|
|
||
بهنام، عيسي . "كاوشهاي گنج دره". دوره11،ش131 ( شهريور 52 ) : 2-7 ، تصوير . |
||
|
|
||
|
خلاصه: ش 131 (شهريور 52): 7-2. اهميت كشف پنج دره (8000 سال تا 7000 سال پيش از ميلاد ) در اطراف كرمانشاه : برررسي اشياء مشكوفه ، زندگي و نحوه معيشت اين مردمان ، كشف سفال ، مجسمه هاي كوچك الهه مادر فاقد سر. |
|
|
كاوشهاي گنج درّه
عيسي
بهنام كاوشهاي گنج درّه نشان داد كه كهن
ترين مكاني در فلات ايران كه براي استقرار
اجتماعات انساني مورد استفاده قرار گرفته
در اطراف كرمانشاه كنوني بوده است . |
|
من از گنج دره صحبت مي كنم براي اين
كه در حال حاضر تنها نقطه اي از ايران است
كه زندگي اجتماعات انساني را كه براي
نخستين بار در مكاني مستقر شده و مشغول
كاشتن غلات و جمع آوري آن در فصل به خصوص و
قرار دادن آن در كندوها و اهلي كردن بعضي
حيوانات شده اند بر ما روشن ساخته است .
قدمت آثار مكشوف در گنج دره در نتيجة
آزمايشهاي دقيق به طريقة راديو كاربن نشان
داده است كه در اين مكان از 10000 سال پيش تا
9000 سال پيش مردمي مستقر و شهرنشين شده اند
كه هنوز به اصول شهرنشيني آشنايي زياد
نداشتهاند. بدون شك خوانندگان اين مجله اطلاع
دارند كه تمدن شهرنشيني واقعي در ايران
فقط از حدود 7500 سال پيش در كاشان و شوش و ري
و كمي بعد در تلبكون (نزديك تخت جمشيد ) و
نهاوند و دامغان و بعد در تمامي نواحي جنوب
ايران مانند تلابليس و تپه يحيي و
بمپور و شهر سوخته و جغاميش و غيره و باز
كمي بعدتر در سواحل درياي خزر ، در
كلاردشت و مارليك و كلورز و غيره معمول
گرديد. تنها غاري كه در كنار درياي خزر به
صورت علمي مورد مطالعة باستان شناسان قرار
گرفت غار هوتو و غار كمربند در ناحية
مازندارن بود كه كاوش كنندة آن آقاي «
كارلتون كون » فكرميكند در حدود يازده يا
دوازده هزار سال پيش زندگي انسان در آن
شروع شده است. پروفسور « برايدوود » اعتقاد دارد
كه نواحي تپه سر آب و آسياب در اطراف
كرمانشاه، و چند نقطه در نواحي كوهستاني
شمال بين النهرين و كردستان در حدود 10 هزار
سال پيش از ميلاد مورد سكونت انسانهايي
بوده است كه به تازگي از زندگي غارنشيني
دست برداشته و ميخواستهاند شهرنشين
شوند. مقصود ما از زندگي غارنشيني اين
نيست كه انسان منحصراً در غارهايي در ميان
جنگلها زندگي ميكرده است، زيرا در اين
نواحي تا كنون غارهايي پيدا نشده كه آثار
سكونت انسانها در آن وجود داشته باشد. بعيد
به نظر نميرسد كه پيش از اين كه اجتماعات
كوچكي از انسانها به وجود آيد كه در مكان
مشخّصي مستقر گردند، انسانهاي منفردي با
زن و بچههايشان در زير خانههاي محقري
كه با شاخههاي درخت يا گل و سنگ يا چيزهاي
ديگري ميساختهاند زندگي ميكردهاند.
دلايلي در دست است كه در نواحي مورد بحث ما
حيوانات درندهاي مانند شير و پلنگ و غيره
به تعداد قابل توجهي وجود نداشته است كه
انسان از دفاع در برابر آنها عاجز باشد. فاصلة بين
كشفيات « كارلتون كون » در سواحل درياي خزر
و پروفسور « برايد وود » در حوالي كرمانشاه
با كشفيات معتبر تپه سيلك در كاشان و نواحي
ديگر ايران خالي مانده بود. مقصود من اين
است كه معلوم نبود بين هزارة يازدهم پيش از
ميلاد مسيح و هزارة ششم چه تحولاتي در
زندگي انسانها در فلات ايران رخ داده است
كه يكباره از زندگي انفرادي غارنشيني به
تمدنهاي پيشرفتة هزارة ششم رسيدهاند. كشفيات « گنج دره » در حوالي
كرمانشاه كه به وسيلة پروفسور « اسميت »
انجام گرفته اين قسمت خالي را پر مي كند . تپه واقع در گنج دره فقط در مدت هزار
سال مورد سكونت بوده است، از 8000
سال تا 7000 سال
پيش از ميلاد مسيح، و اين تاريخها، علاوه
بر مشخصات مربوط به علم باستان شناسي به
وسيلة تجزية اشياء مكشوف در اين ناحيه از
طريق تجزية راديو اكتيو نيز تأييد شده
است، بنابراين شكي در قدمت و تاريخ دقيق آن
نيست. |
|
در شاه تپه نزديك گرگان
نيز در اوايل هزارة دوم پيش از ميلاد مسيح
كوزهگران تا آن اندازه در هنرشان مهارت
پيدا كرده بودند كه اين ظرف گلي سهقلو را
با گل خاكستري رنگ ساخته و براي ما به
يادگار گذاشتهاند. بدون شك مردمي كه
هنرشان تا اين درجه پيشرفت كرده بود
هزاران سال تجربه و تاريخ را در پشت سر خود
قرار داده بودند. بلافاصله
بعد از اين لايه يعني در روي آن به طبقهاي
برخوردهاند كه آثار ساختماني يعني قسمت
پايين اطاقهايي پديدار گشته است . ديوار
اين اصاقها با چيزي كه نميتوان روي آن
نام خشت نهاد ولي به هر حال مركب از قطعات
نامنظمي از گل بوده است كه مالش يافته و
روي آفتاب خشك شده است تركيب يافته است. از
روي اين آثار به خوبي ميتوان دريافت كه
اطاقهاي كوچكي به صورت مربع نامنظم يا
مستطيل ساخته بودهاند و در داخل آن
اجاقها و كندوهاي متعدد وجود داشته و ظروف
سفاليني در ميان تمام اين آثار پخش است. در
اين دوران كه بايد آن را در حدود اوايل
هزارة نهم پيش از ميلاد قرار داد كاملاً
پيداست كه انسانهايي كه در حدود دو قرن
پيش در اين مكان مستقر شده بودند تدريجاً
به فن خانهسازي و سفالگري آشنايي پيدا
كرده و از آتش استفادة زياد ميكردهاند
چون تعداد كورههاي مكشوف بسيار زياد است.
