ـــــ . "بياديك همكار ازدست رفته". دوره12، ش133 (آبان52): 41-43، تصوير.

 

خلاصه:شرحي برزندگي وفعاليتهاي دانشمند محقق و استاد دانشگاه "دكتر عباسي زماني" و تاليفات وفهرست مقالاتي كه دراين مجله چاپ شده است.

بياد يك همكار از دست رفته

در آخرين روزهاي تيرماه، «هنر و مردم» همكار عزيز و گرانقدري را از دست داد. او، دكتر «عباس زماني» بود. دانشمند و محقق گرانمايه، پژوهنده‌اي خستگي ناپذير و انساني با تمام خصال برجسته انسانيوژ.

مرگ اين عزيز، دريغي بجاي نهاد براي ما، و درد و اندوهي كه دل را لبريز كرده است. ديغا، كه مرگ او را بي‌هنگام ربود.

دكتر «عباس زماني»، روز بيست‌وهشتم تيرماه، در يك حادثه فجيع رانندگي در راه مشهد- بسختي مجروح و مصدوم شد. هفت شبانه‌روز، نيمه جان، بر تخت بيمارستان با مرگ ستيزه كرد. پزشكان نيز براي رهائي‌اش از چنگال سياه مرگ، تلاش بسيار كردند. ليكن هر ستيز و تلاشي بيهوده و عبث بود. دست بي‌ترحم اجل، نقطه پايان بر آخرين ورق دفتر زندگي‌اش نهاد و مرگ، پيروز شد …

«هنر و مردم» اين ضايعه غم‌انگيز و دردناك را به بازماندگان مرحوم دكتر «عباس زماني» و شاگردانش تسليت ميگويد و يادش را گرامي ميدارد.

آنچه در پي ميآيد، زندگينامه كوتاه و فشرده‌ايست از مرحوم دكتر «عباس زماني» با نگاهي كوتاه به فعاليت‌هاي علمي او و اشاره به چگونگي فاجعه‌اي، كه اين وجود عزيز و گرانمايه را از ميان ما ربود …

او بسال 1297 در خانواده‌اي متوسط، در «گناباد» (از شهرهاي استان خراسان) متولد شد، روزگار كودكي را همانند ديگر كودكان، سپري كرد و چون كيف و كتاب بدست گرفت و روانه مدرسه شد، آن عشقي پرشور كه در خانواده او موروثي مينمود، در وجود او بيدار شد: عشق به دانش و فرهنگ …

او، از همان آغاز، اين ميراث ارزنده را گرامي داشت. در كلاس، هميشه جزو شاگردان برجسته و ممتاز بود. حتي ميتوان گفت ممتازترين شاگردان كلاس بود. گواهينامه شش كلاسه ابتدائي را در «گناباد» گرفت و از آنجا كه عشق و علاقه به «فرهنگ» در نهادش بود، در سال 1315 با تصديق ششم ابتدائي، در «اداره معارف» آنزمان (آموزش و پرورش فعلي) مشغول كار شد. خود، بسيار جوان بود، كه نوجوانان همشهري‌اش را درس مي‌آموخت. تا سال 1323 به تدريس پرداخت و در اين زمان، به رياست كارگزيني اداره فرهنگ سابق گناباد منصوب و مشغول كار شد، ضمناُ تدريس را همچنان ادامه ميداد. هفته‌اس چند ساعت، رياضات سالهاي اول و دوم و تاريخ ادبيات سيكل دوم دبيرستان را تدريس ميكرد. و اين جاي شگفتي ندارد كه: چگونه او كه فقط تصديق كلاس ششم ابتدائي را داشت، دروس دبيرستاني را به دانش آموران مي‌آموخت. زيرا او درحين كار، درس مي‌خواند و طرفه آنكه او دروس دبيرستاني را، پيش خود و بدون معلم فراگرفته بود.

درسال 1333 به مشهد آمد و موفق به گرفتن ديپلم ادبي شد. يكسال بعد (1334) در كنكور دانشگاه، در رشته حقوق شركت كرد و به دانشگاه راه يافت. ليكن يكسال بيشتر حقوق نخواند وسال بعد، رشته‌اش را عوض كرد و به دانشكده ادبيات رفت. اين تغيير رشته، بخاطر شوق و علاقه وافري بود كه به رشته باستانشناسي داشت. بالاخره چهارسال بعد- در سال 1339- شاگرد اول دانشكده ادبيات شد و ليسانس خود را گرفت.

