پاك، گلاله. "ماهيا، مخ درجنوب". دوره 11، ش 128 (خرداد 52): 58-73، تصوير، طرح.

 

خلاصه:پرورش نخل درجنوب ايران، كاشت و برداشت، كاشت محك ماهيا،‌كاشت پاجوش‌ ماهيا، هواردادن (باروري)، پيوند زدن، برداشت يا خرماچيدن، انواع خرما،‌خوراكهائي كه با خرما درست ميكنند، آفات و بيماريهاي نخل، وسايل مصرفي و بافته شده از نخل، بعضي از اصطلاحات مربوط به نخل.

«ماهيا» ،‌«مخ»(1) درجنوب

 

 

نوشته: گلاله پاك  ازتحقيقات مركز ملي پژوهشهاي    مردم‌شناسي و فرهنگ عامه   طرح از: روحانيه زماني

 

خنيزيk ميكني حيران و مستم

            بيوكف كابk كه دل بردي ز دستم

غلام بنده شيخاليk هستم

            تنه جانم فداي مهر و ديني

 

كه دايش بكر و دختر بيوه ديدن

            عجب سنتي ناديده ديدن

دهم خرما كه تا عالم شود سير

            بهم دي و بزه دير و بده دير

 

            biyo-kaf kab-ke-del-bordi-ze dastam                         xenizi-mikoni-heyran-o-mastam

            tene janam Fedaye mehr-o-deni                            qolame-bandeye-cixali-hastam

 

            ajab soneti-na-dide-dedan                                          ke-dayec-bekr-o-doxtar-bive-dedan

            beham-dir-i-bezeh-diro-bedeh dir                         deham-xorma-de-ta-alamcevad-sir

            نخلستانهاي زيبا و رؤياانگيز جنوب زندگي هزاران نفر از ساكنين روستاها و ساحل‌نشينان آن نواحي را تأمين ميكند. پرورش نخل يكي از راههاي امرار معاش است. جنوبي‌ها قرن‌ها است كه با بادوبوران وآفت مبارزه ميكنند تا نخلي را بارور سازند.

            خرما در جنوب ايران جزو غذاي اصلي مردم است و غيراز مصرف خوراكي از شاخ‌وبرگ و تنه آن هم استفاده ميشود و وسايل گوناگوني ساخته و بفروش ميرسانند.

            در زبان فارسي درخت نخل را خرمابن (xorma bon) يا درخت خرما ميگويند و در جنوب آنرا مخ (Max) يا ماهيا (Mahiya) مينامند. (طرح شماره يك)

«كاشت و برداشت»

            نخل (ماهيا = مخ mox = mahia ) معمولأ درجائي به ثمر ميرسد و ميوه ميدهد كه سرش درآتش و پايش درآب باشد زيرا آفتاب سوزان و آب فراوان براي رشد آن ضرورت كامل دارد.

«لنگار» وسيله شخم پاي درخت نخل.

            نخل دو نوع نر (= نر mox-e-nor ) و ماده mox-e-mada (= مد) دارد كه درخت نرآن ميوه نميدهد و فقط شكوفه ميكند و معمولأ‌درختهاي نخل خود رو نر هستند.

            از روي «پيش» pis (شاخ‌وبرگ) نخل ميتوان تشخيص داد كه نخل نر است يا ماده و به نخل‌هاي خودروي ماده قريبو (qaribu) ميگويند.

            كاشت و پرورش نخل در جنوب اكثرأ بصورت ديم (baj) است و پرورش نخل آبي بعلت كمي آب در جنوب خيلي كم مشاهده ميشود.

            كشت نخل بدوصورت انجام ميشود:

            1- تخم (= محك mahak ) نخل (mox) را ميكارند.

            2- جوانه يا پاجوش (ديميت dimit ) نخل را ميكارند

كاشت محك (mahak) ماهيا:

            زمين محل كشت نخل را مزماهيا (mazamahia) ميگويند.

            براي كاشتن محك mahak ماهيا ابتدا چاله‌اي مي‌كنند كه اصطلاحأ آنرا گود (god) يا تير (Tir) يا چال (cal) يا گوبند (goband) يا چهر (Cehra) ميگويند. بعد محك (mahak) را داخل چاله ميگذارند و روي آن را با خاك ميپوشانند و مقداري كود حيواني (پهن) و كود ماهي (ماهي‌هاي ريز جنوب بنام موتو mutu و حشينه hasine را خشك كرده بعنوان كود پاي درخت ماهيا ميدهند) روي آن ريخته و آب ميدهند تا زماني كه رشد كرده بزرگ شود.

كاشت پاجوش (dimit) ماهيا:

            يكي ديگر از طرق ازدياد و تكثير، كشت جوانه (پاجوش‌هاي dimit ) نخل ميباشد.

            يك درخت نخل تا دهسال ديميت ميزند و نخل ديميت بين ساقه و ريشه نزديك بخاك است ديميت بايد حدالقل هشت و حداكثر 15 سال بدرخت مادر (نخل) متصل باشد و ازآن تغذيه نمايد. جوانه‌ها هم بدرخت نخل نر و هم بدرخت نخل ماده ميزند ولي معمولأ ديميت را از درخت نخل ماده (mada) جدا ميكنند. جداكردن ديميت‌ها از نخل در فصل زمستان (اسفندماه) و پائيز (مهرماه) كه هوا معتدل و مناسب است صورت ميگيرد.

