اسلامي،‌الله‌قلي. "خنج". دوره 11، ش 128 (خرداد52): 77-84، تصوير.

 

خلاصه:گزارشي تحقيقي از خنج "لارستان" از گرمسيرات فارس، موقعيت جغرافيائي و بناهاي تاريخي آن: امامزاده شاه فخرالدين، بقعة شيخ جامي محمد و مسجد جامع، بقعة حاج محمدابوانجم، مقبره شيخ دانيال خنجي.

خنج

 

 

الله‌قلي اسلامي

 

             فرهنگ وتمدن ديرينه ايران با همه كشف‌ها وكاوشهاي راهگشائي كه در مسير شناخت اعماق ومرزهاي آن صورت گرقته، هنوز چهره كاملي از خود بروز نداده است. اين فرهنگ گرانبار كه ميراث نسلهاي بيشمار را درسينه نهفته است رازها ورمزهاي خويش را در گوشه وكنار ويرانه‌هاي تاريخي ، درخطوط فرسوده ومرموز سنگ نبشته‌ها، در طرح وزيور وتركيب كاشي‌ها وگنبد‌ها، در فضاي آميخته به بوي تاريخ بقعه‌ها، در شهرهاي كهن ودهكده‌هاي باستاني كه زمان زلزله‌وار بر آنها گذشته، پراكنده است. همه آنچه كه به گذشته وتاريخ تعلق دارد، بخشي از گنجينه تمدن وهنر وفرهنگ نسل‌ها را چون ميراث بردوش ميكشد، حتي يك تراش ساده برديواره يك سنگ، يك آب‌انبار كهنه در گوشه يك روستاي پرت‌افتاده، يك پرچين گلي، يك سفال شكسته، يك دشنه زنگ زده ويا يك كوزه رنگ ورفته وشكاف برداشته، پرتوئي برتاريكي وابهام زاويه وگوشه‌اي از تاريخ است. با اين ديدگاه است كه گزارش تحقيقي«خنج» لارستان تهيه شده است، چرا كه اين بلوك آثار ونشانه‌هاي گرانقدري از تاريخ وفرهنگ دوران صفوي وايلخانان را در مشت‌هاي بسته خود نگهداشته كه هنوز آنطور كه بايد شناخته نشده است....

            «خنج» يك مجموعه گمنام و پرغناي تاريخي است، با كتيبه‌هايش از تاريخ ميگويد، با بازمانده مناره‌ها وبقعه‌ها ومساجد وآب‌انبارها و مقبره‌هايش صداي هنر ومعماري گذشته‌هاي دور را بگوش امروز ميرساند وبا آخرين خشت‌هاي بر جاي مانده كاروانسراها ومدارسش نمائي از فرهنگ ديرين درپيش رو ميگشايد.

            فارسنامه آگاهيهاي بيشتري درباره اين شهر تاريخي ناشناخته بدست ميدهد:«شكار در«خنج»بز وپازن وقوچ وميش كوهي وكبك و«تيهو»ست...».

            «... ودر سال‌هاي سلطه افاغنه در ايران براي اتحاد مذهب اهالي اين بلوك با افغانان كوششها شد ونيروي اين اتحاد براي خرابي شهر شيراز بكار رفت ـ بعداز استيلاي نادرشاه مردمي كه در اين ويراني دست داشتند به‌سزاي خود رسيدند...» فارسنامه ناصري به اين نكته تأكيد دارد كه: «خنج در قديم، شهري معمور بود كه دهات آباد ونخلستانها وباغهاي بسيار داشته است». عرض«خنج» از خط استوا27درجه و57 دقيقه وطول آن از رصدخانه انگلستان 53 درجه وسي‌دقيقه است.  

