|
|
||
نجمآبادي، محمود. "مولفات ومصنفات طبي ابنسينا". دوره11، ش128 (خرداد52): 8-14، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:معرفي سيوپنج اثر از تأليفات طبي منسوب ومنصوص و مشكوك به شيخ: الاغذيه والادويه، الاقرابادين، الباه، البول،تخليطالاغذيه، ... (ازرديف 10-44. |
|
|
مؤلّفات و مصنّفات طبّي ابنسينا
(دنباله
مقالة قبلي)
دكتر محمود نجمآبادي
سرپرست
بخش تحقيقات تاريخي طبي و بهداشتي
دانشكدة بهداشت دانشگاه تهران
درمقاله شماره گذشته شرح نه ارجوزه از
ابنسينا تقديم خوانندگان مجله گرديد.
اكنون دنباله مؤلفات طبي منسوب و منصوص و
مشكوك به شيخ را ازنظر خوانندگان محترم
مجله ميگذرانم و تا آنجا كه مقدور باشد
بسيار فشرده اين امر را انجام ميدهم كه
باعث تصديع خاطر خوانندگان نگردد. شمارههاي
مؤلفات طبي شيخ را به ترتيب و برحروف تهجي
تهيه نمودهام:
10- الاغذيهوالادويه (رساله في...) ـ
چنانكه از اسم اين رساله مستفاد ميگردد
درباب غذاها و داروهاست. نسخه خطي ازآن در
كتابخانه استانبول (تركيه) موجود است و
بنظر ميرسد منسوب به شيخ باشد. اين رساله
به زبان تازي است.
اصولأ بايد دانست كه تقريبأ تمام
پزشكان سلف يك تأليف درباب خوراك و دارو
داشتند و دراغلب فهرستها ازاين رسالات چه
منسوب و چه منصوص و چه مشكوك به پزشكان
نسبت داده شده است.
11- الاقرابادين ـ اين رساله كه به زبان
تازي است، دربعضي فهرستها ضمن كتابهاي
تأليفي شيخ آمده، اما بنظر ميرسد مشكوك
باشد. كلمه اقرابادين كه به زبان فرانسوي Therapeutique
است عبارت از تركيبات داروئي و مركبات آن
است ك عبارت از حبها و معجونها و شيافها و
مرهمها و جوشاندهها و مبطوخها وامثال
آن ميباشد.
بنظر ميرسد پزشكان بعد ازشيخ اين كتاب
يا رساله را كه قسمتي ازكتاب «قرابادين»
قانون شيخ باشد، پس از شيخ آنرا ضمن مؤلفات
وي آوردهاند. كلمه قرابادين و اقرابادين
و اقراباذين تمام يك معني دارند و همان
تراپوتيك به زبان فرانسوي يا اصول تداوي
ميباشد.
12ـ الباه (رساله في ...) ـ (مسالةطبيه) ـ
اين رساله به زبان عربي و چنانكه ازعنوان
آن مستفاد ميگردد در موضوع باه و امور جنسي
است.
اين رساله راشيخ برحسب درخواست يكي از
بزرگان (ابوسهل حمدوي؟) تأليف نموده است،كه
درآن از نيروي باه و ضعف و شدت آن درسنين
مختلف آدمي و داروهاي مبهمي موجود است.
نسخههاي آن دربعضي كتابخانههاي
جهان و در تهران موجود است.
موضوع باه و ازدياد اين نيرو بسيار
مورد توجه بزرگان و ولاة و فرمانروايان و
خلفاء بوده و تمام آنان براي ازدياد قوه
باه دست بدامن اطباءميگرديدند. ازاينجهت
دراغلب (بلكه تمام) مؤلفات اطباءسلف يك
رساله درباره باه و ازدياد نيروي آن ديده
ميشود. موضوع هم بسيار آسان و پيش پا
افتاده است چرا كه شكم آنان سير و امري كه
برايشان ضروري و محتاج اليه بوده تقويت
نيروي غريزي و جنسي بوده است.
