هنرفر، لطف‌الله. "كاخ چهلستون". دوره11، ش 121 (آبان 51): 3-31، تصوير.

 

خلاصه:باغ چهلستون، وجه تسميه چهلستون، تاريخچة بناي چهلستون به قلم نويسندگان و شعراي دوره شاه عباس دوم اتمام 1057، لوحه‌ها و كتيبه‌ها، شرحي بر نقاشي‌هاي ديواري اين كاخ: تابلومجلس بزم شاه‌عباس كبير و پذيرايي از ولي‌محمدخان پادشاه تركستان، تابلوجنگ شاه اسمعيل اول با عثماني‌ها در پالدران، مجلس پذيرايي شاه طهماسب اول از همايون شاه، فرمانرواي ازبكستان در دربار شاه ‌عباس دوم ـ توصيف "شاردن ـ "Chardin و "انگلبرت كمپفر ـ "E.Kaempfer ازاين كاخ، الحاقات و تعميرات دراين محل درعهد شاه سلطانحسين، توصيف كاخ از سياحان قرن نوزدهم: "پاسكال كست ـ "P.Cost ،"اوژن فلاندن ـ "E.Flandin و "مادام ديولافوآ ـ "Mme.Dieulafoy ، هانري رنه دالماني ـ "H.R.d'Allemagne خرابي دركاخ چهلستون، تابلوي نقاشي از ناصرالدين شاه، تعميرات چهلستون.

كاخ چهلستون

 

 

لطف الله هنرفر دكتردرتاريخ     استاد تاريخ دردانشگاه اصفهان

 

باغ چهلستون از جمله باغهاي وسيعي است كه در دوره سلطنت شاه‌عباس اول (996-1038 هجري) دراصفهان احداث شده است ولي بيشتر ساختمانها وتارهاي بزرگ وكوچك آن از آثار دوره سلطنت شاه‌عباس دوم هفتمين پادشاه از سلسله صفويه است كه محل بارعام وكاخ پذيرائيهاي رسمي آن پادشاه بوده است. شاه‌عباس دوم كه از جهاتي تالي شاه‌عباس اول بشمار ميرفت واز پادشاهان مشهور اين سلسله محسوب ميشود پس از فوت پدر خود شاه‌صفي درسال 1052 هجري بر اورنگ شاهي تكيه زد.(1) 

از نتيجه تحقيقات درباره چهلستون چنين استنباط ميشود كه باغ وسيع چهلستون را شاه‌عباس كبير طرح انداخته ودر وسط آن عمارتي بشكل كلاه فرنگي با اطاقهاي كوچكي دراطراف آن احداث شده بوده است. سپس با شروع سلطنت شاه‌عباس دوم عمارت مزبور توسعه داده شده وتالارها وايوانهائي برآن افزوده‌اند، اكنون جاي ترديد نيست كه تالار 18 ستون وتالار آينه و تزيينات آينه‌كاري ومجالس نقاشي سالن پادشاهي چهلستون باستثناي دو تابلوي معروف به جنگ چالدران و كرنال كه از الحاقات بعد ازدوره صفويه ميباشد از دوره شاه‌عباس دوم است.

وجه تسميه چهلستون بعلت تعدد ستون‌هاي اين كاخ است كه درايران تعدد وكثرت را بيشتر با عدد چهل بيان ميكنند اما تصادفأ چون تعداد ستونهاي تالار چهلستون بيست عدد است وانعكاس عمارت و ستونها هم دراستخر مقابل آن بخوئبي مشهود است جمعي ازراه تفسير گفته‌اند كه ايم كاخ با انعكاس آن در آب مفهوم چهلستون پيدا ميكند، هريك از ستونهاي بيست گانه تالار ازيك تنه درخت چنار تشكيل شده وبرروي آنها قشر نازكي ازتخته رنگ شده وجود دارد كه سابقأ با آينه وشيشه‌هاي رنگي پوشش شده بوده است، تمام ديوارها از آينه‌هاي قدي و شيشه‌هاي رنگي و نقاشيهاي زيبا تزيين شده بوده وهمه درها وپنجره‌هاي از نوع مثبت وخاتم بوده است، استخر مقابل عمارت بطول 110 متروعرض 16 متر اكنون هم طراوت وزيبائي خاصي به اين كاخ ميدهد وجهش آب درحوض ميان تالار از دهان چهار شيري كه درچهارگوشه حوض قرار دارند وفواره‌هاي سنگي مسير جوي كوچك اطراف كاخ صفاي مخصوصي به اين قصر ميداده است، درساعات قبل ازظهر كه آفتاب بداخل كاخ مي‌تابيده پرده‌هاي نفيسي دراطراف تالار بزرگ آويزان ميشده كه در چندين جا قرقره‌هاي اصلي آنها هنوز باقي است وبالاخره ايجاد سقف عالي نقاشي ايوان 18 ستون وسقف آينه‌كاري تالار كه دئو سقف بي‌نظير بشمار ميروند از سبك‌هاي جالب طاق‌زدن در معماري ايراني محسوب ميشود. 

درطرف جنوبي تلار آينه اطاق بزرگي است كه دراطراف آن چند تابلوي مينياتور جلب توجه ميكند (سابقأ دراين اطاق پنجره زيبائي نصب شده بود كه از شاهكارهاي صنعت گچبري بشمار ميرود ولي در تعميرات سالهاي اخير چون اين پنجره متعلق به اين بنا نبودو ازبناي تاريخي ديگري بنام درب امام به چهلستون انتقال داده شده بود آنرا پياده كردند تا در ساختمان موزه اصفهان به نمايش بگذارند) قرينه اطاق مزبور درسمت شمال آينه اطاق ديگري

است كه آنهم داراي تابلوهاي زيبا ميباشد وتزيينات طلاكاري سقف آن بصورت اصلي از زير گچ خارج شده است.

چهارقطعه پايه ستونهائي كه بصورت مجسمه‌هاي شير وانسان در چهارگوشه استخر درحال حاضر مشاهده ميشود ودو تخته سنگ حجاري شده بشكل چهارشير كه در دوباغچه طرفين خيابان ورودي اين عمارت قرار دارد متعلق به اين كاخ نيست و تنها آثار برجاي مانده يكي از قصرهاي زمان صفويه بنام سرپوشيده وقصر ديگري بنام آينه خانه است كه دراواخر دوره قاجاريه منهدم شده‌اند.

ضمن تعميرات سال 1335 خورشيدي دركاخ چهلستون سه اطاق نقاشي اززير گچ خارج شد كه بسيار جلب توجه نمود، دريكي ازاين اطاقها مجلس بزرگ شاهانه با دوازده تصويرومينياتوري از شاه‌عباس كبيربا تاج مخصوص وتصويرها و مينياتورها و نقاشيهاي گل وبوته طلائي ديگري از آثار قابل ملاحظه وبقلم رضاي عباسي نقاش هنرمند معروف عهد شاه‌عباس بدست آمده است.

توضيح مربوط به عكس1: تزيينات اصلي كاخ چهلستون (عكاسي هرسل بلژيكي)

توضيح مربوط به عكس1: پايه ستونهائي كه بشكل مجسمه شير و انسان درچهارگوشه استخر چهلستون مشاهده ميشود متعلق به اين قصر دوران صفويه بوده كه در دوره قاجاريه منهدم شده است.

توضيح مربوط به عكس1: منظره‌اي از كاخ تاريخي چهلستون با انعكاس آن دراستخر مقابل عمارت

تاريخ بناي چهلستون:

      بموجب يك كتيبه تاريخي كه درسال 1327 خورشيدي درجبهه تالار عمارت چهلستون اززير گچ خارج شده، كاخ چهلستون در پنجمين سال سلطنت شاه‌عباس دوم درسال 1057 هجري باتمام رسيده است، كتيبه مزبور شامل دوازده لوحه شش ضلعي است كه بخط نستعليق سفيد برزمينه صورتي رنگ درهريك ازآنها يكي از دوازده مصراع زير گچ‌بري شده است:

كه عهدش جوان كرد پيرجهان را

………………….عباس ثاني(2)

بنائي كه شد رشگ نه سقف مينا

بنا كرد از فيض لطف الهي

نمايد چو زيگ ته جو ثريا

زبس رفعتش بر سپهر كواكب

مجره درو همچو جوئيست پيدا

كواكب چو گلهاي باغش نمايان

بود قرنها سجده گاه برايا

كند سالها اندر آن كامراني

مبارك‌ترين بناهاي دنيا     1057

مبارك بود زآنكه تاريخ آن شد

تاريخ اتمام بناي چهلستون ومدح شاه‌عباس دوم

      صائب ملك‌الشعراي دربار شاه‌عباس دوم طي قصيده بلند بالائي اوصاف قصر چهلستون وتاريخ اتمام اين بنا را به رشته نظم كشيده است، مصراع آخر اين قصيده: قبله‌گاه تاجداران باد دايم اين مكان ماده تاريخ اتمام بناي اين قصر است كه بحساب حروف ابجد سال 1057 هجري ميشود، قصيده بشرح زيراست:

توضيح مربوط به عكس1: تصوير شاه‌عباس دوم. مينياتور موجود درموزه ويكتوريا در انگستان (ازكتاب تاريخ كشيشان كرمعلي درايران چاپ لندن)

زين جهان نو كه شد ابداع در نقش جهان

اصفهان شد غيرت‌‌افزاي بهشت جاودان

بود اگر زين پيش شهر اصفهان نصف جهان

گشت ازين منزل بتشريف تمامي سرفراز

شاه بيتي اين چنين برصفحة كون و مكان

تاكنون صورت نه بست از خانه معمار صنع

كلبة زاليست طاق شهرت نوشيروان

درجوار رفعت اين قصر گردون منزلت

درخم طاقش سوار سرمه‌خيز اصفهان

زير ابرو چون سوار چشم مي‌آيد بچشم

برشكوه اين عمارت پرنيان آسمان

چون لباس غنجه تنگي ميكند بربوي گل

وز ستونش آسمانرا تير در بحر مكان

از اساسش زير كوه قاف دامان زمين

از زوال ايمن بود تا دامن آخر زمان

گر شود طاق بلند او مدار آفتاب

تا رساند روي زرد خود بخاك آستان

مهر عالمتاب را در سينه ميسوزد نفس

اين بناي آسمان بنياد بااين قدروشان

اولين پايه است از قصر جلال بانيش

ميشود مژگان او چون مهر زرين درزمان

هركه بگشايد بديوار زر اندودش نظر

ميدهد رنگي و رنگي مي ستايد هر زمان

آفتاب از خجلت گلجام رنگارنگ او

گر سليمان با جنود خويش گردد ميهمان

در حريم دلگشاي او نگردد تنگ جاي

درفضاي او مربع گر نشيند آسمان

در نظر چون حلقة پرگار مي‌آيد حقير

ميتوان نظاره كرد از قيروان تا قيروان

چون فضاي عالم انديشه در وي بيحجاب

چون هلال عيد در گرد خجالت شد نهان

طاق كسري از حجاب طاق گردون رفعتش

بدر گردد از فروغ شمسه اش در يكزمان

ماه نو گر راه يابد در حريم دلكشش

ميدهد در پيكر افسرده ديوار جان

مجلس رنگين تصويرات او از بزم و رزم

پشت برديوار حيرت ماهرويان جهان

نيست ديوارش مصور كز تماشا مانده‌اند

تا نگردد غافل از نظارة خود يك زمان

دارد از حوض مصفا دركنار آئين‌ها

ميدهد ياد از زلال خضروعمر جاودان

مصرع برجستة فوارة جانبخش او

توضيح مربوط به عكس1: پنجره زيباي گچ‌هاي كاخ چهلستون كه از بناي تاريخي درب امام به اين قصر انتقال داده شده و قرار است در عمارت موزه نگاهداري شود 

توضيح مربوط به عكس1: تزيينات اصلي نقاشي و آينه‌كاري و نمونه در وپنجره‌هاي كاخ چهلستون (عكاسي هرسل بلژيكي)

