|
|
||
|
فروغ، مهدي. "موسيقي دانان ايران بعدازاسلام". دوره1-2، ش13 (آبان42): ص7-9. |
||
|
|
||
|
خلاصه: تاثير ايران در موسيقي عرب: تجليل ازهنرمندان بالاخص موسيقيدانان در دربار خلفاي اموي، خاندن احكام و اخبار بصورت شعروموسيقي براي اطلاع مردم، صنف خاص موسيقيدان در جامعة عرب وقت، رايج شدن آداب و سنن پادشاهان ساساني در دربار خلفا ـ زندگي ابن مسجع، تاسيس نخستين مدرسة موسيقي درمكه توسط وي، نفوذ موسيقي ايراني برموسيقي عرب در زمينههاي آواز، نواختن ساز، كوك كردن عود ـ شرحي براحوال استادان موسيقي كه زيرنفوذ موسيقي ايران قرار داشتند: ابنمسجع. |
|
موسيقي
دانان ايراني در دوره اسلام (6)
تأثير
ايران در موسيقي عرب
دكتر
مهدي فروغ
اكثر
خلفاي بني اميه علاقه خاصي به موسيقي نشان مي
دادند و حتي نقل شده كه معاويه اول، خود تنبور
مينواخته است. در باره اغلب خلفاي اين سلسله
مركز اجتماع خوانندگان و نوازندگان بوده و از
هنرمندان تجليل بسيار ميشده است. خلفاي
بني اميه از موسيقي و آواز به عنوان يك وسيله
تبليغاتي هم استفاده ميكرده اند زيرا
خوانندگان و شاعران در حقيقت وظيفه روزنامه
هاي امروز را انجام مي دادند يعني مدح و ثناي
خلفا و اخبار و احكام را به صورت شعر و آواز در
نقاط مختلف منتشر مي ساختند. شعري كه در لحن
خوانده مي شد مسلماً موثرتر از اين بود كه
توسط راوي قرائت شود . از اينرو خوانندگان شهر
به شهر و دهكده به دهكده مي رفتند و اخبار را
به اطلاع عموم مي رسانيدند و باين ترتيب هم از
هنر تا حدي تجليل و تشويق ميشد و هم رشته
ارتباط سياسي در قلمرو حكومت بني اميه
استحكام مي يافت. در نتيجه موسيقي و موسيقي
دان در نزد مردم مقامي رفيع يافت و شغل محترم و
قابل اعتنايي گرديد و مردم آزاده كه موالي
ناميده ميشدند و كساني كه در اجتماع شأن و
منزلتي داشتند به آموختن اين هنر تن در دادند.
مثلاً يونس الكاتب كه يكي از صاحب منصبان
شهرداري مدينه بود به شغل نوازندگي پرداخت و
با وجود اينكه هنوز هم اكثر خوانندگان و
نوازندگان از نژاد ايراني بودند اعيان و
اشراف عرب بر خلاف گذشته به اين فن علاقه زياد
نشان ميدادند. موسيقي
دانها طبقه خاص و مشخصي در اجتماع عرب براي
خود تشكيل دادند البته مقصود از بيان اين مطلب
اين نيست كه از يك امتياز طبقاتي و اجتماعي
نظير آنچه در دربار ساسانيان معمول بود
برخوردار بودند بلكه به سبب حرمت موسيقي در
اسلام شاغلان به اين فن به منظور حفظ وضع
اجتماعي و منافع صنفي خود به يكديگر پيوستند و
طبقه به خصوصي را تشكيل دادند و رابطه اتفاق و
برادري بين ايشان محكم گرديد و بعضي از ايشان
شهرت و عنوان يافتند و در جشنها و اعياد به
مجالس اعيان و بزرگان دعوت مي شدند و انعام
وصله شايسته دريافت ميكردند و در رفاه و
آسايش كامل به سر مي بردند. به تدريج به نسبت
علاقه عمومي، نياز به تعليم و تدريس اين فن
احساس شد و بعضي از استادان موسيقي در خانه
خود به تعليم و تدريس اين هنر پرداختند . بزرگ
زادگان عرب اغلب ساعات فراغت خود را در خانه
اين نوازندگان صرف مي كردند و يا دختران
خواننده دربار و يا خاندان خود را براي تعليم
به نزد استادان مي فرستادند . خلفاي
بني اميه بسياري از آداب و سنن دربار ساساني
را در دربار خود معمول داشتند مثلاً
شاهنشاهان اين سلسله، جاي نوازندگان را با
پرده نازكي از جاي خود جدا مي ساختند مخصوصاً
موقعي كه زنان حرم با خليفه بودند. ولي گاهي
اتفاق مي افتاد كه اين پرده به عقب مي رفت و
نوازنده و مستمع روبروي يكديگر قرار مي
گرفتند و حتي خليفه نوازنده را براي تجليل و
تكريم پهلوي خود مينشانيد. با
احساس لزوم موسيقي و اهميت آن در جامعه عرب
نخستين مدرسه موسيقي در مكه توسط ابن مسجح
افتتاح شد. سابقاً
بيان كرديم كه چگونه موسيقي در شهر مدينه تحت
نفوذ آوازهاي اسيران ايراني تحول يافت . در
زمان خلافت معاويه بيشتر اسيران ايراني را
براي بناي ساختمان هاي كعبه به مكه مي بردند و
به همان ترتيبي كه آواز اين ايرانيان در مدينه
تاثير كرده بود در مكه نيز اثر فراوان باقي
گذاشت و نخستين كسي كه تحت نفوذ اين موسيقي نو
قرار گرفت همين ابن مسجح بود و چنانكه قبلاً