شايد خوانندگان محترم تعجب نمايند ه
چرا بايد چنين مؤلفاتي در آثار پزشكان سلف
ديده شود؟جواب عرض ميكنم: طبيب در
برابر اراده مردماني قوي و مقتدر چه ميتوانست
كند، اگر اطاعت نميكرد.
مطلبي به موضوع بالااضافه مينمايم
وآن اينكه در دستگاه خلافت (يابهتر گفته
شود سلطنت) بنياميه و بنيعباس عدهاي
از اطباءمخصوص خلفا علاوه بردرمان آنان،براي
خوراندن شربتها و معجونهامبهي و مشتهي
صرف وقت ميكردند، بلكه اين قسمت اخير
بيشتر مورد توجه آنان (خلفاء) قرار داشت.
مهمتر آنكه اطباء خلفاي بنياميه همه
رومي و مسيحي بودند واصولأ به اطباء عرب
چندان اعتمادي نداشتند. چنانكه طبيب مخصوص
معاويه ابن آثال بود كه داستاني شنيدني
دارد. اميد است در مقالات آتي شرح آن بيايد.
13ـ البول ـ (درباب ادرار) – اين رساله
كه به زبان عربي است دربعضي از فهرستها
آمده. كمااينكه كارلبر كلمان(1) آنرا ضمن
آثار شيخ آورده. اما بنظر مشكوك ميآيد.
درباره ادرار و تشخيص بيماريها توسط
آن اطباء قديم را اعتقادي كمنظير بوده كه
از ديدن رنگ و رسوب و ماهيت و شفاف و
كدربودن آن پي به بيماري ميبردند (البته به
اعتقاد و معلومات دوران) و احتمال دارد اين
رساله را كه بر كلمان ضمن آثار شيخ آورده
از فهرستهاي كتابخانهها استخراج كرده
است يا قسمتي ازساير كتابهاي تأليفي شيخ
باشد.
بهرحال آنچه كه محرز است آنكه اغلب
پزشكان سلف رساله يا مقاله يا كتابي
درباره ادرار تأليف كردهاند و ادعاي
بعضي از پزشكان درباب تشخيص بيماريها از
ادرار چنان با كمال تعصب بوده كه از ديدن
آن،نوع بيماري و تشخيص آبستني زنان را
ميدادند. داستاني دراين باب در مورد
ماسويه(2) آمده كه تشخيص آبستني زن هرونالرشيد
و اينكه فرزند پسر است در كتاب «عيونالابناء
فيطبقات الاطباء» (3) آمده كه بسيار شيرين
است.
رازي اولين طبيبي است كه پشت پا به اين
عقايد و آراء زده و آنرا رد كرده است.
چنانكه درعكس مشاهده ميشود طبيب ظرف
ادرار بيمار (قاروره)(4) را براي تشخيص
بيماري ملاحظه ميكند.
14- تخليط الاغذيه (رساله في ... ) ـ اين
رساله به زبان تازي و ازعنوان آن اختلاط
خوراكيها و اثر آن برروي بدن آدمي است. نام
آن در فهرست كتابخانه رامپور (هندوستان)
آمده است.
15- تدبير سيلان المني (در تدبير جريان
مني) ـ رسالهايست مختصر كه به زبان عربي و
در تدبير در مورد سيلان مني باشد. انتساب
آن به شيخ مسلم است. نسخهاي ازآن در
كتابخانه استانبول موجود است.
بنظر اين جانب ميرسد كه چون شيخ درباره
غرائز جنسي بسيار افراط ميكرده شكي نيست
كه اين رساله ازشيخ باشد.
16- تدبيرالمسافرين (رساله في ... ) ـ اين
رساله به زبان تازي است و درباب تدبير دقت
و عمل طبي و بهداشتي مسافران ميباشد.
بايد دانست ازاين قبيل رسالات درطب
اسلامي فراوان ديده ميشود كه درآن
دستورهاي طبي به مسافران درموقع گرما و
سرما و برف و مراقبت ازچشم و گوش و دردهاي
دست و پا و ساير اعضاء و جوارح درسفر و
درحضر (مخصوصأ درسفر) و امثال آن ميباشد.