            ديميت سه ريشه دارد و بايد طوري آنرا از درخت اصلي ماهيا جدا كرد كه بريشه‌ها آسيبي نرسد. براي جداكردن جوانه باين ترتيب عمل ميكنند: ابتدا با منتيل (mantil) يا «ديلم» (منتيل ميله‌ايست فلزي بطول 100 سانتيمتر با نوك تيز) خاك‌هاي اطراف آن را ميكنند وبه وسيله چهرم (Cehrama) = بيل) خاك‌ها را برميدارند. كاشتن ديميت بلافاصله و حداكثر يكروز بعداز جداشدن از درخت ماهيا بايد انجام شود.

            براي كاشتن ديميت ابتدا چاله‌اي به عمق 1 تا 5/1 متر ميكنند ديميت را داخل چاله ميگذارند و اطراف آنرا با خاك ميپوشانند بايد نصف تنه ديميت درخاك باشد و سپس مقداري كود پاي آن ميدهند و روي خاك را با منتيل mantil ميكوبند تا محكم شود و با مقدار بوته پشكر peckar اطراف آنرا مي پوشانند تا از تابش مستقيم نور خورشيد درامان باشد و اطراف ديميت هم مقداري خاراشتر xar-octor ميگذارند. و دوهفته متوالي هنگام عصر بآن آب ميدهند و بعداز اين مدت تا سه ماه دوروز يكبار آب ميدهند و بعد ازسه‌ماه هفته‌اي يكبار و تا هنگاميكه ماهيا به سه سالگي برسد بيست روز يكبار البته اين عمل در مورد مخ‌هاي آبي است.

            زه (zeh) مركز آبياري نخل است يعني محلي كه آب از آن‌جا بديميت ميرسد و جوق Joq يا جوي راه آبي است كه آب را از زه zeh بپاي ديميت ميرساند.

لنگار-وسيله شخم زدن زمين

            درمورد ماهياي ديم (بج) تا دوهفته دستي با دله dale (سطل) آنرا آب ميدهند و بعد باميد خدا و آسمان يا بلطف طبيعت رهايش ميسازند.

            سالي يكبار در اسفندماه اطراف ديميت كاشته شده را خيش (xic) ميزنند تا آب بهتر بآن برسد وسيله خيش‌زدن را لنگارموهش‌مز (Lengar-mohcemaz) ميگويند كه شبيه به لنگار زراعتي است فقط كمي ازآن بزرگتر است. (شكل2).

            خيش پاي ديميت دوشمزه (cemeze) است يعني بصورت دوخط عمود برهم (+) زمين پاي آنرا خيش ميزنند.

            و نيز همه ساله شاخ و برگ‌هاي (پيش) اضافي قسمت زيرين ديميت را ميبرند تا بهتر و زودتر رشد كند و بعد كه رشد كرد و بزرگ شد و به ثمر رسيد نيز همچنان پيش‌هاي اضافي آنرا مي‌چينند چيدن پيش‌هاي اضافي ماهيا در دومرحله انجام ميشود: يكي موقع ثمردادن (باردادن) و ديگري درهنگام برداشت محصول. چيدن شاخ و برگ اضافي را اصطلاحأ پات و پت (pat-o-pot) كردن ميگويند و دراين باره ضرب‌المثلي دارند كه ميكويند:

            بويه به مشات ماهيا به مشرات

            boye be mocat mahia be mocrat

            يعني عروس با مشاطه قشنگ ميشودو ماهيا (نخل) با مشراب. (طرح شماره 3).

            مشرات (mocrat) يك ميله آهني نوك‌تيز است كه براي چيدن پيش (pic) ها از آن استفاده ميكنند نوع ديگر مشرات هم هست كه چوبي است و آنرا از درخت (kor) كر و يا كهنه (kehna) درست ميكنند.

            ماهيا اگر بصورت بج (ديم) كاشته شده باشد بعد از دهسال و اگر آبي باشد بعداز شش‌سال به ثمر مي‌نشيند كه اصطلاحأ ميگويند ماهيا به بار نشسته است.

            ديميت را تاوقتي كه كوچك است فسيل (Fasil) و وقتي كه بزرگ شد نخيل (naxil) ميگويند و حداقل فاصله كاشتن دو دميت بايد 3 متر باشد كه اين فاصله را يك‌بند band ميگويند و يك رديف ديميت يا نخل كاشته شده را يك Ris ريس مي‌نامند.

هوار دادن havar dadan (باروري):

            ماهياي نر ميوه نميدهد و فقط شكوفه ميكند اين شكوفه پنگ (pang) يا جامر jamar يا دل dol در محفظه‌ايست بشكل ماهي كه سروته آن باريك است و ميان آن پهن و ضخيم. به غلاف اين محفظه در فارسي نارونه و درعربي كفري ميگويند و اصطلاح محلي آن درجنوب تقلك (Toqolak) يا تقل (Toqol) يا كرز karza  يا تقل (taqel) يا برتقل (bor-taqel) يا تف (Tofa) است اين محفظه زرد رنگ است و تا زماني كه پاره نشده بآن تف tofa مي‌گويند و وقتي پاره شد ميگويند تف تركد Tofa terakeda يا تار tare فاش fac شده يعني تاره پاره شد.

            شاخه مياني پنگ pang  را پنگاش pangac يا پنگاشت pangact  يا دارپنگ dar pang يا مهر mahr  ميگويند و خوشه‌هاي متصل به dar-pang دارپنگ را روس ros  يا چو Co  مي‌نامند و يك شاخه از چو Co  را لنگار Lengar و شاخه مياني آنرا رساله resala ميگويند و دانه‌هائي كه روي لنگار Langar هست كتك katak يا جت jot يا خلالو xalalo نام دارد.

