|
|
||
ملكزاده، ملكه (بياني). "مهرها،وسائل شناسايي روزگاران كهن، شمهاي از تاريخچه مهردرايران ـ نقوش مهرها و كندهكاريها ـ علت بوجود آمدن مهر". دوره 12، ش 133 (آبان 52): 44-50، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:نحوه پيدايش مهر در ادوار باستاني، عملكرد مهردرآن زمان، تاريخچه و نقوش مهرها، جنس ابتدائيترين مهرها، انواع مهرها، مهرهاي قيمتي و زيباي ساساني، مهر دردوره اسلامي. |
|
|
|
مُهرها،
وسائل شناسائي روزگار كُهن شمهاي
از تاريخچه مهر در ايران- نقوش مهرها و
كندهكاريها- علت بوجود آمدن مهر گفتگو
با خانم دكتر ملكزاده بياني از
جمله آثاري كه سهم بارزي در شناسايي
بسياري از مسايل گوناگون از ادوار گذشته و
كهن را دارد و تحقيق و بررسي در آنها
ميتواند بابگشاي بسياري از مجهولات
بازمانده روزگاران ديرين باشد، مهرها و
آثار كندهكاري شده است. از
جهتي كندهكاري را شايد بتوان اولين اثر
هنري انسان بدوي دانست كه بوسيله آن تلاش
نموده تا خواستههاي مادي و ظاهري، اميال
و محسوسات روحي و فكري خود را منعكس سازد. انسان
پيش از تاريخ درحدود هزاره ششم پيش از
ميلاد و اوايل هزاره پنجم از پناهگاههاي
سنگي و غارها دست كشيد و سكونت در دشت را
آغاز كرد. با پيشرفت تمدن انقلابات مدني از
قبيل: خانهسازي، اهلي كردن حيوانات،
فعاليتهاي كشاورزي، صنعت سفالسازي،
كوزهگري، تهيه دوكهاي سنگي و گلي براي نخريسي
و پارچهبافي و ساختن ابزارهاي مختلف حتي
لوازم زينتي و آرايش از انواع سنگها و
مهرها ارتباط بين اقوام و ملتها بيشتر شد.
و در نتيجه معاملات و تجارب توسعه پيدا كرد.
در همين زمان بود كه حس زيبائيشناسي بشر
را بر آن داشت كه به قطعات استخوان و ابزار
ديگري چون سوزن و درفش و نيزه و غيره كندهكاري
كنند و هم دراين زمان بود كه بر روي خشتهاي
گلي كه تأثيرپذير بودند نقوشي قرار دادند
كه از اثر آن نقوش مالكيت افرادي كه خستزده
بودند معلوم ميشد. بدين ترتيب اولين اثر
مهر كه تشخيص مالكيت بوسيله آن اعلام ميشد
ايجاد گرديد. با
پيدايش مهر در هزارة چهارم پيش از ميلاد
مرحلة جديدي در مناسبات تجاري و معاملات
پديد آمد. مهمور كردن انواع كالاها و ظروف
و كوزهها و خمرهها علاوه بر ثبوت
مالكيت نشانه امضاي صاحب كالا را نيز
داشته است. لذا دراين قبيل دادوستدها كه
پايه و اساس شناسايي صاحب كالا بوده است
صحت كالا بنا بر وجود مهر سازنده يا
فروشنده مورد قبول واقع ميشده است و مهر در
امور تجاري و اقتصادي و مالي موجب تسهيلات
بيشماري گرديده است. |
|
فرامين
و اسناد مالي و اداري نيز به اين ترتيب مهر
ميشد و به نقاط دور و نزديك فرستاده ميشد.
چنانكه در كاوشهاي شوش تعداد زيادي از اين
آثار بدست آمده است كه در موزة ايران
باستان موجود است. همينطور تعداد زيادي
آثار مهر از دورة ساساني از گرگان و تپههاي
تاريخي خوزستان و تخت ابونصر بدست آمده
است. تاريخچه
و نقوش مُهرها نقش
مهرها در ادوار متفاوت گونهگون بوده است.
