|
|
||
پاك، گلاله. "ماهيا، مخ درجنوب". دوره 11، ش 128 (خرداد 52): 58-73، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه:پرورش نخل درجنوب ايران، كاشت و برداشت، كاشت محك ماهيا،كاشت پاجوش ماهيا، هواردادن (باروري)، پيوند زدن، برداشت يا خرماچيدن، انواع خرما،خوراكهائي كه با خرما درست ميكنند، آفات و بيماريهاي نخل، وسايل مصرفي و بافته شده از نخل، بعضي از اصطلاحات مربوط به نخل. |
|
|
«ماهيا» ،«مخ»(1) درجنوب
نوشته: گلاله پاك
ازتحقيقات
مركز ملي پژوهشهاي مردمشناسي و فرهنگ عامه
طرح از: روحانيه
زماني
biyo-kaf
kab-ke-del-bordi-ze dastam
xenizi-mikoni-heyran-o-mastam
tene
janam Fedaye mehr-o-deni
qolame-bandeye-cixali-hastam
ajab
soneti-na-dide-dedan ke-dayec-bekr-o-doxtar-bive-dedan
beham-dir-i-bezeh-diro-bedeh
dir
deham-xorma-de-ta-alamcevad-sir |
|
نخل دو نوع نر (= نر mox-e-nor
) و ماده mox-e-mada
(= مد) دارد كه درخت نرآن ميوه نميدهد و فقط
شكوفه ميكند و معمولأدرختهاي نخل خود رو
نر هستند.
از روي «پيش» pis
(شاخوبرگ) نخل ميتوان تشخيص داد كه نخل نر
است يا ماده و به نخلهاي خودروي ماده
قريبو (qaribu)
ميگويند.
كاشت و پرورش نخل در جنوب اكثرأ بصورت
ديم (baj)
است و پرورش نخل آبي بعلت كمي آب
در جنوب خيلي كم مشاهده ميشود.
كشت نخل بدوصورت انجام ميشود:
1- تخم (= محك mahak
) نخل (mox) را
ميكارند.
2- جوانه يا پاجوش (ديميت dimit
) نخل را ميكارند كاشت محك (mahak) ماهيا:
زمين محل كشت نخل را مزماهيا (mazamahia)
ميگويند.
براي كاشتن محك mahak ماهيا ابتدا چالهاي ميكنند
كه اصطلاحأ آنرا گود (god)
يا تير (Tir)
يا چال (cal)
يا گوبند (goband)
يا چهر (Cehra)
ميگويند. بعد محك (mahak) را
داخل چاله ميگذارند و روي آن را با خاك
ميپوشانند و مقداري كود حيواني (پهن) و كود
ماهي (ماهيهاي ريز جنوب بنام موتو mutu
و حشينه hasine
را خشك كرده بعنوان كود پاي
درخت ماهيا ميدهند) روي آن ريخته و آب
ميدهند تا زماني كه رشد كرده بزرگ شود. كاشت پاجوش (dimit) ماهيا:
يكي ديگر از طرق ازدياد و تكثير، كشت
جوانه (پاجوشهاي dimit
) نخل ميباشد.
يك درخت نخل تا دهسال ديميت ميزند و
نخل ديميت بين ساقه و ريشه نزديك بخاك است
ديميت بايد حدالقل هشت و حداكثر 15 سال
بدرخت مادر (نخل) متصل باشد و ازآن تغذيه
نمايد. جوانهها هم بدرخت نخل نر و هم
بدرخت نخل ماده ميزند ولي معمولأ ديميت را
از درخت نخل ماده (mada) جدا
ميكنند. جداكردن ديميتها از نخل در فصل
زمستان (اسفندماه) و پائيز (مهرماه) كه هوا
معتدل و مناسب است صورت ميگيرد. |
|
درمورد ماهياي ديم (بج) تا دوهفته دستي
با دله dale
(سطل) آنرا آب ميدهند و بعد باميد خدا و
آسمان يا بلطف طبيعت رهايش ميسازند.