            ابتداي شكفته‌شدن تف tofa دانه‌هائي كوچكتر از گندم روي كتك Katak ها ظاهر ميشود كه اين دانه‌ها گرده‌هاي ماهياي‌نر است كه خرماكاران پنگ pang را تكان داده و گردها راجمع ميكنند و روي شكوفه ماده هوار ميدهند تاخرما «سيس» sis نشودو ميوه آن شيرين و شاداب شود و درغير اينصورت ميوه آن نرك شده و قبل از رسيدن مي‌گندد و ازبين ميرود.

            براي هوار دادن نري مناسب است كه نارس نباشد و رسا rasa باشد يعني گرده داشته باشد تقل toqol نخل نارس را konaq كونق ميگويند يعني نخل بي‌گرده و مرحله قبل از رساشدن را زز (zez)  ميگويند. و تاوقتي كه تقل toqol كوتي است شيرين و خوردني است، ولي وقتي شكفته شد و بازشد خوراكي نيست و سفت ميشود. تقل toqol را بفارسي غنچه خرما يانارونه مينامند.

            خرماكاران از اوائل بهمن‌ماه باروري يا هوار دادن ماهياي ماده را شروع ميكنند. پس از اينكه گرده نر را روي ماده هوار دادند بعد از 120 روز خارك xark ميشود و بعداز 60 روز خرما آماده چيدن است و 3 الي 4 روز هم خرما را جلوي آفتاب ميگذارند تابهتر برسد  سپس خرما آماده برداشت (مصرف = يازش yazec ) ميگردد.

پيوند زدن:

            نخل‌هاي خودرو خرس (xoros) معمولأ‌ماهياي نر هستند روستائياني كه بانخل و پرورش آن سروكار دارند قادرند كه نخل نر را تبديل بهنخل ماده كنند. و باين ترتيب عمل ميكنند پيش‌هاي pic ماهياي‌نر را از طول با دست شكاف ميدهند اين شكاف بايد تا انتهاي پيش برسد. اين عمل را در سه نوبت متوالي انجام ميدهند. ثمر اني نخل خودرو كه تبديل به نخل ماده شد گرد و قرمز يا زردرنگ است، پيش‌هاي تازه درآمده رامرا mera ميگويند.

برداشت يا خرماچيدن يا لونده Lunda  

            درفصل برداشت محصول مردان باوسايل كار به پاي نخل ميروند آنها در شناختن انواع خرما تبحري خاص دارند و هيچ وقت خرماهاي مختلف را با هم مخلوط نمي‌كنند و با توجه به اين امر كه خرما انواع مختلف دارد اهميت كار آنها بيشتر بچشم مي‌خورد ـ پرون پشتي مخصوص خرماچينان است كه بهنگام بالا رفتن از درخت آنرا به پشت خود مي‌بندند و بالا ميروند و سبدهاي حصيري بنام گزي هست كه آنرا بهنگام بالارفتن روي سرخود قرار ميدهند و خرماي چيده شده را درون آن ميريزند.

           اولين نخلي كه محصول ميدهد bagaci بگشي است، و آخرين نخلي كه محصول ميدهد nalasu نلسو است، محصول نخل زامر دو و پي‌پا از همه نخل‌ها بيشتر است، نخل شكري سرخ محصولش از همه نخل‌ها كمتر است. يك بته (bote) نخل بطور متوسط بين 100 تا 120 كيلو محصول ميدهد.

            بهترين نولا خرما از درخت خضراوي xazravi است كه خركش سبز است، و بعد بهترين نوع خرما از درخت شكري سفيد است.

            گرانترين فسيل خارو xaru است كه بهاي هربته آن 350 تا 300 ريال است، ارزان‌ترين فسيل مصلي (moselli) است كه 20 تا 10 ريال قيمت دارد. از روي پيش و ثمر نوع نخل را مي‌شناسند.

تگل

انواع خرما:‌

            خرما داراي انواع بسيار متعددي است كه مهمترين آنها بشرح زير هستند:

kanague

            كنگوئه (خرما خشك)

saleng

            سلنگ (خرما خشك)

halili

            خرما هليلي

mordasang

            خرما مرداسنگ

genetar

            خرما گنتار

kab kab

            خرما كب‌كاب (كب‌كاب بمعني پهن و بزرگ است)

xase

            خرما خاصه

cixali

            خرماشيخالي (خرك قرمز)

mersesu

            خرما مرسو (خرك قرمز)

pang-derazu

            خرما پنگ درازو

jozi

            خرما جوزي (خرك قرمز)

xara-qotu

            خرما خرقوتو

hallu

            خرما هلّو

xas-xar

            خرما خش‌خار

xaru

            خرما خارو

xeneizi

            خرما خنيزي

zina

            خرما زينا

samrun

            خرما سمرون

qasb

            خرما قصب

sabi

            خرما سابي

last

            خرما لشت

sisi

            خرما سي‌سي

acgar

            خرما اشكر

pan-koru

            خرما پن كرو

za-merdu

            خرما زامردو

kango

            خرما خشك (خرمائي است آفت‌زده كه به حيوان ميدهند)

تزيينات اصلي سرسراي كاخ هشت بهشت از دوره صفويه .