نسخ متعدد ازآن در كتابخانههاي دنيا و
تهران موجود است و انتساب آن به شيخ مسلم
ميباشد.
دراين باب بايد گفت كه اين قبيل رسالات
را اطباءبيشتر براي سلاطين و امراءو
ولاه و لشگركشان تأليف مينمودند. مخصوصأآن
دسته از اطباءكه طبيب مخصوص دستههاي
بالا بوده مجبور به تصنيف و تأليف آن بودهاند.
چنانكه سيداسمعيل گرگاني (جرجاني) پس از
فراغت از تصنيف ذخيره خوارزمشاهي بامر
خوارزمشاه كتابي مختصر (كه خلاصه ذخيره
است) بنام «خفعلائي» يا «خفيعلائي»(5)
تأليف كرد كه در سفر همراه شاه باشد. اين
كتاب را شاه درچكمه خود ميگذارده و درسفر
همراه ميبرده است تا هرگاه ناراحتي و دردي
برايش حاصل گردد رفع آنرا كند.
17- تشريحالوجود (تشريحالاعضاء ـ
حقائقانسانيه) ـ اين كتاب يا رساله به
زبان پارسي است. دربعضي از فهرستها آمده،
اما مشكوك بنظر ميرسد.
ابتداي آن بدين نحو است.
«بدانكه ايزد عزوجل هست مطلق است و
واجب. و معني واجب آن باشد كه به خود قائم
باشد نه به چيزي ديگر. وهرچه بهخواست
خداست ممكن است . و معني ممكن آن باشد كه او
به ديگري قائم باشد ...
آخر آن چنين است:
«يعني چون بازرگان به تجارت رود چون به
نهايت منزلي رسد تجارت آغاز كند. چون مايه
تمام صرف كرد هرآينه عزم بازگشتن كند. اگر
بدان منزلي برسد كه بضاعت آنجا برده است ...
ازآنچه رأي اين ضعيف بود و ادراك وي اين
قدر افتاد كه لايعلم الغيب الاالله و اين
قدردانستن واجب است برهمه كس. علمبالصواب.
ازاين رساله دربعضي كتابخانههاي
عالم نسخههائي موجود ميباشد.
اما چنانكه ازسياق عبارات مستفاد
ميگردد، بنظر نميرسد كه رساله ازشيخ باشد
و چنانكه آمد مشكوك است.
اينكه دربسياري از فهرستهاي كتابها (مخصوصأ
فهرستهائي كه پس از شيخ تأليف گرديده) نسخههائي
را به شيخ نسبت دادهاند ازآن نظر است كه
شيخ شهرتي كمنظير داشته (حتي در زمان
حيات خود) و آنكه شيخ شخصأ عدهاي از
مؤلفات خد را در زمان حيات تدريس ميكرده
و آنكه قريب هفت قرن بعضي از مؤلفاتش در
دانشگاههاي شرق و غرب (و تاكنون در بعضي از
كشورهاي شرق) مورد استفاده طلاب علوم طبي و
علمي و فلسفي بوده، بدينجهت پس از مرگش
عدهاي قسمتها وفصول و يا ابوابي از
مؤلفاتش را با تغييراتي مرتب نموده و به
نام شيخ منتشر ساختهاند. بعضيها پا را
فراتر نهاده مؤلفات شيخ را به نام خود قالب
زدهاند.
18- جوديه (رساله ... ) يا محموديه يا
جموديه ـ اين رساله به زبان پارسي و منسوب
به ابنسيناست بلكه بسيار مشكوك است.
رسالهايست مختصر درچند باب كه مشتمل
برعلاج چشم و علاج درد دندان و درد معده
وبيان قي آمدن و دفع كرمها و كرمكدو و
قولنجها و خونشكم و تب و خارش اندام و
گشادن آواز و درمان مارگزيده و كيكزده و
دفع موش و موريختگي و بيرون آمدن مقعد و
بواسير و آماس و در خايه و بيان قوت باه و
دفع استسقا و گشودن حيض و دفع خون آمدن از
زنان و درد پشت و دفع مگس ميباشد.
