|
|
||
نجمآبادي، محمود. "ابنسينا، نابغه جهان پزشكي، ارجوزههاي ابنسينا". دوره11، ش127 (ارديبهشت52): 8-24، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:معرفي ازجوزههاي ابنسينا (ابيات شعري درباره حفظ الصحه، فيالفصول الاربعه درباره علم طب،علم تشريح، وصاياي بقراط ونصايح طبي منظوم)، نسخ گوناگون رجوزهها به زبانهاي مختلف ـ تحليلي برمحتوي ارجوزهها همراه با فهرستي از مطالب آنها. |
|
|
ابن سينا نابغة جهان پزشكي
(5)
«ارجوزههاي ابنسينا»
دكتر محمود نجمآبادي
رئيس
بخش تاريخي طبي و بهداشتي دانشكده بهداشت
تهران
به ابنسينا تعدادي ارجوزه(1) نسبت
دادهاند كه تمام آنها به زبان تازي است
ودراين مقاله مختصري ازآنها را ازنظر
خوانندگان مجله ميگذرانم.
1- الارجوزه فيالطب
(يافي حفظالصحه) ـ چنانكه از عنوان اين
تأليف (يا رساله يا اشعار) مستفاد ميگردد
درباره طب (يا بهداشت) ميباشد.
ابتداي آن بدين شعر شروع ميشود:
آخرآن چنين است:
نسخ متعدد ازآن در كتابخانههاي علم
موجود است و از مؤلفات مسلم شيخ ميباشد.
2- الارجوزه فيالطب
(فيالفصول الاربعه) ـ ابتداي آن بدين شعر
شروع ميشود:
ازآن نظر كه نام ابنسينا در ابتداي
اين ارجوزه آمده است، محتمل است ديگري
بنام وي آنرا ناميده باشد.
آخر آن بدين نحو ختم ميشود: محمدوآلهوعترة
......
نسخههاي اين ارجوزه در بعضي
كتابخانهها موجود است و عدهاي معتقدند
ازآثار مسلم شيخ ميباشد.
3- الارجوزه فيالطب
ـ چنانكه ازنام آن مستفاد ميگردد،اين
ارجوزه درعلم طّب است و از مطالعةآن
معلوم ميگردد كه يك دورةكامل طب و فنون
وابسته به آن است.
ابتداي آن به اين شعر شروع ميشود:
آخر آن چنين است:
نسخ خطي متعدد ازآن دراغلب كتابخانهها
موجود است.
اين ارجوزه بسال 1829 ميلادي در كلكته
توسط عبدالمجيد و بسال 1261 قمري در لكنهو (هندوستان)
با شرح ابنرشد (Averroes
=) بچاپ رسيده است. |
|
بعدازآن اختلافات چاپهاي هند را
بانكات لازم درچهار صفحه متذكر شدهاند.
درخاتمه كتاب فهرست جامعي از جميع
لغات و واژههاي طبي اعم از فني و غيرفني
با نام داروها واعضاء بدن آدمي و اصطلاحات
تشريحي و فيزيولوژي و قراباديني و امثال
آن را در هشت صفحه نگاشتهاند وبالاخره سه
صفحه را براي فهرست كتاب اختصاص دادهاند.
بطور خلاصه آقاي پرفسور هانري ژائيه و
عبدالقادر نورالدين بسيار خوب ازعهده
تشريح و توصيف و ترجمه ارجوزه برآمده،
مضافأ بدانكه چند كليشه بسيار نفيش ازخط و
تدريس ابنسينا و اسناد ديگر را در كتاب
آوردهاند.
اين ارجوزه با زحماتي كه مؤلفان براي
تشريح و توضيح مفاد آن بكار بردهاند
بسيار عالمانه و ازآثار نفيسي است كه
دراين دوران به چاپ رسيده است.
معهذا عدهآي معتقدند كه ارجوزه از
شيخ نيست(12). ولي بهرحال و بهرجهت عقيده
مورخان قريب به اتفاق آن است كه ارجوزه از
شيخ است.
اكنون به تجزيه و تحليل محتواي ارجوزه
ميپردازم:
بنده كوشش كردهام فهرستوار مطالب
ارجوزه را به ترتيبي كه آقايان هانري
ژائيه و عبدالقادر نورالدين تنظيم نمودهاند
فقط با ذكر عناوين آنها بياورم، چرا كه
تفصيل برآن باعث تطويل مقال گردد.