سالي يكبار در اسفندماه اطراف ديميت
كاشته شده را خيش (xic)
ميزنند تا آب بهتر بآن برسد
وسيله خيشزدن را لنگارموهشمز (Lengar-mohcemaz)
ميگويند كه شبيه به لنگار
زراعتي است فقط كمي ازآن بزرگتر است. (شكل2).
خيش پاي ديميت دوشمزه (cemeze)
است يعني بصورت دوخط عمود برهم
(+) زمين پاي آنرا خيش ميزنند.
و نيز همه ساله شاخ و برگهاي (پيش)
اضافي قسمت زيرين ديميت را ميبرند تا بهتر
و زودتر رشد كند و بعد كه رشد كرد و بزرگ شد
و به ثمر رسيد نيز همچنان پيشهاي اضافي
آنرا ميچينند چيدن پيشهاي اضافي ماهيا
در دومرحله انجام ميشود: يكي موقع ثمردادن
(باردادن) و ديگري درهنگام برداشت محصول.
چيدن شاخ و برگ اضافي را اصطلاحأ پات و پت (pat-o-pot) كردن
ميگويند و دراين باره ضربالمثلي دارند
كه ميكويند:
بويه به مشات ماهيا به مشرات
boye
be mocat mahia be mocrat
يعني عروس با مشاطه قشنگ ميشودو ماهيا
(نخل) با مشراب. (طرح شماره 3).
مشرات (mocrat) يك
ميله آهني نوكتيز است كه براي چيدن پيش (pic) ها
از آن استفاده ميكنند نوع ديگر مشرات هم
هست كه چوبي است و آنرا از درخت (kor)
كر و يا كهنه (kehna)
درست ميكنند.
ماهيا اگر بصورت بج (ديم) كاشته شده
باشد بعد از دهسال و اگر آبي باشد بعداز ششسال
به ثمر مينشيند كه اصطلاحأ ميگويند
ماهيا به بار نشسته است.
ديميت را تاوقتي كه كوچك است فسيل (Fasil)
و وقتي كه بزرگ شد نخيل (naxil) ميگويند
و حداقل فاصله كاشتن دو دميت بايد 3 متر
باشد كه اين فاصله را يكبند band ميگويند و يك رديف ديميت
يا نخل كاشته شده را يك Ris
ريس مينامند. هوار دادن havar dadan (باروري):
ماهياي نر ميوه نميدهد و فقط شكوفه
ميكند اين شكوفه پنگ (pang)
يا
جامر jamar
يا دل dol
در محفظهايست بشكل ماهي كه
سروته آن باريك است و ميان آن پهن و ضخيم.
به غلاف اين محفظه در فارسي نارونه و
درعربي كفري ميگويند و اصطلاح محلي آن
درجنوب تقلك (Toqolak)
يا تقل (Toqol)
يا كرز karza
يا
تقل (taqel) يا
برتقل (bor-taqel)
يا تف (Tofa)
است اين محفظه زرد رنگ است و تا
زماني كه پاره نشده بآن تف tofa
ميگويند و وقتي پاره شد
ميگويند تف تركد Tofa
terakeda يا
تار tare
فاش fac
شده يعني تاره پاره شد.
شاخه مياني پنگ pang را
پنگاش pangac
يا پنگاشت pangact يا
دارپنگ dar
pang يا
مهر mahr
ميگويند
و خوشههاي متصل به dar-pang
دارپنگ را روس ros يا
چو Co
مينامند
و يك شاخه از چو Co را
لنگار Lengar
و شاخه مياني آنرا رساله resala
ميگويند و دانههائي كه روي
لنگار Langar
هست كتك katak
يا جت jot
يا خلالو xalalo
نام دارد.
ابتداي شكفتهشدن تف tofa دانههائي كوچكتر از
گندم روي كتك Katak
ها ظاهر ميشود كه اين دانهها
گردههاي ماهياينر است كه خرماكاران
پنگ pang را تكان داده و گردها
راجمع ميكنند و روي شكوفه ماده هوار
ميدهند تاخرما «سيس» sis
نشودو ميوه آن شيرين و شاداب
شود و درغير اينصورت ميوه آن نرك شده و قبل
از رسيدن ميگندد و ازبين ميرود.