يك نسخه خطي ازاين رساله ضمن كتب
اهدائي استاد سيدمحمد مشكوة به دانشگاه
تهران در مجموعهاي خطي مشتمل برچهل و سه
رساله كه سيوششمين آن همين رساله جوديه
در چهار صفحه و چند سطراست كه به سال 1071
هجري قمري كتابت شده موجود ميباشد و به سال
1330 خورشيدي ازطرف انجمن آثار ملي به شماره
10 توسط نگارنده با مقدمه و حواشي و تصحيح
درنودوچهار صفحه به قطع رقعي بمناسبت
هزاره شيخ به چاپ رسيده است.
مندرجات رساله جوديه بقرار زير است.
مقدمه، قسمت اول ـ طب يونان و انتقال
آن به ايران ـ قسمت دوم ترجمه و تأليف كتب
طبي ـ قسمت سوم اختصاصات طب ايراني اسلامي
ـ قسمت چهارم ابنسينا ـ قسمت پنجم نتيجه
زحمات و نبوغ پزشكان اسلامي بالاخص
ايرانيان به علم طب ـ قسمت ششم بحث و تحقيق
در رساله جوديه.
مندرجات كتاب تا اينجا از نگارنده بود.
ازآن پس هشت باب از رساله جوديه از اصل
نسخه خطي با فهرستهاي چندي ميباشد.
بهرحال چنانكه آمد اين رساله منسوب به
شيخ و بنظر اين جانب مشكوك است. اما درآن
مطالبي است كه نسبة ارزنده ميباشد، خواه
از شيخ يا از ديگري باشد.
ابتداي رساله بدين نحو است:
« ... اما بدان اي عزيز كه اين رسالهايست
بر سبيل ايجاز و اختصار بغايت فوائد مسمي
به جوديه كه افضلالحكماءابوعلي سينا
جهت سلطان محمود انشاءنموده است و در
مطالعه اين نسخه انواع فوائد حاصل آيد
انشاءالله تعالي.» |
|
اين رساله در سيزده فصل كه مشتمل بر
ذكر كيفيات و اعتدال و بدنهاي مختلف و
احتياج آنها به بهداشت وتدابير روزانه و
مسواككردن و ورزش و حمام و منافع و مضار
شراب و دستور خواب و رگزدن (= فصد) و حجامت
(= كوزه يا شاخ انداختن به پشت) و مسهل دادن
و استفراغ(12) و امثال آنهاست. اين رساله از
آثار مسلم شيخ ميباشد.
20- الحزنواسبابه (رساله في ... ) اين
رساله به زبان تازي و نسخههاي فراوان
ازآن در كتابخانههاي جهان موجود است و
چنانكه ازعنوان آن مستفاد ميگردد درباره
حزن و علل آن است. اين رساله از آثار مسلم
شيخ ميباشد.
كتاب بسال 1937 ميلادي در اسلامبول توسط
م . حزمي تورا(13) به تركي ترجمه شده است.
21- حواشي قانون ـ اين رساله كه درباب
حواشي برقانون است، محتمل است ازشيخ باشد
ولي عدهآي را عقيده آن است كه توسط
جوزجاني شاگرد و مصاحب شيخ يا ديگري انجام
يافته است.
22- خصبالبدن (مقاله في ... ) ـ اين رساله
به زبان عربي و چنانكه ازاسم آن مستفاد
ميگردد درباره تر و تازگي بدن است. ازاين
مقاله نسخهاي در كتابخانه اياصوفيه
استانبول موجود و ازآثار مسلم شيخ باشد.
23- فيالخمرـ (خطبه ... الخمر) اين رساله
يا مقاله به زبان عربي و درباب شراب است.
اين رساله در فوائد و مضار شراب ميباشد و
ازآن نسخههاي چندي در كتابخانههاي
جهان و تهران موجود است. بنظر ميرسد رساله
منسوب به شيخ باشد و نه مسلم.
24- خواسالشراب ـ اين رساله منسوب به
شيخ است. تصور ميرود همان «رساله فيالخمر»
باشد كه در فهرستها مكرر آمده است.