در اين هنگام، از طرف دولت، يك بورس چهارساله در اختيارش گذاشته شد كه به فرانسه برود. با استفاده از اين بورس، راهي فرانسه شد و با استعداد شگرف و پشتكار فوق‌العاده‌اي كه داشت، دوره چهارساله دكترا را در مدت دوسال و نيم گذراند و يكسال و نيم زودتر به ايران برگشت. براي آموختن شتاب داشت. از هر لحظه‌، براي كسب علم و دانش سود مي‌جست. بيم داشت كه لحظه‌اي را، بدون آموختن از دست بدهد. روي همين اصل، در طول دوسال و نيم تحصيل دكترا درمدرسه «لوور»، دوره زبان فرانسه را نيز گذراند و حتي، درميان فارغ‌التحصيلان دشته زبان فرانسوي، عنوان شاگرد اولي را كسب كرد. و چنين بود كه در بازگشت از فرانسه وقتي دوستان و آشنايانش از او درباره «جاهاي ديدني و جالب» فرانسه مي‌پرسيدند، او بيشتر از هر چيز درباره محيط دانشگاه، كلاس درس و قيافه و خصوصيات استادان فرانسوي‌اش حرف ميزد.

مرحوم دكتر «عباس زماني»، وقتي از فرانسه به ايران برگشت، در دانشكده‌هاي الهيات، ادبيات، هنرهاي زيبا و هنرهاي دارماتيك، به تدريس پرداخت، و تا پايان عمر، همچنان بكار تدريس در دانشگاه ادامه داد.

مرحوم دكتر «عباس زماني»، پركار و خستگي ناپذير بود. ژرف نگر و ژرف انديش و آنچه را آموخته بود، با علاقمندي بسيار به شاگردانش مي‌آموخت، زندگي‌اش، در آموختن و آموزاندن سپري شد. هميشه ميخواست بداند و به درستي بداند. بيش از همه، به كار باستانشناسي عميقاً عشق مي‌ورزيد تا آنجا كه تابستانها، تمام وقت خود را  صرف تحقيقات ارزنده‌اي نيز بعمل آورد. او، گنجينه گرانبهائي از دانش و فرهنگ بود. مقالات علمي و تحقيقي بسيار نوشت، كه هر يك به نوبه خود مقام والائي در شناساندن تاريخ و فرهنگ و تمدن باستاني ايران دارد. بيشتر مقالات علمي و تحقيقي او، در مجله «هنر و مردم» بچاپ رسيده است و كتابهاي او نيز از طرف وزارت فرهنگ و هنر و دانشگاه چاپ و منتشر شده است. پاره‌اي از تأليفات مرحوم دكتر «زماني» عبارتند از:

الهيات و معارف اسلامي- سير تحول معماري ايران از آغاز تا پايان دوره سلجوقي- پيوندهاي تاريخي تخت جمشيد هخامنشي و اصفهان عصر صفوي- گوشوار و گوشوار تزئيني در آثار تاريخي اسلامي ايران- قدمت و تمدن به هزار ساله دشت قزوين و … بسياري كتابها، مقالات و سخنراني‌ها و كنفرانس‌هاي علمي ديگر.

مرحوم دكتر «زماني»، در تحقيقات علمي باستانشناسي دشت قزوين نيز شركت داشت. نيز پيرامون آثار باستاني زادگاهش- گناباد- بررسي‌ها و تحقيقات علمي قابل توجهي كرده بود. از جمله «حلقه دختر شوراب» گناباد، هنر سال سازي در «مند» گناباد، «قلعه فرود» گناباد، سه اثر تاريخي در «زيبد» گناباد، «حلقه دختر مزاريستان» گناباد تحقيقات جالبي بعمل آورده بود كه هر يك از اينها، طي مقاله‌اي در مجله «بررسي‌هاي تاريخي» و مجله «هنر و مردم» بچاپ رسيده است. او همچنين در كنگره‌ها و سمينارهاي مختلفي شركت داشت و حاصل مطالعات و تحقيقات علمي خود را در سخنراني‌هاي علمي متعدد، در دسترس دانش‌پژوهان و علاقمندان قرار ميداد.

*   *   *

مرحوم دكتر «زماني»، بسال 1327 با خانم فخرايران مطلبي پيوند زناشوئي بست. حاصل اين ازدواج، دو دختر فرشته و فريور و يك پسر بنام فرهاد است.

خانم «فخرايران»، درباره همسرش مي‌گويد:

- هيچ چيز باندازه مطالعه بر روي يك اثر تاريخي و نوشتن يك مقاله تحقيقي، خوشحالش نمي‌كرد.