اولين نقشها، نشانة كاملي از هنر، آداب،
رسوم، وضع زندگي، معتقدات و انديشه مردمان
آنروزگار بوده است. با تحقيق و بررسي دراين
آثار مي توان به بسياري از مايلي كه براي
شناسايي تمدن اقوامو ملل و تقويم تاريخ
آنها ضروريست دسترسي يافت. جنس
ابتداييترين مهرها از گل پخته، سنگ گچ،
سنگ آهن، مرمر و سپس از سنگهاي مختلف ديگر
ميباشد كه اكثر بشكل مكعب يا دگمهاي است
كه بر سطح آنها كندهكاري شده است گرچه در
مهرهاي استوانهاي شكل بدنة آنها منقوش
است. بر مهرهاي كهن هزارة چهارم پيش از
ميلاد بيشتر نقوش از خطوط هندسي و حيوانات
تشكيل يافته است. از هزارة سوم ببعد صحنههاي
متنوع از مبارزةقهرمانان افسانهاي چون
گيل گمش و انكيدو و نيز مبارزة حيوانات
عجيب و غريب ديده ميشود. |
|
فرهاد چهارم اشكاني
(38- 3 ب.م) |
مهر استوانهاي
شكل- (هزاره سوم پ.م) |
مهر
استوانهاي شكل- (هزاره دوم پ.م)
|
مهر
استوانهاي شكل- شوش (اوايل هزاره دوم: پ.م) |
|
سكه
سيمين بهرام دوم با ملكه 276- 292 ميلادي |
سكه
ملكه موزا زن فرهاد چهارم شاهنشاه اشكاني
و مادر فرهاد پنجم (فرهادك)،(2 پ.م تا 4
ميلادي) |
سكه
فرهاد پنجم شاهنشاهي اشكاني (2- پ.م تا 4
ميلادي) |
|
از
اواسط هزارة سوم تا اواخر هزارة دوم صحنههاي
متنوعي كه از طبيعت الهام گرفته شده و در
ضمن عقايد و خرافات مذهبي نيز در آن راه
يافته، بر روي مهرها نقل است. مانند: درخت
مقدس كه مظهر زندگيست و گاهي با تزيينات
ديگري چون بز كوهي يا گاوميش كه در كنار
درخت حك شدهاند، همراه است (بز كوهي مظهر
فراواني و نشانة روييدنيهاست.) بر نوعي
ديگر از مهرهاي اين زمان، شخصي شاخة درختي
را بدست دارد كه آنهم نمونهاي از درخت
مظهر زندگيست. در
صحنههاي مختلفي كه از خدايان است افراد و
معتقدان كه بسوي او روي آوردهاند با
هدايا و نذور ديده ميشوند. در زمينةمهر
انواع مظاهرطبيعت كه بستگي به موضوع نقشه
دارد از قبيل: هلال ماه، ستاره- كه مظهر
آسمان و خورشيد ميباشد- كوزه آب كه مظهر
خداي بزرگ است (=گوزهگر بزرگ) ميز هدايا،
گرز، ماهي مقدس، دو شاخة دندانهدار (=
علامت صاعقه) و بسياري از نشانههاي ديگر
كه هر يك نمونهاي از معتقدات و توجه صاحب
مهر و پيوستگي او به اين مسايل ميباشد نقش
شده است. ضمناً
بايستي توجه داشت كه صاحبان اغلب اين
مهرها آنها را مانند طلسمي براي حفاظت خود
از شر ارواح پليد و دفع آفات و خطرات و
مصائب- كه هنوز اثر آن در نظر قربانيها
براي بچهها متداول است- بكار ميبردند. مهرهاي
استوانهاي شكل بسيار جالب توجهي با نقش
شمش (خداي خورشيد و عدالت) موجود است كه از
شانههاي شمش كه مرديست بروي تخت نشسته،
شعلههايي ساطع است. يا خداي مار كه مظهر
آبهاي زيرزميني ميباشد كه نيمي از بدن او
بشكل انسان و نيم ديگر مار است. در
بسياري از مهرهاي استوانهاي شكل وضع
زندگي مردم و پارهاي از صنايع آن نشان
داده شده است، مانند: صحنههاي شكار، گلهداري،
كوزهگري، بافندگي، پختن نان، يا شخم زدن
زمين و نيز آثار ساختماني معابد يا آغل
براي چهارپايان و سيلو براي حفاظت و
نگهداري غله و بسياري از مسايل ديگر. در
دورة كاسيها صحنههاي مهر سادهتر و
اغلب آنها داراي نوشته ميباشند. اغلب اين
نوشتهها متضمن دعا و اوراد است. از دورة
هخامنشي ببعد براي تهيه مهر از سنگهاي
قيمتي نيز استفاده شده است. مانند انواع
عقيق، سنگ يشم، لعل، سنگ لاجورد، ياقوت
وسيم و زر. در
دورة هخامنشي بيشتر آثار منقوش بر روي
مهرها صحنههايي از شكارگاهها يا جدال با
حيوانات و تصوير شاهان و بزرگان اين دوره
است. بسياري
از اين نقوش كه جدال يا مبارزه يكي از