ترجمه پارسي و فرانسوي آن نيز آورده ميشود
و آن بدين نحو ترتيب يافته است: قسمت اول:
مقدمه ارجوزه
(Preface en vers=)
درتفسير طب
در تقسيمات طب = (De
la Definition du mot Tibb <Medecine> =)
دربيان امور طبيعي كه اول آن اركان است (Des
Composants Naturels et D’abord les elements=)
دوم از امور طبيعي كه آن آشنائي و علم
به مزاج است (Deuxieme
composant naturel: les temperaments=)
درباب مزاجهاي فصلها (Les
Temperaments des saisons =)
طبقهبندي غذاها (Classification
des atiments=)
درباب مزاجها برحسب سنين آدمي (Des
temperaments delon les ages=)
مزاج برحسب ظواهر عمومي (Temperament
d’apres l’aspect general=)
علائم مزاج كه از رنگها نمايان ميشود
كه اول آن از پوست است (Signes
des temperaments tires des couleurs et premier lieu de celle de la peau)
چهارمين قسمت طبيعي كه اعضاء است (Quatriem
Composant=) Naturel: les organes
پنجمين قسمت طبيعي روحهاست (Cinquieme
composant naturel: les esprits=)
ششمين قسمت طبيعي نيروها هستند (Sixieme
composant: les forces=)
درباب قواي روح (Des
facultes de l’ame=)
هفتمين قسمت طبيعي اعمال وافعال است (Septieme
composant naturel: les actions=)
درباب عوامل ضروري كه اول آنها هواست (Des
facteurs necessaires et d’abord de l’air=)
درباب اثر هوا و ستارگان در برابر
آفتاب (De
l’influence sur l’air des etoiles en conjonction avec le soleil)
تغييرات هوا برحسب شهرها و كوهها (Des
variations de l’air selon le pays et les montagnes)
تغييرات هوا برحسب درياها و بادها (Des
variations de l’air selon les mers et les vents)
تغييرات هوا برحسب مجاورت خاك و آب (Des
variations de l’air pat voisinage de certains terrains et des eaux=)
تغيير هوا برحسب منازل (Des
Variations du climat selon les variations=)
تغييرات حرارتي برحسب لباسها (Variations
de la temperature selon les vetement=)
قواعد و احكام آشاميدني ازآب و غيرآن (Regles
concernants la boisson: eau ou outres=)
سومين عامل ضروري: خواب وبيداري (Troisieme
facteur necessaire: sommeil et veille)
چهارمين عامل ضروري: حركت و استراحت (Quatriem
facteur necessaire: mouvement et repos=)
پنجمين عامل ضروري: تخليه و احتقان (Cimquieme
facteur necessaire: ecacuation et engorgement=) |
|
ششمين عامل ضروري: احساسات است (Sixieme
facteur necessaire: Les sentiments=)
اموري كه از حالت طبيعي آدمي خارج
گردند: علم الامراض (Des
choses qui sortent de l’etat normat: pathologie=)
دربيان بيماريهاي اندامي آلي (Maladies
des organes outils=)
(مقصود ضايعات فيزيكي اندامهاست)
درباب انحلال پيوستگي (De
la solution de continuite=)
عوامل غيرطبيعي: علتها (مقصود
بيماريهاست) (Des
facteurs anormaux: les couses [des maladies])
جابجاشدن اخلاط و مواد (Du
deplacement des humeurs=)
علل بيماريهاي گرم [ازنظر حرارت مربوط
بدن] (Causes
des maladie=) Chaudes (de chaleur, [Dues a la chaleur])
علل بيماريهاي سرد [ازنظر سردي مربوط
به بدن] (Causes
des maladies froide [du froid, dues au froid])
علل بيماريهاي رطوبتي [ازنظر رطوبت
مربوط به بدن] (Causes
des maladies humides [de l’humide, dues a l’humidite])
علل بيماريهاي خشگي مربوط به بدن (Causes
des maladies seches [dues au dec])
علل ضايعات فيزيكي (Causes
des alteration physiques=)
علل بسته شدن مجاري (Causes
d’obliteration des conduits=)
علل گشادي مجاري (Causes
d’ouverture des conduits=)
