يكتائي، مجيد. "آوارها و سرزمين سريردار". دوره 12، ش 136 و 137 (بهمن و اسفند 52): 51-56، تصوير.

 

خلاصه:واژه سرير، معرفي سرزمين سرير (داغستان)، جمعيت و مذهب، تاريخ اين سرزمين تا امروز، شرحي برجنگها و دلاوري‌ها، رقص و موسيقي و صنايع ظريف‌اين مردمان.

آوارها و سرزمين سريردار

بقلم مجيد يكتائي

 

در داغستان قبايل بسيار با زبانهاي گوناگون زندگي ميكنند مهمترين قبايل و مردم داغستان بترتيب كثرت نفوس آوارها- دارگاها- لزگي‌ها- قمق‌ها (غازي قمق- كاپرقمق)، لاك‌ها، تابه‌سرانيها، تاتها و بسياري از قبايل و مردم ديگر هستند.

آوارها عقيده دارند نام آنها از آواره فارسي گرفته شده و آنان مردمي بوده‌اند كه پس از انقراض ساسانيان از ايران بداغستان رفته  و در كوه‌هاي آن ديار آواره‌گشته‌اند.

سرزمين آوارها را بنام آنان آوار گفته‌اند و آن سرزمين را يكي از بخشهاي دهگانه داغستان دانسته‌اند و همچنين نوشته‌اند: «آوارها درمنتهاي داغستان بحدود چركس متصل است.»

پس از اسلام سرزمين آوارها را سرير و سريردار و بعربي (صاحب‌السرير) خوانده‌اند و عقيده هست كه چون شاهزادگان ساساني تخت زريني با خود بداغستان برده‌اند ازاينرو كشور خود را سريردار (صاحب‌السرير) ناميده‌اند.

زاخارميلتي در سده ششم ميلادي ضمن بيان رويدادها اين سرزمين را بت دادو ناميده و آنها را مردمي كوه‌نشين دانسته در مأخذ باستاني نام ديدوي‌ها آمده و برخي گمان برده‌اند ايندو نام با يكديگر مربوط است.

درمآخذ گرجي آمده است كه ديدوي‌ها در سده پنجم ميلادي بهمراهي لاك‌ها و برخي قبايل ديگر از فرمانرواي گرجستان پيروي ميكردند. در مآخذ باستاني داغستان نيز نام اين سرزمين آوار آمده است و بخش كوهستاني داغستان را پس از اسلام «صاحب‌السرير» گفته‌اند چنانكه حمزه اصفهاني مينويسد نام سرير فارسي است و بمعني سرير عربي نيست و در پژوهشهاي تاريخي در داغستان بيشتر اين عقيده هست كه سرير نام فارسي است به معني چهارپايه يا سره‌كوه.

درسده دهم ميلادي سرزمين كوهستاني آوارها تا نزديكي شهر سمندر پايتخت خزرها امتداد يافت و مركز سرير را خمرج و خنزه و خونزج و هونزه نوشته‌اند كه اكنون بنام خونزاق معروفست و اين شهري است دركوهستاني كه سرچشمه قوي سوي آوار است و در گذشته مركز سران آوار بوده سرزمين آوار كه امروزه نيز سريردار گفته ميشود در جنوب داغستان كنوني است و گاه باين مناسبت به همه داغستان نيز سريردار گفته‌اند و مردم آوار و داغستان درگذشته بايران (تاج) مي‌گفتند و شايد تاج‌وسرير با يكديگر مناسبتي داشته باشد.

مسعودي مينويسد:

«…. مملكت سرير است كه پادشاه آنرا فيلانشاه گويند …. سابقاً درهمين كتاب گفته‌ايم كه وي از اعقاب بهرام گور است و اورا فرمانرواي سرير از آنرو گفته‌اند كه يزدگرد آخرين پادشاه ساساني وقتي شكسته و فراري شد تخت طلا و خزاين و اموال خودرا بمردي از اعقاب بهرام گور داد تابدين مملكت ببرد و تا بوقت استرداد درآنجا محفوظ دارد ….»

