتنك Putanak – يعني پونه را دم كرده براي رفع دل درد ميخورند.

73–  درنه Darna – بمعني «جاج» است،74- ساقه هاي سبز وتازه آن را در بهار چيده و در كف سائيده ميخورند تا دل درد را رفع نمايد.

75–  كلته كوتل Katala Kutal – گياهي است كويري كه بذري زرد مايل بقهوه اي شبيه والنگ Vawlang – دارد. اين بذر نيز مثل بذر والنگ لعاب ميدهد و در آب گرم ريخته شده براي نرم كردن سينه خورده ميشود.

76–  پخته شلغم را براي رفع سرماخوردگي وپخت آوردن سينه ميخورند.

77–  براي رفع – گير Gir – يعني يبوست در كودكان پوست خشك نارنج مياسايند و آن را با كمي آب مخلوط كرده به كودك ميخورانند و به شكمش ميمالند.

78–  شته واش Shattah Vawsh – علفي است كه زرد رنگ است وبوته آن ماند بوته اسپند خشك پائيزي است. هرگاه ساقه يا برگ اين علف قطع شود در مقطع آن شيره اي شير ماند وچسبناك بدست ميآيد . اين شيره كه سمي خطرناك است در اوستا نيز بنام – Shaete – ذكر شده است وچنانچه اندكي از آن را با مقداري شير مخلوط كنند ميتوان از آن بعنوان مسهل مؤثر و همچنين براي رفع يبوست استفاده كرد.

79–  دم كرده يا جوشانده پر سياوش را براي رفع سياه سرفه بكار ميبرند كه بسيار مؤثر است.

80–  ماسرا سنگ Mawsarraw Sang – يعني سنگ ماسوره ماند كه دراز و رنگش قهوه اي سير است. كمي آب بآن زده ميسايند وسائيده آن را براي رفع سياه سرفه بكودكان ميخورانند.

81–  باد سنگ،82- سنگي است شبيه ماسوره سنگ كه سياه رنگ است وسائيده آن را با آب به بيماران ميدهند تا رفع بادوبلنگ Bawdu-Balanag – يعني بادولنگي بنمايد.

83–  براي رفع سنگيني گوش قلوه گوسفند را دو نيم كرده بطوري كه مقطع روببالا باشد روي آتش مي نهند . بتدريج در سمت مقطع شيره آن ظاهر ميشود در همين حال قلوه را از سمت مقطع روي گوش ميگذارند .

84–  در صورتيكه بعلت رقت قلب احساس ضعف شديد نمايند مقداري نمك ميخورند تا باعث تقويت قلب شود.

تل تل بژه TAL TAL BAZHEH گوناگون

85–  مبتلايان به – سورجا Surja – سه روز تب ميكنند سه روز بعد دانه هاي سرخك ظاهر ميشود،86- سه روز – سو Su – ميگيرد يا روشن ميشود،87- سه روز ديگر طول ميكشد تا دانه ها سياه شود و بيمار بحال عادي بازگردد. اين دوره معمولي بيماري است مگر آنكه با بيماري هاي ديگري مانند يرقان توأم شود كه در آن صورت خطرناك است گاهي مدت چهل روز بطول ميانجامد. در ابتداي بيماري غذائي كه طبع آن سرد است به بيمار داده ميشود در اواخر دوره بيماري غذائي كه داراي طبع گرم است بكار ميرود.

88–  آول برشيندتن Awval Barshindetan – يعني خريدن آبله بمعني تلقيح از روزگاران قديم در سنگسر معمول بوده است بدين ترتيب كه پير زنان پيوسته مقداري پوست خشك آلوده به آبله بدن را جمع آوري نموده نزد خود نگاه ميداشتند و در مواقع لزوم روي سنگ سائيده با كمي آب در هم ميآميختند سپس قطره اي از آن را در موضعي از پشت دست بين شصت و اولين انگشت قرار داده با فروبردن مكرر سوزن محلول را بزير جلد ميرسانيدند. كودكاني كه بدينگونه آبله ميخريدند مصونيت ميافتند و هرگز بدان مبتلا نميشدند.