            بلوك خنج از گرمسيرات فارس است. در260 كيلومتري فيروزآبادـ بين قير ولارستان قرار دارد. بهترين راه رسيدن به خنج جاده شوسه‌اي است كه در مسير شيراز به كوار فيروز آبادـ قير كشيده شده است. حدود اين بلوك در كتاب فارسنامه ناصري(1 ) چنين آمده است: «از جانب مشرق به لارستان ونواحي بلوك«بيدشهر» ميرسد واز سمت شمال باز به حد«بيدشهر»و بلوك«افزر»و نواحي بلوك«اربعه» ازسوي مغرب به بلوك«كله‌دار»منتهي ميشود واز جنوب به‌بلوك اميرو علا مرودشت....»

اولين درگاه ورودي بقعه شيخ حاجي محمد خنجي

            نام قصبه اين بلوك دراصل خنك بضم خاء و سكون نون و كاف فارسي بوده، يعني گوشه بيغوله. و بعدأ كاف مبدل بجيم گشته و آن را هنج گفته‌اند. نزديك به شصت فرسنگ از شيراز دور است. به روزگار رونق و آباداني، اين شهر شش‌هزار خانه داشت و تأسيسات و اماكن شهري چون مساجد و بازار و كاروانسرا و مدرسه و حمام و عمارات خيريه درآن فراوان بود. آثار و نشانه‌هاي بسياري از اين اماكن هنوز برجاست. صحن مسجد جامع خنج وسيع و طاقهاي اطراف و شبستانهايش از سنگ تراش و گچ ساخته شده كه هنوز بر نيمه‌آبادي باقي است و دومناره بسيار بلند در دوسوي آن قد برافراشته است. روايات به اين نكته اشاره ميكنند كه هزينه اين مسجد بزرگ و مجلل به حدود پنجاه‌هزار تومان (وجه نقد آن زمان) سرزده است. آب آشاميدني شهر در ازمنه قديم از آب‌انبارهائي كه با آب باران پر ميشد تأمين ميگشت. درحال حاضر تعدا خانه‌هاي شهر از سيصددستگاه كمتر است. رويهمرفته زمان با خنج سازگاري نداشته است. ويراني تدريجي درطي قرون رونق و اعتبار ديرينه را از خنج گرفته و اينك از آنهمه اثر و نشان زندگي، تنها طرح كمرنگ يك آباداني غبار گرفته در فراخناي دشتي گسترده، باقيمانده است. از خنج علماء و مشايخ بسياري برخواسته‌اند كه هريك سهمي در تاريخ اين ملك داشته‌اند. از جمله علامه حكيم افضل‌الدين محمدابن تاماربن عبدالملك خنجي كه شرحي بركتاب قانون شيخ‌الرئيس ابوعلي‌سينا نوشته است. او در جرگه حكماء‌و فضلاء و اطباء‌شهره اين كشور جايگاهي رفيع بخود اختصاص داده است. و نيز دانشمندان و مشاهير ديگري كه به آنها اشاره خواهد رفت. بطوركلي شهر كوچك خنج از جهت داشتن آثار دوره اسلامي و نيز علماء‌و دانشمندان بنام قابل بررسي و مطالعه است. آنچه ازاين آثار دراين مقاله مورد جست‌وجو و بررسي قرار ميگيرد، فقط بخشي از مجموعه‌اي است كه به «خنج» تعلق دارد و تعلق آن ثروت معنوي سرشاري را نثار اين شهر ميكند.

            امامزاده شاه فخرالدين ـ مسجد و بقعه حاج محمدابوانجم ـ و مناره و مقبره شيخ دانيال خنجي زمينه و موضوع اين گزارش تحقيقي است. بقيه آثار نياز به گمانه‌زني و بررسي بيشتري دارد كه به فرصت‌هاي آينده واگذاشته ميشود ...  

