|
|
||
نراقي، حسن. "جلوههاي تمدن هخامنشي درآثار عهد صفوي ـ راهسازي، كاروانساري شاه عباسي و برخي از بناهاي تاريخي فراموش شده، باغ و عمارات تاج آباد نطنز، عباسآباد شكارگاه و بندعباسي يا سدقهرود". دوره 11، ش 127 (ارديبهشت 52): 57-73، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:كاروانسراهايي كه درعهد پادشاهان سلجوقي بنيان نهاده شده، علت بوجود آمدن كاروانسراها در زمان شاه عباس، جادههاي شاه عباسي، بررسي شاهراه ميان قم تا اصفهان از سفرنامة "تاورنيه" و رسالة سياحتنامه و همچنين جاده اصفهان به كاشان از "اسكندربيك منشي" ـ باغ و عمارت تاجآباد نطنز و سوابق تاريخي آن، وضع كنوني بناهاي قديمي تاجآباد و باغ و عمارت عباسآباد شكارگاه ـ جاده دوم كاشان به قم و تهران، وباط و كاروانسراهاي شاهعباسي از نوشتههاي جهانگرد قرن هفده "تاورنيه" ، معرفي چند كاروانسراي عهد صفوي: 1- كاروانسرا مادرشاه در سرراه اصفهان به مورچهخورت، 2- كاروانسرا مادرشاه درراه ساوه به قزوين، 3- كاروانسرا مادرشاه به مهيار، 4- كاروانسراي شاه عباس درقريه نصرآباد. |
|
|
جلوههاي تمدّن هخامنشي در آثار عهد
صفوي
راهسازي، كاروانسراي شاهعبّاسي و
برخي ازبناهاي تاريخي فراموش شده
باغ
و عمارات تاج آباد نطنز، عبّاسآباد
شكارگاه و بندعبّاسي ياسد قهرود
حسن نراقي
درسرزمين پهناور ايران براثر اوضاع و
احوال جغرافيائي متفاوت و آب و هواي
متغيّر نقاط مختلف آن با سلسله جبال خشم و
كمبارندگي كه سرتاسر مرزوبومش را فرا
گرفته، طبعأ مناطق آباد و مراتع سبز و قابل
زيست بطور كلي پراكنده و دور از يكديگر
افتاده است. بديندليل با توجه به وسعت
زمينهاي باير و نواحي غيرقابل عبور كوير
مركزي كه قدم نهادن درآن با مخاطات حتمي
توأم است. درهرعصر و زمان موضوع راههاي
كاروان رو و جادههاي عمومي وارتباط ميان
شرهها در درجة اول اهميت قرار داشته از
مسائل جدي و حياتي كشور بشمار ميرفته است.
بطوريكه ميتوان گفت همواره چگونگي وضع
ارتباطات عمومي بهترين شاخص وضع اجتماعي و
مدني و نمايشگر ترقي و تمدن ويا نشانة
انحطاط و تنزل زمان خود بوده است چنانكه
اكنون نيز هست و براي هميشه هم خواهد بود و
تجلي اين واقعيت در اخلاق وعقايد ديني و
سنن جامعه ايراني چنان بوده كه ساختن راه و
رباط همواره از روزگاران ديرين يكي از
بارزترين مظاهر حسن نيت و نيكانديشي
بانيان آن آثار تلقي ميگرديده است.
ازاين رو نهتنها پادشاهان و
زمامداران بيداردل بدانكار قيام و اقدام
مينمودند، بلكه بسياري از توانگران نيز
با بذل مال و منال فراوان جهت تسطيح و
تعمير راهها وايجاد پلها و كاروانسراها
و آبانبارهاي كنار شاهراهها نام نيكخويش
رابلند آوازه ميساختند. |
|
همچنين از بررسي موجبات و علل واقعي
رونق و آبادي كشور و تجدي مجد و عظمت
باستاني ايران در عهد سلاجقه بزرگ بنظر
ميرسد كه بزرگترين عامل مؤثر آن توجه و
كوشش فراواني بود كه وزيران خردمند ايراني
پادشاهان سلجوقي جهت تسطيح وتعمير و حفظ
امنيت راهها بعمل آورده، باايجاد پل،
كاروانسرا و توقف گاههاي خوب و مناسب كليه
وسايل رفاه و آسايش كاروانيان سرتاسر
مملكت را فراهم ساختند. چنانكه آثار باقي
مانده برخي ازآنها پس از برخورد با روي
دادهاي سهمگين و نابسامانيهاي قرون
متمادي گذشته هنوز پابرجا و گاه صادق اين
حقيقت ميباشد،مانند كاروانسراهائيكه
انوشيروان ابنخالد كاشاني (درگذشته سال
532 هجري) وزير چندتن از خلفاي عباسي و
پادشاهان سلجوقي بنيان نهاده و تاكنون هم
بنام او محفوظ و باقي مانده كه از آنجمله
است:
1- كاروانسراي انوشيروان در احمدآباد
برخوار اصفهان(2).
2- رباط سنگي انوشيروان در منزلگاه
قديم آهوان سر راه خراسان(3).
3- كاروانسراي انوشيروان در منزلگاه
قديم مزينان راه خراسان نزديك كاروانسراي
شاهعباسي(4) و همچنين كاروانسراهاي معينالدين
ابونصر احمد مختصالملوك كاشي وزير مقتول
سلطانسنجر بسال 521 هجري در قرية قهرود و
مزرعه احمدآباد كوير كاشان و رباط ديركاج.
