|
|
||
زماني، عباس. "طرح اربسك و اسليمي در آثار تاريخي اسلامي ايران". دوره 11، ش 126 (فروردين52): 17-34، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه:معني و تعريف طرح "اربسك ـ "Arabesque واسليمي، سابقه تاريخي اين دوطرح در دورههاي مختلف و درمناطق گوناگون، مصر، بينالنهرين، يونان، روم شرقي، ايران، معرفي نمونه هاي طرح اربسك و اسليمي درآثار اسلامي ايران و درساير كشورهاي اسلامي، نتيجهگيري. |
|
|
طرح اربسك و اسليمي درآثار تاريخي
اسلامي ايران
دكتر عباس زماني استاديار
دانشكدة ادبيات علوم انساني دانشگاه
تهران
اربسك(1) كلمهاي فرنگي و اسليمي كلمهاي
عربي است كه معني اولي عربي «منسوب به عرب»
و معني دومي اسلامي «منسوب به اسلام» ميباشد
و بنابراين طرح اربسك و اسليمي يعني طرحي
كه منسوب به اعراب و مسلمانان يا اختراع
آنان و يا مورد استفادة آنان است.
اين طرح تزييني، اغلب گياهي، تقريبأ
درهمة آثار دوران اسلامي بكار رفته و ميتواند
يك عامل اشتراك و اتحاد هنري درعالم اسلام
شمرده و درمقامي نظير مقام خط عربي گذارده
شود(2). درعينحال اين طرح يك موضوع تزييني
صرفأ عربي يا اسلامي نيست بلكه قبل ازظهور
اسلام نيز در كشورهاي مختلف، بخصوص ايران،
معمول بوده و اين مطلب در بررسي ذيل بيان
ميگردد:
الف ـ معني و تعريف طرح اربسك و اسليمي.
ب ـ سابقة طرح اربسك و اسليمي.
ج ـ طرح اربسك و اسليمي در آثار اسلامي
ايران.
د ـ طرح اربسك و اسليمي در ساير
كشورهاي اسلامي. معني و تعريف طرح
اربسك و اسليمي.
- كلمة اربسك و كلمة اسليمي در
تعريفاتي كه ازطرح آن شده اغلب مرادف بوده
و ايني موضوع ميتواند مورد قبول باشد
زيرا تا اوايل قرن اخير تاريخ و هنر
اسلامي، توسط بعضي از مورخين، تاريخ وهنر
عربي شمرده ميشد(3). دربعضي از نوشتهها
نيز كلمة اربسك در كنار كلمة اسليمي بكار
رفته و شايد تصور شده كه طرح اربسك با طرح
اسليمي متفاوت است(4).
- «اربسك نام مؤنث. هنرهاي زيبا. زينت
نقاشي يا حجاري مورد استعمال در آرايش. 11
خط ايدهآل و رابط بعضي لبهها و تشكيلدهندة
آهنگ اساسي يك تركيب نقاشي يا حجاري شده. 11
بطور واضح،روش معمولي خط مشي نقاشان:
اربسك روبنس (Rubens)
، ماتيس (Matisse)
و غيره. دايرةالمعارف هنرهاي زيبا.
درمتون كهنة فرانسه، لغت عاريه گرفته شده
از ايتاليا اربسكو،يك صفت معادل صفت
عربي است … اين عنصر تزييني، نقاشي شده يا
حجاري شده در نقوش كم برجسته، معمولأ
خودرا دريك سطح واحد ميگسترد و روي يك
زمينة لخت ميافتد. اين زينت غالبأ خطوط
ممتد را،با اتصال عناصري كه زمينه را
بدون تشكيل تودههاي غيرمتعادل مزين ميكند،
ميسر ميسازد(5)».
- «اربسك يك موضوع اصلي تزيين، با ساقة
مياني است كه درطول آن خطوط خميده، بايك
آهنگ مرتب بهم ميپيچد. اربسك غالبأ براي
تزيين حاشيههاي باريك و بلند بكار ميرود(6)».
- «نشان دادن طرحي كه اين نوار، در
تشكيل يك مجموعة پيچيده و منطقي، سردرهم و
بهم پيوسته، جائي كه چشم دوست دارد خود را
گم كند و بازيابد، تعقيب خواهد كرد: اولين
هموغم طراح اربسك ميباشد(7)».
- «دراينجا از تذكر دربارة يكي
دوكلمه كه بكرات و در تمام فصول كتاب آمده
ناچار است. مترجم براي كلمة Arabesque
كه در اصطلاح هنري مغربزمين بطرح تزييني
مركب از نقوش هندسي و گلوبرگ متقاطع
اطلاق ميشود، درفارسي اصطلاح مناسبي
نيافت و ناچار ترجمةعربي آن را كه اشكال
توريقي است بكار برده است، … اين اصطلاح
خيلي نزديك است بآنچه در ايران «گلوبته»
ميگويند(8)». |
|
- «اماا دورةغزنوي بظريف كاري در
تزيينات نباتي كه از شاخه و ساقههاي ممتد
تشكيل ميشد امتياز خاصي داشته و با توازن
و تناسب بسيار دقيقي كه نمونة كاملي از
ابداع و قدرتنمائي در كشيدن اشكال «ارابسك»
است آنها را نمايش داده است(11)».