ميتوان چون جامجم درحوض او ديدن عيان

هرچه درمجموعه امكان شود صورت پذير

عاجز ازاوصاف او فوارة باطلي‌اللسان

وصف اواز خامة كوته زبان نايد كه هست

درعرق گرديده است از شرم اين منزل نهان

نيست علكس باغ در حوضش كه فردوس برين

در نظرها صورت تالار او با سايبان

كشتي نوح است بال از بادبان واكرده است

طره‌اش كز شهپر جبريل مي‌بخشد نشان

بيضة افلاك را در زير بال آورده است

يا شدست از دور آن تالار كنگرها عيان

سربرآورده است ازيك پيرهن صدماه مصر

چل ستون او بود قايم مقام چل تنان

رتبة اوتاب دارد پايه‌هاي محكمش

مجرمانرا آستانش چون حرم دارالامان

تاجدارانرا چو جنّت عرصه‌اش دارالسرور

آب حيوان ميچكد از مرمر او جاودان

گرچه ميگويند باران نيست درابر سفيد

بربياض چهره‌اش از لطف ميماند نشان

گر نلغزد پاي مژگان از صفاي مرمرش

آبشار او زجوش شير مي‌بخشد ناشن

جدول امواج او سوهان زنگار غمست

كز خيابانش زمين گرديد صاحب كهكشان

اين چنين باغي باين وسعت ندارد چرخ ياد

ذره را دل سرد كرد ازمهر خورشيد جهان

آفتاب بيزوال شمة زرين او

خوان زر بهرنثار خسرو صاحبقران

شمسه نبود اينكه آورده است خورشيد منير

كز جبينش جوهر فتح وظفر باشد عيان

تيغ عالمگير بازوي قضا عباس شاه

ابر درياي سخاوت نوبهار بيخزان

آفتاب بيزوال آسمان معدلت

اعتقاد راسخ او چون بروج آسمان

مذهب اثنا عشر را آسمان بنياد كرد

دين حق قائم بتيغ اوست از شاهنشهان

همچو سبابه كز انگشتان شهدت حق اوست

همچو نور از پنجة خورشيد مي‌تابد عيان

صولت شير حق از سرپنجة اقبال او

از نژاد شاه مردانست اين صاحبقران

گر بشاهان ميرسد صاحبقرانان را نسب

درميان پادشاهان اوست شاه شه نشان

پادشاهان ز استان او بدولت ميرسند

نيست استظهار او را برسپاه بيكران

همتش مقصور بر تأييد يزداني بود

زآن بود دايم موفق از خداي متسعان

پاي نگذارد برون از ملك شرع مبين

شد شراب لاله گون چون لعل درخارا نهان

دامن دولت نمازي گشت در دوران او

ناف عالم را بنام او بريده است آسمان

ميشود فرمانرواي مكه از تأييد حق

خنده نتواند شد از دندان خصمانش عيان

كرد عدلش بسكه محكم رخنه‌هاي ملك را

ميكند كار دم شمشير اين پشت كمان

خصم را دل ميشود از چين ابرويش دونيم

بر سپند آتش چو ابراهيم گردد گلستان

گر بخاطر بگذراند حفظ او بي چشم زخم

همچو بيماران از آن تلخست دريا را دهان

ميبرد غيرت بابردست گوهر بار او

ابر دست او باحسان چون شود گوهرنشان

دامن سائل زگوهر دامن دريا شود

برسر بالين چراغ از ديدة شير ژيان

ميگذارند آهوان از عدل او هنگام خواب

كو بعزم جنگ از قربان برون آرد كمان

چرخ بي زنهار آنروز از غلاف آيد برون

پر برآرد فتنة خوابيدة آخر زمان

چون برون آيد ز تركش ناوك دلدوز او

گر كند بر بيستون شمشير خود را امتحان

ميشود زنار خونين جوي شيرش بر كمر

بخية انجم فرو ريزد ز زخم كهكشان

چون كند تيغ كج او گوشه ابرو بلند

وز زبان خنجر او مرگ دارد ترجمان

از سنان اوست دست فتنه بر اعداد راز

جويهاي شير ميسازد روان از استخوان

در تن چون بيستون خصم برق تيغ او

گر زچشم مور در دلهاي شب سازد نشان

چون قضاي آسماني نيست تيرش را خطا

زهرة شير ژيان دركوچه بند نيستان

گشته است از بيم تيغ او حصاري همچو آب

ريزد از پشت پنگان داغ چون برگ خزان

چون فتد از صولت تيغش تزلزل در جبال

راست ميسازند از شمشير كج كار جهان

تيغ بندانش چو مرگان ناوك يك تر كشند

نيست چيزي غير خواب فتنه در عهدش گران

باد ارزاني باو عالم كه از ناز و نعيم

شمة با خامة عاجز رقم كردم بيان

اين بلند اقبال كز اوصاف بي پايان او

كز شكوه او خجل گرديد قصر آسمان

در سواد اصفهان دولتسرائي طرح كرد

اين بناي ميمنت بنياد در نقش جهان

چون بتوفيق الهي صورت انجام يافت

قبله‌گاه تاجداران باد دايم اين مكان

خامة صائب رقم زد از پي تاريخ او

1057

 

 

تاريخ بناي چهلستون بقلم نويسندگان وشعراي دوره شاه عباس دوم

محمدطاهروحيدقزويني صاحب كتاب عباسنامه كه معاصر با شاه‌عباس دوم بوده است تحت عنوان «شرح ساختمان عمارت مباركه دولتخانه موسوم بچهل‌ستون» چنين مينويسد:

اين كاخ زراندود و قصر مذهب درسنه تنگوزئيل 1057 زيور تعمير پوشيده ارباب طبع واهل نظم درباب بناي آن تواريخ گفته وبالماس تفكر گوهرهاي آبدار معاني سفته‌اند، ازجمله اين مصراع بخاطر وقاد ايران مداري سلطان‌العلمائي رسيده بود كه «مبارك‌ترين بناهاي دنيا 1057» وبالفعل همني تارخي بركتابه آن زيبا عمارت منقوش است و راقم حروف را نيز اين تاريخ نخاطر رسيد كه:

اي مبارك منزل عيش و نشاط جاودان

مرحبا دولت سراي خسرو ايرانيان

كوته از اندازه عرضش بود طال بيان

كي توان گنجاند شرح وسعتش را در سخن

زانكه فرش آستان اوست سقف آسمان

در حريمش بر زمين هرگز نمي‌افتد سخن

رفته همچون صيت خوش از شيروان تا قيروان

هركجا باشد تماشائي تماشا ممكن است

سايه او را سواد كشور هندوستان

گفتمي گر ابتدا و انتها ميداشتي

سال تاريخش ازآن شد خانه چشم جهان(3)

هست چون اينخانه از شاهي كه شاه عالم است

توضيح مربوط به عكس1: نمونه‌اي از تابلوهاي نقاشي كاخ چهلستون

 

صاحب كتاب قصص‌الخاقاني نوشته است كه در روز دوشنبه دوم ربيع الاول سال 1056 هجري عمارت ديوانخانه قصر چهلستون درباغ دلگشاي جهان‌نما باتمام رسيد و در روز افتتاح اين عمارت قوش بيكي ايلچي عبدالعزيزخان والي‌بخارا بخدمت شاه‌عباس دوم رسيد وعريضه خود را تقديم كرد و در همين مجلس فرستادگان روسيه هم هداياي خود را تقديم داشتند و جان‌نثارخان سفير هندوستان بكسب اجازه مرخصي براي مسافرت بهند نايل شده است. ازآنچه مؤلف قصص‌الخاقاني نوشته است معلوم ميشود كه پس از بناي قصر چهلستون باغ اصراف آن نيز بنام چهلستون مشهور شده وقبل از آن اين باغ وسيع، جهان‌نما نام داشته و قصرجهان‌نما درمنتهي‌اليه ضلع غربي آن در شمال خيابان چهارباغ قرار داشته است.

نقاشيهاي ديواري دركاخ چهلستون

موضوع مجالس نقاشي سالن پادشاهي كه در ضلع غربي تالار واقع شده از مقابل در ورودي به ترتيب از راست به چپ عبارتست از: مجلس بزم شاه‌عباس كبير و پذيرائي او از ولي‌محمدخان پادشاه تركستان، جنگ شاه‌اسماعيل اول با قشون عثماني در چالدران (از الحاقات بعد از دوره صفويه)، مجلس پذيرائي شاه‌طهماسب اول از همايون پادشاه هندوستان.

توضيح مربوط به عكس1: مجلس پذيرائي شاه‌طهماسب از همايون شاه هندي، (نقاشي ديواري در تالار پادشاهي كاخ چهلستون)

ودرجهت مقابل اين نقاشيها درضلع شرقي سالن از راست به چپ: منظره جنگ شاه‌اسماعيل اول با شيبك‌خان ازبك (موضوع نقاشي اين تابلو جنگ شاه‌عباس اول با ازبكان نيز معرفي شده‌است)- جنگ نادرشاه افشار با قواي هند در كرنال (ازالحاقات بعد از دوره صفويه) ومجلس پذيرائي شاه‌عباس دوم از نادرمحمدخان پادشاه تركستان (اين تابلو روبروي تابلوي بزم شاه عباس كبير قرار دارد).

دراطراف اين سالن و همچنين اطاقهاي اطراف ايوان آينه تعداد زيادي تابلوهاي كوچك مينياتور وجود دارد كه در حالات مختلف، مجالس بزم وشكار و همچنين صورتهاي فردي با زوجي مردوزن در حالات مختلف جلوس درمجلس بزم و يا درحال شكار و آرايش نمايش داده شده و در دوايوان طرفين تالار مزبور كه مشرف به باغ چهلستون است تصويرهائي از سفرا واروپائيان مشهوري كه درآن عهد در پايتخت ايران بسر ميبرده‌اند و فعلأ شناخته نميشوند جلب توجه مينمايد. تصوير اروپائياني كه در كاخ چهلستون نقاشي شده ومعدودي ازآنها موجود است به احتمال زيادكار دونفر نقاش هلندي بنام آنژلAngel  ولوكارLokar است كه دردربار شاه‌عباش دوم بسر ميبرده‌اند و چون پادشاه به نقاشي اشتياق فراوان داشته است ازطرف نماينده شكرت هلندي دراصفهان بخدمت وي گماشته شده بودند.(4)

توضيحي چند بر نقاشيهاي ديواري كاخ چهلستون

مجالس بزم و رزمي كه در تالار پادشاهي كاخ چهلستون به نمايش گذاشته شده هريك معرف فصلي از تاريخ ايران در دوران پادشاهان صفويه است و دراين مقاله به اجمال توضيحي چند بر نقاشيهاي مزبور ميافزائيم:

تابلوي روبروي در ورودي سالن پادشاهي كه نمايشگر جنگ شاه‌اسماعيل اول صفوي با سلطان سليم‌خان پادشاه عثماني در دشت چالدران است معرف حالت قشون ايران در آنزمان و درسال وقوع اين جنگ 920 هجري است كه بيشتر آنها مجهز به اسلحه سدر مانند شمشير و تيروكمان بودند در حاليكه قشون عثماني مجهز به سلاح گرم وتوپخانه و سپاهيان بيشمار بوده‌اند واين كيفيت درتابلوي مزبور مجسم شده‌است، قهرمان اين صحنه نبرد خود شاه‌اسماعيل است كه سوار براسب سفيد با تاج قزلباش نمايش داده شده وبا شمشير مي جنگد، درقسمت دورتر اين تابلو سلطان سليم‌خان عثماني نيز نمايش داده شده.

 تابلوي روبروي اين نقاشي ديواري كه دربالاي مدخل ورودي سالن قرار ميگيرد معرف نبرد كرنال بين سپاهيان ايران و هند است كه در چهارمين سال شاهنشاهي نادر در كرنال نزديك دهلي پايتخت هندوستان اتفاق افتاد وبه فتح قواي ايران و تسخير شهر دهلي منتهي شد، دراين تابلو نادرشاه افشار سوار براسب با تبرزيني كه دردست دارد و ناصرالدين محمدشاه گوركاني پادشاه هند سوار برفيل نمايش داده شده و چنانكه شهرت دارد اين دو تابلو كه معرف شكست ايران درجنگ چالدران به فرماندهي شاه‌اسماعيل اول مؤسس دولت صفويه وديگري معرف فتح ايران درجنگ كرنال به فرماندهي نادرشاه افشار مؤسس دولت افشاريه است از الحاقات دوره نادري است.