چنانكه در شرح احوالات وي نوشتهاند: «آثار
خير ونام نيك يادگار گذاشت وبقاع خير
بسيار در ممالك بنا فرمود و از مشاهير
ابوابالبر آن وزير رباط قهرود است و رباط
احمدآباد و رباط دير گچين و اصلاح راه و
شارع ديرگچين كه ميان ري و قم است بگچ و سنگ
ومدارس و مصانع و قناطر و رباطات كه در
اقاليم شرق و غرب احداث فرموده بركمال علو
همتش دليلي واضح است»(5). ***
درآغاز سده يازدهم هجري براثر طلوع
سلطنت شاهعباس كبير فصل درخشاني در
تاريخ ايران گشوده شد و بارديگر اين كشور
كهنسال باوج ترقي رسيد.
از جمله مظاهر بارز اين دوره آثار
شكوهمند آن كه هنوز هم در سرتاسر ايران
نمودار است يكي شبكه راههاي عمومي بودكه
از دامنه كوهها تا اعماق نمكزارهاي كوير
سوزان مركزي ايران گسترش يافته بد وديگر
ساختن رباط و كاروانسراهاي بزرگ و
توقفگاههاي آبرومند،كاخها و
بستانسراهاي زيبا و خوشمنظر در فواصل
راهها كه درهريك از آنها همهگونه وسائل
جهت آسايش و امنيت خاطر مسافرين و
جهانگردان خودي ـ بيگانه با نيكوترين طرزي
پيش بيني و مهيا گشته بود.
همچنين شاهعباس پس از تغيير دادن
پايتخت خوداز قزوين باصفهان ازجمله
كارهائي كه جهت تقويت موقع اقتصادي نواحي
مركزي ايران و هم بمنظور افزايش درآمدهاي
خزانه دولت بعمل آورد اتخاذ تدابيري بود
كه در نتيجه آن راه كاروانرو معروف به
جاده ابريشم از طريق اصفهان بسوي خليجفارس
و بندرعباس امتداد داده شد و بدينوسيله
صادرات ابيشم ايران كه ميتوان گفت در
آنعصر بمنزله صنايع نفت امروز بود زيرنظر
مستقيم شاهعباس درآمد زيرا كه بگفته
شاردن فرانسوي: «در قرن هفدهم ابريشم
تويدي ايران به بيستودو هزار عدل ميرسيد
كه فقط در حدود يكهزارعدل آن مصرف داخلي
ايران بوده و مابقي به اروپا و هندوستان
حمل و صادر ميگرديد.» و در آنهنگام كه
سرزمين ايران بيش از دوهزار سال از عصر
هرودوت مورخ شهير يوناني را پشتسر مينهاد.
شاردن جهانگير دقيق و كنجكاو فرانسوي
درباره وسائل ارتباطات عمومي و آمدورفت
ميان شهرها كه مؤثرترين عامل عمران و
آباداني كشور ميباشد گفتههاي سابق مورخ
يوناني را بدينگونه تكرار ميكند:
«درتمام جهان كشوري مانند ايران براي
سياحت و جهانگردي وجود ندارد خواه از لحاظ
قلت خطرات و امنيت طرق كه مواظبت دقيقي
دراين مورد بعمل ميآيد و خواه از جهت كمي
مخارج كه معلول كثرت تعدا عمارات عمومي
مخصوص مسافرين در سرتاسر امپراطوري در
بلاد و بيابان است. دراين عمارات برايگان
سكونت اختيار ميكنند بعلاوه در نقاط صعبالعبور
پلها و جادههاي مسطحي (شوسه) وجود دارد كه
براي كاروانها و كليه كسانيكه براي كسب
نفع در حركتند تعبيه شده است»(6).
جهانگرد ايرانشناس ديگري در مقايسه
ايران هخامنشي با عصر شاهعباس اول چنين
اظهار عقيده ميكند:
«شاهعباس كبير دوره پرافتخاري براي
ايران فراهم كرد و حدود ايران را در اطراف
جلو برد ولي بوسعت مملكت داريوش نرسيد. اين
پادشاه سلطنت با اقتداري داشت. فتوحات
متعدد او موجب وحدت ملي و آرامش و ترقي
ايران گرديد. قروت و ترقي ايران در زمان او
بجائي رسيد كه توانست مساجد و مدارس عالي و
پلها و كاروانسراها را در تمام مملكت
بسازد و شاهراههاي خوبي در مملكت ايجاد
كند و تجارت را ترويج نمايد. باوجود خرابيهائيكه
دشمنان بساختمانهاي او وارد كردند بازهم
بناهاي زيادي از او بيادگار مانده است و در
هرجاي ايران اگر از چارواداران بپرسيد اين
بنا از كيست؟ بدون تأمل ميگويند «مال شاهعباس
است»(7). جادههاي
شاهعباسي
براي نمونه از راههاي اساسي شاهعباس
كه با هزينههاي گزافي ساخته شد ميتوان
جادههاي زير را نام برد:
1- راه جديدالاحداث ساخته شده از سنگ و
ساروج جهت استان مازندران و امتداد آن
بطول 270 كيلومتر در سواحل درياي خزر بود كه
چگونگي آن باختصار از تاريخ عالم آراي
عباسي در زير نقل ميشود: «القصه استادان
چابك دست و برداران بر رودخانهها كه بر
سمت راه واقع بود بناي عالي استوار بسنگ و
آجر و آهك تعمير و ترتيب دادند و در ممر
سيلابهاي عظيم كه از قلل جبال ميريزد نقبها
كنده بسنگ و آجر و آهك ممر را انجام داده و
برودخانه ملحق گردانيدند. و در همواري
خيابانها طرح كرده هرچه جنگل بود از
درختان سطبر خالي كردند و ريگ از جاهاي
دوردست آورده ماهي پشت بلند گردانيدندو در
دوطرف آن جويها كنده شد كه آب باران
برودخانهها جاري گردد. و مضايق جبال را
بفنون غريبه توسيع داده بعضي جاها را چوبهاي
قوي انداخته آنچه سنگ خارا بود سنگ براي
تراشيده و صنايع بديع بظهور آوردند چنانكه
در اندك زماني اين كار خير بنوعي كه مكنون
خاطر انور بود صورت انجام يافت و اكنون
شتران باردار قطار قطار پهلوي يكديگر
بفراغت عبور مينمايند و از اتفاقات حسنه (كارخير)
تاريخ اين كارخير انجام است»(8).