امام‌زاده شاه فخرالدين

            مزار امامزاده شاه فخرالدين در گوشه شرقي و خارج شهر ـ درميان گورستان وسيعي قرار دارد. امام‌زاده را تپه‌هاي متعددي از هرسو دربر گرفته است. بناي امامزاده از سنگ و گچ است. قسمتي از گنبد حرم فروريخته و شكافهاي عميقي در بدنه گنبد بچشم ميخورد. تزئينات گلوگاه گنبد از ارزش هنري و زيبائي ويژه‌اي برخوردار است كه در ساير بناهاي متبرك شيراز نظير آن ديده نميشود. داخل بقعه نيز داراي تزئينات جالب گچ‌بري است.

بقعه شيخ حاجي محمدو مسجد جامع

            شمس‌الدين شيخ حاجي محمد خنجي از مشاهير صلحاء و عرفاء‌بود هنوز نام و خاطره او براي اهالي لارستان پر از حرمت و ستايش است. دركتاب لارستان كهن مطالبي درباره ايشان نوشته شده كه حاوي اطلاعات سودمندي است كه از مشاهير صلحاء و عرفاء‌بوده و در 786 هجري فوت كرده است. آرامگاه و مسجد وي در خنج معروف و مزار عمومي است.

خنج لارستان

            براي رسيدن به بقعه شيخ هفت درگاه و دروازه وجود داشت كه بايد بترتيب ازآنها گذشت. سردراصلي مسجد و بقعه شيخ اينك بصورت مخروبه درآمده است. اين سردر در اوايل قرن يازدهم هجري بوسيله شمس‌الدين نامي از اهل لار تعمير شد. كتيبه‌اي مربوط به اين تعميرات باخط نستعليق از آن دوره بر ديوارهاي طرفين مدخل ورودي باقي اتس. به گواهي كتيبه اين تعميرات بين سالهاي 1038 تا 1052 صورت گرفته است. اين گواهي را نام شاه‌صفي كه در كتيبه آمده است تأييد مي‌كند، چراكه، تاريخ سلطنت اين شاه صفوي مقارن با همان تاريخي است كه در كتيبه مذكور است. تزئينات نماي سردر ورودي بسيار جالب است و نماي آن با آجر و كاشي، بطور هيچ تزئين شده و كتيبه‌هائي باخطوط‌كوفي برآن نصب شده است. درنماي جرز سمت چپ تزئينات كاشيكاري با خط بنائي يا صمد. ياالله. ياعلي. جلب نظر ميكند. درجرز سمت راست از پائين اين كلمات نقش بسته است.

            ياغفور. يا شكور. يا عزيز.

            در هشتي داخل جرز كتيبه‌اي سنگي نصب شده كه با خط كوفي كلمات شريفه «لااله الاالله» «محمدارسول‌الله» در روي آن خوانده ميشود.

            درپاي گنبد و حاشيه دور «سردر» درگاه كتيبه بسيار زيبائي با خط نستعليق نصب شده است. كتيبه مزبور نيز در نوع خود از نمونه‌هاي جالب و بديع محسوب ميشود. كلمات از جنس كاشي است كه در متني از آجر نصب شده است. متأسفانه بعلت فروريختن گنبد كتيبه‌ها از بين رفته است. فقط دوقسمت از كتيبه‌هاي پاي گنبد باقي است و اين عبارات را نشان ميدهد.

            ....... گفت در پاسخ خيال

            شيخ شمس‌الدين محمد هادي اهل يقين -مرشد ديد ائمّه مقتداي اهل حال

            و در جرز شمالي چند بيت ديگر از كتيبه باقي است، با اين مضمون: بعداز آن بر اولياي شيعه ناجي و آل سايه ايزد صفي دان شاه ....

تزيينات آجركاري و كاشيكاري درگاه ورودي حاجي محمد خنجي.

            خنج لارستان

            يك قسمت از دنباله همين كتيبه كه فروريخته در داخل مسجد وجود دارد و برآن اين كلمات نقش بسته است:

            اين درگاه آن صاحب كمال.