شاه‌اسماعيل اول درجنگ با ازبكها در طاهرآباد مرو كه درسال 916 هجري اتفاق افتاد و با كشته شدن شيبك دراين جنگ قواي ازبك از مرزهاي ايران عقب نشيني كرد موضوع يكي ديگر از تابلوهاي اصيل اين تالار است، درسالهاي اخير بنابر آنچه افواهأ ازيكي به ديگري نقل شده بود اين تابلو را معرف جنگ شاه‌عباس اول با ازبكها معرفي ميكردند در حاليكه به نظر نگارنده صورت پادشاه صفوي كه دراين تابلو درحال جنگ نمايش داده شده عينأ مانند صورت شاه‌اسماعيل در نقاشي جنگ چالدران است و به احتمال قوي به هنگام ترتيب نقاشي ديواري جنگ چالدران، صورت شاه‌اسماعيل دراين تابلوي اصلي براي آن تابلوي الحاقي بعدي نمونه و سرمشق قرار گرفته است صورت شيبك‌خان هم دراين تابلو شباهت زياد به تصوير محمد شاهبخت‌خان ازبك معروف به شيبك‌خان كار بهزاد نقاش دارد.(5) دربين سياحان اروپائي ديولافوآ Dieulafoy نيز كه درسال 1298 هجري قمري مدتي در اصفهان بسر برده است اين تابلو را جنگ شاه‌اسماعيل با تاتارها معرفي ميكند..

همايون شاه هندي در دربار شاه طهماسب

تابلوي همايون شاه هندي در مجلس بزم شاه‌طهماسب اول در كاخ چهلستون يكي از تابلوهاي اصيل اين قصر سلطنتي است كه بسيار سالم مانده وازنظر مطالع درلباس وكلاه وترتيب آرايش گيسو و موي صورت و زيورآلات و رقص و مجلس‌آرائي و نوازندگي وآلات وادوات موسيقي آندوره تابلوئي بسيار ارزنده است.

      درسال 949 هجري همايون فرزند ظهيرالدين بابر از برابر قشون برادر خود ميرزا عسكري كه در تعقيب او بودند گريخته همراه سردار وفادار شيعي مذهب خود بيرام‌خان وارد سيستان شد و احمد سلطان شاملو حكمران آن ناحيه از وي پذيرائي كرد و دربارة شاه بي تاج وتخت هند از شاه‌طهماسب كسب تكليف نمود و بدستور شاه ايران وي با اعزاز و اكرام تمام روانه خراسان و سپس عازم قزوين شد و در جمادي‌الاولي سال 951 در ييلاق قيدار نبي بين ابهر و سلطانيه بحضور شاه‌طهماسب رسيد و پس از مدتي اقامت درايران و رفع خستگي و شكرت در مهمانيهائي كه به افتخار او ترتيب داده‌شد و مسافرت به بعضي از نقاط ايران مانند آذربايجان با كمكهاي لشگري شاه‌طهماسب موفق شد به هند مراجعت نموده و تاج وتخت ازدست رفته را بدست آرد.

شعراي‌آن دوره دربارة ورود او به ايران ملاقات وي با شاه‌طهماسب اشعاري سروده‌اند ازآنجمله اشعاري است از محتشم كاشاني در تاريخ آمدن همايون پادشاه هند و شاهزادة روم به دربار شاه‌طهماسب اول، اين قطعه شعر كه ماده تاريخ ملاقات مزبور محسوب ميشودبشرح زيراست:

وز رخ گشود صاحب امن و امان نقاب

دولت چو سر بذورة فتح و ظفر كشيد

داراي آفتاب سرير فلك جناب

بر مسند سرور مكين شاه كامران

پرگاروار نقطة كل نقد بوتراب

طهماسب‌خان شاه جهان شاه شه نشان

جست از ركاب بوسي او گشت كامياب

ازيكطرف هماي همايون كه كام دهر

از پاي بوس او سرخود سود برسحاب

از جانب دگر خلف پادشاه روم

(بوسيد كامجوي جهان شاه را ركاب)

تاريخ اين قران طلبيدم زعقل گفت

            951

 

 

ايضأ در آنخصوص و ملاقات و پادشاه محتشم كاشاني گفته:

(ماه عجب رسيد بپابوس آفتاب)

تاريخ اين مقارنه كردم سؤال گفت

            951

 

 

ايضأ درآن خصوص محتشم گفت:

شاهي كه در دو گيتي كارش بود بدلخواه

خورشيد اوج رفعت طهماسب شاه عادل

يابند در پناهش اقبال و دولت و جاه

شاهان و شهرياران آيند در پناهش

با طالع همايون آورده رو به درگاه

زان رو هماي دولت از اوج كامراني

(دايم هماي دولت آيد بساية شاه)

تاريخ آمدن را پرسيدم از خرد گفت

            951(6)

 

 

تابلوي نقاشي شاه‌عباس و ولي محمدخان ازبك

ولي محمدخان ازبك فرمانرواي تركستان درسال 1020 هجري به اصفهان آمده و مهمان شاه‌عباس بوده‌است، در تالار پادشاهي چهلستون تابلوي نفيسي وجود دارد كه ولي محمدخان را در حضور شاه‌عباس كبير و سرداران معروف او نشان ميدهد و معرف فصلي از روابط ايران و تركستان در زمان شاه‌عباس بشرح زير است:

هنگامي كه ولي‌محمدخان بر سرير سلطنت ماوراءالنهر و تركستان جلوس كرد برادرزاده‌هاي خود امام‌قلي سلطان و ندرمحمدخان فرزندان دين‌محمدخان را به ترتيب به حكومت سمرقند و ولايات واقع در جنوب رودخانه جيحون منصوب نمود ولي مدتي نگذشت كه آثار خلاف بين آنها ظاهر شده و پس از مدتي جنگ و كشمكش ولي‌محمدخان از امام‌قلي سلطان برادرزاده خود هزيمت يافته با فرزندش رستم محمدسلطان از معبر چهارجو به قلعة چهارجو آمده و با سيصدنفر از همراهان متوجه مرو شد. محراب‌خان حاكم مرو جريان ورود خان ازبك را به اطلاع شاه‌عباس رسانيد و از فرمانرواي تركستان به گرمي پذيرائي كرد، ولي‌محمدخان از مرو متوجه مشهد شد و پس از بيست روز توقف آهنگ عراق كرد،‌از بسطام تا سمنان و خوار، فريدون‌خان حاكم گرگان مأمور پذيرائي بود و در خوار علي‌قلي بيك‌خان ايشيك آقاسي‌باشي شاملو كه از اصفهان رسيده بود مهمانداري خان ازبك را به عهده گرفت ووقتي كه به خطة كاشان رسيدند اهالي كاشان ميدان شهر را چراغان كرده و مقدم او را تهنيت گفتند وخان ازبك پس از سه روز توقف در كاشان درآغاز سال 1020 هجري عازم اصفهان پايتخت شاه‌عباس شد.

به دستور پادشاه قرارشد مراسم استقبال رسمي و تشريفات لايق از ولي‌محمدخان به عمل آيد، روز ورود وي از شهر اصفهان تا قرية دولت آباد بيست هزار نفر تفتگچي در دوصف ايستادند و چهار بازار اطراف ميدان نقش‌جهان و قيصريه و قهوه‌خانه‌ها و خيابان را آئين‌بندي كردند و شاه‌عباس با امرا واركان دولت از آن جمله اللهوردي‌خان و الله‌قلي‌بيك قورچي‌باشي و ندرمحمدخان شهردار به استقبال رفت و چون به ولي‌محمدخان رسيد از پياده شدن او ممانعت كرده سواره با وي مصافحه كرد، در منزل دولت آباد، آقاكمال دولت‌آبادي از بزرگان قريه استدعا كرد كه پادشاه به اتفاق مهمان خود لحظه‌اي براي استراحت به منزل او فرود آيند، از جاده تا منزل وي با فرشهاي عالي مفروش شده بود و وي به‌طور شايسته و بايسته به لوازم ضيافت پرداخت، درشهر اصفهان منازل عالي جهت سكونت خان تركستان و همراهان وي اختصاص داده شده بود و عليقلي‌خان طبق دستور به مهمانداري وي تعيين شده بود، شعراي آن زمان دربارة ورود ولي‌محمدخان به اصفهان اشعاري سروده‌اند واز آنجمله خواجه شعيب جوشقاني چنين گفته بود:

ذوقي اردستاني نيز درماده تاريخ آمده ولي‌محمدخان ازبك پادشاه ماوراءالنهر به دربار شاه‌عباس اين قطعه راگفته:

توضيح مربوط به عكس 1: مجلس پذيرائي شاه‌عباس كبير از ولي‌محمدخان فرمانرواي ازبك، (نقاشي ديواري دركاخ چهلستون)

گشت پيدا در بخارا انقلاب

چون ز گردش هاي چرخ منقلب

زيب بخش دولت افراسياب

شاه تركستان وليخان آنكه هست

رو به درگاه شه مالك رقاب

رهنمون شد دولت او را تا نهاد

كامران و كامبخش و كامياب

شاه‌عباس قدر قدرت كه هست

گشتم از انديشة قدسي خطاب(7)

اين قران سعد را تاريخ جو

ماه شد مهمان بزم آف

ساخت روشن شمع مجلس راوگفت

1020

 

 

ذوقي اردستاني نيز درماده تاريخ آمده ولي‌محمدخان ازبك پادشاه ماوراءالنهر به دربار شاه‌عباس اين قطعه راگفته:

چو آفتاب بزرين كلاه آمده بود

شبي بواقعه ديدم كه خسرو توران

بآستانه عباس‌شاه آمده بود

كمر بخدمت شه بسته ازپي تاريخ

            1020

 

 

توضيح مربوط به عكس 1: سرداران شاه‌عباس كبير در مجلس از ولي‌محمدخان فرمانرواي تركستان،‌(نقاشي ديواري در تالار پادشاهي كاخ چهلستون) --

وديگري بنام محمدصالح برادرزاده اسكندربيك منشي مؤلف عالم آراي عباسي دربارة ملاقات دو پادشاه قطعه زير را سروده است:

كز پرتو اوست زيب ايران

عباس شه آن سپهر احسان

بردست گرفته تحفة جان

آمد به درش ز روي اخلاص

اورنگ نشين ملك توران

قاآن زمان ولي محمد

گفت آمده پادشاه توران

جستم ز خرد چو سال تاريخ

1020

 

 

شاه‌عباس به افتخار مهمان خود ولي‌محمدخان جشنهاي شاهانه ترتيب داد و مطربان خوش آهنگ و نوازندگان تيزچنگ به نواي دلگشا زنگ‌زداي خواطر گشته، حوروشان عراقي و خراساني به رقاصي درآمده خرامش و جلوه‌گري آغاز نهادند.

همي بودي زشادي زهره رقاص

درآن فرخنده بزم و محفل خاص

به هر طرفي روان آرام جاني

به هرگوشه خرامان دلستاني

به خدمت ايستاده حور و غلمان

بهشت آسا درآن ‌رشك گلستان

مؤلف تاريخ عالم‌آراي عباسي نوشته است كه ازطرف پادشاه به دفعات مراسم آتشبازي و چراغاني در ميدان نقش‌جهان به افتخار ولي‌محمدخان ترتيب داده شد و ازجمله آتشبازيهاي عجيب از فيل بزرگي صحبت ميدارد كه درحين آتش‌دادن و توپ انداختن، از آن كوه‌پيكر آتشخوي زمين نورد بادپا حركات عجيب و حمله‌هاي مهيب مشاهده مي‌شد و موجب انبساط خاطر خان تركستان و حاضران بساط اقدس مي‌گرديد، اسكندربيك تركمان نوشته است كه در اول تيرماه آن سال ولي‌محمدخان به اتفاق شاه‌عباس در خيابان چهارباغ تماشاي جشن آب پاشان را نمودند و درآن روز بيش از صرهزارنفر در خيابان چهارباغ جمع آمده به يكديگر آب مي‌پاشيدند، ولي‌محمدخان به استظهار اخباري كه از تركستان مي‌رسيد ومشعربرآن بود كه ورود وي را انتظار داشتند از شاه‌عباس اجازة مراجعت خواست و تقاضا كرد كه فقط پادگان خراسان در موقع لزوم به وي كمك كنند وچون خود شاه‌عباس هم عازم آذربايجان بود روزي كه منجمين ساعت را خوب تشخيص داده بودند واو در اردوگاه دركنار زاينده‌رود استقرار يافته بود، ولي‌محمدخان را به حضور طلبيده با يكديگر صحبتهاي خصوصي كردند و از طرف پادشاه زينل بيك‌خان شاملو مأمور شد كه تا خروج از سرحد ايران در ملازمت ولي‌محمدخان باشد.

