نجم‌آبادي، محمود. "ابن‌سينا، ازجنبه‌دانش پزشكي". دوره12، ش134-135 (آذرـ دي52).

 

خلاصه: ش134 (آذر52): 16-19، تصوير. بررسي كتاب قانون: نظرشيخ درباره مزاج، نبض، بيماري شناسي، بيماريهاي عمومي وهمه‌گير.

ابن سينا

«از جنبة دانش پزشكي»

دكتر محمود نجم‌آبادي

در شماره قبل مختصري از دانش پزشكي ابن‌‌سينا مأخوذ از كتاب قانون را بنظرخوانندگان گرامي مجله رساندم.

همانطور كه قبلاً اشاره شد براي آنكه بتوان به دانش پزشكي شيخ و عمق مطالب طبي وي دسترسي يافت،‌بايد آثار پزشكي (مخصوصاً قانون) شيخ را با دقت مطالعه كرد تا حق مطلب ادا گردد و اين امر مستلزم وقت زياد با عده‌اي طبيب و فيلسوف است كه شب‌وروز چندين سال بدين امر اشتغال ورزند كه اميدوارم اين مطلب روزي جامه تحقيق بخود بخشد.

اكنون فهرست‌وار بعضي مطالب پزشكي از قانون را به نحوي كه مورد پسند خوانندگان باشد تقديم ميداريم.

در باب مزاج شيخ نيز بمانند پزشكان سلف خود به مزاج عقيده‌مند بوده و اين عقيده را بيشتر از نظر يونانيان اخذ نموده بود. بدين معني كه ترجمه آثار طبي يونانيان را كه به عربي بوده مطالعه كرده و بدانها سخت عقيده‌مند بوده است.

شيخ در قانون مزاج را چنين گفته است:

«هر ماده و جسمك صاحب كيفيت و حالتي مخصوص به خود است، كه اين حالت يا كيفيت معلول كمي و زيادي ميزان و مقدار عناصر سازنده آن است. چنين كيفيت و حالت مزاج است (قانون كتاب اول تعليم سوم في‌المزاجات».

ابن‌سينا مزاجهاي چهارگانه (امزجه اربعه) را به مزاج خوني (دموي) و صفراوي و سودائي (ماليخوليائي) . بلغمي كه اولي يعني مزاج خوني را گرم و مرطوب ودومي يعني مزاج صفراوي ر اگرم وخشگ و سومي يعني مزاج سوداوي را سرد و خشگ و چهارمي يعني مزاج بلغمي را سرد و مرطوب ميدانسته‌است.

اين نظر شيخ بيش از هزار سال در طب جهان (مخصوصاً ايران وشبه قاره هندوستان) رواج كامل داشته واكنون با تطبيق با موازين طبي امروزي آنرا با متابليسم بدن تطبيق ميكنند.

شيخ در قانون با نظر ديگر مزاجهاي گرم و سرد و تر و خشك را مزاجهاي ساده و مفرد ميد اند و از مزاجهاي ديگري كه مزاجهاي ساده و مركب مي‌باشند بيان مطلب ميدارد.

بهر حال بطور كلي شيخ نه مزاج براي آدمي قائل بوده است: يك معتدل و هشت ديگر آن غير معتدل كه دايره مدار آنها همان حرارت و برودت و رطوبت و يبوست بوده است.

داستان مزاج آدمي از امور طبي به ادب پارسي سرايت كرده و بعلاوه در ميان مردم بسيار ساري و جاري گرديده كه عده‌اي را با روي سرخ و گلگون خوني مزاج و يا چهره زرد و لاغر صفراوي مزاج ناميده همچنين حالات عصبي را به مزاج سوداوي و بدن پف كرده و چاق را به مزاج بلغمي نسبت ميدادند و در حقيقت بايد گفت از بس امر مزاج در طب ديروزي رواج داشته و تمام اطباء بدان معتقد بودن به مردم عادي نيز سرايت كرده است كه بايد گفت مردان و زنان پير خانواده خود را يك طبيب آشنا به مزاج فرزندان ميدانستند و در مواقع لزوم داروهاي صفرابر و ضد بلغم و ضد سودا استعمال ميكردند و يا آنكه خون گرفتن (فصد) را در مزاجهاي خوني جائز مي‌شمردند.

عموم اطبائي كه به نُه مزاج معتقد بودند نهمين را اعتدال مزاج ميدانستند و همه نيز متفق‌القول چنين مزاجي را نادر (بلكه غير ممكن) ميدانستند، بدين معني كه مي‌گفتند شخصي كه اعتدال مزاجها در بدنش وجود داشته باشد بسيار نادر ميباشد. ضمناً اعتقد داشتند هرگاه يكي از اين چهار رطوبت بدن بر رطوبت ديگر غلبه كرد انجراف در مزاج و عدم اعتدال در آن هويدا ميگردد.