            درگاه دوم بكلي فروريخته و اثري از آن نيست. درسوم درمدخل سماع گاه قرار دارد. اين سردر از نمونه‌هاي جالب است. گوشه‌هاي مدخل داراي تزئيناتي ازسنگ و بصورت پيچ تزئين شده است. قطعاتي از پيچ تزئيني سردر هنوز باقي است و بقيه آن فروريخته و بتدريج از بين رفته است. برپيشاني مدخل ورودي سماع گاه بخط نستعليق بر روي گچ چنين نوشته شده است: الله ربي ـ محمد نبّي ـ علي ولي ـ حرف «ي» كلمه علي بصورت ذوالفقار زير كتيبه ديده ميشود.

            سماع گاه شيخ داراي ارتفاع فوق‌العاده بلند است و دو شاه‌نشين در سمت شمال و جنوب آن بچشم ميخورد در قسمت فوقاني سماع گاه پنجره‌هاي مشبك گچبري نصب شده كه صداي سماع به اطراف منتقل شود. سماع گاه شيخ داراي در آبنوس نفيس بود كه در گذشته به موزه پارس شيراز منتقل شد. چهارچوب سنگي در كه بصورت پيچ تزئيني حجاري گرديده بجاي خود باقي است. در بالاي سردر ورودي كتيبه گچ‌بري نصب شده كه چنين خوانده ميشود:

واقف درگه بدش هر شيخ و شاب

            آن جهان بخشي كه از راه كرم

از براي فيض تحصيل ثواب

            منبع احسان صفي الدين علي

            در زير پنجره‌هاي مشبك فوقاني كتيبه‌هائي با خط رنگي وجود داشته است كه بمرور ايام محو شده و تنها آثاري از آن بچشم ميخورد.

بقعه حاج‌محمد ابوانجم

            دربقعه شيخ روبشمال باز ميشود. در قديمي بجاي خود باقي است. در از چوب آبنوس ساخته شده است بر روي در سمت راست با خط ثلث كتيبه‌اي نصب شده كه اين شعر را نمايش ميدهد.

گداگر صدق پيش آرد در اينجا پادشا گردد

            بدرگاه تو يامولي كسي كي بي نوا گردد

            تزئينات دو لته، درطرفين قرينه‌سازي است. در لته وسط يك گل 8 پر منبت‌كاري و درلته پائين يك كتيبه چهارگوش منبت نصب شده است. نماي خارج بقعه چهارگوش و داخل آن بصورت 8 گوش بنا شده است. زير طاقها، يزدي بندي است ولي متأسفانه طاق گنبد فروريخته است. بناي بقعه بوسيله داخل بقعه دوطبقه است و بصورت 8 گوش بنا شده است. 8 طاق‌نما در طبقه اول و 8 طاق‌نما در طبقه دوم ديده ميشود. قسمت عمده تزئينات گچ‌بري و كاشيكاري بقعه فروريخته است و آنچه كه باقيمانده از نمونه‌هاي بسيار جالب هنري محسوب ميشود. به روزگار آباداني، در اين بقعه قنديل و فانوس در طاقنماهاي اطراف آويخته بود كه تعدادي از آنها هنوز بجاي خود باقي است. مرتبه فوقاني زير پايه گنبدي است كه فروريخته. نماي خارجي از سنگ است كه درحال حاضر روي آن را گچ ماليده‌اند. طاق‌نماها داراي گچ‌بري و مقرنسهاي گچي زيبائي است. در داخل اسپره‌هاي گچ‌بري با خط كوفي آيه شريفه انا اعطيناك الكوثر فصل لربك والنحر ان شانئك هوالبتر با گچ‌بري ديده ميشود.

كتيبه سنگي خط ثلث پاي مناره

            درطاقنماي جنوبي كتيبه كاشي معرق با زمينه سرمه‌اي ديده ميشود كه باكلماتي برنگ سفيد برآن نوشته شده است: اوليائي تحت قبايي لايعرفهم غيري. داخل كتيبه كاشي منقش به شاخ وبرگ برنگ سبز ديده ميشود گلهاي كاشي قهوه‌اي رنگ است. سنگ قبر شيخ هيچگونه نوشته و علامتي ندارد.

