ژكيل، ناپلئون. "ايران و فرانسه درگذشته و حال". ترجمه مسعود رجب‌نيا. دوره 11، ش 122 (آذر51): 37-40، تصوير.

 

خلاصه:آثار بجاي مانده از پرستشگاه "ميترا" درجنوب فرانسه، تاريخچه مختصر روابط بين ايران و فرانسه ازقرن هفده تا نوزده

ايران و فرانسه در گذشته وحال

 

ناپلئون ژكيل   عضواتحاديه نويسندگان فرانسوي

ترجمة مسعود رجب‌نيا

 

            گلها و صليبيان و ايران ـ چون به پژوهش در تاريخ باستان بپردازيم و در جنوب فرانسه به كاوش آثار دوران اقوام گل دست بزنيم، به آثاري ازيك پرستشگاه اختصاص يافته به ميترا بر مي‌خوريم. اين آيين در ايران پديد آمد و مغان آن را گسترش دادند و به تدريج به آيين مزدائي زرتشتي مبدل ساختند. ميترائيسم ديرزماني برپاي ماند ودرميان مصريان ويونانيان و روميان رواج يافت. درآغاز نخستين سدة ميلادي به روم راه يافت وتا دويست سالي در ايتاليا و سرزمين گل رواج داشت. اين بدان معني است كه رابطة ميان مردم سرزمين كهن گل با ساكنان فلات ايران به دراز مديت پيش از جنگهاي صليبي ريشه مي‌رساند.

            فينيقيان در كرانه‌هاي كشور خويش ناوگان بازرگاني نيرومندي پديد آوردند و دربندرهاي مهم مديترانه تجارتخانه‌ها برپا داشتند. اينان كه در طول تاريخ خويش گرفتار فرمانروايي آشوريان و مصريان و پارسيان و بعدها يونانيان و روميان شدند از جمله كارهائي كه كردند برقراري رابطة بازرگاني با كرانه‌هاي جنوبي فرانسه بود و بدين گونه بازاري براي كالاهاي شرق پديدار ساختند. احتمالأ دراين دوران است كه بعضي از گياهان بومي ايران و بالخاصه شيراز از انواع تاك و رز و درختان ميوه مانند هلو و نيز ابريشم چين و پارچه‌هاي زربفت و مانند آنها به فرانسه راه يافت.

            پس تمدن و دين ايرانيان باستان درآغاز نخستين سدة ميلادي در فرانسه اشاعه يافت. به هنگام جنگهاي صليبي يعني در دوران واقع ميان قرن يازدهم تا سيزدهم با آمدورفت كشتيهاي بسيار جريان بزرگي در دريا ميان بندرهاي مديترانة شرقي و جمهوري و نيز برقرار شد و نيروي نوي به گسترش بازرگاني و مبادلات سياسي مخصوصأ دولت سلجوقي ارزاني داشت. اين روابط موجب تبادل انديشه‌ها و تفاهم فراوان ميان شرق و غرب شد.

تاورنيه در ايران

شاه‌عباس اول

            براثر حركت قطع نشدني و پيوستة شواليه‌هاي فرانسوي مخصوصأ تامپليه‌ها (1) كه گروهي خاص از سپاهيان روحاني بودند با نظم وسازمان مرتب به سوي پادشاهيهاي ارمنستان صغير در كليليكه و ارمنستان كبير در قفقاز و گذشتن از شمال ايران با ايرانيان اين نواحي مواجه شدند. از سوي ديگر بايد يادآور شويم كه هنر مسيحي امپراتوري يوناني مشرق يا بيزانس از هنر ساساني بسيار متاثر شده وهمچنين هنر كهن رومي بسياري از شيوه هاي هنري شرق را در سرزمين گل مدتها پيش از پايه گذاري كشور فرانسه رواج داد.