ندرمحمدخان فرمانرواي تركستان دردربار شاه‌عباس دوم

درمقابل تابلوي نقاشي معروف به بزم شاه‌عباس كبير كه آن پادشاه را درحال پذيرائي از فرمانرواي تركستان ولي‌محمدخان نشان مي‌دهد و خاطره‌اي از دوران سلطنت شاه‌عباس كبير را به خاطر مي‌آورد تصوير شاه‌عباس دوم كه قست عمده ساختمانهاي كاخ چهلستون در دوران سلطنت او به اتمام رسيده است درحال پذيرائي از ندرمحمدخان فرمانرواي ازبكستان كه به وي پناهنده شده بوده است و اطرافيان خان‌ازبك و مجلستان دربار شاه‌عباس ثاني نمايش داده شده كه خوشبختانه از گزند حوادث مصون مانده وبا مشاهده آن خاطرات پذيرائي شاه‌عباس دوم از ندرمحمدخان به ياد تماشاكنندگان اين تابلو مي‌آيد.

اما كيفيت اين صحنه تاريخي چنانست كه ندرمحمدخان پس از استخلاص از توطئه‌اي كه براي بازگرفتن سلطنت ازوي به دستياري فرزندش عبدالعزيزخان و بعضي امراي ازبك روي داده بود، ازمرز ايران گذشته به خراسان وارد شد و از شاه‌عباس دوم براي استرداد تاج وتخت ازدست رفتة خود كمك خواست. عليقلي‌خان بيگلربيگي مرو مراتب را به عرض شاهنشاه ايران رسانيد و ازطرف پادشاه محمدبيك يساول صحبت براي استقبال از ندرمحمدخان به خطة خراسان اعزام گرديد و فرمان صادر شد ك درتمام نقاط سرراه از خراسان تا اصفهان پايتخت صفويه آنچه لازمه مهمانداري و پذيرائي است به منصه ظهور رسد و شمسامحمدعلي‌بيك اصفهاني ناظر بيوتات سلطنتي نيز به سمت مهماندار مخصوص تعيين گرديد و به مهدي‌قلي‌خان ايشيك آقاسي‌باشي حكمران ري دستور داده شد كه پس از تقديم لوازم خدمت و ميزباني ندرمحمدخان را به اصفهان آورد. شمسامحمدعلي‌بيك‌اصفهاني در بسطام به خدمت خان ازبك رسيد و نقود و اجناس بيشماري را كه از دربار شاهنشاهي ايران با چند رأس اسب مزين به زين ولجام مرصع به جواهر قيمتي براي وي فرستاده شده بود تقديم داشت و سپس ندرمحمدخان وارد زي گرديد وايشيك آقاسي‌باشي از مهمان پادشاه پذيرائي نمود وبه اتفاق وي درسال 1056 هجري عازم اصفهان شد.

براي سكونت خان در اصفهان يكي از منازل ميرزاتقي اعتمادالدوله معروف به ساروتقي وزير مقتول شاه‌عباس دوم اختصاص يافته بود وبه فرمان پادشاه دراطراف ميدان نقش‌جهان تهيه چراغاني و آتشبازي مفصلي ديده بودند و از شهر اصفهان تا قريه دولت‌آباد به مسافت سه فرسخ تمام راه را با فرشهاي زري و ابريشم و مخمل فرش كرده بودند. اصناف و دستجات مختلف با تار و طنبور و سازهاي محلي به استقبال خان تاتار مي‌شتافتند واز در دولتخانه مباركه يعني عمارت عالي‌قاپو در ميدان نقش‌جهان تا قريه دولت‌آباد تفتگچيهاي سوار و پياده در دو رديف صف كشيده بودند.

همينكه خبر ورود ندرمحمدخان به قريه دولت‌آباد رسيد شاه‌عباس با خلصان و مقربان دربار خود سوار شده به استقبال خان ازبك رفت و در اثناء راه ملاقت صورت گرفت، تاورنيه سياح مشهور فرانسوي كه دراين زمان در دربار اصفهان بوده مي‌گويد كه درحين ملاقات شاه‌عباس دوم به قصد پياده شدن پا را ازركاب خالي كرد ولي خان با آنكه پيرمرد بود فورأ از اسب پياده شد و نگذاشت كه شاه پياده شود و براي بوسه به ركاب پادشاه نزديك گرديد تا مراسم تشريفات سلطنتي را به جاي آرد ولي شاه‌عباس به رجال بزرگ اطراف خود اشاره‌اي نمود و آنها به سرعت خود را به ندرمحمدخان رسانيده زير بغل او را گرفتند وبراسب مخصوصي كه مزين به زين و لجام مرصع بود نشانيدند و پادشاه به اتفاق مهمان خود راه شهر را پيش گرفتند.

قبل از ورود به ميدان نقش‌جهان وعمارت علي‌قاپو ابتدا در باغ سلطنتي قوشخانه در نزديك دروازة طوقچي پذيرائي شايسته‌اي از خان ازبك به عمل آوردند و سپس شاه‌عباس دوم مهمان خود را تا مدخل عمارت عالي‌قاپو همراهي نموده و براي استراحت ندرمحمدخان را به منزلي كه براي سكونت وي آماده شده بود هدايت نمودند. شب هفدهم ماه رمضان شاه‌عباس دوم براي تماشاي چراغاني و آتشبازي مفصل ميدان شاه به اتفاق ندرمحمدخان در تالار عمارت عالي‌قاپو حضور به‌هم رساند و چون فرمانرواي ترك به علت مسافرت طولاني خسته و مريض بوده است حكيم محمدحسين قمي طبيب مخصوص شاهنشاه به معالجه او اقدام مي‌نمايد، پس از بهبودي چون خان تاتار براي استرداد حكومت ازدست رفته‌اش عجله داشت شاه‌عباس دوم وي را با لشكري از سپاهان ايراني به رياست ساروخان طالش كمك مي‌كند و خان تركستان به كمك قشون ايران مخالفين خود را منكوب نموده و برمسند فرمانروائي خود تكيه مي‌زند.

تاورنيه مي‌گويد تداركاتي كه شاه‌ايران براي استرداد سلطنت ازدست رفتة ندرمحمدخان به عمل آورد عبارت بو داز 15 هزارسوار و هشت هزارپياده و شصت هزارتومان پول و ندرمحمدخان بعدازآن يكي از بهترين ايالات خود را كه در سرحد ايران واقع بود درعوض اين مهرباني به پادشاه ايران واگذار نمود و اين ايالت منفعت خيزترين ايالت او بود زيرا كه سكنة آن تمام ايلات تركمان هستند و صاحب اغنام و احشام بسيار و متمولترين رعاياي تاتارند.

ميرزا مقيم تبريزي از شعراي آن دوره دربارة تاريخ ورود ندرمحمدخان به ايران و ملاقات پادشاه ايران و توران اشعاري بشرخ زير سروده است:

در ديار خان ازبك انقلاب

ازگذارشهاي دوران شد پديد

تيغ بند ذولت افراسياب

وارث چنگيزخان ملك گير

كرد روبر درگه عالم مأب

خان تركستان باخلاص درست

مي‌برد اين شكوه پيش آفتاب

منهزم گردد چو مريخ اززحل

ملجاء‌شاهان نقد بوتراب

آفتاب لطف حق عباس شاه

خسرو صاحبقران كامياب

شاه غازي شهسوار نوجوان

زاتش تيغش شود دريا سراب

آب عدلش گل بروياند زسنگ

گر نمايد عدل او حفظ حباب

نشكند از صدمه طوفان نوح

جاي بارانن در بريزد ازسحاب

آب اگر از قلزم جودش برد

كامران و كامبخش وكامياب

باد يارب اين شه صاحبقران

بر در كيخسرو مالك رقاب

خان‌ازبك آمد ازروي نياز

از فلك تاريخ جستم بي حجاب

از براي مقدم خاقان ترك

(ميرود بهرام سوي آفتاب)

بر سؤالم داد دل برجيس وگفت

ميرزا مقيم تبريزي در قطعه شعر ديگري دربارة ملاقات ندرمحمدخان با شاه‌عباس دوم در اصفهان چنين سروده است:

كه ازوي تخت شاهي يافت تزيين

شه صاحبقران عباس ثاني

ندا از غيب مي‌آيد كه آمين

دعايش بر زبان هركه آيد

ز روي اعتقاد و عز و تمكين

بدرگاهش بيامد شاه توران

بهشت اصفهان را بست آيين

زبهر مقدم حاقان اعظم

كه نتوان يافت در زلف بتان چين1020

جهان شد همچنان خندان وخرم

نثار افشاند گردون عقد پروين

زبهر اين قران ماه و خورشيد

باستقبال ماه آمد شه دين

پي تاريخ استقبال دل گفت

            1056

 

 

توضيح مربوط به عكس 1: ندرمحمدخان فرمانرواي ازبك در دربار شاه‌عباس دوم،‌(نقاشي ديواري در تالار پادشاهي كاخ چهلستون)

شاردن سياح فرانسوي قصر چهلستون را توصيف كرده است

شواليه شاردن فرانسوي Jean Chardin سياح فرانسوي كه در اواخر سلطنت شاه‌عباس دوم و اوايل پادشاهي شاه سليمان چند سالي در اصفهان بسر برده است قصر چهلستون را بشرح زير توصيف مي‌كند:

درنزديكي اين مخازن و انبارها بزرگترين وبا عظمت‌ترين ساختمانهاي قصر سلطنتي است كه آن را چهلستون مينامند در صورتيكه بيش از هيجده ستون ندارد، علت آنستكه ايرانيان براي مبالغه درشماره لفظ چهل را استعمال ميكنند. چنانكه به جارهاي معمولي كه عده‌اي شاخه چراغ دارد چهلچراغ ميگويند ونيز يك قسمت از عمارت تخت جمشيد چهلستون اطلاق ميكنند در صورتيكه فعلأ بيش از نيمي از آنرا ندارد، اين بنا مانند ساير بناهاي قصر سلطنتي در وسط باغي ساخته شده و عبارت ازيك عمارت كلاه‌فرنگي است كه مشتمل بر تالاري است كه پنج پا از سطح باغ ارتفاع دارد و ابعاد آن پنجاه ودو درهشت پا و سه مرتبه است كه هر مرتبه از ديگري دوپا بلندتر مي‌باشد.

سقف آن موزائيك و روي هيجده ستون است كه ارتفاع هركدام سي پا و زراندود است، د طاق نسبتأ بزرگ در دو طرف اين تالار ساخته شده و نيز تالار ديگري در انتهاي عمارت وجود دارد كه طول آن سي پا و عرض آن پانزده پا است و اطاقهاي كوچكي در گوشه هاي آنست.

ديوارها تا نيمه از سنگ مرمر سفيد منقش زراندود مستور و نيمي ديگر از آئينه و شيشه‌هاي رنگارنگ پوشيده است.

ميان تالار سه حوض مرمر سفيد است كه بترتيب هريك درصفه بالاتر ازصفه ديگري واقعست اولي مربع و دوتاي ديگر هشت ضلعي است،‌تخت شاه روي چهارمين صفه اين بنا كه بطول دوازده پا و عرض هشت پا است قرار دارد.