براي هوار دادن نري مناسب است كه نارس
نباشد و رسا rasa
باشد يعني گرده داشته باشد تقل toqol
نخل نارس را konaq
كونق ميگويند يعني نخل بيگرده
و مرحله قبل از رساشدن را زز (zez)
ميگويند.
و تاوقتي كه تقل toqol
كوتي است شيرين و خوردني است،
ولي وقتي شكفته شد و بازشد خوراكي نيست و
سفت ميشود. تقل toqol
را بفارسي غنچه خرما يانارونه
مينامند.
خرماكاران از اوائل بهمنماه باروري
يا هوار دادن ماهياي ماده را شروع ميكنند.
پس از اينكه گرده نر را روي ماده هوار
دادند بعد از 120 روز خارك xark
ميشود و بعداز 60 روز خرما آماده
چيدن است و 3 الي 4 روز هم خرما را جلوي
آفتاب ميگذارند تابهتر برسد سپس خرما آماده برداشت (مصرف = يازش yazec
) ميگردد. پيوند زدن:
نخلهاي خودرو خرس (xoros)
معمولأماهياي نر هستند
روستائياني كه بانخل و پرورش آن سروكار
دارند قادرند كه نخل نر را تبديل بهنخل
ماده كنند. و باين ترتيب عمل ميكنند پيشهاي
pic
ماهياينر را از طول با دست
شكاف ميدهند اين شكاف بايد تا انتهاي پيش
برسد. اين عمل را در سه نوبت متوالي انجام
ميدهند. ثمر اني نخل خودرو كه تبديل به نخل
ماده شد گرد و قرمز يا زردرنگ است، پيشهاي
تازه درآمده رامرا mera
ميگويند. |
انواع خرما:
خرما داراي انواع بسيار متعددي است كه
مهمترين آنها بشرح زير هستند:
|
|
سافور (دانه خرما قبل از رسيدن و شيره
بستن)
safor
خركوي رنگ (دانه خرما وقتي كه شيره
بسته)
xarako-e-rang
تگدم (دانه خرما وقتي كه سرآن رسيده
است)
tag-dom
دم پاز (دانه خرما وقتي كه نيمي از آن
رسيد)
dom-paz
رطب (دانه خرما وقتي كاملأ رسيده)
rotab
آرما (خرماي خشك)
arma
شاهابي (هسته شاهابي بزرگتر ازكبكاب
است)
sahahi
خشخر (كوچكتر از شاهابي است)
xas-xar
گسب = زادي (خرماي خشك و قرمزرنگ است)
zadi
= gasb
خرما خاسه
xase
زامردو (خركوي زرد و دراز دارد)
zamerdu
مصلي (خركوي گردوسرخ دارد)
mosalli
لشت (خركوي سياه دارد)
lect
بگشي (خركوي زرد باريكتر از زامردو
دارد)
bagaci
شكري سرخ (خركوي سرخ دارد)
cekari
sorx
شكري سفيد (خركوي زرد كمرنگ مايل بهسفيد
دارد)
cekari
sefid
شهري (خركوي زرد داروزير كوفر kofar
سرخ است ـ
كوفر دانه سر خرما است)
cehri
كچكا (خركوي سرخ دارد)
kacka
مچو (خركوي ريز و زرد پررنگ دارد)
mecu
كپكاو (خركوي زرد و باريك دارد)
capcaw
نوكدي (خركوي زرد و دراز دارد)
nokadi
نلسو (خركوي گرد و سياه دارد ـ نلسو
يكماه ديرتر از ساير
خركها ميرسد)
nalaso خوراكهائي كه با
خرما درست ميكنند
خوراكهاي متنوعي با خرما ميسازند كه
مهمترين آنها بدين گونه ناميده ميشود:
بدو = حلوا خرما
bodve
گندم شنبري
canbari
حلوا كرد
halva
kard
خرما بريز
beriz
كلومبا
kolomba
رب
rob
برنج دشو
doco
رنگينك
ranginak
پسك
pesak
آسيد
asida
تركي
terki
بسيسه
besise
شوله خرما
cole
كم چه يا خرما ترك
kamce
يا آردبيز
خرما بانان
سيلو
تاپو 1- شوله خرما
يا آردبيز cole = ardbiz :
ابتدا خرما را از هسته جدا ميكنند و