 

serovi

خرما سروي

assak

خرما اسّك

bereymi

خرما بريمي

kasb

خرما كسب

zayne

خرما زينه

cekar

خرما شكر

so zuk

خرما سوزوك

koka

خرما كوكا

xasui

خرما خاسوئي

kande

خرما كند

loloi

خرما لولئي

xadrabi

خرما خدرابي

lasab

خرما لساب

cab cab

خرما چاب چاب

nalnarmu

خرما نال نرمو

martet

خرما مرتت

cerno

خرما شرنو

xara gotu

خرما خارگتو

kandi

خرما كندي

            سافور (دانه خرما قبل از رسيدن و شيره بستن)                 safor

            خركوي رنگ (دانه خرما وقتي كه شيره بسته)                 xarako-e-rang

            تگ‌دم (دانه خرما وقتي كه سرآن رسيده است)                        tag-dom

            دم پاز (دانه خرما وقتي كه نيمي از آن رسيد)              dom-paz

            رطب (دانه خرما وقتي كاملأ رسيده)                                rotab

            آرما (خرماي خشك)                                         arma

            شاهابي (هسته شاهابي بزرگتر ازكب‌كاب است)                 sahahi

            خش‌خر (كوچكتر از شاهابي است)                             xas-xar

            گسب = زادي (خرماي خشك و قرمزرنگ است)                 zadi = gasb

            خرما خاسه                                                     xase

            زامردو (خركوي زرد و دراز دارد)                                    zamerdu

            مصلي (خركوي گردوسرخ دارد)                              mosalli

            لشت (خركوي سياه دارد)                                                lect

            بگشي (خركوي زرد باريكتر از زامردو دارد)                  bagaci

            شكري سرخ (خركوي سرخ دارد)                                   cekari sorx

            شكري سفيد (خركوي زرد كمرنگ مايل به‌سفيد دارد)            cekari sefid

            شهري (خركوي زرد داروزير كوفر kofar سرخ است ـ          

            كوفر دانه سر خرما است)                                         cehri

            كچ‌كا (خركوي سرخ دارد)                                          kacka

            مچو (خركوي ريز و زرد پررنگ دارد)                                mecu

            كپ‌كاو (خركوي زرد و باريك دارد)                                 capcaw

            نوكدي (خركوي زرد و دراز دارد)                                    nokadi

            نلسو (خركوي گرد و سياه دارد ـ نلسو يكماه ديرتر از ساير

            خركها ميرسد)                                                   nalaso

خوراكهائي كه با خرما درست ميكنند

            خوراكهاي متنوعي با خرما مي‌سازند كه مهمترين آنها بدين گونه ناميده ميشود:

            بدو = حلوا خرما            bodve

            گندم شنبري    canbari

            حلوا كرد            halva kard

            خرما بريز       beriz

            كلومبا            kolomba

            رب            rob

            برنج دشو            doco

            رنگينك            ranginak

            پسك            pesak

            آسيد            asida

            تركي             terki

            بسيسه            besise

            شوله خرما      cole

            كم چه يا خرما ترك            kamce

            يا آردبيز

            خرما بانان

            سيلو

            تاپو

1- شوله خرما يا آردبيز cole = ardbiz :

            ابتدا خرما را از هسته جدا ميكنند و داخل يك ظرف بزرگ ريخه با دست آنرا له ميكنند و بعد داخل يك پارچه بزرگ سفيد ريخته و باصطلاح لك‌بيز (lakbiz) مي‌كنند يعني فشارش مي‌دهند تا شيره‌اش خارج شود سپس شيره خرما را با كمي آرد و روغن و آب مخلوط كرده ميجوشانند تا آماده خوردن شود.

2- بدو bidve يا حلواي خرما:‌

            ابتدا مقدار 2 كيلو خرما را با ربع كيلو روغن حيواني ميجوشانند تا هسته آن جدا شود و باصطلاح بر bor بخورد و نرم شود.

            درحين جوشيدن خرما را با «اسم osom» (كفگير) زيرورو ميكنند بعد هسته را جدا ميكنند و شيره خرما را ميگيرند و سفال safal (تفاله) خرما را بيرون ميريزند سپس مقداري آرد را بو ميدهند باضافه مقدار لازم آب به مواد بالا اضافه ميكنندو ميگذارند جوش بخورد و سفت شود بعداز اينكه سفت شد داخل ظرف ميريزند و روي آن روغعن سرخ كرده ميدهند و ميگذارند سرد شده و بعدأ ميخورند، حلواي خرما هرچه سردتر باشد خوش‌مزه‌تر است.

قسمت بالائي ديواره مرمرين دور مزار

كتيبة سنگ قبر ممتاز محل

3- گندم شنبري canbari :

            شنبري گياهي است محلي كه دانه‌هاي زرد بزرگ دارد ابتدا دانه‌هاي شنبري را درآب خيس كرده مقداري هم نخود و گندم خيس ميكنند بعد شنبري و نخود و گندم را با هم ميجوشانند و مقدار لازم شيره خرما را بآن اضافه ميكنند و ميگذارند بپزد.

4- حلوا كرد holva kard :‌

            ابتدا مقداري آرد گندم را خمير ميكنند و بعد بمقدار لازم آب و شيره خرما بآن اضافه ميكنند و ميگذارند بجوشد بعد ازآن حلوا را داخل ظرف ريخته و روي آنرا صاف ميكنند و باچاقو ميبرند.

5- كم‌چه ياخرماترك kamce,tarak :

            ابتدا مقداري آرد را با روغن سرخ ميكنند و كمي دارچين بآن اضافه ميكنند هسته‌هاي خرما را جدا كرده و بآن اضافه ميكنند.

6- رنگينگ ranginak :‌

            ابتدا هسته‌هاي خرما را درآورده بعد دانه‌هاي سر خرما را به صورت عمودي و كنار هم توي ظرف مي‌چينند و شكر آب كرده روي آن ميريزند،‌مقداري آرد را توي روغن سرخ ميكنند و روي خرما ميريزند بعد با دارچين نقش و نگارهاي مورد نظر را روي آن بوجود ميآورند.