مقبره شيخ دانيال خنجي

            اين بطوطه سياح مراكشي از مقبره شيخ دانيال ديدن كرده ازآن به نيكي ياد ميكند در صفحه 272 سفرنامه ابن‌بطوطه آمده است كه «اين قطب در نواحي لار مشهور ـ و سخت مورد احترام است و بر روي قبر او بفرمان قطب‌الدين تهمتن گنبدي بنا شده است».

            دركتاب لارستان كهن(2) نوشته شده است: «شيخ دانيال خنجي از صلحا و مرشدين بنام عصر خود بود و آرامگاه او مورد نذورات است. قطب‌الدين تهمتن بن عزالدين گردانشاه بن سلغور، بين سالهاي 718 تا 747 گنبد بزرگي بر روي آرامگاه و مسجد دانيال ساخته اما مناره مسجد بعدأ گويا درسال 789 هجري ساخته شده است» گنبد مقبره شيخ دانيال بكلي ويران شده و اثري ازآن باقي نيست تنها محل مدفن و قسمتي از ايوانهاي اطراف آن بارتفاع دومتر برجاي مانده است. سردر مخروبه و قسمتي از مناره باقيمانده مقبره دانيال بصورت استوانه برپايه هشت ضلعي قرار دارد. نماي خارجي پايه هشت ضلعي دارد و از سنگ ساخته شده است. درپاي مناره هشت كتيبه بدنبال هم بخط ثلث نصب شده است.

            مناره از آجر ساخته شده و روي آن باكاشي بطور گل جعفري تزئين شده است. روي مناره يك حاشيه آجر و كاشي بطور متداخل وجود دارد و سپس روي آن با آجر و كاشي بطور پيچ خطوط كوفي نقش شده است.

            مناره در سمت شمالي بقعه شيخ قرار دارد و در حدود 25 متر آن باقي است ـ قسمت فوقاني مناره فروريخته و ازبين رفته است.

            تزئينات مناره را از قسمت فوقاني بررسي مينمائيم.

            درقسمت فوقاني كتيبه‌هاي موربي از كاشي با خط كوفي نصب شده كه چنين خوانده ميشود:

            «لااله الاالله».

            درتمام كتيبه‌هاي اطراف اين قسمت، اين كلمات شريفه با همان خط تكرار ميشود. درقسمت دوم كه بصورت حاشيه‌اي دور مناره ميگردد، مربعهائي از گوشه بدنبال هم قرار دارند كه با خط بنائي كوفي از قسمت شمال روي آنها چنين نقش شده است.

            اللهّم صلّ علي محمدالمصطفي و ابوبكر الصديق وعمر الفاروق و عثمان‌بن عفان و علي‌بن ابيطالب و امام حسن‌المجتبي و امام‌الحسين الشهيد و امام زين‌العابدين و امام محمدالباقر و امام جعفرالصادق و امام موسي‌الكاظم و امام علي‌موسي‌الرضا و امام محمدتقي و امام علي‌النقي و امام حسن العسكري و امام محمد مهدي.

            مدخل مناره در گوشه جنوبي رو ببقعه شيخ باز ميشود. داخل مناره يك ستون سنگي استوانه‌اي وجود دارد. راه پلكان مناره كه آجري است ستون سنگي را دور ميزند. قطعات سنگ تراش پايه مناره با بست‌هاي آهني بيكديگر متصّل شده‌اند.

            دربالاي مدخل ورودي مناره كتيبه‌اي با خط ثلث بر روي سنگ نقش شده كه سازندگان مناره رامعرفي ميكند، با اين عبارات: «استادان مناره محمود استادخان والد حاجي‌محمد ابن‌استاد حاجي كلاه سياه محمد».

            كتيبه‌اي با خط ثلث تزئيني كه در پاي مناره هشت‌گوش نصب شده و از گوشه جنوب غربي شروع ميشود اين جملات را ميخوانيم: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم قال‌الله تعالي في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكّر فيها اسم يسجد لي‌الله فيها بالغدو وال وصال».