داخل يك ظرف بزرگ ريخه با دست آنرا له
ميكنند و بعد داخل يك پارچه بزرگ سفيد
ريخته و باصطلاح لكبيز (lakbiz)
ميكنند يعني فشارش ميدهند
تا شيرهاش خارج شود سپس شيره خرما را با
كمي آرد و روغن و آب مخلوط كرده ميجوشانند
تا آماده خوردن شود. |
3-
گندم شنبري canbari :
شنبري گياهي است محلي كه دانههاي زرد
بزرگ دارد ابتدا دانههاي شنبري را درآب
خيس كرده مقداري هم نخود و گندم خيس ميكنند
بعد شنبري و نخود و گندم را با هم
ميجوشانند و مقدار لازم شيره خرما را بآن
اضافه ميكنند و ميگذارند بپزد. 4- حلوا كرد holva kard :
ابتدا مقداري آرد گندم را خمير ميكنند
و بعد بمقدار لازم آب و شيره خرما بآن
اضافه ميكنند و ميگذارند بجوشد بعد ازآن
حلوا را داخل ظرف ريخته و روي آنرا صاف
ميكنند و باچاقو ميبرند. 5- كمچه
ياخرماترك kamce,tarak :
ابتدا مقداري آرد را با روغن سرخ
ميكنند و كمي دارچين بآن اضافه ميكنند
هستههاي خرما را جدا كرده و بآن اضافه
ميكنند. 6- رنگينگ ranginak :
ابتدا هستههاي خرما را درآورده بعد
دانههاي سر خرما را به صورت عمودي و كنار
هم توي ظرف ميچينند و شكر آب كرده روي آن
ميريزند،مقداري آرد را توي روغن سرخ
ميكنند و روي خرما ميريزند بعد با دارچين
نقش و نگارهاي مورد نظر را روي آن بوجود
ميآورند. 7- آسيد asida :
ابتدا مقداري خرما را داخل آب پنج penj
ميزنند و هسته آنرا بيرون
ميآورند و بعد درآبكش (toros-pela) شيرهاش
را ميگيرند و تفاله (tolaf)
آن در ظرف باقي ميماند شيره
آنرا در ديگ ميجوشانند و مقداري روغن و
آرد به آن اضافه ميكنند و ميجوشانند تا
غليظ شده و بپزد بعد ته يك ظرف را چرب كرده
و آسيد را توي آن ميريزند سرد كه شد با
كارد ميبرند اين غذا را پتي Peti (خالي) يا با نان ميخورند. 8- تركي Terki :
ابتدا هستههاي خرما را درميآورند
بعد كمي آرد و روغن و دارچين به آن اضافه ميكنند
و ميگذارند بپزد خنك كه شد ميخورند. 9- بسيسه besise :
ابتدا هستههاي خرما را ازآن جدا ميكنند
بعد مقداري آرد گندم را سرخ ميكنند و لجن Lajena
و زنجبيل و دارچين و شكر و
بابونه اضافه كرده و ميگذارند تا بپزد. 10- خرما با
نان:
ابتدا بمقدار ربع كيلو خرما را آماده
كرده هستههاي آن را جدا ميكنند و شيرهاش
را ميگيرند اين شيره را در خمير نان ميريزند
و بعد با آن نان درست ميكنند. 11- پسك Pesak :
ابتدا هستههاي خرما را درآورده سپس
مقداري آرد گندم را بو داده با خرمامخلوط
ميكنند و روغن داغ روي آن ميريزند سرد
كه شد ميخورند. 12- خرما تاپو tapu :
وقتي خرما كاملأ خشك شد ابتدا هستههاي
آنرا درآورده و روي آن زنجبيل كوبيده،
دارچين، زيره، كنجد،خسرودار ميريزند و
يكروز جلوي آفتاب ميگذارند بعد مواد فوق
را داخل تاپو tapu
ياخمره خم ( xoma
يا منكل mankal
) ميريزند و با دست فشار ميدهند كه پائين
برود و فضاي خالي بين آن نباشد و سرآن را ميبندند
و ميگذارند براي زمستان. خرماتاپو غذاي
زمستاني روستائيان جنوب است،اين غذا را
با نان يا ارد arde
يا سفيدي lorak
ميخورند.