- « … همچنين كوزههاي ترشي و مربا
ساختهاند كه اغلب شاهوار است (لوحه101).
درشانة اين ظرفها نيز رديف جانوران خيالي
نقش كرده و در گردنة آنها خطوط كوفي شبيه
آنچه در بناها بكار ميرفت نوشتهاند و
دور تنة ظرف بخطوط اسليمي آراسته است(12)». |
|
- «اسليمي 1ـ Eslim
[ = اسلامي ¬
اسليم ] (ص نسب امر.) (نق .) 1ـ از طرحهاي اساسي
و قرارداري هنرهاي تزييني ايراني، مركب از
پيچوخمهاي متعدد كه انواع مختلف آن، با
شباهت بعناصر طبيعت مشخص ميگردد. 2ـ نوعي
خط در قديم(15)».
- «اربسك، صفت مختص (خاص،مخصوص)
باعراب، عربپسند (Peint. Et Sculpt.)
نام مؤنث شاخوبرگ و اشكال تفنني بهم
پيچيده بسبك اعراب(16)».
از مجموع تعريفهاي فوقالذكر نتايج
ذيل استنباط ميشود:
1- اربسك غالبأ يك موضوع تزييني گياهي و
به عبارت ديگر نمودار طرح درخت و يا
ساقهها و شاخههاي آن است كه درطول خود
يك مجموعة پيچيده، سردرهم و پيوسته و
درعينحال منطقي و همآهنگ را القاء
ميكند و دراين صورت منشأ گياهي دارد.
2- اربسك يك موضوع تزييني قراردادي،
تجريدي و انتزاعي و در حقيقت نتيجةتخيل و
تصور هنرمند و يا دوستداران هنر است. |
|
3- اربسك با اينكه غالبأ يك موضوع
تزييني گياهي است از طرح جانوران نيز غافل
نيست و خود يا اعضاء بدن آنها را، كه داراي
پنچوخم است، مورد توجه قرار ميدهد و
مثلأ از بدن مار و خرطوم فيل الهام ميگيرد
و يا جانوزان را در پيچوخمهاي گياهي خود
قرار ميدهد.
4- اربسك از نقوش هندسي نيز استفاده ميكند
و در واقع صرفأ به اشكال پايانناپذير
گياهان يا بندها و قطعات متصل و منفرد آنها
اكتفا نميكند و به عبارت ديگر بموضوع خاصي
نظر ندارد بلكه ميخواهد كه چشم درآن
بلغزد و خودرا گم كند و بازيابد.
5- اربسك وقتي گياهي است به ساق وبرگمو،
كنگر، انار، نخل و انجير بيش از گياهان
ديگر توجه دارد ولي گياهان نازك و گلوبتههاي
ديگر، بطرز نسبة طبيعي و يا استيليزه، را
نيز فراموش نميكند.
6- اربسك طرحي است كه در كلية رشتههاي
هنري: تزيينات معماري، حجاري، نقاشي،
فلزكاري، منبتكاري، بافندگي و غيره بكار
ميرود و اشياء مختلف را زيبا ميكند و
واقعأ در معرض ديد همة مردم قرار دارد و به
آنان لذت ميبخشد.
باتوجه بمراتب بالا ميتوان اربسك و
اسليمي را به چهار دستة اصلي تقسيم نمود:
اول اربسك توريقي (شكل1) كه غالبأ از
برگهاي متصل و يا ساقههاي نازك گياهي
صورت ميگيرد و اين برگهاي متصل و ساقههاي
نازك ميتواند ساده و يا پيچيده باشد،
بدور خود بهپيچد و يا حلقه زند، هم را قطع
كند و يا از زير هم رد شود.
دوم اربسك طوماري (شكل2) كه با يك ساقة
قابل انعطاف گياهي بيپايان و يا مختوم
القاء ميگردد و اين ساقه درچپ وراست حلقه
و نيمحلقه ميشود و در هرجفت انحناي چپ
وراست خود شكلي شبيهS نشان ميدهد.
سوم اربسك ماري (شكل3) كه احتمالأ از
بدن مار الهام گرفته و تقريبأ شبيه اربسك
طوماري است ولي منفرد و غير متصل است.
چهارم اربسك خرطوم فيلي (شكل4) كه شبيه
خرطوم فيل ميباشد و بيك يا دوسر ختم ميشود
و وقتي داراي دوسر است اسليمي دهن اژدري
نيز ناميده ميشود(17). سابقة طرح اربسك و
اسليمي:
اين موضوع تزييني به يك طرح عربي و
اسلامي مشهور شده و ظاهرأ ميبايد از
ابداعات دوران اسلامي باشد ولي اين طرح
پيش از ظهور اسلام كموبيش بكار ميرفته
و بعضي از نويسندگان نيز به اين مطلب اشاره
كرده و هريك آن را رايج در يك كشور دانستهاند.
