صوراسرافيل، بهروز. "پوستر، زبان گوياي خطوط و رنگها". دوره 12، ش 134 (آذر52): 39-43، تصوير.

 

خلاصه:تاثير انقلاب صنعتي برروند تكامل هنر، معني "هنرگرافيك". گذشته تاريخي اين هنر،‌رونق هنرپوسترسازي از اواسط قرن نوزدهم، فعاليت پوسترسازان نامي: "دوميه ـ Daummier" ،"مانه ـ Manet" ، "لوترك ـ Lautrec".

پوستر، زبان گوياي خطوط و رنگها

بهروز صوراسرافيل

هنر، بعنوان پديده‌اي وابسته به فرهنگ، در طول تاريخ همواره «مؤثر» بوده است. البته ميران اين تأثير بي‌گمان در ادوار گوناگون يكسان نبوده اما بهر حال از زماني كه جوامع انساني شكل گرفته است، انسان هيچگاه از درگيري با «هنر» بكلي بركنار نبوده است.

قرن نوزدهم، همانگونه كه نقطه‌ي تحولي شگرف در تاريخ جهان بود، از اعصاري محسوب مي‌شود كه در آن مسئله‌ي هنر بگونه‌اي وسيع در بيشتر جوانب حيات آدمي،‌لااقل در اجتماعات صنعتي نفوذ و تأثير كرد. تغييرات و تحولات بسيار ي كه بر همه‌ي عوامل اجتماعي، اقتصادي و سياسي اين قرن بوجود آمد، هنر را نيز در حيطه‌ي گسترش خود گرفت. سرآمد اين تحولات بنيادي، بطور قطع انقلاب صنعتي اروپا بود. انقلاب صنعتي، روابط تازه‌اي را ميان گروههاي گوناگون وابسته به صنعت و توليد (كارگر، كارفرما، مصرف كننده) بوجود آورد و از طريق دگرگوني كيفي و كمي توليد و مواد توليد و مواد توليدي نيازهاي تازه‌اي را مطرح نمود. از اين نيازهاي تازه، يكي نيز وجود و اسطه‌هايي بود كه ميان توليدكنندگان كالاهاي صنعتي با مصرف‌كنندگان اين قبيل محصولات ارتباطي بيشتر بوجود آوردند. به‌عبارت ساده‌تر «توليد انبوه» Mass Production مشتريان انبوه نيز مي‌خواست. باين ترتيب حرفه‌ي «تبليغات» بوجود آمد و لاجرم رابطه‌ي ميان هنر (بدليل تأثيري كه بر مردم و اجتماع داشت) با اقتصاد و تجارت جداً مطرح شد.

آفيش از موشا

آفيش از دوميه

*   *   *

«هنرهاي زيبا» براي اولين بار نبود كه در گير مسئله‌اي كه بهتر است آنرا «طراحي گرافيك» (از واژه‌هاي فرانسوي Graphisme) بخوانيم تا «هنر تجارتي» مي‌شد. واژه‌ي «گرافيك» به معاني فوق‌العاده گوناگوني در هنر بكار رفته است. دايره‌المعارف «لاروس» در برابر گرافيك مي‌نويسد: از ريشه‌ي يوناني G raphikos به معني نوشتن يا رسم كردن يا نگاشتن- آنچه كه بوسيله‌ي علامات، طرح‌ها و بطور كلي بوسيله‌ي طرح خطي چيزي را بنماياند.

اما «هنر گرافيك» درمعناي امروزي، تمام شيوه‌ها و طرق تكثير و استفاده‌ي هنرمندانه از خطوط طرح‌ها و رنگ‌ها را دربر مي‌گيرد كه مي‌توان از ميان مهم‌ترين اين شيوه‌ها گراور، كليشه سازي، ليتوگرافي، سري‌گرافي و حتي صفحه‌آرايي و عكاسي را نام برد. گوناگوني شيوه‌هاي هنر گرافيك و طرق بياني آن به حدي است كه در بيشتر زمينه‌هاي صنعت و تجارت از تبليغات گرفته تا طرح‌ريزي صنعتي براي فرآورده‌هاي پيچيده‌ي ماشيني و الكترونيكي نفوذ كرده است.