اول ماه آرمه دوشابي را روي محتويات
خرما ميريزند بطوريكه تمام خرما در شيره
غرق شود بعد در خمره را با گل بسته و يكماه
بعد ازآن استفاده ميكنند. 13- لورك (lorak) :
شير را توي خيگ ميزنند بعد آنرا روي
چاله گرم ميكنند و بعداز اينكه خنك شد
توي كيسه سفيدي ميريزند تا آبش برودو بعد
كه سفت شد با خرما تاپو ميخورند. 14- ارم دشابي arme-dosabi :
آرمه دوشابي را اول سرما (تقريبأ برج
عقرب «آبان») درست ميكنند ابتدا مقداري
خرما را در ديگ (Patil) ريخته
با آب ميجوشانند تا اينكه تمام شيره آرمه
درآب حل شود سپس آنرا با گوني صاف كرده و
تفاله آنرا مج (moj)
گرفته (تفاله را به حيوان
ميدهند) و باز شيره را ميجوشانند تا
تقريبأ يك چهارم آن باقي بماند و غليظ بشود
اين شيره را روي خرما تاپو ميريزند. 15- خرتوت (xara tota) :
خرما را قبل ازاينكه
به مرحله تك دم tak
dom برسد
از درخت چيده و خشك ميكنند اينرا خرما
خرك ميگويند و بصورت خشك مصرف ميكنند. 16- سيلو (silu) :
خرما را قبل از اينكه به مرحله تك دم (takgom)
برسد ميچينند و دانهها را از
وسط نصف ميكنند و در آفتاب ميگذارند تا
خشك شود و در گذشته سيلو را بجاي نقل و نبات
هنگام سرتراشان و لباسپوشان روي سر عروس
و داماد ميريختند. |
شقاليcaqali :
وقتي خرما هنوز خوب نرسيده و خرك نشده
تاول ميزند و ميريزد. تش باد tac bad :
فصل تابستان اگر آتش باد بوزد براي ثمر
نخل مضر است و باعث خشك شدن خرما و ريزش آن
ميشود. تال tal :
تال كرمي است كه معمولأآفت پنيرك
درخت نخل است و كورك kurk
درخت راميخورد و خشك ميكند (كورك
سفيد و شيرين است و همان پنيرك نخل است). كوفت يا ديشو
kuft , dicu :
اين آفت از پائين تنه درخت شروع كرده و
بالا ميرود و كورك kurk
(پنيرك) نخل را ميگنداند. كفكkafak :
كرمهاي ريز سفيدرنگ كه توي كت kot
(دانه ريز سر خرما) درست ميشود. كرم ريشه و
باد خاكآور:
كرم ريشه يا باد خاكآور باعث خشك شدن
ديميت (dimit)
ميشود. كرم چوتك cutak :
وقتي كرم به پنگ زد باعث خشكي آن شده و
خرما ميريزد كرم cutak
مخصوص پنگ نخل است. كرم گرgar :
كرم مخصوص خرك و رطب است كه وقتي بآنها
زد باعث خشك شدن و ريزش آن ميشود. كوواك kovak :
وقتي كه توي تنه درخت نخل خالي ميشود
ميگويند كوواك شده است. رنگ rang :
آفتي است كه پيش (pic)
نخل راخراب ميكند و بصورت لكههاي
زردرنگ روي آن ظاهر شده و مانند زنگ گندم
است. قز gaz :
حشرهايست كه كاو kav راميخورد
و پيش (pic)
را خشك ميكند. كاو محل انتهائي
پيش به تنه درخت است و ازاين قسمت كه نرم و