7- آسيد asida :‌

            ابتدا مقداري خرما را داخل آب پنج penj ميزنند و هسته آنرا بيرون ميآورند و بعد درآبكش (toros-pela) شيره‌اش را ميگيرند و تفاله (tolaf) آن در ظرف باقي ميماند شيره آنرا در ديگ مي‌جوشانند و مقداري روغن و آرد به آن اضافه مي‌كنند و مي‌جوشانند تا غليظ شده و بپزد بعد ته يك ظرف را چرب كرده و آسيد را توي آن مي‌ريزند سرد كه شد با كارد مي‌برند اين غذا را پتي Peti (خالي) يا با نان ميخورند.

8- تركي Terki :

            ابتدا هسته‌هاي خرما را درمي‌آورند بعد كمي آرد و روغن و دارچين به آن اضافه مي‌كنند و مي‌گذارند بپزد خنك كه شد مي‌خورند.

9- بسيسه besise :

            ابتدا هسته‌هاي خرما را ازآن جدا مي‌كنند بعد مقداري آرد گندم را سرخ مي‌كنند و لجن Lajena و زنجبيل و دارچين و شكر و بابونه اضافه كرده و مي‌گذارند تا بپزد.

10- خرما با نان:

            ابتدا بمقدار ربع كيلو خرما را آماده كرده هسته‌هاي آن را جدا مي‌كنند و شيره‌اش را مي‌گيرند اين شيره را در خمير نان مي‌ريزند و بعد با آن نان درست مي‌كنند.

11- پسك Pesak :

            ابتدا هسته‌هاي خرما را درآورده سپس مقداري آرد گندم را بو داده با خرمامخلوط مي‌كنند و روغن داغ روي آن مي‌ريزند سرد كه شد مي‌خورند.

12- خرما تاپو tapu :

            وقتي خرما كاملأ خشك شد ابتدا هسته‌هاي آنرا درآورده و روي آن زنجبيل كوبيده، دارچين، زيره، كنجد،‌خسرودار مي‌ريزند و يكروز جلوي آفتاب مي‌گذارند بعد مواد فوق را داخل تاپو tapu ياخمره خم ( xoma يا منكل  mankal ) مي‌ريزند و با دست فشار ميدهند كه پائين برود و فضاي خالي بين آن نباشد و سرآن را مي‌بندند و مي‌گذارند براي زمستان. خرماتاپو غذاي زمستاني روستائيان جنوب است،‌اين غذا را با نان يا ارد arde يا سفيدي lorak مي‌خورند.

            اول ماه آرمه دوشابي را روي محتويات خرما ميريزند بطوريكه تمام خرما در شيره غرق شود بعد در خمره را با گل بسته و يكماه بعد ازآن استفاده مي‌كنند.

13- لورك (lorak) :‌

            شير را توي خيگ ميزنند بعد آنرا روي چاله گرم مي‌كنند و بعداز اينكه خنك شد توي كيسه سفيدي مي‌ريزند تا آبش برودو بعد كه سفت شد با خرما تاپو مي‌خورند.

14- ارم دشابي arme-dosabi :

            آرمه دوشابي را اول سرما (تقريبأ برج عقرب «آبان») درست مي‌كنند ابتدا مقداري خرما را در ديگ (Patil) ريخته با آب مي‌جوشانند تا اينكه تمام شيره آرمه درآب حل شود سپس آنرا با گوني صاف كرده و تفاله آنرا مج (moj) گرفته (تفاله را به حيوان ميدهند) و باز شيره را مي‌جوشانند تا تقريبأ يك چهارم آن باقي بماند و غليظ بشود اين شيره را روي خرما تاپو مي‌ريزند.

15- خرتوت (xara tota) :

            خرما را قبل ازاينكه  به مرحله تك دم tak dom برسد از درخت چيده و خشك مي‌كنند اينرا خرما خرك مي‌گويند و بصورت خشك مصرف مي‌كنند.

16- سيلو (silu) :‌

            خرما را قبل از اينكه به مرحله تك دم (takgom) برسد مي‌چينند و دانه‌ها را از وسط نصف مي‌كنند و در آفتاب مي‌گذارند تا خشك شود و در گذشته سيلو را بجاي نقل و نبات هنگام سرتراشان و لباس‌پوشان روي سر عروس و داماد مي‌ريختند.

«آفات و بيماريهاي نخل»

ترش tors :‌

            وقتي هوا شرجي و مرطوب باشد خرما وي درخت‌ترش مي‌كند يعني روي خرما سفيد و توي آن سياه شده و اين بيماري باعث ريزش خرما از روي درخت مي‌شود.

كفورك kafork :‌

            وقتي هوا طوفاني ميشود و باد خاك‌دار بهمراه دارد خاكها روي خرما مي‌ريزد و باعث مي‌شود رنگ خرما سفيد شده و خشك شود.

پوهوت pohota :

            وقتي كه رطوبت هوا زياد باشد دانه خرما از داخل كرم ميزند و ترش مي‌شود اين بيماري را پوهوت مي‌گويند.

ترّاقي (teraqi) :

            وقتي كه خرما را براي خشك كردن روي سونت sevent) = حصيري كه با شاخ و برگ نخل مي‌سازند) مي‌ريزند اگر خوب و بموقع خشك نشود ترش شده و تراقي toraqi مي‌كند يعني هسته داخل آن سياه شده و بوي بدي ميدهد.

شقاليcaqali :‌

            وقتي خرما هنوز خوب نرسيده و خرك نشده تاول ميزند و مي‌ريزد.

تش باد tac bad :

            فصل تابستان اگر آتش باد بوزد براي ثمر نخل مضر است و باعث خشك شدن خرما و ريزش آن مي‌شود.

تال tal :

            تال كرمي است كه معمولأ‌آفت پنيرك درخت نخل است و كورك kurk درخت رامي‌خورد و خشك مي‌كند (كورك سفيد و شيرين است و همان پنيرك نخل است).