25- دستورطبي ـ اين رساله به زبان تازي
است.
رساله مزبور در پنج فصل است (دربعضي از
نسخ شش فصل). موضوع آن دستورهاي طبي است.
نسخههاي متعدد از آن در كتابخانههاي
جهان و ايران و در كتابخانهملي ملك (حاجحسينآقا)
و كتابخانه آستانقدس رضوي موجود و
ازآثار مسلم شيخ است.
ابتداء آن بدين نحو است:
« ... فاولمايجب عليالطبيب اننبداء
به هو معرفتهالعلّه بجنسها و نوعها و
مقدارها و نوعها و هذا السبيل لي معرفته
بالتجربه بل بالقياس، والتجربه تنفع في
سرعته وجود القياس عليه ... » كه ترجمه و
مفاد آن چنين است:
«اول چيزي كه برطبيب واجب است آنكه
شناسائي به علت و جنس و نوع و ميزان بيماري
است و اين راه شناسائي باتجربه و قياس است.
تجربه نفع درسرعت وجود قياس بربيماري را
خواهد داشت».
انتهاي رساله چنين است:
« ... فهذا ماعندي منالتدبير يقابل
بالكتب المصنفه في هذالباب فان تطابقت
الشهادات به عليه استعمل و ان خالفته ترك
الي التدبير الاصوب. والله الميسر» كه
ترجمه و مفاد آن چنين است:
«آنچه كه بيان داشتم در باب تدبير بود
كه با كتابهاي تصنيفي مقابله گرديده. اگر
مطابقت داشت بدان عمل كن و اگر مخالفت بودي
ترك آن كن به نحو بهتر. خداوند آسان كننده
امور است».
26- دفع المضار الكليه عن الابدان
الانسانيه بتدارك انواع خطاءالتدبير(كتاب
...) ـ تدارك الخطا الواقع في التدبير الطبي
ـ رفع المضار الكليه ...
اين كتاب را شيخ براي ابوالحسن احمدبن
محمدالسهلي وزير دانش دوست عليبنمأمون
خوارزمشاه نوشته و به زبان عربي است.
اين تأليف از آثار مهم و شاهكار و بديع
شيخ ميباشد كه وي با تصنيف آن فن مخصوصي
درطب وارد كرده است.
تاريخ نصنيف آن بين سالهاي 392 و 403 هجري
قمري است.
كتاب مشتمل برهفت مقاله است بدين شرح:
الف – درانواع خطاها،
ب ـ درباب هوا،
ج ـ درحمام،
د ـ درخوارك،
ه ـ درآب و مشروبات،
و ـ درحركات،
ز ـ درباب استفراغ.
شيخ درابتداي آن متذكر گرديده كه به
امرابوالحسن احمدبن محمد سهلي كتاب را
تأليف كردم و خاتمه آن درباب اسهال است.
نسخههاي متعدد ازآن در كتابخانههاي
جهان و ايران موجود است.
كتاب بسال 1305 هجري قمري در مطبعه بولاق
مصر به چاپ رسيده كه درحاشيه آن «منافعالاغذيه
و دفع مضارها» تأليف محمد زكرياي رازي است.
ترجمه فارسي آن در كتابخانه بريطانيا
و ترجمه ديگري به فارسي تحت عنوان «موجز
عظيم النفع» چاپ دهلي بسال 1310 هجري توسط
شيخ حسين الجابر الانصاري بعمل آمده است.
همچنين توسط آنردهآ آلپاگو تحت
عنوان:
Avicennae
philosophi paraeclarissimi, Libellus de remouvendes nocumentis quae
accidant in regiminae samitatis. بعمل آمده و بسال 1547 ميلادي
درونيز (ايطاليا) به چاپ رسيده است.
دراين كتاب شيخ يك دوره تدبير بهداشت
درهوا و حمام و خوراك و آب و مشروبات و ورزش
و مواقع استفراغ بدن از فضولات و زياديهاي
بدن براي افراد را متذكر گرديده كه فرد چه
خطاهائي نبايد درباب آنها مرتكب گردد.