2- شاهراه تبريز و قافلان كوه كه پس از
زيرسازي كامل سرتاسر آنرا باسنگ فرش كردند.
همچنين جادههاي سخت كوهستاني ميان
شريفآباد تا مشهد و غيره. ولي مهمترين
راهسازي كه ازنظر اهميت فني آنزمان بمنزله
شاهكاري بشمار ميرفت جاده نوبنيادي بودكه
از ماين درياچه نمكسار كوير مركزي ايران
گذشته بشهر دامغان و شاهراه خراسان منتهي
ميگرديد. مسافتي بطول ده فرسنگ لجنزارهاي
سست و لغزنده كويري و اعماق شورابههاي
نكزار را با ذغال چوب و سنگ و ساروج پيريزي
و استوار نمودند و در فواصل آن نيز
كاروانسراهاي سياهكوه و مرنجاب با وسائل
تأمين زندگاني عابرين ازآب شيرين گوارا و
آذوقه لازم فراهم ساخته بودند.
وبگفته مؤلف عالمآراي عباسي فقط جهت
هزينههاي نقدي ساختن اين راه در حدود دههزارتومان
صرف شده است(9).
توماس هربرت كه درعصر شاهعباس همراه
هيئت سفارت انگليس ازاين راه عبور نموده
مينويسد:
«بيشتر ازنيمي از شب را ما از روي يك
جاده شوسه سنگچينشده رانديم اين جاده
چنان پهن بود كه دهنفر سوار كنار يكديگر
ميتوانستند برانند اين راه عريض تحت شرايط
بسار صعب و با هزينه بسيار زيادي دركنار
بيابان احداث شده بود»(10).
ازآنجائيكه بطوركلي گفتگو دراين
باره دامنهدارتر از آنستكه در مقاله
حاضر مطرح گردد. ازاينرو اكنون بررسي يكي
از |
|
قسمتهاي كويري اين جاده را كه از خاك
كاشا ميگذشت براثر طوفانهاي پرگردوغبار
كوير اغلب اوقات پوششي از تپههاي ريگ
روان فرا ميگرفت و سپس ارتفاعات پر برف كوه
كركس درطرف غرب جاده و قله خشك سياهكوه
در سراشيبيهاي جلگهگرم و باير كويري
سمت شرق نمايان بود.
اولين منزل و
توقفگاه اين جاده بعد ازقم آبادي معتبري
بنام حسينآباد عربها بود و چون اين آبادي
جايگاه قشلاقي ايل عرب معروف به ميش مست
بود از اينجهت معدودي ساختمانهاي منفرد و
پراكنده آن مدت چندين ماه از سال كه خالي و
غيرمسكون ميگرديد مورد استفاده كاروانيان
مخصوصأ قافلههاي شترداران كه مهمترين
وسيله حمل ونقل آن ايام بود قرار ميگرفت و
اين همان راهي است كه تاورنيه فرانسوي در
سفرنامه خود بآن اشاره نموده ميگويد:
«ازشهر قم كه بيرون بعد از چهارساعت
اره بقريه خوبي كه چهارپنج كاروانسرا دارد
ميرسند. و ازآنجا بايد ميان شنزار طي
طريق كرد تا رسيد بمنزل ديگري موسوم به آبشيرين
كه سهكاروانرا دارد. ازآب شيرين تا كاشان
شش ساعت راه است و همه از صحراي حاصلخيزي
ميگذرد دربين راه دوقريه بزرگ هم ديده
ميشود»(12). ولي درحدود آبشيرين آباديهاي
ديگر هم اقامتگاه كاروانيان قرار ميگرفت
از آنجمله كاروانسراي بزرگ و قديمي
احمدآباد (از بناهاي معينالدين احمد
مختص الملوك كاشي وزير مقتول سلطان سنجر
سلجوقي) كه درطول چندين قرن مناسبترين
منزلگاه مسافرين و عابرين اين راه بوده
است.
منزلگاه معتبر ديگر اين جاده
كاروانسراي وسيع و مجلل شاهعباسي در
قريه نصرآباد خربوزه واقع در سه فرسخي
كاشان بودكه با تحمل ويراني هاي قرون
گذشته هنوز هم در سردر و دهليز و قسمتهائي
از بناي آن پا برجا مانده است.
شاهراه قدمي كاشان باصفهان ـاين راه
چون از طريق قريه ابوزيدآباد (واقع در 30
كيلومتري جنوب خاوري كاشان) و كنارههاي
كوير ميگذشت فصل تابستان در مسير طوفانهاي
موسمي كوير و تودههاي انبوه ريگ روان
قرار ميگرفت و تا حدود خالدآباد ـ يعني
منزل دوم اوضاع جوي بدان منوال بد و ازآن
پس در منطقه كوهستاني حوالي قصبه نطنز راه
دوشعبه ميگرديد جناح شرقي از راه اردستان
و نائين به يزد و كرمان ميرفت تا بندرعباس
ادامه داشت و جناح ديگر بطور مستقيم پس از
عبور از منزلگاههاي سردهن، دنبي و رباط
عباسي بشهر اصفهان منتهي ميگرديد.
