نجم‌آبادي، محمود. "ابن‌سينا، مردي برتر ازعصر خويش". دوره11، ش124و125 (بهمن واسفند51): 8-13،‌تصوير.

 

خلاصه:شرحي براحوال ابن‌سينا از "ابوعبيدجوزجاني" ، "ابوالحسن بيهقي" ـ نظرابن‌سينا درباره رازي، اعتقادات ابن‌سينا.

ابن سينا، مردي برتر از عصر خويش

                                                                                       

دكتر محمود نجم‌آبادي*  رئيس بخش تاريخي طبي دانشگاه بهداشت تهران

              بي‌شك ابن‌سينا يكي از پركارترين و كم‌نظيرترين دانشمندان جهان است،‌كه آثاري ارزنده درسطح جهاني از خود بيادگار گذارده است و اين امر از منتهاي حدث ذهن وجودت فكر وي مي‌باشد.

            آنطور كه ابوعبيد جوزجاني درشرح حال شيخ نوشته است، وي مردي زيبا و خوش‌اندام بود،‌چنانكه درجواني كه دربخارا ميزيسته طرف توجه عموم بوده و مردم به تماشاي او مي‌ايستادند.

            ازآن گذشته شيخ مردي زورمند و خوش بنيه بوده كه به نيروهاي طبيعي خود اعتقاد كامل داشته است، تا آنجا كه در پايان عمر كه گرفتار بيماري سختي گرديده در درمان خود اهمال مي‌نموده و آنگاه كه مرگ را احساس كرده خود را باخته است.

            شيخ مردي خوش گذران و لطيف طبع بود، به نحويكه شبها مجلس باده‌گساري و خنياگري و رامشگري داشته است.

            وي با شاگردانش پس از درس و بحث و همچنين هنگام تأليف كتب از مي‌گساري روي گردان نبوده، بدين جهت بعضي اشعار در فوائد شراب‌خواري بوي نسبت داده‌اند.

            شيخ مردي خوش طبع و شيرين سخن بوده كه پادشاهان و امراء به مجالست و همنشيني وي راغب و مايل بودند كه او را در سفر و حضر با خود همراه برند و بشرح ايضأ بواسطه همي شيرين سخني و منطق قوي مجالس مباحثه و مناظره بسيار شيري داشته و آنطور كه در شرح حال شيخ آمده است، هفته‌اي يك‌بار در دربار سلاطين آل‌بويه مخصوصأ علاءالدوله مناظره بين شيخ و دانشمندان ديگر بوده است

            ابن‌سينا بواسطه طبع خوش گذراني كه داشته در سفرهاي سلاطين با وجود بيماري همراه آنان بوده و سختي و رنج را برخود هموار مينموده است.

ابن‌سينا درحال مطالعه درميان كتاب‌ها اثر مرحوم استاد بهزاد مينياتوريست شهير ايران

            آنطور كه از صحائف تارخي طب مستفاد ميگردد، شيخ اولين طبيب پس از اسلام است كه به دربار پادشاهان راه و منصب صدارت يافته است.

            گرچه قبل از شيخ عده‌اي از اطباء به دربار پادشاهان و خلفا راه يافته و طبيب معالج آنان بوده‌اند،‌اما بمانند شيخ مقام و منصب صدارت نداشتند.

            ازصفات و سجاياي شيخ آنكه وي در كسوتهاي مختلف بوده، بدين معني از پوشيدن جامه‌هاي بدل براي رفع خطر خودداري نمي‌كرده، كما اينكه با جامه فقيهان و طيلسان و تحت‌الحنك بدربار خوارزمشاه رفته است وآنگاه كه از همدان به اصفهان گريخته در جامعه صوفيان به اين شهر وارد شده و سپس در دربار علاءالدوله كاكويه قباي دارايي و دستاركتان و موزه چرمي داشته است.