سفيدرنگ است (خوراكي است) شروع به تغذيه
كرده و درنتيجه پيش خشك ميشود. آب:
در مورد نهالهاي نورس و كوچك نخل (فسيل
fasil
) كه هنوز در سطح زمين هستند اگر در زمستان
آب به كاو برسد آنرا فاسد كرده و در نتيجه
پيش خشك ميشود. انواع نخل:
درخت نخل انواع متعددي دارد كه
مهمترينشان بدينگونه ناميده ميشوند:
آلمهتري (150 سال عمر ميكند)
almehtari
هلو (تا 50 سال عمر ميكند و اگر زياد
ثمر بدهد خشك ميشود)
halu
فسيل (نخل كوچك)
fasil
نخيل (نخل بزرگ)
naxil
خسب (ديرتر از انواع ديگر نخل محصول
ميدهد) xasb انواع نخل نر:
خلو
xolo
اسماني
asmani انواع نخل
ماده:
زامردو
zamendu
مصلّي
mosalli
لشت
lect
بگشتي
bagacti
شه هري
ceheri
گچخا
gacxa
سامرو
samero
پيبا
piba
شكري
cekari
كبكاب
kab
kab
نوكدي
nokadi
ميچو
mico كود پاي درخت
نخل:
ماهي موتو و حشينه را خشك كرده و
بعنوان كود پاي درخت نخل ميدهند. خوراك
حيوانات از نخل
1- هسته خرما را با ماهي موتو (motu)
ميجوشانند سرد كه شد به گاو
ميدهند.
2- خرماي خشك يا سلنگ saleng را با سبوس گندم ميجوشانند
سرد كه شد آنرا به گام ميدهند.
3- كاشق kacaq
يا نمد namad
يكنوع ماهيريز است كه با هسته
خرما يا خرماي خشك سلنگ (saleng)
ميجوشانند و سرد كرده آن را به
دام ميدهند.
4- سفال safal
ياتفاله خرما يا derva
يا tulofta
(خرما را ميجوشانند شيره آنرا ميگيرند
تفاله آنرا سفال ميگويند) را پس از اينكه
سرد شد به حيوان ميدهند.
5- لم Lam
: هسته خرما يا خرماي خشك را با
ماهي موتو ميجوشانند سرد شده آن را به
حيوان ميدهند.
6- كنگا kanga
: خرماي خشك را كه دراثر آف از درخت ميريزد
به حيوان ميدهند اين خرماي خشك را خشكال (xockal)
يا كنگا (kanga)
ميگويند.
7- فخار Faxar
: فخار خوراكي است كه از ماهيهاي ريز و
خرماي خشك درست ميكنند و به حيوان ميدهند. |
|
وسايل مصرفي و بافته شده از نخل
كيچيل kiceil
: سبد حصيري است كه از پيش نخل بافته ميشود
و براي حمل ماهي ازآن استفاده ميكنند.
سپ sop
:يكنوع الك است كه از پنگ pang
نخل بافته ميشود و براي گرفتن خاك
گندم بكار ميرود گندم را توي سپ ميريزند
و تكان ميدهند و خاك آنرا ميگيرند.
آردبيز ard
biz :
از پيش و پنگ نخل آردبيز يا الك را درست ميكنند.
گوف gofa
:از
پيش و مر mor
(ني) نخل سبدهائي درست كرده و نان را در
آن نگهداري ميكنند.
مچك macak
:از پنگ نخل درست ميكنند. مچك سبدهائي
است كه براي نگهداري طيور و بخصوص جوجه
بكار ميرود.
كفس kafas
:از پنگ نخل درست ميكنند. سبدهاي حصيري
است براي نگهداري طيور.