نويسنده رساله (سياحت نامه) كه جهت
احداث خطوط سيم تلگراف اين راه را بازديد
نموه منازل و توقفگاههاي هفتگانه هشت
باب كاروانسراهاي شاهعباسي آنرا چنين
ياد ميكند(13).
منزل اول. كاشان به ابوزيد آباد
5 فرسخ
دوم
. به خالدآباد 5
فرسخ
سوم.
نطنز 5/3 فرسخ
چهارم.
پس از عبور از رباط عباسي بينراه
به
كاروانسراهاي عباسي سرگردنه سردهن
5 فرسخ
پنجم.
كاروانسراي دنبي
5 فرسخ
وازآنجا پس از عبور از رباط عباسي بين
راه تا
شهر اصفهان
7 فرسخ
ولي قديميترين مأخذ مربوط به قرون
الويه اسلامي ( كتاب اعلاقالنفسيه درسال
290 هجري) منازل جاده اصفهان تا ري و فواصل
آنها را بدينگونه برشمرده است(14).
|
|
ازاينرو در ده كيلومتري جنوب قصبه
نطنز باغي وسيع با عمارت مجللي بنام تاجآباد
احداث و آباد گرديد كه اسكندربيك منشي در
ذكر آثار و عمارات احداثي شاهعباس
بدينگونه آنرا ياد ميكند: «درنطنز باغ تاجآباد
مع عمارات درگاه و بالاخانها و حمام و غيره»
شاهعباس كبير گاه و ناگاه خواه محض تفريح
و تفرج و صيد وشكار و يا در مسافرتهاي خود
چندي در باغ تاجآباد توقف و استراحت مينمود.
چنانچه مؤلف تاريخ عباسي (ملاجلال
منجم) ضمن وقايع سال 1016 چنين گويد:
«چون بباغ تاجآباد كه از مبدعات كلب
آستان عليست و دراو عمارات عالي است و
مشتمل برانهار و آبشارها و درختاتن سربفلك
كشيده و حوض بس عالي نفيس رسيدند و با زنان
مطربه خوب صورت با تحف و هدايا و اسباب طرب
كه چندروز بود انتظار مقدم ميكشيدند
نشستند و بسازو صحبت مشغول شدند»(23).
همين نويسنده در وقايع سال 1018 نيز گويد:
« ... چون نزول به تاجآباد نطنز
فرمودند و در تاجآباد چشم رئيس شكرالله
طرقي را كور كردند بسبب زيادتي و ظملي كه
برعيت كرده بود و توقف سه روز بجهت
سيروشكار بود و بديدن كان سنگ مرمر جديد كه
از محدثات زمان كلب آستان علي است رفتند».
وبدورههاي بعد از شاهعباس اول هم
باغ و كاخ تاجآباد مورد توجه و محل توقف
جانشينان وي بود چنانكه در تاريخ زندگاني
شاهعباس دوم آوردهاند كه «بعداز حركت
از اصفهان .... روز پنجم باغ مباركه تاجآباد
مضرب سرادقات جاه و جلال گريده درآن مكان
خلدنشان كه از حيثيت اهزازهواو بياندازگي
لطف و سرشاري صفا از ساير بساتين روي زمين
امتياز دارد تا پنج يوم اقامت نموده سير آن
باغ دلگشاي و تماشاي آن روضه ارم فضا نشاط
اندوز و فرحافزا بودند. نظم:
درهمان مأخذ ضمن حوادث سال 1070 چنين
آمده است:
«درباغ بهشت بنياد تاجآباد چندروز
بجهت سيروشكار و تفرج آن گلزار توقف
فرموده متوجه دارالمؤمنين كاشان گشتند و
عمارت چشمه فين كه نمونهايست از قصور
انهار بهشت برين مقر رايات نصرتآيات شد»(25). وضع
كنوني بناهاي قديمي تاجآباد:
عمارت اصلي و اوليه ميان باغ با نقشه
كامل عمارات عهد صفوي عبارت از تالار
بزرگي است در وسط بنا و چهار اطاق در
چهارزاويه آن كه بوسيله چهارغرفه مسقف
بيكديگر مربوط گشته است. جبهه شرقي
بنامشرف بخيابان وسيعي است كه وسط آن نهري
از سنگهاي تراشيده ساخته شده و بحوض بزرگ
پائين خيابان منتهي ميگردد. مجموعه اين
بنا و خيابان جدول سنگي آن خوب و سالم باقي
مانده است. نكته قابل تذكر ديگر آنكه با
توجه بمندجات مقاله سابق نگارنده (در ص 9 تا
24 شماره 101 همين مجله) راجع بحمام تاريخي
باغ شاهفين اينك درباره گرمابه مخصوص
تاجآباد نطنز كه در تاريخ عالمآراي
عباسي تصريح باحداث آن بامرشاهعباس اول
گرديده بايد گفته شود كه اين بنا دومين
حمام اختصاصي يكي از كاخهاي احداثي شاهعباس
اول ميباشد كه تا بحال باقي و برجا مانده
است. طرح ونقشه عمارات موجود در تاجآباد
عينأ همانند بناهائي است كه تاورنيه
فرانسوي در باغ هزار جريب اصفهان ديده و در
سفرنامه خودوصف آنها را نموده است. |
عباسآباد
شكارگاه
اين باغ و عمارت نيزيكي ديگر از بناهاي شاهعباس اول است كه ميان نطنز و كاشان در دامنه و درههاي خوشروح و باصفاي كركس كوه واقع شده و بگفته ژنرال سرپرسي سايكس انگليسي: «تماشاي دورنماهاي دلفريب عباسآباد و كاج و صنوبر آن منظره بديعي دارد»(27) ابنيه و عمارات آن با سبك و اسلوب مخصوص عهد صفوي ساخته شده و مانند باغ و عمارت تاجآباد توقفگاهي بوده شاهانه و جامع همهگونه وسائل آسايش و تفرج بويژه شكارگاهي مناسب جهت صيدآهوي دشت و غزال كوه و هامونش كه هنوز هم زيبائيهاي طبيعي خود را ازدست نداده، چنانكه هرگاه دست توجه و نوازشگري به آراستن و پيراستن كاخ و بستانسراي دلآويزش بهپردازد باشد كه گوهر ارزنده ديگري برفهرست آثار تاريخي و ديدنيهاي فرحبخش ايران پيوسته گردد. |
|
مسافر صاحبنظري در قرن حاضر مينويسد
(راه يزد از كاشان متفرع ميگردد همانگونه
كه راه اصفهان وشيراز هم از كاشان جدا
ميشود و كاشان بمنزله چهارراهي است كه دو
جاده بزرگ جنوبي ايران درآنجا بيكديگر
ميرسند)(29).