ژرژ مارسه مؤلف كتاب هنر اسلامي بعضي
از اقسام آن را منبعث از تزيينات هلني (يوناني)
ذكر كرده است:«اما، ازطرف ديگر، يادداشت
ميشود نقش اصلي كه گلفاطمي، بخصوص گل
مربوط به مسجدالحاكم، با رشتة نازك به
ساقه نسبت ميدهد، عنصر اساسي حاشيه
تزييني هلني كه ازآن اربسك ناشي ميشود(18)».
در دايرةالمعارف بزرگ لاروس اربسك
منسوب به امپراطوري روم و تجديد حيات
يافته در دورة رنسانس ايتاليا شمرده شده
است: «نقاشان وحجاران پمپئي حاشيههاي
اطاقها و جرزهاي درها را به اربسك محدود
كردهاند. اين زينتها ميبايد با رنسانس
ايتاليا دوباره معمول شده باشد(19)».
خانم دكتر سيمين دانشور استاد دانشگاه
تهران طرح اربسك را بدورةساساني نسبت
داده است: «هنرشناسان اروپا اين طرحها را
عربسك مينامند كه اصطلاح درستي بنظر
نميآيد چرا كه اين طرحها عربي نيست. واينكه
بطرحهاي اسلامي معروف شده است ازاين نظر
است كه هنرمندان دوران اسلامي اين نوع
طرحها را كه اززمان قديم در ايران سابقه
داشت ترجيح دادند و تكرار كردند چرا كه اين
طرحها منافاتي با منع مذهبي موجودات
جاندار نداشت. قدمت اين نوع طرحها بزمان
ساساني ميرسد(20)».
دكتر ديماند مؤلف كتاب راهنماي صنايع
اسلامي اربسك طوماير را مربوط بدورة
ساساني ميشمار: «دراينجا يكي از خصائص
عمدة اشكال توريقي صنايع اسلامي يعني
تركيب و تلفيق نيمبرگ نخل و شاخة آن
مشاهده ميشود. نقوش طوماري برگ نخل و
طرحهاي مشابه دورةساساني سرمشق و نمونةآثار
و ابنية اولية دورة اسلامي قرار گرفته است
كه در قصرالمشتي و منبر مسجد قيروان و
سرستون مرمر سوريه (شكل 51) مشاهده ميشود(21)».
ظاهرأ خبر دايرةالمعارف بزرگ لاروس و
نظر خانم دكتر سيمين دانشور و گفتة دكتر
ديماند منافاتي با ياداداشت ژرژمارسه
ندارد زيرا امپراطوري روم، طبق نوشتههاي
موجود، وارث سنتهاي يونان باستان بوده و
هنرساساني، درنظر عدهاي از مورخين هنر،از
روشهاي هنر هلني متأثر شده است ولي ميبايد
يادآور شد كه، اگر اربسك را اتصال برگها و
شكل استيلزة گياهان بدانيم، اين موضوع
تزييني در زمانهاي قديمتر از عصر يونان
باستان نيز در اغلب كشورهاي متمدن معمول
بوده است:
1- مصر: يك حلقة منسوب بعهد سلسلة 12
(2000-2212 ق.م) و موجود در موزة قاهره داراي
چهارشبه گل چهارپر است كه از پرهاي طرفين
نه شاخة بسيار نازك جستن ميكند و گلهاي
پنجپر و برگها و غنچههاي كوچك ميدهد(22).
2- بينالنهرين: يك صحنه از جلوس
آشورباني پال (626-669 ق.م) نشان داده شده است.
در بالاي سر او دوساقة استيليزة مو
درمقابل هم قرار گرفته و در طرفين خود
برگها و خوشههاي انگور ميدهد. اين
دوشاخة مو ازدو درخت استيليزه كه در طرفين
صحنه است جستن ميكند و انتهاي هريك
دردوطرف حلقه ميشود(23).
3- يونان: يك سرستون كرنتي، منسوب به
هنر يونان و قرن چهارم پيش ازميلاد و موجود
در موزة ملي آتن، درپائين نشان ميدهد.
شاخههاي اسليميهاي خرطوم فيلي يا دهن
اژدري نشان ميدهد. شاخههاي اسليمي از
بين برگهاي كنگر رسته و بلافاصله دوشاخه
شده و هرشاخه در انتها بدور خود حلقه
گرديده است(24). در پاية يك ستون منسوب به
دورة هلني (اززمان اسكندر تا غلبة روم بر
يونان) نيز اسليمي ديده ميشود. اين پايه
با يك حلقه تزييني مزين شده واين حلقة
تزييني عبارت از دو نوار باريك درطرفين و
يك اسليمي طوماري در وسط ست. اين اسليمي
درخميدگيهاي خود گلهاي ششپر و برگهاي
ريز ميدهد(25).
4- روم شرقي: يك جعبة عاج منسوب به هنر
بيزانس يك صحنة جدال رانشان ميدهد. حاشية
اين جعبه كه در موزة كلوني (Cluny)
است با يك اسليمي، كه از دوساقه نازك تشكيل
شده، مزين گرديده است. اين دوساقه بصورت
دوايري هم را قطع ميكند ودرآن دواير
موضوعات تزييني ازقبيل گلها و ستارهها و
حتي سر انسان بچشم ميخورد(26).
