|
|
||
ورجاوند، پرويز. "ميراثهاي تمدن ايراني در سرزمينهاي آسيائي شوروي". دوره12، ش135 (دي52): 25-30، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:معرفي بخشهايي ازكتاب "ميراثهاي ايراني در ..." نوشته دكتر ورجاوند در مورد معرفي آثار ارزنده فرهنگ و هنرايران در قرون پانزده وشيوه مرمت و بازسازي آثار تاريخي در سرزمينهاي ماوراءالنهر و آذربايجان شوروي. |
|
|
|
ميراث
هاي تمدّن ايراني در سرزمينهاي آسيائي
شوروي بررسي
و نوشته: دكتر پرويز ورجاوند دانشيار باستانشناسي
دانشگاه تهران آقاي دكتر پرويز ورجاوند، دانشيار
باستانشناسي دانشگاه تهران كه از همكاران
انديشمند «هنر و مردم» و از محققين فرزانه
كشورند، اخيراً كتاب ارزشمندي رير عنوان «ميراثهاي
تمدن ايراني در سرزمينهاي آسيائي شوروي»
به رشته تحرير درآوردهاند كه حاصل پژوهشها
و بررسيهاي ژرف ايشان در زمينه
باستانشناسي و تاريخ تمدن اين منطقه از
جهان است. ما، با آرزوي توفيق بيشتر براي اين همكار
ارجمند، ضمن نقل مقدمهاي كوتاه،
قسمتهائي از مطالب اين كتاب را كه به معرفي
آثار ارزنده فرهنگ و هنر ايران در قرون
پانزدهم و شانزدهم اختصاص يافته است براي
خوانندگان عزيز «هنر و مردم» بازگو ميكنيم: كتاب «ميراثهاي تمدن ايراني در سرزمينهاي
آسيائي شوروي» از نظر موضوع دو بحث اساسي
را طرح ميسازد كه عبارتند از: 1- معرفي برخي از محلهاي باستاني و تعدادي
از بناهاي تاريخي متعلق به فرهنگ و تمدن
ايران پيش و بعد از اسلام در سرزمينهاي
ماوراءالنهر و آذربايجان شوروي. 2- بحث و گفتگو درباره شيوه و تكنيك حفاظت،
تعمير و بازپيرايي آثار باستاني و بناهاي
تاريخي در اتحاد شوروي: در مورد اول نويسنده كوشيده است تا ضمن نامبردن
از محلهاي باستاني ماوراءالنهرواران (آذربايجان
شوروي) به اختصار سابقه تاريخي دو شهر
سمرقند و باكو را بيان داشته به معرفي
تعدادي از آثار ارزنده اين دو شهر مشهور و
تاريخي كه پيوندهاي ناگسستني با تاريخ و
فرهنگ ايران دار ند بپردازند. درضمن معرفي برخي از اين آثار نظير گور
امير، نويسنده نام معمار اصفهاني معروف
اين اثر را كه بر سردر آن باقي است ذكر كرده
است و باين وسيله نشان داده است كه بر خلاف
نظريههاي غيرعلمي كه مبتني بر نظرات خاص
سياسي است، آثار معماري قرن پانزدهم و
شانزدهم ماوراؤالنهر آثاري نيستند كه تحت
تأثير عوامل غيرايراني و نفوذ يورش
كنندگان چادرنشين ترك برپا شده باشند،
بلكه آثاري هستند كه بر اساس طرح و فكر
مهندسان و معماران اصفهاني- شيرازي و يزدي
خلق و ايجاد شدهاند. دربحث ديگر كتاب
نويسنده با دقت و كنجكاوي هرچه تمامتر
كوشيده است تا تكنيكهاي مختلفي را كه در
امر حفاظت و مرمت آثاري چون ديوارنگاره (فرسك)-
آثار چوبي- حجاريها و بالاخره بناها بكار
برده ميشود مطرح سازد و درباره آنها توضيح
دهد. در اين قسمت تفاوتي كه ميان نحوه
تعمير آثار و بناهاي اسلامي و بناهاي
تاريخي روس است مورد بررسي قرار گرفته است.