علل بيماريهائي كه ازدياد و فساد
آورند (Causes
des maladies altrant le nombre=)
علل خشونت و نرمي بدن (Causes
de la rugiste et de la souplesse=)
علتهاي جمع و تفريق دراعضاء (Causes
de reunion et de la separation=)
درباب علل انحلال پيوستگي (Causes
de la solution de continute=)
سومين قسمت از امور خارج ازطبيعت كه
اعراض ناميده ميشود (Des
effets anormaux علامات
امراض = les symtomes)
اقسام علامات مأخوذ از حالت بدن (Des
varietes des symptomes tires de l’etat du corps=)
علاماتي كه از مواد خارج شده ازبدن
بدست آيد (Symtomes
tires des produits sortis du corps=)
دربيان علامات بطور كلي (Des
symtomes en general=)
دربيان علامات عمومي كنوني (Des
signes generaux actuels=)
دربيان علامات مأخوذ از اعمال مغز (Signes
tires des fonctions du cerceau=)
دربيان علامات مأخوذ از اعمال قلب (Signes
tires des fonctions du Coeur=)
اقسام نبض كه اول آن انبساط آن است (Des
differents especes du pould et d’abord: de son amplitude=)
دربيان تواتر نبض (De
la frequence du pouls=)
دربيان بطؤ نبض (De
relentissement du pouls=)
دربيان نيروي نبض (De
la force du pouls=)
دربيان استقامت شريان (De
la consistence du pouls=)
دربيان درجه حرارت شريان (De
la temperature du pouls=)
دربيان محتواي شريان (Ce
que contient l’artere=)
دربيان موارد زدن نبض واستراحت آن (Des
periodes de pulsation et du repos)
دربيان كميت شرائين (De
la Quantite des arteres=)
دربيان تعداد نبض (زدن) شريانها )Du
nombre de pulsation de l’artere=)
دربيان نبض برحسب سن و شهر و فصل و مزاج
و مذكر و مؤنث بودن فرد (Du
pouls par rapport a l’age, au pays, a la saison, au temperament, a
l’aspect general et au sexe=)
علائم مأخوذ از خلط آمدن از سينه (Segnes
tires de l’expectoration=)
دربيان علائم مأخوذ از عمل كبد (Symptomes
tires du fonctionnement du foie=)
درباب ادرار كه اول آن ازرنگ شروع
ميشود (Des
urines et d’abord: de leur couleur=)
درباب غلظت ادرار (De
la densite de l’urine=)
درباب درد ادرار (Des
depots dans les urines=)
دربيان محل درد ادرار (De
la place du depot=)
دربيان غلظت و قوام درد ادرار (De
la consistance du depot)
درباب بوي ادرار (De
l’odeur du l’urine=)
دربيان علائم مأخوذ از امتحان مدفوع:
مقدارآن (Signes
tires de l’examen des selles: de leur quantite)
علائم مأخوذ از عرق (Signes
tires de la sueur=)
در توصيف تعريق (Signification
de la sudation=)
دربيان تقدمةالمعرفه يا پيشبيني از
بيماريها و علائم عمومي آنها (Du
pronostic: signes generaux=)
دربيان علامات امتلاء (ياپري) وابتداي
و رابطه آن با نيروي شخص (Signes
de la plethore et d’abord: ses rapports avec la force de l’individu=)
درباب امتلاء در سوراخهاي بدن (De
la plethore dans les cavites=)
درباب علائم غلبه كننده خون (Signes
de predominece du sang=)
درباب علائم غلبهكننده صفراء (Signes
de predominece de la bile=)
درباب علائم غلبهكننده سوداء (Signes
de predominece de la bile noire=)
درباب علائم غلبه كننده بلغم (Signes
de predominece de pituite=)
دربيان علامات پيش از بيماري (Des
signes pronostiques en cours de la maladie=)
دربيان شناسائي ادواردرطي بيماريها (De
la connaissance des periodes au cours des maladies=)
درباب مدت بيماريها (De
la duree des maladies=)
دربيان علامات بحران بيماري (Des
signes de la crise=)
دربيان اشكال مختلف بحران (Des