اين تالار چهار بخاري ديواري دوتا طرف راست و دوتا طرف چپ دارد كه بالاي هركدام نقاشي هاي مفصلي است، يكي از اين نقاشي‌ها جنگ شاه‌عباس كبير با ازبكها است و آن سه ديگر مجالس جشن‌هاي سلطنتي است، ساير نقاشي ها از لاجورد و طلا و بسيار ضخيم و ازنوع نقاشي‌هاي شرقي يا عشرت‌انگيز است،‌بطوريكه قسمت بدون نقاشي درآن يافت نميشود،‌بالاي تالار و اطراف آن پرده دولاي زربفت منقشي است كه جلوي آفتاب ميكشند و تا هشت پا اززمين آويخته است، از اينرو هواي تالار بسيار خنك است، ممكن نيست با شكوه‌تر از بارهاي عاميكه شاه ايران دراين تالار ميدهد ديد.

تخت شاه تخت خواب كوچك راحتي است كه چهاربالش مرواريددوز جواهرنشان دارد، گرد او خواجه‌هاي كوچك سفيد رنگ بسيار زيبا نيمدايره تشكيل ميدهند و درعقب او چهار يا پنج خواجه بزرگتر اسلحه شاه راكه بسيار گرابها و درخشان است دردست دارند.

مقربترين و بزرگترين اعاظم و رجال دولت روي سفه كه تخت شاه درآنست قرا ميگيرند، درصفه دوم بزرگاني مي‌نشينند كه از حيث مقام پائين‌ترند، طبقه بزرگان جوان و عموم كسانيكه حق حضور درجلسه را ندارند با دسته موسيقي در پائين ميايستند و صاحب منصباني كه مأمور انجام وظايف ميباشند درباغ مقابل نظر شاه ايستاده‌اند.

درهمين محوطه كه اين تالار عالي است دوتالار ديگر است كه يكي داراي پنج صفه هشت ضلعي است كه بهم باز ميشوند و روي چهارستون زراندود زيباست كه وسط آن حوضي است و ديگري تالار مربعي است كه چندين اطاق و صندوقخانه دارد.(8)

راهروهاي اختصاصي

شاردن ضمن توصيف قصرچهلستون به وجود راهروهاي اختصاصي كه فقط شخص شاه ميتوانسته است ازآنها عبود كند اشاره مي‌نمايد:

«درقصر شاه دوعمارت ديگر شبيه اين عمارت است كه هريك درباغ مشجر جداگانه ميباشد يكي تقريبأ مانند عمارت سابق‌الذكر است وديگري دوطبقه، كه طبقه اول مشتمل بر تالار است و طبفه دوم شامل اطاق و ايوانها و صندوقخانه‌ها است كه درتمام اطاقهاي آن حوض هاي فواره‌دار است،‌اينها عمارات كاخ سلطنتي است كه شاه درآنها بار ميدهد وچنانكه سابقأ مذكور شد هريك يا دروسط باغي است و يا بسمت باغي باز ميگردد، ديوارهائي كه باغها را احاطه كرده است از گل ساخته شده و ارتفاع آنها معمولأ ده يا دوازده پا است كه از بالا تا پائين چراغهائي درداخل آنها نصب گرديده است، بالاي ديوارها راهروهائي است كه فقط شخص شاه ميتواند داخل آنها شده و بدون آنكه ديده شود بهرجا خواهد برود.

بقيه كاخ عبارتست از مخازن و محل كارگران و قسمت زنانه كه ما آنرا سرا و ايرانيان حرم مينامند».

قصر چهلستون در دوران شاه سليمان

انگلبرت كمپفر Engelbert Kaempfer سياح آلماني كه در دوره شاه سليما در اصفهان بوده است قصر چهلستون را بشرح زير توصيف ميكند:

«… درپايان راهروئي كه قبلأ ذكر آن گذشت انبارها و اطاقهائي براي حفظ ترازوها، مشروبات و انواع و اقسام ذخاير غذائي قرار دارد، پس از گذشتن ازآنها مابه وسيع‌ترين باغ مي‌رسيم كه به تبعيت از كاخ چهل‌ستون كه درآن قرار دارد وبه داشتن ستونهاي فراوان ممتاز است،‌چهلستون ناميده ميشود، تعداد ستونها درواقع فقط از هجده تجاوز نميكند، ولي در زبان فارسي كثرت نامعين را به صورت اختصار با عدد چهل بيان ميكنند.

توضيح مربوط به عكس 1: تصوير شاه‌عباس كبير با تاج مخصوص در كاخ چهلستون، (نمونه نقاشيهائي كه اززير گچ خارج شده است)

اين باغ بيش از سيصد متر طول و تقريبأ به همين اندازه عرض دارد، چنارهاي كشيدة مرتفع كه درطول آنرا صف صف غرس كرده‌اند زينت خاصي به اين باغ بخشيده است، بدين ترتيب سه خيابان مشجر به وجود آمده كه تمام عرض آنها به بهترين و مطبوع‌ترين وجهي در زير سايه قرار گرفته است.

دروسط باغ ازدو كاخ آنكه بزرگتر است يعني كاخ‌چهلستون باشكوه واقعأ شاهانه خود قد برافراشته، اين كاخ كه قسمتي از آنرا با آجر و قسمتي ديگر را ازسنگ تيشه‌اي ساخته‌اند در محوطه‌اي مفروش از سنگ‌هاي صخره‌اي صيقلي قراردارد،‌اين محوطه چهارگوش است كه دور تادور آنرا جويبار دل‌انگيزي با فواره‌هاي متعدد احاطه كرده است، اين كاخ خود مستطيل شكل است و اطاقها، آلاچيق‌ها، دروازه‌ها، نرده‌ها و طاقهاي متعدد دارد و سراسر همه نمودار لطيف‌ترين ذوق ايراني در صنعت معماري است كه البته با سليقه ما بيگانه است،‌جبهه شرقي كاخ را تالار وسيعي اشغال كرده است، سقف پيش آمده آن برسه رديف ستون چوبي هشت ضلعي تكيه دارد و عرض آن چهل و پنج گام است.  

كف كاخ به سه قمست تقسيم شده: كف زيرين دوپا از كف حياط ارتفاع دارد و به نوعي صحنه نسبتأ بزرگ مي‌ماند و در ضيافت‌ها ميهمانان شاه درآنجا مي‌نشينند، دراينجا حوض مربعي سات به ضلع هشت قدم با دوپله از مرمر شفاف، از وسط اين حوض فواره‌اي بلند مي‌شود كه لوله‌هاي آن نامرئي است،‌كف دوم كه چهار پله از اولي بلندتر است براي نشستن بزرگان و محترمين هنگام صرف غذا به‌كار مي‌رود، و سرانجام كف سوم يك پله بالاتر ازكف قبلي است و كف واقعي كاخ به شمار مي‌رود. 

توضيح مربوط به عكس 1: خرقه منسوب به شيخ صفي‌الدين اردبيلي كه در موزه كاخ تاريخي چهلستون نگاهداري ميشود.

دراينجا باز حوض ديگري است كه خيلي بزرگ نيست اما سليقه بسيار در ساختن آن به كار رفته و فواره‌اي درميان آنست، درپشت اين حوض است كه ايوان بسيار مزين و زيبائي قرار دارد،‌درقسمت عقب در ديوار جايگاهي تعبيه كرده‌اند كه قرار مي‌گيرد. سقف ستونها،‌ديوارها، شبكه پنجره‌ها، آلاچيق‌ها و طاقها همه توسط دستهائي خستگي‌ناپذير به افراط تمام تزيين و نقاشي شده است و آنهم بيشتر درمايه آبي با طلاكاري‌هائي در داخل آن.

آخرين قسمت ازاين تصوير شكوه چهلستون بااستخري كه چهل گام عرض دارد و آبي زلال همچون آئينه درآن است تكميل مي‌شود. نيمي ازاين استخر درپيش بنا و نيم ديگر در پشت آن قرار گرفته ودرحال خاضر تا انتهاي باغ ادامه يافته است،‌آن كس كه اين فواره‌هاي بي‌شمار، پرنده‌هاي شناور بروي درياچه را با پرهاي رنگارنگ و انعكاس تصوير درختا را درآب ببيند و ازاين همه لطف لذت نبرد بايد گفت كه كج‌طبع جانوري است.

دومين كاخ باغ چهلستون روبه جنوب است اين كاخ قدري از اولي كوچكتر است و آنرا در ديوار باغ خلوت ساخته‌اند بدان صورت كه هردو باغ را جلوه‌اي بخشيده است، آن قست از كاخ كه دراين طرف قرار دارد به صورت يك پنچ ضلعي سات و سرپوشيده‌اي دارد كه ازنظر بنا بااين نقشه مناسب است، دراينجا نيز از ساختن انواع و اقسام حوض‌ها و آبگيرها چه درايوان ستوندار و چه در مقابل آن فروگذار نكرده‌اند ومن به خصوص از بدايع اين محل دو تابلو بزرگ ديواري را ذكر مي‌كنم كه درآن پرده‌ها صحنه‌هائي جنگي از تاريخ ايران را با خلوص وحوصلة غيرقابل تقليدي آنهم براي اينكه ازهنر سخني نگفته باشيم – تصوير كرده‌اند.

درباره بقيه ساختمانهاي كوچكتر باغ چهلستون، ديوار دورتادور آن، جويها ويا بغسازي برجسته و ممتاز آن ديگر نمي‌خواهم وارد جزئيات بيشتر بشوم».

توضيح مربوط به عكس 1: منظره كاخ چهلستون با تزيينات اصلي آن از دوران شاه‌عباس دوم، (نقاشي ديولافوآ)

الحاقات و تعميرات دوره شاه سلطان‌حسين دركاخ چهلستون

بطوريكه مشهوراست در دوازدهمين سال سلطنت شاه‌سلطان‌حسين كاخ چهلستون دچار حريقي شده و سپس تعميراتي ازآن بعمل آمده است. دراين‌باره يك بيت بشرح زير گفته شده است:

گذشته بود كه آتش بچهلستون افتاد

هزارويكصد وهيجده ز هجرت نبوي

كتيبه دوم كاخ چهلستون كه درسال 1327 خورشيدي از زير گچ خارج شده مشتمل براشعاري است كه شاعري متخلص به نجيب(9) دربارة اقدام شاه‌سلطانحسين نسبت به تعمير و تزيين اين قصر سروده. اين اشعار كه بخط نستعليق سفيد بر زمينه آبي گچ‌بري شده شامل سي بيت شعر است كه هرمصراع آن دريك لوحه كوچك شش ضلعي قرار دارد و بخط محمدصالح الصفهاني است، چند لوحه از اشعار مزبور ازبين رفته و اشعار باقيمانده بشرح زير است:

مرصع شد زمين و آسمان ازماه تا ماهي

بحمدالله كه باز از نو باقبال شهنشاهي

صفاي صبح عيد و فيض انوار سحرگاهي

تجلي درگريبان طالع ازجام جان‌بين شد

كه صبح وشام عالم راكند خورشيدي وماهي

بحكم شاه دين سلطان‌حسين آن ماه مهرآئين

فروغ اختر روشندلي خورشيد آگاهي

سهيل صبح عيد زندگاني خسرو عادل

بلند و پست عالم را گرفت ازماه تا ماهي

زشير و پرچم سرپنجه تيغ جهانگيري

خجالت ميكشد دائم طلا از چهره كاهي

زبس دركفه ميزان احسانش سبك گشته

كه ريزد طرح و رنگ اين بناي آسمان جاهي

شب وروز جهانرا ريخت درهم مهرومه يكجا

قباي لفظ براندام معني كرده كوتاهي

زهي عالي بنا كاندر بلنديهاي اوصافش

سپهري بر سپهر افزود معمار يداللهي

………….. جهان پيدا

كه بركرياس آن چرخ چهارم كرده درگاهي

مگر ازعالم بالا دري بر رويش بگشوده

كه برپا باشد ازاين چهلستون ازماه تا ماهي

خدا زان بيستون گرداند خلق اين آسمانرا

مرصع كا……………………….