اشاره شد اين نخستين كسي است كه الحان ايراني
را تقليد كرده و آن را در بين اعراب رواج داده
است. مؤلف
كتاب اغاني مي نويسد كه ابن مسجح ابتدا موسيقي
آسياي صغير را فرا گرفت و در نواختن بربط
مهارت تمام يافت و بعد به تحصيل موسيقي ايران
پرداخت و آواز خواندن و همراهي كردن آواز را
با ساز نزد ايشان آموخت و پس از بازگشت به حجاز
مناسبترين نغمهها را از بين آنچه فراگرفته
بود برگزيد و خوانندگان ديگر از او تقليد و
تبعيت كردند. درباره شاگردش ابن محرز نيز همين
داستان را نقل مي كنند و ميگويند اين شخص هم
براي تحصيل و تعليم موسيقي مثل استادش به
ايران سفر كرده و الحان فارسي را بياموخت و
بكاربرد. مولف كتاب اغاني بيان ميكند كه ابن
محرز كلمات عرب را در الحان ايراني مي خوانده
است. ايرانيان
نه تنها در خواندن آواز اعراب را تحت نفوذ
گرفتند بلكه در معرفي و نواختن سازها نيز در
ايشان نفوذ كرده اند. بعضي از تعبيرات و كلمات
فارسي كه نظير آن در زبان عرب وجود نداشت از
اين موقع داخل زبان عرب شد. كلمه فارسي«دستان»
كه به معني پردهي ساز است از همين ايام در
زبان عرب داخل شده است. مهمتر از اينها اين بود
كه از همين ايام اعراب عود را به شيوه
ايرانيان كوك كردند. از طرز كوك عود در
روزگارهاي پيشين، در بين اعراب اطلاع دقيقي
در دست نيست ولي ظاهراً به اين ترتيب بوده كه
فاصله بين سيمهاي اول و سوم، يك پنجم و فاصله
بين سيمهاي دوم و چهارم ، هم يك پنجم و فاصله
بين سيمهاي اول و دوم يك دوم بوده و بنابراين
دامنه صداي ساز بيك اوكتاو هم نميرسيده است. با
تقليد از ايرانيان و اقتباس طرز كوك ساز از
ايشان ، اين نقص بزرگ مرتفع شد يعني كوك عود از
Do-
Re- Sol-la
به LA- RE -Sol-do
تغيير داده شد ملاحظه ميكنيم كه با اين
تغيير دامنه صداي ساز به بيش از دو برابر
افزايش يافته است. در
نتيجه اين تغييرات كلماتي نظير «زير» و «بم»
داخل زبان عرب شده و به سيمهاي اول و چهارم
اطلاق گرديد در صورتي كه دوسيم وسط همان اسامي
عربي را كه «َمثني» و «َمثلث» [8] باشد همچنان حفظ
كرد. در
مورد نفوذ موسيقي ايران در موسيقي عرب روايات
زياد است كه معروفترين آن اينست كه عبدالله
ابن زبير كارگران و اسيران ايراني را براي
ساختن خانه كعبه استخدام كرد و اين سريج، بربط
(عودالفارسي) را نزد ايشان ديد و راه و رسم
نواختن آن را از ايشان فراگرفت و موسيقي عرب
را با اين ساز مي نواخت. اين بربط تا يك قرن بعد
از شروع خلافت عباسيان در عالم عرب معمول بود.
خود كلمه بربط مكرر در آثار مورخان عرب به كار
برده شده است. با رواج يافت بربط بين اعراب
تنبور ميزاني كه داراي پرده بندي در هم و
مشكلي بود تحتالشعاع قرار گرفت و بجز در بين
قبايل دور افتاده بدوي بكلي متروك شد. درباره
نفوذ موسيقي ايران در موسيقي عرب مخصوصاً در
زمان خلافت بني اميه عموم مورخان روايات
مشابه و موافقي دارند. ابن خلدون ميگويد
نوازندگان ايراني كه از حجاز مي گذشتند و عود
و تنبور و معرف و مزمار مينواختند اعراب
آوازهاي ايشان را اقتباس كردند و وزن ايشان را
در شعر و موسيقي خود بكار بردند. اينك
بي فايده نيست راجع به احوال هر يك از استادان
موسيقي كه تحت نفوذ موسيقي ايران قرار گرفته و
آن را ترويج كردهاند مجملاً مطالبي بيان شود. ابن
مسجح كه نام كاملش ابوعثمان سعيد بن مسجح
است نخستين استاد معروف موسيقي دوران خلافت
بني اميه بود كه در مكه متولد شد و در خدمت يكي
از قبايل عرب بود روزي ولي نعمت او لحن خوشي از
او شنيد كه در موسيقي عرب بي سابقه بود . در
باره آن لحن از وي سئوال كرد معلوم شد كه كلمات
عرب را در الحان ايراني مي خواند و همين موجب
شد كه آزاد شود. پس از آن ابن مسجح به فكر افتاد
به ايران سفر كند و اطلاعات خود را درباره
موسيقي تكميل نمايد . پس از بازگشت به حجاز ،
تغيير فاحشي در موسيقي عرب پديد آورد و شهرتش
به سرعت سرتاسر جزيرهالعرب را گرفت بحدي كه
موجب تحريك حسد علماي متعصب گرديد و متهم شد
كه مسلمانان را منحرف مي سازد. حاكم مكه مجبور
شد او را به دمشق اعزام كند. ابن
مسجح نخستين موسيقيدان معروف عالم اسلام است
و يكي از چهارمين نوازنده بزرگ اسلام محسوب ميشود. |