جاده اسفالته كنوني قم به كاشان ما بين
اين شهراه و جاده كويري پائين احداث
گرديده است. درزمان انقلاب و ناامنيهاي
پانزدهساله اوايل مشروطه بواسطه تمركز
اشرار در كاشان و ناتواني دولت براي حفظ
امنيت راهها ناگزير اين شاهراه قديمي
متروك شد و جاده فرعي قم واصفهان از طريق
محلات و ميمه بتدريج مورد استفاده عابرين
و حمايت دولت قرار گرفت بدينجهت روزبروز
براهميت آن افزوده شد و برعكس شاهراه اصلي
قم ـ كاشان و اصفهان اعتبار سابق خود را
بكلي ازدست داد. كاروانسراها و منزلگاههاي
آن نيز قهرأ رو بانهدام و ويراني نهاد. رباط و
كاروانسراهاي شاهعباسي
يكي از بزرگترين علل نيكنامي و حسنشهرت
شاهعباس كبير درميان تودههاي ايرانيان
بدون شك توجه بيدريغ و اهتمام كاملي است كه
جهت تأمين رفاه وآسايش مسافرين و
جهانگردان بعمل آورده است بخصوص احداث
رباط و كاروانسراهاي بياباني كه در سرتاسر
شاهراههاي كشور بنام او باقي مانده است. |
|
جهانگير دو نويسنده ديگري فقط درباره
تعداد كاروانسراهاي شاهعباسي كه در
افواه مردم شيوع و شهرت كامل داشته است
چنين گويد: «پارهاي از سلاطين خيرخواه كه
ترقي ايران را درنظر داشتند اين نوع
كاروانسراها را درتماتم شاهراهاي كشور
ميساختند چنانكه شاهعباس بزرگ بطوريكه
مورخين نقل كردهاند نهصدوندونه
كاروانسري محكم و آبانبارهاي متعدد در
تمام شاهراههاي كشور خودساخته و بدينطريق
ارتباط ميان قسمتهاي كشور پهناور خود را
سريع و سهل تأمين كرده بود»(32). صرفنظر از
راست يا نادرست بودن،چنني تعدادي دست كم
روشنگر آنست كه حداكثر تلاش و كوشش لازم و
ممكن دراينباره بكار برده شده است
بدينسان كه چون موضوع مورد نهايت علاقه و
اراده ثابت شخص شاهنشاه بزرگ صفوي بوده
ديگران نيز درساختن و پرداختن آنها شركت و
پيشدستي نمودهاند و كساني از نزديكان،
وزيران، افسران و فرماندهان و ديگر افراد
وابسته بدستگاه دولت و يا متمكنين از ساير
طبقات مردم با بذل مال واهتمام شخصي آنها
بوده بنيان نهادهاند ولي بنام شاهعباس
آراسته و نثار وي كردهاند تا علاوه بر
تحصيل رضايتخاطر پادشاه نام نيك خود را
هم بدينوسيله در شهر و ديار و زادگاه خويش
جاويد سازند كه از آنجمله است كاروانسراي
مجاور شهر نطنز كه از كتيبه سردرآن چنان
برميآيد كه ميرزا ابوالمعالي برزي نطنزي (وزير
حضور و مجلس نويس شاهعباس) درتاريخ 1029
هجري باهتمام علاءالملك ساختمان
كاروانسرا را بپايان رسانيدهاند ولي اجر
و ثواب اين كار را نثار شاهعباس بزرگ
نمودهاند.
واز اينجا منشأ اين گفتار لرد كرزن
انگليسي كه «ايرانيان همه كاروانسراهاي
خود را شاهعباسي ميدانند» بخوبي آشكار
ميگردد. همچنانكه كاروانسراي گبرآباد
نزديك سد قهرود نيز بوسيله يكي از افسران
عالي رتبه آن پادشاه ساخته و اهدا شده است
و اوژن فلاندن فرانسوي هنگام عبور از آنجا
درقرن گذشته ازكتيبه كاشيكاري سردرآن
چنين ياد ميكند:
«كاروانسراي گبرآباد ساختماني محكم و
زيبا است. در بالاي سردر صفحه كاشي نقاشي
دارد كه ميرساند بواسطه يكي از سرهنگان
شاهعباس بزرگ ساخته شده»(33) و يا چندين
كاروانسراي مهم و معتبر منسوب به مادرشاه
كه علاوه بر اهميت بناو مزاياي گوناگون
معماري و هنري كه در ساختمان آنهابكار
برده شده در پيرامون هريك مجموعهاي از
آباداني و ابنيه عمومي ديگر هم از قبيل آبانبار،
حمام، باغ، چشمة آب و غيره نيز احداث
گرديده بود بشرح زير:
1- كاروانسراي مادرشاه (طرراه اصفهان
به مورچه خورت كه حاج عبدالغفار نجمالملك
بدينگونه آنرا وصف ميكند:
«.... رباط مادرشاه كه عجب بناي عاليست
از سنگ تراشيده و آجرساختهاند و سابقأ
مزرعه و آبانبار و حمام و قريه و باغات
داشته حال همه خراب شده جز خود رباط كه
بحالت اول باقي است و باير افتاده اكنون
آغل گوسفند است. حيف ازاينبنا كه درآنجا
باير و بيمصرف افتاده»(34).