جولت Jolet
يا پري peri
يا نبه. از پيش نخل درست ميكنند سبدي
است كه براي نگهداري خرماي خشك بكار ميرود.
كچي kaci
: از شاخ و برگ نخل درست ميكنند وسيله حملبار
است (گلوخاك) و آنرا روي الاغ ميگذارند.
باد زن badzan
: از پيش و مهر mahr
نخل درست ميكنند.
بل bal
: حصيري است كه ا پيش خرما درست ميكنند كف
اطاق پهن ميكنند بعنوان فرش و معمولأ
بشكل دايره است بافته آنرا بلدز bladuz
ميگويند. |
|
شلوت calut
:سبد حصيري است كه «خرماچين» با خود
بالاي درخت برده و خرماهاي كنده شده
رادرآن ميريزد و ازپيش نخل آنرا درست ميكنند.
چوكا ياچاكوه cakoh
, coko : سبد
حصيري است كه خرما را درآن ميريزند و از
پيش نخل درست ميكنند.
سر جهله sar
jahle
:از پيش نخل سرجهله را درست ميكنند
وسيلهايست كه سر (دهانه) كوزه ميگذارند
تاچيزي داخل آب نيفتد.
تاپ tap
: انتهاي گرد gord
را تاپ tap
ميگويند وقتي كه خشك شد آنرا
بمصرف سوخت ميرسانند.
تك tak
: تك همان حصير است كه از پيش نخل آنرا ميبافند
تكبافي كار دست زنهاي جنوب است و معمولأيك
تك را بعرض 30 سانتيمتر و طول 30 متر ميبافند.
گاهي نيز براي زيباتر شدن و تزئين پيش را
با جوهر رنگ ميكنند و تك رنگي ميبافند
سپس پنگ نخل راكوبيده با آن، بند band
يا ريسمان درست ميكنند و تك را
از طول به چند تكه تقسيم ميكنند و اين
قطعات را با بند بهم ميبافند و وصل ميكنند
قيمت اين تك 50 تا 100 ريال است. |
|
پروند parvand
:از دارپنگ پروند درست ميكنند دارپنگ
را چهار تا پنج روز درآب خيس ميكنند بعد
ميكوبند و با آن پشتيهاي مخصوص بالا
رفتن از درخت نخل را درست ميكنند.
سليت يا سلوت: سبد حصيري است كه از پيش
نخل ميبافند وقتي كه بالاي درخت براي
خرماچيدن ميروند آنرا روي پا ميگذارند
و خرما را توي آن ميريزند چهار قطعه چوب
از گرد (gord)
نخل زير سبد هست و چهار بند بنام «گوش»
دارد و يك طناب بنام mehdar
يا hand-e-dum-e-salot
نيز دارد كه به انتهاي بندها وصل است و
بوسيله آن بند را از بالاي درخت پائين ميفرستند.
چاكو caku
:سبدي است حصيري كه از پيش نخل ميبافند
ارتفاع آن حدود 25 سانتيمتر و قطر دهنه حدود
50 سانتيمتر است و خرما را درون اين سبد ميريزند.
گزي gezi
: سبي است حصيري كه از پنگ خرما درست ميكنند
و ازآن براي حمل خرما به خانه استفاده ميكنند
اين سبد را روي سر ميگذارند اين سبد
دايرهاي شكل و بقطر 75 سانتيمتر ميباشد.
تولك Tulak
: سبدي است حصيري كه از پيش نخل درست ميكنند
براي جمعآوري خرماهاي خراب و چهاربند به
سر دهنه آن وصل است.