بزرگان هخامنشي يا شاهزادگان و يا
شهرياران آن عصر را با شيريا گراز و يا يكي
ديگر از حيوانات نشان ميدهد شبيه به نقوش
كندهكاري شده در كاخهاي تخت جمشيد
ميباشد. گاهي علاوه براين نقوش بين دو تن
از بزرگان آتشدان مقدس قرار گرفته است و در
برخي از آنها نيمتنة اهورمزدا در بالاي
صحنه بچشم ميخورد. يكي
از مهمترين مهرهايي كه از اين دوران دردست
است مهر معروف داريوش ميباشد كه اينك در
موزةبريتانيا قرار دارد. بر روي اين مهر
استوانهاي شكل داريوش شاهنشاه هخامنشي
كه تاج برسر دارد در داخل گردونه ايستاده
است. اين گردونه كه بوسيله دو اسب كشيده ميشود
توسط گردونهران هدايت ميشود. داريوش
درحالي كه با قدرت تمام دراين گردونه
ايستاده و كماني بدست دارد تيري بسوي شير
قوي هيكل كه درحال حمله ميباشد رها كرده
است. در بالاي اين مجلس، نيم تنة اهورمزدا
منقوش است. در قسمت پائين همين مهر زيرپاي
اسبها، لاشة يك شيرافتاده و درپشت
گردونه درخت خرما واقع است و نام داريوش به
خط ميخي، پارسي، بابلي و ايلامي نقل
گرديده است. از
دورةاشكاني نيز تعدادي مهر بدست آمده كه
بيشتر تصوير بزرگان بصورت تمام قد يا نيمتنه
و يا نقوش حيوان است. |
|
مُهرهاي
قيمتي و زيباي ساساني در
دورة ساساني كه جنس مهرها از بهترين
سنگهاي قيمتي است ديگر مهر بصورت استوانهاي
شكل نيست و اغلب مهرها نيمكره يا بيضي
شكل ميباشند كه تصاوير و مطالب در طرف مسطح
آنها نقل گرديده است. بر مهرهاي ساساني
نقوش بسياري مشاهده ميشود كه بيشتر نقش
حيواناتي چون: شتر، گاو، گوزن و اسب و
اقسام: پرندگان و نيز ماهي و عقرب و گاهي
حيوانات افسانهاي مثل: گاو و اسب بالدار
و گوزن بالدار و نيمتنةانسان، نيم تنة
انسان بالدار و نيز شخص ايستاده يا سوار بر
اسب ميباشد، همچنين شعارهاي ساساني
بصورمختلف، نقش خداي مهر و آناهيتا،
آتشدان مقدس و با نوشته به خط پهلوي متضمن
نام وعنوان صاحب مهر و يا نام شهر بر روي
پارهاي مهرها كنده شده است كه مربوط به
امور رسمي و يا اداري است. از
اين دوره ميتوانيم به مهر بسيار زيبائي
از بهرام چهارم اشاره كنيم كه اينك در موزه
بريتانيا وجود دارد. بر اين مهر شاهنشاه
ساساني در حاليكه ايستاده است با نيزة
بلندي كه در دست دارد بسر دشمن ميزند. در
اين مهر كوچك تمام تجملات و نشانههاي
ظاهري از قبيل: تاج و لباس و زينتآلات
شاهنشاه با قدرت تمام حكاكي شده است. ديگر
مهر انگشتري با نقش قباد اول است كه در
گنجينة كتابخانة ملي پاريس محفوظ است. در
اين مهر تصوير نيمرخ قباد اول بطور كامل
و دقيق با تاج و زيورآلات گوناگون نشان
داده شده است. بدون ترديد اين نقش و تصويري
است حقيقي از شهريار ساساني و اين ادعا
تطبيق دارد با آنچه طبري در تاريخ بلعمي
دربارة او گفته است: «قباد
سخت نيكوروي بود و هركه او را بديدي بدانست
ملكزاده است.» همچنين بايد به مهر ملكه (ساساني)
دنيك زن يزدگرد دوم اشاره كرد كه مدتي در
تيسفون به فرمانروايي پرداخت. در اين مهر
تصوير نيمتنة بسيار زيباي ملكةساساني
مشاهده ميشود كه داراي چهرهاي زيبا است
كه از خلال اين زيبائي قدرت و اراده بخوبي
نمايان است. چشمان ملكه دنيك زيبا، ابروان
هلالي، يعني كمي منحني و چانه او برجسته
بوده است. گيسوان انبوه او بافته شده بروي
گونهها و شانه و پشتسر ريخته است. ملكه
دنيك تاج مدوري داشته كه در بالاي آن قسمتي
از گيسوان آن بشكل گوئي قرار دارد كه
انتهاي گوي با نواري بسته شده است و تاج وي
داراي لبهاي است كه با جواهرات تزيين
يافته است. بر گوش او گوشواره آويزان است و
گردنبندي نيز داشته است.