قطعاً شما هم مانند من از خود ميپرسيد
آتش را در آن زمان به چه طريق به وجود ميآوردهاند.
بدون شك قوطي كبريت و فندك نداشتهاند و
سؤال اين جواب را باستان شناسان اين طور
دادهاند كه خيلي پيش از اينها انسان به
وسيلة مالش چوب يا برخورد دو سنگ به يكديگر
آتش را به وجود آوردهاند و شايد نخستين
ولي مهمترين اختراع بشر بوده است. قطعاً زندگي انسانها در اين خانههاي
محقر بسيار مشكل بوده است، ولي آثاري كه به
دست آمده نشان ميدهد كه در اين موقع غلات
را ميكاشتهاند و براي فصلهاي سياه در
كندوها نگهميداشتهاند، زيرا پيش از
آن فقط به جمع كردن غلات خودرو اكتفا ميكردهاند.
در اين جا نيز اين سؤال پيدا ميشود كه از
چه موقع انسان بع اين مطلب پي برد كه ميتوان
تخم غلات را كاشت و از آن محصول برداشت.
بعضي از باستانشناسان اعتقاد دارند كه
اين كشف را زنها انجام دادهاند، چون بدون
شك مردان قسمت مهمتر وقت خود را به شكار
حيوانات و پرندگان يا صيد ماهيها ميگذراندهاند.
نه اين كه اين طور تصور شود كه علت اين امر
اين بوده است كه زنها از مردان ضعيفتر
بودهاند، ولي اگر بخواهيم زندگي انسانهاي
اوليه را با زندگي انسانهاي امروزي
مقايسه كنيم ميبينيم كه زنها بنابر
غريزهاي كه عموم حيوانات دارند قسمت
مهمي از وقت خود را براي حمايت و پرستاري
بچههايشان ميگذراندهاند و طبعاً
كارهاي مشكلتر به مردان محول ميشده است. زندگي در تپة گنج دره تدريجاً
پيشرفت ميكند و در آخر هزارة نهم پيش از
ميلاد ظروف سفالين را به كوره ميبرندو
حتي روي آن نقوشي به وجود ميآوردهاند.
شايد اتفاقاً به اين مطلب برخوردهاند كه
گل وقتي در مجاورت آتش در كنار اجاقهايشان
قرار ميگرفته سخت ميشده و توانستهاند
از اين كشف براي ساختن ظروف گلين استفاده
نمايند. در آخر اين دوران تعدادي مجسّمههاي
كوچك الهة مادر كه فاقد سر ميباشند نيز
در طبقات بالاي تپة گنج دره به دست آمه و
اين نشان دهندة اين مطلب است كه در آن دوره
به مسائل مذهبي نيز اعتقاد پيدا كردهاند.
اين امري بسيار طبيعي است كه در تمام نقاطي
كه در ايام كهن انسانها مستقر گرديدهاند
خالق خود را به صورتي مجسم نمودهاند و
معمولاً الهة مادر كه به وجود آورندة تمام
احتياجات بشر است بيش از ديگر خدايان مورد
توجه آنها قرار گرفته است. |
|
چندين هزار سال است كه
مردم گيلان و قسمتي از مازندران با خاك نرم
و لطيف خاكستري رنگشان ظروفي نظير اين
كوزه ميسازند كه وقتي در كوره ميرود
رنگ آن به صورت رنگ آجري قرمز كم رنگ در ميآيد.
آنها عادت نداشتند روي ظروفشان نقوشي به
وجود آورند و هنوز هم عادت به اين كار
ندارند، ولي شكل ظروفشان بسيار زيباتر از
شكل ظروف ديگر نقاط ايران است. امروز در
سياه كل، نزديك لاهيجان، در سليمان آباد
نزديك شهسوار و در بسياري ديگر از نقاط
گيلان و مازندران نظاير اين ظروف ساخته ميشود،
و من به چشم خود ديدم كه در سليمان آباد
سازنده آن زني بود كه با مهارت فوق العادهاي
روي چرخ كوزهگري ظروف بسيار زيبايي حتي
زيباتر از ظرفي كه ملاحظه ميفرماييد ميساخت
و شوهرش آن را به كوره ميبرد. واقعاً
بسياري از اصول زندگي در كشور ما از هزاران
سال پيش بدون تغيير مهمي ادامه يافته است.
اين ظروف از كلورز نزديك رودبار پيدا شده
است ( رودبار نزديك رشت ). |