            ونيز اين عبارات:

            بعدفان المناره في‌الااسلام ...... وقد صّح اوّل بناء‌منارةفي‌الاسلام عمربن عبدالعزيز رضي‌الله عنه و تلاتلوه انصار الدّين و صحّ عن‌التقات حضرت سلطان الاولياء و الاقطاب ولي‌الله المتعال شيخ الركن الحق و الولايه و الدّين دانيال (نام صاحب بقعه) قدس‌الله سرهّ العزيز و اشاره ببناالمناره ـ في هذالمحل بخمسين سنه و اكثر قبل و حدوثها اخوانه يعنوبجانب سلاطين هرمز (سنگ يك كتيبه افتاده است) اليهم السلطان السعيد ركن الحّق والدّين گردانشاه بناها من حاكف (يك سنگ افتاده است) .......

            مايحتاج اليه عماره وتوجّه الي‌الدوله السلطنه‌مجلس الحضرة‌الاعلي السلطان الاعظم ما ثمرة شجرة شاه كردان ... 

            توران شاه ابن تهمتن ابن محمدبن تهمتن‌ابن محمدبن تهمتن ابن گردانشاه خلدالله ملكه و سلطانه و سفارين لسنة عشر احدي وسبع مائه 711 – ترجمه كتيبه چنين است:

            بدرستيكه مناره در اسلام ....

            به‌تحقيق صحيح‌ترين آنها،‌اولين كسي كه مناره‌اي در اسلام بناكرد عمربن عبدالعزيز است كه خداوند از او راضي باشد. جانشينان وياران دين و به تحقيق راستگويان و متقّيان. بعد از او حضرت پادشاه اولياء و قطب مانماينده پروردگار متعال،‌شيخي كه ستون و عمود حق و جانشين دين بود، دانيال (نام صاحب بقعه) پاك بگرداند. خداوند چهره او را و اشاره نمود به ساختن اين مناره دراين محل در پنجاه سال بعد و خيلي قبل از وقوع مناره، برادران او عنايت كردند. ازطرف پادشاهان هرمز ايشان بودند پادشاه سعادتمند ستون حق و دين گردانشاه بنا نمود آنرا از سنگ  ......... كه مورد نياز او بود. ساختماني و توجه نمايد بسوي دولت سلطنت مجلس پادشاه بزرگوار سلطان بزرگ كه از نوادگان شاه گردان بوده است. ........ توران شاه فرزند تهمتن پسر محمد تهمتن پسر گردانشاه ..... بهشت بگرداند خداوند پادشاهي و سلطنت و همراهان و نوادگان اورا .

            درون مقبره شيخ دانيال يك قطعه سنگ مرمر وجوددارد كه اين كلمات بر روي آن نقش شده است: الي‌الله في‌الارضين سيد مجدالدين (پسردانيال) ابن ركن‌الملل والدين دانيال قدس‌الله سره ـ سنگ مزبور قسمتي از سنگ قبر سيدمجدالدين پسر دانيال است و ترجمه آن چنين است:‌«بسوي خدائي كه در دو دنيا سيد مجدالدين فرزند ركن ملل و ستون ملتها و دين‌ها، دانيال پاك بگرداند خداوند اورا ».

‌قسمت زيرين بقعه شيخ حاجي محمد خنجي

            آنچه از مقبره شيخ باقيمانده، ازنظر معماري جالب است و از قطعات سنگ قرمز رنگ چهارگوش تشكيل شده است. مناره قابل تعمير است ولي مقبره شيخ بصورت ويرانه‌اي درآمده كه مرمت و احياي آن مشكل بنظر ميرسد.

پاورقي‌ها:

            1- فارسنامه ناصري. تأليف: حاج ميرزا ابوالحسن فسائي. صفحه 197.

            2- لارستان كهن. تأليف: احمد اقتداري. صفحه 167.