5- ايران:يك گياه استيليزه در بدنة يك
ظرف سفالي منسوب به شوش 1 (هزارة چهارم ق.م)
ديده ميشود. استيليزه، شبيه برگ خرما، از
طرفين آن جستن ميكند(27).
يك جام سفالي، كه از تپة سيلك كاشان
بدست آمده و منسوب بهزارة چهارم قبل
ازميلاد گرديده، باموضوعات گياهي و هندسي
تزيين شده است. تزيين گياهي آن عبارت از يك
ساقه نازك است (شكل6) كه درطرفين آن پنج جفت
برگ وجود دارد و انتهاي اين برگها حلقه ميشود(28).
در سفالهاي بدست آمده از تپة قبرستان
سكزآباد، واقع در دشت قزوين، نيز نقش اين
گياه به فراواني مشاهده ميگردد. |
|
يك ظرف برنزي منسوب به دورة ساساني
(651-224 م.) در موزة برلن موجود بوده و تزيين
آن به سه قسمت شده است:
اول دايرة مركزي كه در وسط آن يك بناي
گنبددار و در زير آن بنا يك جفت بال
برافراشته، نظير تزيين تاج خسروپرويز
(628-590 م.)، نقش شده است. بالا و پائين اين جفت
بال برافراشته با اسليميهاي ظريف مزين و
در طرفين بناي مزبور ساقههاي نازكگياهي
حك شده است. اين ساقههاي نازك، كه به چپ
وراست ميپيچد و در خميدگيهاي خود گلوبرگ
ميدهد، ميتواند جزء اسليميهاي
طوماري محسوب شود.
دوم لبة ظرف كه با يك نوار باريك مشخص و
درآن يك اسليمي نازك طوماري حكاكي شده است.
سوم منطقة مياني كه مركب از 22 طاقنماي
داراي قوس هلالي است:
در 11 طاقنما يك موضوع گياهي متقارنأ
درطرفين يك محور قرار گرفته است.
در 3 طاقنما يك ساقه گياهي نسبة راست
وجود دارد.
در 1 طاقنما يك ساقه، كه شبيه ساقههاي
سهطاقنماي مزبور است، بدور يك ميلة
نازك ميپيچد.
در 7 طاقنما يك شاخة نازك به چپوراست
ميپيچد و برگهاي كوچك و بزرگ ميدهد.
ميتوان اسليميهاي 15 طاقنماي اول
را توريقي و اسليميهاي 7 طاقنماي ديگر
را طوماري ناميد(34).
در تالار بزرگ كاخ بيشاپور منسوب به
زمان شاپور اول (272-241 م.) شصتوچهار طاقنما،
كه هريك به چند حاشية تزييني محدود است،
ساخته شده و در بالاي آنها نقوش برگكنگر
با گچبري و نقاشي ايجاد گرديدهاست. اين
برگهاي كنگر به چپ و راست خود ميپيچد(شكل8)
و شكل زيبائي از اسليمي طوماري نشان ميدهد(35).
نظير اين اسليمي در گچبريهاي كاخ تيسفون
نيز بدستآمده ولي در آنجا بجاي برگ كنگر
نيم پالمتهاي چهارلبي بكار رفته است(36).
يك تنگ مفرغي به دورة ساساني منسوب و
توسط پرفسور پوپ از يك طرف با ليوان سفالي
شوش (هزارة چهارم قبلازميلاد) وازطرف
ديگر با ظرف دورة سلجوقي (قرن 5 و 6 هجري)
مربوط شمرده شده است. پاية اين ظرف با نقش
وارونه گلبرگ سدر و بدنة آن با خطوط پيچوخمداري،
احتمالأ ني، مزين گرديده و با اسليمي ماري
قابل مقايسه است(37). طرح
اربسك و اسليمي در آثار تاريخي اسلامي
ايران.
اين طرح از آغاز دوران اسلامي تا زمان
حال تقريبأ دركلية آثار و رشتههاي هنري
ايران مورد توجه بوده و صدها اثر هنري
مربوط به كاشيكاري، گچبري، نقاشي،
حجاري، بافندگي، فلزكاري،سفالسازي،
منبتكاري و غيره را مزين كرده است كه از
بين آن عدة كثير تعداد قليلي ذيلأ يادداشت
ميشود:
بشقاب سفالي منقوش ـ اين بشقاب به قرن
سوم هجري منسوب است و در وسط آن يك مربع و
درخارج هريك از چهار ضلع مربع يك قوس جناغي
نقش شده است(شكل9). درداخل برگ داده است،بدور
خود پيچيده و يك اسليمي توريقي را نشان ميدهد(38).
كاسهاي از نيشابور ـ اين ظرف منسوب
به قرن چهارم هجري و در موزة متروپليتن
امريكا است. در قسمت مركزي آن يك اسليمي
توريقي متداخل بچشم ميخورد(39).
كاسهاي از آق كند ـ اين ظرف نقش كنده
و رنگارنگ منسوب به قرن پنجم هجري و موجود
در موزة هنرهاي زيباي بستن است و يك اسليمي
خرطوم فيلي يا دهن اژدري (شكل10) را نشان ميدهد(40)
. درظرف ديگري از همين محل و همين زمان يك
اسليمي دهن اژدري، دراطراف يك مرغ، نقش
شده است(41).