سعدي در گلستان مي‌فرمايد:

چندين روزي شوند با هم خوش

چهار طبــع مخـــالف ســـركش

جان شيرين بـرآرد از قـــــالب

گر يكي زين چهــار شد غالـــب

و باز از سعدي است كه در بوستان فرمايد:

مركب از اين چهار طبعست مرد

مزاجت تروخشك‌وگرم‌است‌وسرد

بهر حال ذكر سطور بالا از آن نظر بود كه تا اندازه‌اي اهميت مزاج در طب ديروزي جهان بر خوانندگان معلوم و مشهور گردد.

اما اگر بخواهيم كماهو حقه موضوع مزاج و تطبيق آنرا در طب امروزي به نظرخوانندگان انديشمند مجله برسانم مطلب در باب آن نگاشت تا حق مطلب ادا گردد، لذا بهمين مختصر قناعت كردم.

درباره نبض- شيخ را عقيده آن بود. كه: «نبض يك توازن و تناسب موسيقاري دارد».

اجازه فرمائيد عين عبارت شيخ را كه رد قانون آمده متذكر گردم، او گويد: «وَ اِنَّ للَّنبض حَركهٌ موسيقاريه».

شيخ تشخيص بيمار ي را از نبض بيمار و تشخيص نوع نبض را از نبض بيماري بيان داشته، يعني گاهي از معلول به علت و زماني از علت به معلول ادا، مطلب كرده است. حكايت درمان خواهرزاده قابوس كه شيخ انجام داده نمونه‌اي از اين امرميباشد.

شيخ قريب چهل نوع نبض در قانون و رساله پارسي رگ‌شناسي (رساله در نبض) متذكر گرديده است.

جالينوس اهميت گردش خون و زمان استراحت و نكات برجسته‌اي از آن را متذكر گرديده و بعداً ابن‌سينا خواص ضربان نبض و قدرت آنرا و عروق كوجك و سنگين و طول نبض و نكات جديدي را بر نظرات جالينوس اضافه كرده است.

دو صفحه از قانون د باب قولنج (نسخه خطي)

دو صفحه از قانون در باب دردها. (نسخه خطي)

در بيماري‌شناسي- در بيماري‌شناسي يا علم‌الامراض اطلاعات شيخ بسيار وسيع و كامل بوده و بطور قطع ميتوان گفت آنچه او در علم‌الامراض در آثار خود آورده تا زمان خود كاملترين و جامعترين و وسيع‌ترين معلومات پزشكي بوده است.

كتاب سوم و چهارم قانون در باب حميع بيماريها از سرتا پا و بيماريهاي مخصوص يك‌يك اعضاؤ ميباشد.

شيخ در اين دو كتاب از تمام امراض تا دوران خود با نظرات شخصي بيان مطلب مي‌كند.

در اين دو كتاب شيخ از جميع بيماريهاي داخلي و خارجي (تا دوران خود) بحث بسيار شيريني دارد. مثلاً درباره بيماريهاي خارجي از شكستگي‌ها و دررفتگي‌ها و ضربه و ضغطه و پارگي‌هاي نسوج و درمان آنها صحبت كرده و همچنين درباره بيماريهاي داخلي از قبيل تب مطبقه (يا در اصطلاح خراسانيها تب دامنه) و تب محرقه و آبله و سرخك و اسهال‌ها و سردردها و خلاصه تمام بيماريها از سر تا قدم مطالبي ارزنده ذكر كرده است.

شيخ سرطان را يك نوع غده‌اي ميداند كه اصلش از سودا است. از انواع كيست‌ها (كيسه‌ها) چه كيست‌هاي چربي و چه ساير كيست‌ها در قانون مثال آورده و درمان آنها را متذكرشده است، بوعلي‌سينا در قانون هنچنين از جذام بسيار مثال آورده و آنرا از داءالفيل (پيل پا) تفكيك كرده و داءالفيل را سرطان پوست نام نهاده است.

درباره آسم (يا ضيق‌النفس عصبي يا ضيق‌النفس عصباني) نظريه شيخ خلطي است.

مدتها پزشكان مغرب‌زمين علت آنرا به سبب تشنج (اسپاسم) عضلات تنفسي ميدانستند، ولي اكنون ورم مخاط برنش‌ها و وجود بلغم را در مجراي تنفسي و زيادشدن ترشحات بلغمي كه باعث انسداد مجاري تنفسي ميگردد، مورد نظر دانشمندان علم طب ميباشد.

شيخ گويد: «براي درمان آسم بايد داروهاي ملطف (لطيف كننده) و نضج دهنده به بيمار داد، به نحوي كه ماده خشك نگردد و باعث غلظت آن نشود».

ابن‌سينا در هزار سال قبل از بكاربردن داروهاي واگولي‌تيك و سمپاتومي‌‌تيك بر ضد آسم استفاده نميكرده است.

بهرحال درباره اين بيماري ابن‌سينا را شاهكارهائي است كه تذكر همه آنها باعث تطويل مقاله مي‌گردد.