او، خانواده‌اش ر اصميمانه دوست داشت. متواضع و فروتن بود. وجودش از عطوفت و مهرباني لبريز بود. در سفرهايش، از فرصت استفاده مي‌كرد و به مطالعات علمي مي‌پرداخت. گاه، همانطور كه در جاده ميرفت، بناي مخروبه‌اي توجهش را جلب مي‌كرد. مي‌ايستاد و به بررسي بنا مي‌پرداخت، عكسبرداري ميكرد و از افراد محلي تحقيق مي‌كرد. سرشار از شور و شوق كار بود. در تمام طول حيات خود، هرگز روزي را به بيكاري نگذراند. وقتي كار تحقيق درباره موضوعي را بپايان ميرساند، سخت به هيجان مي‌آمد. آنوقت كار ديگري را شروع مي‌كرد. هرگز بررسي و تحقيقي را نيمه‌كاره رها نمي‌كرد.

مرحوم دكتر «زماني» معمولاً سالي يكبار به مشهد ميرف. تابستان، فصل اين سفرها بود. از مشهد، پس از زيارت امام رضا (ع)، راهي زادگاهش ميشد … اما، آخرين سفر او، هرگز بپايان نرسيد.

فاجعه، در راه تهران- مشهد- بيست‌ودو كيلومتر بالاتر از قوچان، اتفاق افتاد. باتفاق همسر، دو فرزند و برادرزاده‌اش، طبق معمول همه ساله، عازم مشهد بود. شگفت اينكه همسرش مي‌گويد:

- دكتر، معمولاً در سفرهايش عجول نبود و شتاب نمي‌كرد. اما اين‌بار، با شتاب عازم اين سفر شد. شب سه‌شنبه بيست‌وششم تيرماه بخانه آمد و گفت: بچه‌ها حاضر باشيد، فردا صبح حركت مي‌كنيم. روز بعد، ساعت چهارونيم صبح از تهران حركت كرديم. تفريح‌كنان ميرفتيم. شب، به شاه‌پسند رسيديم و خوابيديم …

و صبح روز فاجعه، مرحوم دكتر «زماني» و خانواده‌اش، نزديك ظهر به قوچان رسيدند- 22 كيلومتر از قوچان رد شدند كه ناگهان اتومبيلي كه از روبرو ميآمد، هنگام سبقت گرفتن از يك اتوبوس، با اتومبيل حامل دكتر و خانواده‌اش، بشدت تصادف كرد. دراين تصادف تنها مرحوم دكتر «زماني» آسيب و صدمه بسيار ديد. سايرين نيز مجروح و مصدوم شدند. ليكن خطري متوجه جانشان نشد …

او را بي‌درنگ به قوچان رساندند وبه بيمارستان بردند. جراحات وارده شديد بود ناچار از قوچان، به مشهد انتقالش دادند و از مشهد نيز به تهران منتقل گشت. هفت روز، در برابر مرگ مقاومت كرد. ليكن، دريغا، كه مرگ آمده بود و بازگرداندنش غيرممكن بود. بالاخره، درست يكهفته پس از تصادف، در روز پنجشنبه چهاردهم مرداد ماه، ساعت هشت‌ونيم صبح، براي هميشه ديده برهم نهاد و زندگي را بدرود گفت …

اما، ياد او و آثار ارزنده‌اس كه از او بجاي مانده است، هرگز نخواهد مرد. خاطره‌اش، در ياد دوستان و آشنايان، جاودانه زنده خواهد ماند.

روانش شاد باد …

فهرست مقالاتي از شادروان دكتر عباس زماني كه تاكنون در مجله هنر و مردم بچاپ رسيده است

شماره 92

 مسجد جامع گناباد

1

« 93

 پيچ تزييني در آثار تاريخي اسلامي

2

« 103و102

 مقرنس تزييني در آثار تاريخي اسلامي

3

« 104

 مقرنس تزييني در آثار تاريخي اسلامي

4

« 106

 گوشوار و گوشوارة تزييني

5

« 108و107

 شباهتهاي تخت‌جمشيد هخامنشي‌واصفهان عصرصفوي

6

« 110

 شيار وشيار تزييني در آثار تاريخي ايران

7

« 116

 در مساجدايران «نقشه سبك بدوي‌عرب» وجود ندارد

8

« 118

 قدمت و تمدن نه هزارساله دشت قزوين

9

« 120و119

 هنر سفال‌سازي در مند گناباد

10

« 121

 منار و منارة تزييني در آثار تاريخي

11

 كاخك گناباد

 مزار سلطان محمد عابد

12

« 126

 طرح اربسك و اسليمي در آثار تاريخي ايران

13

« 127

 طاق‌نما و نغول تزييني در آثار تاريخي اسلامي

14

« 128

 خط كوفي تزييني در آثار تاريخي اسلامي