            شيخ مردي جاه‌طلب و تجمل دوست بود و اين دوصفت از رفتار وي چنانكه در رساله سرگذشت آمده است مشهود ميگردد. مثلأ در سفر همدن به اصفهان با آنكه متسنكرأ بيرون آنده با برادرش محمود و دو غلام هماره بوده و ايضأ پيداست كه مال بسيار و زندگي مجلل داشته و واقعأ برخلاف رازي كه طبيبي فقير بوده، شيخ طبيبي صدراعظم و صاحب مال فراوان بود و آنطور كه مشهور است غلامانش به مال فراوان وي طمع كرده و ويرا مسموم نموده‌اند، تا طرفي ببندند.

            ميل فوق‌العاده‌اي كه شيخ به مجالست موانست با بزرگان داشته، ميرساند كه اصولأ‌او را با طبقات پائين سروكاري نبوده و اين امر برعكس اخلاق و رفتار و صفات رازي است كه خود را طبيب مردم ميدانسته.

دوتابلوي بيمار عاشق وابن‌سينا كارمرحوم استاد حسين بهزاد مينياتوريست شهير ايران

124-10-1

            وزارت و صدارت شمس‌الدوله و پيشكاري كدبانويه و ارتباط وي با علاءالدوله و مكاتبه پنهاني با وي (علاءالدوله) و دوبار به زندان افتادن كه يك بار آن چهارماه به طول انجاميده واين قبيل وقايع تمام دال بر جاه‌طلبي شيخ ميباشند.

            ازطرفي آنطور كه در رساله سرگذشت آمده شيخ بافراست كامل و هوش و نبوغ كم‌نظير و ظرافت طبع مردي خشن و بدبرخورد و سخت‌گير بوده كه براثر همين سختگيري لشگريان بروي شوريده و مي‌خواستند وي را بكشند، كه به ناچار پنهان گرديده است. نسبت به دانشمندان معاصر خود به مانند ابوريحان بيروني و ابوعلي مسكويه و ابوالفرج عبدالله‌بن طيب خشونتهائي بخرج داده است.

تصويري از ابن‌سينا (ازمطبوعات پاكستان)

            پاره‌اي از مورخان بمانند ابوالحسن بيهقي در مؤلفات خود از بدزباني و خشونت و بي‌احترامي و بي‌اعتنائي شيخ نسبت به دانشمندان دوران خود مطالبي گفته‌اند كه شرح همه آنها از حوصله اين مقاله خارج است.

            مطلب مهم آنكه شيخ بر ابوبكر محمد زكرياي رازي طبيب نامدار ايراني تاخته و او را ياوه‌سرا گفته و باآنكه رازي قبل از شيخ طبيب بسيار مجرب و دانشمندي بوده با نظر حقارت به وي نگريسته است براثر اين خرده‌گيري شيخ گويد:‌

            «رازي را چه‌كار كه درالهيات كه بيش از اندازه اوست گام نهد، او راست كه به پيشه خود كه نگاه‌كردن بر بول و براز است بپرداز ….».

            ابن‌سينا درباره استادان يوناني بمانند فرفرريوس (Porphyre =) و افلاطون (Platon = Plato =) خرده‌گيري كرده و مخصوصأ‌نسبت به افلاطون با لحن زننده‌اي در مؤلفات خود بروي (افلاطون) تاخته است.

            درميان حكماي ايراني و يوناني نسبت به ابونصر فارابي و ارسطو احترامي بزرگ قائل بوده است. دراين باب حكايتي مشهور است كه بر سر زبانها ميباشد و آن اينكه گويند:‌روزي ازيكي از شاگردان خود پرسيد آرزو داري به كجا برسي؟ شاگرد در پاسخ گفت:‌آرزويم آن است به مانند شما شوم. شيخ گفت: خاكت برسر، آرزو ميكردم ارسطو شوم، اين شدم كه مي‌بيني. تو كه چنين آرزوئي داري چه خواهي شد؟ حكايت يا افسانه مزبور چه صحيح و چه سقيم ميرساند كه ويرا به ارسطو عقيدتي خاص بوده است.