آوارها از ديرباز درجنگها با ايرانيان همراه بوده‌اند و خود نگهبان مرزي بوده در زمان ساسانيان همگام سپاهيان ايران جنگيده و پس‌از انقراض ساسانيان هنگام خلافت عباسيان كه با ايرانيان بدرفتاري مي‌كردند بقصد برانداختن خلافت عباسي تا تبريز پيش آمدند و علت بازگشت آنان معلوم نيست؟

آوارها را تاولي يا داغلي نيز گويند و آندو بمعني كوهستاني است و سرزمين آنها از شوشي آذربايجان تا سرزمين چركس‌هاي قفقاز و كناره‌هاي درياي مازندران گسترش دارد. آوارها در جنگهاي نادرشاه با لزگيها همراه نادرشاه بودند و هنگاميكه ابراهيم خان برادر نادرشاه در داغستان فرمانروايي داشت با او نيز همراه بودند آوارها بدليري و مردانگي شهرت دارند.

شماره نفوس آوارها درجهان بيك ميليون ميرسد اما در داغستان كه بزرگترين مركز اجتماع آوارهاست شماره نفوس آنها چهارصدوپنجاه هزار است و اين عده درحدود يك‌سوم مردم داغستان امروز است. پس از جنگهاي ايران و روس و جنگهاي ايران و عثماني در داغستان و جنگهاي جهانگير اول و دويم و تغيير رژيم روسيه تزاري بسياري از مردم داغستان مانند آوارها، چچن‌ها، اينگوشها، لزگي‌ها، تاتها يا پراكنده شده يا بديگر نقاط از جمله سيبري در زمان استالين كوچ داده شده‌اند. گروهي نيز در آسياي ميانه و سغد و خوارزم رفته و چندين هزار از آوارها در تركيه، عراق، سوريه و اردن زندگي ميكنند. در تركيه (آناتولي) هفده ده بزرگ آوارنشين هست.

درميان آوارها آثار دين زرتشتي ديده ميشود مذهب كنوني آوارها اسلام و شافعي است و پيش از انقلاب دانشمنداني داشته‌اند كه بزبان فارسي و عربي تسلط داشتند و آثار و تأليفاتي بوجود آورده‌اند و درميان آنها نويسندگان و شاعران و آهنگسازان خوب ديده ميشود. ازميان آوارها مردان جنگي و سرداران نامدار و قهرمانان ورزيده بسيار است شامل يكي از قهرمانان ملي داغستان از آوارها بود. درسال 1829 بهنگام پيكار نيروهاي روسيه تزاري با عثمانيان شامل داغستان را از وجود سربازان روسي تزاري پاك كرد و بخشي از ناحيه چيچن را نيز تصرف كرد و درسال 1834 دولتي مستقل و محلي بوجود آورد از شامل آسها و گاباردها نيز پشتيباني ميكردند و برخي از قبايل كنار درياي سياه نيز بوي پيوستند:

چنانكه بيش از دويست‌وهفتادهزار سرباز و افسر روسي تزاري مدت سي‌سال از سال 1829 تا 1859 براي سركوبي شامل و پيروان او در داغستان و چيچن بجنگ خونيني دست زدند و كاري ازپيش نمي‌بردند براي اينكار در سرزمين آوارها بسياري از جنگلها نابود شد و تنها در زمستان 185- 1857 نيرو‌هاي روسيه تزاري در سرزمين چيچن و اينگوش درحدود پنجهزار هكتار اراضي جنگلي را نابود كردند تا راه‌هاي نظامي احداث گرديد و بدره‌هاي كوهستاني راه يافتند و بارها تازش سپاهيان تزاري براز تصرف مواضع آوارها در داغستان با شكست روبرو شد و بآنها تلفات سنگيني دادند. ناچار از حمله مستقيم بآوارها گذشته همه‌بخش شرقي قفقاز شمالي يعني داغستان و سرزمين آوارها به محاصره نيروي روسيه تزاري درآمد. آلكساندر دوماي پدر در سفرنامه‌خود بقفقاز كه از آن سرزمين عبور ميكرده از آوارها ستايش كرده است اين سفرنامه در سه جلد منتشر شده است. حاجي‌مراد از قهرمانان ديگر آوار بود كه تولستوي درآخر عمر بار ديگر به قفقاز رفت و داستان دلاوري و مردانگي اورا در راه آزادي و استقلال برشته تحرير آورده است. تولستوي در كتاب «حاجي‌مراد» حماسه‌اي از قيام دليرانه مردم سيه‌روز داغستان كه در‌آن زمان در اسارت و بردگي روسيه تزاري بود نشان داده است.