در اين زمان است كه نام فرنگي در فارسي رايج شد. اين نام را كه به فرانكها اطلاق شد هنوز هم در ايران معمول است و به همه اروپاييان فرنگي گويند.(2)

هنر شرقي پسند خاطر اروپاييان گشته بود و توجه صليبيان را فرقه هاي مسيحي شرق مخصوصا مانوي كه در سده سوم ميلادي در ايران پديد آمده بود وحاصل پيوند فلسفي دو دين مزداپرستي و مسيحيت بود جلب كرد. بعضي از ايشان حتي اسلام پذيرفتند. سپاهيان اهل آلبي(3) در جنوب فرانسه به آيين مانويان گرويدند و چون بازگشتند آن را رواج دادند و موجب شد كه تا بيست سالي در درون فرانسه جهار يا جنگ صليبي عليه مانويان تولوز(4) و آلبي و كاركاسون(5) و بزيه(6) بر پا باشد.

            به گفتة ويلهاردوين(7) وقايع‌نگار جنگهاي چهارم صليبي دلبستگي فراواني براي مطالعه دربارة شرق نزديك پديد آمد. دانشگاه پاريس دوره‌هايي جهت تحصيل زبانهاي شرقي گشود و آبه‌كلوني(8) قرآن را در 1141 ترجمه كرد.

            اكنون به همين مختصر اكتفا مي‌كنيم. درواقع تاريخ اين دوران بسيار كهن در روابط ايران و فرانسه مي‌تواند موضوع بررسي و پژوهشي پهناور و بسيار پركارانه باشد كه آن را به روزگار آينده مي‌گذاريم.

            ايران سرزمين فيلسوفان و شاعران، با فرانسه به سبب دلبستگي دانشمندان كنجكاو و پژوهشگري كه به تاريخ و باستان‌شناسي و هنرآن سرزمين علاقه پيدا كرده بودند و به اصفهان و شيراز يا تهران براي تحقيق در رسوم و آيين و ادبيات مي‌رفتند نخست رابطة فرهنگي برقرار ساخت.

            لوئي چهاردهم باب روابط با ايران را مي‌گشايد ـ در قرن هفدهم به سبب مهمان‌نوازي شاه‌عباس بزرگ جهانگردان و روحانيان فرانسوي به ايران رفته و روزگاري درآنجا صرف كردند و گزارشهاي دقيق در توصيف اين كشور دوردستي كه گزنفون آن را كشور دانشمندان ناميده است نوشتند. در پاريس يك كرسي فارسي در مدرسه «طلاب زبان»(9) در 1679 به دست كلبر(10) برپا شد. نخستين جهانگردان اندك اندك تمدني ناشناخته را كشف كردند. كساني مانند برنيه(11) پزشك از دانشكدة پزشكي مونپليه(12) و ژان باپتيست تاورنيه(13) كه سفرنامه‌اش در 1679 منشر شد علاقة بسياري از مردم را به رسوم ظريف و جالب توجه ايرانيان جلب كرد و مخصوصأ شواليه ژان شاردن(14) كه تأليفات او متضمن معلومات وسيع و شگف‌انگيز اوست در تاريخ و ادبيات و رسوم اين كشور خدمات بزرگي به استواري روابط ايران و فرانسه كردند. سپس مونتسكيو(15) و لوساژ(16) و ولتر(17) و بسياري ديگر از كارهاي ايشان بهره‌هاي فراوان گرفتند.

            لوئي چهادهم در سپتامبر 1708 پيماني‌بست كه به موجب آن بازرگانان فرانسوي از پرداخت عوارض معاف و در امر مذهب آزاد شناخته شدند. اين بي‌شك نخستين متني است كه در روابط دو كشور دردست داريم.

 ناپلئون اول

            ناپلئون اول ـ سدة نوزدهم با عصر ناپلئون اول و دوران رومانتيكها شروع شد. ناپلئون به سبب نيرويي كه يافته بود خوابي براي ايران ديده بود كه ازآنجا به هند دست يابد. به موجب پيماني كه دركاخ فينكنشتاين(18) در 1807 امضا شد فرانسه تعهد كرد كه تماميت ارضي ايران و گرجستان را در برابر روسيه به شرط آنكه شاه به بريتانيا اعلان جنگ دهد حفظ كند. يك هيئت به سرپرستي ژنرال گاردان(19) به تهران فرستاده شد. ازاين هيئت با كمال صميميت پذيرائي كردند. اما ناپلئون پس ازچندي سياست خود را تغيير داد و با تسار الكساندر اول آتشي كرد. مأموريت گاردان پايان گرفت. اما او كه ديپلماتي كاردان بود درميان اطرافيان اثري نيكو گذاشت كه خاطرة آن تا امروز برجاي مانده و راه را براي همكاري ايران و فرانسه باركرد.