مهر
در دورة اسلامي از
ابتداي دورة اسلامي تا بامروز مهر نقش
بسيار در زندگي فردي و اجتماعي و اداري و
اقتصادي داشته و فرامين واسناد و نامههاي
رسمي با اثر مهر رسميت پيدا كرده است. در
حقيقت مهر دوران اسلامي مانند دورة پيش از
اسلام نيز نشانگر يك سلسله آثار هنري از
لحاظ خط و كتابت و تحول آن تا بامروز
ميباشد. در اين دوره بيشتر بجاي اشكال
مختلف و نقوش نام ائمة اطهار يا آيهاي از
قرآن كريم و يا نام و القاب شخصي بكار رفته
است. از دورة صفويه ببعد گاهي نام صاحب مهر
ضمن قطعهاي از شعر نقل گرديده است.
درمجموعههاي مختلف موزههاي بزرگ دنيا
از مهرهاي بسياري از دورانهاي مختلف ايران
نمونههاي فراوان موجود است. در
موزة ايران باستان گنجينة بسيار غني و
كاملي از مهرها وجود دارد كه بسياري از
آنها از كاوشهاي علمي كه در نقاط مختلف
مملكت صورت گرفته بدست آمده است و مانند
آثار و منابع مهمي كه مربوط به تاريخ
پرافتخار مملكت ماست حفاظت و نگهداري
ميشود. مُهرها،
آثار هنري بيشك
مهرهاي ايران و كندهكاريهاي آن جزو
آثار هنري ايراناند و نقوش قبرها بهترين
نمودار اعتلا يا انحطاط هنري ادوار مختلف
بشمار ميآيند. در
دورة هخامنشي كه يكي از ادوار فوقالعاده
مهم هنري و دورةاعتلا و سربلندي ايران از
جهات مختلف ميباشد مهرها نيز داراي همين
مزايا و مشخصات هستند و جزو شاهكارهاي
هنري جهان بحساب ميآيند. مهرهايي از دورةساساني
بجاي مانده كه هريك بنوبة خود نمونة بارزي
از اعتلاي هنر، اين دوران ميباشد. بار
دردست داشتن تعداد بيشماري از ظروف سيمين
و زرين اين دوره كه صحنههاي مختلف
شكارگاه يا مجلس بزم و غيره بر آن نقل شده
است و هريك از آنها درحد خود يك شاهكار
ديدني و جالب است ميتوان به هنر حكاكي و
قدرت هنري حكاكان بزرگ در ايندوره پيبرد. |
|
مهر
استوانهاي شكل از مجموعه كتابخانه ملي
پاريس يكي از شاهان هخامنشي با وليعهد |
پشت
سكه هرمز دوم |
مهر
انگشتري شاهزاده خانم ساساني از مجموعه
موزه Truvulzio (تري ولزيو) در ميلان |
|
پاورقيها 1-
يكي از كهنترين محل سكونت در دشت در فلات
ايران در سيلك كاشان است كه ضمن كازشهاي آن
محل آثاري از اين دوران بدست آمده است. 2-
گيلگمش= پادشاه افسانهاي اورك بوده كه
بحدي مورد توجه عامه بوده كه ممالك همجوار
نيز مانند ايلام او را جزو اساطير خود قرار
دادند. انكيدو-
يك قهرمان افسانهاي سومريست كه بدن
حيوان و سر انسان با شاخ گاو دارد. 3-
نقل از صفحه 67 كتاب- سيماي شاهان و نامآوران
ايران باستان- تأليف: ملكزاده بياني-
دكتر رضواني. |