يك زن بخش اندي آواربا كلاه چوختر

دوشيزه‌اي با زينت‌آلات زازار- از تابه‌سران‌ها

جورات دستبافت آوار

پلاس بافت آوار

زن ارچيني از آوار و لزگي (ميان اندر)

 

يك بچه روتول (از لزگي‌ها)

زن اندي‌آوار كه چوختر (كلاه مخصوص) برسر دارد

 

يك زن ارچي آوار

طلسمان (نظرقرباني) براي آويختن به ساختتمان‌هاي نوساز خانه‌ها- از پارچه‌هاي رنگارنگ كه بر آنها دعا نوشته شده از لزگي‌هاي مسلمان

پس از جنگهاي ايران و روس و عهدنامه‌هاي گلستان و تركمان‌چاي داغستان و دربند به روسيه تزاري واگذار شد ولي آوارها و مردم آنديار بآساني تسليم حكومت تزاري نشدند و مخصوصاً سران آوار مانند قاضي محمد، حمزت بيك، شامل و حاجي‌مراد استادگي كردند و با لشگريان روسيه تزاري درگيري سخت پيدا كردند آوارها و داغستاني‌ها بواسطه آنكه مسلمانان ديگر قفقاز مانند چيچن‌ها و اينگوشها و چركسها را تجهيز كرده براي جهاد و جنگ‌هاي پارتيزاني آماده كردند. سلاح مردم قفقاز خنجر و شمشير و گاه تفنگهاي سرپري بود كه از زمان نادرشاه د شمخال ساخته ميشد و سلاح سربازان روس بيشتر تفنگ بود. شماره لشكريان روس كه مأمور سركوبي داغستاني‌ها بودند دويست‌وهفتادهزار نفر بيشتر بود با اينهمه روسهاي تزاري كاري پيش نمي‌بردند شيخ عليخان دربندي نيز زير بار روسها نميرفت و تا چندي او مقاومت كرد روسها چندبار از جمله در دره عياقاقا (دره آغل) شكست سخت خوردند و تلفات بسيار دادند كه اكنون دراين دره ستون يادبودي نزديك چشمه آبي برپاست.

قاضي محمد برخي دهات از جمله قزلر را غارت كرد و پايداري ميكرد تا درسال 1832 ميلادي پس‌از هفت‌سال جنگيدن كشته شد و حمزت بيك دوسال‌ونيم جنگيد و شيخ شامل كه بسيار محبوب آوارها و مردم داغستان بود بيست‌وپنجسال در كوهستان جنگيد حاجي‌مراد دربند را محاصره كرد اما موفق بگشودن آن نشد.

سرخاي خان قاضي قمق هفده سال جنگيد و دو دفعه بايران آمد تا كمك دريافت دارد پادشاهان قاجار باحترام عهد‌نامه‌هاي گلستان (1813 ميلادي) و تركمان‌چاي باو و نمايندگان ديگري كه آوارها فرستاده بودند كمك نكردند و ناچار رو بدربار عثماني آوردند.