مسجد جامع شيراز ـ لبة قوس محراب اين
مسجد، مورخ 262 هجري، با گچبري مزين شده و
از جملة تزيينات اسليمي طوماري زيبائي است
كه در چپ و راست خود بر گچههاي سه لبي ميدهد(42).
مسجد جمعة نائين ـ گچكاران ايراني
مهارت خود را در گچبريهاي اين مسجد، مورخ
350 هجري، بخصوص محراب و ستونهاي نزديك
محراب آن به ثبوت رسانيدهاند. اين گچبريها
از اشكال هندسي و گياهي جالب توجه تشكيل
يافته ودر موضوعات گياهي شاخ و برگهاي
كوچك و بزرگ و برگ كنگرهاي استيليزه و
پيچيده ايجاد گرديده است(43). درسطح ستونها
نوارهاي بافته شده گچبري و از تقاطع آنها
كثيرالاضلاعهائي القاء گرديده و سپس در
محور عمودي اين اشكال هندسي ساقههاي
نازكي، كه در چپ و راست خود برگهاي مو و
خوشههاي انگور داده (شكل11)، نشان داده
شده است(44).
پارچة پشم و ابريشم ـ اين پارچه كه
فعلأ در موزة بافندگي ايالت كلمبيا ميباشد
بارنگ قرمز و سبز و نقوش هندسي، حيواني و
گياهي مزين شده است. دراين پارچه، كه بقرن
پنجموششم منسوب است،ابتدا
كثيرالاضلاعهاي منتظم و غيرمنتظم و
متقاطع با نوارهاي ساده صورت گرفته و سپس
در داخل كثيرالاضلاع منتظم، از مركز بطرف
محيط، چهار موضوع اصلي بكار رفته است(شكل12).
1- دوگل چهارپر كه رويهم قرار گرفته و
يك گل مركب بشكل ستارة هشتپر نشان ميدهد.
2- يك ستارة هشت پر كه از قرارگرفتن
دومربع در روي هم شكل گرفته اتس.
3- هشت ساقة نازك گياهي كه از هشت رأس
ستارة مزبور شعاع ميگيرد و در طرفين
شاخكها و برگهاي متقارن ميدهد و چهارجفت
حيوان استيليزه را در برميگيرد.
چهارساقه، در پائين،اسليميهاي
طوماري و چهارتاي ديگر، دربالا،
اسليميهاي خرطوم فيلي يا دهن اژدري ميدهد.
درداخل كثيرالاضلاع غيرمنتظم نيز يك
درخت استيليزه،كه درطرفين خود دو اسليمي
طوماري ميدهد و در بالا يك اسليمي ديگر
را دربر ميگيرد،نقش شده است. |
|
كاشيهاي مينائي ـ نقش اين كاشيها، كه
منسوب به قرن هفتم هجري است، اغلب ستاره
شكل ميباشد و درميان آنها گاهي يك صليب
قرار دارد(شكل14).
درعدهاي از ستارهها اسليميهاي
طوماري، كه با ساقههاي نازك و برگهاي ريز
صورت گرفته، بچشم ميخورد.
درعدة ديگر اسليميهاي مجزاي مارشكل
ديده ميشود.
دربعضي گلوبتههاي نسبة طبيعي وجود
دارد.
دربعضي ديگر ساقههاي نازكي، كه ميپيچد
و هم را قطع ميكند، مشاهده ميگردد. ساقههاي
اخير، بطور غيرمتقارن، در چپ و راست
اسليميهاي متنوع از جمله خرطوم فيلي يا
دهناژدري را القاءميكند(49).
مقبرةسلطانيه ـ اين مقبره در اوايل
قرن هشتم هجري و بدستور سلطان محمد
اولجايتو پادشاه مغول ساخته شده است. در
زمينة كتيبهها و لبة قوسهاي اين بناي
عظيم نقوش اسليمي متنوعي با گچبري القاء
گرديده است. از جملةآن نقوش اسليميهاي
طوماري است كه به چپ و راست خود ميپيچد و
در خميدگيهاي خود برگچههاي مركب و ساده
ميدهد(50). نظير اين اسليميها در مسجد
ورامين كه چندسال بعد از مقبرة مزبور
ساخته شده نيز بكار رفته است.
مسجد گوهرشاد مشهد ـ اين مسجد،مورخ
821 هجري با كاشيها و موزائيكهاي مرغوب و
خوشرنگ و كتيبهها و نقوش زيبا مزين
گرديده است. ازجملةاين نقوش اسليميهائي
است كه با موزائيك صورت گرفته و نمونةآن
در دو گوشة مجاور قوس ايوان بزرگ را مسجد
ديده ميشود(51).
مسجد كبود تبريز ـ درضمن نقوش زيباي
اين مسجد مورخ 870 هجري،نيز اسليمي نقش
مهمي دارد و از جملة آن اسليميها ساقههاي
نازك و گل و برگهائي است كه شكل صليب را
نشان ميدهد(شكل15) و ميبايد آنها را در
زمرة اسليميهاي توريقي بشمار آورد(52).
