|
|
|
هنوز
قسمت مهمّي از تاريخ گذشتة ما در زير خاك
ايران پنهان است در
هر قدم از خاك سرزمين ما صفحهاي از كوشش
انسان براي ترقّي و پيشرفت خوابيده است دكتر
عيسي بهنام شهرري، ويرانههايي كه دراطراف آستانة
حضرت عبدالعظيم قرار دارند نزديك پايتخت
ماست. ما مردم تهران ازاين شهر كهن كه حتي
نامش در توراه و كتابهاي مذهبي پيش از
هخامنشيان در ايران آمده است چه ميدانيم؟
سابقاً وقتي هنوز ماشين دودي بين تهران و
حضرت عبدالعظيم كار ميكرد بعي از روزهاي
تعطيل را با زنها بزيارت ميرفتيم و در
مراجعت كوزه ماستي همراه ميآورديم كه بسيار
لذيذ بود. بعدها با استادان مرحوم اقبال آشتياني به
چشمه علي رفتيم. در تپههاي مجاور كوه بيبي
شهر بانو گورهايي از زمان قديم پيدا شده بود
و راجع به آن داستانها ميگفتند كه موجب
حيرت ما دبيرستانيها ميشد. مرحوم اقبال
استاد بسيار خوبي بود و واقعاً او را خيلي
دوست داشتيم. او در آنزمان، ميگفت بهترين
جزوهها بدتر از بدترين كتابهاي چاپ شده
است. متأسفانه تا همين سالهاي اخير هنوز
در دانشگاههاي ما جزوه گفتن مرسوم بود. |
|
سالهاست كه اين كاسة بزرگ گلي در يكي از قفسههاي موزة ايران باستان قرار داده شده، ولي من تقريباً اطمينان دارم كه نتوانسته است توجه شما را بخود جلب كند، زيرا آنطوري كه بايد نمايش داده نشده كه مورد توجه قرار گيرد. تقريباً چهل سال پيش دكتر اريك اشميت كه در تخت جمشيد نيز مدت زيادي بعد از پرفسور هرتسفلد كار ميكرد آنرا در ويرانههاي ري پيدا كرد و به موزة ايران باستان داد. اين ظرف سفالين بسيار زيبا است. خيلي نازك و با ظرافت مخصوصي ساخته شده و دركورهبرده شده است زمينة آن آجري رنگ است ولي يك رنگ يك دست بدون غلوغش. نقوش روي آن برنگ سياهاند، ولي … توجه كنيد چقدر زيبا هستند. من آنها را با كار رضا عباسي و حسين بهزاد مقايسه مينمايم. |
|
بنابر فرض اول بايد مثلاً اينطور توضيح
داد كه سياهان افريقا و زردپوستان آسيا و
قرمزپوستان امريكا و سفيدپوستان اروپا
همه از فرزندان آدم و حواي واحدي بودهاند
كه … معلوم نيست به چه علت ايقدر با هم
اختلاف شكل و قيافه پيدا كردهاند. معماي
ديگر اين ميشود كه اين فرزندان آدم در چه
زماني صورت گرفت. بنابرآنچه كه راجع به
انسان دوميليارد سال پيش گفته شد لازم
ميآيد كه خيلي پيش از دوميليارد سال پيش
اين فرزندان آدم تصميم به مسافر ت به
سيبريه و اروپا و امريكا و حتي قطب شمال
گرفته باشند. راجع به فرض دوم، يعني اينكه در هر نقطهاي آدم و حواي بخصوصي در چند ميليارد سال پيش بوجود آمده باشد كسي تاكنون نتوانسته است اظهار عقيدهاي بنمايد. ولي بنابر تحقيقات باستانشناسان اين امر مسلم شده است كه انسان «استرالوپيتكوس» كه جمجمهاش نزديك «ژوهانسبورگ» در افريقاي جنوبي پيدا شده درحدود پانصد ميليون سال پيش در آن مكان زندگي ميكرده است. اين مطلب هم كه انسان از نسل ميمون است امروز طرفداري ندارد، جزاينكه نسل ميمون شباهتهايي به نسل انسان دارد ولي اينها دو موجود متفاوتاند كه درطي زمانهاي دراز دركنار هم بوجود خود ادامه دادهاند. ما ناچاريم منطقاً يكي از اين دوفرضيه را
بپذيريم: يا بگوييم يك آدم و يك حوا در عالم
وجود داشتند و بقية مردم همه از فرزندان
آنها هستند و يا بگوييم در هر نقطهاي از
جهان، در تاريخ معيني، كه بنابر متخصصان
اين علم به پانصد ميليون سال پيش ميرسد، و
حتي در يكي از مجلات خواندم كه در سيبريه
آثار انسانهايي بدست آمده است كه لااقل
مربوط به دو ميليارد سال پيش است آدم و
حواي بخصوصي بوجود آمده است. |