|
|
||
بهنام، عيسي. "تحولي كه اساس تمدن امروزي شد، پايان دوران سنگ، آغاز دوران برنز و طلوع يك تمدن هفت هزارساله". دوره 11،ش 129 و 130 (تيرومرداد 52): 2-7، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه:پايان دوران سنگ، آغاز دوران برنز و طلوع يك تمدن هفت هزارساله، حفاريهاي "تلابليس" دركرمان (4400 تا 4200 سال پيش ازميلاد)، بررسي شباهتهاي بين نقوش مكشوف درشهداد و تلابليس و تپهسيلك و تلبكون و شوش. |
|
|
|
|
تحولي كه اساس تمدّن امروزي شد
پايان دوران سنگ، آغازدوران برنز و
طلوع يك تمدّن هفتهزارساله
دكتر عيسي بهنام
از
«موهنجودارو» دركنار رود سند، تا سواحل
شرقي درياي مديترانه،درحدود هفت هزار
سال پيش، دستههايي از انسانها به زندگي
غارنشيني و شكار حيوانات خاتمه داده،اجتماعاتي
تشكيل دادند و در نقاط مختلف مستقر
گرديدند و به گلهداري و كاشتندانههاي
غلات و اهلي كردن بعضي از حيوانات مشغول
شدند. اين
نتيجهاي است كه ازتمام كاوشهائي كه
تاكنون در نواحي مزبور بعمل آمده گرفته
ميشود. تا آن زمان انسان هنوز نميتوانست
براي ساختن آلات و ابزار كار خود از فلزات
استفاده كند و چنيدن هزارسال بود كه به
استفاده از ابزار سنگي، مانند تبرهاي سنگي
و پيكانها و قطعات سنگي كه بجاي چاقو
بكار برده ميشد قناعت كرده بود و اينك موفق
شده بود با ذوب كردن مس كه در دامنةكوهها
دراين نقاط فراوان بود و مخلوط كردن آن با
«منگنز» فلزي بوجود آورد كه به آن «برنز»
ميگوييم،و ازمس مقاومتر است و باآن
ميتوان ابزار مختلفي ساخت كه موجب آسان
شدن كارهاي مختلف ميگردد. در حدود دوهزار
سال بعد انسان موفق شد آهن را نيز از سنگهاي
آهني استخراج كند و اين مرحلة ديگري از
پيشرفت تمدن انساني بود. امروز ما به زحمت
ميتوانيم بپذيريم تا چه اندازه بكاربردن
اين فلزات در پيشرفت زندگي بشر مؤثر بوده
است. شايد اهميت كشف آنها درآن زمانها
كمتر از اهميت كشف بسياري از چيزها درعصر
حاضر نبوده است. ما
در مقالات پيشين نشان داديم چگونه درنقاطي
مانند حسنلو در آذربايجان، «مارليك» و «كلورز»
درگيلان، «كلاردشت» در مازندران، شوش، تلبكون،
تپه سيلك، ري، شهداد، شهرسوخته و «موهنجودارو»
مردم فرصتي يافتند تا فرهنگ و تمدنشان را
بدرجة نسبتأ بلندي برسانند. اكنون اگر
مجموع اين نواحي را يكجا درنظر بياوريم از
شباهتي كه بين اشياء مكشوف درتمام اين
نقاط وجود دارد به اين نتيجه خواهيم رسيد
كه گرچه حكومت واحدي درتمام اين سرزمينها
حكمفرما نبوده ولي طرز زندگي و فرهنگ و
تمدن تمام اين نواحي با هم وجوه اشتراك فوقالعادهاي
داشته و اين نشانةآن است كه رفتوآمد
بين اقوام مستقر در آسياي غربي ازهند
تامديترانه مردم مزبور را با هم نزديك
ميكرده است. پيش
ازاينكه درنقاط مختلف ايران كاوشهاي جدي
بعمل آيد باستانشناسان چنين تصور كرده
بودند كه درآن روزگار،فرهنگ و تمدن
منحصر به مردمي بوده است كه بين دو روددجله
و فرات زندگي ميكردهاند، و نقاط كوچك و
كماهميتي مانند شهرهاي «اور» و «جمدتنصر»
و «ورقا» و «تل عبيد» درنظر آنها مانند
مراكز مهمي درجهان قديم بحساب ميآمده است.