قاليچة جانمازي ـ اين قاليچه منسوب به
اواسط قرن دهم هجري و موجود در موزة هنري
متروپليتن امريكا است. دراين قاليچه
چهارنوع اسليمي وجود دارد(شكل16):
اسليمي توريقي كه از ساقهها و برگهاي
ريز در داخل يك طاقنما نقش شده است.
اسليمي ماري كه بهطور نسبة درشت و در
روي اسليمي توريقي مزبور قرار داده شده
است.
اسليمي طوماري كه در روي يك نوار و
طرفين طاقنماي مزبور صورت گرفته است.
اسليمي خطوم فيلي يا دهناژدري كه در
وري يك حاشية نسبة عريض و پائين قاليچة
مزبور القاء گرديده است(53).
يك قطعه مخمل ـ اين مخمل بافت كاشان و
منسوب به قرن دهم هجري و موجود در موزةيانگ
سان فرانسيسكو است. بانو فيليساكرمان
دربارة آن ميگويد:«سبك اسليمي و نقوش
مربوط به آن بيشتر در قاليبافي بكار ميرفت
ولي در مخملبافي نيز بخوبي مورد استعمال
يافت. يكي از بهترين آثار موجود (لوحة 149) يك
نوع مخمل گلدار است كه طرح آن بسيار به
فرشهاي زيرظرفي (لوحةرنگينح) شباهت
دارد اما ترنجهاي كنگرهدار و برگهاي
ظريف شاخهها و برگهاي دندانهدار تاك و
سلسله گلهاي زيبا و پرندگان دم بلند از
مختصات قالي ابريشمي كاشان است. كاشان در
بافتن پارچههاي ظريف خصوصأ مخمل شهرت
فراوان دارد و اين قطعه بخوبي علت اين شهرت
را نشان ميدهد(54).
نقش اسليمي درجلد كتاب نيز معمول بوده
(شكل17) و ميتوان دراين مورد يك جلد سوخته
مورخ 988 و يك جلد مذهب مورخ 947 اشاره نمود(55). |
|
كاخ خورشيد ـ اين كاخ در سالهاي آخر
سلطنت نادرشاه افشار (1168-115 ه.) دركلات
خراسان ساخته شده است. در دور جرزها و دورة
طاقنماهاي آن نقش و نگارهاي زيبا، چون
گلدان وشاخ و برگ و بته، حجاري گرديده است.
از جملة نقوش گياهي طرح اسليمي است كه در
حاشية جرزها اجرا شده و آن اسليمي در چپ و
راست ميپيچد و برگهاي پنچ لبي ميدهد.
گوشههاي مجاور قوس طاقنماها نيز با
اسليمي مزين گرديده است(59).
مسجد سپهسالار تهران ـ نقوش اسليمي
دركنار ساير تزيينات اين مسجد، كه درآخر
قرن سيزدهم هجري ساخته شده است، صورت
گرفته و ميتوان دراين مورد به مدخل غربي(60)،
محراب تالار جنوبي و ايوانهاي آن اشاره
نمود.
مسجد امام حسين تهران ـ تزيينات جالب
توجه اين مسجد در مدخل جنوبي آن(61) اجرا شده
است (شكل20). از جملة اين تزيينات اسليميهاي
نازك توريقي است كه زمينة كتيبههاي
بالاي دررا مزين ميكند و دو اسليمي خرطوم
فيلي يا دهن اژدري است كه درطرفين قوس مدخل
مزبور زينتبخش شده و نشان ميدهد كه
درسال 1385 هجري قمري (سال ساخت آن) هنوز
هنرمندان ايراني به اين عنصر تزييني توجه
داشتهاند. طرح اربسك و اسليمي
در ساير كشورهاي اسلامي.
قبةالصخره ـ اين مسجد درسال 71 هجري در
بيتالمقدس ساخته شده و درآن نقوش متعددي
بكار رفته است. دربين اين نقوش اسليميهاي
متقارن و حلقه شدهاي (شكل 21) جلب توجه ميكند(62).
مسجد بزرگ دمشق ـ اين مسجد درسال 96
هجري ايجاد موضوعات مختلف تزييني درآن
بكار رفته است. ازجملةاين تزيينات اربسكهاي
چپ و راستي است كه در موزائيكهاي
زيرقوسها ديده ميشود(63). |
|
كاخ سامرا ـ اين كاخ در قرن سوم هجري
ايجاد و در سطوح گچي آن نقوش مختلفي بكار
رفته كه زيباترين آنها را برگهاي مو حلقه
شده و استيليزه تشكيل ميدهد(64).
يك سر ستون سنگي در اسپانيا ـ اين اثر
هنري منسوب به قرن سوم و چهارم هجري و
مربوط به قصر باشكوه مدينةالزهرا درشهر
قرطبه است كه در موزة متروپليتن آمريكا
بوده است. دراين سر ستون مرمري ساقهها و
برگهاي استيليزه درهم ميآميزد و به چپ و
راست، با آهنگ ملايمي،متمايل ميگردد.