كوفت يا ديشو kuft , dicu :

            اين آفت از پائين تنه درخت شروع كرده و بالا ميرود و كورك kurk (پنيرك) نخل را مي‌گنداند.

كفكkafak  :

            كرمهاي ريز سفيدرنگ كه توي كت kot (دانه ريز سر خرما) درست مي‌شود.

كرم ريشه و باد خاك‌آور:

            كرم ريشه يا باد خاك‌آور باعث خشك شدن ديميت (dimit) ميشود.

كرم چوتك cutak :‌

            وقتي كرم به پنگ زد باعث خشكي آن شده و خرما مي‌ريزد كرم cutak مخصوص پنگ نخل است.

كرم گرgar :

            كرم مخصوص خرك و رطب است كه وقتي بآنها زد باعث خشك شدن و ريزش آن مي‌شود.

كوواك kovak :‌

            وقتي كه توي تنه درخت نخل خالي مي‌شود مي‌گويند كوواك شده است.

رنگ rang :‌

            آفتي است كه پيش (pic) نخل راخراب مي‌كند و بصورت لكه‌هاي زردرنگ روي آن ظاهر شده و مانند زنگ گندم است.

قز gaz :

            حشره‌ايست كه كاو kav  رامي‌خورد و پيش (pic) را خشك مي‌كند. كاو محل انتهائي پيش به تنه درخت است و ازاين قسمت كه نرم و سفيدرنگ است (خوراكي است) شروع به تغذيه كرده و درنتيجه پيش خشك مي‌شود.

آب:

            در مورد نهال‌هاي نورس و كوچك نخل (فسيل fasil ) كه هنوز در سطح زمين هستند اگر در زمستان آب به كاو برسد آنرا فاسد كرده و در نتيجه پيش خشك ميشود.

انواع نخل:

            درخت نخل انواع متعددي دارد كه مهمترين‌شان بدين‌گونه ناميده ميشوند:

            آل‌مهتري (150 سال عمر مي‌كند)            almehtari

            هلو (تا 50 سال عمر مي‌كند و اگر زياد ثمر بدهد خشك ميشود)    halu

            فسيل (نخل كوچك)            fasil

            نخيل (نخل بزرگ)            naxil

            خسب (ديرتر از انواع ديگر نخل محصول ميدهد)   xasb

انواع نخل نر:

            خلو            xolo

            اسماني             asmani

انواع نخل ماده:    

            زامردو            zamendu

            مصلّي             mosalli

            لشت             lect

            بگشتي            bagacti

            شه هري            ceheri

            گچ‌خا            gacxa

            سامرو            samero

            پي‌با            piba

            شكري             cekari

            كب‌كاب            kab kab

            نوكدي            nokadi

            ميچو            mico

كود پاي درخت نخل:

            ماهي موتو و حشينه را خشك كرده و بعنوان كود پاي درخت نخل ميدهند.

خوراك حيوانات از نخل

            1- هسته خرما را با ماهي موتو (motu) مي‌جوشانند سرد كه شد به گاو ميدهند.

            2- خرماي خشك يا سلنگ saleng را با سبوس گندم مي‌جوشانند سرد كه شد آنرا به گام ميدهند.

            3- كاشق kacaq يا نمد namad يكنوع ماهي‌ريز است كه با هسته خرما يا خرماي خشك سلنگ (saleng) مي‌جوشانند و سرد كرده آن را به دام مي‌دهند.

            4- سفال safal ياتفاله خرما يا derva يا tulofta (خرما را مي‌جوشانند شيره آنرا مي‌گيرند تفاله آنرا سفال مي‌گويند) را پس از اينكه سرد شد به حيوان ميدهند.

            5- لم Lam : هسته خرما يا خرماي خشك را با ماهي موتو مي‌جوشانند سرد شده آن را به حيوان ميدهند.

            6- كنگا kanga : خرماي خشك را كه دراثر آف از درخت ميريزد به حيوان ميدهند اين خرماي خشك را خشكال (xockal) يا كنگا (kanga) مي‌گويند.

            7- فخار Faxar : فخار خوراكي است كه از ماهي‌هاي ريز و خرماي خشك درست مي‌كنند و به حيوان ميدهند.

«محل نگهداري طيور» كه از شاخ و برگ نخل درست مي‌كنند.

وسايل مصرفي و بافته شده از نخل

            كي‌چيل kiceil : سبد حصيري است كه از پيش نخل بافته مي‌شود و براي حمل ماهي ازآن استفاده مي‌كنند.

            سپ sop :‌يكنوع الك است كه از پنگ pang  نخل بافته مي‌شود و براي گرفتن خاك گندم بكار ميرود گندم را توي سپ مي‌ريزند و تكان ميدهند و خاك آنرا مي‌گيرند.

            آردبيز ard biz : از پيش و پنگ نخل آردبيز يا الك را درست مي‌كنند.

            گوف gofa :‌از پيش و مر mor  (ني) نخل سبدهائي درست كرده و نان را در آن نگهداري مي‌كنند.

            مچك macak :‌از پنگ نخل درست مي‌كنند. مچك سبدهائي است كه براي نگهداري طيور و بخصوص جوجه بكار ميرود.

            كفس kafas :‌از پنگ نخل درست مي‌كنند. سبدهاي حصيري است براي نگهداري طيور.

            جولت Jolet  يا پري peri  يا نبه. از پيش نخل درست مي‌كنند سبدي است كه براي نگهداري خرماي خشك بكار ميرود.

            كچي kaci : از شاخ و برگ نخل درست مي‌كنند وسيله حمل‌بار است (گل‌وخاك) و آنرا روي الاغ مي‌گذارند.