پروفسور ادوارد برون نيز كه همان اوان
ازآن راه عبور نموده داستاني درباره اين
كاروانسرا شنيده كه چنين بازگو ميكند:
«بعداز ورود بدشت ما بيك دهكده ويران
رسيديم كه خرابه يك كاروانسراي بزرگ و
زيباي دوره صفويه درآن ديده ميشود و
چهارپادارها گفتند كه شاهقاجار درسفر
اصفهان ازمقابل اين كاروانسرا گذشت وقتي
كه چشمش به آن افتاد درباريها گفتند كه اين
بزرگترين و زيباترين كاروانسراي ايران
است و درتمام ايران كاروانسرائي باين
زيبائي نيست و نميتوان نظير آنرا امروز
ساخت، ازاين حرف شاه متغير شد و گفت اين
كاروانسرا عماراتي را كه من ساختهام از
جلوه مياندازد و براي اينكه زيبائي عمارات
من از نظر خلق نيفتد فورأ اين كاروانسرا را
خراب كنيد. امر شاه اجرا شد شروع به خراب
كردن كاروانسرا نمودند ولي نخواستند و يا
نتوانستند كه تمام كاروانسرا را ويران
نمايند زيرا غير از سردر كاروانسرا و برجها
و قدري از حصار ساير قسمتهاي كاروانسرا
باقي است. چون سلاطين صفويه چنان عمارات و
مخصوصأ كاروانسراها رامحكم ميساختند كه
مردم اين عصر از عهده ويران كردن آنها
برنميآيند مگر اينكه بوسيله انفجار
باروت آنرا ويران كنند»(35).
2- كاروانسراي ديگر منسوب به مادر شاهعباس
در راه ساوه به قزوين معروف به كيخسرو كه
شاردن جهانگرد شهير فرانسوي درباره آن
مينويسد: «يكي ازعمارات عاليه و ابنيه
جاويدان ايران است. از ملحقات اين
مهمانخانه دو دستگاه باغ و دوبناي آبانبار
يك گرمابه و چشمه آب بخصوص كه شايان توجه
است. اين بناي عالي از آثار خيريه ملكه شاهعباس
كبير ميباشد. بانوي بانوان ايران. براي
حفاظت و حراست اين كاروانسراي بزرگ و
تنظيف و تدارك آن براي عابرين و مسافرين
موقوفهاي نيز معين كرده كه هزار ليره
فرانسوي عايدي آنست و براي مخارج چهارنفر
خدمتكار دائم كاروانسرا تخصيص داده شده
است ... اين زن نامدار زينتبيگم نام داشته
است»(36).
3- كاروانسراي مادرشاه درمهيار.
اوژن فلاندن فرانسوي مينويسد: «كاروانسراي
مهيار درراه اصفهان به شيراز يكي از
معتبرترين كاروانسراهاي ايران است.
سياحان ساختمانش را به مادر شاهعباس
نسبت ميدهند. نه فقط خوش آمد ساكنين ايران
است كه درحين سفر بدان استراحت كنند بلكه
طرز ساختمان و نقاشي كه دارد مورد توجه
ميباشد»(37). نجمالملك در سفرنامه خوزستان گويد: |
|
اينك وصف كاروانسراي نصرآباد در زمان
آبادي بقلم مادام ديولافوا:
«كاروانسراي نصرآباد از بناهاي بسيار
خوب و محوطه آن وسيع و بشكل چهارضلعي منظم
است. دراطراف اطاقهائي وجود دارد و درعقب
آنهاطويلههاي متعدد ساخته شده است.
درزير اطاقها زيرزمينهائي است كه
مسافرين ميتوانند در روزهاي گرم تابستان
درآنها بسر برند و در وسط حياط سكوي وسيعي
است كه آنرا تخت ميگويند و دومتر از زمين
ارتفاع دارد و اطراف آن خندقي است پرازآب
تاحشرات نتوانند از آن عبور كرده ببالاي
تخت بيايند، مسافرين با نردباني بالاي تخت
ميروند و نردبان رابالا ميكشند و شب را
درآنجا بسر ميبرند. اين احتياطات براي
اينستكه در نواحي كاشان و در خود شهر عقرب
فراوان ميباشد و زهرش كشنده است»(39). و اما
در حومه شهر كاشان تااواخر دوره قاجاريه
قريب به سه كيلومتر در دوطرف جاده عمومي
جنوب كه ازكنار شهر ميگذشت كاروانسراي
بزرگ و كوچك كارواني داير و آماده بوده كه
لردكرزن انگليسي در سفرنامه خود تعداد
آنها را چهل باب قلمداد نموده است.
وازجهت تعيين فواصل بين كاروانسراها
نيز اين گفتار تاورنيه فرانسوي شايان توجه
ميباشد: «از قهرود بايد سه ليو درهمان كوه
عبور كرد و ازآنجا تا اصفهان بيش ازده ليو
باقي نميماند كه همه راه جلگه صافو اغلب
زير زراعت است و در هرسه ليو فاصله يك
كاروانسرا بنا شده است»(40).