صفحه آخر كتاب ادويه مفرده (نسخه خطي)

دو صفحه از آخر كتاب ادويه مفرده قانون (نسخه خطي)

درباره سل- در هزارواندي سال قبل ابن‌سينا بودن داشتن وسائل پرتونگاري و اشعه مجهول از سل ريوي و سه مرحله آن (مرحله ابتدائي و مرحله نرمي و مرحله غاري) كه در بدن آدمي پديدار ميگردد، بحث كرده است، كه عيناً با معلومات امروزي تقريباً هيچ اختلافي ندارد.

وي درمان سل را با مواد مأخوذ از تربانتين و مازو و گردو توصيه مي‌كند كه هرسه اين دارو ضد سل ميباشند و تا چندي قبل نيز متداول بوده است (قانون فصل مربوط به بيماري سل).

بسيار جاي تعجب است كه با فقدان وسائل آنروزي شيخ توانسته است چنين نظريه‌اي بدهد. اينجاست كه بايد گفت به‌ظن قوي نزديك به يقين شيخ تشريح كرده است.

درباره اسهال- شيخ اسهال را با آب پنير و پنير بز درمان مي‌كرده، يعني همين علمي كه امروزه درباب داروهاي ضد اسهال برمبناي اسيد لاكتيك مجري ميگردد. بنابراين از آن زمان شيخ تصور و فكر مخمر لاكتيك را داشته است. در اين باب نظرشيخ با رازي يكي است و تا آنجا كه از كتب تاريخ طب و آثار رازي مستفاد ميگردد ولي (رازي) از پيشقدما درمان اسهال برمبناي اسيد لاكتيك ميباشد.

به نظر اين‌جانب ميرسد كه شيخ اين مطلب را از رازي و آثار وي اقتباس كرده است.

چون سخن به‌نام رازي طبيب نامدار ايران رسيد لازم ميدانم بطور معترضه متذكر گردم كه «شيخ حتماً و يقيناً از آثار طبي رازي (مخصوصاً حاوي رازي) و ملكي اهوازي (كتاب كامل‌الصناعته الطبيته الملكي تأليف علي‌بن عباس مجوسي اهوازي ارجاني) استفاده كامل كرده است و اگر كتابهاي اطباء سلف را (مخصوصاً دو كتاب نامبرده در بالا) نخوانده بود نمي‌توانست كتاب جامع قانون را برشته تحرير درآورد، مضافاً بدانكه كتاب قانون از قلم يك فيلسوف دانشمند ميباشد و از آن گذشته شيخ در منصب صدارت بوده و در زمان خود قانون را براي شاگردانش تدريس ميكرده است. بهرحال مقصود از نگارش چند سطر بالا ازآن نظر بود كه خوانندگان اين سلسله مقالات بدانند كه بطور كلي تأليف با تصنيف كتابي در هر علمي ميسر نخواهد بود، مگر آنكه كتب و آثار پيشينيان مطالعه شود.

درباره بيماريهاي عمومي و همه‌گير- شيخ درباره بيماريهاي عمومي و همه‌گير از هوا و آب وبائي در قانون صحبت كرده است و بر ضد بيماريها دود دادن را توصيه مي‌‌كند. بعباره آخري از قرنطينه سخن گفته است.

درمورد انتقال بعضي از بيماريها ابن‌سينا را عقيده آن بود كه اين بيماريها از مادر به طفل انتقال داده ميشود. اين نظر عيناً با نظر رازي يكي است. چرا كه رازي قبل از شيخ اين مطلب را در كتاب خود آورده است.

در اينجا مقاله  مربوط به اين شماره را ختم مي‌كنم و اميدوارم درشماره آتي دنباله اين مقال تقديم خوانندگان گردد. ضمناً اضافه مي‌‌نمايم كه اگر مقرر شود شاهكارهاي طبي شيخ فهرست‌وار گفته شود و يا بر روي صفحه كاغذ آيد شايد بيش از هزار مقاله و چندين هزار صفحه شود.

بنده تا آنجا كه برايم مقدور بود با بضاعت مزجات اين سلسله مقالات را تهيه و تقديم خوانندگان مجله كرده‌ام و اميدوارم براي آنان و همكارانم مفيد واقع گردد.      

پاورقي‌ها

1-Tempérament = Mélange dans les proprlitions données

2- Eléments

3- ايضاً در اصطلاح طب قدما مزاج را نتيجه يا كيفيتي كه از فعل و انفعال قواي فاعله يعني حرارت و برودت و قواي منفصله يعني رطوبت و يبوست.

4- Les quatre tempéraments

5- Tempérament sanguin

6- Tempérament bilieux

7-  Tempérament atrabilaire = Mélange

8- Tempérament phegmateux

9- Tempérament , Metabolisme

10- مطبقه يا تب مطبقه همان است كه به زبان فرانسوي Fiévre Typhoîde

11- Thyphus exanthématique

12- كلمه سرخك در زبان عربي «حصبه» و در زبان فرانسوي Rougole است.

13- Kystes

14- Lipomes

15- Trébentine

16- Noix de galle

17- Fumigation