درسالهاي اخير كاوشهاي متعدد در جنوب
فلات ايران بعمل آمده و نتيجه اين كاوشها
نشان دهندة آن است كه درهزارة پنجم پيش
ازميلاد و هزارههاي بعداز آن فرهنگ و
تمدن واحدي بر سراسر آسياي غربي گسترده
بوده است. |
|
درحدود
4400 سال پيش ازميلاد، درتل ابليس ـ نزديك
كرمان ـ مردمي زندگي ميكردهاند كه به
دنياي ديگر اعتقاد داشتهاند و بهمين
منظور مردگانشان را درسردابهايي كه از
خشت خام ساخته شده بود ميخواباندند و در
كنارشان ظروفي شامل خوردنيها و آشاميدنيها
در دنياي ديگر تا ابد مورد استفادة آنان
قرار خواهد گرفت. اين تنها اطلاعي است كه
كشفيات «تل ابليس» راجع به عقايد انسانهاي
7000 سال پيش دراختيار ما قرار ميدهد،
متاسفانة جزييات ديگر از عقايد مذهبي
اين مردم و مراسم و تشريفاتي كه هنگام بخاك
سپردن مردگان انجام ميدادند بر ما پوشيده
است. |
|
ازاينها تعجبانگيزتر اينكه دراين
مرحله از تاريخ «تل ابليس» مردم مردگان
خود را در سردابهايي بخاك ميسپردند كه
براي همين منظور ساخته شده بود و چون
اعتقاد به اين داشتند كه دنياي ديگري وجود
دارد كه انسانها پس از مرگ درآن بسر
ميبرند ظروفي شامل خوردنيها و آشاميدني
دركنار سرمردگان قرار ميدادند، و نمونهاي
ازچنين سردابها در تلابليس كشف شده كه
تصوير آنرا درهمين مقاله مشاهده ميكنيد. آقاي
«كالدول» در گزارش مختصري كه از نتيجة
كاوشهاي خود در تلابليس منتشر نموده
چنين اظهار ميدارد: «قديمترين
اشيائي كه در تلابليس پيدا شده مربوط به
آغاز عموميت پيداكردن صنعت مربوط به «مس»
ميباشد كه درهزارة پنجم پيش از ميلاد
انجام گرفته. فرهنگ و تمدن ناحية جنوب شرق
ايران تاكنون خيلي روشن نبود، ولي كشفيات
ما درسال 1965 در تل ابليس، دركنار رودخانة «لالهزار»
واقع در 80 كيلومتري جنوب غرب كرمان، نشان
ميدهد كه اين نواحي ازتمدن پيشرفتهاي
دراين تاريخهاي بسيار كهن برخوردار بودهاند». خانم «بئاتريس دوكاردي» كه دبير كل شوراي باستانشناسي بريتانياي كبير است و در پاكستان و در افغانستان كاوشهايي مربوط به پيش از تاريخ انجام داده درسال 1345 در «بمپور» واقع در مغرب ايرانشهر با همكاري باستانشناسان ايراني موفق به كشف آثاري شد كه اطلاعات جالبي راجع به وجود اين تمدن گسترده درجنوب ايران تا نواحي دوردست بلوچستان و قسمتي ازشبه قارة هندوستان را دراختيار باستانشناسان قرار ميدهد. |
|
بمپور نيز مانند تل ابليس و نقاط ديگر
جنوب فلات ايران درهزارة سوم پيش ازميلاد
از تمدن پيشرفتهاي برخوردار بوده است. بنابرتاريخي
كه طريقة تجزية كاربن 14 بدست داده قديميترين
اشيائي كه تا اين تاريخ در بمپور بدست آمده
متعلق به 2869 سال پيش ازميلاد با 57 سال
تقريب است. باز اين يكي از مواردي است كه
علوم جديد به كمك باستانشناسي ميآيد. بايد
اضافه كرد كه اگر كاوشهاي عميقتري در
بمپور انجام گيرد ممكن است اشياءقديميتري
از زيرخاك بيرون آيد و اين مطلب آشكار گردد
كه بمپور نيز مانند تلابليس در هزارة پيش
ازميلاد مورد سكونت انسانهاي متمدن بوده
است. ولي درحال حاضر با درنظر گرفتن آنچه
كه تاكنون كشف شده ميتوان اعتقاد داشت كه
ناحية بمپور لااقل هزار سال بعد از تل
ابليس مورد استفادة سكونت انسان قرار
گرفته است. در
اين مقاله نقوش ظروف سفاليني كه خانم«بئاتريس
دوكاردي»در بمپور كشف كرده ازنظرتان
ميگذرد. اين نقوش، با نقوش ظروف سفالين
مكشوف درتمام نواحي جنوبي ايران ، تا
كاشانوشوش، قابل مقايسهاند. شباهتشان
بانقوش تل ابليس وشهداد وتپه يحيي وچغاميش
وشوش وتپه سيلك وتل بكون بقدري زياد است كه
ما را وادار ميكند اين فرض را بپذيريم كه
تمدني كه درجنوب فلات ايران از شوش تا«موهنجودارو»
درشبه قارة هندوستان از هزارة پنجم پيش از
ميلاد حكمفرما بوده فرهنگ وتمدني يكپارچه
بوده است كه بايد نهتنها آنرا بصورت
نخستين تمدن وفرهنگ انسانها قبول كرد،
بلكه بايد پذيرفت كه اين فرهنگ وتمدن كه
ميتوان آغاز پيدا شدن آنرا درهزارة پنجم
پيش از ميلاد قرار داد ريشه وپايه واساس
تمدن امروزي است. براي
پايان دادن به مطالب مربوط به كشفيات
بمپور بايد اضافه كنيم كه بنابر گفتة خانم
بئاتريس دوكاردي نظاير اشياء مكشوف
دربمپور در ناحية«مونديگاك» درشمال
افغانستان نيز از زير خاك بيرون آمده است. كشفيات بمپور و شهداد و «شهرسوخته» و «تلابليس» و بسياري از نقاط تاريخي ديگر كه در جنوب فلات ايران قرار دارند ما رادعوت ميكنند به اينكه اكنون موقع آن رسيده است كه باستانشناسان جوان ما پيش از آنكه به كاوشهاي ديگري دراين نقاط بپردازند،مجموع آثاري را كه تاكنون دراين نواحي اززير خاك بيرون آمده بادقت زياد تحت مطالعه قرار دهند و دريچة روشنتري راجع بزندگي دراين سرزمين در هزارههاي پيش از ميلاد، تا حدود 7000 سال پيش برروي ما باز نمايند. |