            با شرح بالا وذكر صفات و خوي ابن‌سينا،‌بايد اذعان داشت كه وي از عجائب و شگفتيهاي اولاد آدم است،‌چنانكه در ده سالگي قرآن و ادب را فراگرفته و در شانزده سالگي طب و فقه و علوم ديگر متداول دوران را آموخته و توانسته است از استاد بي‌نياز گردد، بلكه بر استاد هم خرده‌گيري كرده است. يا آنكه در هيجده‌سالگي درطب بدرجه‌اي از حذاقت رسيده كه به درمان پادشاه زمان خود پرداخته است.

            باز از عجائب كار شيخ آن است كه عده‌اي از دانشمندان از وي در بيست‌ويكسالگي درخواست كرده‌اند كه برايشان رساله بنويسد و ايضأ عجيب‌تر آنكه درهمين سن شهرتي به سزا يافته كه مردم از راههاي دور با وي مكاتبه ميكرده و مشكلات و دشواريها را از وي درخواست ميكردند و شيخ با سرعت تمام به جواب آنها مبادرت ميورزيده است.

            ازهمه مطالب بالا كه بگذريم،‌الحق بايد اذعان كرد كه شيخ تعدادي از مؤلفات و آثارش را درعلوم مختلفه چه درسفر وچه در حضر وچه درزندان و مواقع ناراحتي و امثال آنها نگاشته، آثاري ارزنده و كم‌نظير وبعضي‌ها بي‌نظير ميباشند واين مطلب از نبوغ فوق‌العاده وجودت ذهن و نيروي كم نظيرش بوده كه در دوران حياتش زبانزد خاص‌وعام گرديده و هنوز هم اين شهرت باقي است.

            شيخ درطي دوران زندگيش با قريب سيزده تن از علماء و دانشمندان معروف زمان خود رابطه علمي داشته و اين مطلب ميرساند كه وي در حقيقت مرجع بزرگ علمي دوران محسوب ميگرديده است.

            ديگر از صفات بارز شيخ آنكه هرگاه در جواني براي فراگرفتن دانش به دشواريهائي برخورد مي‌كرده به عبادت مي‌پرداخته و به مسجد ميرفته و صدقه مي‌داده است.

طرحي از ابن‌سينا كار يكي از استادان آكادمي پزشكي شوروي بنام سوكولووا و. شجينكوا (نقل از مجله روشنفكر)

مجسمه ابن‌سينا كار مجسمه‌ساز مشهور روسي سوكولووا او.و. شجينكوا (نقل از مجله روشنفكر)

            هنگام مرگ هرسه روزيك‌بار قرآن را ختم و رد مظالم ميكرده و غلامان خويش را آزاد كرده و آنچه داشته به نيازمندان داده است.

            درباره كيش ابن‌سينا چنانكه درشرح حال وي و پدرش و محمود آمد،‌آنكه اين دو اسمعيلي بوده و طبيعي است شيخ نيز بدعوت اسمعيليه به اين دسته گرويده است و دوري جستن از محمود غزنوي بواسطه كينه‌اي بود كه محمود نسبت به رافضيان و معتزليان كه اسمعيليان را نيز ازآنان ميدانسته، بوده است.

            دربعضي از كتابها آمده است كه شيخ حنفي مذهب بوده و از فقه حنفي بحث كرده است. اين مطلب ناصحيح است. زيرا از شيخ در كتابهاي حنفيان و طبقات ديگر حنفيه ذكري نيامده است.

            بشرح ايضأ دركتب شافعيه نيز نامي از وي ديده نميشود.

  پاورقي‌ها:

            * نايب رئيس انجمن بين‌المللي تاريخ طب ـ دبيركل انجمن ايراني تاريخ علوم و طب.

تصويري خيالي از ابي‌سينا بر بالين خواهرزاده قابوس (موزه استانبول 418)