فلك برخويش ميباليد از ترصيع كوكبها

………………… گشت درگاهي

……………………………

يد بيضا بكف با خضروموسي كرده همراهي

چو شمع محفل خضر نبي زرين ستونهايش

گرفته اربعين بهر دوام دولت شاهي

برنگ چل تنان چهلستون در ربع آن مسكون

كه آمين كرده با دست دعا با عرش همراهي

مرصع كاري سرو ستونهايش بآن ماند

ستونهاي مرصع پوش تالار شهنشاهي

چهل ديوند برسر داده جا تخت سليمانرا

سكندر گرد عالم گشت همچون حرف افواهي

بجز درآب و آئينه نديده مثل ومانندش

كشيده دربن روشندلي تصوير آگاهي

زهي نقاش صورت آفرين كلك نقاشي

بهر معني كه ميجوئي و هرصورت كه ميخواهي

زرنگ روحي و جسمي نموده ظاهر و باطن

( لايقرء )

بنيرنگي شبيه جان گرفته درماني

…………………………………….

…………………………

دوگاهي ميرساند گاه برگوشم سحرگاهي

زآهنگ شبيه چار تاري هم نيم غافل

كبوترهاي زرين بال انجم را كند چاهي

صفاي منبع فواره گوهرفشان آن

بود تا صبح حشر آئينه‌دار طلعت شاهي

ضياء‌چارديوار مرصع كار مينايش

مكانهاي هميوني و منزلهاي جمجاهي

اگر چه ماه اوج سلطنت دارد بهرشهري

گرفت ازكرسي اعلي خطاب عرش درگاهي

وليكن اين هميون بارگاه آسمان رفعت

علي مرتضي تعويذ بازوي يداللهي

نگهدارش بو ازچشم زحم ديده بدبين

بتأييدات يزداني و توفيقات اللهي

چو شد اتمام اين عالي بنا زينت ده گردون

مبارك باد تالار بلند ايوان جمجاهي

نجيب ازنو بطاق آسمان بنوشت تاريخش

            1118

 

 

(كتيبه محمدصالح)

 

 

تخت شاه سلطان حسين در چهلستون

مؤلف كتاب رستم‌التواريخ ضمن بيان داستاني كه درعمارت چهلستون اتفاق افتاده به تخت شاه‌سلطان‌حسين كه درآن جلوس كرده اشاره ميكند و چنين مي‌نويسد:

آن والاجاه درتالار چهلستون شاه‌عباسي بر شاه‌نشين، براو رنگ زرين شانزده پاية مرصع به جواهر آبدار گرانمايه كه مرتبه بالاي آن چهارستون مرصع به جواهر داشت وبرآن سقفي مانند چتر قرارداده بودند و بر بالاي طاوس زريني كه ملون بهمه الوان و پروبالش به جواره رنگارنگ آبدار گرانبهاي ساخته و پرداخته، حاشيه مرواريد، درميان چهاربالش، پر پرقوي مزين به جواهر آبدار ولآلي گرانبها، سراپا موشح به اسباب و زينت وپيرايه پادشاهي، مانند آفتاب درخشان قرار يافت و امرا و وزرا و وكلا و باشيان و مقربان و مستوفيان ومنشيان و سرداران و سالاران و غلامان خاصه و يساولان و نسق‌چيان و جارچيان هركسي به ترتيب و ميزان، بجاي خود ايستاده.(10)

ترتيب استقرار امرا و وزرا دركاخ چهلستون

همين مؤلف درجاي ديگري از كتاب خود نسبت به كيفيت بارعام و اشاره به حريق چهلستون در زمان شاه سلطانحسين اشاراتي بشرح زير دارد:

      تالار چهلستون شاه‌عباسي به چهارمرتبه ساخته شده:

      مرتبه اول كه آنرا شاه‌نشين مي‌نامند، نشيمن‌شاه مي‌باشد.

      مرتبه دوم كه محل ايستادن امرا و وزراء عظيم‌الشأن است.

      مرتبه سوم جاي ايستادن خوانين و سرهنگان معتبر و مستوفيان نامور و باشيان با زيب‌وفر و منشيان با فصاحت و بلاغت سخنور.

مرتبه چهارم كه عرصه دولتخانه باشد ازدو طرف درياچه محل ايستادن نظام وصف‌بستن با اهتمام غلامان خاصه و يساولان و نصق‌چيان و جارچيان و امثال آنها مي‌باشد و بتفصيل اوصاف آن ذكر شد.

پيش ازاين و في‌الحقيقت بهتر و خوشتر ازاين عمارت مذكوره درربع مسكون و هفت كشور بفكر بكر هيچ مهندس نرسيده، اتفاقأ هفت هست سال پيش ازآمدن طايفه افغان به اصفهان چراغاني نمودند، آتش به تالار عديم‌النظير افتاده بسوخت، آن سلطان جمشيدنشان، امر نمود از اول و خوشتر ازپيش آنرا با تصويرات و نقش ونگار آئينه بندي دلپسند، با طلاي ناب كاني و لاجورد بدخشاني نيكو ساختند و پراختند.(11)

الواح شاه‌نشين كاخ چهلستون

درطرفين شاه‌نشين كاخ چهلستون و ايوان مدخل سالن پادشاهي ودر داخل تزيينات آينه‌كاري طرفين مقرنس سقف آن، دردو لوح بخط نسخ مشكي بر زمينه گل و بوته‌ار مذهب بخط شمس‌الدين بن ملامحمدسعيد جيلاني و مورخ بسال 1119 هجري قمري عباراتي بشرح زير نوشته شده است:

لوح جنوبي شاه‌نشين: «نصرمن‌الله وفتح قريب و بشرالمؤمنين رب انزلني منزلأ مباركأ وانت خيرالمنزلين فان تولو افقل حسبي‌الله كتبه العبد شمس‌الدين ملامحمد بعسد الجيلاني في1119.»

لوح شمالي: «نصرمن‌الله وفتح قريب و بشرالمؤمنين رب انزلي منزلأ مباركأ وانت خيرالمنزلين ولا يؤده حفظهما وهوالعلي العظيم كتبه العبد شمس‌الدين بن ملامحمد سعيد الجيلاني.»

رقم صادق در ذيل تابلوي جنگ كرنال

درذيل تابلوي جنگ نادرشاه افشار با محمدشاه گوركاني دركرنال نام نقاش آن «آقا صادق» بشرح زير آمده است:

فريدون فر محمدخان قاجار

بحسب الحكم شاهنشاه دوران

نشان و فر نادرشاه افشار

زكلك صادق نقاش نوشد

(ياصادق‌الوعد)

 

 

توصيف چهلستون ازخلال سفرنامه‌هاي سياحان اروپائي قرن نوزدهم

پاسكال كست Pascal Cost  و اوژن فلاندن Eugene  Flandin دوسياح فرانسوي هستند كه در دوره سلطنت محمدشاه قاجار اصفهان را ديده و درباره آثار تاريخي آن مطالبي نوشته‌اند. كست مشخصات عمارت و باغ چهلستون را بشرح زير بيان كرده است:

باغ چهلستون بطول 282 متر و عرض 187 متر – كاخ چهلستون بطول 56 متروعرض 60ر30 متر- ارتفاع ستونها 5ر14 متر. پاسكال كست نوشته است:‌تخت پادشاه ازسنگ يشم بر پشت شيرها و مجسمه‌هائي ازهمين سنگ قرار داشته كه با سنگهاي قيمتي ديگر تزيين شده بود ولي افغانها آنرا بغارت بردند، دردو سالن اطراف سالن مركزي وزراي پادشاه جمع مي‌شدند، در طرفين سالن مركزي دوايوان و درمغرب كاخ قسمت جلوخان مانندي است كه از دوطرف به دو اطاق متصل ميشود واين دو اطاق محل اجتماع صاحب منصبان دربار بوده است، پنجره‌ها از شيشه‌هاي رنگين تشكيل يافته كه نهايت هنرمندي درآن بكار رفته است، درهاي سالنها ازدو نوع است، بعضي مشبك از چوب وبسته است وبقيه درهائي است كه تخته‌هاي آنها از نقاشيهائي پوشيده شده، تمام ديوارهاي تالار وسلان تاجگذاري از نقاشيها و تزيينات طلائي و قابهاي آينه پوشيده شده، پايه‌هاي ديوارها از سنگهاي مرمر تبريز است، دراطراف كاخ جويهاي آب زلال جريان دراد كه به دو مخزن آب منتهي مي‌شوند و هردو 26 متر پهنا دارند منتها طول يكي 108 متر و آن ديگر 78 متر است، دراصلي باغ سلطنتي درسمت مشرق واقع شده ويك كوچه طاقدار است،‌در گوشه جنوب شرقي ديوار محوطه باغ در عمارت ديگري بنام نارنجستان باز ميشود بسيار زيباست ودر مدخل سالن اصلي اين قصر كه درهاي آن بسمت باغ و استخر آب باز ميشود نقاشي‌هائي از فتحعليشاه و بعضي ديگر از شاهزادگان قاجار ديده ميشود، درعقب اين سالن تالار ديگري است كه صاق گنبدي شكل دارد و خيلي خوب تزيين شده، دراين قسمت هم تصاويري از شخصيت‌هاي معروف ايران و اروپا ديده ميشود، درمركز ديوار جنوبي باغ در حرمسراي پادشاهي است كه بوسيله يك در مخفي به عمارت نارنجستان اتصال دارد، ازگوشه جنوب شرقي باغ سلطنتي از يك گذر طاقدار به باغهاي پر ميوه‌اي وارد مي شويم كه به عمارت هشت بهشت اتصال دارد.

توضيح مربوط به عكس 1: تزيينات تالار كاخ چهلستون از دوران شاه‌عباس دوم، (نقاشي ديولافوآ)

كاخ چهلستون درزماني كه ديولافوآ ازآن ديدن كرده است

مادام ديولافوآ Mme. Dieulagoy ازسال 1881 ميلادي (1298 هجري قمري) و مقارن سلطنت ناصرالدين‌شاه قاجار ايران را سياحت كرده و مدتي در اصفهان بوده، حكومت اصفهان درآن ايام با مسعود ميرزاظل‌السلطان بوده است و در سفرنامه‌اي كه از خود بيادگار گذاشته و به فارسي هم ترجمه شده عمارت چهلستون را بشرح زير توصيف كرده است:

«…… باري ميرزاتقي خان ابتدا مارا به كاخ چهلستون راه‌نمائي كرد. اين كاخ درميان باغ بسيار وسيعي واقع ايت كه ديواركم ارتفاعي دارد. درخت‌هاي كهن‌سال و بته‌هاي گل سرخ زيادي درآن ديده ميشود، درطرف شمال باغ حوض بسيار طويلي است پرازآب كه به پله‌هائي ازسنگ مرمر سفيد منتهي ميگردد، اين پله‌ها پايه وقاعده يك مهتابي سرپوشيده‌اي هستند كه بمنزله جلوخان كاخ است.

اين كاخ چهلستون كه ازجمله بناهاي شاه‌عباس كبير است و سلطانحسين هم آنرا تعمير كرده چنين بنظر ميآيد كه درروي يكي ازابنية قديمي عهد ساساني ساخته شده باشد زيرا كه در ديوارهاي اطراف آن قطعات سنگ تراشيده‌اي بكار رفته كه شبيه است به حجاريهاي زمان ساسانيان، اين بناي قديمي در زمان سلطنت سلطانحسين در موقع جشني طعمة حريق گرديد.

بطوريكه مورخين نوشته‌اند وسيلة خاموش كردن آتش فراهم بوده ولي شاه از ترس اينكه مبادا در مقابل ارادة خداوندي مرتكب معصيتي شده باشد امر كرد كه دست بآتش نزنند و وعده داد كه درجاي آن كاخ عالي‌تري بنا خواهد كرد.

جلوكاخ داراي هيجده ستون چوبي است كه بدنه آنها با آئينه‌هاي تراش لوزي شكل پوشيده شده است و ستونهاي مركزي در روي مجسمه شيران سنگي قرار دارند كه اتصالأ آب از دهان آنها فوران ميكند و درحوضي كه درمقابل تخت سلطنتي است ميريزد. يك گيلوئي موزائيك چوبي آميخته به ستاره‌هاي شعاع‌انداز سقف را نگاهداري ميكند. خود سقف هم به مربعاتي تقسيم شده و با آئينه‌هاي تراش‌دار و بلورهاي منشور مانند تزيين يافته است.

درپشت اين جلوخان تالاري است كه از گنبد كم ارتفاعي پوشيده شده و درزير آن تجاويف كندومانندي است كه با قطعات بلور در قابهاي فلزي ترصيع يافته است، دراين تالار تخت سلطنتي قرارداشته كه در موقع شورش افغانها ازميان رفته است.