            باد زن badzan : از پيش و مهر mahr  نخل درست مي‌كنند.

            بل bal : حصيري است كه ا پيش خرما درست مي‌كنند كف اطاق پهن مي‌كنند بعنوان فرش و معمولأ بشكل دايره است بافته آنرا بلدز bladuz مي‌گويند.

            سونت  sevent‌:‌از پيش نخل درست مي‌كنند حصيري است كه كف زمين مي‌اندازند و دور آن را با مشتا mocta  كه آنهم از پيش و مهر نخل است مي‌گيرند بند دورهني براي نگهداشتن شاخ‌وبرگ است و هربندي را يك ميزان مي‌گويند و اگر 4 بند داشته باشد مي‌گويند سونت چهارميزاني، كه بصورت كپر درمي‌آيد و ازاين نخل براي خشك كردن خرما استفاده مي‌كنند خرماها را روي سونت كف زمين مي‌ريزند و مشتا بعنوان محافظي است براي اطراف آن چوب اطراف كپر از تنه درخت است كنت كه به آن دراگ (drog)  مي‌گويند. براي درست كردن سونت پيش خشك شده را مدت 24 ساعت درآب خيس مي‌كنند تانرم شود و آماده براي بافتن و تغيير شكل.

            سرگ sarg : از پيش نخل درست مي‌كنند حصيرهائي است براي دورخانه و باعث خنكي هوا مي‌شود.

            تنه نخل يا kont  : تنه درخت رامي‌برند و از چوب آن براي سقف خانه استفاده مي‌كنند كه اصطلاحأ هرس مي‌گويند و ازآن نردبام هم درست مي‌كنند و بمصرف سوخت هم ميرسد.

كراق

            شلوت calut :‌سبد حصيري است كه «خرماچين» با خود بالاي درخت برده و خرماهاي كنده شده رادرآن مي‌ريزد و ازپيش نخل آنرا درست مي‌كنند.

            چوكا ياچاكوه cakoh , coko  : سبد حصيري است كه خرما را درآن مي‌ريزند و از پيش نخل درست مي‌كنند.

            سر جهله sar jahle  :‌از پيش نخل سرجهله را درست مي‌كنند وسيله‌ايست كه سر (دهانه) كوزه مي‌گذارند تاچيزي داخل آب نيفتد.

            تاپ tap : انتهاي گرد gord  را تاپ tap مي‌گويند وقتي كه خشك شد آنرا بمصرف سوخت مي‌رسانند.

            تك tak : تك همان حصير است كه از پيش نخل آنرا مي‌بافند تك‌بافي كار دست زنهاي جنوب است و معمولأ‌يك تك را بعرض 30 سانتيمتر و طول 30 متر مي‌بافند. گاهي نيز براي زيباتر شدن و تزئين پيش را با جوهر رنگ مي‌كنند و تك رنگي مي‌بافند سپس پنگ نخل راكوبيده با آن، بند band يا ريسمان درست مي‌كنند و تك را از طول به چند تكه تقسيم مي‌كنند و اين قطعات را با بند بهم مي‌بافند و وصل مي‌كنند قيمت اين تك 50 تا 100 ريال است.

            سه‌پنك pang : سه پنك سفره حصيري است ك از سپك نخل آن را مي‌بافند.

            كراقه keraqe : سبد يا زنبيل حصيري است كه از پيش نخل آنرا مي‌بافند و براي نگهداري گندم بكار مي‌رود و دريك كراقه حدود 40 من هاشم (72كيلو) گندم جا مي‌گيرد.

            جاروف jaruf :‌از پيش خرما جارو درست مي‌كنند و ضمنأ مواقعي كه سرد باشد جهت توليد حرارت و گرما پيش را مي‌سوزانند.

            پيش خشكي را كه براي درست كردن جارو بكار مي‌برند 5 شب و 5 روز درآب مي‌گذارند تا نرم شود.

            طناب: طناب را از پنگ pang  درست مي‌كنند آنرا چند شبانه روز در آب مي‌گذارند تانرم شود بعد با پچك  pecok چوب مخصوصي بنام پچوك آنرا مي‌كوبند (پچك از چوب درخت گرد gord  است و از اين چوب براي ساختن لنج هم استفاده مي‌كنند) و بصورت طناب مي‌بافند. طناب رااز سيس (ريشه‌هاي روي تنه درخت) يا ليف نيز درست مي‌كنند.

            تفتوك tafuk : قسمت انتهائي مهر   است كه براي سوخت زمستاني مصرف ميشود.

دي‌ين diyen : سبد حصيري است كه از پيش نخل درست مي‌كنند.

                مف‌لگ maflega : زنگوله‌اي ته سبد كه خالي كردن محتويات آن را آسان مي‌كند.            

            پروند parvand :‌از دارپنگ پروند درست مي‌كنند دارپنگ را چهار تا پنج روز درآب خيس مي‌كنند بعد مي‌كوبند و با آن پشتي‌هاي مخصوص بالا رفتن از درخت نخل را درست مي‌كنند.

            سليت يا سلوت: سبد حصيري است كه از پيش نخل مي‌بافند وقتي كه بالاي درخت براي خرماچيدن مي‌روند آنرا روي پا مي‌گذارند و خرما را توي آن مي‌ريزند چهار قطعه چوب از گرد (gord)  نخل زير سبد هست و چهار بند بنام «گوش» دارد و يك طناب بنام  mehdar يا hand-e-dum-e-salot  نيز دارد كه به انتهاي بندها وصل است و بوسيله آن بند را از بالاي درخت پائين مي‌فرستند.