آنچه كه در اين زمنيه به بحث گذارده شده
مطلبي است با اهميت و درخور توجه كه شايد
براي اولين بار است كه در يك نشريه فارسي
مورد گفتگو قرار ميگيرد. |
|
درباره برخي از آثار مكشوف دراين نواحي
بايد گفت كه توجه چنداني به امر حفاظت از
آنها نشده و براثر باران و باد و سرما و گرما
لطماتي بآنها وارد گشته است. در عوض
باستانشناسان شوروي با تهيه نقشههاي كامل
و عكسهاي لازم، گذشته از چاپ گزارشهاي جامع
و دقيق درباره اين محلها و آثار بدست آمده
در آن، نسبت به تهيه ماكتهاي جالب از اكثر
اين بناها اقدام كردهاند تا دستكم اگر
روزي خود اثر دچار ويراني گرديد، گذشته از
عكس و نقشه، شكل و وضع عمومي آن نيز دردست
باشد. از جمله ماكتهاي جالبي كه ميتوان ياد
كرد، ماكتي است كه از روي بناي مدور و دو
طبقه مكشوف در ناحيه خوارزم تهيه شده و در
موزه تاشكند قرار دارد. -
درباره تزيينات معماري اين محلها
مانند: ديوار نگاره (فرسك)ها و حجاريها و گچبريها
و نقش برجستهها، شيوهديگري را بكار
ميبرند و آن اينكه در بيشتر موارد اين
قسمتها را بدقت از روي ديوار جدا ساخته و پس
از تعمير و بازسازي لازم، به موزهها منتقل
كرده و نصب ميكنند. اين امر اگرچه به حفظ اين
قطعات كمك ميكند و موزهها را غني ميسازد
ولي به عقيده بسياري از صاحبنظران بر رويهم
و بنا بدلايلي چند نميتوان عملي بي چون وچرا
تلقي گردد. از جمله آنكه با جدا ساختن اين
تزيينات ازبدنه آثار معماري، نه تنها اين
بناها حالت خود را از دست ميدهد و تغيير شكل
مييابد، بلكه سابقه نشان داده است كه به
ويراني بنا و بيتوجهي به مجموعه اثر نيز
منجر ميگردد، تا جائي كه پس از مدتها ديگر
چيزي از آن باقي نميماند. -
نمونة تأسفآور اين گونه كار را
ميتوان درباره آثار معماري كاخ داريوش در
شوش ذكر كرد كه بر اثر جدا ساختن آجرهاي
برجسته و لعابي از روي ديوارهاي آن، به
منظور غني ساختن و عظمت بخشيدن به گنجينه
موزه لوور، امروز ديگر اثري از آن بناها در
محل برجاي نيست. معرفي
برخي از بناهاي معروف بعد ازاسلام و شيوه
تعمير آنها در سرزمينهاي آسيائي شوروي |
|
شيوه
تعمير و بازپيرائي بناهاي سمرقند در مورد تعمير بناهاي تاريخي منطقهاي كه
سمرقند، بخارا و ترمذ را شامل ميشود، از
مدتها پيش اقداماتي انجام شده، چنانكه حدود
351 اثر تاريخي تا بحال مورد تعمير و
بازپيرائي قرار گرفته است. اقدامات مربوط
به بررسي و شناسائي و اندازهگيري و تهيه
عكس از روي آثار و بناهاي دوران بعد از
اسلام در «ورارود» از سال 1926 توسط هيأت
اعزامي موزه فرهنگ ملل شرق شروع گرديد و در
دنبال آن بتدريج و به كندي عمليات حفاظتي و
تعميراتي اين آثار آغاز گشت. هنگام بازديد ما از اين آثار در چند محل و
از جمله درمدرسه الغبيك- گور امير و
بالاخره مسجد عظيم بيبيخانم عمليات
تعميراتي در جريان بود، كه مهمتر از همه
تعميرات اساسي مسجد بيبيخانم را بايد
ياد كرد. تعمير بناي مزبور براساس يك طرح
جامع و به گونهاي اساسي آغاز گرديده و
ميتوان آنرا يكي از مهمترين كارهاي
تعميراتي مربوط به بناهاي مذهبي اسلامي
بشمار آورد. چنانكه با پايان تعمير اين اثر
باحتمال نمونهاي قابل توجه و بحث در امر
تعمير بناهاي تاريخي سرزمينهاي اسلامي،
درپيش روي خواهيم داشت. در اينجا لازمست باين نكته اشاره شود كه در
سالهاي گذشته در امر حفاظت و نگهداري از
بناهاي تاريخي سمرقند چنانكه شايسته اين
آثار است كوشش نشده است و اگر فعاليتي كه در
چند سال اخير آغاز شده است، از حدود پنجاه