شرح جنگها و دلاوريهاي مردم داغستان و آوارها را مولفان روس و ازجمله محمدطاهر داغستاني بويژه شرح دلاوريهاي شامل را نوشته است. شامل پس از مأيوس شدن از كمك دولت ايران چندبار از عثمانيان كمك گرفت آخرين تكيه‌گاه او در ده‌قوني بود در ششم سپتامبر 1859 بخش كوهستاني قوني بتصرف نيروهاي روسيه درآمد باز شامل دستگير نشد در نوامبر آنسال محمد امين يكي از فرمانده‌هاي شورشيان قفقاز غربي تسليم شد شامل باز با فرمانده روس بنام بارياتينسكي ميجنگيد و درسال 1859 اورا در كوههاي ده‌قوني كه تا محچ‌قلعه 170 كيلومتر راه كوهستاني است و من از آن محل ديدن كرده‌ام درآنجا دستگير شد فرمانده روس روي تخته سنگي در جنگل نشسته بود كه شامل را نزد او آوردند.

در روي همان تخته‌سنگ طاقي بيادبود ساخته شده و سنگي نصب شده كه تاريخ 25 اوت 1859 ميلادي و نام فرمانده روس روي آن نگاشته شده است. دركوه‌هاي نزديك همان ده‌قوني يكي از سنگ‌نبشته‌هاي ساساني در كوهستان هست درنتيجه اين جنگها بسياري از دهات داغستان خراب و ويران گرديد و كمتر جايي آباد مانده بود با وجود تسليم شدن شامل باز تا سال 1920 داغستان بكلي از وجود مخالفان روسيه تزاري پاك نشده بود همچنين امير بخارا تا سال 1839 يكي از فرماندهان روسيه تزاري بنام يروفسكي با يك سپاه پنجهزار نفري نتوانست به خيوه دست يابد.

هنگاميكه ناصرالدين شاه از راه روسيه به اروپا ميرفت نيز هنوز عده كثيري در قفقاز و ديگر نقاط روسيه پايداري ميكردند و با ارتش روسيه تزاري درگيري داشتند تزار روس از ناصرالدين شاه خواهش كرد كه چون آنها خودشان را رعين شما ميدانند آنان را خواسته بسالمت دعوت نمائيد تا دست از جنگ و ستيز بردارند ناصرالدين شاه گروهي از آنان‌را احضار كرد و برخي از آنها را مانند برادران زالتاشها بايران فرستاد.

آوارها داراي صنايع ظريفه و هنرهاي دستي هستند ابوالحسن مسعودي در سده نهم ميلادي از شهر قبه يا قبه‌چي (كوباچي) در داغستان ديدن كرده و صنايع ظريفه آنها را ستوده و آثار زرگري و هنرهاي آنها را توصيف كرده است.

سازهاي ملي داغستاني و آوارها چنگ‌وچگور (چور) است و اكنون خواننده ملي آوارها مؤمنات حسنوا است و آوارها در ساختن آهنگ دست دارند و دارگاها در سرودن شعر و لزگي‌ها در رقص كه معروفست چنان ميرقصند كه از كمر ببالا تكان نمي‌خورد. آوارها تغزلهاي غنائي همانند غزلهاي ما دارند و درميان سرودهاي آوار نام نام پادشاهاني مانند كيكاووس و قهرماناني چون رستم و نادر ديده ميشود از نويسندگان آوار يك خوشي‌نف و ديگر فاطوعلي‌يوا را ميتوان نام برد.  

پاورقي‌ها

      1-     قاموس اعلام تركي

        2-     دره نادر از ميرزا مهدي‌خان استرابادي.

        3-     تاريخ زين‌الاخبار ابوسعيد عبدالحي‌بن ضحاك‌بن محمود گرديزدي ديده شود.

        4-     Bat-Dadu

        5-     سني ملوك‌الارض و الانبياء

        6-     مروج‌الذهب ترجمه آقاي ابوالقاسم پاينده در ذكر جبل قبخ.

 8- بروسي گوئيپ.

 9- Provski