پرون = پشتي Parvan
, Pocti
:پشتي است از جنس حصير و از پنگ نخل
ياكنف آنرا ميبافند دو گوشه آن راگوشه (guca)
ميگويند بسر يكي از گوشهها طنابي
وصل است كه اصطلاحأ بيد پورونگ bid-e-Purung
ميگويند و موقع بالا رفتن از درخت
اين طناب را خيس ميكنند قسمت بالائي پشتي
را بند كرنگ پرون band-korong-e-Parvan
ميگويند. بعضي
از اصطلاحات مربوط به نخل
استك (هسته خرما)
estak
گورك (پنيركنخل)
kurak
يك بنه (يك اصله نخل)
yek-bone
گود (گودال زيرپاي يك نخل)
god
بند (گودال زيرپاي چند درخت نخل)
band
اسك (هسته خرما)
esak
كتك (دانه سر خرما)
ketak
كله (يك دانه خرما)
kale
روس (خوشههاي پنگ)
rus
پنگ (خوشه خرما)
pang 1-
نخل كوچك (يكمتر است) ديميت
dimit 2-
باگ جوون
bagjavuna 3-
باگ پير
bagpira |
|
خركو (خلالوي بزرگ شده را ميگويند)
xarako
داسوي كو زبل (داسي كه باآن پيش نخل
راميچينند)
dasoy-e-kavzabol
ماهيا (درخت نخل)
mahiya
ماهياي نر (نخل نر)
mahiya-nor
ماهياي مد (نخل ماده)
mahiuya-mada
كهن (چوبي كه بعنوان چكش براي شستن
تفتوك بكار
ميبرند)
kehna
مشرات (چوبي كه بعنوان چكش بكار ميرود)
mocrat
خارپل (چوبي كه بعنوان چكش بكار ميرود)
xarpal
پرون (پشتي است براي بالا رفتن از درخت
از پنگ يا
كنف درست ميكنند)
Parvan
گزي (سبدي كه از پنگ نخل درست ميكنند
براي
حمل خرما)
gezi
تولك (سبد حصيري براي جمعآوري
خرماهاي خراب) tulak
شلوت يا شليت (سبد حصيري براي خرما)
calot,calit
چاكو (سبد حصيري براي خرما)
caku
لومد (چيدن خرما)
lumda
داسو
daso
متيل (ديلم براي كندن زمين و كاشت نخل)
matil
چهر (چالهاي كه براي كاشتن نخل
ميكنند) cehra
چهرم (بيل)
cehra-ma
پشكر (بوتهاي كه روي نخل كاشته شده
ميگذارند براي
جلوگيري از تابش خورشيد)
peckar
مشتو (محلي كه خرما را براي رسيدن درآن
ميگذارند)
moctu
تونگ (درخت نخل كه بزرگ شد تونگ ناميده
ميشود)
tung
گرد (چوب نخل)
gord
ليف (تهتاپول) lif
تاپول (ته گرد است)
tapul پيش (برگ نخل) pis
دل (برگ سر درخت نخل)
pic
پنير (وسط كله گرده پنير است و براي
اسهال خوب است)
Panir
تونگل (تكههاي برجسته روي تنه درخت)
tungol
پازرد (پائين تنه درخت)
pazard
قبه (بالاي درخت)
qobe
اسك (هسته) kuluk
كوتك (دانه سر خرما)
asak |
پاورقيها:
k يك نوع خرما
1- تحقيقي است كه درسال 1351 در روستاهاي
زير از استان ساحلي انجام پذيرفته است:
روستاي احمدي Ahmadi از بخش حومه بندر بوشهر،
بنهگز Bonegaz
از بخش اهرم بندر بوشهر، حسي
زيري Hosein-zeyri
از بخش خورموج بندربوشهر،
دلوار Delvar
از بخش اهرم بندر بوشهر، جزيره
شيف cif
از بخش حومه بندر بوشهر، دوگران
Dogerdon
ازبخش حومه بندر عباس، ايسين Isin
بخش حومه بندرعباس، رستمي Rostami
از بخش شيبكوه بندر لنگه، بندر
چارك Carak
از بخش شيبكوه بندر لنگه، بنار
آب شيرين Bonar-e-ab-e-cirin
بخش حومه برازجان، محمدآباد
بخش حومه برازجان، تيرور Tiror بخش حومه ميناب، كهنوج
بالا Kahnug رودان، دم شهر Domcahr
بخش حومه ميناب. |