سال پيش صورت ميگرفت وضع بناها در شرايط
بسيار مناسبتري از وضع امروزي آنها بود. تعميراتي كه در اغلب بناهاي سمرقند تاكنون
انجام شده است از نظر شيوه كار وضع خاصي
دارد كه به ويژه با سبك تعمير بناهاي كلاسيك
معماري روس، اختلاف كلي و فاحشي را نشان
ميدهد. در اغلب بناها شيوه تعمير عبارتست از
كوشش در استحكام بخشيدن به بنا و جلوگيري از
ويراني آن. چنانكه اگر قسمت پائين ديوار بر
اثر رطوبت صدمه ديده است، آنرا با مصالح
جديدي و به گونهاي خشن تعمير كردهاند و
هرجا كه تزيينات بنا فرو ريخته است، جاي
آنرا با گچ سفيد ساختهاند. شيوه كار اگر در
اصل روشي درست باشد، در برخي موارد به
زيبائي و منظر عمومي بنا لطمه وارد ساخته و
اثر، حالت چشمگير خود را از دست داده است و
جلوهو شكوه نخستين آن چون شمعدان مرصعي كه
پرتو شمعش فرو خفته و ريزهكاريهاي بدنه آن
در زير قطرات مذاب خاكآلود شمع از نظر
ناپديد شده باشد، درخشش خيرهكننده خود را
تا حد قابل توجهي از دست داده است. درباره شهر سمرقند با اينكه امكان بازديد
تمامي آن دست نداد ولي ميتوان گفت كه
رويهمرفته اين شهر نظير برخي از شهرهاي
تاريخي، فداي هوسبازي شهرداران و
استانداراني كه بمقصد خودنمائي و بعنوان
اقدامات عمراني با بيگانگي و بيتوجهي
هرچه تمامتر به اهميت تاريخي و بافت كهن
شهرها زدهاند، مورد تجاوز قرار نگرفته
است. چنانكه شهر در بيشتر قسمتها حالت و
فضاي كهن و دستكم قرن نوزدهم خود را حفظ
كرده است. انجام اين امر بدان مفهوم نيست كه
شهر از قرن نوزدهم به بعد تغييري نكرده باشد
و بناهاي جديد و خيابانها و محلههاي تازه
و ساختن بناهاي بزرگ مانند اپرا و تآتر و
واحدهاي صنعتي و دانشكدهها و بيمارستانها
و نظاير آن چنان صورت گرفته كه به بافت
تاريخي شهر لطمه فراوان وارد نساخته است. از
جمله اينكه بناهاي بزرگ جديد از بناهاي
تاريخي دهنكجي شده باشد و يا اينكه
اندازه آنها، اندازه و فضاي كلي محوطهها و
اثرهاي تاريخي را خرد ساخته و تحت تأثير
قرار داده باشد. (نظير لطمهايكه بناي نه
طبقه هتل كورش كبير در اصفهان با آن ارتفاع
زيادش به بناي سيوسه پل و بافت مجموعه
تاريخي چهارباغ و فضاي باز زايندهرود
وارد ساخته است.) نكته جالب درباره سمرقند اينكه اكثر
ساكنان آن نيز همچنان به سنتهاي ملي خود
وفادار مانده و از جمله در امر پوشيده لباس
به كسوت مغرب زمينيها درنيامدهاند.
هنوز در سمرقند كموبيش با مردمي كه
درنهايت زيبائي و با لهجه تاجيكي به فارسي
سخن ميگويند برخورد ميشود. پديدهايكه
دربرخورد با آن قلب هر پارسي گوئي كه به
سمرقند افسانهاي پاي گذارده است خواهد
طپيد و اشك شوق در چشمانش حلقه خواهد زد.
بناهاي
تاريخي ناحيه اران (آذربايجان) و شيوه تعمير
و بازسازي آنها در ناحيه اران در جريان كاوشهاي
باستانشناسي آثار معماري چندي از دورانهاي
پيش از اسلام بدست آمده است كه از آن جمله
ميتوان كشف يك بناي جالب با پايه ستونهاي
سنگي شكل از دوران هخامنشي را ياد كرد. اين
پايه ستونها از محلي بنام «ساري تپه» نزديك
باكو بدست آمده و هم اكنون در موزه تاريخ
باكو نگهداري ميشود. در اين سرزمين ازآثار معماري دوران اشكاني
نيز نمونههائي بدست آمده است كه از جمله
ميتوان پايه ستونهاي سنگي كشف شده در محلي
بنام «قَبَلَه» را نام برد. پايه ستونهاي
مزبور بشكل مربع و با شال مدور است. در شماخي
نيز مجسمه سنگي بزرگ و ناتمامي بدست آمده كه
شيوه كار آن معرف سبك رايج دوران اشكاني است.