دراين سر ستون برگهاي سهلبي دور و نزديك
ميشود و طوري قرار ميگيرد كه يك سطح
مشبك به نظر بيننده ميرسد(65).
يكي از اربسكهاي پركار و زيباي
اسپانيا در ديوارة مرمري محراب مسجد قرطبه
مربوط بدورة اموي (132-41 هجري) صورت گرفته
است(66). اين ديوارة مستطيل دو قسمت است: متن
و حاشيه. درحاشيه يك اسليمي چپ و راست وجود
دارد كه در خميدگيهاي طرفين خود برگچهها
و خوشههاي متنوع ميدهد.
درمتن يك ساقه جستن ميكند و درطرفين
شاخهها، برگها، برگچهها و ميوهها ميدهد
و درهم ميآميزد و زمينه را متقارنأ پر ميكند
(شكل 22).
مسجد الحاكم ـ اين مسجد بينسالهاي 379
تا 393 هجري در قاهره ايجاد و دراستوكهاي
تزييني آن يك اسليمي زيبا اجرا شده است.
اين اسليمي عبارت از يك ساقة استيليزه است
كه درطرفين خود متقارنأ شاخههائي ميدهد.
اين شاخهها به چپ وراست خد ميپيچدو
بعضي به برگچههاي سهلبي منتهي ميشود
و برخي با دوشاخك خود اسليمي خرطوم فيلي يا
دهناژدري را القاءميكند(67).
دوجام از دورة عثماني ـ داخل و خارج
اين دوجام پايهدار با اسليمي ظريف نقش
شده است. درساقههاي اسليمي ظرف اول، كه
مورخ 915 هجري است، گلهاي درشت و در اسليمي
حلقه شدة ظرف دوم كه مورخ 951 هجري است (شكل
23) برگهاي بسيار ريز و دكمههائي كه
احتمالأ گل است قرار داده شده است(68).
مدرسة عبدالعزيزخان ـ اين بنا در
تاريخ 1062 هجري در بخارا ساخته شده و درآن
يك اسليمي پركار و زيبا گچبري و رنگآميزي
گرديده است (شكل24). اين اسليمي با يك طاقنما
و يك قاب مستطيل به سه قسمت شده است:
اول اسليمي داخل طاقنما كه بهصورت
يك درخت انبوه است ودر چپ و راست شاخهها و
برگهاي متداخل ميدهد و با اشكال خرطوم
فيلي انتهاي خود ميتواند در زمرة اسليمي
محراب كاشي كاشان و اسليميهاي دهن اژدري
محسوب گردد(69).
دوم دو اسليمي متقارن كه درطرفي رأس
قوس طاقنما و تقريبأ ازهمان ماية اسليمي
داخل است.
سوم حاشية نسبة عريض اطراف قاب كه
ابتدا به كثيرالاضلاعهاي منتظم و مستطيل
تقسيم و سپس در داخل و خارج آنها اسليميهاي
دقيق و ظريف ايجاد شده است(70). |
پاورقيها
1- Arabesque
2- «فرمانروايي مطلق خط عربي، پيوندي
بوجود آورد كه تمام دنياي اسلام را بهم
مربوط ساخت و عامل مهمي در خلق هرنوع اثر
هنري گرديد،»؛ هنر اسلامي تأليف پرفسور
ارنست كونل، ترجمةمهندس هوشنگ طاهري،
تهران، 1347 ،ص6 .
3- به تاريخ عرب فيليپ حتي، ترجمة
ابوالقاسم پاينده، تبريز 1344 و فهرست آن
مراجعه شود.
4- ايضأ هنراسلامي، ص 119.
5- Grand
Larousse edcyclopedique, T. 1,Librairie Larousse, Paris Vie, 1960, p. 514.
6- L’art
musulman, publie sous la direction de Henry Martin, Paris, 1964.
7- Georges
Marcais, L'art musulman, Paris, 1962, p.71.
8- راهنماي صنايع اسلامي تأليف دكتر س ـ
م ـ ديماند، ترجمة دكتر عبدالله فريار،
تهران، 1346، ص18.
9و10- هنر اسلامي تأليف پرفسورارنست
كونل، ترجمة مهندس هوشنگ طاهري،تهران 1347
، ص171و 23.
11- صنايع ايران «بعدازاسلام» تأليف
دكتر زكي محمدحسن، ترجمة محمدعلي خليلي،
تهران 1320، ص286.
12- شاهكارهاي هنرايران، تأليف پوپ،
ترجمة دكتر خانلري، تهران 1338، ص 83.
13- جلد دوم تاريخ عمومي هنرهاي مصور،
تأليف استاد علينقي وزيري، تهران 1340، ص206.
14- جزوةشمارة 1 شناخت هنرهاي تزييني
ايران، نوشتة خانم دكتر سيمين دانشور،
تهران 1344، ص7.
15- فرهنگ فارسي دكتر محمدمعين، تهران
1342، ص 273.
16- فرهنگ فرانسه ـ فارسي سعيد نفيسي،
جلد اول، تهران 1339، ص 88 .