در موزائيك‌هاي رومي نشانه‌هايي از آغاز هنر گرافيك وجود دارد. اين موزائيك‌ها بعنوان تابلوي مغازه‌ها، تزئين كف تالارها، يا علامت‌هاي ويژه‌ي اعلام خطر بكار مي‌رفته است. مثلاً موزائيكي از «پمپي» در دست است كه مضمون آن چنين است: «مواظب سگ باشيد». در اين موزائيك از تصوير سگي درنده براي ايجاد تأثير بصري بيشتر در بيننده استفاده شده است. اگر به زمان حاضر نزديك‌تر شويم نمونه‌هاي ديگر از آغاز بيان گرافيك مشاهده مي‌كنيم. نقاشاني مثل «هوگارث» نيز آثاري تبليغاتي براي صاحبان فروشگاهها و صنايع كشيده‌اند. اين تبليغات بصري، اندك اندك گسترش بسيار يافت تا در قالب يكي از مهمترين وسايل انتقال و اطلاعات و اخبار شكل گرفت و آن «پوستر» بود.

گروهي نخستين پوستر جهان را تبليغ ديواري «ويليام كاكستون» در سال 1477 ميلادي مي‌دانند، اما اتفاق نظر بيشتر محققان تاريخ هنر در آن است كه نخستين پيوند حقيقي ميان هنرمند و سوداگر در حدود سال 1860 بوجود آمد. دراين هنگام دانش نوين به شهروندان قدرت خريد بيشتري بخشيد. كالاهي ديگر به تعداد اندك در سطح محلي توليد نمي‌شدو در محدوده‌اي كوچك نيز بفروش نمي‌رسيد. بزودي زمان آن فرا رسيد كه مصرف كننده نوع خاصي از كالا را مي‌خواست، نه تنها خود كالا را. و مي‌خواست از نام آن نوع خاص آگاه شود. از همين‌جا هنر پوسترسازي و پوستركشي اهميت بسيار يافت و بسياري از هنرمندان بزرگ زنانه را به خود مشول كرد.

«دوميه» و «مانه» همزمان با هم شروع به كشيده پوستر كردند. در همين اوان استفاده از ليتوگرافي براي چاپ، محدوديت‌هاي بسياري را از ميان برد. ديگر لازم نبود براي چاپ شكل، طرح آنرا بروي فلز يا چوب حكاكي كننده. بعلاوه اوراق چاپي بزرگتر يافت كه هرگز حكاكي بروي چوب و فلز نمي‌توانست با آن برابري كند. اين امكانات تازه باعث بوجود آمدن آثار برزگي شد كه پوستر معروف ادوار مانه (1868) يكي از مشهورترين آنهاست. شيوه‌هاي اجراي «دوميه» كه از تكنيكي سريع، و ساده برخوردار بود ساليان دراز در ليتوگرافي مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در سال 1880 نهضت جديد گسترش فراواني يافت. «تئوفيل الكساندر اشتين لن»، شيوه‌هاي «دوميه» و «گاوارني» را به حد اعتلاي خود رساند. او بروي سطوح بسيار بزرگتر از پيشينيان خود كار مي‌كرد و استفاده از رنگ و بافت را در پوسترها توسعه بخشيد. در همين هنگام نخستين بارقه‌هاي توجه به ارزش تزئيني اشكال در آثار گرافيك درخشيد. ديگر تمام سطح چهار گوش پوستر از فرمها و رنگها پر نمي‌شد و قسمتهاي سفيد مانده و استفاده نشده نيز اهميتي همپاي قسمتهاي نقاشي شده يافت.

اما كسي كه مفهوم «پوستر» را كاملاً ديگرگون كرد، «تولوز لوترك» بود. او از حكاكي‌هاي ژاپني تأثير پذيرفت و به جزئيات هنر ظريف مشرق زمين علاقمند شد. نخستين پوستر اوترك «لاگولو» La Goulue بود كه در سال 1891 و براي كاباره مولن‌روژ پاريس تهيه شد. از آن پس اوترك ليتوگراف‌هاي بسياري از مناظر مولن‌روژ و رقاصان و باريگران تاتر تهيه كرد كه بسيار مشهور و حتي امروز نيز از پرفروش‌ترين پوسترهاست.