اين هر دو اثر درحياط قلعه شيروانشاهان
قرار دارد. درباره وضع اين ناحيه و وجود بناهاي عظيم
در دوران ساساني، در مجموعه «ابنيه و آثار
تاريخي اسلام در اتحاد شوروي» چنين آمده
است: «مقارن ميلاد مسيح سطح زندگي در سرزمين
آذربايجان بعلت دارا بودن موقعيت مناسب و
خوب جغرافيائي در محل تقاطع راههاي تجارتي
غرب و شرق پيشرفت زيادي ميكند، بعضي از
شهرها مانند نخجوان حتي در قرن 2 نقش مركز
بزرگ تجارتي و مدني را ايفا ميكرد. هنگامي
كه آذربايجان در تركيب دولت ساساني بود
ساختمانهاي عظيم و و سيعي در آنجا ايجاد
ميگرديد. در اوان حمله عرب يعني اواخر قرن هفتم
ميلادي در اين كشور تراديسيون عالي
ساختماني موجود بود. اشاعه اسلام در
آذربايجان موجب پيدايش ساختمانهاي تازه
مذهبي از قبيل، مسجد، مناره و مقبره گرديد.» |
|
قلعه
شيروانشاهان در اواخر قرن چهاردهم ميلادي باكو كه يكي
از بزرگترين شهرهاي ناحيه اران بود بعنوان
تختگاه شيروانشاهان برگزيده ميشود و در
نتيجه آثار معماري جالبي در آنجا برپا
ميگردد كه مهمتر از همه مجموعه بناي قلعه
شيروانشاهان است. مجموعه مزبور در
مرتفعترين قسمت شهر قرار دارد. واحدهاي
مختلف بنا با رعايت اختلاف سطح موجود در
محل بنا شده است. سال آغاز بناي اين مجموعه
مربوط به 1435-1436 ميلادي (مطابق قرن نهم هجري)
است. مجموعه بناهاي معروف به قلعه شيروانشاهان
از قسمتهاي مختلفي چون: ديوانخانه-
مسجد- حمام- آرامگاه و غيره تشكيل يافته
است كه تمامي آنها از سنگهاي تراش و
صيقلدار و در بعضي جاها حجاري شده و كتيبهدار
ساخته شده است. از جمله آثار چشمگير آن
ميتوان سردر مرتفع آرامگاه را ياد كرد كه
با تزيينات و كندهكاريهاي زيباي خود
جلوهاي خاص به مجموعه بنا بخشيده است. قزقلعه از جمله بناهاي جالب باكو بايد از برج عظيم
سنگي قزقلعه ياد كرد. بناي قزقلعه عبارتست
از يك برج مدور بارتفاع 284 متر كه تمامي آن
از سنگ ساخته شده است. يك پله پيچ طبقات
مختلف بنا را بهم متصل ميسازد. اين اثر يكي از شاهكارهاي معماري دفاعي
منطقه بشمار ميرود كه در قرن دوازدهم
ميلادي ساخته شده است. اين بنا كه افسانههاي
فراوان درباده آن وجود دارد، امروز بصورت
مهمترين نشانه (سمبل) شهر باكو درآمده است. اين بنا نيز از جمله كارهاي جالب تعميراتي
باكو بشمار ميرود كه ضمن آن به گونهاي
مناسب، از ويرانيش جلوگيري كردهاند. پاورقيها 1-
Republique Socialiste
Sovietique de L'ouzbekistan. Editions de 1’Agence de Presse Novosti
Moscou. P. 77.
2-
با توجه به حجم و عظمت اين بنا و نزديك بودن
آن به زمان بناي گنبد سلطانيه بيمناسبت
نخواهد بود تا تهيه كنندگان طرح تعمير
بناي گنبد سلطانيه با چگونگي كار تعمير
اين بنا آشنائي بيابند و با متخصصان شوروي
به تبادل نظر پردازند. |