17- جزوة شمارة 1 شناخت هنرهاي تزييني
ايران، نوشتة خانم دكترسيمين دانشور،
ترهان 1344، لوحة 5 و 6.
18- G. Marcais,
L’art musulman, Paris, 1962, p. 75.
19- Grand Larousse
encyclopedique, T. 1,Librairie Larousse Paris Vie, 1960. P. 514.
20- ايضأ جزوة شمارة 1 شناخت هنرهاي
تزييني ايران، ص 7.
21- راهنماي صنايع اسلامي تأليف دكتر س
ـ م ـ ديماند، ترجمة دكتر عبدالله فريار،
تهران 1336، ص 34.
22- W.
Stevenson Smith, The Art and Architecture of ancient Egypt, London, 1958,
p.79 A.
23- Henry
Frankfort, The Art and Architecture of The Ancient Orient, London, 1958.
PL. 114
24- Histoire
generale de l'art, Flamarion, Paris, 1950, p.166.
25- Idem.
Histoire generale de l'Art, p. 180.
26- Idem.
P.278.
27- A.
U. Pope, A Survey of Persian Art, T. 4, London, PL. 4.
28- Edith
Porada, Iran ancien, Paris 1963, p.17, Fig. 6a.
29- A.
Godard, L’art de l’Iran, Paris, 1962, p.44, Fig. 41.
30- A.
U. Pope, A Survey of Persian Art, V. 4, PL. 19 c.
31- Idem.
PL. 114.
32- Idem.
PL. 138 A.
33- Idem.
PL. 137 B.
34- Idem.
A Survey of Parsian Art, PL. 237.
35- Iran
Parthes et Sassanides par R. Ghirshman, Paris, 1962. P. 140, No. 178, 179.
36- Idem.
A Survey of Persian Art, Pl. 171 H.
37- شاهكارهاي هنر ايران، تأليف پوپ،
ترجمة دكتر خانلري، تهران 1338،ص 64 ، لوحة
41.
38- شاهكارهاي هنر ايران، ص 87 ،لوحة.
39- ايضأ ص 86 ،لوحة 47.
40- ايضأ ص 97 ، لوحة 58.
41- ايضأ ص 98 ، لوحة 59.
42- A.
U. Pope, A Survey of Parsian
Art, V. 4, PL. 259 A.
43و44- Idem. A
Survey of Persian Art, PL. 265, 266, 267.
45- ايضأ شاهكارهاي هنر ايران، ص 113 لوحة
74 .
46- ايضأ ص 108 لوحة 69 .
47- ايضأ شاهكارهاي هنر ايران، ص 119،
لوحة 80 .
48 – ايضأ ص 82.
49- ايضأ ص 122، لوحة 83 .
50- A. U. Pope,
Persian Architecture, London, 1965, p. 146, No. 171, 172, 173.
51 – Idem.
Persian Architecture, p. 200, No. 265.
52 – Idem. P.
204, 205, No. 273, 274, 276.
53- ايضأ شاهكارهاي هنر ايران، ص 182،
لوحة سوم رنگي.
54- ايضأ شاهكارهاي هنر ايران، ص 200،
لوحة 149.
55- ايضأ شاهكارهاي هنر ايران، ص 186،
لوحة 141.
56- ايضأ ص 208.
57- ايضأ ص 156.
58- A. U. Pope,
Persian Architecture, p. 234, No. 317.
59- باستانشناس و هنر ايران، شماره
چهارم پائيز و زمستان 1348، ص 64 و 66، نوشتة
دكتر پرويز ورجاوند،تهران.
60- مجلة هنرومردم، شماره 104، خرداد 1350،
ص 42،شكل 29 . نوشتة نگارنده.
61- ايضأ مجلةهنرومردم، ص 45، شكل 31.
62- D.T.
Rice, L’art de l’Islam, Paris, 1966. P.12, No. 3, 4.
63- Idem. P. 14,
15, No. 7 et 8.
64- Idem. P.34, No.
24, 25, 26.
65- راهنماي صنايع اسلامي، تأليف دكتر
ديماند، ترجمة دكتر عبدالله فريار، تهران
1336، ص110 وشكل 60.
66- هنراسلامي تأليف پرفسور ارنست
كوتل، ترجمة مهندس هوشنگ طاهري،ص 24 و عكس
8.
67- K.A.C.Creswelle,
The Muslim architecture of Egypt, Oxford, 1951, p. 84, Fig, 39.
68- D.T. Rice,
L’art de l’Islam, Paris, 1966, p.197, No. 201, 202.
69- ابنيه و آثار تاريخي اسلام در اتحاد
شوروي، مؤسسة روحاني مسلمانان آسياي
ميانه و كازاخستان – تاشكند، نمرة 97.
70- W.G. Archer,
Indian Miniature, London, 1970, PL. 97.
71- تاريخ تمدن ويل إورانت، بخش اول،
ترجمة احمدآرام، تهران 1343، ص 300.
72- هنر ايران در دوران پارتي و ساساني،
تأليف رمان گيرشمن، ترجمةدكتر بهرام فرهوشي،
تهران، 1350، ص 189.
73- به رفرانس 48 مراجعه شود.
74-به رفرانس 48 مراجعه شود.
|