با توج بدو فقره توضيحات جهانگردان
فوق علاوه برآنكه ميتوان مقياس كلي جهت
تعيين فاصله ميان كاروانسراها را بدست
آورد كاشف آنستكه طرح ونقشه اساسي ساختمان
كاروانسراها اصولأ طبق برنامههاي جامع و
منظم پيشبيني شدهاي سرانجام يافته و
بويژه آنكه در ساختمانهاي و نقشه هريك ازآنها
مقتضيات اوضاع اقليمي آن ناحيه كاملأ
درنظر گرفته شده است. مهمانسراي
شاهعباس كبيردركاشان
يا
عاليترين كاروانسراهاي عهد صفويه
شاردن درباره اين بنا مينويسد: «كاروانسراي
شاهي كه در خارج كاشان درجوار دروازه شرقي
ساخته شده است عاليترين مهمانخانه شهر و
بهترين كاروانسراي تمام ايران بشمار
ميرود. اين بنا چهارگوش است.
ضلع آن ازطرف داخل بطول دويست گام
هندسي و داراي دوطبقه عمارت ميباشد محوطه
دهليز مانندي در پائين وجود دارد كه درطول
تمام ساختان امتداد يافته است.
وازجانب حياط بارتفاع قد آمدمي و از
سطح اطاقها بقدرچهارشست (شست 27% متر ميباشد)
مرتفع است. ضخامت آن شهت پا و سطحش با
سنگهاي مرمرسفيد نفيسي كه مثل سنگ سماق
شفاف ميباشد پوشيده شده است.
طبقه اول در دوطرف داري پانزده باب
منزل متحدالشكل است. ولي دردوطرف ديگر فقط
ده باب منزل ديده ميشود باضافه يكدستگاه
منزل پنج اطاقي مرتقع طاقدار بمساحت
پانزده پا طول و عرض. داراي يك بخاري در وسط
و يك محوطه ايوان مربع درجلو بوسعت دهپا
داراي سقف نيمهطاق كه در هرطرف آن
يكدستگاه بخاري تعبيه شده و مخصوص اقامت
خدمه است. طبقات دوم نيز مثل اشكوبههاي
پائين ميباشد. و نردهاي بارتفاع تقريبأ
چهارپا در سرتاسر آن تعبيه شده است. |
|
اين بناي منظم را شاهعباس بزرگ پديد
آورده است و در سرلوحه عمارت چنين نگاشته
شده.
دنيا كاروانسرا و مردم كاروانيانند در
كاروانسرا ساختن سرا براي كاروانيان روا
نيست.
«توضيح نگارنده مقاله: متن مضمون
فارسي اين بيت كه در ترجمه آن تحريف شده
چنين بوده است:
مائيم كاروان راه و جهان كاروانسرا
در كاروانسرا نكند كاروان سراي» |
|
همچنين از خرابي جادههاي عهد
قاجاريه بدين گفتار فلاندن درباره شاهراه
قافلان كوه كه از راههاي معتبر ساخته شده
زمان شاهعباس اول بوده اكتفا ميشود:
«چهارم مه. از قزل اوزن و قافلان كوه
گذشتيم. اينجا سنگستاني است و از هرجهت
پربلا و براي چهارپايان سخت زحمت فراهم
ميسازد. تصور نكنيد دراين زمانها ساخته
شده بلكه از موقعي است كه ايران پادشاهي
عاقل و كاردان ميدانسته و ميخواسته است
امكنه مختلف ايران را بهمديگر ربط دهد و
رعايا را خورسند سازد سالهاي متماديست كه
ازساختمان اين جاده ميگذرد ولي كسي بفكر
تعمير واصلاح و مرمتش برنيامده تاكنون
خراب و ويران گشته حاكم نالايق و بيقيد
كنوني نيز بفكر تعمير و اصلاحش نيفتاده و
نه خراب و نابودش ميكند تا مردم از شرش
آسوده گردند و نه اصلاح ميكند تا بشود
براحتي ازآن عبورومرور كرد.
قدم بقدم سنگها كنده شده كه درموقع
عبور چهارپايان لطمه كلي بدانها ميزند.
وقتي كارواني بخواهد عبور كند يكي زا
قاطرچيها بجلو افتاده با چوبي بلند كف
جاده را صاف مينمايد. كسي نميتواند
ازاين راه عبور كند و همه بايد پياده پيش
روند با اين وصف در قافلان كوه حوادث بسيار
روي ميدهد»(43). |
|
«امروز نيز شهركاشان يكي از شهرهاي
آباد و پرثروت ايران است مردمانش همه
هنرمند و صنعتگر هستند. خانهها با خشتوگل
ساخته شده ولي تميزاند. ديوارها بلند
هستند و كوچهها را از ريزش خاك كثيف
نميكنند. تقريبأ تمام كوچهها سنگفرش
شده و داراي مجاري هستند كه آب باران
رامنتقل ميكنند. برسر چاهها تخته سنگهاي
بزرگ گذاردهاند تاعابرين بدون خطر
بگذرند و هرروز كوچهها را جاروب ميكنند و
آب ميپاشند. اگرچه شايد مسافرين اروپائي
كه شهرهاي كثيف شرقي را ديدهاند گفته مرا
حمل بر اغراقگوئي كنند ولي من اطمينان
ميدهم كه آنچه نوشتهام واقعيت دارد»(44).