لوترك در آثارش از خط، نه بعنوان مرز ميان سطوح مختلف، بلكه همچون عاملي مثبت استفاده مي‌كرد. او براي نخستين بار هر رنگ را با استفاده از صفحه‌اي جداگانه چاپ كرد و تركيبات رنگ را با تعدد دفعات چاپ بروي يك سطح بوجود آورد. آثار او علاوه بر پوسترهاي تبليغاتي شامل صورت غذاي رستورانها، برنامه‌هاي تماشاخانه‌ها، جلد كتب و از اين قبيل بود. لوترك هر طرح را با خطوط اندك ساده نشان مي‌‌داد و باين ترتيب ارزش خط را در آثار خود افزايش مي‌داد. فرمهايش ساده بود و از سطوح رنگين بزرگ تشكيل مي‌شد. با اندك دقتي در آثار وي، متوجه تسلط بسيار لوترك بر طراحي مي‌شويم. او به بازي نور، آنگونه كه امپرسيونيست‌ها اهميت مي‌دادند، وقعي نمي‌نهاد بلكه بيشتر متوجه «فرم» و «حركت» بود. لوترك هيچگاه هيچيك از تئوري‌هاي رايج در هنر عصر خويش را نپذيرفت، و عضويت هيچ گروه هنري يا مكتب زيباشناسي‌اي را نيز نداشت.

بدين ترتيب اندك اندك هنر مفهومي تازه يافت. ديگر اثر هنري تنها به بومي آويخته از ديوار موزه اطلاق نمي‌شد. هنر قابل تكثير، گسترش بيشتر ي يافته بود و هر پوستر چاپي در عين داشتن تيراژي عظيم، خود اثري منحصر بفرد محسوب مي‌شد.

آفيش از لوترك

تولوز لوترك، نابغه كوتاه قد در كنار يكي از آثارش

همپاي اين جنبه‌ي جديد از هنر، طرفداران گسترش هنر از طريق تلفيق با اقتصاد و با استفاده از تكنيك‌هاي رو به پيشرفت صنعت چاپ، پاسخ‌هاي بيش از پيش قانع‌كننده‌اي در دفاع از نظريات خود يافتند. آنان دبگر تفاوت و فاصله‌اي ميان هنرهاي «زيبا» و «تجاري» نمي‌ديدند. چه تفاوتي مي‌توانست ميان پرتره‌سازي كه آثار خود را به قيمت خوب به خريداران مي‌فروشد با يك نقاش پوستر وجود داشته باشد؟ آيا يك نقاش رنگ روغن، حتي اگر بد نقاشي كند، مشمول دايره‌ي هنرهاي زيبا و يك پوسترساز گرچه بهترين آثار را پديد آورد خارج از اين دايره قرار مي‌گيرد؟ آيا هنرمنداني كه در قرن چهارده و پانزده ديوارهاي كليسا و محرابها را به سفارش كشيشان نقاشي مي‌كردند و آثاري جاودان پديد مي‌آوردند هنرشان «تجاري» نبود؟ گذشته از اين، هنرمند گرافيست به آويختن تابلويش در يك گالري و در انتظار بيننده‌اي احتمالي نمي‌نشست، بلكه نمايشگاه آثارش مجله‌ها، روزنامه‌ها، سر در سالن‌هاي تاتر و سينما و در و ديوار شهرها بود. او مستقيماً با گروه انبوهي از مردم روبرو بود.

پاورقي‌ها

1- ويليام هوگارث William Hogarth  نقاش و گراورساز انگليسي (1764- 1697)- هوگارث بخاطر پرتره‌هاي هنرمندانه‌اي كه كشيده (مثلاً پرتره «گاريك و همسرش» در موزه‌ي ويندسور) شهرت فراوان دارد.

2- انوره دوميه Honoré Daummier  (79-1808) نقاش معروف فرانسوي كه بيش از 4000 ليتوگراف هجو‌آميز از اوضاع سياسي و اجتماعي زمان خود باقي گذاشته است.

3- ادوارد مانه Edouard Manet  (83-1832) نقاش معروف امپرسيونيست فرانسوي.

4- Lithography

5- Théophile Alexandre Steinlen

6- Gavarni

7- Toulouse- Lautree (1901-1864)Henri Marie Raymond de