            چاكو caku :‌سبدي است حصيري كه از پيش نخل مي‌بافند ارتفاع آن حدود 25 سانتيمتر و قطر دهنه حدود 50 سانتيمتر است و خرما را درون اين سبد مي‌ريزند.

            گزي gezi : سبي است حصيري كه از پنگ خرما درست مي‌كنند و ازآن براي حمل خرما به خانه استفاده مي‌كنند اين سبد را روي سر مي‌گذارند اين سبد دايره‌اي شكل و بقطر 75 سانتيمتر مي‌باشد.

            تولك Tulak : سبدي است حصيري كه از پيش نخل درست مي‌كنند براي جمع‌آوري خرماهاي خراب و چهاربند به سر دهنه آن وصل است.

            پرون = پشتي Parvan , Pocti  :‌پشتي است از جنس حصير و از پنگ نخل ياكنف آنرا مي‌بافند دو گوشه آن راگوشه (guca)  مي‌گويند بسر يكي از گوشه‌ها طنابي وصل است كه اصطلاحأ بيد پورونگ bid-e-Purung  مي‌گويند و موقع بالا رفتن از درخت اين طناب را خيس مي‌كنند قسمت بالائي پشتي را بند كرنگ پرون band-korong-e-Parvan  مي‌گويند.

بعضي از اصطلاحات مربوط به نخل

            استك (هسته خرما)             estak

            گورك (پنيرك‌نخل)            kurak

            يك بنه (يك اصله نخل)            yek-bone

            گود (گودال زيرپاي يك نخل)      god

            بند (گودال زيرپاي چند درخت نخل)            band

            اسك (هسته خرما)            esak

            كتك (دانه سر خرما)            ketak

            كله (يك دانه خرما)            kale

            روس (خوشه‌هاي پنگ)            rus

            پنگ (خوشه خرما)            pang

1-        نخل كوچك (يكمتر است) ديميت            dimit

2-        باگ جوون             bagjavuna

3-        باگ پير             bagpira

            گرز (چوب خرما)            gorz

            مخ (نخل)            mox

            تقل (پيش‌هاي تازه درآمده)  taqel

            تف (پوسته زرد رنگ دورشكوفه كه اصطلاحأ وقتي      

            شكاف طولي بردارد ميگويند تركيده)            tofa

            فسيل (نخل كوچك)            Fasil

            نخيل (نخل بزرگ)            naxil

            خلالو (دانه هاي ريز روي لنگار)     xalalo

دين

            خركو (خلالوي بزرگ شده را ميگويند)            xarako

            داسوي كو زبل (داسي كه باآن پيش نخل رامي‌چينند)            dasoy-e-kavzabol

            ماهيا (درخت نخل)            mahiya

            ماهياي نر (نخل نر)            mahiya-nor

            ماهياي مد (نخل ماده)            mahiuya-mada

            كهن (چوبي كه بعنوان چكش براي شستن تفتوك بكار         

            ميبرند)            kehna

            مشرات (چوبي كه بعنوان چكش بكار ميرود)            mocrat

            خارپل (چوبي كه بعنوان چكش بكار ميرود)            xarpal

            پرون (پشتي است براي بالا رفتن از درخت از پنگ يا           

            كنف درست ميكنند)            Parvan

            گزي (سبدي كه از پنگ نخل درست ميكنند براي     

            حمل خرما)     gezi

            تولك (سبد حصيري براي جمع‌آوري خرماهاي خراب)    tulak

            شلوت يا شليت (سبد حصيري براي خرما)            calot,calit

            چاكو (سبد حصيري براي خرما)     caku

            لومد (چيدن خرما)            lumda

            داسو            daso

            متيل (ديلم براي كندن زمين و كاشت نخل)      matil

            چهر (چاله‌اي كه براي كاشتن نخل ميكنند)   cehra

            چهرم (بيل)      cehra-ma

            پشكر (بوته‌اي كه روي نخل كاشته شده ميگذارند براي

            جلوگيري از تابش خورشيد)            peckar

            مشتو (محلي كه خرما را براي رسيدن درآن ميگذارند)            moctu

            تونگ (درخت نخل كه بزرگ شد تونگ ناميده ميشود)            tung

            گرد (چوب نخل)            gord

            ليف (ته‌تاپول) lif

            تاپول (ته گرد است)            tapul

            پيش (برگ نخل)            pis

            دل (برگ سر درخت نخل)            pic

            پنير (وسط كله گرده پنير است و براي اسهال خوب است)            Panir

            تونگل (تكه‌هاي برجسته روي تنه درخت)            tungol

            پازرد (پائين تنه درخت)            pazard

            قبه (بالاي درخت)   qobe

            اسك (هسته)    kuluk

            كوتك (دانه سر خرما)            asak

پاورقي‌ها:

            k يك نوع خرما

            1- تحقيقي است كه درسال 1351 در روستاهاي زير از استان ساحلي انجام پذيرفته است: روستاي احمدي Ahmadi از بخش حومه بندر بوشهر، بنه‌گز Bonegaz از بخش اهرم بندر بوشهر، حسي زيري Hosein-zeyri از بخش خورموج بندربوشهر، دلوار Delvar از بخش اهرم بندر بوشهر، جزيره شيف cif از بخش حومه بندر بوشهر، دوگران Dogerdon ازبخش حومه بندر عباس، ايسين Isin بخش حومه بندرعباس، رستمي Rostami از بخش شيبكوه بندر لنگه، بندر چارك Carak از بخش شيبكوه بندر لنگه، بنار آب شيرين Bonar-e-ab-e-cirin بخش حومه برازجان، محمدآباد بخش حومه برازجان، تيرور Tiror بخش حومه ميناب، كهنوج بالا Kahnug رودان، دم شهر Domcahr بخش حومه ميناب.