درجنبين اين تالار د وآپارتمان واقع است كه سابقأ يكي مخصوص جلوس شاه و ديگري جايگاه وزرا و درباريان بوده است،‌تمام ديوارهاي اين تالار از آئينه‌هاي بزرگ و كوچك كه در قابهاي طلائي قراردارند زينت يافته است.

تشخيص هنرمندي و شايستگي استادان ايراني كه اين تزيينات درخشان را بكار برده و مهارت ولياقت خود را دراين عمل كه از مختصات ذوق و سليقه ايراني است نشان داده‌اند بسيار مشكل است زيرا كه قلع آئينه‌ها تيره شده و روي آنها راهم طبقة ضخيمي از گردوخاك مستور كرده است و اكنون مانند پلاكهاي كهنه نقره‌اي هستند كه اكسيد شده باشند و نمي‌توان نسبت بآنها قضاوت درستي كرد. انواع گوناگون آئينه‌ها و قابها به تركيب كلي اين مجموعه خللي وارد نميسازند. نقاشيها و تزيينات كوچك ايتاليائي هم درمجاورت اين طلاكاريهاي قديمي كه بواسطه ديدن هواي زياد قرمز رنگ شده‌اند عدم تناسبي نشان نميدهند وخلاصه آنك از اختلاط و تركيب اين اسلوبهاي مختلف مجموعه‌اي تشكيل يافته كه اجزاء آن كاملأ هم‌آهنگي دارند. اين اثر هم‌آهنگي خارق‌العاده را هركس بنوعي تعبير و تفسير ميكند،‌اما من عقيده دارم كه اين اثر از اتمسفر نوراني اين كشور آفتاب‌دار توليد شده است كه با يك روشنائي متناسب ومطلوبي طلاهائي راك بحد وفور در ديوارها بكاررفته احاطه كرده است، درانتهاي تالار سه در چوبي با منبت كاري قشنگ و خوش‌نما به سالن بزرگي باز ميشوند، اين سالن طويل و داراي سه گنبد است. زمينه گنبد مركزي از داخل با رنگ قرمز نقاشي شده و زمينة دو گنبد ديگر آب رنگ است. قسمت‌هاي بين گنبدها به اشكال لوزي تقسيم شده و با طلاي خفيفي به اسلوب عربي تزيين يافته‌اند.

دربدنة ديوارهاي سالن تصاويري ديده ميشود كه مجالس پذيرائي سلطنتي و جنگهائي را نمايش ميدهند، اين تابلوها با اينكه معرف استادي و هنرمندي نقاش هستند معايبي هم دارند، قوانين دورنما و رنگ‌آميزي صحيح و دقت در ضمائم و تناسب در جزئيات كمتر درآنها مراعات شده‌است، يكي از اين تابلوهاي جنگي سپاهياني را نمايش ميدهد كه با رنگ آبنوسي سوار بر فيلهاي سفيدي هستند، جنب در شرقي تصوير شاه‌عباس كبير است كه الله‌ورديخان سردار قشون و باني پل مشهور زاينده‌رود هم درپهلوي او ديده ميشود و ازسفراي هندي پذيرائي ميكنند.(12)

تيپ‌هاي مختلف با لباسهاي گوناگون با مطالعه و دقت ترسيم شد و جاي بسي افسوس است كه استاد هنرمند باين فكر كه درخشندگي پارچه‌هاي باشكوه طلائي وجلوه جواهر گرانبها را خوب تجسم دهد، به دسته زنان رقاص آنطور كه بايد و شايد اعتنائي نكرده است، درميان اين تابلوهيا بزرگ و هزارة ديوارها كتيبه‌ايست مركب از تابلوهاي كوچك كه طرز زندگاني خصوصي شاهزادگان و بزرگانرا نشان ميدهد اين تابلوها با ظرافت خاصي ساخته شده و مدارك تاريخي خوبي هستند زيرا كه طرز لباس و وضع زندگي درباري دوران صفويه را خوب مجسم ميسازند.

اكنون دراين كاخ باشكوه كسي منزل ندارد، فقط در صحن تالار بزرگ كارگراني هستند كه براي ظل‌السلطان چادرهاي بزرگ سفري ابريشمي قرمز و زرد و سبز ميدوزند، كارگران همه ساكت و مشغول كار هستند و بغير از مواقع بجا آوردن نماز و آشاميدن چاي دست ازكار نمي كشند».(13)

توصيف چهلستون بقلم هانري‌رنه دالماني

هانري رنه دالماني Henry Rene d’Allemagne سياح فرانسوي است كه درسال 1907 ميلادي (1324 هجري قمري) به ايران آمده و درباره مسافرت خود به ايران و ازآنجمله اصفهان و بختياري تحت عنوان «ازخراسان تا بختياري» سفرنامه‌اي بيادگار گذاشته است، وي دربارة چهلستون چنين نوشته است:

براي تشريح و توصيف اين بناي عالي بهتر است كه آنرا به چهارقسمت تقسيم نموده و هرقسمتي را جداگانه شرح دهيم:

نخستين قسمت جلوخان ورودي آن ميباشد كه سقف آن بوسيله بيست بتون نگاهداري شده است، اين ستونها از تنه درختان چنار كهنسال تراشيده شده و هريك تقريبأ 75 سانتيمتر قطر دارد، بدنه اين ستونها با قطعات آينه‌هاي قلع‌دار مطابق ذوق و سليقه ايرانيان با دست استادان هنرمند زينت يافته و به اصطلاح معمول آنان آينه‌كاري شده‌است، اكنون هم مقداري از آن قطعات آينه در روي ستونها يديده ميشود.

چهارستون مركزي در روي مجسمه‌هاي شير قرار گرفته است،‌شيرها پشت بهم داده و دهان خود را كاملأ بازكرده‌اند، سابقأ از دهان اين شيرهاي سنگي آب فوران ميكرده و درحوض مستطيلي ميريخته است، اكنون ازحوض اثري برجاي نمانده و درجاي آن حصير ضخيمي افتاده كه معمرين شهر در روزهاي معنين ميآيند و در روي آن مي‌نشينند و راجع به امور عام‌المنفعه بحث و شور مينمايند. قسمت پائين ساختمان كه درعقب اين جلوخان واقع شده به ارتفاع يك مترونيم داراي هزاره‌ايست از سنگ مرمرسفيد كه به قسمتهائي تقسيم شده و با  دست نقاشان هنرمند با گل‌وبوته‌هاي قشنگ طلائي رنگ تزيين يافته است قسمتهاي بالاي هزاره را آينه‌كاري نموده‌اند.

تالارتخت: قسمت سوم تالار تخت است كه در عقب فضاي مسقف واقع شده وداراي صفه‌ايست كه محل جلوس شاه بوده است. لردكرزن درسال 1889 اين تالار را ديده و از تزيينات ممتاز آن تمجيد كرده است اما امروز ازآن تزيينات چيزجالب توجهي باقي نمانده است.

قسمت چهارم كه بيشتر ازساير قسمتها جلب توجه ميكند سالن بزرگي است كه درعقب تالار تخت واقع شده و بوسيله چهار در با اطاق اول ارتباط دارد. طول اين سالن به اندازه تمام عرض بنا ميباشد و داراي سه گنبد است. درروي ديوارهاي اين سالن شش قسم نقاشي دبده ميشود كه از شاهكارهاي صنعتي قديم محسوب ميشود و براي شناسائي اخلاق و عادات شاهان و بزرگان ايران بمنزله مدارك مثبتي است، درواقع اين نقاشيها مانند صفحات تاريخ است كه طرز رفتار و زندگاني شاه‌عباس و جانشينان اورا بخوبي نشان ميدهد.

اكنون ما درمقابل پادشاهاني قرار گرفته‌ايم كه به تعيش و تفريح پرداخته و سرگرم بادةگساري و تماشاي فوجي از رقاصه‌هاي طناز و دلربا هستند. اين تصاوير زيبا فوق‌العاده تماشائي و جالب توجه است و مثل اين است كه مناظر فرح‌انگيز بهشت موعود را به ناظرين نمايش ميدهد.

پاره‌اي ازاين تابلوها جنگها و وقايع تاريخي را نمايش ميدهد،‌يكي ازآنها كه درمقابل مدخل واقع شده جنگ شاه‌اسماعيل را با قشون سلطان سليمان‌خان(14) عثماني نمايش ميدهد،‌نقاش هنرمند دراين تابلو افسانه شمشير آبدار و نيرومندي پهلواني راكه با يك ضربت سواري را از فرق تا روي زين به دونيم كرده مجسم نموده و با خط قرمزي عبور شمشير شاه‌اسماعيل راكه سردار تركان را به اينوضع كشته بخوبي نشان داده و مينمايد كه يان ضربت بوطري با مهارت زده شده كه خود سوار احساس اين عمل جراحي را نكرده و ناراحت نشده است.

درپهلوي اين تصوير تابلوي ديگري ديده ميشود كه شاه‌طهماسب را در موقع پذيرائي از شاهزاده هندي موسوم به همايون نمايش ميدهد،‌اين شاهزاده دسال 1543 به دربار طهماسب صفوي پناهنده گرديد. برروي هم اين تابلو با تزيينات متناسبي تركيب يافته است است، شاه و شاهزاده هندي درروي صندلي جلوس نموده‌اند و دراطراف آنها نوازندگان و خوانندگان و سربازان و قوشچيان كه قوشهائي برروي دست دارند نمايش داده شده است. صف اول اين تابلو را يكدسته از رقاصه‌هاي زيباروي تشكيل داده كه حركات آنها شبيه به حركات رقاصه‌هاي كنوني ايران نيست.

تابلوي سم نيز جشني را نمايش ميدهد كه شاه‌عباس كبير با عبدالمحمدخان ازبك(15) درمركز آن ديده ميشوند،‌وضع اطرافيان يعني نوازندگان و خوانندگان و قراولان و قوشچيان شبيه به وضع تابلوي اول است با اين تفاوت كه نقاش دراينجا افراط درعيش‌ونوش را بطور واضع نشان داده است، شاه متواليأ جام خود را پر ميكند و مهمان اوهم كاملأ مست شده است.

سه تابلوي ديگر كه در مقابل تابلوهاي فوق‌الذكر قرار دارد يكي شاه‌اسماعيل را نمايش ميدهد كه با سواران خود با تاتارهاي ازبك مي‌جنگد وديگري شاه‌عباس دوم را در موقع پذيرائي از سفير بزرگ مغول نشان ميدهد(16). تابلوي سوم جنگ نادرشاه را در هندوستان با سلطان محمد كه برپشت فيلي نشسته است نمايش ميدهد.

گنبدهاي اين سالن هم با نقاشيهايئ از شاخ وبرگ تزيين يافته است، متأسفانه رطوبت باران درآنها نفوذ كرده واين قسمتهاي جالب توجه را خراب نموده است. درزير يكي از گنبدها هم تصوير يكي از شاهان بعدي با لباس نظام ديده ميشود و معلوم است كه نقاش باندازه نقاشان قبلي مهارت نداشته و ازحيث ظرافت مانند تصاوير قبلي نيست(17).

تمام نقاشيها و كتيبه‌هاي عمارت چهلستون در روي گچ ترسيم شده و جاي بسي خوشوقتي است كه بهمين جهت از دستبرد سارقين آثار عتيقه محفوظ مانده است.

بنابرروايتي كه مت ازيك شاهزاده ايراني شنيدم در دوران سلطنت صفويه كف اين سالن از فرش بسيار ممتازي مفروش بوده كه تاروپود آن ابريشم خالص مخلوط با مفتولهاي طلا بوده است(18).

خرابي دركاخ چهلستون

تاحدود سال 1298 هجري قمري كه ديولافوآ عمارت چهلستون را مشاهده كرده و شرح آنرا در سفرنامه خود نگاشته تزيينات اين كاخ به حال اصلي خود باقي بوده ولي ازهمين زمان و مقارن سال 1300 هجري قمري بوده‌است كه خرابي بسيار دراين عمرات و ساير كاخهاي صفويه مانند آينه خانه وهفت‌دست ونمكدان و ساير عمارات باغ سعادت‌آباد بعمدراه يافته و بسيار يا از تزيينات نفيس چهلستون مانند آينه‌هاي قدي و درهاي خاتم و منفش و پنجره‌هاي زيباي آن به باد تاراج رفته است.