89–  شش Shash – بمعني ريه وهمچنين نوعي بيماري ريه در بزهاست. بدين ترتيب كه ريه بزهاي مبتلا رفته رفته فاسد ميشود وبزها مرتباً سرفه ميكنند و لاغر ميشوند و در اكثر موارد ميميرند. براي جلوگيري از سرايت اين بيماري به ساير بزها،90- چوپانان سنگسري ريه آلوده بز را با سير و فلفل در هم آميخته ميكوبند ومعجوني ميسازند ،91آنگاه نخ كبودرنگي بسوزن كرده آن را كاملاً آغشته باين معجون مينمايند و سوزن را بگوش بز فرو برده نخ آلوده را از آن مي گذرانند يا اينكه نخ را با كمك سوزن از زير پوست پشت گوش بز عبور ميدهند در نتيجه بزها اندكي تب و سرفه ميكنند و بعد مصونيت مي يابند.

92 –  از سبزيجات – چغندر و جعفري داراي طبع ملايم است – شويد گرم و بادكش است – تره بسيار گرم است – برگ چغندر داراي طبعي سرد و مفيد براي رفع گرمي است – كدوي رشتي و كلم را هم طبع گرم است – هويج معمولي «زهره» دارد. كدوئي كه داراي پوستي چوب مانند است و همچنين شلغم داراي طببع سرد ميباشد – پياز نيز طبع سرد دارد اما سير گرم چون آتش است.

93–  ميوه هائي كه طبع آن را سرد ميدانند از اين قرارند: خربزه – پرتغال – زردآلو – آلوزرد – انار ترش – به ترش – آلوي سياه – هندوانه (كه بسيار سرد است).

94–  ميوه هائيكه طبع آن گرم است:

گلابي – خرما – انجير – انگور – توت – گرمك – انار شيرين – سيب – به شيرين – سنجد (زهره دارد) – بادام داراي طبع ملايم وگردو گرم است – پسته گرم چون آتش است همچنين فندق .

پاره اي واژه هاي سنگسري مربوط به بيماريها

 

 

رتژ – قادر براه رفتن

يموري – بيماري

 

 

سرواژه-هزيان

خوشش – عطش

 

 

گوتاره – ناله

جون كنش – نزع

 

 

ورگس – سرايت

دل پرش – طپش قلب

 

 

هارواورن – ناله توأم با حركت

كلش – سرفه

 

 

خدوم Depression

سرگردش – دوار سر

 

 

 واكتي- عود

درد گيرش – يبوست

 

 

 ورگلو – تورم لوزتين

وازنش – قي ، تهوع

 

 

 اوجيش – تب و لرز

تمش – جوار

 

 

سه بيك – تب دو روز در ميان

رومش – شوك

 

 

دزدك – تب خفيف

مجش – حركت

 

 

دل پيچ –اسهال

كاوش – خارش

 

 

دل سرو – رودل

جوشش – جوش (صورت)

 

 

دردواز – عقده هاي ناشي از زخم در مواضع ديگر بدن

خوردشي – مسموم

 

 

آزار – بيماري مقاربتي

زنش – بحران

 

 

بند – مفصل

اشنيش –  عطسه

 

 

سُ گره – سياه زخم

لرزش – لرز عصبي

 

 

گره – زخم

ناورجن – كم حال

 

 

نيشتك – سوزن سوزن شدن بدن

وياس – آه

 

 

فريا – درد شديد

شورگه – تشييع جنازه

 

 

زوز – سوزش شديد

موري – مويه

 

 

بغلك – سرماخوردگي شديد

اُرو – زگيل

 

 

مرگي – وفور مرگ و مير

گوي دونك – گل مژه

 

 

پهلو – سل

گُرمك – لنگي پا از موضع كمر

 

 

چرسوت – بند آمدگي ادرار

روكك – حركت شانه

 

 

كاتور – تورم صورت

كتارك – حركت چانه موقع نزع

 

 

گليس – آب دهن

گورمونگ – عقده درشت (زير بغل معمولاً)

 

 

دل ساره –وحشت

بَرجي – آبله رو

 

 

كونه لنگ – مرض مزمن

بيهوش دارو – داروي بيهوشي

 

 

انبونك – عقده بسيار درشت بدن

زردي – نوعي بيماري كه بدن زرد شود

 

 

كولار – حالت تهوع

ورپهلو – سينه پهلو

 

 

پيزه – التهاب پاي دندانها

كش پهلو – سينه پهلو

 

 

تاتن ميرن – مرگ در حال حركت و بدون بيماري (تقريباً جوان)

كرك آول – آبله مرغان

 

 

 

گير – توان – يبوست

 

 

نامرجم – كم حال

چره – سرطان بيني

 

 

پال – بار زبان

خوره – سرطان بيني