differents aspects de la crise=)
دربيان علائم شناسائي بحران (Des
signes a connaitre a propos de la crise=)
دربيان علامات خبردهنده بحران (Des
signes annonciateurs de la crise=)
دربيان روزهاي بحران بيماري (Des
jours de crise=)
دربيان علامات ختم بحران دربيماري (Signes
indiquant de la fin de la crise=)
دربيان علائم خبردهنده مرگ كه ابتداي
آنها زا روي افعال واعمال بيمار متبني است (Des
signes annonciateurs de la mort et d’abord: de ceux bases sur les actes
du malade=)
علائم خبردهنده مرگ مأخوذ از حالت بدن
بيمار (Des
signes annonciateurs de la mort, tires de l’etat du corps=)
علامات خبردهنده مرگ مأخوذ از مواد
دفعشده از بدن بيمار (Signes
de mort prochane tires des excreta=)
دربيان علامات خبردهنده بهبود (Signes
annonciateurs de guerison=)
دربيان طرقي كه براي تقدمةالمعرفه پس
از علامات بيماري بايد دانست (Des
procedes pour dtablir un pronostic d’apres les symptomes=)
تا اينجا رؤس مطالبي بودكه درقسمت اول
ارجوزه ديده ميشود. اكنون به قسمت دوم آن
ميپردازيم: قسمت دوم:
طب عملي وتقسيمات آن (La
pratique et ses divisions=)
درباره سلامتي با غذا و دوا (De
la connaissance de la sante par les regimes et les drogues=)
بهداشت آدم سالم برحسب هوا مخصوصأ در
تابستان (Hygiene
de l’homme sain en repport avec l’atmosphere, particulierement en
ete=)
رژيم غذائي بطوركلي مخصوصأ در تابستان (Du
regime alimentaire en general, particulierement en ete=)
اوقات غذاخوردن (L’heure
des repas=)
رژيم غذائي درتابستان (Regime
alimentaire d’ete=)
درباره نوشابه (De
la boisson=)
درباره مشروبهاي تخميري (Des
boisson fermentees=)
درباره خواب (Du
sommeil=)
درباب ورزش (De
l’exercice physique=)
درباره رژيمهاي غذائي برحسب فصول (Autres
regimes alimentaires selon les saisons=)
بهداشت مسافر و مخصوصأ دردريا (Hygiene
du voyageur et specialemen sur mer=)
بهداشت مسافر در خشگي و مخصوصأ در فصل
سرما (Hygiene
du voyageur sur terre et particulierement en saison froide=)
بهداشت مسافر در گرما (Hygiene
du voyageur par temps chaud=)
درباب بهداشت كودك درشكم مادر (Au
sujet des enfants encore dans le sein de leur mere=) |
صفحه نودوهشتم ارجوزه ابنسينا درباب استخوانها و ترميم شكستگيها |
صفحه چهلم ارجوزه ابنسينا در علامات واعمال كبد (ترجمه فرانسوي) |
صفحه چهلم ارجوزه ابنسينا در علامات و اعمال كبد |
|
روش زائيمان (Conduite
de l’accouchement=)
درانتخاب دايه (Du
choix de la nourrice=)
بهداشت مخصوص بچه (Hygiene
special de l’enfant=)
بهداشت ناقهان (Direction
pour les concalescents=)
بهداشت پيران (Hygiene
des vieillards=)
بهبود بخشيدن بيماران با دوا و غذا (Rendre
la sante aux malades avec les drogues et des regimes alimentaires=)
درباب انواع داروها (Des
differents especes des medicaments=)
دربيان داروهاي مسهل و اول آنها
داروهاي مسهل صفرا است (Des
purgatiefs et d’abord de ceux que evacuent la bile jaune=)
آنچه كه بلغم را بيرون ريزد (Ce
qui ecpulse la pituite=)
آنچه كه آب زرد را بيرون ريزد (Ce
qui expulse de l’eau jaune=)
آنچه كه صفراي سياه را بيرون ريزد (Ce
qui expulse la bile noire=)
درباب تركيب و ساختمان داروها و
نيروهاي اولي آنها (Constitution,
composition des drogues; leurs facultes premieres=)
درباب نيروهاي داروها (Des
facultes des medicaments=)
درباب داروهائي كه بدن را سردكند
هرگاه آنها استعمال گردند (Ce