27- دفع الغم منالموت (عدمالخوف عن
الموت ـ لامخافته منالموت ـحقيقةالموت)
ـ اين رساله به زبان عربي است و دربعضي
كتابخانههاي جهان موجود و منسوب به شيخ
است.
چنانكه ازنام آن مستفاد ميگردد عدم
ترس ازمرگ است.
28- دفع الغم و الهم ـ چنانكه ازعنوان
اين رساله مستفاد ميگردد درباب دفع غم و
غصه ميباشد. رساله به زبان عربي و يكي
دونسخه ازآن دركتابخانهها موجود است.
29- دفعالهم عندوقوع الموت (يا دفعالغم
عندوقوع الموت يا اشفاء منالحوفالموت
يا رساله في دفع الغم من الموت) كه از
رسالات مشكوكي است كه به شيخ نسبت دادهاند.
سه رساله بالا تقريبأ دريك زمينه
ميباشد و اگر مسلمأ ازشيخ باشد، بايد گفت
با آنكه شيخ آنها را تأليف كرده است شخصأ
وقتي احساس مرگ ميكند بسيار خود را باخته
است (كه شرح آن درمقالات پيشين آمد).
30- الردعل كتاب ابي الفرج البن الطيب (رساله
في ... ) ـ رساله مزبور بر رد ابوالفرج ابن
الطيب جاثليق و موسوم به «القوي الطبيعيه»
يا «القوي الاربعه» است.
رساله به زبان عربي است كه درآن شيخ
براقوالابوالفرج ايراداتي كرده است.
نسخههاي متعدد ازآن در كتابخانههاي
جهان و ايران موجود است.
31- الرد علي مقاله الشيخ ابي الفرح ابن
ابي سعيد ـ اليمامي ـ كه به زبان تازي است و
رد برمقاله ابوالفرج ابنابيسعيداليمامي
و آراء رازي آورده است.
نسخههاي متعدد ازآن در كتابخانههاي
جهان و ايران موجود است. نگارنده نسخه خطي
آنرا در كتابخانه ملي ملك (حاجحسينآقا
ملك) ديدهام.
32- رساله قلبيه ـ يك نسخه ازاين رساله
را دركتابخانه ملي ملك ديدهام. بنظر
ميرسد مسلمأ ازشيخ باشد.
33- السكنجبين(15) (رساله في ... ايضأ تحت
عنوان منافع الشراب المسمي سكنجبين) ـ اين
رساله به زبان عربي و درباب منافع سكنجبين(15)
است و ازآثار مسلم شيخ ميباشد.
نسخههاي خطي آن دراغلب كتابخانههاي
جهان و ايران موجود است. ترجمه لاتين آن
بسال 1547 ميلادي توسط آندره آ آلپاگو سابقالذكر
بعمل آمده و با ترجمه رساله «دفعالمضارالكليه
عنالابدان الانسانيه بتدارك انواع خطاءالتدبير»
دريك جلد تحت عنوان:Trectus
ejussden ... de syrupo acetoso
در ونيز (ايطاليا) به چاپ رسيده است.
34- السموم والاقرابادين ـ نام اين
رساله در فهرستها آمده و معلوم نيست
ازآثار شيخ باشد.
35- سياسته ابدن و فضائل الشراب و
منافعه و مضاره (كتاب ... ) كه نام آن دربعضي
فهرستها تحت عنوان «خمريه» آمده است. كتاب
به زبان عربي است و چنانكه از عنوان آن
مستفاد ميگردد درباب منافع و مضار شراب
ميباشد.
نسخههاي چندي ازآن در كتابخانههاي
استانبول و تهران (كتابخانه ملي ملك) موجود
است.
احتمال دارد اين رساله همان رساله «خواس
الشرب» باشد و يا آنكه با بعضي تغييرات در
فهرستها وارد شده است.
36- شطرالغب (علاجالحمي) ـ رسالهايست
به عربي در درمان تبهاي مركب كه منسوب به
ابنسيناست.