وهمو در پايان ياداشتهاي خودو موقع
عزيمت از كاشان مينويسد:
«14 اوت ـ مسافر ناچار است كه از توقف
دريك شهر هرقدر هم تميز و مطبوع خاطر باشد
صرف نطنز نمايد و بمسافرت ادامه دهد»(45).
همچنان در راههاي فرعي شهر و دهستانها و پلها
و آبانبارهاي بين جادهها همواره ازطرف
افراد خيّر و نيكوكار مرمت لازم و
نگاهداري بعمل ميآيد. پاورقيها:
«امروز نيز شهركاشان يكي از شهرهاي
آباد و پرثروت ايران است مردمانش همه
هنرمند و صنعتگر هستند. خانهها با
خشتوگل ساخته شده ولي تميزاند. ديوارها
بلند هستند و كوچهها را از ريزش خاك كثيف
نميكنند. تقريبأ تمام كوچهها سنگفرش
شده و داراي مجاري هستند كه آب باران
رامنتقل ميكنند. برسر چاهها تخته سنگهاي
بزرگ گذاردهاند تاعابرين بدون خطر
بگذرند و هرروز كوچهها را جاروب ميكنند و
آب ميپاشند. اگرچه شايد مسافرين اروپائي
كه شهرهاي كثيف شرقي را ديدهاند گفته مرا
حمل بر اغراقگوئي كنند ولي من اطمينان
ميدهم كه آنچه نوشتهام واقعيت دارد»(44).
وهمو در پايان ياداشتهاي خودو موقع
عزيمت از كاشان مينويسد:
«14 اوت ـ مسافر ناچار است كه از توقف
دريك شهر هرقدر هم تميز و مطبوع خاطر باشد
صرف نطنز نمايد و بمسافرت ادامه دهد»(45).
همچنان در راههاي فرعي شهر و دهستانها و
پلها و آبانبارهاي بين جادهها همواره
ازطرف افراد خيّر و نيكوكار مرمت لازم و
نگاهداري بعمل ميآيد. پاورقيها:
1- ص 180 كتاب سيرتاريخ از انتشارات
دانشگاه تهران بشماره 828 و ص 1568 دايرة
المعارف مصاحب.
2- ص 117 تاريخ اصفهان و ري تأليف جابري
انصاري.
3- ناصرالدين شاه قاجار در سفرنامه
خراسان كاروانسراي قديمي انوشيروان را
ياد كرده و نام برده است.
4- ص 156 سفرنامه مرو از كتاب سه سفرنامه
انتشارات دانشگاه تهران.
5- ص 67 و 68 كتاب نسائمالاسحار.
6- ص 171 ج4 سياحتنامه شاردن فرانسوي.
7- ص 689 سفرنامه ديولافوا.
8- ص 990 ج2 عالم آراي عباسي. كارخير = 1031.
9- ص 1111 عالمآراي عباسي.
10- ص 122 ج اول كتاب اسناد مصور
اروپائيان از ايران (انتشارات دانشگاه
تهران).
11- پروفسور ادوارد برون در ص 165 كتاب
يكسال در ماين ايرانيان.
12- ص 86 سفرنامه تاورنيه فرانسوي.
13- نسخه خطي رساله سياحتنامه
كتابخانه مجلس شوراي ملي.
14- ص 191-190 كتاب اعلاق النفيسه.
15- ص 8 مآثر رحيميه و ص 321-322 كتاب آثار
تاريخي كاشان و نطنز تأليف نگارنده.
16- ص 103 تاريخ كاشان چاپ دوم.
17- ص 106 ج2 جهانگردي در ايران.
18و19- صفحات 209 و 210 سفرنامه مادام
ديولافوا.
20- ص 1111 ج2 عالم آراي عباسي.
21و22- صفحات 255 ج8 سياحتنامه شاردن ص 586
سفرنامه تاورنيه.
23- نسخه خطي تاريخ عباسي جلال منجم
متعلق بكتابخانه مجلس شوراي ملي.
24و25- ص 94 و 95 و 264 تاريخ عباسنامه.
26- ص 405 ج8 سياحتنامه شاردن و در نسخه خط
تاريخ منظوم صفويه (كتابخانه ملي ملك) نيز
بدينگونه تصريح شده است:
27- ص 210 سفرنامه ژنرال سرپرسي سايكس.
28- نجمالمك در ص 180 سفرنامه خوزستان
اين محل را باغشاه بداغ ناميده است.
29- ص 165 يكسال درميان ايراناين پرفسور
ادوارد برون.
30و31- ص 73 و 123 سفرنامه تاورنيه.
32- ص 36 سفرنامه مادام ديولافوا.
33- ص 109 سفرنامه اوژن فلاندن.
34- ص 8 سفرنامه خوزستان.
35- ص 82 يكسال درميان ايرانيان.
36- ص 50 ج3 سياحتنامه شاردن ص214 سفرنامه
اوژن فلاندن.
37- ص 214 سفرنامه اوژن فلاندن.
38- ص 10 سفرنامه خوزستان.
39- ص 193 سفرنامه مادام ديولافوا.
40- ص 88 سفرنامه تاورنيه. ليو: واحد قياس
طول قديم فرانسه و تقريبأ برابر با چهار
كيلومتر بوده است.
41- ص5 – 84 ج3 سياحتنامه شادرن فرانسوي و
ص 5 – 64 ج2 اسناد مصور اروپائيان ايران.
42- ص 75 سفرنامه دروويل ـ سرهنگ گاسپار
دروويل مشاور نظامي عباس
ميرزانايبالسلطنه و مربي سپاهيان وي در
آغاز سلطنت فتحعلي شاه.
43- ص 348 سفرنامه اوژن فلاندن فرانسوي.
44و45- صفحات 195 و 209 سفرنامه مادام
ديولافوا. |