que refroidet, a l’usage astringents=)
داروهاي ساده كه بدن را گرم كنند و
مسهل نميباشند (Des
drogues simples qui rechauffent it ne purgent pas=)
بچهنحو رطوبت را از خستگي توان شناخت
و درجات نيروي داروهاي مفرد. (Comment
reconnaitre l’humidite du sec et des degres de la faculte des
medicaments simples=)
درباب نيروهاي ثانوي داروهاي مفرد كه
بدن را قوام آوردند يعني نضج دهنده هستند. (Des
facultes secondaires des medicaments simples qui fon murir=)
داروهاي نرم كننده (Des
medicaments emollients=)
داروهاي سخت كننده (Des
medicaments qui durcissent=)
داروهاي بند آوردنده (Des
medicaments occlusifs=)
داروهاي بازكننده سدهها (Des
medicaments que debouchent=)
داروهاي تنقيه كننده زخم (des
medicaments mondicatifs=)
داروهاي گشادكننده (Des
medicaments qui dilatent=)
داروهائي كه سوراخهاي عروق را بازكنند (Des
medicaments qui ouvrent les orifices des vaisseaux=)
داروهاي قابض (Des
medicaments astringents=)
داروهاي طاولزننده (Des
medicaments vesicants=)
داروهاي تباهكننده (خرابكننده) (Des
medicaments qui corrompent=)
داروهاي خورنده (Des
medicaments corrosifs=)
داروهاي جذب كننده (Des
medicaments attractifs=)
داروهاي تسكين دهنده (Des
medicaments calmants=)
نيروي سوم داروهاي مفرد |
|
درخون گرفتن (رگزدن) در قرحهها و
بثور (دمل ـ كورك) درهرجاي بدن كه باشد (De
la saignee dans les ulceres et pustules, ou qu’il soient=)
درمورد خون گرفتن در امتلاء(پري)
عروقي و خونريزي (Des
indications de la saignee dans la plethore vasculaire et l’hemorragie=)
درموارد خونگيري در ساير بيماريها (Traitement
de la saignee dans d’autres maladies=)
درمان بيماريهاي خوني (Traitement
de la saignee dans k’autres maladies=)
دربيماريهاي صفراوي (Traitement
des maladies d’origine biliaire=)
دربيماريهاي بلغمي (Des
maladies causees par la pituite=)
درمان بيماريهاي بلغمي (Traitment
des maladies causees par la pituite=)
بيماريهاي سوداوي (Des
mladies causees par la bile noire [atrabile]=)
اعمال دستي (Pratique
chirurgicale=)
دراعمال روي عروق و فوائد خون گرفتن. (Ce
qui se fait sur les vaisseaux et de l’entite de la saignee=)
در بريدن شرائين (Technique
pour l’incision des arteres=)
عمل جراحي برروي گوشتها (عضلات) (Technique
pour les parties molles=)
عمل بريدن در گوشتها (Ce
que l’on doit exiser=)
در سوزاندن گوشتها (De
la cauterisation=)
در شكافتن گوشتها (De
l’incision=)
عمل دستي برروي استخوان و اول آن در
شكستگي استخوان است (Des
os et principalemrnt de la reparation des fractures=)
دردرمان در رفتگيها (Traitement
des luxations=)
آنچه كه مسلم است اين اجوزه كاملترين و
مفصلترين ارجوزههاي ابنسينا و
چنانكه از عناوين فصول آن مستفاد گرديد يك
دوره كامل پزشكي و بهداشت و جراحي و اصول
تداوي است.
اكنون براي آنكه خوانندگان محترم مجله
به گوشهاي از نظرات ابنسينا آشنا گردند
عرض ميكنم:
ابنسينا درباره انتخاب دايه براي
طفل گويد:
«سن دايه بايد متوسط باشد؛
«دايه بايد خوش گوشت (عضلاني) با پوست
كشيده و مزاج معتدل باشد؛
«جسم دايه بايد محكم و پستانهايش حجيم
و چشمها و سرش روشن باشد؛
«دايه نبايد به بيماريهاي داخلي مبتلي
باشد، اعضاء و بندهايش بايد قوي باشد؛
«شيردايه نبايد نه زياد آبكي و نه زياد
غليظ باشد؛
«شيردايه بايد سفيدو شيرين و خوشمزه
و خوشبو و يك نواخت باشد تا براي شيردادن
بچه مناسب گردد.