جابري انصاري دربارة تزيينات كاخ چهلستون چنين نوشته است:

«خصوصأ آئينه چهلستون نماي ديوار بالاي سرحوض كه چندان بزرگ و عالي و شفاف و روشن بوده و هرقدر جمعيت از درب عراده چهلستون كه تا عمارت تقريبأ يكصدوهشتادمتر فاصله داشت پيدا ميشد كه عكس آن جماعت درآن آئينه بخوبي نمودار بود و دربها يكسره خاتم و پاره‌اي منقش به نقوش دلربا كار استاتيد بزرگ و ستونها نيز به آئينه‌ها را با دربها بحدود سال 1300 هجري قمري به مسعوديه تهران بردند(19). به كودكي ياد دارم در طنابي چهلستون(20) قالي يك تخته دوروباف بود كه هروجبي ازآنرا به بهاء گزاف مي‌خريدند،‌درنتيجه بي‌مبالاتي از سال 1297 قمري تا 1305 قطعه قطعه از ميان رفت»(21).

توضيح مربوط به عكس 1: منظره عمارت و باغ چهلستون پس از اصلاحاتي كه دراوايل سلطنت اعليحضرت رضاشاه‌كبير درآن بعمل آمده و مركز ستاد پادگان اصفهان بوده است.

نفايس كاخ چهلستون

كاخ چهلستون در روزگار عزت خودبنائي باشكوه واعجاب‌آور بوده است، قالي‌هاي نفيس كه براي هرتالار و اطاق مخصوص آن بافته شده بوده است، سراپرده‌هاي زربفت، كرسي‌ها و صندليهاي خاتم قنديل‌ها و مشعلها و دهها نوع از اشياء ديگر تزيينات منقول اين كاخ را تشكيل ميداده است، درحال حاضر هيچيك ازاين اشياء‌وجود ندارد و دست تطاول و تاراج آنها را نابود كرده است. با وجود اين تا اين اواخر در ويترين‌هاي داخل تالار چهلستون چند قطعه از اشياء‌مزبور در معرض تماشاي سياحان قرار داشت مانند: دو قرآن بخط كوفي منسوب به دو امام از قرون اوليه هجري – خرقه شيخ صفي الدين اردبيلي- رونوشت عهدنامه حضرت علي(ع) با نصاري در دير خرقيل كه به مهر علماي دوره شاه سلطان‌حسين رسيده بود و نمونه‌هائي ازظروف چيني و كاشي ساخت چين ممهور به مهر شاه‌عباس دوم و روكشهاي فولادي طلاكوب در حرم امامزاده اسماعيل اصفهان. اشياء مزبور اكنون ديگر دراين كاخ ديده نميشود و قراراست بوسيله اداره كل فرهنگ و هنر درتالار موزه‌اي كه بمنظور نگاهداري اشياء نفيس ساخته ميشود، نگاهداري گردد.

تابلوي نقاشي ازناصرالدين شاه قاجار

تااين اواخر يك تابلوي بزرگ رنگ وروغن از ناصرالدين شاه‌قاجار در سالن پادشاهي چهلستون مشاهده ميشد كه از الحاقات دوره ناصري دراين كاخ صفوي بشمار ميرفت، اين تابلو بقلم محمدحسن افشار نقاشباشي و موخ بسال 1276 هجري قمري است. در تعميرات اخير چهلستون اين تابلو را كه برروي پارچه نقاشي شده پياده كرده‌اند تا در تالار جديدي كه خواهند ساخت نصب نمايند.

تعميرات چهلستون

تعميرات كاخ چهلستون مانند ساير بناهاي نفيس اصفهان در طليعه سلطنت دودمان پهلوي و بفرمان مؤسس اين سلسله اعليحضرت رضاشاه كبير شروع شده است، در اوان سلطنت آن پادشاه كه نابساماني و هرج‌ومرج سراسر كشور را فرا گرفته بود هماره با اصلاحاتي كه در شئون مختلف مملكت آغاز شد، تعمير آثار تاريخي هم مورد عنايت خاص آن پادشاه قرار گرفت. عمارت چهلستون و عالي‌قاپو در اواخر دوره قاجار به زباله‌دان تبديل شده بود و فقط پس از تشكيل قشون جديد اصفهان كه يكي از مراكز قشوني كشور گرديد صاحبمنصبان ارتش اهتمايم كردند و آنها را از ابتذال و نكبت كه ميراث دوره قاجار بود بيرون آوردند.(22)

عمارت چهلستون تا سال 1320 خورشيدي كه آخرين سال سلطنت سردودمان سلسله پهلوي محسوب ميشود تحت تعمير بود و از آنسال تا به امروز اين تعميرات ادامه دارد. درسالهاي اخير با همكاري مؤسسه باستانشناسي ايتاليائي (ايزمئو) تعمير و ترميم اين قصر با فعاليت بيشتري دنبال شد،‌هم‌اكنون تابلوهاي نقاشي كه سابقأ به زحمت از تصاوير آن چيزي ديده ميشد گردگيري شده وبراساس عكسهائي كه در اواخر سلطنت مظفرالدين‌شاه قاجار و قبل از ويراني چهلستون بوسيله هرسيل نام بلژيكي ازاين قصر گرفته شده(23) مشغول ساختن دروپنجره‌ها به شيوه قديم و نصب آنها دراطراف تالار چهلستون هستند، حوضهاي مرمري داخل كاخ درمحل حوضهاي قديمي احياء‌شده و نقش ونگارهاي فراواني اززير گچهاي قاجاري خارج شده و در معرض تماشاي سياحان قرار گرفته است.

پاورقي‌ها:

1- مؤلف كتاب قصص‌الخاقاني نوشته است جلوس شاه‌عباس دوم برتخت سلطنت هنگامي صورت گرفت كه از سن اونه سال وهشت ماه و28 روز گذشته بود. وفات پدرش شاه‌صفي روز دوشنبه 12 ماه صفر 1052 دركاشان اتفاق افتاد ودرباره وفات وي چنين گفته شد:

كرد چه از عالم زدنيا گذر

شاه صفي پادشه بحروبر

ماه صفر كرد زدنيا سفر

گفت خرد ازپي تاريخ او

عمر شاه‌عباس دوم 34 سال‌ونه ماه وچهارده روز وايام سلطنتش 25 سال وپانزده روز بوده است، در خسروآباد دامغان درماه ربيع الثاني 1077 وفات كرده، روز سيزدهم جنازه او وارد قم شده و روز چهاردهم جمادي‌الثاني در جوار حضرت معصومه(ع) دفن شده است.

ولي قلي شاملو مؤلف قصص‌الخاقاني نوشته است شاه‌عباسي ثاني در مرض موت وصيت كرد كه ازمال او هرسال دوازده شمعدان نقره ودو عدد عودسوز طلا تهيه كنند (معادل يكهزار تومان بپول آنزمان) ونثار مرقد حضرت رضا(ع) نمايند ودر پايان يكسال متولي آستانه اين اشياء‌را بپول رايج تبديل نموده وبه زوار ارض اقدس خرج راه بدهند.

زد از توفيق حق عباس ثاني

بگيتي سكه صاحبقراني

2- ازمصراع اول فقط دو كلمه «عباس ثاني» باقي مانده وميتوان تصور كرد كه اين مصراع به اين صورت بوده است:

بدور شهنشاه عباس ثاني.

3- تاريخ عباسنامه تأليف محمدطاهروحيد قزويني صفحه 91.

4- رجوع شود به كتاب موادالتواريخ تأليف حاج حسين نخجواني چاپ تبريز صفحه 95 و 96.

5- رجوع شود به تصوير مقابل صفحه 160 كتاب زندگاني شاه‌عباس اول – جلداول – تأليف استاد نصرالله فلسفي

6- رجوع شود به تاريخ روابط ايران و اروپا در دوره صفويه تأليف استاد نصرالله فلسفي.

7- دركتاب موادالتواريخ تأليف حاج حسين نخجواني چاپ تهران، اين مصراع چنين آمده است:

«گشتم از انيدشه قدسي نصاب».

8- مقصود بنائي است كه در سفرنامه سياحان بعد از شاردن بنام قصر سرپوشيده معروف شده و پاسكال كست آنرا قصر چهارباغ ناميده است.

9- عباس اقبال آشتياني در مجله يادگار راجع به نجيب چنين نوشته است:

      نورالدين محمد نجيب كاشاني از منشيان و شعراي عهد شاه‌سلطان‌حسين است و در دستگاه او سمت ملك‌الشعرائي داشته واو مؤلف كتابي است بنام (تاريخ كشيكخانه) كه آنرا بسال 1109 تأليف كرده و نسخه اصلي آنرا نگارنده در كتابخانه سلطنتي گلستان ديده‌ام و كتاب نفيسي است (مجله يادگار سال چهارم شماره هفتم صفحه 70).

10- رستم التواريخ تأليف محمدهاشم رستم الحكما چاپ تهران صفحه 110.

11- حريق چهلستون برطبق يك بيت شعري كه درماده تاريخ آن سروده شده: هزارويكصدوهجده زهجرت نبوي – گذشته.

12- ديولافوآ اشتباه كرده است زيرا تابلوي شاه‌عباس كبير معرف پذيرائي او از ولي‌محمدخان پادشاه تركستان است.

13- سفرنامه ديولافوآ ترجمه فارسيصفحه 244 و 245.

14- پادشاه عثماني معاصر با شاه اسماعيل اول سلطان سليم‌خان بوده است. سياح فرانسوي درذكر نام او اشتباه كرده زيرا سلطان سليمان‌خان قانوني با شاه‌طهماسب معاصر بوده است.

15- نام صحيح اين فرمانرواي ازبك ولي‌محمدخان است نه عبدالمحمدخان.

16- دراين تابلو شاه‌عباس دوم از ندرمحمدخان ازبك پذيرائي مي‌كند.

17- مقصود تابلوي ناصرالدين شاه قاجار است.

18- اقتباس از سفرنامه «ازخراسان تا بختياري» بقلم هانري زنه دالماني ترجمه مترجم همايون فرهوشي.

19- مقصود قصري است كه مسعود ميرزا ظل‌السلطان در تهران ساخت و كاخ نشيمن آن شاهزاده قاجار بوده است. اين عمارت ازطرف اعليحضرت رضاشاه كبير بهنگامي كه آن پادشاه عنوان سردارسپه و رئيس‌الوزراء داشت به وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه اهداء شده است و هنوز در بالاي سردر وزارت آموزش و پرورش فعلي در تهران اين كتيبه خوانده ميشود:

      «هديه حضرت اشرف آقاي سردارسپه رئيس‌الوزراء و فرمانده كل قوا بمعارف ايران».

20- طنابي يا طنبي اصطلاحي است كه به اطاقهاي بزرگ و پرظرفيت منازل قديم اطلاق ميشده‌است.

21- رجوع شود به صفحه 344 و 346 تاريخ اصفهان و ري تأليف جابري انصاري.

22- رجوع شود به متن سخنراني مرحوم ذكاءالملك فروغي درتاريخ پنجشنبه 28 ارديبهشت 1306 درصفحه 841 كتاب گنجينة آثار تاريخي اصفهان تأليف نگارنده كه از مقاله دانشمند محترم آقاي سيدمحمدتقي مصطفوي درمجلد سوم گزارشهاي باستانشناسي اقتباس شده است.

23- اين عكسها كه نمونه‌اي ازآنها طي مندرجات اين مقاله به چاپ رسيده است بوسيله شادروان ولي‌اللهي معلم رسم و نقاشي مدرسه قديم متوسطه اصفهان در اختيار نگارنده اين مقاله قرار داده شد و براي اولين مرتبه درمجلد سوم گزارشهاي باستانشناسي از انتشارات اداره كل باستانشناسي ضمن مقاله‌اي از نگارنده به چاپ رسيده است، نمونه‌هاي بزرگ اين عكسها هم در تالار چهلستون براي مشاهده سياحان داخلي و خارجي روي تابلوهائي نصب شده است.