37- شفاء الاسقام ـ چنانكه ازاسم آن
مستفاد ميگردد در درمان بيماريهاست. به
زبان عربي و منسوب به شيخ است.
38- العشق (رساله في ... ) ـ اين رساله
چنانكه از اسم آن مستفاد ميگردد درباب عشق
است. شيخ آنرا به عربي و براي شاگرد خود
ابوعبدالله الفقيه المعصومي نوشته است.
رساله در هفت فصل ميباشد، كه درآن از
وجود عشق در انسان و حيوان وجريان آن در
موجودات اعم از زنده و غيرزنده و وجود عشق
در نفوس الهي و ظرفا و جوانان و غيره است.
اين رساله مسلمأ از آثار بوعلي است.
رساله عشق علاوه برآنكه دراغلب
كتابخانههاي جهان و ايران موجود است
درسال 1894 ميلادي در شهر ليدن(16) (هلند) توسط
ا.ف.مهرن(17) و ايضاءدر قاهره به چاپ رسيده
و توسط عمربن سهلان ساوجي به فارسي شرح شده
است.
ترجمه فارسي رساله عشق بسال 1318
خورشيدي توسط مرحوم ضياءالدين درّي و
تلخيصي ازآن به زبان فرانسوي بسال 1894
ميلادي توسط مهر سابقالذكر به عمل آمده
است.
39- الفرق بين الحراره الغريزيه
والغريبه (رساله في ... ) ـ از عنوان رساله
بالا چنين مستفاد ميگردد كه شيخ رساله را
درباب تميز و فرق بين حرارت غريزي و غريبه
تأليف كرده است.
اين رساله به زبان تازي ونسخههاي
متعدد آن در كتابخانههاي دنيا و ايران
موجود و انتساب آن به شيخ مسلم ميباشد. |
پاورقيها::
1- Karl
Brockelmann
2- Mesue
3- اين كتاب تأليف ابن ابي اصيبعه است و
در دوجلد ميباشد. جلد اول آن توسط شادروان
سيدجعفر غضبان و دكتر محمود نجمآبادي
ترجمه شده است.
4- قاروره ادرار بيمار و ظرف آن است كه
ظرف و مظروف (يعني ادرار) را معني دهد.
5- خف (بهضمخاء و تشديدياء) و خفّي (بهضمخاء
و تشديدياء) معناي اولي يعني موزه (چكمه) و
معناي دومي منسوب به چكمه است كه جرجاني
آنرا براي خوارزمشاه تأليف كرده است.
6- اتفاقأ شيخ چهار امري را كه جميع
علتها ازآن برخاسته ميشود (بهعقيده وي)
متأسفانه شخصأ بدانهها عمل ميكرده. بدينمناسبت
نميتوان از شيخ دانست. ديگر آنكه
درابتداي كتاب آمده كه شيخ آنرا براي
سلطان محمود نگاشته است، در صورتيكه اصولأشيخ
باسلطان محمود رابطهاي نداشته، سهل است
كه محمود غنوي باوي در كينه و دشمني بوده.
7- زرنيخ در اصطلاح شيمي يكي از اقسام
سولفور ارسنيك (Sulfure
d'arsenic) است.
8- Acide
Azotique = Acide Nitrique.
9- Acide
Sulfurique.
10- Alcool
= Alkohol.
11- Acide
Chlorhydrique.
12- مقصود از استفراغ بيرون ريختن (بيرون
راندن) فضولات و زياديهاي بدن از قبيل عرق
وادرار و مدفوع و خون وامثال آنهاست كه به
زبان فرانسوي Evacuation
گويند.
13- M.
Hazmi Tura.
14- Andrea
Alpago.
15- Oxymel.
= سكنجبين = سركنگبين كه مخلوطي
از سركه و انگبين است. كلمه سكنجبين معرب
سركنگبين پارسي است. رازي اولين طبيبي است
كه نام سركنگبين شكري را درآثار خود آورده
است.
16- Leiden
(يا
باتاويا = Bataevia
) از شهرهاي هلند است.
17- A.F.V.
Mehren
|
|
|