«به كودك بايد غذاي شيرين و چرب و
ماهيهاي تازه كه با روغن تهيه گردد، داد».
بهمين نحو درباره بهداشت كودك
ونوجوانان و جوانان و پيران دستورهاي
بسيار ارزنده داده است كه تمام
آنهاميرساند كه وي در كارش بسيار متبحّر
بوده است.
بهرحال بيش ازاين دربارة اين ارجوزه
بسط كلام نميدهم و اميدوارم روزي بتوانم
آنرا به پارسي برگردانم بخواست خداوند.
4- الارجوزه فيالطب
ـ اين ارجوزه بنامهاي «الفيهالطبيه» يا
«ارجوزةالسينائيه» مشهور و به زبان تازي
است. بيشتر بنظر ميآيد منسوب به شيخ باشد.
نام آن دربعضي فهرستها آمده است.
5- الارجوزه فيالتشريح
ـ چنانكه از اسم آن مستفاد ميگردد اين
ارجوزه درعلم تشريح است.
ابتداي آن چنين است:
نسخهاي ازآن در كتابخانه واتيكان (Vari-borg-elenco)
به شماره 87 موجود است.
6- الارجوزه في
المجربات
ـ چنانكه ازاسم آن مستفاد ميگردد اين
ارجوزه در مجربات طبي است.
ابتداي آن چنين است:
وآخرآن چنين است:
ازاين ارجوزه نسخههائي در كتابخانه
پاريس و بريتيش ميوزيوم و چند كتابخانه
ديگر موجود است. اين ارجوزه مسلمأ از شيخ
است.
7- الارجوزه في
وصايا ابقراط
ـ ازنام اين ارجوزه چنين مستفاد ميگردد كه
درباب وصاياي بقراط (= آئين وسنت پزشكي) است.
نسخ آن در كتابخانههاي برلين و بريتيش
ميوزيوم موجود است.
براي مزيد اطلاع خوانندگان گرامي مجله
عرض ميكنم كه بقراط طبيب يوناني را وصيتها
و اندرزهائي براي اطباء است كه بنام
سوگندنامه بقراطي (Serment
d’hippocrate=)
يا قسمنامه بقراطي معروف است. اين
سوگندنامه به اغلب زبانها ترجمه شده است.
كمااينكه طبيب نامدار ايراني عليبن عباسمجوسي
اهوازي ارجاني (متوفي بسال 384 هجري قمري)
آنرا به عربي برگردانده است كه آن را
نگارنده به پارسي برگرداندهام و دوبار
بچاپ رسيده است (سالهاي 1318 و 1334 شمسي)
وايضأ درمجله نظام پزشكي شماره اول سال
اول نيز بچاپ رسيده است.
ازآن گذشته اغلب پزشكان در تمدن
اسلامي پس از بقراط ترجمه آنرا در كتابهاي
طبي خود ياد كردهاند.
ابتداي ارجوزه چنين است:
آخر آن چنين است:
8- الارجوزه فيالوصيا
ـ (يا نصايح طبي منظوم) ـ اين ارجوزه نيز
بمانند ارجوزه قبلي در اندرز و پند طبي است.
نسخ متعدد ازآن در كتابخانههاي برلين و
چند كتابخانه ديگر موجود است.
ابتداي آن چنين است:
|
پاورقيها:
1-
قصيده گونه از بحر رجز ـ قصيده به وزن رجز ـ
بيت كوتاه ـ شعر كوتاه ـ جمع آن اراجيز ـ
ارجوزه خواندن ـ شعر خواندن درمعركه و جنگ
ـ خودستائي كردن ـ Canticum
– Cantica (ازلغتنامه
دهخدا). 2-
Jean Hervagius. 3-
Andrea Alpagus. 4-
Apud Juntas. 5-
Jean Faucher. 6-
Nimes Prof. 7-
Antonius deusinguis. 8-
Henri Jahier. 9-
Prof. Henri Peres. 10-
Paul Valery. 11-
El-Escurial. 12-
رجوع شود به صفحه 25 «فهرست نسخههاي
مصنفات ابنسينا تأليف آقاي دكتر يحيي
مهدوي ـ انتشارات دانشگاه شماره 206 –
تهران 1333 شمسي». |
|
|