            ناپلئون سوم و گوبينو ـ در 1854 در شديدترين لحظات جنگ كريمه ناپلئون سوم برآن شد كه براي مخالفت و برابري با نفوذ روس روابط با ايران را كه از مدتها گسسته بود بارديگر تجديد كند. پروسپر بوره(20) راكه سالها در مشرق به سمت سركنسول خدمت كرده بود به سرپرستي هيئتي كه به تهران مي‌رفت برگزيد. اين هيئت در 1855 نخستين پيمان‌دوستي و بازرگاني را با ايران امضا كرد.

ناپلئون سوم

            براي بوره دستياري با سمت دبير اول فرستاده شد به نام كنت دوگوبينو كه از آغاز جواني شور شرقشناسي دراو سركشي مي‌كرد. گوبينو ازاين نخستين دوران اقامت در ايران سخت خشنود شد و آنجا را گهوارة يك نژاد برتر يعني آريا پنداشت. كتابي كه به نام «سه سال درايران» منتشر ساخت لبريز از ملاحظات ظريف و پرخنده بود. در 1861 بارديگر به عنوان وزير مختار به ايران آمد.

            دراين سفر كتابهاي «تاريخ ايران»(21) و «دينها و فلسفة آسياي ميانه»(22) و «اخبار آسيا»(23) را فراهم ساخت. شاهكارهاي او درعالم ادبيات آنها هستند كه سخت تحت نفوذ و اثر ايرانند.

            پيرلوئي(24) كه شيفتة شناختن سرزمين حافظ و گل‌سرخ بودبه ايران براي شناختن اين كشور سفر كرد. دركتاب «به‌سوي اصفهان»(25) توصيف زيبايي از ايران به جاي گذاشت و مناظر ايران را همچون فضاي حوريان بهشتي مجسم ساخته است.

            نبوغ فرانسوي و ايراني راههاي مختلف را سير مي‌كنند اما هدفي كه انگيزة آنها شده است مشترك است و همانا حقيقت‌جويي و زيباپرستي است. به همين جهت سات كه انديشه و هر فرانسه هم‌چنان با فرهنگ توانگر و غني ايران كشوري كه اكنون در راه عظمت افتاده و با فرهنگ اسلامي چاشني خورده با اصالت هند و اروپايي سربلند است پيوند استواري يافته است.

وضع كنوني روابط

            پيوندهاي دوستي كهن فرانسه و ايران از احترام دو جانبة اين ملتهاي كهنسال ريشه گرفته و ادبيات و هنر و علم آن را استوارتر كرده است و دلبستگي به صلح و ثبات دراين منطقه از جهان و نيز تلاش براي دفاع ازجهان آزاد اين دو ملت را به يكديگر نزديك ساخته است.

پاورقي‌ها:

1-             Templiers

2- «از صحبت ياران دمشقم ملالتي پديد آمده بود. سر در بيابان قدس نهادم و با حيوانات انس گرفتم تا وقتي كه اسير فرهنگ شدم….» گلستان

3-        Albi

4-             Toulouse

5-             Corcassone

6-        Bezier

7-             Villehardouine

8-        Abbe Cluny

9-        Jeunes de Langue

10- Colbert

11- Bernier

12- Montpellier

13- Jean Baptiste Tavernier

14- Chevalier Jean Cherdin

15- Monterquieu

16- Lesage

17- Voltaire

18- Finkenstein

19- Gardane

20- Prosper Bouree

21- Histoire de Perses

22- Les religions et philosophie de l’Asie Centrale

23- Nouvelles Asiatiques

24- Pieree Loti

25- Vers Ispahan